رویترز: میانجیها برای احیای توافق، توقف ۱۰ روزه حملات را به جمهوری اسلامی پیشنهاد کردند
خبرگزاری رویترز، دوشنبه ۲۹ تیر به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد، میانجیها به منظور کاهش تنشها در جنگ با آمریکا، پیشنهاد یک آتشبس ۱۰ روزه را به تهران ارائه کردهاند.
در این گزارش آمده است این پیشنهاد، برای دستیابی به فرصتی برای یافتن راههای احیای توافق مطرح شده است.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد مهرشاد قائدی، جوان ۲۵ ساله اهل ممسنی و ساکن تهران، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات میدان بهشت نازیآباد هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت.
او پس از اصابت گلوله جنگی به گردن، به بیمارستان هفتتیر تهران منتقل شد و دو روز بعد جان باخت.
شلیک از بالای مسجد و ساختمان پزشکی قانونی
بر اساس گزارشهای رسیده، پیش از حضور مهرشاد و دوستانش در تجمعات مردمی، یک سرهنگ به آنها هشدار داده بود نیروهای حکومتی آن شب «دستور تیر» دارند و از آنها خواسته بود وارد محل اعتراض نشوند.
با این حال، مهرشاد و دوستانش به مسیر خود ادامه دادند و در میدان بهشت نازیآباد در میان معترضان حاضر شدند.
روایتهای رسیده حاکی از آن است که نیروهای مستقر بر بام یک مسجد و ساختمان پزشکی قانونی در محدوده این میدان، ابتدا با لیزر معترضان را نشانه میرفتند و سپس به سمت آنها شلیک میکردند.
به گفته منابع آگاه، مهرشاد و دوستانش با آگاه کردن افرادی که هدف لیزر قرار گرفته بودند، جان شماری از معترضان را نجات دادند، اما در نهایت از بالای مسجد به سمت مهرشاد شلیک کردند و گلوله جنگی به گردنش اصابت کرد.
دوستان مهرشاد پس از زخمی شدنش، او را به پشت مجسمه میدان بهشت نازیآباد منتقل کردند تا نیروهای حکومتی به او تیر خلاص نزنند.
بنا بر روایتهای دریافتی، خانواده مهرشاد با کمک دوستانش توانستند او را در نازیآباد پیدا کنند و با سختی به بیمارستان هفتتیر تهران برسانند.
با این حال، در ساعات نخست، کارکنان بیمارستان خانواده را به داخل راه ندادند و از پذیرش مهرشاد خودداری کردند.
نزدیکان مهرشاد گفتند خانواده پس از پیگیریهای فراوان توانستند شرایط انتقال او را به اتاق عمل فراهم کنند.
خروج گلوله جنگی از گردن و قطع کامل نخاع
پزشکان در جریان عمل جراحی، گلوله جنگی را از گردن مهرشاد خارج کردند. همچنین هنگام انتقال او به بیمارستان، یک ترکش نیز در کاپشنش دیده شده بود.
به نقل از بستگانش، پس از بررسیهای پزشکی مشخص شد اصابت گلوله به گردن باعث قطع کامل نخاع او شده است.
وضعیت مهرشاد پس از عمل جراحی در ابتدا پایدار توصیف شده بود، اما او دو روز بعد، ۲۰ دی، در بیمارستان جان باخت.
منابع آگاه گفتند لولههای متصل به بدن مهرشاد پیش از مرگ، از او جدا شده بود و همین موضوع را علت مرگش میدانند.
مهرشاد ۲۶ دی در شهر ممسنی به خاک سپرده شد.
طبق اطلاعات رسیده، بسیاری از معترضان مجروحی که شامگاه ۱۸ دیماه همراه مهرشاد در بیمارستان هفت تیر بستری بودند، جان باختند.
شلیک به محمدمعین محمدیوسفی پس از بازگشت برای کمک
محمدمعین محمدیوسفی، دوست صمیمی مهرشاد، شامگاه ۱۸ دی همراه او در اعتراضات میدان بهشت نازیآباد حضور داشت.
