حضور گراهام در تجمع ایرانیان در مونیخ، ۲۵ بهمن ۱۴۰۴
لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه و از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی، در سن ۷۱ سالگی درگذشت. دلیل مرگ او که از متحدان کلیدی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به شمار میرفت، «بیماری ناگهانی» عنوان شده است.
دفتر گراهام در بیانیهای اعلام کرد این سناتور کهنهکار عصر شنبه ۲۰ تیر در پی یک «بیماری کوتاه و ناگهانی» جان خود را از دست داد.
در این بیانیه آمده است: «خانواده سناتور گراهام قدردان کسانی هستند که در این مقطع برای آنها دعا میکنند و از همگان میخواهند در این دوران بسیار دشوار، به حریم خصوصیشان احترام بگذارند.»
شبکه خبری انبیسی گزارش داد نیروهای امدادی پیشتر در پی دریافت گزارشی درباره وقوع یک مورد «ایست قلبی»، به منزل گراهام اعزام شده بودند.
ترامپ یکشنبه ۲۱ تیر با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروثسوشال، درگذشت گراهام را «بسیار غمانگیز» خواند و نوشت او «یکی از بزرگترین انسانها و سناتورهایی بود که تاکنون شناختهام».
رییسجمهوری آمریکا افزود: «او همواره سخت مشغول کار بود و یک میهنپرست واقعی آمریکایی محسوب میشد. جای خالی لیندزی بهشدت احساس خواهد شد.»
شاهزاده رضا پهلوی: گراهام از مبارزه مردم ایران علیه استبداد حمایت کرد
شاهزاده رضا پهلوی با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، درگذشت «دوست استوار مردم ایران و مدافع سربلند آزادی» را تسلیت گفت.
در این پیام آمده است: «سناتور گراهام در زمانهایی که نیاز به شفافیت اخلاقی بود، در سوی درست تاریخ ایستاد. هنگامی که شمار دوستان [مردم ایران] اندک بود، او در کنار مردم ایران و مبارزهشان علیه استبداد ایستاد.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «او از صدای خود استفاده کرد تا صدای کسانی که برای عدالت مبارزه میکنند، در عالیترین سطوح قدرت شنیده شود… از او با قدردانی عمیق و احترامی سرشار یاد خواهد شد.»
گراهام که از چهرههای برجسته حزب جمهوریخواه به شمار میرفت، بارها حمایت خود را از تغییر حکومت در ایران اعلام کرده بود.
گراهام در جریان انقلاب ملی ایرانیان و پس از آن، بارها از خیزش مردم ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد. او همچنین در گردهمایی «روز جهانی اقدام» که ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در مونیخ برگزار شد، حضور یافت.
گراهام ۲۷ بهمن شرکت در تجمع ۲۵۰ هزار نفری ایرانیان در مونیخ را یکی از رضایتبخشترین تجربههای حرفهای خود دانست و گفت ایرانیها به او لقب «عمو لیندزی» داده بودند.
واکنش مقامهای اسرائیلی
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با انتشار بیانیهای، درگذشت گراهام را به مردم آمریکا و خانواده او تسلیت گفت و نوشت: «اسرائیل یکی از بزرگترین دوستان خود را از دست داده است. آمریکا یک میهنپرست بزرگ را از دست داده و من نیز دوستی عزیز را از دست دادهام.»
او افزود: «لیندزی بهخوبی میدانست که امنیت اسرائیل و آمریکا از یکدیگر جداییناپذیر است. او زندگی خود را وقف دفاع از آمریکا، تقویت اتحاد میان دو کشور و حمایت از جهان آزاد کرد.»
اسحاق هرتزوگ، رییسجمهوری اسرائیل، نیز با انتشار بیانیهای در شبکه اجتماعی ایکس، گراهام را «دوست بزرگ اسرائیل و میهنپرست بزرگ آمریکایی» خواند و با خانواده او ابراز همدردی کرد.
