رسانههای حقوق بشری: اجرای حکم اعدام علیرضا سپاهی پس از سکته قلبی متوقف شد


برخی رسانههای حقوق بشری گزارش دادند علیرضا سپاهی، یکی از متهمان پرونده بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در اصفهان، که قرار بود بامداد سهشنبه اعدام شود، پیش از انتقال به محل اجرای حکم دچار سکته قلبی شد و به بیمارستان الزهرا اصفهان منتقل شد.
بر اساس این گزارشها، قرار بود علیرضا سپاهی به همراه ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسینآبادی اعدام شود، اما به دلیل وخامت حال او، اجرای حکمش متوقف شد.
بامداد سهشنبه، ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسینآبادی، دو نفر دیگر از بازداشتشدگان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۵ در اصفهان، با حکم دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان اعدام شدند. ابوالفضل سپاهی بادجانی، پسرعموی علیرضا سپاهی بود.






در سالهای اخیر چهره شهرها تغییر کرده است و کافهها، کتابفروشیها و فضاهای اجتماعی، بیش از گذشته، محل قرار، گفتوگو و حضور مردم شدهاند.
شاید برای بسیاری این پرسش پیش آمده باشد که چگونه جامعهای که سالها با بحرانهای اقتصادی، تورم، ناامنی، تروماهای جمعی، سرکوب و آیندهای نامطمئن دستوپنجه نرم میکند، چنین فضاهایی گاه تا این اندازه پررونق و پررفتوآمد هستند؟
همین تصویر بارها مبنایی برای قضاوتهای سادهانگارانه شده است؛ اینکه اگر کافهها و رستورانها شلوغ است، پس حال جامعه آنقدرها هم بد نیست. گویی ظاهر شهر، معیار سنجش سلامت روان و کیفیت زندگی مردم است. اما آیا حضور مردم در این فضاها الزاما به معنای رفاه و رضایت است یا معنایی کاملا متفاوت دارد؟
برای پاسخ باید از ظاهر فراتر رفت. کافه، کتابفروشی یا پارک، فقط محل نوشیدن قهوه یا گذراندن اوقات فراغت نیستند. این مکانها فضاهایی برای تجربه احساس تعلق، شکلگیری روابط انسانی، بازسازی هویت و حفظ سلامت رواناند. در جامعهای که فرصت تجربه امنیت و ثبات روانی کاهش یافته، این فضاها گاه به آخرین مکانهایی تبدیل میشوند که افراد میتوانند ساعتی از فشارها فاصله بگیرند و احساس کنند هنوز بخشی از یک جامعه زنده هستند.
از سوی دیگر، پلمب و اعمال محدودیتهای مداوم بر این فضاهای مستقل، پرسش دیگری را ایجاد میکند: چرا چنین مکانهایی برای حکومتهای استبدادی تا این حد حساسیتبرانگیز هستند؟ آیا این حساسیت تنها مربوط به یک فعالیت صنفی است یا کارکردی فراتر در زندگی روانی و اجتماعی مردم دارد؟
این مقاله تلاشی است برای پاسخ به این پرسشها از منظر روانشناسی اجتماعی؛ اینکه چرا کافهها به فضاهای سوم و تنفسگاههای روانی جامعه تبدیل شدهاند، چرا در دوران بحران نه تنها خلوت نمیشوند، بلکه گاهی شلوغتر نیز میشوند، و چگونه در شکلگیری اعتماد، سرمایه اجتماعی و سلامت روان جمعی نقش دارند.
در نهایت، شاید روشن شود فضای اجتماعی پیش از آن که درباره خدمات یا عملکردش باشد، درباره خودِ انسان است. انسانی که در سختترین شرایط هم به جایی برای نفس کشیدن، پیدا کردن معنا و حفظ امید نیاز دارد.
چرا انسان در دل بحران، بیشتر به فضاهای اجتماعی نیاز پیدا میکند؟
در نگاه نخست، شاید انتظار داشته باشیم هرچه بحران عمیقتر میشود، کافهها، پارکها، کتابفروشیها، مراکز خرید و دیگر فضاهای اجتماعی نیز خلوتتر شوند. اما تجربه انسان در مواجهه با بحرانهای طولانیمدت نشان میدهد واقعیت همیشه چنین نیست. انسانها در شرایط دشوار، بیش از هر زمان دیگری به فضاهایی نیاز پیدا میکنند که بتوانند در آنها ارتباط برقرار کنند، احساس تعلق داشته باشند و بخشی از زندگی عادی خود را حفظ کنند. این رفتار نه یک تناقض، بلکه پاسخی طبیعی به نیازهای روانی و اجتماعی انسان در مواجهه با بحرانهای طولانیمدت است.
اما این برداشت، تفاوت مهمی را نادیده میگیرد؛ تفاوت میان ادامه دادن زندگی و خوب بودن شرایط.
یک جامعه میتواند همزمان نشانههایی از زندگی اجتماعی فعال داشته باشد و در عمق خود با اضطراب، ناامیدی و فشارهای اقتصادی دستوپنجه نرم کند.
انسان میتواند در شرایط دشوار همچنان کار کند، خرید کند، به کافه برود، با دوستانش دیدار کند و لحظاتی از زندگی عادی را تجربه کند. این رفتارها به معنای نبود فشار یا رضایت از شرایط نیست؛ آنها بخشی از تلاش انسان برای حفظ پیوند خود با زندگی و ادامه دادن در شرایط دشوار هستند.