محمدمعین پس از تیر خوردن مهرشاد برای کمک به سمتش بازگشت، اما خود نیز هدف قرار گرفت.
به گفته دوستانش، نیروهای حکومتی پس از شلیک به محمدمعین، به او تیر خلاص زدند.
او در شب ۱۸ دی ناپدید و پیکرش حدود یک هفته بعد در کهریزک پیدا شد.
خبرگزاری رویترز گزارش داد پس از یک دهه آشفتگی سیاسی در بریتانیا، حزب کارگر سرنوشت خود را به اندی برنهام گره زده است؛ سیاستمداری که دوشنبه ۲۹ تیر بهطور رسمی بهعنوان هفتمین نخستوزیر بریتانیا در ۱۰ سال گذشته، آغاز به کار میکند.
به گزارش رویترز، دورهای از بیثباتی سیاسی در بریتانیا با رای مردم این کشور به خروج از اتحادیه اروپا (برگزیت) در سال ۲۰۱۶ آغاز شد.
طی یک دهه پس از آن، رهبران بریتانیا در ترسیم مسیری روشن برای کشور با دشواری روبهرو شدند و نتوانستند تحرک قابل توجهی در اقتصاد کمرشد این کشور به وجود آورند.
بدهیهای سنگین، افزایش هزینههای رفاهی و تشدید تهدیدهای جهانی نیز در این سالها بر چالشهای اقتصادی و سیاسی بریتانیا افزودند.
در ادامه، مهمترین تحولات سیاسی بریتانیا از همهپرسی برگزیت تا نخستوزیری برنهام مرور شده است.
ژوئن ۲۰۱۶؛ رای به برگزیت و استعفای کامرون
مردم بریتانیا در نتیجهای که جهان را شگفتزده کرد، با ۵۲ درصد رای موافق در برابر ۴۸ درصد رای مخالف، به خروج از اتحادیه اروپا رای دادند.
این نتیجه بریتانیا را وارد بزرگترین بحران سیاسی خود از زمان جنگ جهانی دوم کرد.
دیوید کامرون، نخستوزیر وقت، از سمت خود کناره گرفت و حزب محافظهکار، ترزا می را بهعنوان جانشین او برگزید.
ژوئن ۲۰۱۷؛ ناکامی قمار انتخاباتی می
می که از موقعیت مناسبی در نظرسنجیها برخوردار بود، با هدف افزایش اکثریت حزب محافظهکار در پارلمان و تسهیل تصویب قوانین مربوط به برگزیت، انتخابات زودهنگام برگزار کرد.
این تصمیم نتیجه معکوس داد و محافظهکاران اکثریت پارلمانی خود را از دست دادند. دولت می تنها از طریق توافق با حزب اتحادگرای دموکراتیک ایرلند شمالی توانست به کار خود ادامه دهد.
مه ۲۰۱۹؛ بنبست برگزیت و انتقال قدرت به جانسون
می پس از آنکه نتوانست بنبست پارلمانی بر سر شرایط خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا را بشکند، از مقام خود کنارهگیری کرد.
بوریس جانسون، از چهرههای اصلی کارزار خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، در رقابت درونحزبی محافظهکاران پیروز شد و به قدرت رسید.
دسامبر ۲۰۱۹؛ پیروزی قاطع محافظهکاران
در حالی که پارلمان بر سر برگزیت با بنبست روبهرو بود، جانسون دستور برگزاری انتخابات زودهنگام را صادر کرد و با شعار «برگزیت را به سرانجام برسانیم» وارد کارزار انتخاباتی شد.
محافظهکاران در این انتخابات به بزرگترین موفقیت خود از زمان پیروزی قاطع مارگارت تاچر در سال ۱۹۸۷ دست یافتند.
ژانویه ۲۰۲۰؛ خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا
جانسون با تکیه بر اکثریت پارلمانی تازه خود، توافق برگزیت را از مسیر پارلمان بریتانیا و مذاکرات با بروکسل پیش برد.