هرتزوگ اضافه کرد: «ما هرگز فراموش نخواهیم کرد که او چگونه در سختترین لحظات در کنار مردم اسرائیل ایستاد و همواره سپاسگزار عدالت، حقیقت و وفاداری او خواهیم بود.»
گیلا گملیل، وزیر علوم و فناوری اسرائیل، در پیامی در ایکس، گراهام را «دوستی واقعی برای اسرائیل و یکی از صریحترین و قاطعترین حامیان اپوزیسیون ایران» توصیف کرد.
در این پیام آمده است: «گراهام در طول سالها بر این باور بود که مردم ایران شایسته آیندهای سرشار از آزادی، امنیت و امید هستند و همواره در برابر حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی ایستاد.»
گملیل ادامه داد: «ما بهطور مشترک بر این باور بودیم که مردم ایران سزاوار فرصتی واقعی برای تغییر هستند و اینکه [شاهزاده] رضا پهلوی برای بسیاری از ایرانیان، نماد چشماندازی متفاوت از آینده است؛ آیندهای مبتنی بر آزادی، نوگرایی و صلح.»
ایتامار بنگویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل، در پیامی در ایکس، از «دوستی، حمایت بیوقفه و تعهد استوار» گراهام به امنیت اسرائیل قدردانی کرد و یاد او را گرامی داشت.
او نوشت: «امروز اسرائیل یکی از بزرگترین دوستان خود را از دست داد. حمایت بیدریغ، شجاعت و صراحت اخلاقی او، تحسین میلیونها اسرائیلی را برانگیخت.»
گراهام فعالیت خود در کنگره آمریکا را از سال ۱۹۹۴ بهعنوان نماینده حوزه سوم کارولینای جنوبی در مجلس نمایندگان آغاز کرد و در سال ۲۰۰۲ به سنا راه یافت.
او سمت کلیدی ریاست کمیته بودجه سنا را عهدهدار بود و همزمان در کمیتههای قضایی، تخصیص بودجه، و محیط زیست و امور عمومی عضویت داشت.
اگرچه گراهام پیش از ریاستجمهوری ترامپ در سال ۲۰۱۷ از منتقدان او بود، اما پس از آن، روابط نزدیکی میان این دو شکل گرفت و گراهام به یکی از متحدان اصلی ترامپ تبدیل شد.
طلا از دیرباز بهدلیل درخشش چشمگیر و ماندگارش ارزشمند بوده است. اکنون پژوهشگران دانشگاه تولین آمریکا دریافتهاند که راز مقاومت استثنایی این فلز در برابر کدر شدن تنها به ویژگیهای شیمیایی آن محدود نمیشود.
به گزارش پایگاه خبری «ساینس دیلی»، نتایج این پژوهش که در نشریه «فیزیکال رویو لترز» منتشر شده، نشان میدهد نحوه آرایش اتمها روی سطح طلا نقشی تعیینکننده در مقاومت آن در برابر اکسید شدن ایفا میکند.
بر اساس این مطالعه، اتمها روی برخی سطوح طلا بهطور طبیعی در الگوهای محافظتی ویژهای بازآرایی میشوند.
این آرایش اتمی واکنش اکسیژن با طلا را بهشدت دشوار میکند و توضیح میدهد چرا زیورآلات، سکهها و دیگر اشیای ساختهشده از طلا میتوانند درخشش خود را برای قرنها حفظ کنند.
پژوهشگران معتقدند این کشف علاوه بر روشن کردن دلیل درخشش ماندگار طلا میتواند به توسعه کاتالیزورهای مبتنی بر طلا برای کاربردهای صنعتی و فناوریهای انرژی پاک نیز کمک کند.
متیو مونتمور، دانشیار مهندسی شیمی در دانشکده علوم و مهندسی دانشگاه تولین، گفت: «مردم بهطور کلی گمان میکنند طلا به این دلیل کدر نمیشود که برهمکنش چندانی با اکسیژن ندارد. یافتههای ما حاکی از آن است که در دو نوع از رایجترین سطوح طلا، اتمهای سطحی به شکلی بازآرایی میشوند که مقاومت این فلز در برابر اکسید شدن را بهطور چشمگیری افزایش میدهد.»