انسان میتواند همزمان نگران آینده باشد، از شرایط ناراضی باشد و فشارهای روانی را تجربه کند، اما همچنان نیاز داشته باشد با دیگران دیدار کند، گفتوگو کند، بخندد و ساعاتی را از فشارهای بیرونی فاصله بگیرد.
همین نیازهاست که او را به سوی فضاهای اجتماعی میکشاند.
وقتی این بحرانها طولانیتر شوند، این نیازها نه تنها از بین نمیروند، بلکه پررنگتر میشوند.
انسان در مواجهه با خطرات مزمن و بحرانهای طولانیمدت، نوعی مقاومت زیسته را تجربه میکند؛ یعنی برای جلوگیری از فرسودگی و فروپاشی درونی، تلاش میکند بخشهایی از زندگی روزمره و روابط اجتماعی خود را حفظ کند.
حضور در کافه، خرید کردن، گفتوگو با دیگران یا وقت گذراندن در فضاهای عمومی، رفتارهایی انطباقی هستند که به فرد کمک میکنند در کنار تحمل فشارهای روانی، همچنان احساس ارتباط، تعلق و زنده بودن داشته باشد.
جامعه نیز به مرور یاد میگیرد چگونه در عین تحمل بار سنگین بحران، عملکرد روزمره خود را حفظ کند.
این توانایی، راهی برای بقا و سازگاری با شرایط دشوار است، نه نشانه رضایت از آن.
در جامعه ما که بحرانها سالهاست ادامه دارند، افراد میان دو تجربه همزمان حرکت میکنند: از یک سو رنج، ناامنی و نگرانی نسبت به آینده، و از سوی دیگر تلاش برای حفظ ارتباط، شادی، امید و معنا.
این دو وضعیت در تضاد با یکدیگر نیستند. انسان میتواند آسیبدیده باشد و همچنان برای حفظ زندگی اجتماعی خود تلاش کند. او میتواند از شرایط ناراضی باشد و در عین حال، به دنبال دیدار با دیگران، تجربه لحظاتی از آرامش و حفظ بخشی از زندگی عادی خود بگردد.
از سوی دیگر، انباشت بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حتی زیستمحیطی، احساس کنترل انسان بر آینده را کاهش میدهد. زمانی که امکان برنامهریزی بلندمدت محدود میشود، ذهن انسان بهطور طبیعی بر اکنون و فضاهایی متمرکز میشود که هنوز احساس کنترل بر آنها دارد. رفتن به کافه، قدم زدن در پارک، دیدار با دوستان یا حتی ساعتی نشستن در یک فضای عمومی، میتواند تجربهای کوچک اما واقعی از بازپسگیری کنترل بر بخشی از زندگی روزمره باشد.
به همین دلیل، کافهها فقط مکانهایی برای نوشیدن قهوه نیستند. این فضاها که در علوم اجتماعی از آنها با عنوان فضاهای سوم یاد میشود، میان خانه و محل کار قرار دارند؛ نه کاملا خصوصیاند و نه رسمی و وظیفهمحور. اهمیت آنها در فراهم کردن امکان ارتباط، گفتوگو، شکلگیری روابط انسانی و تجربه احساس تعلق است. در جامعهای که اضطراب، ناامنی و بیثباتی، تجربهای مداوم است، چنین فضاهایی به یکی از ارکان سلامت روان جمعی تبدیل میشوند.
بنابراین، تحلیل سلامت یک جامعه تنها با نگاه کردن به ظاهر خیابانها، کافهها یا مراکز خرید امکانپذیر نیست. برای شناخت وضعیت واقعی جامعه باید به میزان اضطراب، اعتماد اجتماعی، احساس امنیت، امید به آینده و کیفیت روابط انسانی نیز توجه کرد.
کافهها و فضاهای اجتماعی شلوغ، نشانه بیمشکل بودن جامعه نیستند؛ آنها بخشی از تلاش انسانها برای بازسازی احساس تعلق، مقاومت در برابر فرسودگی روانی و ادامه دادن زندگی در دل بحران هستند.
چرا فضاهای اجتماعی مستقل در حکومتهای استبدادی حساسیتبرانگیز میشوند؟
یکی از ویژگیهای جوامع سالم، وجود فضاهایی است که افراد بتوانند خارج از ساختارهای رسمی قدرت با یکدیگر تعامل داشته باشند.
همین ویژگی، فضاهای اجتماعی مستقل را برای حکومتهای استبدادی حساسیتبرانگیز میکند. این حکومتها معمولا میکوشند بر جریان اطلاعات، ارتباطات اجتماعی و سازمانیابی شهروندان کنترل داشته باشند؛ زیرا هر فضایی که خارج از نظارت مستقیم قدرت، امکان شکلگیری اعتماد، گفتوگو و پیوندهای اجتماعی را فراهم کند، میتواند بخشی از انحصار حکومت بر عرصه عمومی را کاهش دهد.
از همین رو، محدودیتهایی که بر این فضاها اعمال میشود، در عمل به کنترل روابط اجتماعی و کاهش ظرفیت جامعه برای ایجاد شبکههای مستقل ارتباطی نیز میانجامد.
در چنین شرایطی، حتی فضاهایی که در ظاهر تنها بخشی از زندگی روزمرهاند، کارکردی فراتر پیدا میکنند. کافهها، کتابفروشیها و دیگر فضاهای اجتماعی مستقل، تنها محل ارائه خدمات یا گذران اوقات فراغت نیستند. آنها امکان دیدار، گفتوگو، تعامل و شکلگیری روابط انسانی را فراهم میکنند و احساس تعلق به یک جامعه را زنده نگه میدارند.
