روایت تازه زاکانی از حمله ۹ اسفند: موشک مستقیما به محل اقامت مجتبی خامنهای اصابت کرد
علیرضا زاکانی، شهردار تهران، روایت تازهای از حمله ۹ اسفند به محل اقامت مجتبی خامنهای که اکنون رهبر سوم جمهوری اسلامی است، ارائه کرد. او گفت موشک مستقیما به طبقهای اصابت کرد که مجتبی خامنهای و همسرش، زهرا حداد عادل، در آن حضور داشتند.
زاکانی چهارشنبه ۲۱ مرداد در مصاحبهای ویدیویی با خبرگزاری دانشجو، وابسته به بسیج، اعلام کرد مجتبی خامنهای یکی از اهداف حملات آمریکا و اسرائیل در نخستین روز جنگ بود و بر اثر اصابت موشک به محل سکونتش مجروح شد.
او افزود: «در ساختمانی که آسیب دید، موشک مستقیم به طبقه ایشان خورد. قصد داشتند ایشان را شهید کنند. یکی از اهداف حمله خود ایشان بود.»
به گفته شهردار تهران، زهرا حداد عادل که معلم بود، صبح روز حمله بهدلیل «سردرد» تصمیم گرفت با تاخیر راهی مدرسه شود و در نتیجه، هنگام حمله در خانه بود و جان باخت.
مجتبی خامنهای از زمان انتصاب بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، در هیچ مراسم یا مکانی عمومی حاضر نشده و هیچ پیام صوتی یا تصویری منتشر نکرده است.
پیامهای منتسب به او تنها بهصورت مکتوب منتشر میشوند.
روایتهای متفاوت از روز حمله
اظهارات زاکانی با گزارشهای قبلی درباره محل کشته شدن زهرا حداد عادل تفاوت دارد.
پیشتر اعلام شده بود او در حمله به بیت رهبری، همراه با شماری از اعضای خانواده علی خامنهای، از جمله مصباحالهدی باقری کنی و بشری خامنهای، کشته شده است.
محسن قمی، معاون ارتباطات بینالملل دفتر رهبر جمهوری اسلامی، نیز پیشتر روایت متفاوتی از چگونگی جان به در بردن مجتبی خامنهای مطرح کرده بود.
او گفته بود مجتبی خامنهای هنگام حمله در همان ساختمانی حضور داشت که دیگر ساکنان آن کشته شدند، اما چند دقیقه پیش از اصابت موشک به حیاط رفته بود.
زاکانی: انتصاب رضایی پیامی به آمریکاست
شهردار تهران در بخش دیگری از مصاحبه خود اعلام کرد انتصاب محسن رضایی به سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی، حامل «پیامی خاص» برای آمریکاست.
زاکانی با تکرار مواضع علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، گفت انتصاب رضایی نشان میدهد «دوران بزندررو تمام شده است».
به گفته او، در دوران حکمرانی ۳۷ ساله علی خامنهای، «نظام اسلامی در سراسر جهان و مقاومت در منطقه» گسترش یافت و «انقلاب» نیز در دوره رهبری مجتبی خامنهای «بارورتر و بزرگتر» خواهد شد.
«محور مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حماس، جهاد اسلامی، حزبالله، حشد شعبی و حوثیهای یمن، استفاده میکنند.
افزایش نفوذ چهرههای تندرو
سیانان ۲۰ مرداد گزارش داد انتصاب شش چهره تندرو در سمتهای ارشد نظامی و امنیتی از سوی مجتبی خامنهای، از حرکت حکومت به سوی سیاست خارجی تهاجمیتر و تشدید فضای امنیتی در داخل ایران حکایت دارد.
رضایی ۲۰ مرداد در دیدار با سفیر چین در تهران تهدید کرد تا زمانی که آمریکا رفتار خود را تغییر ندهد و شروط جمهوری اسلامی را نپذیرد، تنگه هرمز بازگشایی نخواهد شد.
او اضافه کرد: «آمریکا باید جنگ را پایان دهد، پولهای مسدود شده ایران را بپردازد و جنگ در کل منطقه از جمله لبنان و غزه پایان یابد. شروط دیگر تهران نیز از طریق واسطهها به آنها منتقل شده است.»