مونتمور و سانتو بیسواس، پژوهشگر پسادکتری دانشگاه تولین، برای بررسی این فرآیند از شبیهسازیهای رایانهای استفاده کردند تا رفتار اتمها و الکترونها و نحوه برهمکنش مولکولهای اکسیژن با دو نوع متداول از سطوح طلا را مورد بررسی قرار دهند.
نتایج این شبیهسازیها نشان داد اگر اتمهای سطح طلا بازآرایی نمیشدند، مولکولهای اکسیژن بهمراتب آسانتر تجزیه شده و با طلا واکنش میدادند. اما این بازآرایی طبیعی، واکنشهای اکسیداسیون را بهشدت محدود میکند.
به گفته پژوهشگران، این ساختارهای بازآراییشده میزان واکنش طلا با اکسیژن را بین یک میلیارد تا یک تریلیون برابر کاهش میدهند. در نتیجه، نوعی سد محافظ در مقیاس اتمی شکل میگیرد که درخشش طلا را تقریبا برای همیشه حفظ میکند.
راهی تازه برای افزایش کارایی کاتالیزورهای طلا
پژوهشگران معتقدند این یافتهها میتواند به ساخت کاتالیزورهای کارآمدتر نیز منجر شود. کاتالیزورهای مبتنی بر طلا که برای تسریع واکنشهای شیمیایی به کار میروند، هماکنون در شماری از فرآیندهای اکسیداسیون صنعتی مورد استفاده قرار میگیرند.
با این حال، همان ویژگی که طلا را در برابر اکسیژن بسیار مقاوم و آن را به فلزی ایدهآل برای ساخت جواهرات و قطعات الکترونیکی تبدیل کرده است، در برخی واکنشهای شیمیایی و فناوریهای مرتبط با انرژی، کارایی آن را بهعنوان کاتالیزور کاهش میدهد.
برای نمونه، کاتالیزورهای طلا-پالادیوم در تولید وینیل استات، یکی از مواد اولیه مهم صنایع پلاستیک، کاربرد دارند.
همچنین پژوهشگران در حال بررسی استفاده از کاتالیزورهای طلا برای حذف مونوکسید کربن از گازهای خروجی خودروها و تولید پروپیلن اکسید، یکی از مواد شیمیایی پرمصرف در صنایع مختلف، هستند.
مونتمور گفت: «اگر بتوان طلا را بهگونهای وادار کرد که مولکولهای اکسیژن را تجزیه کند، این فلز میتواند برای برخی واکنشهای شیمیایی به کاتالیزوری بسیار کارآمد تبدیل شود.»
او افزود: «یافتههای ما راهبرد تازهای را برای دستیابی به این هدف پیشنهاد میکند؛ راهبردی که بر جلوگیری از بازآرایی اتمهای سطح طلا یا معکوس کردن این فرآیند استوار است.»
به گزارش ساینس دیلی، تاکنون اکثر تلاشها برای افزایش کارایی کاتالیزورهای طلا، بر ترکیب این فلز با سایر فلزات یا استفاده از نانوذرات طلا روی سطوح اکسیدی متمرکز بوده است.
اما نتایج این پژوهش نشان میدهد کنترل هندسه سطح طلا و نحوه آرایش اتمهای آن نیز میتواند مسیر تازهای برای ارتقای عملکرد کاتالیستی این فلز بگشاید؛ رویکردی که بر درک عمیقتر از علت مقاومت تاریخی طلا در برابر کدر شدن بنا شده است.
گزارشی تازه از سازمان «مبارزه با یهودستیزی آنلاین» میگوید هزاران حساب کاربری جعلی منتسب به حکومت ایران، با راهاندازی کارزاری هماهنگ، بازماندگان حمله هفتم اکتبر به جشنواره نُوا را هدف آزار و انکار روایتهای آنان قرار دادهاند؛ ادعاهایی که تیکتاک بخشی از آنها را رد کرده است.
