کارشناسان سازمان ملل خواستار لغو مصادره کلیسای پطرس مقدس تهران و بازگشت ساکنان آن شدند


کارشناسان سازمان ملل جهارشنبه ۲۴ تیر با انتشار بیانیهای، مصادره مجتمع کلیسای تاریخی انجیلی پطرس مقدس در تهران و اخراج ۲۷ نفر از اعضای اقلیتهای مسیحی ارمنی و آشوری ساکن این مجموعه را محکوم کردند.به گفته آنان، ساکنان این مجتمع تنها دو هفته فرصت داشتند خانههای خود را تخلیه کنند و رهبران کلیسا نیز در صورت مخالفت، به بازداشت تهدید شدند. کارشناسان هشدار دادند این مجموعه، که شامل کلیسا، مدرسه، خانههای مسکونی و دفترهای نهادهای مسیحی بود، در معرض تخریب قرار دارد.
در این بیانیه آمده است که مصادره این مجتمع ادامه روندی طولانیمدت علیه جامعه مسیحیان ایران، بهویژه کلیساهای فارسیزبان، است. کارشناسان همچنین اعلام کردند دستکم ۷۹ مسیحی، که بیشتر آنها نوکیش هستند، هماکنون در بازداشت یا زندان به سر میبرند و برخی نیز به اعتراف اجباری زیر شکنجه وادار شدهاند.
کارشناسان سازمان ملل از مقامهای جمهوری اسلامی خواستند اجازه بازگشت ساکنان و اعضای کلیسا به این مجتمع را صادر کنند، به تهدید و ارعاب جامعه مسیحیان پایان دهند و همه افرادی را که بهطور خودسرانه بازداشت شدهاند آزاد کنند. آنها همچنین اعلام کردند برای روشن شدن این موضوع، با دولت جمهوری اسلامی در ارتباط هستند.







در روزهای اخیر، شاهد حملات متقابل عربستان سعودی و حوثیهای یمن بودهایم. درگیریهایی که پیشینه آن به هواپیمای ماهان و سپاه پاسداران بازمیگردد. آیا اقدامات سپاه در یمن، پای عربستان را دوباره به این جبهه کشانده است؟
مهدی بیگی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، در «پیوست» این موضوع را بررسی کرده است
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است لیندزی و کریگ فورمن، زوج بریتانیایی که بیش از ۱۸ ماه است در زندان اوین بهسر میبرند، پس از بیش از دو ماه همچنان در اعتصاب غذا هستند و از تماس تلفنی و مراقبت پزشکی محروماند؛ همزمان دو سال نیز به حکم زندان کریگ فورمن افزوده شده است.
یک منبع آگاه از وضعیت این زوج به ایراناینترنشنال گفت لیندزی و کریگ همچنان از تماس تلفنی محروماند و تنها ماهی یکبار اجازه ملاقات دارند. به گفته این منبع، وعده مسئولان زندان برای برقراری تماس تلفنی بند به بند نیز تاکنون عملی نشده است.
این منبع افزود با وجود ادامه اعتصاب غذا، پرستاران برای اندازهگیری و ثبت فشار و قند خون و انجام معاینات پزشکی، نه به لیندزی و نه به کریگ مراجعه نمیکنند؛ در حالی که زندانیان اعتصابکننده معمولا روزی یک یا دو بار بررسی و معاینه میشوند.
خانواده این زوج ۱۶ تیر نیز درباره وضعیت جسمی آنها ابراز نگرانی کرده و اعلام کرده بودند کریگ ۹ هفته و لیندزی هشت هفته است در اعتصاب غذا بهسر میبرند و هر دو با کاهش شدید وزن مواجه شدهاند.
بر اساس اطلاعات رسیده، وضعیت جسمی لیندزی رو به وخامت گذاشته و لرزش دست او بسیار شدید شده است. او همچنین با سرگیجه مداوم، معدهدرد طولانی و تقریبا روزانه و ضعف عضلانی روبهرو است.
اعتصاب غذا اخیرا بر وضعیت چشمان او نیز اثر گذاشته است. لیندزی از درد در حدقه چشم و حساسیت شدید به نور رنج میبرد و حتی نور معمولی اتاق موجب درد و ناراحتی چشمانش میشود.
این منبع آگاه گفت لیندزی فردی صبور است و معمولا از مشکلات جسمی خود سخن نمیگوید، اما همبندیهایش با مشاهده وضعیت او متوجه تشدید عوارض جسمیاش شدهاند.