همزمان با ادامه اقدامات تنشآفرین جمهوری اسلامی، چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن بر سر بازگشایی تنگه هرمز در هالهای از ابهام قرار دارد و گمانهزنیها در روزهای اخیر درباره احتمال گسترش دامنه و شدت درگیریها در منطقه بالا گرفته است.
۸۳ درصد از شهروندان شرکتکننده در نظرسنجی ایراناینترنشنال، در پاسخ به یک نظرسنجی اینستاگرامی گفتند در صورت فراهم بودن شرایط، تصمیم به مهاجرت و ترک ایران میگیرند.
حدود ۱۰۰ هزار نفر در طی یک شبانهروز در این نظرسنجی شرکت کردند و به این سوال پاسخ دادند که «آیا اگر امکانش را داشته باشید، از ایران مهاجرت میکنید؟»
نتایج این نظرسنجی نشان میدهد ۸۳ درصد از شرکتکنندگان گزینه «بله» و ۱۷ درصد گزینه «خیر» را انتخاب کردهاند.
این آمار در کنار نظرات تشریحی کاربران در بخش نظرات، تصویری از وضعیت ذهنی بخش قابل توجهی از جامعه ارائه میدهد که ترکیبی از ناامیدی اقتصادی، خستگی سیاسی، تعلق به وطن و دوگانگی میان ماندن و رفتن است.
عوامل اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی، وضعیت سیاسی و چشمانداز مبهم آینده، از جمله دلایل مهاجرت در میان ایرانیان است.
موسسه استاسیس مستقر در واشینگتن نیز اسفند سال ۱۴۰۲ یک نظرسنجی انجام داد که بر اساس آن، حدود ۷۶ درصد از مردم معتقد بودند جوانان در ایران برای خودشان آینده موفقیتآمیزی نمیبینند. این رقم در میان کسانی که در گروه سنی ۱۸ تا ۲۹ قرار داشتند، ۸۲ درصد بود.
گروه بزرگی از کاربران در اشاره به تصمیم برای مهاجرت یا ماندن، مشکل اصلی را ناتوانی از تامین یک زندگی معمولی در ایران عنوان کردند.
شهروندی نوشت: «قبلا پول نداشتیم مهاجرت کنیم، الان پول نداریم در ایران زندگی کنیم.»
دیگری گفت با دلار ۲۰۰ هزار تومانی حتی تا نزدیک مرز هم نمیتوان رفت.
بسیاری تاکید کردند اگر پول داشتند، برای یک «زندگی عادی، بدون اضطراب، با آیندهای قابل پیشبینی» حتما مهاجرت میکردند.
بر اساس اطلاعات سازمان ملل متحد، از سال ۱۳۵۹ که روند ثبت رسمی پناهندگی ایرانیان آغاز شد، تعداد پناهندگان نزدیک به چهار میلیون و ۱۴۲ هزار نفر است.
بر اساس بررسیهای ایراناینترنشنال، در مجموع، تخمین زده میشود علاوه بر پناهندهها، نزدیک به دو میلیون ایرانی نیز از طریق مهاجرت قانونی از کشور خارج شده باشند.
با توجه به آمار ۸۷ میلیون نفری جمعیت ایران، از هر ۱۵ ایرانی یک نفر خارج از کشور زندگی میکند. هرچند منابع غیررسمی شمار ایرانیان نسل اول مقیم خارج از کشور را تا بیش از هشت میلیون نفر هم تخمین زدهاند.
ایران در سالهای اخیر همواره در صدر فهرست کشورهای فرستنده دانشجو به آمریکا و اروپا بوده و رتبه چهارم جهان در اعزام دانشجوی دکتری به ایالات متحده را به خود اختصاص داده که نشاندهنده تخلیه سیستماتیک سرمایههای انسانی است.
موافقت قاطع با مهاجرت برای کرامت و زندگی استاندارد
بخش قابل توجهی از نظرات بر این تمرکز یافته است که عمر و جوانی یک بار و فرصت بهرهمندی از زندگی استاندارد، محدود است: «یک بار فرصت زندگی و جوانی داریم و کاش بتوانیم آن را در جایی با حال خوب سپری کنیم.»،
در پیام دیگری آمده است: «میخواهم برای داشتن یک زندگی عادی و کرامت انسانی مهاجرت کنم. ما شایسته بیش از اینها در وطن خودمان بودیم و هستیم.»
