خبرگزاری مهر از فعال شدن پدافند هوایی اطراف نیروگاه اتمی بوشهر خبر داد
خبرگزاری مهر بامداد سهشنبه از شنیده شدن صدای فعالیت سامانههای پدافندی در اطراف نیروگاه اتمی بوشهر گزارش داد.
همزمان با اعلام سنتکام مبنی آغاز دور تازه حملات علیه جمهوری اسلامی، رسانههای ایران از شنیده شدن صدای انفجار در بندرعباس، سیریک و قشم خبر دادند.
شاهزاده رضا پهلوی گفت خود را در جایگاه رهبر دوران گذار، «پلی برای رسیدن به مقصد» و داوری بیطرف میان طرفداران پادشاهی و جمهوری میداند، اما تاکید کرد با سه گروه حامیان حکومت، سازمان مجاهدین خلق و جداییطلبان همکاری نخواهد کرد.
او دوشنبه ۲۹ تیر در مصاحبه با خبرگزاری رویترز در پاریس گفت: «من مقصد نیستم؛ پلی هستم برای رسیدن به مقصد هستم. برای ایفای نقش یک داور بیطرف، کاملا فراتر از مناقشه میایستم. نه جانب پادشاهی را میگیرم و نه جمهوری را. وظیفه من این است که زمینه بحثی سالم را فراهم کنم تا در نهایت مردم تصمیم بگیرند چه نوع حکومتی را بهعنوان ساختار نهایی ترجیح میدهند.»
شاهزاده پهلوی در عین حال گفت: «مرزهایی وجود دارد که من از آنها عبور نخواهم کرد. خیلی صریح میگویم که سه گروه مشخص وجود دارند که بههیچوجه نمیتوانیم با آنان همکاری کنیم: حامیان حکومت، سازمان مجاهدین خلق و جداییطلبان.»
مداخله خارجی برای تضعیف سرکوب
فرزند ارشد آخرین پادشاه ایران در بخش دیگری از این مصاحبه از مداخله خارجی برای تضعیف توان سرکوب جمهوری اسلامی دفاع کرد و گفت بدون حمایت یا فراهم شدن ابزار لازم برای خنثی کردن نیروهای حکومتی، نمیتوان از مردم انتظار داشت بار دیگر به خیابانها بازگردند.
او گفت: «نمیتوان انتظار داشت مردم بدون برخورداری از حدی از حمایت یا ابزار لازم برای خنثی کردن نیروهای متخاصم، بتوانند با امنیت به خیابانها بازگردند و نبرد نهایی را آغاز کنند.»
شاهزاده رضا پهلوی حملات اسرائیل و آمریکا به جمهوری اسلامی را اقدامی احتمالا ضروری برای جلوگیری از خونریزی بیشتر و متعادل کردن شرایط میان مردم و نیروهای سرکوبگر توصیف کرد.
او افزود: «حملات، ساز و کار سرکوب حکومت را تضعیف کرد؛ بدون چنین اقدامی، رهایی مردم از چنگ این حکومت بسیار دشوار بود. این حملات کمک مضاعفی بود. چنین مداخلاتی از خارج ممکن است ضروری باشد.»
او در ادامه گفت مداخله خارجی میتواند از کشته شدن شمار بیشتری از مردم جلوگیری کند: «مساله اصلی تلاش برای جلوگیری از کشته شدن شمار بیشتری از مردم به دست حکومتی است که نشان داده برای کشتن شهروندان خود هیچ حد و مرزی نمیشناسد.»
شاهزاده پهلوی با اشاره به اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی گفت مردم در آن مقطع مسالمتآمیز به خیابانها آمدند و فقط شعار دادند، اما با توجه به رفتار جمهوری اسلامی، نمیتوان انتظار داشت ادامه همان روش بدون خشونت به نتیجهای متفاوت بینجامد.
او همچنین از تدوین مقررات سختگیرانهتر برای کنترل اظهارات افراد نزدیک به خود خبر داد و گفت: «اکنون در حال تدوین مقررات بسیار سختگیرانهتری هستیم تا مشخص شود افراد نزدیک به من تا چه اندازه باید گفتههای خود را کنترل کنند.»