روزنامه تلگراف به نقل از گزارش تازه سازمان مبارزه با یهودستیزی آنلاین (FOA) نوشت، هزاران حساب کاربری جعلی و هماهنگ که گفته میشود به حکومت ایران مرتبط هستند، در یک کارزار سازمانیافته، بازماندگان حمله هفتم اکتبر به جشنواره موسیقی نُوا را هدف آزار، تهدید و انتشار اطلاعات نادرست قرار دادهاند.
بر اساس این گزارش، بازماندگان این حمله با «یک کارزار دیجیتال چندلایه و مستمر» روبهرو هستند، در حالی که شبکههای اجتماعی در حذف پستها، ویدیوها و پیامهای توهینآمیز عملکرد موثری نداشتهاند. نویسندگان گزارش میگویند محتوایی که ابتدا توسط رباتهای اینترنتی منتشر میشد، اکنون توسط کاربران واقعی نیز بازنشر و تقویت میشود.
به گفته تهیهکنندگان گزارش، هدف این کارزار هماهنگ، «پاک کردن، تحریف و توجیه» حمله هفتم اکتبر است؛ اقدامی که هم از طریق زیر سوال بردن واقعیتهای این حمله و هم با حمله مستقیم به بازماندگان آن دنبال میشود.
در این گزارش آمده است که در شبکههای اجتماعی مطالبی منتشر شده که در آنها برای بازماندگان آرزوی مرگ شده، روایتهای آنان از حمله انکار شده و با الفاظ نژادپرستانه، جنسیتزده و توهینآمیز مورد حمله قرار گرفتهاند.
به نوشته تلگراف، این کارزار از انکار کامل حمله و ادعای صحنهسازی بودن آن با استفاده از «بازیگران بحران» و خون مصنوعی، تا انتشار مطالبی که ارتش اسرائیل را مسئول این رویداد معرفی میکنند، طیف گستردهای از روایتها را در بر میگیرد.
گزارش این سازمان همچنین شبکه اجتماعی ایکس را «کانون» انتشار ادعاهای مربوط به عملیات پرچم دروغین و نظریههای توطئه توصیف کرده و نوشته است که تیکتاک نیز مملو از مطالب آزاردهنده علیه بازماندگان، میمهای یهودستیزانه و ویدیوهایی است که با استفاده از روندهای پرمخاطب، پیامهای نفرتپراکن یا تمسخر رنج غیرنظامیان را افزایش میدهند.
در این گزارش آمده است که بسیاری از بازماندگان، از جمله شماری از افرادی که در غزه گروگان بودند، به طور مستقیم هدف این حملات قرار گرفتهاند.
یکی از نمونههای مورد اشاره، «نوآ آرگامانی» است؛ زنی که ویدیوی ربوده شدن او همراه با شریک زندگیاش «آویناتان اور» در هفتم اکتبر بازتاب گستردهای در جهان داشت. این دو در غزه جدا از یکدیگر نگهداری میشدند و از سرنوشت هم اطلاعی نداشتند. آرگامانی پس از ۲۴۵ روز در عملیات ارتش اسرائیل آزاد شد، در حالی که آویناتان اور پس از دو سال اسارت، در آخرین توافق تبادل گروگانها آزاد شد.
با وجود تجربه اسارت، به گفته نویسندگان گزارش، آرگامانی در فضای مجازی با برچسبهایی مانند «تروریست» و «فاحشه» هدف حملات گسترده قرار گرفته است.
این گزارش همچنین میگوید انکار خشونتهای جنسی انجامشده در جریان حمله هفتم اکتبر نیز به طور گسترده در شبکههای اجتماعی رواج یافته است.
از دیگر افرادی که نامشان در گزارش آمده، «رومی گونن» است که از جشنواره نُوا ربوده شد. او پس از آزادی درباره آزارهایی که در دوران اسارت متحمل شده بود سخن گفت، اما از آن زمان هدف حملات گسترده آنلاین قرار گرفته است.