هفته گذشته نیز بهدلیل وخامت حال لیندزی و نبود دستگاه فشار خون در بند، همبندیهایش با اصرار دستگاهی را از پرستار مستقر در بند زنان گرفتند و فشار خون او را اندازهگیری کردند. فشار او ۹ روی شش ثبت شد.
بهگفته این منبع، هرچند پرستاری در بند زنان مستقر شده است، به او اجازه نمیدهند برای بررسی وضعیت زندانیان بیمار یا اعتصابکننده وارد بند شود. در نتیجه، زندانیان باید برای معاینه از پلههای متعدد عبور داده شوند؛ کاری که مدتی است انجام روزانه آن برای لیندزی، با توجه به وضعیت جسمیاش، امکانپذیر نیست.
این منبع همچنین گفت حدود یک ماه پیش سفیر بریتانیا مقداری دارو و اقلام بهداشتی برای لیندزی و کریگ به زندان برد. یکی از مسئولان حفاظت زندان اوین به نام سرلک این وسایل را از سفیر تحویل گرفت، اما با گذشت حدود یک ماه هنوز آنها را به این زوج تحویل ندادهاند.
به گفته منبع مطلع، مسئولان زندان در پاسخ به پیگیریهای مکرر، هر بار وعده دادهاند داروها و اقلام بهداشتی «فردا» تحویل داده خواهد شد.
ایراناینترنشنال ۱۶ خرداد نیز گزارش داده بود این زوج در اعتراض به محرومیت از تماس تلفنی، ملاقات با یکدیگر و دسترسی به وکیل دست به اعتصاب غذا زدهاند.
در آن زمان نیز هر دو با کاهش شدید وزن روبهرو بودند و مسئولان زندان از ثبت وضعیت پزشکی و رسیدگی درمانی به لیندزی خودداری میکردند.
ایراناینترنشنال ۲۹ اردیبهشت نیز به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد مقامهای زندان پس از مصاحبه این زوج با بخش جهانی بیبیسی، تماس تلفنی، ملاقات آنها با یکدیگر و دیدارشان با وکیل را قطع کردهاند؛ محدودیتهایی که زمینهساز آغاز اعتصاب غذای آنها شد.
خانواده فورمن پیشتر از دولت بریتانیا خواسته بودند دسترسی فوری و مستقل این زوج به خدمات پزشکی، تحویل اقلام ضروری و اقدام برای آزادی آنها را از مقامهای جمهوری اسلامی مطالبه کند.
دو سال حبس بیشتر برای کریگ فورمن
خبرگزاری رویترز به نقل از خانواده فورمن گزارش داد دادگاه دو سال به حکم زندان کریگ فورمن بهدلیل گفتوگو با رسانهها افزوده است.
جو بنت، پسر لیندزی فورمن و سخنگوی خانواده، گفت بر اساس گزارشهای رسیده، مقامها به کریگ گفته بودند برای دیدار با وکیلش منتقل میشود، اما او را نزد قاضی بردند و همانجا از افزایش دو ساله حکمش مطلع کردند.
به گفته بنت، کریگ در این روند به وکیل و مترجم دسترسی نداشت و هیچ فرصتی نیز برای دفاع از خود به او داده نشد.
خانواده این زوج پیشتر اعلام کرده بودند لیندزی و کریگ فورمن به اتهام «جاسوسی» که آن را رد میکنند، هر یک به ۱۰ سال زندان محکوم شدهاند. وزارت خارجه بریتانیا نیز اعلام کرد افزایش گزارششده حکم کریگ را بهطور فوری از مقامهای جمهوری اسلامی پیگیری میکند.
شماری از زنان سرپرست خانوار به ایراناینترنشنال گفتند جدای اینکه از ابتدای سال به حقوق مستمریبگیران مبلغی اضافه نکردهاند، حق عائلهمندی را هم از حقوق بازنشستگی برای «بازماندگان» حذف کردهاند. این خانوادهها میگویند دریافتی آنان زیر خط بقاست.
زنی که بعد از فوت همسرش حقوق بازنشستگی او را دریافت میکند و مسئولیت مراقبت از فرزندش را بر عهده دارد، گفت این حقوق «پایه و کف» برای ۱۳ روز کاری است.
دریافتی ماهانه این خانواده در سال گذشته ۸ میلیون و ۹۰۰ هزار بود. اما از فروردین امسال به این مبلغ افزوده نشده است.
این زن تاکید کرد باوجود وعده افزایش ۶۰ درصدی حقوق مستمریبگیران در سال جدید، دریافتی او عملا برابر سال گذشته است.