او افزود این محدودیتها از یک سو ناعادلانه و مغایر آزادی بیان است، اما افراد نزدیک به او دیگر نمیتوانند کاملا مستقل عمل کنند: «اعضای تیم باید درباره آنچه میگوییم یا نمیگوییم، بسیار محتاطتر باشند.»
شاهزاده رضا پهلوی در عین حال خود را متعهد به تکثرگرایی، مدارا، رفتار مدنی و احترام در گفتوگوهای سیاسی دانست و گفت هیچگونه خصومت و خشونتی را از سوی حامیان خود نمیپذیرد.
او تاکید کرد: «هر کسی که خود را حامی من میداند، باید بداند اینها اصول راهنمای ما هستند. کسی را که این اصول را زیر پا بگذارد، حامی خود نمیدانم و نخستین کسی خواهم بود که رفتارش را محکوم میکند.»
او افزود اگر رفتار یکی از حامیانش مجرمانه باشد، آن فرد باید در کشوری که جرم در آن اتفاق افتاده است، با مجازات کامل قانونی روبهرو شود.
همکاری با مخالفان سابق سلطنت پهلوی
شاهزاده رضا پهلوی در بخشی از این مصاحبه به همکاری شماری از مخالفان سابق حکومت پدرش اشاره کرد که با هدف گسترش ائتلاف مخالفان جمهوری اسلامی صورت گرفته است؛ از جمله مارکسیستهای سابق، اعضای پیشین حزب توده و سازمان فداییان خلق و اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق.
او گفت: «نمیدانم برای اثبات اینکه امروز، بهویژه در داخل ایران، وحدت بسیار بیشتری وجود دارد، دایره این ائتلاف را تا کجا دیگر میتوان گستردهتر کرد.»
شاهزاده پهلوی در عین حال میان اعضای سابق مجاهدین خلق و خود این سازمان تفکیک قائل شد و سازمان مجاهدین خلق را در کنار حامیان جمهوری اسلامی و جداییطلبان، جزو گروههایی قرار داد که همکاری با آنها را رد میکند.
او هدف کارزار سیاسی خود را فراهم کردن امکان تعیین سرنوشت به دست مردم ایران دانست و گفت: «این کارزار هرگز درباره من نبوده، بلکه درباره مردم ایران و حق آنان برای تعیین سرنوشت خود بوده است. هیچ دولت خارجی نباید تصمیم بگیرد چه فرد یا جریانی جایگزین حکومت ایران شود. این تصمیم بر عهده مردم ایران است.»
شاهزاده پهلوی گفت خواست اکثریت ایرانیان برای برخورداری از آیندهای دموکراتیک را بدیهی میداند، اما شکلگیری فرهنگ دموکراتیک در ایران به زمان نیاز خواهد داشت.
ارتباط با اعضای بسیج، سپاه و ارتش
او در بخشهایی از این مصاحبه به انتقادها درباره ارتباط خود و سامانه پادشاهی با نیروهای نظامی پرداخت و گفت پس از جنبش سبز و در آستانه آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، پیامهایی خصوصی از اعضای بسیج، سپاه پاسداران و ارتش دریافت کرده است که از جمهوری اسلامی ابراز انزجار میکردند و در پی فرصتی برای جدا شدن از حکومت بودند.
او تاکید کرد این ارتباطها غیررسمی و محرمانه بوده است و به معنای گفتوگو با فرماندهی سپاه پاسداران نیست.
پهلوی در پایان گفت دستکم در ۱۰ سال گذشته از قرار گرفتن سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی حمایت کرده است: «رفتار سپاه در داخل و خارج از کشور چیزی جز تروریسم نیست.»
او تروریستی شناخته شدن سپاه را بخشی از برنامه پنجمادهای خود برای اعمال فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی خواند و گفت: «سپاه ستون اصلی حفظ این حکومت است.»
در هفتههای اخیر، انتشار تصاویر و پیامهای خصوصی تعداد قابل توجهی از زنان در استانهای لرستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی، به یک بحران جدی تبدیل شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، افرادی با انتشار این اطلاعات خصوصی در برخی کانالهای تلگرامی، تلاش کردهاند از قربانیان اخاذی کنند؛ اقدامی که علاوه بر نقض آشکار حریم خصوصی افراد، آسیبهای روحی و اجتماعی سنگینی برای بسیاری از زنان و خانوادههایشان ایجاد کرده است.
