بلومبرگ: جنگ ایران شریان مالی میلیونها خانواده در آسیا و آفریقا را تهدید میکند
بلومبرگ در گزارشی نوشت جنگ ایران شریان میلیاردها دلار حواله ارزی از کشورهای خلیج فارس را تهدید میکند؛ حوالههایی که میلیونها کارگر مهاجر برای خانوادههایشان میفرستند و با کاهش آن خانوادههای بسیاری در کشورهای فقیر و در حال توسعه تحت فشار فزاینده مالی قرار میگیرند.
این رسانه دوشنبه یکم تیر در گزارشی نوشت، جنگ ایران توجهها را به یکی از بزرگترین مسیرهای مهاجرت کاری جهان جلب کرده است؛ مسیری که میلیونها کارگر خارجی را به کشورهای خلیج فارس میرساند و میلیاردها دلار از درآمد آنان را به خانوادههایشان در کشورهای مبداء منتقل میکند. بلومبرگ نوشت ادامه درگیری هم این جریان مالی را تهدید میکند و هم الگوی اقتصادی خلیج فارس را که به نیروی کار مهاجر وابسته است، به آزمون میگذارد.
بر اساس گزارش بلومبرگ، کارگران مهاجر در شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس تنها در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۲۴ میلیارد دلار به کشورهای خود فرستادند؛ پولی که خانوادههایی را در آسیا، خاورمیانه گستردهتر و آفریقا حمایت میکند.
این گزارش تاکید میکند که هرچند تقریبا همه حملات موشکی و پهپادی ایران رهگیری شد، اما جنگ سبب اختلال جدی در جریان سفر و گردشگری در کشورهای حاشیه خلیج فارس شد، صادرات از مسیر تنگه هرمز را تحت فشار قرار داد، هزینه واردات را بالا برد و زنجیرههای تامین را دچار تنش کرد.
بلومبرگ نوشت این وضعیت نگرانی کارگران مهاجری را تشدید کرده است که درآمد خانوادههایشان در کشورهای مبداء به ادامه کار آنها در خلیج فارس و جریان عادی انتقال پول به کشورهایشان وابسته است. دادههای اولیه نشان میدهد در مرحله نخست جنگ، بخشی از کارگران مهاجر برای انتقال سریعتر پول به کشورهای خود اقدام کردند.
وسترن یونیون، شرکت آمریکایی خدمات مالی و یکی از بزرگترین شبکههای انتقال پول در جهان، از شتاب گرفتن حوالههای خروجی از خاورمیانه در اوایل درگیریها در ماه اسفند خبر داد. به نوشته بلومبرگ، این افزایش اولیه در همه کشورها مشاهده نشد. در هند، که حدود یکپنجم حوالههای ورودی آن از امارات متحده عربی ارسال میشود، پول ارسالی کارگرانِ خارج از کشور در سهماهه منتهی به مارس (همزمان با آغاز جنگ ایران) بیش از ۲۸ درصد افزایش یافت. بنگلادش و سریلانکا نیز از افزایش حوالههای ارسالی مهاجران خبر دادند.
اما در فیلیپین، روند متفاوت بود و رشد حوالهها در ماه آوریل (نیمه فروردین تا نیمه اردیبهشت) به کندترین سطح خود در نزدیک به چهار سال گذشته رسید. این موضوع برای کشوری که حوالههای ارسال از خلیج فارس حدود ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلیاش را تشکیل میدهد، نگرانکننده بود..
دادههای بانک مرکزی کنیا نیز نشان میدهد حوالههای خصوصی از کشورهای خلیج فارس، پس از افزایش اولیه در ماه مارس، در آوریل ۱۸ درصد کاهش یافت.
کارشناسانی که بلومبرگ با آنها گفتوگو کرده است، هشدار دادهاندکه نشانههای روشنی از فشار مالی بر کارگران مهاجر در کشورهای حاشیه خلیج فارس و خانوادههای آنها در کشور مبداء دیده میشود. به گفته آنها برای نخستین بار از زمان همهگیری کرونا در سال ۲۰۲۰، برآورد میشود حدود ۴۰ درصد فرستندگان حواله از ذخایر اضطراری خود برداشت کردهاند و در صورت ادامه درگیریها در منطقه، این ذخایر تا سهماهه سوم ۲۰۲۶ تمام شود، میتواند به سقوط شدید حجم کل حوالهها منجر شود.
وابستگی کشورهای خلیج فارس به نیروی کار خارجی به بیش از نیم قرن پیش بازمیگردد؛ زمانی که افزایش درآمدهای نفتی، دولتهای منطقه را به سرمایهگذاری گسترده در زیرساختها سوق داد و کمبود نیروی کار داخلی، تقاضا برای کارگران مهاجر را بالا برد.
کارگران خارجی بخش بزرگی از زیرساختهای مدرن خلیج فارس را ساختهاند و همچنان در چند کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس اکثریت نیروی کار بخش خصوصی را تشکیل میدهند. با این حال، بیشتر کشورهای منطقه مسیرهای محدودی برای اقامت دائم یا شهروندی ارائه میکنند و بسیاری از کارگران کمدرآمد، در صورت از دست دادن شغل، دسترسی اندکی به حمایت بیکاری یا مزایای رفاهی دارند.
اقتصاددانان هشدار میدهند هرگونه کاهش پایدار در حوالههای ارزی پیامدهایی فراتر از کشورهای خلیج فارس خواهد داشت. این پولها برای بسیاری از کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط از مصرف خانوارها حمایت میکند، به ثبات نرخ ارز کمک میکند، بخشی از واردات را تامین مالی میکند و فشار تامین مالی خارجی را کاهش میدهد.
به گفته آنها، کاهش حوالهها یا هرگونه ریسک مرتبط با آن، بهسرعت به دشواری اقتصادی و اجتماعی تبدیل میشود؛ بهویژه در کشورهایی که کوچکتر، فقیرتر و شکنندهترند و حوالهها برای آنها نقش شریان مالی حیاتی دارد.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.