شمار دیگری از زنان نیز به ایراناینترنشنال گفتند سازمان تامین اجتماعی از تمام مستمریبگیرانی که سرپرست خانواده فوت کرده است مبلغی حدود ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان تحت عنوان حق عائلهمندی کم کرده است.
زنی دیگر که هزینه زندگی دو فرزند خود را تامین میکند، گفت سال گذشته مستمری همسر فوت شدهاش ۹ میلیون تومان بود و امسال دریافتیشان با حدود ۲۲ درصد افزایش، به ۱۱ میلیون تومان رسیده است.
بر اساس آمارهای رسمی، تورم نقطه به نقطه خوراکیها و آشامیدنیها در ماههای اخیر همواره بالای ۱۳۰ درصد بوده است.
علاوه بر زنانی که با حذف حق اولاد و عائلهمندی مستمری خود بهعنوان «بازمانده» مواجه شدهاند، دیگر زنان و مردانی که خودشان در سن بازنشستگی قرار دارند نیز به حداقلی بودن حقوقشان اشاره کردند.
چند شهروند اشاره کردند با ۳۵ سال سابقه بیمه و با گذشت چند سال از بازنشستگیشان، اکنون حدود ۲۲ میلیون تومان دریافتی دارند.
بسیاری اشاره کردند با این مبالغ، حتی توان پرداخت اجاره خانه خود را هم ندارند و در میانسالی، ناچار به رانندگی در سرویسهای تاکسی آنلاین شدهاند.
کسری بودجه و ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی
افزایش نیافتن حقوق بازنشستگان، دستکم دو بحران بزرگ را در سیستم بازتاب میدهد؛ یکی از این موارد، نبود منبعی برای افزایش حقوقها و دیگری، ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی است.
مصطفی سالاری، مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی، ۲۲ تیر در نشستی خبری از کسری ۸۲ هزار میلیارد تومانی این سازمان برای پرداخت معوقات فروردین و اردیبهشت خبر داد و گفت پرداخت حقوق تیرماه نیز با کمبود منابع مالی مواجه است.
از سوی دیگر، دولت همزمان و با استفاده از شرایط جنگی، میکوشد سیاستهای ریاضتی خود را در قبال صندوقهای بازنشستگی پیش ببرد؛ برخی گزینههای فیشهای حقوقی را حذف کند و از طرف دیگر سن بازنشستگی را افزایش دهد.
سالهاست که اقتصاددانان نسبت به پیامدهای سیاستهای اقتصادی حکومت هشدار دادهاند؛ به ویژه در حوزه صندوقهای بازنشستگی و نسبت به «یونانیزه شدن» اقتصاد ایران.
یونان در سال ۲۰۱۰ و در پی بالا گرفتن بحران بدهیهای خود، تعدادی از جزیرهها و سایر اموال و داراییهای خود را به سرمایهگذاران خارجی واگذار کرد.
کسری صندوقهای بازنشستگی با حدود ۱۱ درصد، بزرگترین عامل کسری و بدهیهای کلی دولت یونان در آن سال بود.
در سالهای اخیر برخی مقامهای جمهوری اسلامی نیز تلویحا به احتمال تکرار سناریوی یونان برای مهار بحران صندوقهای بازنشستگی اشاره کرده بودند.
سجادپادام، مدیرکل بیمههای اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، اردیبهشت سال ۱۴۰۱ گفته بود: «کشور یونان ۱۰۰ جزیره فروخت تا بتواند مطالبات بازنشستگانش را بدهد، ما هم به زودی به این وضعیت دچار میشویم. حتی اگر ۳ میلیون بشکه نفت را بدون تحریم بفروشیم و پولش را کامل بگیریم باز هم نمیتوانیم بحران بازنشستگان را حل کنیم.»
با وجود حذف تیم ملی ایران در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶، احتمال دارد در فینال این رقابتها دو چهره ایرانی نقشآفرین باشند؛ یکی روی صحنه نمایش بین دو نیمه و دیگری در زمین مسابقه. نکته قابل توجه این است که هیچکدام از آنها نماینده جمهوری اسلامی ایران نیستند.
بر اساس این گزارشها، مرتضوی قرار است یکی از آثار بیکلام خود را اجرا کند و بخشی از برنامه را با ویولن سفید مشهورش، که سالها نماد اجراهای او بوده، بهصورت تکنوازی روی صحنه ببرد.