اما آنچه این اتفاق را به یک بحران عمیقتر تبدیل میکند، فقط انتشار غیرقانونی تصاویر و اطلاعات شخصی نیست، بلکه فشارهایی است که پس از آن متوجه قربانیان میشود. در چنین شرایطی، به جای آنکه تمرکز جامعه بر فرد یا افرادی باشد که مرتکب جرم شدهاند، بسیاری از قربانیان خودشان با ترس، قضاوت و سرزنش روبهرو میشوند.
در میان افرادی که درگیر این ماجرا شدهاند، نوجوانان زیر ۱۸ سال نیز دیده میشوند؛ کودکانی که به دلیل فشارهای شدید روانی، ترس از واکنش خانواده و جامعه و شرایط دشواری که برایشان ایجاد شده، آسیبهای جدی دیدهاند. بر اساس گزارشهای منتشرشده، سه کودک دست به خودکشی زده و جان خود را از دست دادهاند و تعدادی دیگر نیز پس از اقدام به خودکشی در بیمارستان بستری شدهاند.
در چنین شرایطی یک پرسش اساسی مطرح میشود: چرا فردی که قربانی نقض حریم خصوصی است، باید احساس ترس، شرمندگی یا فشار کند، در حالی که جرم را شخص دیگری مرتکب شده است؟
انتشار تصویر یا اطلاعات خصوصی یک فرد، تعرض به حریم شخصی اوست. مسئولیت این اتفاق بر عهده کسی است که بدون اجازه، این اطلاعات را منتشر، یا از آن برای تهدید و اخاذی استفاده کرده است. با این حال، در برخی مناطق و در میان بخشی از جامعه، به دلیل وجود برخی نگرشهای سنتی و نادرست، قربانی به جای دریافت حمایت، با فشار و قضاوت روبهرو میشود؛ فشاری که گاهی از سوی خانواده، بستگان، همسایهها یا اطرافیان نزدیک اعمال میشود.
انتشار اطلاعات خصوصی افراد، پیش از هر چیز، تعرض به حریم شخصی و عملی مجرمانه است. از این منظر، مجازات اجتماعی فردی که قربانی چنین جرمی شده، به معنای تحمیل پیامدهای اقدام مجرم بر قربانی است. مسئولیت نقض حریم خصوصی نیز نه متوجه فردی است که اطلاعاتش افشا شده، بلکه بر عهده فرد یا افرادی است که به انتشار آن اقدام کردهاند.
بخشی از این مشکل ریشه در کمبود آموزش در خانوادهها دارد. سیاری از خانوادهها با شیوه حمایت از فرزندان یا دیگر اعضای خود در چنین شرایطی و نحوه مواجهه با بحران آشنا نیستند و نمیدانند چگونه میتوان از تشدید آسیبهای ناشی از فشار اجتماعی جلوگیری کرد. تداوم برخی باورهای نادرست و کلیشهها طی سالها نیز سبب شده است که در بسیاری از موارد، به جای حمایت از قربانی، فشارها متوجه خود او شود.
با این حال، مسئولیت این وضعیت تنها متوجه خانوادهها نیست و ساختارهای قانونی و سیاستگذاری نیز در پیشگیری از چنین جرایمی و حمایت از قربانیان نقشی اساسی دارند. وجود قوانین روشن و موثر برای حفاظت از حریم خصوصی، این پیام را منتقل میکند که انتشار تصاویر و اطلاعات شخصی افراد یا استفاده از آنها برای تهدید و اخاذی، اقدامی مجرمانه با پیامدهای جدی است.
در کنار قانون، وجود یک جامعه مدنی فعال نیز اهمیت زیادی دارد. در بسیاری از جوامع، نهادهای مدنی و گروههای حمایتی با آموزش خانوادهها، افزایش آگاهی عمومی، آموزش سواد رسانهای و حمایت روانی و حقوقی از قربانیان، نقش مهمی در کاهش چنین آسیبهایی دارند. اما محدودیت فعالیتهای مدنی در ایران باعث شده این ظرفیت حمایتی بسیار ضعیف باشد و بسیاری از خانوادهها و قربانیان بدون پشتیبانی کافی باقی بمانند.
