نتانیاهو: ارتش با دستور من، ۱۵۰ هدف متعلق به حزبالله را هدف قرار داد


بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در شبکه ایکس نوشت: «با دستور من، ارتش اسرائیل ۱۵۰ هدف متعلق به حزبالله در لبنان را هدف قرار داد و دهها نیروی مسلح این گروه را از بین برد.»پیشتر افی دفرین، سخنگوی ارتش اسرائیل در کنفرانس خبری اعلام کرده بود: «از شب گذشته تاکنون به بیش از ۱۰۰ هدف حزبالله حمله کردهایم و این حملات را تا هر زمان که لازم باشد ادامه خواهیم داد.»






اکنون که با امضای یادداشتتفاهم بار دیگر بحث احتمال یک توافق بزرگ میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده مطرح شده، بسیاری از تحلیلگران همچنان بر این باورند که لغو تحریمها میتواند همانند یک شوک مثبت، اقتصاد ایران را احیا کند. این نگاه اما بیش از حد سادهانگارانه است.
مساله امروز جمهوری اسلامی صرفا تحریم نیست. اقتصاد نفتی ایران اکنون با مجموعهای از مشکلات ساختاری، فنی، مالی و ژئوپلیتیکی مواجه است که حتی در صورت دستیابی به یک توافق سیاسی با واشینگتن نیز به سرعت قابل حل نخواهند بود.
واقعیت این است که اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی در وضعیتی قرار گرفته که مشکل اصلی آن دیگر فروش نفت نیست؛ بلکه توانایی تولید پایدار، جذب سرمایه، دسترسی به فناوری و بازگشت به زنجیره مالی جهانی است.
فرسودگی زیرساختها؛ زخمی که طی دههها انباشته شد
بخش بزرگی از زیرساختهای نفت و گاز ایران به نیمه دوم عمر عملیاتی خود رسیدهاند. سالها کمبود سرمایهگذاری، محدودیت دسترسی به فناوریهای روز و خروج شرکتهای بزرگ بینالمللی از ایران موجب شده است بسیاری از میادین با مشکلات پیچیده فنی روبهرو شوند.
موضوع تنها افت طبیعی تولید نیست. بسیاری از متخصصان باسابقه صنعت نفت ایران طی سالهای اخیر نسبت به مشکلات سازندی، افت فشار، رسوبگذاری، آسیب به چاهها و دشواری بازگرداندن آنها به تولید پایدار هشدار دادهاند.
به گفته شماری از مدیران سابق صنعت نفت، از جمله افرادی که سالها در بالاترین سطوح اجرایی این صنعت فعالیت کردهاند، بخش مهمی از تلاش مدیران فعلی معطوف به یافتن راهحل برای مشکلات فنی چاهها و میادینی است که رفع آنها مستلزم تجهیزات، دانش فنی و فناوریهایی است که امروز در داخل کشور به سادگی در دسترس نیست.
این وضعیت در میدان گازی پارس جنوبی اهمیت دوچندان پیدا میکند. پارس جنوبی ستون فقرات امنیت انرژی ایران است و افت فشار طبیعی این میدان از سالها پیش آغاز شده است. جبران این افت فشار نیازمند پروژههای چند ده میلیارد دلاری، تجهیزات پیشرفته فراساحلی و مشارکت شرکتهایی است که عمدتا در غرب مستقر هستند.
حتی اگر امروز موانع سیاسی برداشته شود، فرآیند مطالعه، طراحی، تامین تجهیزات و اجرای چنین پروژههایی سالها زمان خواهد برد؛ زمانی که اقتصاد گرفتار تورم، کسری بودجه و کمبود سرمایه ایران به سختی در اختیار دارد.
جهان دیگر منتظر نفت ایران نیست
اشتباه بزرگ بسیاری از تحلیلها آن است که بازار انرژی امروز را با بازار انرژی یک دهه پیش مقایسه میکنند.
در دوران پیش از تحریمها، بخش قابل توجهی از بازار جهانی به نفت ایران وابسته بود. اما در سال ۲۰۲۶ شرایط کاملا متفاوت است.
ایالات متحده به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان انرژی جهان تبدیل شده است. کانادا، برزیل و گویان ظرفیت تولید خود را افزایش دادهاند. قطر و آمریکا بازار جهانی گاز طبیعی مایع را متحول کردهاند و مصرفکنندگان بزرگ نیز طی سالهای گذشته زنجیره تامین خود را بازطراحی کردهاند.
بازگشت به بازار جهانی بسیار دشوارتر از حفظ سهم بازار است. مشتریانی که طی سالهای تحریم جایگزین پیدا کردهاند، صرفا بهدلیل رفع تحریمها به سرعت به بازار ایران بازنخواهند گشت.
