واشینگتنپست: ادعای قویتر شدن جمهوری اسلامی پس از جنگ، «بیپایه» است
واشینگتنپست در یادداشتی با استناد به ارزیابی دیوید آلبرایت، کارشناس شناختهشده برنامههای هستهای، نوشت این ادعا که جمهوری اسلامی پس از جنگ با آمریکا قویتر شده، «بیپایه» است.
واشینگتنپست نوشت دموکراتها بارها گفتهاند تصمیم دونالد ترامپ برای جنگ با جمهوری اسلامی نتیجه معکوس داشته و تهران را قویتر کرده است.
این روزنامه در مقابل، به نقل از آلبرایت استدلال کرده که حملات هوایی آمریکا به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی، از جمله مجتمع اصفهان، آسیب قابل توجهی وارد کرده و برنامه هستهای تهران را برای سالها به عقب انداخته است.
این یادداشت در حالی منتشر شده که بحث در واشینگتن درباره نتیجه واقعی جنگ با جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد؛
مخالفان ترامپ میگویند جنگ امنیت آمریکا را افزایش نداده، اما حامیان او آن را ضربهای جدی به توان هستهای جمهوری اسلامی میدانند.
والاستریت ژورنال گزارش داد آمریکا در حال بازبینی آرایش نظامی خود در خاورمیانه است و احتمال انتقال بخشی از پایگاهها و عملیات خود از کشورهای خلیج فارس به اسرائیل را بررسی میکند.
بر اساس این گزارش، تصاویر ماهوارهای نشان میدهد میزان خسارت واردشده به یک پایگاه مهم دریایی آمریکا در بحرین، در حملات جمهوری اسلامی، بسیار گستردهتر از چیزی بوده که واشینگتن بهطور علنی اعلام کرده است.
والاستریت ژورنال نوشت آمریکا در حال بررسی بازسازی پایگاه خود در بحرین و همزمان کاهش حضور نظامی در کویت و عربستان سعودی است؛ اقدامی که میتواند بخشی از پایگاهها و عملیات آمریکا را به سمت غرب منطقه منتقل کند، جایی که از برد مستقیم موشکها و پهپادهای جمهوری اسلامی دورتر باشد.
به نوشته این روزنامه، دو مقام مطلع گفتهاند اسرائیل یکی از گزینههایی است که ممکن است بخشی از این پایگاهها و عملیات به آن منتقل شود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شامگاه پنجشنبه چهارم تیر به وقت محلی، در سخنانی درباره جمهوری اسلامی گفت واشینگتن «ضربهای بسیار سخت» به حکومت ایران وارد کرده و اکنون از «موضع قدرت مطلق» با تهران مذاکره میکند.
او در مراسم شامی با حضور کشاورزان آمریکایی در کاخ سفید سخن میگفت تاکید کرد که ایالات متحده بهزودی با استفاده از داراییهای ایران که تحت تحریمهای آمریکا مسدود شدهاند، از کشاورزان آمریکایی گندم، سویا و ذرت خواهد خرید.
همزمان روبیو که در چارچوب سفر منطقهای خود برای اطمینانبخشی به متحدان خلیج فارس در بحرین حضور داشت، ایده دریافت عوارض از کشتیهای عبوری در تنگه هرمز از سوی تهران را رد کرد و گفت چنین اقدامی میتواند به «آشوب کامل» منجر شود.
در تحولی دیگر، رویترز به نقل از دادههای کشتیرانی گزارش داد، شرکت آرامکوی سعودی روز جمعه بارگیری نفت در پایانه رأس تنوره را پس از وقفهای نزدیک به چهار ماه از سر گرفت. ازسرگیری بارگیری در این پایانه در شرایطی گزارش میشود که بازار نفت و مسیرهای صادراتی خلیج فارس همچنان تحت تأثیر تنشهای منطقهای و نگرانیها درباره امنیت کشتیرانی قرار دارند.
همچنین تایمز اسرائیل در یادداشتی بهشدت انتقادی نسبت به گفتوگوهای تهران و واشینگتن، نوشت که طرح ادعایی برای ایجاد کانال تماس میان سپاه پاسداران و فرماندهان سنتکام در دوحه، به معنای مشروعیتبخشی عملی به سپاه و تضعیف بازدارندگی آمریکا در خاورمیانه است.
از سوی دیگر والاستریت ژورنال به نقل از دو مقام ارشد آمریکایی گزارش داد سپاه پاسداران روز پنجشنبه به یک کشتی باری با پرچم سنگاپور در تنگه هرمز حمله کرده است. بر اساس این گزارش، این حمله ساعاتی پس از آن انجام شد که سپاه به کشتیها هشدار داده بود از مسیرهایی که جمهوری اسلامی تایید نکرده است، استفاده نکنند.