از سوی دیگر، نگرش حاکم بر برخی ساختارهای اجتماعی و رسمی نسبت به زنان د نیز در شکلگیری چنین شرایطی نقش دارد. نادیده گرفتن استقلال زنان و حقوق برابر آنها، در کنار بازنمایی آنها بهعنوان افرادی نیازمند کنترل و تصمیمگیری دیگران، مینهای فراهم میکند که در زمان بروز بحران نیز از حمایتهای لازم محروم بمانند.
در کنار این عوامل، مساله مجازات و بازدارندگی نیز اهمیت دارد. با این حال، مقابله با چنین جرایمی صرفا از طریق تشدید مجازاتها امکانپذیر نیست و به مجموعهای هماهنگ از قوانین موثر، آموزش عمومی، اقدامات پیشگیرانه و سازوکارهای حمایت از قربانیان نیاز دارد؛ مجموعهای که هم آگاهی افراد را درباره شیوههای حفاظت از حریم خصوصی افزایش دهد و هم به قربانیان اطمینان دهد که پس از وقوع جرم، تنها و بیپناه نخواهند ماند.
در نهایت، انتشار تصاویر خصوصی زنان در این مناطق را نمیتوان به یک پرونده قضایی یا رویدادی محدود فروکاست. ابعاد این ماجرا از آسیبی ساختاری حکایت دارد که واکنش نهادهای رسمی، جامعه مدنی و افکار عمومی به آن، میزان توانایی جامعه در حفاظت از کرامت و حقوق قربانیان را آشکار میکند.
برای جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی، تنها بازداشت چند فرد متخلف کافی نیست. آنچه نیاز است، تغییر نگاه جامعه، آموزش خانوادهها، حمایت از قربانیان و ایجاد ساختاری است که در آن فرد آسیبدیده دوباره قربانی نشود.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد مهرشاد قائدی، جوان ۲۵ ساله اهل ممسنی و ساکن تهران، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات میدان بهشت نازیآباد هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت.
او پس از اصابت گلوله جنگی به گردن، به بیمارستان هفتتیر تهران منتقل شد و دو روز بعد جان باخت.
شلیک از بالای مسجد و ساختمان پزشکی قانونی
بر اساس گزارشهای رسیده، پیش از حضور مهرشاد و دوستانش در تجمعات مردمی، یک سرهنگ به آنها هشدار داده بود نیروهای حکومتی آن شب «دستور تیر» دارند و از آنها خواسته بود وارد محل اعتراض نشوند.
با این حال، مهرشاد و دوستانش به مسیر خود ادامه دادند و در میدان بهشت نازیآباد در میان معترضان حاضر شدند.
روایتهای رسیده حاکی از آن است که نیروهای مستقر بر بام یک مسجد و ساختمان پزشکی قانونی در محدوده این میدان، ابتدا با لیزر معترضان را نشانه میرفتند و سپس به سمت آنها شلیک میکردند.
به گفته منابع آگاه، مهرشاد و دوستانش با آگاه کردن افرادی که هدف لیزر قرار گرفته بودند، جان شماری از معترضان را نجات دادند، اما در نهایت از بالای مسجد به سمت مهرشاد شلیک کردند و گلوله جنگی به گردنش اصابت کرد.
دوستان مهرشاد پس از زخمی شدنش، او را به پشت مجسمه میدان بهشت نازیآباد منتقل کردند تا نیروهای حکومتی به او تیر خلاص نزنند.
بنا بر روایتهای دریافتی، خانواده مهرشاد با کمک دوستانش توانستند او را در نازیآباد پیدا کنند و با سختی به بیمارستان هفتتیر تهران برسانند.
با این حال، در ساعات نخست، کارکنان بیمارستان خانواده را به داخل راه ندادند و از پذیرش مهرشاد خودداری کردند.
نزدیکان مهرشاد گفتند خانواده پس از پیگیریهای فراوان توانستند شرایط انتقال او را به اتاق عمل فراهم کنند.