تلگراف همچنین بخشهایی از گفتوگوی «عمری ساسی»، یکی از برگزارکنندگان جشنواره نُوا، را منتشر کرده است. او که در این حمله دوستان و اعضای خانواده خود را از دست داده، از آن زمان تاکنون هر هفته تحت درمان روانشناس قرار دارد.
ساسی با یادآوری روز حمله گفت مهاجمان افرادی را که حاضر به رفتن به غزه نبودند، در محل میکشتند و سپس خودروهای متوقفشده را به آتش میکشیدند. او همچنین گفت شاهد شلیک آرپیجی و پرتاب نارنجک به خودروهای حامل غیرنظامیان و تیراندازی با سلاحهای خودکار به سوی افرادی بوده که در حال فرار بودند.
او افزود حجم انکار واقعیتها و آزارهای مجازی پس از این حمله، آسیبهای روانی او را تشدید کرده است. به گفته ساسی، او در واکنش به این وضعیت نمایشگاهی درباره جشنواره نُوا در لندن برپا کرده و از کسانی که این حمله را ساختگی میدانند دعوت کرده است از این نمایشگاه بازدید کنند.
نویسندگان گزارش میگویند حتی محتوایی که آشکارا قوانین شبکههای اجتماعی را نقض میکند، از جمله فراخوانهای صریح به خشونت، در بسیاری از موارد پس از گزارش کاربران نیز حذف نمیشود.
در این گزارش از شرکتهای شبکههای اجتماعی خواسته شده است با سرعت بیشتری با چنین محتواهایی برخورد کنند و دولتها نیز این پلتفرمها را نسبت به عملکردشان پاسخگو کنند.
گزارش تاکید میکند که «بازماندگان دو بار قربانی میشوند»؛ یک بار در جریان حمله هفتم اکتبر و بار دیگر در کارزارهای مستمر آزار و نفرت در فضای مجازی که آسیبهای روانی آنان را تشدید میکند.
تومر آلدوبی، بنیانگذار و مدیرعامل سازمان مبارزه با یهودستیزی آنلاین، به تلگراف گفت که از هفتم اکتبر تاکنون «یهودستیزی و نفرت افراطی علیه یهودیان، صهیونیستها و اسرائیلیها با سرعتی سرسامآور در سراسر جهان گسترش یافته است» و تاکید کرد که «نباید در برابر این روند سکوت کرد.»
به نوشته تلگراف، تنها شبکه اجتماعی که به یافتههای این گزارش پاسخ داد، تیکتاک بود. این شرکت اعلام کرد قوانین سختگیرانهای علیه یهودستیزی و نفرتپراکنی دارد و اجازه انتشار چنین محتواهایی را نمیدهد.
تیکتاک همچنین اعلام کرد عملیات نفوذ پنهانی با هدف گمراه کردن و دستکاری افکار عمومی در این پلتفرم ممنوع است و این شرکت با استفاده از فناوریهای پیشرفته و تیمهای تخصصی، چنین فعالیتهایی را شناسایی و حذف میکند.
سیل و رانش زمین ناشی از چند روز بارانهای سیلآسای موسمی، دستکم ۴۴ نفر را در جنوب شرقی بنگلادش کشته و بیش از یک میلیون نفر را گرفتار کرده است.
وزارت مدیریت بحران بنگلادش شنبه ۲۰ تیر اعلام کرد که سیل در هفت منطقه چاتوگرام، کاکسبازار، بندربان، رانگاماتی، خاگراچاری، مولویبازار و حبیگنج، زندگی روزمره را مختل کرده، هزاران خانواده را در انزوا قرار داده و ۲۶۷ هزار و ۹۱۸ خانوار را گرفتار ساخته است.
بسیاری از ساکنان، به دلیل زیر آب رفتن خانههایشان، چند روز است که قادر به آشپزی نبودهاند و برخی دیگر نیز پس از آنکه لایههای ضخیم گلولای آشپزخانهها و فضاهای زندگیشان را پوشاند، با مشکلات جدی دستوپنجه نرم میکنند.