بریتانیا ۳۱ ژانویه ۲۰۲۰ رسما از اتحادیه اروپا خارج شد و به نخستین کشوری تبدیل شد که این اتحادیه را ترک میکند.
ژوئیه ۲۰۲۲؛ پایان دوران جانسون
جانسون در دوران همهگیری کرونا، رهبری بریتانیا را بر عهده داشت و خود نیز پس از ابتلا به این بیماری، مدتی در بیمارستان بستری شد.
با این حال، مجموعهای از رسواییها و اشتباهات سیاسی بهتدریج موقعیت او را تضعیف کرد.
موج استعفای وزیران و نارضایتی در دولت سرانجام او را وادار به کنارهگیری کرد.
سپتامبر ۲۰۲۲؛ نخستوزیری ۴۴ روزه لیز تراس
لیز تراس در رقابت درونحزبی برای جانشینی جانسون، ریشی سوناک را شکست داد و نخستوزیر شد.
طرح اقتصادی دولت او که شامل کاهش مالیاتها بدون پیشبینی منابع مالی لازم بود، بازارهای مالی را بهشدت متلاطم کرد، هزینه استقراض را افزایش داد و به اعتبار بریتانیا در زمینه ثبات سیاسی و مالی آسیب زد.
تراس تنها ۴۴ روز در مقام نخستوزیری باقی ماند و سپس استعفا کرد.
اکتبر ۲۰۲۲؛ آغاز نخستوزیری سوناک
سوناک بهعنوان سومین نخستوزیر بریتانیا در عرض سه ماه روی کار آمد و وعده داد ثبات را به کشور بازگرداند.
او پنج اولویت اصلی را با تمرکز بر اقتصاد، مقابله با مهاجرت غیرقانونی و بهبود نظام سلامت تعیین کرد.
سوناک در فوریه ۲۰۲۳ با اتحادیه اروپا بر سر مقررات تجاری ایرلند شمالی به توافق رسید؛ توافقی که به بهبود روابط لندن و بروکسل کمک کرد.
مه ۲۰۲۴؛ فراخوان انتخابات سراسری
در حالی که محافظهکاران در نظرسنجیها حدود ۲۰ درصد از حزب کارگر عقب بودند و دوره پنج ساله پارلمان نیز به پایان خود نزدیک میشد، سوناک اعلام کرد انتخابات سراسری در ماه ژوئیه برگزار میشود.
ژوئیه ۲۰۲۴؛ بازگشت حزب کارگر به قدرت
حزب کارگر به رهبری کییر استارمر در انتخابات به پیروزی قاطعی دست یافت و پس از سالها حضور محافظهکاران در قدرت، دولت را در دست گرفت.
استارمر در آن زمان خطاب به هواداران خود گفت: «وعده دادیم به آشفتگی پایان میدهیم و این کار را به انجام میرسانیم.»
با وجود کسب اکثریت در پارلمان، حزب کارگر با کمترین سهم آرای ثبتشده برای یک دولت دارای اکثریت پارلمانی در تاریخ معاصر بریتانیا به قدرت رسید.
اوت ۲۰۲۴؛ هشدار درباره وخامت اوضاع
استارمر اعلام کرد دولت او یک «حفره سیاه اقتصادی» را به ارث برده است و به رایدهندگان هشدار داد پیش از بهبود شرایط، اوضاع رو به وخامت خواهد رفت.
اکتبر ۲۰۲۴؛ نخستین بودجه دولت کارگر
ریچل ریوز، وزیر دارایی بریتانیا، در نخستین بودجه دولت کارگر از افزایش سالانه ۴۰ میلیارد پوندی مالیاتها خبر داد.
بخش عمده این عدد از طریق افزایش سهم کارفرمایان در پرداختهای تامین اجتماعی تامین شد.
این تصمیم، بار مالیاتی در بریتانیا را به بالاترین سطح ثبتشده در دوران صلح نزدیک کرد و اعتراض گسترده صاحبان کسبوکار را برانگیخت.
