پاس گل آمریکا به سپاه پاسداران؛ چرا ترامپ حمله به زیرساختهای ایران را تعلیق کرد؟
ساعاتی پس از آنکه ترامپ از تعلیق دستور حمله به زیرساختهای انرژی ایران به دلیل تفاهم با جمهوری اسلامی برای یک توافق خبر داد، یک منبع نظامی در تهران، توافق با عمان بر سر بازگشایی تنگه هرمز را تکذیب کرد. با این اوصاف، انگیزه اصلی ترامپ در لغو حمله چه بود؟
همزمان با ادامه تنشهای منطقهای و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی از تنگه هرمز و دریای سرخ، هفت کشور عضو اوپکپلاس اعلام کردند تولید نفت خود را از سپتامبر ۲۰۲۶، روزانه ۱۸۸ هزار بشکه افزایش خواهند داد.
عربستان سعودی، روسیه، عراق، کویت، قزاقستان، الجزایر و عمان یکشنبه ۱۱ مرداد در نشستی مجازی، وضعیت و چشمانداز بازار جهانی نفت را بررسی کردند.
بر اساس بیانیه اوپکپلاس، این کشورها در چارچوب «تعهد مشترک برای حمایت از ثبات بازار نفت» تصمیم گرفتند بخشی از کاهش داوطلبانه تولید خود را با افزایش عرضه جبران کنند.
این افزایش تولید از اواسط شهریورماه اجرایی خواهد شد.
هفت کشور عضو اوپکپلاس همچنین اعلام کردند نشستهای ماهانه خود را برای ارزیابی شرایط بازار ادامه میدهند و دور بعدی مذاکرات ۱۵ شهریور برگزار خواهد شد.
پایگاه خبری «خلیجتایمز» امارات ۱۱ مرداد به نقل از خورخه لئون، تحلیلگر حوزه انرژی، نوشت: «تصمیم امروز در کوتاهمدت تغییر چندانی ایجاد نمیکند، زیرا تنگه هرمز همچنان با محدودیت مواجه است. تاثیر واقعی این تصمیم بر بازار زمانی آشکار خواهد شد که جریان عادی صادرات از سر گرفته شود.»
تشدید تنشها در مسیرهای انتقال انرژی
تصمیم تازه اوپکپلاس در شرایطی اتخاذ شده است که تنشهای امنیتی در دو مسیر مهم انتقال انرژی جهان همچنان ادامه دارد.
طی هفتههای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز بر نگرانیها درباره امنیت کشتیرانی افزوده است.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که پیش از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
در سوی دیگر، با گسترش دامنه تنشها و ورود حوثیهای یمن به درگیریهای منطقهای، دریای سرخ و تنگه بابالمندب نیز به کانون نگرانیهای امنیتی تبدیل شدهاند.
تنگه بابالمندب که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند، از گلوگاههای راهبردی جهان به شمار میرود و حدود ۱۲ درصد تجارت جهانی از آن عبور میکند.
خبرگزاری رویترز هفتم مرداد گزارش داد حوثیهای یمن در حال بررسی دریافت عوارض از بیشتر کشتیهای تجاری عبوری از بابالمندب هستند، اما کشتیهای چینی احتمالا از این موضوع معاف خواهند بود.
کاهشهای داوطلبانه تولید اوپکپلاس به میزان یک میلیون و ۶۵۰ هزار بشکه در روز، نخستینبار در آوریل ۲۰۲۳ اعلام و تا پایان سال ۲۰۲۶ تمدید شد.
با این حال، بهدنبال تحولات جنگ ایران، این ائتلاف سیاست افزایش تدریجی تولید را در پیش گرفت و تصمیم تازه، ششمین افزایش ماهانه پیاپی تولید نفت به شمار میرود.
این سیاست که تا حد زیادی از سوی تحلیلگران پیشبینی شده بود، با هدف بازگرداندن تدریجی بخشی از ظرفیت تولید به بازار، بدون ایجاد شوک قیمتی، در دستور کار قرار گرفته است.