خروج گلوله جنگی از گردن و قطع کامل نخاع
پزشکان در جریان عمل جراحی، گلوله جنگی را از گردن مهرشاد خارج کردند. همچنین هنگام انتقال او به بیمارستان، یک ترکش نیز در کاپشنش دیده شده بود.
به نقل از بستگانش، پس از بررسیهای پزشکی مشخص شد اصابت گلوله به گردن باعث قطع کامل نخاع او شده است.
وضعیت مهرشاد پس از عمل جراحی در ابتدا پایدار توصیف شده بود، اما او دو روز بعد، ۲۰ دی، در بیمارستان جان باخت.
منابع آگاه گفتند لولههای متصل به بدن مهرشاد پیش از مرگ، از او جدا شده بود و همین موضوع را علت مرگش میدانند.
مهرشاد ۲۶ دی در شهر ممسنی به خاک سپرده شد.
طبق اطلاعات رسیده، بسیاری از معترضان مجروحی که شامگاه ۱۸ دیماه همراه مهرشاد در بیمارستان هفت تیر بستری بودند، جان باختند.
شلیک به محمدمعین محمدیوسفی پس از بازگشت برای کمک
محمدمعین محمدیوسفی، دوست صمیمی مهرشاد، شامگاه ۱۸ دی همراه او در اعتراضات میدان بهشت نازیآباد حضور داشت.
محمدمعین پس از تیر خوردن مهرشاد برای کمک به سمتش بازگشت، اما خود نیز هدف قرار گرفت.
به گفته دوستانش، نیروهای حکومتی پس از شلیک به محمدمعین، به او تیر خلاص زدند.
او در شب ۱۸ دی ناپدید و پیکرش حدود یک هفته بعد در کهریزک پیدا شد.
رسانهها در ایران گزارش دادند محمد انور ریگی، امام جمعه اهل سنت میرجاوه، در تیراندازی «افراد مسلح ناشناس» کشته شده است.
پایگاه خبری حالوش به نقل از منابع آگاه نوشت ریگی حدود ساعت ۳:۳۰ بامداد دوشنبه ۲۹ تیر به وقت محلی در نزدیکی «مسجد خاتمالنبیا» در میرجاوه هدف قرار گرفت و بر اثر اصابت چند گلوله جان خود را از دست داد.
به گزارش حالوش، این حادثه زمانی رخ داد که ریگی برای اقامه نماز صبح در حال عزیمت به مسجد بود.
منابع آگاه به این رسانه گفتند انتصاب ریگی بهعنوان امام جمعه میرجاوه «با حمایت نهادهای حکومتی و برخلاف خواست بخشی از شهروندان منطقه انجام شده بود و این موضوع با واکنشها و مخالفتهایی در سطح محلی همراه شده بود».
شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان خبر داد این حمله از سوی «سرنشینان مسلح یک دستگاه خودروی سواری» انجام شد.
ریگی پیشتر در ۱۸ آذر ۱۴۰۳ نیز هنگام خروج از مسجد جامع میرجاوه مورد سوءقصد قرار گرفت، اما از آن حادثه جان سالم به در برد.
شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان در همین ارتباط نوشت: «در آن زمان، بسیاری از شهروندان میرجاوه معتقد بودند این اقدام توسط نیروهای وابسته به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی و با هدف تشدید اختلافات در میرجاوه انجام شده است.»
آبان ۱۴۰۳، اقدام جمهوری اسلامی در بازداشت و عزل عبدالقهار میربلوچزهی، امام جمعه پیشین میرجاوه، با انتقاد و اعتراض شماری از شهروندان منطقه روبهرو شد.
مصطفی محامی، نماینده «ولی فقیه» در استان سیستان و بلوچستان، در آن زمان ریگی را بهعنوان امام جمعه جدید میرجاوه منصوب کرد و این امر نارضایتیهایی را در میان شهروندان به دنبال داشت.
شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، در ادامه به نقل از «شماری از اهالی میرجاوه» افزود کشته شدن ریگی به دست «نیروهای وابسته به نهادهای امنیتی» و در راستای برنامههای نماینده رهبر جمهوری اسلامی برای «گسترش دامنه اختلافات در میرجاوه» انجام گرفت.