برخی میزان اشتیاق خود برای مهاجرت را با جملاتی اینچنینی تشریح کردند: «بله حتی بدون چمدان و حتی با پای پیاده هم بتوانم میروم.»
جمله «مگر چند سال عمر میکنیم که مدام منتظر باشیم ایران درست شود؟» بارها در میان کامنتها تکرار شده است.
بحرانهای طولانیمدت در ایران باعث شده بسیاری از ایرانیان رنج دوری از خانواده و تفاوتهای زبان، فرهنگ و آبوهوا را به جان بخرند و مهاجرت را گزینهای جدی برای آینده بهتر قلمداد کنند.
تورم بالا، کاهش قدرت خرید، بیکاری یا کمبود فرصتهای شغلی مناسب، نوسان نرخ ارز و عدم امکان برنامهریزی بلندمدت، از پرتکرارترین دلایل هستند.
بسیاری نوشتند حتی با داشتن شغل و درآمد، احساس میکنند آینده اقتصادی روشنی وجود ندارد و در کشورهای دیگر میتوان به ثبات و رفاه بیشتری رسید.
محدودیتهای سیاسی، احساس بنبست در اصلاح امور، و ناامیدی از بهبود شرایط حکمرانی نیز بارها با ادبیاتی مختلف در نظرات تکرار شده است.
محدودیت در آزادیهای فردی و اجتماعی، فشارهای فرهنگی و نبود فضای مناسب برای زندگی عادی از دیگر دلایل پرتکرار هستند.
گروهی نیز به کیفیت پایین زندگی، آلودگی هوا و مشکلات آموزشی و بهداشتی اشاره کردند.
در مقابل، گروهی دیگر از شهروندان، مهاجرت را «تسلیم» مقابل جمهوری اسلامی خواندند و بر ماندن و مقاومت تاکید کردند.
برخی از کامنتها که با واکنش مثبت شهروندان دیگر هم مواجه شد، به این اشاره داشتند که پس از اعتراضات و کشتار دیماه، نگاهشان به مهاجرت تغییر کرد و به خود قول دادند بمانند و مبارزه کنند و کاری انجام دهند.
شهروندی در همین زمینه نوشت: «مهاجرت یعنی تسلیم شدن؛ به جایش، اجنبیها را بیرون میکنیم و ایران را از نو میسازیم.»
کاربر دیگری تاکید کرد: «نه، آنکه باید برود جمهوری اسلامی است.»
چند شهروند با استناد به ترانه معروف «سرود زن» با صدای مهدی یراحی، عبارت «سفر چرا، بمان و پس بگیر» را بازنشر کردند.
این ترانه در بحبوحه جنبش مهسا (زن، زندگی، آزادی) و در پاییز ۱۴۰۱ منتشر و به یکی از نمادهای اعتراضات مردمی تبدیل شد.
بسیاری تصمیم خود را به ماندگاری جمهوری اسلامی گره زدهاند: «اگر ایران خوب باشد هرگز، ولی با وجود آخوندها بله.»
یا: «اگر همچنان جمهوری اسلامی بماند، بله.»
و: «اگر تا شش ماه دیگر وضعیت تغییر نکرد، میروم.»
در برخی پیامها، حس بنبست نیز دیده میشود؛ از جمله شهروندی که گفته است: «آرزویم این است مهاجرت کنم اما نه میتوانم بروم و نه بمانم».
شهروند دیگری نوشت: «کاش هیچوقت مجبور به مهاجرت نبودیم.»
شیب مهاجرت به چند عامل از جمله «دافعه مبدا» و «جاذبه مقصد» وابسته است.
حسین قاضیان، جامعهشناس، پیشتر در گفتوگویی تفصیلی به ایراناینترنشنال گفته بود عوامل دافعه مبدا، همواره بیش از عوامل جاذبه مقصد در تصمیمگیری برای مهاجرت ایرانیان نقش داشتهاند.
بر همین اساس به گفته او، با توجه به رو به رشد بودن دافعهها، به شکل منطقی باید انتظار داشته باشیم که نرخ مهاجرت هم افزایش یابد.
