• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

مهاجرت نیمه‌تمام؛ زندگی در حالت انتظار و فرسایش روانی

سبا حیدرخانی
سبا حیدرخانی

ایران‌اینترنشنال

۲۷ آذر ۱۴۰۴، ۱۴:۲۸ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۰۳ (‎+۰ گرینویچ)

تصمیم به مهاجرت برای بسیاری از ایرانیان تنها «رفتن یا نرفتن» نیست؛ ماندن در وضعیت «انتظاری» است که نه امکان ساختن زندگی در داخل را می‌دهد و نه اجازه رها کردن آن را. از نگاه جامعه‌شناسی، این وضعیت یک تعلیق اجتماعی مزمن است و از منظر روان‌شناختی، به فرسایش روانی می‌انجامد.

سال‌هاست برای بسیاری از ایرانیانی که در مسیر مهاجرت گیر افتاده‌اند، زندگی نه با تصمیم‌های قطعی، بلکه با «صبر کردن» پیش می‌رود؛ از آماده شدن مدارک تا تغییر اوضاع، پایان یک بحران یا شروع یک مسیر تازه.

حسین قاضیان، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، این وضعیت را نوعی تعلیق اجتماعی و سیاسی چندین ساله توصیف می‌کند.

به گفته او، سال‌هاست مردم نمی‌دانند اوضاع تغییر می‌کند یا نه، این تغییر مثبت است یا منفی، باید بمانند یا بروند، بخرند یا بفروشند؛ مدام در وضعیت انتظار به سر می‌برند و دست نگه داشته‌اند تا ببینند «چی می‌شه» ...

همین انتظار ممتد، به گفته قاضیان، به روان‌شناسی اجتماعی امروز ایران معنا داده است.

او در کنار این تعلیق عمومی، به تعلیق اداری ناشی از تصمیم‌های سیاسی و اداری برخی سفارت‌خانه‌ها هم اشاره می‌کند. این تعلیق به‌ویژه برای کسانی که در فرایند مهاجرت هستند، تشدید شده است.

او تاکید می‌کند که ترکیب تعلیق اجتماعی-سیاسی و تعلیق اداری، وضعیت بلاتکلیفی را «عمیق‌تر و فراگیرتر» کرده است.

از استرس تا فرسایش روانی

شیدا شاولیان، روان‌درمانگر، نیز در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، تعلیق را از زاویه روان‌شناختی توضیح می‌دهد.

به گفته او، تعلیق کوتاه‌مدت حتی اگر اضطراب‌آور باشد، قابل‌تحمل‌تر است، چون ذهن هنوز به پایان آن باور دارد؛ به اینکه تعطیلی‌های ناخواسته سیاسی تمام می‌شود، سفارت‌ها به روند قبلی برمی‌گردند و زندگی جلو می‌رود.

اما در تعلیق بلندمدت، پایان نامعلوم است و نتیجه آن فقط استرس نیست، بلکه فرسایش روانی به همراه دارد.

شاولیان توضیح می‌دهد که در این شرایط، فرد به‌تدریج احساس می‌کند نمی‌تواند تصمیم قطعی بگیرد و هیچ تصمیمی معتبر نیست.

این وضعیت بر امید، برنامه‌ریزی و حتی تحمل امور روزمره، اثر می‌گذارد.

به گفته این روان‌درمانگر، یکی از پیامدهای مهم این فرسایش، اختلال در تصمیم‌گیری بلندمدت است: «همان چیزی که برای احساس ثبات در زندگی به آن نیاز داریم.»

وقتی آینده نامعلوم باشد، مغز وارد «حالت بقا» می‌شود و تصمیم‌هایی مثل ازدواج، بچه‌دار شدن، سرمایه‌گذاری اقتصادی یا تعهد شغلی به تعویق می‌افتد. فرد مدام می‌گوید «فعلا»؛ فعلا امروز بگذرد.

روایت اول: پنج سال انتظار

این توصیف‌ها در روایت‌های شهروندانی که با ایران‌اینترنشنال گفت‌وگو کرده‌اند، عینیت پیدا می‌کند.

«الی»، پرستاری که پنج سال است برای مهاجرت تلاش می‌کند، می‌گوید در مسیرش بارها به دلایل مختلف متوقف شده؛ از مدرک زبان که چند بار اعتبارش تمام شده تا مشکلات سفارت.

او می‌گوید اگر قرار بود در ایران بماند، می‌توانست شغل دوم راه بیندازد و از کار فعلی‌اش خارج شود، اما تصمیم مهاجرت همه‌ چیز را معلق کرده است.