همچنین نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس، سازمان تازهتاسیس جمهوری اسلامی برای تنگه هرمز، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که هرگونه تردد از مسیرهای خارج از چارچوب تعیینشده این نهاد «مشمول تضمین عبور ایمن نبوده و از پوشش بیمه و مسئولیتهای مرتبط برخوردار نخواهد بود.»
این نهاد افزود: «تبعات ناشی از تردد از مسیرهای غیرمجاز، برعهده مالک، بهرهبردار و فرمانده شناور خواهد بود.»
جزییات دیگر رویدادهای مرتبط با ایران در پنجشنبه چهارم تیر را اینجا بخوانید.
تیم فوتبال ترکیه پنجشنبه در لسآنجلس با گل دیرهنگام کان آیهان، تیم آمریکا را با نتیجه ۳ بر ۲شکست داد و نخستین پیروزی خود در این رقابتها را به دست آورد. در حالی که آمریکا پیشتر با صدرنشینی در گروه D صعود خود به مرحله حذفی را قطعی کرده بود، ترکیه از دور رقابتها حذف شد.
آمریکا که با ۹ تغییر نسبت به ترکیب اصلی خود به میدان رفته بود، برای سومین مسابقه پیاپی خیلی زود به گل رسید. آستون تراستی در دقیقه سوم، در میان تشویق تماشاگران ورزشگاه مملو از جمعیت، دروازه ترکیه را باز کرد.
ترکیه با گلهای آردا گولر و باریش ییلماز، که نخستین گلهای این تیم در مسابقات بود، بازی را برگرداند. سپس سباستین برهالتر اندکی پس از آغاز نیمه دوم با یک شوت از راه دور بازی را برای آمریکا به تساوی کشاند.
اما در نهایت این کان آیهان، بازیکن تعویضی ترکیه، بود که در لحظات پایانی با استفاده از فضای خالی در تیر دوم، توپ را وارد دروازه کرد و گل پیروزیبخش تیمش را به ثمر رساند.
استرالیا پنجشنبه با تساوی بدون گل برابر پاراگوئه در سانتا کلارا، کالیفرنیا، صعود خود به مرحله حذفی جام جهانی را قطعی کرد. پاراگوئه که در رده سوم گروه قرار گرفت، باید در انتظار مشخص شدن سرنوشت خود به عنوان یکی از تیمهای سوم برتر بماند.
در دیداری پر از توقف، تکلهای پراشتباه و فرصتهای از دسترفته، استرالیا موقعیتهای خطرناکتری خلق کرد. کریستیان ولپاتو و جکسون ایروین دروازهبان پاراگوئه را وادار به واکنش کردند و جردن باس نیز در دقایق پایانی دو بار تا آستانه گلزنی پیش رفت.
پاراگوئه عملکردی کمفروغ داشت و تنها فرصت جدی این تیم در واپسین دقایق مسابقه رقم خورد، زمانی که ضربه مائوریسیو ماگالائس مهار شد. جولیو انسیسو، هافبک خلاق پاراگوئه، با نفوذهای پیاپی خود تنها بازیکنی بود که توانست برای تیم ملی استرالیا دردسر ایجاد کند.
ایالات متحده پیش از این به عنوان صدرنشین گروه D صعود خود را قطعی کرده بود و استرالیا نیز برای سومین بار در هفتمین حضور خود در جام جهانی به مرحله حذفی راه یافت. پاراگوئه در رده سوم گروه قرار گرفت و ترکیه نیز پیش از این از دور رقابتها حذف شده بود.
مجله فارین اَفِرز نوشت هرچند اسرائیل و آمریکا در جنگ ایران به اهداف اولیه، از جمله سرنگونی حکومت، نرسیدند اما از منظری گستردهتر، درگیریهای منطقهای در سه سال گذشته، در نهایت موقعیت آمریکا و شرکایش را در خاورمیانه تقویت و ایران را بهمراتب ضعیفتر کرده است.
جِیمز جِفری، پژوهشگر ارشد «انستیتو واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک»، که در هفت دولت آمریکا بهعنوان دیپلمات خدمت کرده است، در مقالهای که پنجشنبه چهارم تیر در مجله فارین افرز منتشر شد، نوشت اگرچه جنگ اخیر بهطور بینقص اجرا نشد و آمریکا و اسرائیل نیز به همه اهداف اولیه خود، از جمله سرنگونی حکومت ایران و پایان دادن کامل به تهدید بالقوه هستهای تهران، دست نیافتند، اما ارزیابی گستردهتر از تحولات سه سال گذشته تصویر متفاوتی ارائه میدهد.