سایه سنگین نظام بانکی و FATF
حتی اگر فرض کنیم دولت آمریکا مجوز بازگشت شرکتهای نفتی به ایران را صادر کند، مانع بزرگتری همچنان پابرجاست: نظام بانکی بینالمللی.
تجربه برجام در سال ۲۰۱۵ نشان داد که توافق سیاسی الزاما به معنای بازگشت سرمایه نیست. با وجود حمایت رسمی دولتهای غربی از همکاری اقتصادی با ایران، بسیاری از بانکهای بزرگ حاضر به پذیرش ریسک فعالیت در ایران نشدند.
عدم پیوستن به استانداردهای FATF، نبود شفافیت مالی کافی، نگرانی از پولشویی و نقش گسترده نهادهای نظامی در اقتصاد، همچنان از مهمترین موانع ورود سرمایه خارجی محسوب میشوند.
اگر در سال ۲۰۱۵ ایران عمدتا به عنوان حامی گروههای نیابتی شناخته میشد، در سال ۲۰۲۶ فضای بینالمللی نسبت به تهران به مراتب سختتر و پرهزینهتر شده است. برای بسیاری از مؤسسات مالی جهانی، ریسک اعتباری و reputational risk همکاری با ایران همچنان بسیار بالا خواهد بود.
روسیه؛ شریکی که هرگز نفت ایران را احیا نمیکند
در غیاب شرکتهای غربی، نگاه تهران بارها به سمت روسیه معطوف شده است. با این حال تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد که مسکو هیچگاه حاضر نبوده نفت ایران را به یک رقیب قدرتمند در بازار جهانی تبدیل کند.
حتی شرکتهایی مانند لوکاویل که از توان فنی قابل قبولی برخوردارند، در مقاطع مختلف پروژههای مرتبط با ایران را متوقف کرده یا از آنها فاصله گرفتهاند.
واقعیت آن است که منافع راهبردی روسیه الزاما با احیای کامل صنعت نفت ایران همسو نیست. مسکو ترجیح میدهد موقعیت خود را در بازار جهانی انرژی حفظ و از ظهور یک رقیب جدید جلوگیری کند.
کشورهای منطقه؛ بازیگری که کمتر دیده میشود
در کنار جمهوری اسلامی، جامعه معترض ایران و اسرائیل، بازیگر چهارمی نیز در این معادله حضور دارد که اهمیت آن روزبهروز بیشتر میشود: کشورهای حوزه خلیج فارس.
این کشورها اکنون در حال اجرای بزرگترین پروژههای سرمایهگذاری تاریخ خود هستند. توسعه زیرساختها، فناوری، هوش مصنوعی، لجستیک و گردشگری به ستون اصلی راهبرد اقتصادی آنها تبدیل شده است.
از نگاه این کشورها، مهمترین مساله نه اختلافات ایدئولوژیک بلکه ثبات بلندمدت اقتصادی است.
بر اساس ارزیابیهایی که در برخی سیستمهای معاملاتی و مدلهای سنجش ریسک مورد استفاده در بازارهای مالی بینالمللی مشاهده میشود، ریسک سرمایهگذاری در منطقه نسبت به سالهای گذشته افزایش چشمگیری پیدا کرده و در برخی سناریوها به سطوحی رسیده که برای سرمایهگذاران جهانی نگرانکننده است.
افزایش هزینه بیمه، رشد هزینه تامین مالی و فرار سرمایه از پروژههای بلندمدت، مستقیما با اهداف توسعهای کشورهای منطقه در تضاد قرار دارد.
به همین دلیل بسیاری از پایتختهای خلیج فارس به این جمعبندی رسیدهاند که هرگونه توافق محدود میان تهران و واشینگتن، بدون حل ریشهای عوامل بیثباتکننده منطقه، نمیتواند امنیت مورد نیاز برای سرمایهگذاریهای چند ده میلیارد دلاری را فراهم کند.
نتیجهگیری
اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی صرفا با مشکل تحریم روبهرو نیست. فرسودگی زیرساختها، افت فشار میادین، محدودیت فناوری، انزوای بانکی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران و تغییر ساختار بازار جهانی انرژی مجموعهای از موانع را ایجاد کردهاند که با یک توافق سیاسی از میان نخواهند رفت.
حتی اگر فردا توافقی میان تهران و واشینگتن امضا شود، بازسازی ظرفیتهای از دست رفته صنعت نفت و گاز ایران نیازمند سالها زمان، دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری و بازگشت اعتماد از دست رفته بازارهای جهانی خواهد بود.
به همین دلیل، توافق احتمالی با آمریکا شاید بتواند بخشی از فشارهای کوتاهمدت را کاهش دهد، اما بعید است بتواند روند فرسایشی و بلندمدتی را که اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی با آن روبهرو است متوقف کند.