چهارم تیر، رویترز به نقل از منابع آگاه گزارش داد اگر سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) با افزایش قابلتوجه سهمیه تولید عراق موافقت نکند، بغداد خروج احتمالی از این سازمان را مورد بررسی قرار خواهد داد.
یک مقام ارشد وزارت نفت عراق در آن زمان به رویترز گفت این کشور در پی جنگ ایران با بحران مالی روبهرو است و درخواست بغداد برای رشد چشمگیر سهمیه تولید نفت در اوپک باید بهطور جدی مورد توجه قرار گیرد.
پیشتر نیز در ۱۲ اردیبهشت، امارات متحده عربی از اوپک و ائتلاف اوپکپلاس خارج شده بود.
اوپک در حال حاضر از ۱۱ عضو شامل ایران، عربستان سعودی، عراق، کویت، الجزایر، لیبی، نیجریه، گابن، جمهوری کنگو، گینه استوایی و ونزوئلا تشکیل شده است.
ائتلاف اوپکپلاس نیز علاوه بر این کشورها، روسیه، آذربایجان، بحرین، برزیل، برونئی، قزاقستان، مالزی، مکزیک، عمان، سودان و سودان جنوبی را در بر میگیرد.
در ماههای پس از جنگ ۴۰ روزه، ارقام متفاوت و متناقضی در رابطه با کسری انرژی از سوی مقامهای جمهوری اسلامی اعلام شده است. هنوز مردم در بیبرقی تابستان هستند که مقامهای حکومت کسری زمستان پیشرو را به حساب جنگ نوشتند. اما چقدر از این کسری حاصل جنگ است؟
ششم مرداد، آرش نجفی، رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، اعلام کرد پیش از جنگ دوم، بهطور متعارف کشور روزانه با کسری ۳۰۰ میلیون متر مکعبی گاز روبهرو بود.
او افزود: «با حوادثی که در جنگ رمضان برای ما رخ داد، در حال حاضر بیش از ۴۵۰ میلیون متر مکعب کسری گاز داریم.»
در بهمن ۱۴۰۴، حدود یک ماه پیش از آغاز جنگ دوم، گزارشهای وزارت صنعت، معدن و تجارت و موسسه مطالعات بینالمللی انرژی نشان میداد در سال ۱۴۰۳، میانگین کسری روزانه گاز ۱۸۹ میلیون متر مکعب بود.
کسری گاز که در ادبیات مقامهای جمهوری اسلامی «ناترازی» نامیده میشود، بهطور مزمن برای سالها ادامه داشته است؛ هرچند روند آن از سال ۱۴۰۳ به بعد تشدید شد.
کسری گاز که در سال ۱۴۰۴ به ۳۰۰ میلیون متر مکعب در روز رسید، در سال ۱۳۹۹ حدود ۱۵۵ میلیون متر مکعب در روز بود.
رقم ۳۰۰ میلیون متر مکعب کسری گاز در ایران در سال ۱۴۰۴، رقم میانگین است.
سعید توکلی، معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی گاز، دیماه ۱۴۰۴ با اعلام کسری ۳۰۰ میلیون متر مکعبی روزانه گاز در کشور گفت این رقم در اوج پیک مصرف در فصلهای سرد به ۳۵۰ میلیون متر مکعب رسیده بود.
جنگ یا ناکارآمدی؟
آنگونه که نجفی و توکلی گفتند، کسری ۱۸۹ میلیون متر مکعبی در روز در سال ۱۴۰۳، در سال ۱۴۰۴ با افزایش ۱۱۱ میلیون متر مکعبی، به ۳۰۰ میلیون متر مکعب رسید.
به عبارتی، در یک سال، کسری گاز حدود ۵۹ درصد افزایش داشت.
اگر همین رشد ۵۹ درصدی بهصورت خطی در سال ۱۴۰۵ بدون در نظر گرفتن تاثیر جنگ ادامه پیدا کند، کسری گاز سال ۱۴۰۵ حدود ۴۷۶ میلیون متر مکعب در روز برآورد میشود، که از عدد ۴۵۰ میلیون متر مکعبی که نجفی ارائه کرده، بیشتر است.