جفری در ابتدای این مقاله «منظری گستردهتر برای بررسی جنگ ایران» را شامل ارزیابی این جنگ در چارچوب درگیریهای منطقهای سه سال گذشته میداند؛ درگیریهایی که به گفته او با حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، سپس به جنگ در غزه و لبنان، حملات حوثیها در دریای سرخ، تضعیف نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، سقوط بشار اسد و رویارویی مستقیمتر ایران با آمریکا و اسرائیل گسترش یافت.
از نگاه او، در چنین چارچوبی، نتیجه نهایی جنگ ۴۰ روزه، نه پیروزی حکومت ایران، بلکه تقویت موقعیت واشینگتن و شرکایش در خاورمیانه و تضعیف قابل توجه جمهوری اسلامی است.
او استدلال میکند که شبکه نیروهای نیابتی تهران تا حد زیادی آسیب دیده، بشار اسد بهعنوان یکی از متحدان کلیدی تهران از قدرت کنار رفته، جمهوری اسلامی در جریان جنگ از سوی متحدان ظاهری خود در پکن و مسکو چندان حمایت نشده، و بخش مهمی از توان نظامی، دفاعی و هستهای آنها هدف ضربات سنگین قرار گرفته است.
جفری افزود تنها دستاورد مهم تهران در این مرحله، توانایی بستن تنگه هرمز و وارد کردن آسیب اقتصادی جهانی بود، اما این اقدام به خود حکومت نیز لطمه زد و با یافتن مسیرها و منابع جایگزین از سوی دیگر کشورها، اثر آن بهمرور کاهش خواهد یافت.
او همچنین نوشت یادداشت تفاهم برای پایان جنگ، با وجود ابهام در محدودیتهای هستهای، میتواند مسیر گفتوگوهای مستقیم واشینگتن و تهران را باز کند و به آمریکا امکان دهد با تکیه بر تحریمها و تهدید نظامی، برای محدود کردن بلندمدت غنیسازی، تهران را تحت فشار بگذارد.
تصویر بزرگتر
جفری در این مقاله بلند تاکید دارد که کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی را نباید جدا از بستر گستردهتر آن دید. به نوشته او، وزارت خارجه آمریکا نیز در توجیه حقوقی عملیات «خشم حماسی» آن را تازهترین مرحله از یک درگیری مسلحانه جاری با ایران توصیف کرده است.
از نگاه این محقق، اگر تحولاتی که با حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل آغاز شد، بهعنوان بخشهایی از یک کارزار ممتد دیده شوند، دور تازه نبرد با ایران تقریبا اجتنابناپذیر بود. جفری نوشت پس از بمباران فردو و دیگر سایتهای هستهای در جنگ ۱۲ روزه، دولت ترامپ حملات بیشتر اسرائیل را متوقف کرد تا راه را برای توافقی جامع با تهران باز کند، اما مذاکرات بعدی به این جمعبندی رسید که ایران، با وجود برخی امتیازهای محدود، حاضر نیست از جاهطلبیهای هستهای و منطقهای خود عقبنشینی کند.
به نوشته جفری، اقدامات بعدی تهران، از جمله استقرار موشکهای بالستیک دوربرد و سرکوب خیزش سراسری، این برداشت را تقویت کرد که جمهوری اسلامی تغییری نکرده است. او استدلال میکند که مشکل حمله نهم اسفند زمانبندی آن نبود، بلکه تصور بیش از حد بلندپروازانه دولت ترامپ از امکان دستیابی به پیروزی کامل و آمادگی ناکافی در برابر واکنشهایی مانند بستن تنگه هرمز بود.
حرکت رو به جلو
جفری در بخش دیگری از این مقاله تحلیلی نوشت با وجود تردیدهای جدی درباره اهداف جنگ و میزان آمادگی آمریکا و اسرائیل، این دو از نهم اسفند به بعد خسارات قابل توجهی به ایران وارد کردهاند.
به نوشته او، شبکه نیروهای نیابتی تهران که طی سه سال گذشته تضعیف شده بود، در این مرحله عملا فروپاشید؛ بقایای حماس آتشبس غزه را حفظ کردند، شبهنظامیان عراقی و حوثیها برخلاف سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ عمدتا وارد دور تازه درگیری نشدند، و حزبالله که تنها نیروی نیابتی فعال در این مرحله بود، از اسرائیل شکست خورد. او همچنین اشاره کرد لبنان برای نخستین بار در بیش از چهار دهه وارد مذاکرات مستقیم با اسرائیل درباره خلع سلاح حزبالله شد.