دلایل خانوادگی و شخصی
در بخش نظرات نظرسنجی، بعضی کاربران به دلایل خانوادگی و شخصی برای تصمیم به مهاجرت یا انصراف از آن، اشاره کردند.
برخی، به ویژه زنان، گفتند هرچند از نسل خود گذشتهاند اما نگران آینده فرزندان خود هستند: «از من که گذشت، اما اگر قرار است اینها بمانند، کاش بتوانم بچههایم را نجات بدهم.»
شهروند دیگری گفت اگر به خاطر مادرش نبود، ۲۰ سال پیش ایران را ترک کرده بود.
شکست در فرآیند مهاجرت بهدلیل بسته شدن سفارتها نیز باعث ناامیدی برخی از شهروندان شده است.
از زمان جنگ ۱۲ روزه تاکنون فعالیت برخی سفارتخانههای خارجی در ایران تعطیل یا نیمهتعطیل شد و روند صدور ویزا برای بسیاری از ایرانیان نیمهکاره ماند.
شماری از کاربران گفتند مهاجرت «خواست قلبی» جمهوری اسلامی برای «فراری دادن ایرانیان معترض از وطن خود» است.
در کنار اینها، شماری از کسانی که قبلا مهاجرت کردهاند، در بخش نظرات این نظرسنجی اینستاگرامی، از تجربههای مثبت خود گفتند و دیگران را به تقویت زبان و اقدام برای مهاجرت تشویق کردند.
شهروندی نوشت: «من مهاجرت کردهام اما اگر به گذشته بازمیگشتم، باز هم میرفتم.»
لکههای نفتی در سواحل جنوبی جزیره قشم در استان هرمزگان به جنگلهای حرای روستای نقاشه رسیده و بخشی از این زیستبوم حساس را درگیر کرده است. منشا آلودگی هنوز مشخص نیست و مقامهای محلی از آغاز نمونهبرداری، پایش و پاکسازی مناطق آلوده برای جلوگیری از گسترش بیشتر آن خبر دادهاند.
خبرگزاری ایرنا چهارشنبه ۲۱ مرداد گزارش داد با ورود آلودگی به جنگلهای حرا، بررسی میزان پراکندگی لکههای نفتی و وضعیت عرصههای جنگلی در دستور کار دستگاههای مسئول قرار گرفته است.
یوسف اپرا، رییس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری جزیره قشم، پس از بازدید از مناطق آلوده گفت اقدامات برای کنترل آلودگی و جلوگیری از ورود بیشتر مواد نفتی به جنگلهای حرا ادامه دارد.
او افزود منشا دقیق ورود لکههای نفتی پس از بررسیهای کارشناسی و جمعبندی گزارش دستگاههای مسئول اعلام خواهد شد.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، ۱۹ مرداد با استناد به تصاویر ماهوارهای از نشت گسترده نفت در بخش جنوبی تنگه هرمز خبر داد و وسعت آن را حدود ۳۹۰ کیلومتر مربع اعلام کرد.
فارس این آلودگی را به نفتکشهایی نسبت داد که آنها را «متخلف» خواند و نوشت این کشتیها «با تحریک آمریکا» قصد عبور از تنگه هرمز را داشتند.
با این حال، منشا آلودگی سواحل قشم تاکنون بهطور رسمی مشخص نشده است.
آخرین تحولات مناقشه آمریکا و جمهوری اسلامی را اینجا دنبال کنید.
خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، ظهر ۲۱ مرداد به نقل از اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری هرمزگان، ورود آلودگی نفتی به جنگلهای حرا را تایید کرد.
جنگلهای حرا از مهمترین زیستبومهای ساحلی قشم هستند و در حفظ تنوع زیستی، پایداری سواحل و زیست و تکثیر گونههای مختلف آبزی و پرندگان نقش دارند.
آلودگی از سواحل سوزا تا شیبدراز و نقاشه
شاهمراد جعفری، رییس اداره حفاظت محیط زیست قشم، ۲۰ مرداد گفت لکه نفتی یکشنبه شب (۱۸ مرداد) در ساحل سوزا در جنوب جزیره شناسایی شد که حدود یک کیلومتر از این ساحل را تحت تاثیر قرار داده بود.