فوریه ۲۰۲۵؛ اوجگیری حزب اصلاح بریتانیا
حزب راستگرای «اصلاح بریتانیا» که مواضعی ضد مهاجرتی دارد، برای نخستین بار در یک نظرسنجی سراسری از حزب کارگر پیشی گرفت.
این حزب به رهبری نایجل فاراژ، از چهرههای اصلی کارزار برگزیت، پس از آن نیز جایگاه پیشتاز خود را در نظرسنجیها حفظ کرد.
ژوئن ۲۰۲۵؛ شورش درونحزبی بر سر هزینههای رفاهی
استارمر پس از آنکه شماری از نمایندگان حزب کارگر تهدید کردند به طرح دولت در پارلمان رای نخواهند داد، ناچار شد از برنامه کاهش بودجه رفاهی عقبنشینی کند.
این عقبنشینی نشانهای از افزایش فشارهای درونحزبی بر رهبری استارمر بود.
سپتامبر ۲۰۲۵ تا آوریل ۲۰۲۶؛ رسوایی پیتر مندلسون
فشارها بر استارمر بهدلیل انتصاب پیتر مندلسون بهعنوان سفیر بریتانیا در واشینگتن افزایش یافت.
مندلسون بهدلیل ارتباطش با جفری اپستین، مجرم جنسی آمریکایی، برکنار شد و این ماجرا پرسشهایی جدی درباره قضاوت سیاسی استارمر و روند بررسی صلاحیت مندلسون برای این سمت برانگیخت.
حزب کارگر در انتخابات محلی انگلستان و انتخابات پارلمانهای اسکاتلند و ولز متحمل شکستی سنگین شد و حزب اصلاح بریتانیا بیشترین بهره را از ریزش آرای حزب حاکم برد.
نتایج این انتخابات فشارها را بر استارمر افزایش داد و تردیدها را درباره توانایی او برای ادامه رهبری دولت و حزب کارگر تشدید کرد.
مه و ژوئن ۲۰۲۶؛ موج استعفای وزیران ارشد
وس استریتینگ، وزیر بهداشت، از سمت خود استعفا کرد و گفت اعتماد خود را به استارمر از دست داده است.
چند هفته بعد، جان هیلی، وزیر دفاع، ضمن کنارهگیری از دولت، استارمر را متهم کرد بودجه لازم را برای محافظت از امنیت بریتانیا در برابر تهدیدهای فزاینده تامین نکرده است.
ژوئن ۲۰۲۶؛ بازگشت برنهام به وستمینستر
اندی برنهام، شهردار منچستر بزرگ، در انتخابات یک کرسی پارلمانی در شمال انگلستان به پیروزی رسید و نامزد حزب اصلاح بریتانیا را با اختلافی چشمگیر شکست داد.
بازگشت برنهام به پارلمان بریتانیا راه را برای به چالش کشیدن رهبری استارمر در حزب کارگر هموار کرد.
سه روز بعد، استارمر از رهبری حزب کارگر استعفا کرد. او گفت پس از شنیدن دیدگاههای اعضای حزب به این نتیجه رسیده است که دیگر فرد مناسبی برای رهبری حزب در انتخابات سراسری بعدی که باید تا سال ۲۰۲۹ برگزار شود، نیست.
ژوئیه ۲۰۲۶؛ رهبری برنهام بر حزب کارگر
برنهام در شرایطی که هیچ رقیبی برای رهبری حزب نداشت و اکثریت نمایندگان حزب کارگر در پارلمان از نامزدی او حمایت کردند، رهبری حزب حاکم را به دست گرفت.
رسانهها در ایران گزارش دادند محمد انور ریگی، امام جمعه اهل سنت میرجاوه، در تیراندازی «افراد مسلح ناشناس» کشته شده است.