هزاران خانواده به مواد غذایی خشک، برنج تختشده، برنج پفکرده یا بیسکویتهایی که نیازی به پختوپز ندارند و کمکهای اضطراری متکی هستند. با این حال، جادههای شستهشده و پلهای آسیبدیده، دسترسی امدادگران به برخی از مناطقی را که بیشترین آسیب را دیدهاند، دشوار کرده است.
نیروهای ارتش و نیروی دریایی با قایق، غذا، آب آشامیدنی، دارو و دیگر اقلام ضروری را به جوامع دورافتاده میرسانند.
اقبال حسین، وزیر مدیریت بحران و امدادرسانی، هنگام بازدید از مناطق آسیبدیده در چاتوگرام گفت: «دولت هر کاری که ممکن است برای حمایت از قربانیان سیل انجام میدهد. کمکهای امدادی، آب آشامیدنی سالم و تجهیزات پزشکی در حال توزیع است و از افرادی که خانههایشان زیر آب رفته میخواهیم به نزدیکترین پناهگاه منتقل شوند.»
بارانهای شدید همچنین اوایل این هفته باعث رانش زمین در اردوگاههای پناهجویان روهینگیا در کاکسبازار شد که در نتیجه آن ۱۶ پناهجو، از جمله زنان و کودکان، جان باختند. بیش از یک میلیون پناهجوی روهینگیا در این اردوگاهها زندگی میکنند؛ جایی که سرپناههای موقت ساختهشده روی دامنههای شیبدار و جنگلزداییشده، بهویژه در فصل بارانهای موسمی، بسیار آسیبپذیر هستند.
بنگلادش یکی از کشورهای جهان است که بیش از همه در معرض بلایای طبیعی قرار دارد و بارانهای فصلی موسمی بهطور منظم موجب سیل، فرسایش رودخانهای و رانش زمین میشوند. دانشمندان میگویند تغییرات اقلیمی بارشهای شدید را مکررتر و شدیدتر میکند و ابعاد و شدت چنین فجایعی را افزایش میدهد.
در حالی که طوفان «باوی» پس از درهم کوبیدن زنجیره جزایر جنوبی ساکیشیما در ژاپن با بارانهای شدید و بادهای سهمگین و عبور از نزدیکی شمال تایوان، به سوی شهر بزرگ ونژو در شرق چین پیش میرود، چین شنبه ۲۰ تیر بیش از ۱.۸ میلیون نفر را از این منطقه تخلیه کرد.
با وجود اینکه طوفان باوی در مسیر شمالغربی خود بر فراز آبهای خنکتر همچنان در حال کاهش سرعت و تضعیف است، بهدلیل حجم عظیم رطوبتی که در نوارهای بارانزای خود دارد، همچنان خطری جدی محسوب میشود؛ گستره این نوارها از یک سر تا سر دیگر تقریبا به اندازه مساحت فرانسه است.
بر اساس اعلام مرکز ملی هواشناسی، باوی تا ساعت ۰۸:۰۸ به وقت گرینویچ، دارای حداکثر سرعت پایدار باد ۱۴۴ کیلومتر در ساعت، معادل طوفان رده یک در مقیاس باد طوفان سافیر-سیمپسون، بود و در حدود ۲۰۰ کیلومتری (۱۲۴ مایلی) جنوب شرقی ونلینگ در استان شرقی ژجیانگ قرار داشت.
پیشبینی میشود باوی اوایل روز یکشنبه در حوالی ونژو، شهری با حدود ۱۰ میلیون نفر جمعیت، به خشکی برسد.
رسانههای دولتی اعلام کردند بیش از ۱.۷ میلیون نفر در سراسر استان ژجیانگ، که ونژو در آن قرار دارد، و بیش از ۱۰۰ هزار نفر در استان همجوار فوجیان تخلیه شدهاند.
در حالی که ژاپن و تایوان تاکنون هیچ مورد مرگی بر اثر این طوفان گزارش نکردهاند، در فیلیپین ۱۷ نفر در اثر بارانهای شدید ناشی از تشدید بادهای موسمی جنوبغربی، که تأثیر باوی آن را وخیمتر کرده بود، جان باختند.