مصطفی محامی
واکنش مقامهای جمهوری اسلامی
مختار محسن مبارکی، فرماندار میرجاوه، ۲۹ تیر حمله منجر به «شهادت» ریگی را «حادثه کور تروریستی» و «تلاشی نافرجام برای خدشهدار کردن امنیت، آرامش و وحدت مردم سیستان و بلوچستان» خواند و آن را محکوم کرد.
او افزود: «دستگاههای امنیتی، انتظامی و قضایی با جدیت در حال بررسی ابعاد این حادثه هستند و شناسایی، دستگیری و مجازات عاملان این جنایت کور تروریستی با قاطعیت در دستور کار قرار دارد.»
فرماندار میرجاوه خواستار «حفظ آرامش، هوشیاری و انسجام» شهروندان شد و «دشمنان» را متهم کرد که بهدنبال «ایجاد اختلاف و تفرقه میان مردم» هستند.
علی کرد، نماینده خاش در مجلس، «حمله تروریستی و بزدلانه مزدوران جنایتکار» را محکوم کرد و «شهادت» ریگی را تسلیت گفت.
مرکز اطلاعرسانی پلیس سیستان و بلوچستان نیز از تشکیل «تیمی ویژه» برای دستگیری عوامل این حادثه خبر داد.
در سالهای گذشته شماری از چهرههای مذهبی در سیستان و بلوچستان هدف حملات مسلحانه قرار گرفتهاند. از جمله در خرداد ۱۴۰۱، محمد کریم حملی، امام جماعت روستای گوازدر در شهرستان سرباز، در یک حمله مسلحانه کشته شد.
به گفته فرمانده انتظامی وقت سیستان و بلوچستان، حملی حین بازگشت از شهرستان ایرانشهر در «کمین افراد مسلح ناشناس» افتاد.
اردیبهشت ۱۴۰۲ نیز فرزند ۱۶ ساله محمد عثمان قلندرزهی، امام جمعه اهل سنت خاش و از چهرههای منتقد جمهوری اسلامی، بر اثر تیراندازی افراد ناشناس کشته شد.
دود ناشی از حملات جمهوری اسلامی به تاسیسات نفتی منگف در کویت، ۲۷ تیر ۱۴۰۵، رویترز
در عملیات ۶ساعته سنتکام در هشتمین شب پیاپی تشدید تنشها، تاسیسات پدافند هوایی و نظارت ساحلی و انبارهای موشک و پهپاد جمهوری اسلامی هدف قرار گرفت. تهران نیز به دو پایگاه آمریکا در کویت حمله کرد و پس از پایان عملیات آمریکا، ضمن ادامه حملات به کویت، بحرین و اردن را هدف گرفت.
دور تازه حملات آمریکا ساعت ۱:۳۰ بامداد یکشنبه ۲۸ تیر به وقت ایران، آغاز شد و حدود شش ساعت، تا تقریبا ساعت ۷:۳۰ صبح، ادامه یافت.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) در پیام پایان عملیات نوشت: «نیروهای آمریکا در هشتمین شب متوالی با موفقیت به تاسیسات نظارت ساحلی و پدافند هوایی نظامی ایران، قابلیتهای دریایی و انبارهای موشک و پهپاد آن حمله کردند تا به تضعیف قابلیتهای نظامی ایران ادامه دهند.»
سنتکام گفت هدف این حملات، تضعیف بیشتر توان جمهوری اسلامی در تهدید کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز و «مجازات سریع» نیروهای سپاه پاسداران بود؛ نیروهایی که به نظامیان آمریکایی در اردن حمله کردند.
اهداف حملات آمریکا در هشتمین شب تنشها
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، گزارش داد جنگندههای آمریکایی ساعت ۶:۱۰ صبح یکشنبه بار دیگر مناطقی را در جزیره قشم هدف قرار دادند و دستکم دو صدای انفجار در این جزیره شنیده شد. گزارشهای دیگری نیز از حمله آمریکا به مناطقی در نزدیکی سیریک در جنوب ایران و شادگان در نزدیکی مرز عراق حکایت داشتند.
سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی اعلام کرد آمریکا بامداد یکشنبه به محل ساخت نیروگاه هستهای دارخوین حمله کرد. ساعتاتی پس از آن، آژانس بینالمللی انرژی اتمی این حملات را تایید کرد و گفت در حال بررسی گزارشهای مربوط به این حمله است. این نهاد تایید کرد تاسیسات دارخوین در مراحل بسیار ابتدایی ساخت قرار دارد و هنگام آخرین بازدید بازرسان، هیچ ماده هستهای در آن وجود نداشت.
افزون بر این، صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز حدود ساعت ۵ عصر یکشنبه ۲۸ تیر، از شنیده شدن صدای انفجار در آبادان خبر داد. وبسایت اسکاننیوز از شنیده شدن صدای انفجار در آبادان و بندرعباس خبر داده بود، اما منشا انفجارها و خسارت یا تلفات احتمالی مشخص نشد. سنتکام پیش و پس از اعلام این اخبار از سوی رسانههای ایران، درباره ازسرگیری حملات بیانیهای صادر نکرد.
حملات جمهوری اسلامی در جریان عملیات آمریکا
ارتش جمهوری اسلامی در جریان عملیات ششساعته آمریکا، اعلام کرد با پهپادهای انتحاری به انبار مهمات ارتش آمریکا در اردوگاه العدیری و رادار پاتریوت و رادار هوایی در پایگاه علیالسالم کویت حمله کرده است.
در ادامه روز یکشنبه، علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، نیز آمریکا را تهدید کرد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی «پاسخی قاطع و ویرانگر» خواهند داد و «هزینههایی سنگینتر» از جنگهای گذشته بر این کشور تحمیل خواهند کرد. او در بیانیه خود بر حفظ اتحاد نیروهای نظامی و «انسجام درونی» در ایران تاکید کرد.
ادامه حملات جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه پس از پایان عملیات آمریکا
حملات جمهوری اسلامی علیه کشورهای منطقه پس از انتشار پیام پایان عملیات سنتکام ادامه یافت. ارتش جمهوری اسلامی صبح یکشنبه از دور تازه حملات پهپادی در مرحله هفدهم عملیات موسوم به «صاعقه» خبر داد و گفت این حملات که از بامداد آغاز شده بودند، انبار مهمات ارتش آمریکا در اردوگاه العدیری و سولههای تجهیزات و نیروهای آمریکایی در پایگاه علیالسالم را هدف قرار دادند.
پس از آن ارتش کویت اعلام کرد در حال رهگیری موشکها و پهپادهای جمهوری اسلامی است و گزارشهایی از شنیده شدن صدای انفجار در این کشور منتشر شد. وزارت برق کویت بعدتر خبر داد یک نیروگاه تولید برق و آبشیرینکن برای دومین بار در دو روز هدف قرار گرفت. این حمله به ایجاد یک آتشسوزی منجر شد، اما گزارشی از کشتههای احتمالی یا میزان خسارتها منتشر نشد.
حوالی ظهر به وقت ایران، آژیرهای خطر در بحرین به صدا درآمدند و تلویزیون دولتی این کشور اعلام کرد پدافند هوایی بحرین حمله جمهوری اسلامی را دفع کرد. ستاد کل نیروهای مسلح بحرین حملات را «خصمانه» و «برنامهریزیشده» خواند و استفاده از موشکها و پهپادها برای هدف قرار دادن غیرنظامیان و اموال خصوصی را نقض حقوق بینالملل بشردوستانه دانست.
حملات سپس به اردن کشیده شد. حوالی چهار عصر به وقت ایران، منابع اردنی به العربیه گفتند موشکهای پرتابشده از ایران بهسوی بندر عقبه، در نزدیکی مرز اسرائیل، پیش از رسیدن به این شهر رهگیری شدند.
ارتش اردن یک ساعت بعد اعلام کرد پدافند هوایی این کشور سه موشک از چهار موشک ایرانی را رهگیری و سرنگون کرد و موشک چهارم در منطقهای دورافتاده و غیرمسکونی در جنوب اردن سقوط کرد. در این حمله کسی کشته یا زخمی نشد و خسارت مادی نیز گزارش نشد.