واکنش گسترده کاربران ایرانی
خبر احتمال حضور این هنرمند ایرانی در فینال جام جهانی بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی فارسیزبان داشت. بسیاری از کاربران این اتفاق را مایه افتخار دانستند و همزمان به این نکته اشاره کردند که هنرمندی که آثارش سالها در ایران با محدودیت مواجه بوده، اکنون ممکن است روی بزرگترین صحنه فوتبال جهان اجرا کند.
برخی نیز این موضوع را با حذف زودهنگام تیم ملی ایران مقایسه کرده و نوشتند: «تیم ملی حذف شد، اما موسیقی ایران به فینال رسید.»
فاصله تیم ملی با بخشی از افکار عمومی
حذف تیم ملی با سه تساوی در مرحله گروهی، برای بخشی از افکار عمومی ایران تنها یک ناکامی ورزشی نبود، بلکه ادامه فاصلهای بود که در سالهای اخیر میان تیم ملی و بخشی از جامعه شکل گرفته است.
برخلاف دورههای گذشته، مسابقات تیم ملی با استقبال گسترده در داخل کشور همراه نبود و برخی کاربران حتی از حذف این تیم استقبال کردند.
فغانی؛ شهروندی ایرانی که زیر پرچم استرالیا سوت میزند
در کنار بیژن مرتضوی، علیرضا فغانی نیز دیگر ایرانی حاضر در کانون توجه است. این داور متولد کاشمر که سابقه قضاوت در چهار دوره جام جهانی مردان را دارد، از نگاه بسیاری از رسانهها اصلیترین گزینه فیفا برای قضاوت دیدار نهایی محسوب میشود.
فغانی از سال ۲۰۱۹ به استرالیا مهاجرت کرد و اکنون مسابقات بینالمللی را زیر پرچم این کشور قضاوت میکند. با این حال، بسیاری از ایرانیان همچنان او را یکی از چهرههای موفق ورزش ایران میدانند.
حضوری نمادین در شبی تاریخی
اگر این گمانهزنیها به واقعیت تبدیل شود، فینال جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند با حضور دو ایرانی در مهمترین رویداد فوتبال جهان همراه باشد؛ یکی با ویولن روی صحنه نخستین نمایش بین دو نیمه تاریخ فینال جام جهانی و دیگری با سوت آغاز مسابقه در مستطیل سبز.
دو چهره ایرانی که هر دو خارج از ایران فعالیت میکنند و در شرایطی در بزرگترین صحنه فوتبال جهان حضور خواهند داشت که تیم ملی ایران نتوانست به مراحل پایانی این رقابتها راه پیدا کند.
همزمان با ادامه فراخوان مقامها و رسانههای حکومتی برای «انتقام» و «خونخواهی» علی خامنهای، دیکتاتور کشتهشده ایران، شهرداری تهران دیوارنگارهای با تصویر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در تابوت و شعار «ما ترامپ را میکشیم» نصب کرد.
در تازهترین نمونه از این تهدیدها، چهارشنبه ۲۴ تیر دیوارنگاره جدید میدان انقلاب، ترامپ را در حالی به تصویر میکشد که به پشت روی جعبهای سیاه شبیه تابوت افتاده است.
پیامهای فارسی متعددی زیر تصویر دیده میشود و عبارت انگلیسی «We will kill Trump» نیز بهطور مستقیم رییسجمهوری آمریکا را به مرگ تهدید میکند.
شهرداری تهران همچنین از طرح جدید دیوارنگاره میدان فلسطین با شعار «خون در برابر خون» رونمایی کرد؛ طرحی که با محوریت خونخواهی خامنهای، حاوی تصویری تهدیدآمیز علیه ترامپ، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و اعضای خانوادههای آنها است.
همزمان، روزنامه کیهان که زیر نظر نماینده رهبر جمهوری اسلامی منتشر میشود، نوشت «انتقام» ابزاری قدرتمند برای بازدارندگی و جلوگیری از «امامکشی» است و خونخواهی باید چنان بازدارندگیای ایجاد کند که «نه ترامپ بلکه هر وارث دیگر او» نیز به مشارکت در جنگی دیگر در منطقه فکر نکند.
کیهان ۱۷ تیر هم در صفحه نخست خود نوشت «ترامپ نباید زنده بماند». حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در این روزنامه نیز ترامپ و خلبانان دخیل در کشتن خامنهای را «واجبالقتل» خواند.
سالار ولایتمدار، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز گفت مردم شعار «انتقام، انتقام» سر میدهند و باید برای پرداخت هزینه آن آماده باشند.
او افزود ممکن است در این مسیر زیرساختهای کشور آسیب ببیند و جامعه با کمبودهایی مواجه شود.