به گفته او، گروههای محیط زیست پس از شناسایی آلودگی به منطقه اعزام شدند و از آب و رسوبات ساحلی برای تعیین نوع و منشا آلودگی نمونهبرداری کردند.
تصاویر ماهوارهای از لکههای گسترده نفتی در نزدیکی جزایر قشم و هنگام، ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
جعفری افزود بررسیهای بعدی نشان داد آلودگی نفتی به منطقه شیبدراز نیز سرایت کرده است.
با گزارش تازه از ورود لکهها به جنگلهای حرای نقاشه، دامنه مناطق درگیر آلودگی افزایش یافته است.
او گفت با وجود آلودگی ساحل، در محدوده دریایی و با توجه به شرایط جزر و مد، آلودگی مشاهده نشده و تا زمان انتشار گزارش نیز تلفاتی در میان آبزیان یا خسارتی به تاسیسات گزارش نشده بود.
بر اساس اعلام اداره حفاظت محیط زیست قشم، اداره کل بنادر و دریانوردی مسئول پاکسازی آلودگی است و اداره بنادر و شهرداری نیز با دستور دادستانی، عملیات پاکسازی ساحل را آغاز کردهاند.
دستور دادستانی برای شناسایی منشا آلودگی
عبدالرزاق نریمانی، دادستان عمومی و انقلاب قشم، ۱۹ مرداد پس از انتشار تصاویر و ویدیوهای لکهها و پسماندهای نفتی در سواحل جزیره، به دستگاههای مسئول دستور داد منشا آلودگی را شناسایی و عملیات مهار، جمعآوری و پاکسازی را بدون وقفه انجام دهند.
او از اداره کل بنادر و دریانوردی هرمزگان، اداره بنادر و دریانوردی قشم و دیگر دستگاههای مسئول خواست ضمن نمونهبرداری و مستندسازی مناطق آلوده، گستره آلودگی و منبع احتمالی نشت یا تخلیه مواد نفتی را بررسی کنند.
شهرداریها و دهیاریهای قشم نیز موظف شدهاند ماشینآلات، نیروی انسانی و دیگر امکانات مورد نیاز را در اختیار گروههای پاکسازی قرار دهند و همکاری خود را تا رفع کامل آلودگی ادامه دهند.
نریمانی گفت سلامت اکوسیستم دریایی قشم با زندگی، معیشت و امنیت غذایی مردم منطقه ارتباط مستقیم دارد و هشدار داد هرگونه تاخیر، کوتاهی یا ترک فعل دستگاههای مسئول در مهار و پاکسازی آلودگی، پیگیری خواهد شد.
خبرگزاری رویترز به نقل از منابع امنیتی گزارش داد چهار پهپاد مواضع گروههای کُرد ایرانی مخالف جمهوری اسلامی را در نزدیکی اربیل، مرکز اقلیم کردستان عراق، هدف قرار دادند.
بر اساس این گزارش که چهارشنبه ۲۱ مرداد منتشر شد، پهپادها به سه اردوگاه متعلق به گروههای کرد اصابت کردند. این حمله تلفاتی در پی نداشت.
شبکه روداو نیز گزارش داد چهار پهپاد حدود ساعت شش صبح به وقت محلی مناطقی در شهرستانهای سوران، خلیفان و حریر را هدف قرار دادند.
روداو افزود دو پهپاد در خلیفان سقوط کردند، یک پهپاد به خانهای مسکونی در سوران اصابت کرد و پهپاد چهارم پس از سقوط در حریر، موجب آتشسوزی در بوتهزارها و مراتع کوه بنیحریر شد.
همزمان، یک فرمانده ارشد کومله در مصاحبه با روداو اعلام کرد جمهوری اسلامی چندین موشک و پهپاد به مناطقی در دره آلانا، در حدود ۹۰ کیلومتری شمال شرق اربیل، شلیک کرد و مواضع گروههای کومله و حزب دموکرات کردستان ایران را هدف گرفت.
یک مقام امنیتی دولت اقلیم کردستان عراق نیز به روداو گفت دو پهپاد به این منطقه اصابت کردند، اما تلفاتی بر جای نگذاشتند.