به عبارتی، اگرچه در جنگ بخشهایی از برخی فازهای پارس جنوبی آسیب دید، اما بدون آن هم با روند مزمن افزایش سالبهسال کسری گاز، این اتفاق ناگزیر رخ میداد.
در جنگ چقدر از ظرفیت تولید گاز از بین رفته است؟
عطا حسینیان، روزنامهنگار حوزه انرژی، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت در جنگ ۱۲ روزه، بخشهایی از فاز ۱۴ پارس جنوبی و در جنگ دوم بخشهایی از فازهای ۳، ۴، ۵ و ۶ پارس جنوبی هدف قرار گرفتند.
او با تاکید بر اینکه هدف حملات نه تاسیسات آبی، بلکه پالایشگاهها بوده است، افزود طبق آماری که اسماعیل سقاب اصفهانی، معاون رییس دولت جمهوری اسلامی، اعلام کرده، ۲۳۰ میلیون متر مکعب از ظرفیت تولید گاز کشور در نتیجه جنگ کاهش یافته است.
حسینیان به تولید روزانه ۷۵۰ میلیون متر مکعبی گاز پیش از جنگ اشاره کرد و گفت با همین تولید، در زمستان تا ۳۵۰ میلیون متر مکعب کسری گاز در کشور وجود داشت.
با فرض درست بودن رقم ۲۳۰ میلیون متر مکعب، اکنون در تمام طول سال کشور با کسری ۲۳۰ میلیون متر مکعبی و در زمستان با کسری روزانه ۵۳۰ تا ۵۸۰ میلیون متر مکعبی گاز مواجه خواهد شد.
حسینیان به رایزنیهای گسترده جمهوری اسلامی با روسیه اشاره کرد و گفت طبق اخباری که شنیده میشود، مقامهای وزارت نفت به تکاپو افتادند تا بتوانند در زمستان از روسیه گاز وارد کنند، زیرا افزایش واردات گاز از ترکمنستان مقدور نیست و با تداوم وضع فعلی، بخش شمالی کشور در زمستان، با بحران تامین انرژی مواجه خواهد شد.
سال ۱۴۰۳، هنوز جنگ ۱۲ روزه رخ نداده بود. در آن سال، از آبان تا پایان اسفند در ۵ ماه، از مجموع ۱۲۰ روز کاری، ۴۵ روز دستکم یک استان تعطیل بود.
اگرچه در برخی موارد علت تعطیلی مواردی چون «سرمای شدید هوا»، «آلودگی» یا مواردی از این دست عنوان میشد، اما همزمان با تعطیلی صنایع به نظر میرسد علت اصلی کمبود گاز بود.
وضعیت کسری گاز در کشور به شکلی بود که از سالها قبل، بسیاری از صنایع کاملا تعطیل شدند.
برای نمونه در آذر ۱۴۰۳، حدود ۶ ماه پیش از جنگ ۱۲ روزه، غلامرضا سلیمی، معاون بهرهبرداری فولاد مبارکه، اعلام کرد بخش آهن اسفنجی و عملیات حرارتی این مجموعه که نیاز خودروسازان به ورق را تامین میکرد، بهعلت قطعی گاز ۱۰۰ درصد متوقف شده است.
دی ۱۴۰۳ نیز علیاکبر الوندیان، دبیر انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان، خبر داد کورههای ۲۲ کارخانه سیمان کشور بهدلیل قطع گاز بهکلی تعطیل شدند.
آلودگی هوا
برای تامین گاز در بخش خانگی، دولت از سال ۱۴۰۱ به بعد، گاز صنایع را بهطور گسترده قطع میکند.
با اینحال، رفتهرفته حتی قطع گاز صنایع نیز جوابگوی کسری گاز نشد و در سالهای بعدی، دولت به سراغ قطع گاز نیروگاهها رفت.