پایگاه خبری حالوش به نقل از منابع آگاه نوشت ریگی حدود ساعت ۳:۳۰ بامداد دوشنبه ۲۹ تیر به وقت محلی در نزدیکی «مسجد خاتمالنبیا» در میرجاوه هدف قرار گرفت و بر اثر اصابت چند گلوله جان خود را از دست داد.
به گزارش حالوش، این حادثه زمانی رخ داد که ریگی برای اقامه نماز صبح در حال عزیمت به مسجد بود.
منابع آگاه به این رسانه گفتند انتصاب ریگی بهعنوان امام جمعه میرجاوه «با حمایت نهادهای حکومتی و برخلاف خواست بخشی از شهروندان منطقه انجام شده بود و این موضوع با واکنشها و مخالفتهایی در سطح محلی همراه شده بود».
شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان خبر داد این حمله از سوی «سرنشینان مسلح یک دستگاه خودروی سواری» انجام شد.
ریگی پیشتر در ۱۸ آذر ۱۴۰۳ نیز هنگام خروج از مسجد جامع میرجاوه مورد سوءقصد قرار گرفت، اما از آن حادثه جان سالم به در برد.
شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان در همین ارتباط نوشت: «در آن زمان، بسیاری از شهروندان میرجاوه معتقد بودند این اقدام توسط نیروهای وابسته به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی و با هدف تشدید اختلافات در میرجاوه انجام شده است.»
آبان ۱۴۰۳، اقدام جمهوری اسلامی در بازداشت و عزل عبدالقهار میربلوچزهی، امام جمعه پیشین میرجاوه، با انتقاد و اعتراض شماری از شهروندان منطقه روبهرو شد.
مصطفی محامی، نماینده «ولی فقیه» در استان سیستان و بلوچستان، در آن زمان ریگی را بهعنوان امام جمعه جدید میرجاوه منصوب کرد و این امر نارضایتیهایی را در میان شهروندان به دنبال داشت.
شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، در ادامه به نقل از «شماری از اهالی میرجاوه» افزود کشته شدن ریگی به دست «نیروهای وابسته به نهادهای امنیتی» و در راستای برنامههای نماینده رهبر جمهوری اسلامی برای «گسترش دامنه اختلافات در میرجاوه» انجام گرفت.
مصطفی محامی
واکنش مقامهای جمهوری اسلامی
مختار محسن مبارکی، فرماندار میرجاوه، ۲۹ تیر حمله منجر به «شهادت» ریگی را «حادثه کور تروریستی» و «تلاشی نافرجام برای خدشهدار کردن امنیت، آرامش و وحدت مردم سیستان و بلوچستان» خواند و آن را محکوم کرد.
او افزود: «دستگاههای امنیتی، انتظامی و قضایی با جدیت در حال بررسی ابعاد این حادثه هستند و شناسایی، دستگیری و مجازات عاملان این جنایت کور تروریستی با قاطعیت در دستور کار قرار دارد.»
فرماندار میرجاوه خواستار «حفظ آرامش، هوشیاری و انسجام» شهروندان شد و «دشمنان» را متهم کرد که بهدنبال «ایجاد اختلاف و تفرقه میان مردم» هستند.
علی کرد، نماینده خاش در مجلس، «حمله تروریستی و بزدلانه مزدوران جنایتکار» را محکوم کرد و «شهادت» ریگی را تسلیت گفت.
مرکز اطلاعرسانی پلیس سیستان و بلوچستان نیز از تشکیل «تیمی ویژه» برای دستگیری عوامل این حادثه خبر داد.
در سالهای گذشته شماری از چهرههای مذهبی در سیستان و بلوچستان هدف حملات مسلحانه قرار گرفتهاند. از جمله در خرداد ۱۴۰۱، محمد کریم حملی، امام جماعت روستای گوازدر در شهرستان سرباز، در یک حمله مسلحانه کشته شد.
به گفته فرمانده انتظامی وقت سیستان و بلوچستان، حملی حین بازگشت از شهرستان ایرانشهر در «کمین افراد مسلح ناشناس» افتاد.