حملات تازه به مواضع گروههای کرد در حالی انجام میگیرد که خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، ۲۰ مرداد از گفتوگوی تلفنی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و بافل طالبانی، رییس اتحادیه میهنی کردستان عراق، خبر داد.
به گزارش این رسانه حکومتی، دو طرف درباره «ضرورت تقویت هماهنگیها و همکاریهای امنیتی با هدف حفظ امنیت مرزهای مشترک، تامین ثبات در مناطق مرزی و مقابله موثر با تهدیدات» رایزنی کردند.
جمهوری اسلامی سهشنبه ۲۰ مرداد نیز دره آلانا را هدف حملات موشکی قرار داد که در این حملات دستکم دو پیشمرگه کومله زخمی شدند.
امجد حسینپناهی، عضو رهبری حزب کومله زحمتکشان کردستان، در مصاحبه با ایراناینترنشنال اعلام کرد جمهوری اسلامی ساعت ۱۳:۲۰ سهشنبه، مقرها و اردوگاههای این حزب را در سه حمله موشکی هدف قرار داد.
حسینپناهی گفت: «با وجود شدت حمله، نیروهای ما بهدلیل آمادگی و اجرای تدابیر امنیتی توانستند از خود محافظت کنند.»
او افزود دو تن در این حملات دچار جراحتهای «بسیار سطحی» شدند.
به گفته حسینپناهی، از آغاز جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بیش از ۱۰۲ موشک و پهپاد مواضع کومله را هدف قرار دادهاند.
بر اساس آمار روداو، جمهوری اسلامی از ابتدای جنگ بیش از ۹۵۰ حمله موشکی و پهپادی به اقلیم کردستان عراق انجام داده است.
این حملات تا میانه مردادماه دستکم ۳۲ کشته و ۱۵۴ زخمی بر جای گذاشتهاند.
همزمان با ادامه اقدامات تنشآفرین جمهوری اسلامی، چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن بر سر بازگشایی تنگه هرمز در هالهای از ابهام قرار دارد و گمانهزنیها درباره گسترش دامنه و شدت درگیریها در منطقه بالا گرفته است.
تصمیم اخیر شهرداری تهران مبنی بر برچیدن سنگفرشهای پیادهراههای تاریخی و بازگرداندن ترددهای سوارهرو، اگرچه در پوشش دلایلی چون «روانسازی ترافیک» و «مطالبات پلیس راهور» توجیه میشود، اما نقد عمیقتری را در میان کارشناسان معماری و جامعهشناسی شهری برانگیخته است.
این اقدام را که از جمله در منطقه ۱۲، میدان بهارستان و خیابان ۳۰ تیر انجام شده است، نمیتوان صرفا یک تصمیم فنی-ترافیکی دانست، بلکه باید آن را در افق تاریخیِ «استفاده از معماری شهری برای کنترل و سرکوب» بازخوانی کرد.
سایه تاریخی هوگو و هوسمان؛ وقتی شهر سنگر را سلب میکند
ارتباط میان بازطراحی کالبد شهر و مهندسی کنترل امنیتی موضوع جدیدی نیست. برجستهترین نمونه تاریخی این تقاطع، بازسازی بزرگ پاریس در قرن نوزدهم توسط «بارون هوسمان» و به دستور ناپلئون سوم است.
تا پیش از دهه ۱۸۵۰، پاریس دارای خیابانهای باریک، پر پیچ و خم و ارگانیکی بود که به شهروندان معترض امکان میداد با کندن سنگفرشها و ایجاد «سنگر»، کنترل محلات را به دست گیرند؛ همان فضایی که ویکتور هوگو در رمان بینوایان به زیبایی تصویر کرده است.
هوسمان با تخریب بافتهای قدیمی و احداث بولوارهای عریض، مستقیم و یکدست، دو هدف گرهخورده را دنبال کرد: نخست، سلب امکان سنگربندی خیابانی از مردم؛ و دوم، تسهیل جابهجایی سریع نیروهای نظامی و توپخانه سنگین برای سرکوب ناآرامیها.
بعدها، نظریهپردازانی چون والتر بنیامین در کتاب «پروژه پاساژها» و دیوید هاروی در نظریههای «حق به شهر»، تاکید کردند که چگونه فضا به ابزار بازتولید قدرت حاکم و نفی حضور معترضان تبدیل میشود.