بسیاری از نیروگاههای حرارتی بهجای گاز و گازوئیل (که دولت در تامین آن هم ناتوان شده)، بهطور گسترده از مازوت استفاده کردند؛ سوختی بهشدت آلاینده که آلودگی هوا را در برخی شهرها افزایش داده است.
اوضاع برق پیش از جنگ
اگرچه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بارها تهدید کرده است نیروگاههای برق ایران را هدف قرار خواهد داد، اما هنوز هیچ نیروگاهی هدف قرار نگرفته است.
با این حال، کسری برق هم مانند گاز بهطور مزمن سالبهسال افزایش یافته است.
در سال ۱۴۰۳ و پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، حدود ۳۰ روز از فصلهای گرم سال بهدلیل ناتوانی دولت از تامین برق خانگی دستکم یک استان در کشور تعطیل بود.
کار بهجایی رسید که از تابستان سال ۱۴۰۳، سالها پس از جنگ ۸ ساله، دولت جداول خاموشی اعلام میکرد. در تابستان ۱۴۰۳، هنوز هیچ جنگی رخ نداده بود.
جنگ چطور وضع برق را بهبود داد؟
خاموشیها صنایع را از پا درآورد، بهخصوص صنعت سیمان. با این حال، سیمان تنها صنعتی بود که در دو ماه ابتدای سال ۱۴۰۵، پیش و پس از آتشبس، تولید در آن نسبت به مدت مشابه سال ۱۴۰۴، افزایش داشت.
علت عمدتا به قطع برق صنعت سیمان باز میگشت. اسناد مالی اکثر کارخانههای سیمان نشان میدهد تولید در دوماه اول سال ۱۴۰۴ صفر بود. این رقم پس از جنگ در سال ۱۴۰۵ افزایش یافت و تولید در آنها از سر گرفته شد.
در بخش خانگی هم تعطیلی و خاموشیها در تابستان سال ۱۴۰۴، نسبت به سال ۱۴۰۳، نهتنها افزایش نداشت، بلکه در بسیاری از موارد شاهد کاهش بود.
از ابتدای تابستان امسال تاکنون که در اواسط مرداد هستیم، کمتر از ۱۰ روز تعطیلات پراکنده در استانها بهدلیل گرما و ناتوانی دولت از تامین برق ثبت شده است. این رقم در تابستان سال ۱۴۰۳، پیش از جنگ، حدود ۳۰ روز بود.
در میانه جنگ ۱۲ روزه، شایعاتی درباره هدف قرار گرفتن مراکز استخراج رمز ارز سپاه پاسداران رواج یافت.
این شایعات را آمارهای جهانی از کاهش ۱۵ تا ۲۰ درصدی استخراج جهانی بیتکوین همزمان با جنگ و قطعی اینترنت در ایران تقویت کردند.
پارس جنوبی اکنون اصلیترین منبع تامین گاز کشور است. اگرچه اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه یک فاز و در جریان جنگ دوم ۴ فاز آن را هدف قرار داد، اما این مجموعه عظیم از ۲۴ فاز تشکیل شده است.
این حملات تاسیسات آبی آن را هدف قرار نداده که تعمیر و بازگرداندن آن به مدار بسیار مشکل است. در واقع بخشهایی از پالایشگاههای پارس جنوبی هدف قرار گرفتند.
با همه اینها، کسری گاز و بهطور کلی، کسری انرژی در ایران، موضوعی نیست که پس از آغاز جنگ رخ داده باشد.
وضعیت تعطیلات گسترده ادارات و آموزشگاهها در سال ۱۴۰۳ و از سوی دیگر، توقف تولید در بسیاری از واحدهای صنعتی در همان سال گواه این امر است.
مازوتسوزی و کسری بنزین نیز در سالهای پیش از جنگ وجود داشت.
با اینحال، وقوع جنگ فرصتی مناسب بود که مقامهای جمهوری اسلامی و برخی فعالان بخش خصوصی نظیر نجفی، ناکارآمدی ساختاری و سالها عدم بهروزرسانی بخش انرژی، از تولید تا انتقال، را به گردن جنگ بیندازند.