پاسخ این حساسیتها را نیز باید در همین کارکرد اجتماعی جستوجو کرد. جامعهای که افراد آن بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، گفتوگو کنند و روابط مبتنی بر اعتماد بسازند، از ظرفیت بیشتری برای تابآوری روانی و اجتماعی برخوردار خواهد بود.
پیامدهای محدود شدن فضاهای ارتباطی برای سلامت روان جمعی
محدود شدن فضاهای اجتماعی صرفا به معنای تعطیلی یک کسبوکار یا از دست رفتن یک مکان شهری نیست. زمانی که یک کافه، کتابفروشی یا فضای فرهنگی به دلایل مختلف، از جمله محدودیتهای مرتبط با سبک زندگی، مسائل فرهنگی یا مقررات رسمی، تعطیل یا محدود میشود، پیامدهای آن فراتر از یک زیان اقتصادی است.
هر فضای اجتماعی که از دست میرود، بخشی از فرصتهای جامعه برای دیدار، گفتوگو، شکلگیری اعتماد و تجربه تعلق اجتماعی را نیز از میان میبرد.
در جامعهای که سالها با بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و تروماهای جمعی روبهرو بوده است، کاهش این فضاها میتواند احساس انزوا، بیاعتمادی و فرسودگی روانی را تشدید کند.
انسانها بخش مهمی از تجربههای دشوار خود را در ارتباط با دیگران پردازش میکنند و گفتوگو، همدلی و حضور در کنار یکدیگر، از مهمترین سازوکارهای طبیعی مقابله با فشارهای روانی است. محدود شدن این امکان، ظرفیت جامعه برای ترمیم و بازیابی روانی را نیز کاهش میدهد.
در چنین شرایطی، سلامت روان جمعی تنها به خدمات درمانی یا مداخلات فردی وابسته نیست. حفظ فضاهایی که امکان ارتباط، تعامل و تجربه زندگی اجتماعی را فراهم میکنند نیز بخشی از مراقبت از سلامت روان جامعه است.
این فضاها بحرانها را از میان نمیبرند، اما میتوانند از عمیقتر شدن پیامدهای روانی و اجتماعی آنها جلوگیری کنند.
جامعهای که افراد آن بتوانند یکدیگر را ببینند، گفتوگو کنند و پیوندهای انسانی خود را حفظ کنند، ظرفیت بیشتری برای تابآوری و عبور از بحرانها خواهد داشت.
فضاهای اجتماعی مستقل بخشی از روایت زنده هر جامعهاند. روایتی از انسانهایی که حتی در دل بحران نیز، پیوند خود را با زندگی و با یکدیگر حفظ میکنند.
حمله اوکراین به یک کشتی ایرانی در دریای خزر، که به کشته شدن یک ملوان انجامید، وعده تهران برای تلافی را در پی داشت و نگرانیها درباره احتمال پیوند خوردن دو جنگ و شکلگیری جبههای مشترک را افزایش داد.
اوکراین پیشتر نیز مسیر انتقال تسلیحات در دریای خزر را هدف قرار داده بود. در فوریه (بهمن و اسفند ۱۴۰۴)، پهپادهای دوربرد اوکراین یک ناو روسی و دو کشتی باری تحریمشده، «پورت اولیا ۲» و «بگی»، را هدف قرار دادند که برای انتقال محمولههای نظامی از جمهوری اسلامی به روسیه استفاده میشدند.
این حمله چند ماه پس از حمله دیگری به بندر «اولیا» در روسیه انجام شد که به کشتی حامل قطعات پهپادهای ایرانی و مهمات آسیب رسانده بود.
آنچه حمله شنبه را از حملات پیشین متمایز میکند، پرچم کشتی و تلفات آن است. کییف اعلام کرد کشتیهایی را هدف قرار داده که با نقض تحریمها، محمولههای نظامی میان جمهوری اسلامی و روسیه جابهجا میکردند.
تهران اما گفت شناور هدفگرفتهشده یک کشتی تجاری ایرانی بود و ملوان کشتهشده در آن، نخستین ایرانی بود که در حمله اوکراین جان باخت.
کرملین این حمله را «حمله به ایران» خواند و کییف را به تلاش برای گسترش جنگ متهم کرد. مقامهای جمهوری اسلامی نیز هشدار دادند این حمله بیپاسخ نخواهد ماند.
با این حال، تنها چند روز بعد، هر دو طرف از تمایل خود برای جلوگیری از تشدید تنش سخن گفتند.
آندری سیبیها، وزیر خارجه اوکراین، پس از گفتوگو با عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت هدف کییف «پرهیز از تشدید غیرضروری تنش» است و اقدامات اوکراین صرفا برای دفاع از این کشور در برابر تهاجم روسیه انجام میشود، نه برای هدف قرار دادن کشتیهای غیرنظامی یا افراد.
او افزود روسیه مسئول اصلی این حوادث و خسارتهای جانی است و خواستار خودداری از اقدامات تنشزا و پایان حمایت از جنگ روسیه علیه اوکراین شد.
عراقچی نیز در ایکس نوشت وزیر خارجه اوکراین به او اطمینان داده است که حمله به کشتی ایرانی عمدی نبوده و اوکراین خواهان تشدید تنش نیست.
او افزود جمهوری اسلامی نیز به دنبال تشدید تنش نیست، اما تاکید کرد هرگونه حمله به شهروندان یا منافع ایران غیرقابل قبول است و خسارتهای واردشده باید جبران شود.