در فضای امروز شهرها نیز پیادهراهها و فضاهای مکث زیستشهری، به دلیل ویژگیهای کالبدی خود، به طور طبیعی با منطق کنترل و متفرقسازی نیروها در تعارض قرار میگیرند.
این چالشها را میتوان در سه محور اصلی صورتبندی کرد:
سنگفرش به عنوان پرتابه دستی:
بلوکهای سنگفرش برخلاف پوشش یکدست و مسطح آسفالت، ماهیتی قطعهقطعه دارند. در مواجهههای خیابانی، کندن این سنگها خواربار اولیه و در دسترس برای معترضان ایجاد میکند تا مانع پیشروی نیروهای امنیتی شوند.
تبدیل معبر از سنگفرش به آسفالت، نوعی خلع سلاح کالبدی فضا است.
اختلال در مانور یگانهای موتوری و خودروهای سنگین:
طراحی پیادهراه بر کاهش سرعت تاکید دارد. سطح ناهموار سنگفرش، عرضهای متغیر، وجود مبلمان شهری (نیمکتها، گلدانها، پایههای روشنایی) و مجسمهها، حرکت سریع و امکان مانور یگانهای ویژه، ماشینهای آبپاش و گشتهای موتوری را مختل میکند.
تبدیل فضا به آسفالت یکدست، اتوبانهای درونشهری برای عبور بیمانع خودروهای سرکوب ایجاد میکند.
انحلال فضاهای مکث و تجمعسازی:
پیادهراهها و کافههای حاشیه آنها، «فضای مکث» تولید میکنند؛ جغرافیاهایی که مردم در آنها متوقف میشوند، گفتوگو میکنند و هستههای اولیه تجمع را شکل میدهند.
همزمانی برچیدن سنگفرشها با پلمب کافهها و جمعآوری میز و صندلیهای فضای باز، استراتژیِ «امنیتیسازی فضا» را آشکار میکند: تبدیل شهر از «محلی برای زیست و تجمع» به «کانالی برای عبور سریع و بیوقفهخودروها».
خیابان در اعتراضات سالهای اخیر ایران نقشی کلیدی پیدا کرده است.
شاهزاده رضا پهلوی در فراخوان خود که به حضور میلیونی مردم در دیماه ۱۴۰۴ انجامید، «تسخیر خیابان» به دست مردم را هدف از این کار عنوان کرد.
در خیزش مهسا نیز یکی از جملههای به یاد ماندنی در تاکید بر محوریت خیابان، از سوی هدیه تهرانی، بازیگر سرشناس سینما، عنوان شد. او در یادداشتی در شبکههای اجتماعی، خطاب به نیروهای سرکوب گفت: «تنها راه ارتباط من با مردم خیابان است.»
عقبنشینی از پروژه پیادهراهسازی در قلب تاریخی تهران و جایگزینی سنگفرشها با آسفالت، تنزل دادن کیفیت زندگی شهری به پای متغیرهای کنترل ترافیک و بازدارندگی امنیتی است.
وقتی شهر از فضاهای پیادهمحور خالی شود، نه تنها هویت تاریخی و مدنی آن آسیب میبیند، بلکه حوزه عمومی مستقیما تخلیه میشود.
بازگرداندن خودروها به معابر تاریخی، پیروزی منطق «کانال عبور» بر «فضای زیست» است؛ رویهای که در آن شهروند نه به عنوان یک کارگزار مدنی با حق حضور در فضا، بلکه به عنوان یک عامل اختلال در حرکت روان ماشینی و امنیتی نگریسته میشود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در واکنش به گزارشهای منتشرشده درباره تغییر پنهانی هواپیما در بازگشت از نشست ناتو در آنکارا بهدلیل تهدیدهای جمهوری اسلامی گفت این تصمیم را سرویس مخفی و ارتش گرفته بودند و او صرفا از دستورالعملهای آنها پیروی کرده است.
او شامگاه سهشنبه ۲۰ مرداد به خبرنگاران گفت: «آنها میخواستند با پروازی دیگر، با هواپیمایی دیگر بروم که به همان اندازه امن بود، اما میخواستند این کار را انجام دهم، بنابراین انجامش دادم. من هرچه آنها بگویند انجام میدهم.»