این در حالی است که تنها در سال ۱۴۰۳، از ۲۹۱ روز کاری، ۷۲ روز بهدلیل کسری برق یا گاز به تعطیلی کشیده شد.
شکی نیست که حملات به برخی بخشهای پارس جنوبی تا حدی این وضع را تشدید میکند، اما عامل اصلی نه جنگ، بلکه ناکارآمدی ساختاری جمهوری اسلامی است.
یک منبع وابسته به گروههای شبهنظامی مورد حمایت اسرائیل در غزه به روزنامه اورشلیمپست گفته است توافق خلع سلاح حماس اجرا نخواهد شد، زیرا کنار گذاشتن سلاح میتواند موجودیت و بقای سیاسی این گروه را به خطر بیندازد.
در مقابل، یکی از ساکنان غزه میگوید حماس ممکن است دستکم در مرحله نخست، سلاحهایش را به نهاد انتقالی اداره غزه بسپارد.
براساس گزارش اورشلیمپست، طرحی که «شورای صلح» اعلام کرده و حماس نیز پذیرفته است، جمعآوری و نگهداری سلاحهای این گروه را بر عهده «کمیته ملی اداره غزه» میگذارد؛ نهادی تکنوکرات که قرار است در دوره پس از جنگ، اداره غزه را بر عهده بگیرد.
غازی حمد، عضو دفتر سیاسی و هیات مذاکرهکننده حماس، گفته است این گروه پذیرفته سلاحها را به کمیته فلسطینی بسپارد. او تاکید کرده است اجرای تعهدات حماس به پایبندی اسرائیل به تعهدات خود، از جمله عقبنشینی از غزه، بستگی دارد.
حمد گفت جمعآوری سلاحها «موضوعی فلسطینی» است و اسرائیل در آن نقشی نخواهد داشت. به گفته او، هدف از این توافق نجات مردم غزه از «ویرانی، جنگ و آوارگی بیشتر» است.
مطابق طرح، سلاحهای سنگین، مراکز تولید تسلیحات، تونلها و انبارها باید زیر نظر کمیته ملی اداره غزه جمعآوری و نگهداری شوند. حمل سلاحهای انفرادی نیز قرار است براساس «قوانین فلسطینی» ساماندهی شود.
با این حال، منبع مرتبط با شبهنظامیان مورد حمایت اسرائیل، موافقت حماس را «حرفی توخالی» خواند و تاکید کرد این گروه تنها در پی خریدن زمان و حفظ بقای خود است. او گفت: «اگر سلاحی وجود نداشته باشد، حماسی هم وجود نخواهد داشت.»
این منبع گفت شماری از خانوادهها، طایفهها و ساکنانی که از حماس آسیب دیدهاند، منتظر فرصتی برای تسویهحساب هستند. به گفته او، حماس برای محافظت از اعضای خود و جلوگیری از انتقامگیری مخالفان، نمیتواند سلاحهایش را کنار بگذارد.
یکی از ساکنان شهر غزه دیدگاه متفاوتی ارائه کرده و گفته است حماس دریافته که دیگر نمیتواند در قدرت باقی بماند. او احتمال داد این گروه در مرحله نخست درباره سپردن سلاحها جدی باشد، اما هشدار داد ممکن است بعدها برای بازپسگیری قدرت تلاش کند.
بخش دیگری از توافق به انحلال گروههای مسلح مورد حمایت اسرائیل اختصاص دارد که برای مقابله با حماس در غزه تشکیل شدهاند. براساس ماده ۱۰ طرح، سلاحهای این گروهها باید طبق جدول زمانی مشخص جمعآوری شود و اعضای آنها نیز اجازه پیوستن به نیروهای امنیتی یا پلیس را نخواهند داشت.