اداره آتشنشانی تایوان اعلام کرد ۸۷ نفر زخمی شدهاند که بیشتر این موارد شامل سقوط از موتورسیکلت یا دوچرخه و همچنین زمین خوردن افراد یا برخورد اشیا با آنها بوده است.
تایوان از بدترین پیامدهای باوی در امان ماند
در تایوان، دولت بیش از ۱۴ هزار نفر را عمدتا از مناطق کوهستانی تخلیه کرد، در حالی که این جزیره در آستانه نزدیک شدن باوی از سمت شمال، عملا تعطیل شد.
اگرچه باوی در تایوان به خشکی نرسید، دولت با توجه به پیشبینی بارش نزدیک به یک متر در برخی مناطق، برای جلوگیری از تلفات جانی اقدامات احتیاطی انجام داد.
بیشتر افراد تخلیهشده در مناطق شمالی و شرقی بودند و ۹۲۰ پرواز بینالمللی لغو شد؛ اقدامی که عملا فرودگاه بینالمللی اصلی تایوان در تائویوان، در خارج از پایتخت، تایپه، را تعطیل کرد. همچنین همه ۲۸۲ پرواز داخلی لغو شدند.
تقریبا همه شهرها و شهرستانهای سراسر تایوان روز شنبه را تعطیل اعلام کردند و هر اداره و مدرسهای را که ممکن بود در تعطیلات آخر هفته باز باشد، تعطیل کردند؛ هرچند در تایپه برخی رستورانها و فروشگاههای شبانهروزی همچنان باز ماندند.
تعداد جانباختگان دو زمینلرزه شدید ونزوئلا از چهار هزار نفر فراتر رفته است؛ در حالی که هزاران نفر همچنان مفقودند و نهادهای بهداشتی هشدار میدهند بحران انسانی از مرحله امداد و نجات به دوره بازسازی بلندمدت وارد شده است.
بر اساس گزارشهای منتشر شده از ونزوئلا، مقامات شنبه ۲۰ تیر اعلام کردند دستکم چهار هزار و ۱۱۸ نفر در این فاجعه جان باختهاند و بیمارستانها، پناهگاههای موقت و گروههای امدادی، همچنان با نیازهای فزاینده پزشکی و اجتماعی روبهرو هستند.
آمارهای دولتی منتشرشده نشان میدهند از زمان وقوع زمینلرزهها در عصر چهارشنبه سوم تیر به وقت محلی، دستکم ۱۶ هزار و ۷۴۰ نفر زخمی و ۱۷ هزار و ۹۰۷ نفر آواره شدهاند.
دو زمینلرزه قدرتمند به بزرگی ۷.۲ و ۷.۵، با فاصله تنها ۳۹ ثانیه از یکدیگر رخ دادند و بخشهای وسیعی از ایالت ساحلی لا گوایرا را ویران کردند. زمینلرزه دوم، شدیدترین زلزله ثبتشده در ونزوئلا طی بیش از یک قرن بود.
خورخه رودریگز، رییس مجلس ملی ونزوئلا، آمار بهروز قربانیان را در تلگرام اعلام کرد.
مقامها گفتند هزاران نفر همچنان مفقودند و خانوادهها، با وجود پایان عملیات رسمی نجات، به جستوجو در میان ساختمانهای فروریخته ادامه میدهند.
در مناطق بهشدت آسیبدیده، بستگان قربانیان همچنان با دست آوارها را کنار میزنند، به این امید که اجساد اعضای مفقود خانواده خود را پیدا و دفن کنند.
تیمهای بینالمللی نجات نیز تمرکز خود را از تلاش برای یافتن بازماندگان به پشتیبانی از عملیات بازسازی و کمک به مقامهای محلی برای جمعآوری سازههای ناپایدار تغییر دادهاند.