علیرضا اعرافی، مدیر حوزههای علمیه نیز در بیانیهای اعلام کرد مطالبه «انتقام و خونخواهی امام شهید» حتمی و قطعی است و مسئولان نباید بهدلیل مشکلات اقتصادی یا نگرانی از هزینههای جنگ و آسیب به زیرساختها، مسیر مذاکره و تفاهمنامه با «کفار» را ادامه دهند. او خواستار پایان دادن به تفاهمنامه و در پیش گرفتن «راه جهاد و استقامت» شد.
در همین حال، شاهرخ رامین، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، درباره طرح موسوم به «انتقام از ترامپ» گفت کسی که بخواهد انتقام بگیرد، «این را بهصورت قانون درنمیآورد».
رسول فلاحتی، امام جمعه رشت، نیز گفت آمران و عاملان کشتن رهبر جمهوری اسلامی سرانجام مجازات خواهند شد.
این مواضع در ادامه موجی از تهدیدها در روزهای گذشته مطرح میشود؛ زمانی که شماری از مقامهای جمهوری اسلامی، نمایندگان مجلس، چهرههای نظامی و نهادهای حکومتی بارها بر «قصاص» و «خونخواهی» خامنهای تاکید کردند و در مواردی ترامپ را بهطور مستقیم به مرگ تهدید کردند.
۲۲ تیر بیش از ۱۸۰ نماینده مجلس با صدور بیانیهای خواستار پیگیری خونخواهی خامنهای، «قصاص قاتلان، آمران و مباشران» کشتن او و تصویب قانونی برای خونخواهی رهبر پیشین جمهوری اسلامی و کشتهشدگان جنگهای اخیر شدند.
در روزهای گذشته، محمدجواد لاریجانی، کارشناس صداوسیما، محسن رضایی، مشاور نظامی مجتبی خامنهای، محمد مخبر، مشاور و دستیار رهبر جمهوری اسلامی، حسن قشقاوی، حسینعلی حاجیدلیگانی و اسماعیل کوثری، اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس و محسن قمی، رییس سازمان تبلیغات اسلامی، در مواضعی جداگانه بر «قصاص» و «انتقام» تاکید کردند.
قمی گفت «قصاص ترامپ بر گردن ماست» و حاجیدلیگانی نیز اعلام کرد مسلمانانی در سراسر جهان برای اجرای آن اقدام خواهند کرد.
حسین کنعانیمقدم، از فرماندهان پیشین سپاه پاسداران نیز گفت اگر تصمیم به ترور ترامپ گرفته شود، جمهوری اسلامی «بهراحتی» میتواند این کار را انجام دهد.
حسین تنگسیری، فرزند علیرضا تنگسیری، فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه که در جنگ اخیر کشته شد نیز گفت همه منافع، پایگاههای نظامی و ناوهای جنگی آمریکا در منطقه «اهداف موجه» جمهوری اسلامی خواهند بود و افزود این تلافی حتی میتواند در خلیج مکزیک یا سانفرانسیسکو انجام شود.
همچنین جمعی از دانشجویان، اعضای هیات علمی و کارکنان دانشگاههای قم در بیانیهای، خونخواهی خامنهای را «تکلیف شرعی، عقلانی، سیاسی و تمدنی» خواندند و اعلام کردند برای طراحی و اجرای عملیاتهای «استشهادی» علیه عاملان کشتن او و حمله به منافع آمریکا و اسرائیل در هر نقطه جهان «لحظهشماری» میکنند.
همزمان با افزایش این تهدیدها، مقامهای آمریکایی نیز از دریافت اطلاعاتی درباره طرح جمهوری اسلامی برای کشتن ترامپ خبر دادند.
مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، ۲۰ تیر تایید کرد اسرائیل اطلاعاتی درباره یک طرح مشخص برای کشتن رییسجمهوری آمریکا در اختیار او قرار داده است.
ترامپ نیز ۱۹ تیر گفت اگر اتفاقی برای او بیفتد، از پیش دستور داده است جمهوری اسلامی با حملاتی روبهرو شود که «هرگز چنین سطحی» از آن را ندیده باشد.
ترامپ ۱۷ تیر نیز در نشست خبری آنکارا گفت: «من هدف شماره یک ایران برای کشتن هستم» و افزود «دیروز هم فهرست دیگری منتشر شد که نام من در صدر آن بود»؛ اشارهای که در فضای موج تازه تهدیدها و انتشار فهرستها و فراخوانهای علنی علیه او مطرح شد.