ترامپ افزود: «این کاملا به سرویس مخفی بستگی دارد. من فقط کاری را میکنم که آنها میخواهند.»
با این حال او گفت: «فکر میکنم در واقع هواپیمایی که من با آن پرواز کردم بیشتر در معرض خطر بود. فکر میکنم خطر برای آن بیشتر بود، چون احتمالا همان هواپیمایی بود که آنها بیشتر احتمال داشت سراغش بروند.»
روزنامه واشینگتنپست شامگاه دوشنبه در گزارشی اختصاصی نوشت تهدید جمهوری اسلامی برای کشتن دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ماه گذشته دستگاههای امنیتی این کشور را به اجرای یک عملیات فریب کمسابقه واداشت.
بهنوشته واشینگتنپست، در جریان این عملیات ترامپ در برابر دوربینها سوار هواپیمای قدیمی «ایرفورس وان» شد، اما دقایقی بعد مخفیانه از آن خارج و با هواپیمای نظامی کوچکتری به بریتانیا منتقل شد.
در تمام این مدت، خبرنگاران و حتی شماری از کارکنان کاخ سفید تصور میکردند رییسجمهوری در همان ایرفورس وان قدیمی همراه آنهاست و تنها سوار هواپیمای ایرفورس وان جدید که یک بویینگ اهداشده از قطر است نشده، روایتی که کاخ سفید نیز بعدا آن را تکرار کرد.
براساس این گزارش ماجرا ۱۷ تیرماه و در پایان سفر ترامپ به آنکارا برای شرکت در نشست سران ناتو رخ داد؛ درست یک شب پس از آنکه آمریکا، به دستور ترامپ و در پی شکست مذاکرات با تهران برای پایان دادن به جنگ چندماهه، حملات نظامی علیه جمهور ی اسلامی را از سر گرفت.
بهنوشته واشینگتنپست یک تهدید معتبر مرتبط با تهران علیه ترامپ یا هواپیمای او باعث شد مقامهای امنیتی «عملیات فریب» را به اجرا بگذارند. نیویورکتایمز و سیبیاس نیز پیشتر از دریافت اطلاعاتی درباره تهدید مشخص علیه ترامپ یا هواپیمایش خبر داده بودند.
ترامپ سهشنبه درباره تهدیدی که باعث این تصمیم شد به خبرنگاران گفت: «فکر میکنم تهدیدی وجود داشت. واقعا خیلی دربارهاش سوال نکردم. من تهدیدهای زیادی دریافت میکنم.»
رییسجمهوری آمریکا افزود از تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه جانش شگفتزده نشده است.
او گفت: «تهدیدهای زیادی علیه من صورت میگیرد که شما از بسیاری از آنها خبر ندارید. هر رییسجمهوری تاثیرگذاری با تهدیدهای زیادی روبهرو میشود. رییسجمهوریهایی که تأثیرگذار نیستند تهدید نمیشوند و فکر میکنم شاید من تاثیرگذارترین رییسجمهوری باشم.»
ترامپ افزود که این تهدیدها او را نگران نمیکنند.
او گفت: «راستش را بخواهید، من نگران هیچچیز نیستم. هرچه میخواهد باشد، شما نگرش من را میدانید. هرچه باشد.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین درباره مذاکرات با جمهوری اسلامی گفت: «من به ایران اعتماد ندارم. چرا میگویید من به ایران اعتماد دارم؟ من آخرین کسی هستم که به ایران اعتماد میکند. آنها دائما به من دروغ گفتهاند.»
او همچنین بار دیگر تاکید کرد که کنترل تنگه هرمز بهطور کامل دست آمریکاست و وضعیت در ارتباط با ایران «کاملا خوب» پیش میرود.
ترامپ در عین حال هشدار داد که هرگونه اقدام دوباره حکومت ایران ممکن است با واکنشی بسیار شدید روبهرو شود.
او گفت: «ممکن است در مقطعی آنها کاری انجام دهند و آن وقت نابود میشوند. اما ما در حال حاضر در موقعیت بسیار خوبی قرار داریم.»