پیامی با مخاطبان متفاوت
نیکول گراجفسکی، استادیار دانشگاه ساینسپو و نویسنده کتاب «روسیه و ایران؛ شرکای سرپیچی از سوریه تا اوکراین»، به ایراناینترنشنال گفت اوکراینیها از ابتدا این دو جنگ را مرتبط میدانستند و جمهوری اسلامی را حلقه اتصال میان آنها میدیدند.
او افزود دریای خزر یکی از آشکارترین نقاط تلاقی این دو منازعه است، زیرا هم کالاهای مورد نیاز جمهوری اسلامی و هم تجهیزاتی که تهران در اختیار روسیه قرار میدهد، از این مسیر منتقل میشوند.
گراجفسکی این حمله را لزوما نتیجه هماهنگی با واشینگتن نمیداند، اما احتمال میدهد اوکراین و اسرائیل در اجرای آن هماهنگ بوده و کییف نیز اهداف راهبردی خود را دنبال کرده باشد.
به گفته او، دولت ترامپ دلایلی برای جلوگیری از گره خوردن بیشتر جنگ اوکراین به منازعه با جمهوری اسلامی دارد. با این حال، نمایش توانایی اوکراین برای دسترسی به دریای خزر و اخلال در مسیری که نقشی روزافزون در مناسبات روسیه و جمهوری اسلامی یافته، بخشی از اهداف راهبردی کییف است.
پاسخ به همکاری نظامی تهران و مسکو
به گفته کارشناسان، روابط نظامی جمهوری اسلامی و روسیه به توضیح منطق کییف در انجام این حمله کمک میکند.
جمهوری اسلامی در تابستان ۲۰۲۲ (۱۴۰۱)، با آغاز ارسال پهپادهای شاهد به روسیه، به یکی از مشارکتکنندگان فعال در جنگ روسیه علیه اوکراین تبدیل شد. این پهپادها بعدا بهطور گسترده علیه شهرها و زیرساختهای غیرنظامی اوکراین به کار گرفته شدند.
آمریکا همچنین تهران را به ارسال موشکهای بالستیک کوتاهبرد به روسیه متهم میکند. اوکراین نیز میگوید مستشاران نظامی جمهوری اسلامی نحوه استفاده از این سامانههای پدافندی را به نیروهای روس آموزش دادند.
گراجفسکی در کتاب تازه خود نوشته است اپراتورهای پهپاد روسیه در اوت ۲۰۲۲ (مرداد و شهریور ۱۴۰۱) به ایران سفر کردند و در مسابقه پهپادی برگزارشده از سوی سپاه پاسداران شرکت داشتند. او این رویداد را پوششی برای آموزش کار با پهپادهای ایرانی میداند که بعدتر علیه اوکراین به کار گرفته شدند.
دیوید پاتریکاراکوس، خبرنگار ویژه دیلیمیل، گفت: «اوکراینیها سالها از فناوری جمهوری اسلامی آسیب دیدهاند و اکنون همان تجربه را برای ایرانیها رقم میزنند.»
پیامی با مخاطبان متفاوت
الکس واتانکا، مدیر برنامه ایران در موسسه خاورمیانه، نیز این حمله را عمدتا اقدامی برای ارسال پیام دانست، اما گفت مخاطب آن ممکن است فقط جمهوری اسلامی نبوده باشد.
او احتمال داد آمریکا از اوکراین برای انتقال دو پیام به تهران استفاده کرده باشد: نخست، ترغیب جمهوری اسلامی به بازنگری در همکاری نظامی با روسیه؛ دوم، هشدار به تهران که مسیرهای تجاری شمالی لزوما از مسیرهای جنوبی، که بیش از پیش محدود شدهاند، امنتر نیستند.
در ماههای گذشته، آمریکا و متحدانش زیرساختهای نظامی، بندرها، تجهیزات و داراییهای دریایی و شبکههای لجستیکی جمهوری اسلامی در خلیج فارس و تنگه هرمز را هدف قرار دادهاند تا توانایی تهران برای جابهجایی تجهیزات نظامی و انجام تجارت دریایی را محدود کنند.
همزمان با افزایش فشار بر دسترسی جنوبی جمهوری اسلامی به کشتیرانی بینالمللی، مسیرهای شمالی از طریق دریای خزر، بهویژه کریدور بینالمللی حملونقل شمال–جنوب که جمهوری اسلامی را به روسیه متصل میکند، اهمیت بیشتری یافتهاند.
اگر ارزیابی واتانکا درست باشد، این حمله نشان داد که این مسیرها نیز ممکن است آسیبپذیر باشند.
نه گراجفسکی و نه واتانکا انتظار ندارند حمله در دریای خزر به رویارویی مستقیم نظامی میان جمهوری اسلامی و اوکراین منجر شود.
واتانکا گفت: «آنها در گسترش درگیری به جبهههای دیگر بسیار محتاطانه عمل میکنند.»
اینکه این پیام صرفا از سوی کییف ارسال شده یا از حمایت دیگران برخوردار بوده، همچنان محل بحث است. با این حال، به نظر میرسد نه اوکراین و نه جمهوری اسلامی تمایلی به تشدید این رویارویی و گسترش آن به جنگی فراگیرتر ندارند.