منبع شبهنظامی گفت نیروهایش تا زمانی که حماس، حتی با سلاحهای سبک، در غزه حضور داشته باشد به مبارزه ادامه خواهند داد. او در عین حال احتمال داد در صورت خلع سلاح واقعی حماس و کناررفتن آن از قدرت، این گروهها بتوانند بخشی از ترتیبات جدید باشند.
یکی از ساکنان غزه به اورشلیمپست گفت انحلال شبهنظامیان میتواند همکاری آینده فلسطینیان با نهادهای امنیتی اسرائیل را دشوار کند، زیرا همکاران محلی ممکن است از اقدام تلافیجویانه حماس و رهاشدن از سوی اسرائیل بترسند.
منبع شبهنظامی این نگرانی را رد کرد و گفت اسرائیل همچنان از نیروهای همسو با خود حمایت خواهد کرد. او با اشاره به سابقه حمایت اسرائیل از اعضای ارتش جنوب لبنان گفت: «معتقدیم اسرائیل از ما محافظت خواهد کرد.»
روسیه اعلام کرد در جریان موج گسترده حملات پهپادی اوکراین به مناطق مختلف این کشور، دستکم دو نفر کشته و چند هدف اقتصادی، صنعتی و نظامی آسیب دیدند. کییف نیز حمله به یک پالایشگاه نفت، یک پایگاه هوایی و یک انبار نفت در خاک روسیه را تایید کرد.
وزارت دفاع روسیه یکشنبه ۱۱ مرداد اعلام کرد سامانههای پدافند هوایی این کشور در طول شب ۶۳۵ پهپاد اوکراینی را سرنگون کردهاند. حملات از مناطق نزدیک رود ولگا تا باشقیرستان در عمق خاک روسیه گسترش یافت.
رومان بوسارگین، فرماندار ساراتوف، گفت اصابت یک پهپاد به ساختمانی مسکونی در شهر انگلس دو کشته بر جای گذاشت. به گفته او، زیرساختهای غیرنظامی در انگلس و شهر ساراتوف نیز آسیب دیدند.
ستاد کل ارتش اوکراین اعلام کرد نیروهای این کشور پالایشگاه نفت ساراتوف و پایگاه هوایی نظامی انگلس را هدف قرار دادهاند. براساس بیانیه ارتش اوکراین، در هر دو تاسیسات آتشسوزی روی داده است.
ساراتوف میزبان یکی از پالایشگاههای بزرگ نفت روسیه است و پایگاه هوایی انگلس نیز در همین منطقه قرار دارد. هر دو شهر در سالهای اخیر بارها هدف حملات اوکراین قرار گرفتهاند.
ارتش اوکراین همچنین از حمله به یک انبار نفت در منطقه کالوگا در غرب روسیه خبر داد.
انبار بزرگترین خردهفروشی آنلاین روسیه هدف قرار گرفت ویاچسلاو فدوریشچف، فرماندار سامارا، اعلام کرد پهپادهای اوکراینی یکی از انبارهای شرکت وایلدبریز، بزرگترین خردهفروشی آنلاین روسیه، را هدف قرار دادهاند. این انبار حدود ۸۰۰ کیلومتر با پیشروترین مواضع نظامی اوکراین فاصله دارد.
فرماندار سامارا گفت این حمله تلفاتی نداشت، اما باعث آتشسوزی شد. نیروهای امدادی برای مهار آتش به محل اعزام شدند.
به نوشته خبرگزاری رویترز، وایلدبریز یکی از ارکان اصلی اقتصاد مصرفی روسیه به شمار میرود و اغلب از آن بهعنوان نسخه روسی شرکت آمازون یاد میشود. اوکراین از ۲۷ تیر ماه تاکنون حدود ۱۲ مرکز وابسته به این شرکت را هدف قرار داده است.
رادی خبیروف، فرماندار باشقیرستان، نیز از حمله گسترده پهپادها به تاسیسات صنعتی این منطقه خبر داد. به گفته او، پدافند هوایی یک پهپاد را بر فراز منطقه صنعتی اوفا، مرکز باشقیرستان، سرنگون کرد و در پی آن آتشسوزی روی داد.