سفارت آمریکا در اردن پیش از این حمله از تخلیه فرودگاه بینالمللی و بندر عقبه بهدلیل وجود یک تهدید خبر داده و از شهروندان آمریکایی خواسته بود به این مناطق نروند. سخنگوی دولت اردن در مقابل گفت مقامهای این کشور هیچ دستوری برای تخلیه فرودگاه یا بندر صادر نکردهاند.
افیخای ادرعی، سخنگوی عربزبان ارتش اسرائیل، پیش از مشخص شدن نتیجه حمله هشدار داد شلیک موشک از ایران بهسوی عقبه ممکن است موجب سقوط ترکش در خاک اسرائیل شود و از ساکنان جنوب این کشور خواست در صورت به صدا درآمدن آژیرها به پناهگاه بروند.
ارتش اسرائیل اعلام کرد پرتاب موشکها از ایران بهسوی عقبه را شناسایی کرد و برای جلوگیری از ورود بقایای این موشکها به خاک اسرائیل دست به اقدام پدافندی زد. به گفته ارتش اسرائیل، بقایای یک موشک رهگیریشده در منطقهای باز در نزدیکی ایلات سقوط کرد، اما خسارت یا تلفاتی بر جای نگذاشت و آژیر خطر نیز در اسرائیل به صدا درنیامد.
نیروی دریایی سپاه پاسداران نیز عصر یکشنبه اعلام کرد چهار کشتی را که به گفته این نیرو پس از خاموش کردن سامانههای ناوبری و نادیده گرفتن هشدارها قصد داشتند از مسیری «ناایمن» از تنگه هرمز خارج شوند، متوقف کرد.
در اطلاعیه سپاه آمده بود: «در این اقدام دو کشتی دچار حادثه شدند و دو کشتی دیگر از ادامه مسیر منصرف شدند.» این نیرو درباره نوع حادثه یا وضعیت سرنشینان کشتیها توضیحی نداد.
در روزهای اخیر، هر دو طرف تردد کشتیها را هدف قرار دادهاند. آمریکا میگوید محاصره دریایی ایران را اجرا میکند و تهران نیز اعلام کرده است کشتیهایی را هدف میگیرد که مقررات جمهوری اسلامی برای عبور از تنگه هرمز را نقض کنند.
در میانه تشدید درگیریها، شبکه کان اسرائیل گزارش داد آمریکا علاوه بر هواپیماهای سوخترسان، دهها جنگنده دیگر به خاورمیانه اعزام کرده و بخشی از این جنگندهها قرار است در پایگاههای نیروی هوایی اسرائیل مستقر شوند.
بر اساس این گزارش، یک اسکادران جنگنده اف-۱۶ در ۲۴ ساعت گذشته در اردن فرود آمد و جنگندههای بیشتری نیز در روزهای آینده به پایگاههای منطقه اعزام خواهند شد. یک مقام آمریکایی به کان گفت این نیروها شامل اسکادرانهای اف-۳۵ و اف-۱۶ هستند و استقرارشان پس از تکمیل مقدمات لجستیکی در روزهای آینده پایان مییابد.
والاستریت ژورنال هم به نقل از مقامهای آمریکایی نوشت افزایش توان جمهوری اسلامی در هدف قرار دادن نقاط حساس، در واشینگتن نگرانیهایی درباره احتمال دریافت کمک از چین یا روسیه ایجاد کرده است.
به گفته این مقامها، جمهوری اسلامی خود را با سامانههای دفاعی آمریکا تطبیق داده و از موشکهایی استفاده میکند که با سرعت بسیار بالا حرکت میکنند و هنگام حرکت بهسوی زمین قابلیت مانور دارند. این گزارش مدرکی درباره کمک مستقیم پکن یا مسکو ارائه نکرد.
دور تازه درگیریها در پی از هم پاشیدن توافق موقت آتشبسی آغاز شد که یک ماه پیش امضا شده بود. در همین دوره، رویارویی آمریکا و جمهوری اسلامی بر سر کنترل تنگه هرمز شدت گرفته است؛ آبراهی که معمولا حدود یکپنجم عرضه نفت جهان از آن عبور میکند.