۱۹ تیر زمینلرزهای به بزرگی سه، مرکز کاراکاس را لرزاند و باعث تخلیه احتیاطی چند ساختمان و نگرانی ساکنانی شد که پیشتر از فاجعه دو زلزله آسیب دیدهاند.
خسارت قابل توجهی در پی این لرزش تازه گزارش نشده است.
ابعاد بازسازی همچنان بسیار گسترده است. محلههای مسکونی کاملی در لا گوایرا بهشدت ویران شدهاند و جادهها، ساختمانهای عمومی، زیرساختهای خدماتی و مراکز درمانی، به تعمیر یا جایگزینی نیاز دارند.
دفتر سازمان ملل برای کاهش خطر بلایا، خسارت مستقیم واردشده به خانهها و زیرساختها را بر اساس ارزیابیهای این سازمان، حدود ۳۷ میلیارد دلار برآورد کرده است. سازمان ملل خواستار تامین نزدیک به ۳۰۰ میلیون دلار بودجه اضطراری برای حمایت از حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار فرد نیازمند کمکهای بشردوستانه شده است.
همزمان با ادامه امدادرسانی، نهادهای امدادی، بیمارستانهای صحرایی، درمانگاههای سیار و آشپزخانههای عمومی در مناطق آسیبدیده ایجاد کردهاند.
دلسی رودریگز، رییسجمهوری موقت ونزوئلا، برای تامین هزینه بازسازی، خواستار دسترسی به داراییهای دولتی این کشور شده است که در خارج مسدود شدهاند.
او این هفته گفت خواستار آزادسازی حدود ۳۰ تن طلای ونزوئلا شده که به دلیل تحریمها در بریتانیا نگهداری میشود.
دولت ونزوئلا از عملکرد خود در برابر این فاجعه دفاع میکند.
رودریگز این موضع را که بحران موجود نشاندهنده ناکارآمدی نهادهای دولتی است رد کرده و وعده داده است اقدامات بازسازی بدون بروز ناآرامی اجتماعی ادامه یابد.
با این حال، برخی ساکنان از آنچه واکنش کند دولت پیش از رسیدن کمکهای بینالمللی توصیف کردهاند، انتقاد میکنند.
مقامهای بهداشتی اکنون بر خطرهایی تمرکز دارند که در پناهگاههای موقت در حال ظهورند. مکانهایی که هزاران آواره همچنان در آنها زندگی میکنند.
سازمان بهداشت پانآمریکن اوایل این هفته هشدار داد ازدحام جمعیت، اختلال در خدمات درمانی و دسترسی محدود به آب پاک، احتمال شیوع بیماریها را افزایش داده است.
این نهاد منطقهای اعلام کرد در همکاری با وزارت بهداشت ونزوئلا در حال تقویت برنامههای واکسیناسیون و نظارت بر بیماریهای تنفسی و گوارشی در پناهگاههای اضطراری است.
تیمهای پزشکی فعال در کاتیا لا مار، از افزایش موارد اسهال و عفونتهای پوستی و همچنین رشد تقاضا برای درمان بیماریهای مزمن، از جمله دیابت و فشار خون بالا، خبر دادهاند.
کارکنان بهداشتی میگویند بسیاری از آوارگان پس از آسیب دیدن خانهها و درمانگاههای محلی، دسترسی منظم خود را به دارو از دست دادهاند.
پیش از وقوع زمینلرزهها، چند سازمان امدادی با محدودیتهای دولتی یا اتهام فعالیت سیاسی روبهرو بودند. گروههای امدادی بینالمللی اکنون میگویند با ادامه عملیات اضطراری، هماهنگی نزدیکتری با نهادهای دولتی برقرار شده است.
این فاجعه فشار بیشتری بر خدمات عمومی ونزوئلا وارد کرده است؛ خدماتی که سالهاست با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند.
نهادهای بشردوستانه میگویند با عبور از مرحله امدادرسانی اضطراری و آغاز بازسازی، حمایت پایدار بینالمللی برای احیای نظام درمانی و ساخت دوباره خانهها و زیرساختهای عمومی، ضروری خواهد بود.