اوکراین در ماههای اخیر دامنه حملات خود به عمق خاک روسیه را گسترش داده و پالایشگاهها، انبارهای نفت، مراکز صنعتی و شبکههای تدارکاتی را هدف قرار داده است. کییف میگوید هدف از این حملات، تضعیف توان اقتصادی و نظامی مسکو برای ادامه جنگی است که بیش از چهار سال از آغاز آن میگذرد.
در پی افشای طرح فیفا برای فروش بخشی از سهام جام جهانی، نقش شرکت «تروای کپیتال»، به مدیریت جاشوا کوشنر، برادر جرد، داماد دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، پر بحث شده است. همچنین روایتهایی از نقشه جیانی اینفانتینو برای درآمد ۳۰ میلیون دلاری شخصی از این طرح، ابهامات زیادی داشته است.
فیفا قصد داشت با فروش حدود ۲۰ درصد از سهام یک واحد جدید، تا ۴.۲ میلیارد دلار سرمایه جذب کند و ارزش این واحد را به ۲۰ میلیارد دلار برساند.
اما این طرح با مخالفت یوفا و دیگر کنفدراسیونها، مواجه شد و جیانی اینفانتینو با یک بیانیه، گفت که از آن دست کشیده است.
بر اساس این پیشنهاد، فیفا که بر اساس قوانین سوئیس یک نهاد غیرانتفاعی است، داراییهای درآمدزای خود از جمله حق پخش تلویزیونی، قراردادهای اسپانسری، مجوزهای تجاری و فروش بلیت را به نهادی جدید با نام «فیفا فوروارد اینترپرایز» (FIFA Forward Enterprise) منتقل میکرد.
قرار بود شرکت «تروای کپیتال» (Thrive Capital) متعلق به جاشوا کوشنر، سرمایهگذار اصلی این معامله باشد و بانک جیپی مورگان نیز نقش مشاور را بر عهده داشت.
جاشوا کوشنر برادر جرد کوشنر، مشاور دیپلماتیک کاخ سفید و داماد دونالد ترامپ، است.
نیویورک پست از گزارشی درباره عقبنشینی فیفا از این طرح جنجالی، به نقل از منابع مطلع نوشت که شرکت «تروای کپیتال» دیگر علاقهای به این موضوع ندارد: «آنها به هیچ وجه نمیخواهند درگیر این آشفتگی باقی بمانند. کوشنر راه دیگری برای ورود به این حوزه پیدا خواهد کرد. این ماجرا به یک کابوس برای اعتبار برند تبدیل شده است.»
جرد کوشنر در سال ۲۰۱۷، همزمان با پیوستن به دولت نخست ترامپ، سهام خود در «ترایو کپیتال»، شرکت مادر ترایو اترنال، را واگذار کرد. با این حال، حضور شرکت تحت مدیریت برادرش در طرح جدید فیفا، توجه منتقدان را به پیوندهای خانوادگی و سیاسی پیرامون این معامله جلب کرده است.
کوشنر و جیپی مورگان عقب کشیدند
این روزنامه همچنین به نقل از سه منبع نوشته که شرکت تروای کپیتال گفتوگوها برای کنار گذاشتن این طرح را آغاز کرده است. به گفته منابع، بانک جیپی مورگان نیز انتظار ندارد این معامله به سرانجام برسد و در حال بستن پروندههای مربوط به آن است.
یکی از افرادی که مستقیما در جریان موضوع قرار گرفته بود، گفت: «آنها باور ندارند کوشنر همچنان پای این پروژه بماند. در حال متوقف کردن آن هستند.»
اینفانتینو تا ۱۹ سپتامبر به ۲۱۱ عضو فیفا فرصت داده بود از این طرح حمایت کنند و در مقابل، تا ۴۰ میلیون دلار به هر عضو پرداخت شود. منتقدان این پیشنهاد را «رشوهای با ضربالاجل» توصیف کردند.