اردیبهشت ۱۴۰۲ نیز فرزند ۱۶ ساله محمد عثمان قلندرزهی، امام جمعه اهل سنت خاش و از چهرههای منتقد جمهوری اسلامی، بر اثر تیراندازی افراد ناشناس کشته شد.
مقامهای روسیه اعلام کردند اوکراین شبانه با حدود ۴۰۰ پهپاد، مسکو و مناطق اطراف آن را هدف قرار داد. گفته میشود که این حمله گسترده دو زخمی بر جای گذاشته و موجب آتشسوزی و وارد آمدن خسارت به چند ساختمان و تاسیسات غیرنظامی شده است.
آندری ووروبیوف، فرماندار منطقه مسکو، دوشنبه ۲۹ تیر در تلگرام نوشت نیروهای پدافند هوایی و سامانههای جنگ الکترونیک، حمله پهپادی اوکراین را دفع کردند.
خبرگزاری رویترز به نقل از ووروبیوف نوشت که بیشترین پیامدهای این حمله، در پودولسک، دوموددوو و منطقه اودینتسوو ثبت شد.
به گفته او، دو نفر در این حملات زخمی شدند و چند مرکز زیرساختی غیرنظامی آتش گرفت و آسیب دید.
سرگئی سوبیانین، شهردار مسکو، نیز گفت بیش از ۴۰۰ پهپاد از ساعت ۸:۳۰ شب یکشنبه تا پنج بامداد دوشنبه به وقت محلی، به سوی منطقه مسکو پرتاب شدند.
او افزود بیشتر پهپادها در فاصلهای دور به وسیله سامانههای پدافند هوایی خنثی شدند و ۸۵ فروند نیز هنگام نزدیک شدن به پایتخت روسیه، سرنگون شدند.
شرکت وایلدبریس، بزرگترین خردهفروش آنلاین روسیه، اعلام کرد مرکز لجستیکی خود در منطقه پودولسک را به عنوان اقدامی احتیاطی تخلیه کرده بود، اما فعالیت آن بعدا به حالت عادی بازگشت.
پیش از این، روسیه در یکی از گستردهترین حملات موشکی بالستیک از آغاز جنگ اوکراین، کییف و چند شهر دیگر را هدف قرار داد؛ حملاتی که بر اساس آمار اولیه، دستکم هفت کشته و دهها زخمی بر جا گذاشت و بار دیگر کمبود سامانههای پدافند هوایی اوکراین را برجسته کرد.
خبرگزاری رویترز ۲۸ تیر گزارش داد در حمله شبانه به پایتخت اوکراین، دستکم یک نفر کشته و ۱۶ نفر زخمی شدند.
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، این حمله را یکی از بزرگترین موجهای حملات موشکی بالستیک روسیه در طول جنگ خواند.
نیروی هوایی اوکراین اعلام کرد روسیه در این حملات ۴۱ موشک از انواع مختلف و ۱۲۵ پهپاد به کار برد. به گفته ارتش اوکراین، ۱۸ موشک و ۱۰۸ پهپاد رهگیری و سرنگون شدند.
به گزارش خبرنگار رویترز از کییف، بامداد ۲۸ تیر رشتهای از انفجارهای مهیب در سراسر این شهر طنینانداز شد و ساختمانهایی را در چندین منطقه ویران کرد.
ویتالی کلیچکو، شهردار کییف، گفت ساختمانهای مسکونی، انبارها، یک سوپرمارکت و یک خوابگاه آسیب دیدند و حال سه نفر از زخمیها وخیم است.
روسیه اسفند ۱۴۰۰ کارزار نظامی خود را علیه اوکراین کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است.
حملات اوکراین به روسیه اما دو روز پس از موج دیگری از حملات پهپادی این کشور رخ داد که به گفته مقامهای روس، هفت کارگر یکی از انبارهای وایلدبریس را کشت و دهها نفر دیگر را زخمی کرد.
در حملهای جداگانه نیز یک انبار نفت در منطقه مسکو آتش گرفت.
