ادامه بحران در صنعت فرش دستباف؛ تنها ۲۸ درصد بافندگان چهارمحال و بختیاری فعال هستند
مازیار کبیری چالشتری، رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان فرش دستباف اتاق بازرگانی چهارمحال و بختیاری، اعلام کرد از مجموع ۳۵ هزار بافنده ثبتشده فرش در این استان، تنها ۱۰ هزار نفر هنوز به فعالیت خود ادامه میدهند.
کبیری دوشنبه اول تیر در گفتوگو با ایلنا خبر داد از ۱۰ هزار بافنده فعال در چهارمحال و بختیاری، تنها ۴۴۰۰ نفر از بیمه برخوردارند.
او درباره دلایل افت قابل توجه تولید فرش دستباف اضافه کرد: «رکود بازارهای صادراتی، تحریمها و مشکلات نقل و انتقال مالی، سهم ایران را از بازار جهانی کاهش داده و رقبای خارجی جایگزین شدهاند.»
۲۱ خرداد، پایگاه خبری دیدهبان ایران گزارش داد فرش دستباف ایران که سالها بدون نیاز به تبلیغات گسترده در بازارهای جهانی اعتبار داشت، امروز با چالشهای متعددی روبهرو شده و بخشی از جایگاه سنتی خود را از دست داده است.
بر اساس این گزارش، کشورهایی مانند هند و پاکستان بهدلیل بهرهگیری از نیروی کار ارزانتر و سهولت دسترسی به بازارهای جهانی، حضور پررنگتری در بازار فرش پیدا کردهاند و با «کپی نقشههای اصیل ایرانی»، محصولات مشابه را با قیمت پایینتر عرضه میکنند.
دلایل افت کیفیت محصولات
کبیری در ادامه مصاحبه خود با اشاره به افت کیفیت تولیدات چهارمحال و بختیاری گفت اکثر بافندگان این استان را زنان خانهدار تشکیل میدهند که در کنار فعالیتهای اصلی خود، به این شغل مشغول هستند.
رییس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان فرش دستباف اتاق بازرگانی چهارمحال و بختیاری افزود: «این افراد بهدلیل هزینههای بالا، معمولا مواد اولیه مرغوب تهیه نمیکنند و ترجیح میدهند فرشهای کوچکپارچه را سریعتر ببافند تا به فروش برسانند.»
او رکود بازار و کاهش صادرات، نابهسامانیهای اقتصادی و رشد هزینهها، مشکل بیمه تامین اجتماعی، عدم تمایل نسل جوان به فعالیت در این حرفه، کمبود مواد اولیه و سرمایه در گردش، مشکلات زیرساختی و کمبود آموزشهای بهروز را از مهمترین چالشهای قالیبافان عنوان کرد.
پیشتر در سال ۱۴۰۳، مرتضی حاجیآقامیری، رییس کمیسیون فرش اتاق ایران، هشدار داده بود: «فرشهای افغانستانی با کیفیت و قیمت پایینتر به ایران قاچاق شده و به بازار و تولید داخل ضربه میزنند و در برخی موارد به نام فرش ایرانی به فروش میرسند.»
از دست رفتن جایگاه فرش دستباف ایران
ایران زمانی قطب صادرات فرش دستباف به شمار میرفت و از شهرتی جهانی در این زمینه برخوردار بود.
با این حال، در سالهای اخیر این هنر-صنعت با بحرانی گسترده مواجه شده؛ وضعیت بغرنجی که بازتاب آن از مرزهای ایران فراتر رفته و توجه رسانههای بینالمللی را نیز به خود جلب کرده است.
روزنامه فایننشالتایمز دیماه ۱۴۰۴ گزارش داد صنعت فرش دستباف ایران با سقوطی بیسابقه روبهرو شده و صادرات آن بهدلیل تحریمهای آمریکا و مقررات ارزی جمهوری اسلامی به پایینترین سطح خود رسیده است.
بر پایه این گزارش، فرشهای ایرانی که به ظرافت هنری و مهارت بافندگانشان شهرت دارند و سابقه تولید آنها به هزاران سال میرسد، امروز بسیار کمتر از دهههای گذشته تولید میشوند و ایران بخش بزرگی از جایگاه پیشین خود را در بازار جهانی فرش از دست داده است.
طبق آماری که مقامهای صنفی در سال ۱۴۰۳ اعلام کردند تعداد بافندگان کشور از دو میلیون نفر به کمتر از یک میلیون نفر کاهش یافته است.
هرچند در دهه ۷۰ ظرفیت تولید فرش دستباف کشور حدود شش میلیون متر مربع در سال بود، این رقم در سال ۱۴۰۳ به کمتر از دو میلیون متر مربع سقوط کرد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.