به نوشته نیویورک پست، اما فیفا و بانکهای مشاور آن، فضای حاکم بر اروپا را به شدت اشتباه ارزیابی کردند؛ جایی که ثروتمندترین باشگاهها و لیگهای فوتبال، بخش عمده درآمد این ورزش را تولید میکنند.
یکی از منابع نزدیک به اینفانتینو گفت: «این میتوانست پایان موقت فوتبال جهانی باشد.»
حقوق ۳۰ میلیون دلاری برای اینفانتینو
از سوی دیگر، ساندی تایمز در گزارشی درباره پشت پرده این طرح جنجالی به نقل از منابع آگاه مینویسد که «هدف این بود که اینفانتینو پس از پایان دوران ریاستش، به عنوان مدیرعامل یا کمیسر این ساختار منصوب شود و پیش از هرگونه پاداش، سالانه ۳۰ میلیون دلار (حدود ۲۲.۲ میلیون پوند) حقوق پایه دریافت کند. فیفا تاکید کرده است که چنین ایدهای هرگز مطرح نشده بود.»
تهدید کارساز یوفا
شکست این طرح پس از آن رخ داد که کارکنان صندوق سرمایهگذاری تروای کپیتال متعلق به جاشوا کوشنر، دریافتند تصمیم کشورهای اروپایی برای تحریم مسابقات فیفا در اعتراض به این طرح، اجرای آن را غیرممکن کرده است.
یکی از افراد مطلع به ساندیتایمز گفت: «آنها هیچ تصوری نداشتند که این طرح چنین واکنشی ایجاد خواهد کرد؛ واقعا شوکه شده بودند.»
همچنین یک منبع ارشد فیفا به تایمز گفت حامیان مالی با مدیران ارشد این نهاد تماس گرفته و نسبت به موج گسترده تبلیغات منفی ابراز نگرانی کردهاند.
به نوشته این روزنامه، بانک جیپی مورگان که نقش مهمی در این طرح داشت و پیشتر نیز در پروژه شکستخورده سوپرلیگ اروپا در سال ۲۰۲۱ مشارکت کرده بود، هم به فیفا اطلاع داده است که دیگر نمیخواهد در این پروژه حضور داشته باشد.
هشدار یوفا در واکنش به این طرح، صریح بود: هیچیک از تیمهای عضو آن تا زمانی که این طرح به طور کامل کنار گذاشته نشود و فیفا متعهد نشود دیگر هرگز راه را برای ورود مالکان خصوصی به فوتبال باز نکند، در هیچ رقابت فیفا شرکت نخواهند کرد.
بدون حضور ستارههای انگلیس، اسپانیا، فرانسه، آلمان و ایتالیا، جام جهانی مخاطبان خود را از دست میدهد. شبکههای تلویزیونی حاضر نخواهند بود مبالغ کلان پرداخت کنند و حامیان مالی نیز سرمایه خود را خارج خواهند کرد.
این موضوع ارزش اقتصادی این معامله را به شدت کاهش داد.
از سوی دیگر یکی از منابع نزدیک به اینفانتینو که نخواست نامش فاش شود، به نیویورکپست گفت: «آنها واکنشها را محک زدند و پاسخ روشنی دریافت کردند.»
خشم مقامات ارشد فیفا
اینفانتینو در بیانیه خود مدعی شد این طرح صرفا بخشی از یک فرایند مشورتی بوده است؛ در حالی که اشارهای نکرد فدراسیونهای عضو تنها تا ۱۹ سپتامبر (پایان شهریور) فرصت داشتند آن را بپذیرند، وگرنه ۷۵ درصد از منابع مالی خود را از دست میدادند.
به نوشته تایمز، مقامهای ارشد فیفا همچنین از لحن بیانیه اینفانتینو که در آن کنار گذاشتن طرح را اعلام کرد، به شدت خشمگین شدند.
یکی از آنها به تایمز گفت: «آن بیانیه یک شوخی بود.»
همچنین کارکنان فیفا نیز با اعضای شورای فیفا تماس گرفته و خشم و نگرانی خود را ابراز کردهاند.