روسیه اسفند ۱۴۰۰ تهاجم تمامعیار خود به اوکراین را آغاز کرد و جمهوری اسلامی نیز با ارسال پهپادهای شاهد، فناوری تولید آنها و تجهیزات موشکی، به یکی از مهمترین متحدان نظامی مسکو در این جنگ تبدیل شد.
نخستوزیر عراق دیدار برنامهریزیشده خود با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، را پس از حملات مشترک آمریکا و عربستان سعودی به مواضع حشد شعبی لغو کرد.
همزمان، ریاستجمهوری عراق، وزارت خارجه جمهوری اسلامی و گروههای مسلح عراقی این حملات را محکوم کردند و جنبش النجباء نیز آمریکا و عربستان را به پرداخت «بهایی سنگین» تهدید کرد.
خبرگزاری رویترز چهارشنبه هفتم مرداد گزارش داد علی الزیدی، نخستوزیر عراق، دیدار برنامهریزیشده پنجشنبه با ولیعهد عربستان در جده را لغو کرده است. سه منبع آگاه به این خبرگزاری گفتند این تصمیم پس از حملات گروههای عراقی همسو با حکومت ایران به عربستان و حملات تلافیجویانه مشترک واشینگتن و ریاض به مواضع این گروهها اتخاذ شد.
خبرنگار شبکه الحدث نیز تعویق سفر نخستوزیر عراق به عربستان را تایید کرد. یک منبع دولتی به شفقنیوز گفت بغداد تمامی مقدمات سفر هیات دولتی، دیدارها و مذاکرات برنامهریزیشده با طرف سعودی را در واکنش مستقیم به حملات بامداد چهارشنبه متوقف کرده است.
ریاستجمهوری عراق حملات را نقض حاکمیت خواند
دفتر ریاستجمهوری عراق حملات به مقرهای حشد شعبی در چند منطقه از این کشور را بهشدت محکوم کرد و آن را «تجاوزی مردود» و نقض آشکار حاکمیت این کشور دانست.
بر اساس بیانیهای که شبکه رسمی دولت عراق منتشر کرد، این حملات نهادهای رسمی امنیتی کشور را هدف قرار داده و به کشته و زخمیشدن تعدادی از اعضای حشد شعبی منجر شدهاند.
ریاستجمهوری عراق اعلام کرد هدف قراردادن مقرهای حشد شعبی با قواعد حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل متحد مغایرت دارد.
حشد شعبی پیشتر شمار کشتههای این حملات را دستکم ۲۰ نفر و زخمی را ۳۲ نفر اعلام کرده بود. این آمار بهطور مستقل تایید نشده است.
النجباء خواستار اخراج نیروهای آمریکایی شد
در پی این حملات، جنبش النجباء، یکی از گروههای عراقی وابسته به سپاه پاسداران، پنج مطالبه از دولت و نهادهای رسمی عراق مطرح کرد.
این گروه خواستار پایان حضور نیروهای آمریکایی و تعطیلی پایگاهها و مراکز وابسته به آنها در عراق شد و حضور این نیروها را تهدیدی دائمی برای امنیت و ثبات کشور خواند.
النجباء همچنین از دولت عراق خواست تمام همکاریها با عربستان سعودی را قطع کند، در محکومیت حملات از موضع خود عقبنشینی نکند و با سکوت یا مماشات از کنار آن نگذرد.
تامین فوری سامانههای پیشرفته پدافند هوایی برای حفاظت از آسمان عراق و بازخواست افرادی که به ادعای این گروه با بازگذاشتن حریم هوایی زمینه حملات را فراهم کردند، از دیگر مطالبات النجباء است.
این گروه در پایان بیانیه خود آمریکا و عربستان را تهدید کرد که برای ورود به خاک عراق و انجام حملات، «بهایی سنگین» از منافع و امنیت خود خواهند پرداخت. این تهدید میتواند نگرانیها درباره حملات تلافیجویانه و گسترش درگیری را افزایش دهد.
سازمان بدر از دولت عراق موضعی قاطع خواست
هادی العامری، دبیرکل سازمان بدر، حملات مشترک آمریکا و عربستان را «جنایتکارانه و غیرموجه» خواند و گفت این عملیات حاکمیت عراق و نیروهای مسلح آن را هدف قرار داده است.
او از دولت عراق خواست در برابر آنچه «تعدی به حاکمیت» خواند، موضعی قاطع اتخاذ کند.
عامری همچنین گفت عراق از مشارکت یک کشور همسایه در این حملات، با وجود سالها تلاش بغداد برای گسترش همکاری و روابط دوستانه، متعجب شده است.
تهران آمریکا و عربستان را مسئول پیامدهای حملات دانست
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نیز حملات آمریکا و عربستان به عراق را محکوم کرد و گفت تاسیسات متعلق به نهادهای رسمی عراق و همچنین موکبها و ایستگاههای خدماترسانی به زائران اربعین هدف قرار گرفتهاند.
در اطلاعات ارائهشده، جزییات مستقلی درباره محل این موکبها، خسارتهای جانی آنها یا ارتباطشان با دیگر اهداف حملات منتشر نشده است.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی این عملیات را نقض حاکمیت و تمامیت سرزمینی عراق و مغایر بند چهار ماده دوم منشور سازمان ملل دانست.
تهران همچنین آمریکا و همپیمانان منطقهای آن را متهم کرد که در پی گسترش جنگ در «غرب آسیا» هستند و اعلام کرد واشینگتن و شرکایش مسئول پیامدهای این اقدامات خواهند بود.
وزارت خارجه جمهوری اسلامی با خانواده کشتهشدگان ابراز همدردی و بر حمایت از دولت و مردم عراق تاکید کرد.