وزارت دفاع روسیه اعلام کرد سامانههای پدافند هوایی در طول شب ۳۸۱ پهپاد اوکراینی را بر فراز مناطق مختلف روسیه، دریای سیاه و دریای آزوف سرنگون کردند.
کییف حملات پهپادی خود را به زیرساختهای انرژی روسیه گسترش داده است. روندی که به گفته مقامهای روسیه، باعث کمبود سوخت در برخی مناطق این کشور شده است.
حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاه مسکو در سوم تیر سبب وارد آمدن خسارتهای گسترده به این مجموعه نفتی شد و به تعطیلی این پالایشگاه دستکم تا پایان سال ۲۰۲۶ انجامید.
اورشلیمپست نوشت که خاورمیانه سابقهای دیرینه در جنگهای فرسایشی دارد و اکنون به نظر میرسد دولت دونالد ترامپ خود را برای ورود به رویارویی طولانیمدت با حکومت ایران آماده میکند.
این روزنامه شامگاه یکشنبه ۲۸ تیر نوشت یکی از نشانههای حرکت در این مسیر، تکرار کارزارهای نظامی در فاصلهای نسبتا کوتاه است؛ جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه و دور تازه درگیریها که از هفته گذشته آغاز شده است.
جنگ ایران؛ کدام طرف از توان ادامه نبرد برخوردار است؟
اورشلیمپست در ادامه نوشت تاریخ خاورمیانه و مناطق پیرامونی، از شمال آفریقا و افغانستان تا منطقه ساحل، نشان میدهد پیروزیهای سریع نظامی همیشه امکانپذیر نیستند و حتی زمانی که رخ میدهند، لزوما به نتایج سیاسی قاطع و پایدار منجر نمیشوند.
یک ارتش ممکن است در نبردی پیروز شود یا بخش مهمی از توانمندیهای دشمن را از بین ببرد؛ اما ماهها یا سالها بعد بار دیگر خود را در برابر دور تازهای از درگیری ببیند.
به نوشته این روزنامه، این وضعیت ممکن است همان چالشی باشد که اکنون آمریکا و اسرائیل در رویارویی با حکومت ایران با آن مواجه هستند.
اگر درگیری کنونی در مسیر تبدیل شدن به یک جنگ فرسایشی باشد، پرسش اصلی دیگر صرفا این نیست که کدام طرف از توانایی انجام حملات موثرتر یا وارد کردن خسارت بیشتر به طرف مقابل برخوردار است.
پرسش تعیینکننده این است که کدام طرف میتواند دورهای پیاپی درگیری را برای مدت طولانیتری ادامه دهد، هزینههای نظامی، اقتصادی و سیاسی آن را تاب آورد و در نهایت، فشار نظامی را به یک نتیجه سیاسی و راهبردی پایدار تبدیل کند.
اگرچه از جنگ ۶ روزه سال ۱۹۶۷ و جنگ خلیج فارس به رهبری آمریکا در سال ۱۹۹۱ بهعنوان نمونههایی از پیروزیهای سریع و قاطع نظامی یاد میشود، تاریخ خاورمیانه مملو از جنگهایی است که سالها ادامه یافتهاند، بدون آنکه به نتیجهای سیاسی و پایدار منجر شوند.
یکی از برجستهترین نمونهها، جنگ ۸ ساله ایران و عراق بود. دو طرف شهرهای یکدیگر را با موشک هدف قرار دادند و حکومت صدام حسین نیز در جریان جنگ از سلاحهای شیمیایی استفاده کرد.
در این جنگ خونین، نیروهای زمینی دو طرف در جبههها و سنگرها وارد نبردی فرسایشی شدند؛ الگویی از جنگ که بیش از نبردهای جنگ جهانی دوم، یادآور جنگ سنگری در جنگ جهانی اول بود.