جفری افزود جنگ بخش بزرگی از توان نظامی باقیمانده حکومت ایران، بهویژه شبکه پدافند هوایی آن را نابود کرد. آمریکا بیش از هزار و ۵۰۰ هدف پدافندی و هزار و ۲۵۰ مرکز نگهداری پهپاد و موشک بالستیک ایران را هدف قرار داد و بیشتر حملات متقابل موشکی و پهپادی تهران از سوی آمریکا، اسرائیل و شرکای عرب خلیج فارس رهگیری شد.
این دیپلمات پیشین، بستن تنگه هرمز را تنها موفقیت مهم جمهوری اسلامی در این مرحله دانست، اما نوشت اثر آن کمتر از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ بود و کشورها و شرکتها بهسرعت مسیرهای جایگزین یافتند. به باور او، افزایش تولید نفت آمریکا، استفاده عربستان از خط لوله جایگزین و تلاش امارات برای توسعه مسیرهای زمینی، باعث میشود توان جمهوری اسلامی برای استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار، بهمرور کاهش یابد.
معامله واقعی
جفری در بخش پایانی این مقاله آزمون اصلی برای سنجش میزان آسیبدیدن جمهوری اسلامی از این کارزار را سرنوشت برنامه هستهای تهران خواند. به گفته او، یادداشت تفاهم، تهران را فقط به گفتوگو درباره برنامه هستهای متعهد میکند و جز رقیق کردن ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، الزام مشخص دیگری بر آنها تحمیل نمیکند. او تاکید کرد آمریکا، برای مهار واقعی برنامه هستهای ایران، باید مطمئن شود این ذخایر از میان میروند و تهران در آینده نیز قادر به ادامه غنیسازی نخواهد بود.
او در پاسخ به منتقدانی که میگویند آمریکا امروز در موقعیتی بهتر از زمان برجام نیست، استدلال کرد توافق سال ۲۰۱۵ تنها بهطور موقت برنامه هستهای جمهوری اسلامی را محدود میکرد و در عوض تحریمها و ابزارهای فشار را کاهش میداد.
به نوشته جفری، محدودیتهای برجام اگر همچنان برقرار میماند، از همین سال بهتدریج برداشته میشد و ایران ظرف چند سال میتوانست با سرعت بیشتری به غنیسازی نامحدود نزدیک شود. از نگاه او، خروج ترامپ از برجام، بازگشت تحریمهای سنگین و تخریب بخش مهمی از زیرساخت هستهای ایران در جنگ ۱۲ روزه، اکنون اهرمهای بیشتری در اختیار واشینگتن قرار داده است.
نویسنده در بخش پایانی مقاله تاکید میکند جنگ ایران باعث اختلافهایی میان آمریکا و متحدانش، از جمله کشورهای خلیج فارس، شد. موضوع اصلی این اختلاف نیز استفاده آمریکا از پایگاههای نظامی در این کشورها، اسکورت کشتیهای حامل نفت در دوران بسته ماندن تنگه هرمز، حملات اسرائیل به لبنان، و دخیل نشدنشان در فرآیندهای مشورتی و تصمیمگیری بود. با این حال، نویسنده معتقد است این اختلافها به گسست جدی در ائتلاف میان آمریکا و متحدان منطقهای منجر نخواهد شد، زیرا اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و اروپا همچنان برای مقابله با تهدیدهای باقیمانده از سوی تهران به واشینگتن نیاز دارند، هرچند آمریکا باید شیوه همکاری خود با شرکای منطقهای را اصلاح کند.
نتیجهگیری اصلی جفری این است که عملیات نظامی اخیر، با وجود نقصها، کمبود منابع و خوشبینی بیش از حد درباره امکان دستیابی به «پیروزی کامل»، شکست راهبردی آمریکا نبود. او نوشت آمریکا در سه سال گذشته به مجموعهای از دستاوردها رسیده که بخش زیادی از موفقیتهای منطقهای تهران در دو دهه گذشته را معکوس کرده است.
به باور او، اگر دولت آمریکا بتواند تنگه هرمز را باز نگه دارد و غنیسازی بلندمدت ایران را محدود کند، سیاست مهار جمهوری اسلامی، نه سرنگونی آن، یک پیروزی محسوب میشود. از نگاه جفری، وظیفه کنونی واشینگتن تلاش برای پیروزی نهایی و دستنیافتنی نیست، بلکه تثبیت دستاوردهای بهدستآمده و اطمینان از این است که ایران ضعیفتر از زمان آغاز درگیریها در سال ۲۰۲۳ باقی بماند.