تنش نظامی به روابط بغداد و ریاض سرایت کرد
فرماندهی مرکزی آمریکا پیشتر تایید کرده بود جنگندههای آمریکا و عربستان مراکز لجستیکی و تسلیحاتی گروههای همسو با حکومت ایران را در شرق عراق هدف قرار دادهاند.
سنتکام این عملیات را پاسخ به بیش از ۳۰ حمله پهپادی در ۷۲ ساعت گذشته معرفی کرد که به گفته آن، با هدایت سپاه پاسداران علیه نیروهای آمریکایی و زیرساختهای انرژی عربستان انجام شده بودند.
حشد شعبی و مقامهای عراقی در مقابل، مواضع هدف قرارگرفته را متعلق به نهادهای رسمی امنیتی عراق معرفی کردهاند.
لغو سفر نخستوزیر عراق نشان میدهد پیامدهای حملات از حوزه نظامی فراتر رفته و روابط دیپلماتیک بغداد و ریاض را نیز تحت تاثیر قرار داده است. تهدید النجباء به تلافی، در کنار درخواست مقامهای عراقی برای دفاع از حاکمیت کشور، خطر ورود عراق به دور تازهای از حملات متقابل را افزایش داده است.
با گذشت نزدیک به ۷ ماه از کشتار خونین دیماه، خانوادههای جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان تحت فشار روانی شدیدی قرار گرفتهاند.
گزارشهای منتشرشده در رسانههای اجتماعی حاکی از آن است که طاهره جنگجو، مادر دادخواه جاویدنام رها بهلولیپور، به افسردگی شدید دچار شده و حال روحیاش بهشدت نامساعد است.
مریم شکرانی، روزنامهنگار ساکن ایران، گزارش داد این مادر دادخواه بهدلیل فشار روانی و آسیب سنگین ناشی از قتل فرزندش، دستکم یکبار اقدام به پایان دادن به زندگی خود کرده و نجات یافته است.
رها دانشجوی ۲۳ ساله رشته زبان ایتالیایی در دانشگاه تهران بود که شامگاه ۱۸ دی با شلیک نیروهای حکومتی زخمی شد و یک روز بعد، بر اثر شدت جراحات درگذشت.
فرحنار (عاطفه) روزفرح، مادر جاویدنام سامان ابراهیمپور، که در شش ماه گذشته با سوگ فقدان فرزندش و شرایط دشوار روحی دستوپنجه نرم میکرد، ۲۵ تیر به زندگی خود پایان داد.
پیکر این زن ۳۸ ساله در شهر شفت استان گیلان به خاک سپرده شد.
فرزند او شامگاه ۱۹ دی در ۲۳ سالگی به دست ماموران حکومت در منطقه «دانای علی» شفت کشته شد.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که بسیاری دیگر از خانوادههای دادخواه نیز در وضعیت روانی شکنندهای به سر میبرند.
بر اساس این گزارشها، مادر بهبود حسنزاده از روز کشته شدن پسرش دیگر روی پای خود نایستاده، از درمان دست کشیده و در بستر بیماری افتاده است.
بهبود، کارشناس ارشد حقوق و پدر دو دختر ۸ و ۱۳ ساله، شامگاه ۱۸ دی در قائمیه کوهچنار، وقتی برای کمک به یک مجروح رفته بود، هدف گلوله نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت و دو روز بعد جان باخت.
مادر علیاصغر حسینی، جوان ۱۸ ساله کشتهشده در کرمان، بینایی یک چشم خود را تا حد زیادی از دست داده است.
علیاصغر ۱۸ دی در میدان آزادی کرمان با اصابت گلوله جنگی به قلب کشته شد.
فشار امنیتی و شکستن سنگ مزار
سوگ از دست دادن عزیزان تنها دردی نیست که خانوادههای دادخواه با آن دستوپنجه نرم میکنند.
حکومت همواره خانوادههای کشتهشدگان را از زمان تحویل پیکر تا دفن، مراسم خاکسپاری و عزاداری و سالگرد تحت فشار امنیتی قرار داده است.
جمهوری اسلامی میداند که هسته نمادین و خوشههای خشم اولیه برای موج بعدی جنبشهای اجتماعی، از خانوادههای داغدار شروع میشود.برای همین، برای جلوگیری از تبدیل فرایند سوگ به خشم، تلاش میکند با ابزارهای مختلف، روحیه این خانوادهها را بیش از پیش تضعیف کند.
به نظر میرسد حکومت پس از جنبش مهسا ترجیح داده در کنار سرکوب مستقیم و مقطعی اعتراضات، سطح فشار بر خانوادههای دادخواه را هم به شکل مستمر حفظ کند و اجازه ندهد این زخمها به قصههایی جداگانه تبدیل شوند.
برا همین به کشتن صرف بسنده نمیکند: خانوادهها را با گرفتن حق تیر و پول گلوله در فشار میگذارد، مراسم خاکسپاری و ختم را محدود و امنیتی میکند و به خانواده برخی جاویدنامان مثل محسن نمازی ۱۹ ساله اجازه نمیدهد پیکرش در آرامستان خانوادگی یا شهر محل سکونتش دفن شود.
خانواده محسن نمازی پس از تهدید نهادهای امنیتی ناچار شدند پیکر این جوان ۱۹ ساله را بهجای تهران، در جلفای آذربایجان شرقی به خاک بسپارند.