به گفته این پرستار جوان، هر تصمیم مهمی به تعویق افتاده: «می‌گویی بگذار ببینم قضیه مهاجرتم چه می‌شود، بعد می‌بینی روزها و ماه‌ها و سال‌ها گذشته و هنوز هیچ کاری نکرده‌ای.»

بزرگ‌ترین ترس او، بی‌ثباتی اقتصادی و سیاسی ایران است؛ این‌که هر لحظه اتفاقی تازه بیفتد و کل مسیر را عوض کند.

او می‌گوید اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، احتمالا مجبور می‌شود قید مهاجرت را بزند و به اجبار در ایران بماند.

100%

زندگی موقت

شاولیان این وضعیت را «احساس زندگی موقت» می‌نامد؛ احساسی که زندگی واقعی هنوز شروع نشده و فرد فقط در حال انتظار است.

به گفته او، این حالت می‌تواند هم اضطراب‌زا باشد، چون آینده مبهم است، و هم افسرده‌کننده، چون زمان حال بی‌معنا می‌شود.

در این شرایط، کرختی روانی اغلب یک مکانیسم دفاعی است: «روان برای اینکه زیر فشار، امیدش را از دست ندهد، احساسات را کم‌حجم می‌کند و فرد سعی می‌کند خیلی دل‌بسته چیزی نباشد.»

جنگ ۱۲ روزه نیز نمونه‌ای از تعلیق بود؛ چون کسی نمی‌دانست چقدر طول می‌کشد یا چه اتفاقی رخ می‌دهد. اما ایرانیان سال‌هاست با شکل‌های مختلف تعلیق زندگی می‌کنند؛ از سخت‌تر شدن مهاجرت گرفته تا بلاتکلیفی‌های مزمن.

حتی مهاجران ایرانی هم این احساس تعلیق را تجربه می‌کنند و به همین دلیل، اضطراب و افسردگی از اختلالات شایع در جامعه ایرانی است.

روایت دوم: دویدن و نرسیدن

شهروند دیگری که سه سال است برای مهاجرت تحصیلی اقدام کرده، به ایران‌اینترنشنال می‌گوید مسائل سیاسی، قطع ارتباط‌ها و جنگ، باعث شده هر بار با مانعی تازه روبه‌رو شود.

او می‌گوید بلاتکلیفی فقط تصمیم‌های بزرگ مثل ترفیع شغلی، جابه‌جایی شهر یا ازدواج را معلق نکرده، بلکه حتی روی تصمیم‌های کوچک مثل خرید لباس هم سایه انداخته است: «تمام کارهایی که می‌خواستم انجام بدهم عقب افتاد و کسانی که قبلا از من عقب‌تر بودند، حالا جلوترند.»

فشار روانی این وضعیت، به گفته او، آن‌قدر بالاست که به تراپی روی آورده و احساس ناکافی بودن و شکست دارد.

با این حال، این شهروند هنوز به تلاشش برای رفتن ادامه می‌دهد، هرچند می‌گوید زندگی برایش سخت‌تر شده است.

100%

تعلیق به‌عنوان تجربه نسلی

افراد مختلف، واکنش‌های متفاوتی به این احساس تعلیق و بلاتکلیفی دارند؛ برخی وارد انکار می‌شوند، برخی خشمگین می‌شوند و برخی بی‌تفاوت به نظر می‌آیند که اغلب ناشی از خستگی شدید روانی است.

گروهی نیز دائما بین امید و ناامیدی در نوسان هستند که این حالت به گفته شاولیان، اگر به تصمیمی قطعی ختم نشود، فرساینده‌ترین وضعیت روانی را ایجاد می‌کند.

شاولیان می‌گوید مساله فقط مهاجرت یا ویزا نیست: «ما نسلی داریم که سال‌هاست در انتظار زندگی می‌کند؛ چه در داخل ایران و چه در خارج از کشور. نسلی که نمی‌داند باید روی تصمیم‌هایش بایستد یا نه.»

این انتظار طولانی، به اعتقاد این روان‌درمانگر، نه‌ فقط برنامه‌های روزمره و آینده، بلکه احساس تعلق، امید و حتی رویاپردازی را هم فرسوده است.

روایت سوم: امید در دل نامطمئن بودن

شهروند دیگری که بعد از سرکوب‌های ۱۴۰۱ تصمیم به مهاجرت گرفته، به ایران‌اینترنشنال می‌گوید این بلاتکلیفی اجازه نداده مسیر شغلی‌اش را در داخل گسترش دهد.

او می‌گوید احساس «رفتنی بودن» باعث شده از هم‌نسلانش عقب بماند و حتی تصمیم بچه‌دار شدن را به تعویق بیندازد.

بیشترین فشار روانی برای او، مطمئن نبودن و آینده مبهمی است که به‌ویژه با عملکرد کند سفارت‌ها تشدید شده است.