نمونه دیگر به تحولات پس از جنگ ۶ روزه سال ۱۹۶۷ بازمیگردد. اسرائیل در آن جنگ ارتشهای مصر، سوریه و اردن را شکست داد، اما پس از پایان نبرد، درگیری با مصر در امتداد کانال سوئز ادامه یافت؛ نبردهایی که بعدها به «جنگ فرسایشی» شهرت یافتند.
چند سال بعد، در سال ۱۹۷۳، مصر و سوریه حملهای غافلگیرانه را علیه اسرائیل آغاز کردند که به «جنگ یوم کیپور» معروف شد.
تحولات عراق پس از سقوط صدام
تحولات پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ نیز نمونه دیگری از تبدیل یک پیروزی سریع نظامی به درگیری طولانیمدت است.
نیروهای آمریکایی حکومت صدام حسین را در مدت کوتاهی سرنگون کردند، اما اندکی بعد شورشی مسلحانه علیه حضور آمریکا و ساختار سیاسی جدید عراق شکل گرفت.
گسترش این شورش سرانجام در سال ۲۰۰۷ واشینگتن را به افزایش شمار نیروهای خود در عراق واداشت.
آمریکا در این مقطع کوشید با اعزام نیروهای بیشتر و همکاری با برخی گروههای سنی و دیگر نیروهای محلی، شورشیان را شکست دهد و اوضاع امنیتی را کنترل کند.
نبردهای اسرائیل در غزه و لبنان
اسرائیل طی دهههای گذشته بارها با دورهای مکرر و طولانی درگیری روبهرو بوده است. نوار غزه در سالهای ۲۰۰۹، ۲۰۱۲، ۲۰۱۴ و ۲۰۲۱ شاهد چندین دور جنگ بود و پس از آن نیز جنگی گسترده در پی حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد.
لبنان هم یکی دیگر از صحنههای درگیریهای طولانی در منطقه بوده است. جنگ داخلی این کشور در سال ۱۹۷۵ آغاز شد و پس از پیمان طائف در سال ۱۹۸۹ که با حمایت عربستان سعودی به دست آمد، در سال ۱۹۹۰ پایان یافت.
اسرائیل در سال ۱۹۷۸ و بار دیگر در سال ۱۹۸۲ در لبنان مداخله نظامی کرد و نیروهای این کشور تا سال ۲۰۰۰ در بخشهایی از جنوب لبنان حضور داشتند.
دهها درگیری در یمن
یمن طی دهههای گذشته صحنه جنگهای داخلی و درگیریهای طولانی بوده است.
یمن شمالی و جنوبی در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با یکدیگر جنگیدند و دههها بعد، حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی پس از پیشروی در صنعا، برای تصرف عدن تلاش کردند.
مداخله نظامی ائتلافی به رهبری عربستان سعودی در سال ۲۰۱۵ مانع پیشروی کامل حوثیها شد، اما نتوانست به تقسیم سیاسی و نظامی یمن پایان دهد و این کشور همچنان با شکافهای عمیق داخلی روبهروست.
حوثیهای یمن
جنگهای فرسایشی در آفریقا
نمونههای جنگهای فرسایشی به خاورمیانه محدود نمیشود. فروپاشی ساختار حکومتی سومالی در دهه ۱۹۹۰ زمینهساز درگیریهایی طولانی شد که پیامدهای آن همچنان ادامه دارد.
در همین بستر، سومالیلند ساختار حکومتی مستقلی از سومالی ایجاد کرد.
لیبی نیز پس از سال ۲۰۱۱ میان مراکز مختلف قدرت تقسیم شد و با وجود تلاشها برای آشتی و مصالحه، پیامدهای سالها جنگ داخلی همچنان ادامه دارد.
جنگ طولانی لیبی و چاد در دهه ۱۹۸۰، جنگ اوگادن میان سومالی و اتیوپی و جنگ اتیوپی و اریتره، از دیگر نمونههای درگیریهای طولانی و پرهزینه در منطقه به شمار میروند.
اکنون پرسش این است که آیا جنگ با جمهوری اسلامی نیز به سرانجامی مشابه این موارد دچار خواهد شد؟