مادر محسن پس از انتقال فرزندش به درمانگاه، ساعتها کنار پیکرش ماند، اما ماموران او را از محل بیرون کردند.
محسن شامگاه ۱۸ دی در منطقه ۱۷ تهران با اصابت سه گلوله جنگی کشته شد.
علاوه بر این موارد، حکومت روی سنگ مزار کشتهشدگان اعتراضات و عبارات درج شده روی آن حساس است؛ بارها سنگ مزار جاویدنامان به دست نیروهای وابسته به حکومت شکسته یا مخدوش شده است.
یکی از آخرین نمونهها مربوط به سنگ مزار طاها نادری است که در آرامستان شهرضای اصفهان تخریب شد.
طاهای ۱۸ ساله شامگاه ۱۸ دی بر اثر اصابت گلوله ماموران جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشها، سرور سروری، مادر طاها، شاعر و فعال سیاسی، نیز تحت فشار امنیتی از فعالیت منع شده است.
بیتابی مادران و پدران
در کنار این موارد، دهها ویدیو از بیتابی و زاری مادران و پدران جاویدنامان در رسانههای اجتماعی منتشر شده که نشان میدهد حتی با گذشت چند ماه از کشتار دی، داغ فرزندانشان تازه است.
در یکی از این ویدیوها، مادر امیرحسین شیخبو دیده میشود که در ششمین ماهگرد کشته شدن فرزندش، در محل جان باختن او در مشهد حضور یافته است.
او زمین را گلباران و به یاد امیرحسین شمع روشن کرده است.
در این ویدیو مادر امیرحسین در سوگ فرزند جوانش مویه میکند.
امیرحسین جوانی ۲۴ ساله بود که شامگاه ۱۸ دی در میدان مادر مشهد در جریان اعتراضات هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
در ویدیویی دیگر، مادر امیرحسین نوبخت دیده میشود که لباسهای او را در آغوش گرفته و گریه میکند.
امیرحسین جوانی ۲۲ ساله و ساکن باقرشهر بود که شامگاه ۱۸ دی با شلیک گلوله نیروهای حکومتی مجروح شد. خانواده او پیکرش را با آثاری از شکنجه پیدا کردند.
ویدیویی که بهتازگی منتشر شده، نشان میدهد پدر و مادر سالخورده مجید پوررستمی با شنیدن اسم پسرشان از شبکه ایراناینترنشنال اشک میریزند و بیتابی میکنند.
مجید ۴۵ ساله شامگاه ۱۸ دی در قرچک با شلیک نیروهای حکومتی کشته شد.
همچنین بر اساس تصویری که اخیرا در رسانههای اجتماعی منتشر شده، مادر پویا قشقایی در مزار خالی او و پیش از دفنش خوابیده است.
پویا قشقایی ۳۰ ساله شامگاه ۱۹ دی در شهرضا با شلیک گلوله جنگی سرکوبگران کشته شد.
با همه این فشارها، اما خانوادههای دادخواه و بازماندگان خاموش نماندهاند و تبدیل به راوی دستاول جنایات جمهوری اسلامی شدهاند.
منابع منطقهای میگویند حوثیهای یمن قصد دارند از بیشتر کشتیهای تجاری عبوری از تنگه بابالمندب عوارض دریافت کنند، اما کشتیهای چینی احتمالا از پرداخت آن معاف خواهند بود. اجرای این طرح میتواند انتقال نفت از دریای سرخ را هرچه بیشتر مختل و فشار بر بازار جهانی انرژی را تشدید کند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، حوثیهای همسو با جمهوری اسلامی این طرح را یک هفته پس از اعلام محاصره دریایی عربستان سعودی در ۲۹ تیر بررسی میکنند.
حوثیها با اعلام این محاصره، جبهه تازهای را در درگیری جمهوری اسلامی با آمریکا و متحدانش گشودند و دامنه تهدید علیه نفتکشها و کشتیهای حامل دیگر کالاها را از آبهای خلیج فارس به دریای سرخ گسترش دادند.
منابع رویترز گفتند این گروه در حال بررسی دریافت عوارض از بیشتر کشتیهای عبوری از بابالمندب است؛ گذرگاه باریکی که جنوب دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند.
هنوز زمان مشخصی برای اجرای این طرح تعیین نشده است و دفتر رسانهای حوثیها نیز به درخواست رویترز برای اظهارنظر پاسخ نداده است.
جمهوری اسلامی طرح دریافت عوارض را با حوثیها مطرح کرد
مقامهای حوثی در تیرماه برای شرکت در مراسم دفن جسد علی خامنهای به ایران سفر کردند.
به گفته دو مقام منطقهای که تهران آنها را در جریان موضوع قرار داده است، مقامهای جمهوری اسلامی در جریان این سفر، موضوع دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از بابالمندب را با هیات حوثی در میان گذاشتند.
هدف از این اقدام، عادیسازی دریافت عوارض در آبراههای بینالمللی و افزایش فشار بر آمریکا عنوان شده است. منابع آگاه افزودند حوثیها از این طرح حمایت کردهاند.
یک مقام عرب در منطقه همچنین گفت مقامهای حوثی هنگام بازگشت با هواپیما از تهران، تعدادی مشاور ایرانی را با خود به یمن بردهاند.
به گفته او، این مشاوران قرار است حوثیها را برای ایجاد یک نهاد احتمالی با هدف تعیین و دریافت عوارض عبور از بابالمندب راهنمایی کنند.
تهران هنوز به گزارش رویترز واکنش نشان نداده است.