با این حال، او درباره نگاهش به آینده می‌گوید: «امید، امید و امید.»

100%

این تجربه‌های فردی در خلأ رخ نداده‌اند. در جریان جنگ ۱۲ روزه، فعالیت برخی سفارتخانه‌های خارجی در ایران تعطیل یا نیمه‌تعطیل شد و روند صدور ویزا برای بسیاری از ایرانیان نیمه‌کاره ماند.

هر‌چند در هفته‌های بعد، فعالیت بعضی سفارت‌ها به حالت عادی بازگشت، اما دایره عملکرد برخی دیگر، از جمله سفارت آلمان، همچنان محدودتر از قبل است.

سفارت آلمان در جریان جنگ به‌طور موقت تعطیل شد و پس از آن با کاهش نیروی انسانی بازگشایی شد.

در ماه‌های اخیر، گروهی از متقاضیان ویزای آلمان بارها در اعتراض به خودداری سفارت از صدور ویزا دست به تجمع زده‌اند.

آن‌ها می‌گویند با وجود دریافت پیش‌تاییدیه، سفارت وقت جدیدی تعیین نمی‌کند.

تعلیق بی‌پایان

هرچند سفارت آلمان اعلام کرده از ۱۷ دی پذیرش درخواست‌های جدید ویزای شنگن را از سر می‌گیرد، اما برای بسیاری، این وعده‌ها هنوز به معنای پایان تعلیق نیست.

در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز به چشم می‌آید، تداوم وضعیتی است که نه کاملا متوقف است و نه در حرکت.

همان‌طور که شاولیان می‌گوید، وقتی احساس می‌کنیم «زندگی هنوز شروع نشده»، سلامت روان شروع به آسیب دیدن می‌کند.

قاضیان نیز این تعلیق را نه فقط رویدادی فردی، بلکه تجربه‌ای جمعی توصیف می‌کند که طی دست‌کم سه دهه، بر جامعه ایران سایه انداخته است.

Banner

پربازدیدترین‌ها

گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی
۱
روایت شما

گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی

۲

عروسی دوناروما با حضور هالند و مانچینی در جنوب ایتالیا

۳

تلگراف: جمهوری اسلامی عوامل مرتبط با نهادهای اطلاعاتی را مخفیانه به بریتانیا می‌فرستد

۴

وال‌استریت ژورنال: جنگنده‌های بحرین و کویت به اهدافی در ایران حمله کرده‌اند

۵
تحلیل

شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت

انتخاب سردبیر

  • سازمان حقوق بشر ایران: عیسی چاری، زندانی سیاسی، در خطر اعدام قرار دارد

    سازمان حقوق بشر ایران: عیسی چاری، زندانی سیاسی، در خطر اعدام قرار دارد

  • نیویورک‌تایمز: ترامپ به‌دلیل کاهش ذخایر پدافندی، تشدید جنگ با ایران را به تعویق انداخت

    نیویورک‌تایمز: ترامپ به‌دلیل کاهش ذخایر پدافندی، تشدید جنگ با ایران را به تعویق انداخت

  • گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی
    روایت شما

    گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی

  • شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت
    تحلیل

    شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت

  • استفاده از مساجد و آمبولانس‌ها برای سرکوب معترضان انقلاب ملی در کرج

    استفاده از مساجد و آمبولانس‌ها برای سرکوب معترضان انقلاب ملی در کرج

  • وقتی خروج از ایران از «انتخاب» به «استراتژی بقا» تبدیل می‌شود

    وقتی خروج از ایران از «انتخاب» به «استراتژی بقا» تبدیل می‌شود

  • پیامدهای روانی-اجتماعی مهاجرت: روایتی ناتمام در انتظار و بازگشت

    پیامدهای روانی-اجتماعی مهاجرت: روایتی ناتمام در انتظار و بازگشت

  • کارنامه ۴۵ سال حکومت جمهوری اسلامی: از هر ۱۵ ایرانی، یک نفر کشور را ترک کرده است

    کارنامه ۴۵ سال حکومت جمهوری اسلامی: از هر ۱۵ ایرانی، یک نفر کشور را ترک کرده است

  • دوری از خانواده، محرومیت از تحصیل و بازگشت اجباری؛ مشکلات ایرانیان متقاضی ویزای آلمان

    دوری از خانواده، محرومیت از تحصیل و بازگشت اجباری؛ مشکلات ایرانیان متقاضی ویزای آلمان

  • شهروندان می‌گویند مهاجرت برایشان نه یک «انتخاب» که از سر «اجبار» است

    شهروندان می‌گویند مهاجرت برایشان نه یک «انتخاب» که از سر «اجبار» است

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.