باشگاه لخ پوزنان، قهرمان فصل گذشته لیگ لهستان، به طور رسمی از جذب اللهیار صیادمنش خبر داد. این مهاجم ۲۴ ساله ایرانی با قراردادی چهار ساله تا تابستان ۲۰۲۹ به جمع زرد و آبیها پیوست و از فصل آینده در کنار علی قلیزاده برای مدافع عنوان قهرمانی به میدان خواهد رفت.
مدیر ورزشی لخ پوزنان با اشاره به توانایی صیادمنش برای بازی در چند پست هجومی، او را بازیکنی باتجربه با سابقه حضور در فوتبال ترکیه و بلژیک دانست. رسانههای لهستانی نیز گزارش دادهاند که این انتقال بدون پرداخت مبلغ رضایتنامه انجام شده اما هزینه پاداش امضا و کمیسیون مدیربرنامهها حدود یک و نیم میلیون یورو خواهد بود.
صیادمنش فصل گذشته در ترکیب وسترلو بلژیک در ۳۱ مسابقه ۷ گل و ۵ پاس گل به ثبت رساند. او پس از امضای قراردادش اعلام کرد که با توصیه و توضیحات علی قلیزاده و همچنین به دلیل جذابیت پروژه ورزشی لخ پوزنان، این تیم را برای ادامه دوران حرفهای خود انتخاب کرده است.
صیادمنش پس از عملکرد مطلوبش در وسترلو در لیست نهایی تیم ملی ایران در جام جهانی قرار نگرفت.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرد که نشست برنامهریزیشده جمعه ۲۹ خرداد در سوئیس به زمان دیگری موکول شده است.
بقائی افزود که رایزنیها از طریق میانجیها ادامه دارد و در صورت فراهم شدن شرایط، زمان آغاز مذاکرات اعلام خواهد شد.
او گفت: «طبق متن یادداشت تفاهم، آغاز مذاکرات برای توافق نهایی منوط به شروع اجرای مفاد بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ یادداشت تفاهم و تداوم اجرای آنها است.»
بقائی تاکید کرد: «با امضای دیجیتالی یادداشت تفاهم در بامداد ۲۸ خرداد، برگزاری نشست سوئیس فوریت ندارد.»
بانک مرکزی جمهوری اسلامی اعلام کرد که اختلال در خدمات بانکهای ملی، صادرات، تجارت و توسعه صادرات در پی حمله سایبری به زیرساختهای ارتباطی این بانکها رخ داده است و خدمات پایه مبتنی بر کارت با استفاده از روشهای جایگزین دوباره در دسترس مشتریان قرار گرفته است.
بر اساس گزارش بانک مرکزی جمهوری اسلامی، هیچ آسیبی به اطلاعات مشتریان وارد نشده و سامانههای شتاب و شاپرک بدون اختلال فعال هستند.
این نهاد گزارشها درباره ایجاد اختلال در سامانههای بانکی برای کنترل بازار ارز و طلا را رد کرد.
مهدی محمدنبی، نایب رییس فدراسیون فوتبال، درباره آخرین وضعیت تیم ملی ایران پیش از دیدار با بلژیک گفت: «پس از تساوی هر چهار تیم گروه، شرایط جدول از نو آغاز شده و همه تیمها شانس برابری برای صعود دارند.»
او با اشاره به برنامههای تیم ملی پس از بازگشت از آمریکا به مکزیک گفت: «بازیکنان پس از رسیدن به تیخوانا استراحت کردند و یک جلسه ریکاوری نیز پشت سر گذاشتند. تمرین امروز تیم ملی در زمین اصلی کمپ تیخوانا برگزار خواهد شد.»
محمد نبی درباره مشکلات ویزای اعضای تیم ملی نیز توضیح داد: «بازیکنان و کادر فنی هیچ مشکلی از نظر ویزا ندارند. تنها ویزای مهدی ترابی به صورت یکبار ورود صادر شده بود که این مشکل روز گذشته برطرف شد. درخواست کردهایم تیم ملی دو روز زودتر در محل برگزاری مسابقه حاضر شود و در حال رایزنی برای دریافت مجوزهای لازم هستیم. در غیر این صورت، مانند دیدار نخست یک روز پیش از مسابقه راهی آمریکا خواهیم شد و پس از پایان بازی دوباره به مکزیک بازمیگردیم.»
نایب رییس فدراسیون فوتبال همچنین درباره وضعیت مصدومان تیم ملی گفت: «بازیکنان در حال سپری کردن برنامههای ریکاوری هستند و در حال حاضر مورد مصدومیت جدیدی وجود ندارد. مهدی ترابی به تمرینات گروهی بازگشته و روزبه چشمی نیز دوران نقاهت خود را پشت سر میگذارد.»