کشتیهای چینی احتمالا معاف میشوند
منابع آگاه گفتند بر اساس طرح در دست بررسی، کشتیهای چینی از پرداخت عوارض معاف خواهند شد.
چین پیشتر برای عبور امن نفتکشهای خود از جنوب دریای سرخ، مذاکرات مستقیمی با حوثیها انجام داده است. پکن بزرگترین خریدار نفت عربستان سعودی محسوب میشود.
معافیت کشتیهای چینی میتواند امکان ادامه واردات نفت عربستان از سوی چین را فراهم کند، در حالی که کشتیهای متعلق به دیگر کشورها با پرداخت هزینه یا خطر حمله روبهرو خواهند بود.
دولت رسمی یمن درباره تسلط حوثیها بر دریای سرخ هشدار داد
عفرا الزوبه، گزینه معرفیشده برای وزارت امور خارجه دولت به رسمیت شناختهشده یمن، به رویترز گفت حوثیها در پی گسترش تسلط خود بر دریای سرخ هستند.
او افزود: «حوثیها تلاش خواهند کرد بر دریای سرخ مسلط شوند و اگر موفق شوند، از کشتیها عوارض خواهند گرفت.»
دو دیپلمات غربی نیز گفتند اجرای چنین طرحی با مخالفت شدید کشورهای عرب خلیج فارس و کشورهای اروپایی روبهرو خواهد شد.
با این حال، به گفته این دیپلماتها، نیروهای دریایی بینالمللی در حال حاضر بیش از ظرفیت خود درگیرند و نمیتوانند حفاظت کافی از کشتیهای تجاری را تضمین کنند.
همچنین تمایل سیاسی چندانی برای افزایش این حضور نظامی وجود ندارد.
تهران طرح عمان برای تنگه هرمز را رد کرد
همزمان با بررسی دریافت عوارض در بابالمندب، یک مقام ارشد حکومت ایران به رویترز گفت تهران پیشنهاد عمان برای مدیریت مشترک منطقهای تنگه هرمز را رد کرده است.
طرح عمان شامل پرداخت داوطلبانه عوارض از سوی کشتیهای عبوری میشد. رد این پیشنهاد، امیدها برای حل بنبستی را کاهش داد که در ماههای گذشته تجارت از مسیر تنگه هرمز را بهشدت محدود کرده است.
به این ترتیب، دو گذرگاه راهبردی انتقال انرژی، یعنی تنگه هرمز و بابالمندب، همزمان با اختلال یا احتمال اعمال محدودیتهای تازه روبهرو شدهاند.
ریاض ممکن است مسیر جایگزین هرمز را از دست بدهد
مسدود یا محدود شدن عبور از بابالمندب، عربستان سعودی را از یک مسیر جایگزین حیاتی برای تنگه هرمز محروم خواهد کرد.
اگر امکان انتقال نفت از مسیر هرمز و دریای سرخ بهطور همزمان محدود شود، نگرانی درباره کاهش عرضه نفت و افزایش هزینه حملونقل انرژی تشدید خواهد شد.
عبور از بابالمندب به سوی آسیا بهطور متوسط ۱۶ روز طول میکشد. در صورت تغییر مسیر محمولهها از طریق شمال دریای سرخ، کانال سوئز و سپس جنوب آفریقا، مدت سفر ممکن است به حدود ۵۰ روز افزایش یابد.
تغییر مسیر علاوه بر افزایش زمان تحویل، هزینه سوخت، بیمه و حملونقل را نیز بالا میبرد و میتواند بر قیمت جهانی نفت و دیگر کالاها تاثیر بگذارد.
تردد در دریای سرخ هنوز عادی نشده است
تردد کشتیها در دریای سرخ از زمان آغاز حملات حوثیها در نزدیکی سواحل یمن در نوامبر ۲۰۲۳ (آبان ۱۴۰۲)، هنوز بهطور کامل به وضعیت عادی بازنگشته است.
حوثیها گفته بودند آن حملات را در حمایت از فلسطینیها در جنگ غزه انجام میدهند. حملات این گروه به کشتیهای تجاری پس از برقراری آتشبس غزه در اکتبر سال گذشته متوقف شد.
در هفته گذشته، دستکم یک نفتکش عربستانی در نزدیکی بندر جازان، در جنوب عربستان و مجاورت یمن، هدف قرار گرفت. حوثیها مسئولیت این حمله را پذیرفتند.
ادعای درآمد ماهانه ۱۸۰ میلیون دلاری پیشتر مطرح شده بود
طرح دریافت عوارض از کشتیها سابقه دارد. بر اساس گزارش سال ۲۰۲۴ هیات کارشناسان سازمان ملل، ادعا شده بود حوثیها در اوج کارزار دریایی خود از برخی شرکتهای کشتیرانی در ازای عبور امن از دریای سرخ و خلیج عدن پول دریافت میکردند.
برآوردها درآمد حاصل از این عوارض را تا ۱۸۰ میلیون دلار در ماه اعلام کرده بودند. هیات کارشناسان سازمان ملل با این حال گفت نتوانسته است اصل این اطلاعات یا رقم اعلامشده را بهطور مستقل تایید کند.
طرح تازه، در صورت اجرا، میتواند دریافت عوارض را از توافقهای احتمالی با برخی شرکتها به سازوکاری گستردهتر برای کنترل عبور کشتیها تبدیل کند.
با این حال، هنوز جزییات مربوط به میزان عوارض، شیوه دریافت، ضمانت عبور امن یا زمان اجرای آن منتشر نشده است.