اورشلیمپست در سرمقاله خود نوشت که تفاهم اخیر میان واشینگتن و تهران، برخلاف ادعای دولت دونالد ترامپ، میتواند به تقویت جمهوری اسلامی بینجامد و به این حکومت فرصت دهد تا پس از هفتهها حملات نظامی و فشار اقتصادی، توان خود را بازسازی کند. به نوشته این روزنامه، بسیاری از مخالفان حکومت ایران نیز با ناباوری به این توافق نگاه میکنند و آن را عاملی برای افزایش «فضای تنفس» جمهوری اسلامی میدانند.
در این سرمقاله به اظهارات جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، اشاره شده که در دفاع از یادداشت تفاهم، از منتقدان اسرائیلی پرسیده بود «پیشنهاد دقیق شما چیست؟» اورشلیمپست در پاسخ مینویسد اسرائیلیها طی دههها شاهد گسترش شبکه نیروهای نیابتی [حکومت] ایران در لبنان، سوریه، عراق، یمن و غزه بودهاند و تجربه توافقهای پیشین و لغو تحریمها، دلیل نگرانی آنها از پیامدهای این توافق است.
این روزنامه همچنین به نقل از یکی از ساکنان تهران نوشت که فضای عمومی در ایران سرشار از ناامیدی و احساس خیانت است و هر اظهارنظر تازه مقامهای آمریکایی درباره توافق، این احساس را تشدید میکند. به نوشته اورشلیمپست، نگرانی اصلی منتقدان این نیست که [حکومت] ایران بلافاصله خطرناکتر شود، بلکه این است که توافق دو ابزار حیاتی، یعنی زمان و پول، را در اختیار جمهوری اسلامی قرار میدهد.
به باور نویسنده، زمان به حکومت ایران امکان میدهد نفس تازه کند، ساختارهای خود را بازسازی و موقعیتش را تثبیت کند و منابع مالی نیز به ادامه حمایت از گروههای نیابتی، بهویژه حزبالله لبنان، کمک خواهد کرد. در همین زمینه، تام کاتن، سناتور جمهوریخواه آمریکا، هشدار داده است که لغو تحریمهای صادرات نفت ایران میتواند روزانه تا ۲۰۰ میلیون دلار درآمد در اختیار تهران قرار دهد؛ پولی که به اعتقاد او صرف خدمات عمومی نخواهد شد، بلکه به تقویت نهادهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی اختصاص مییابد.
اورشلیمپست در ادامه مینویسد دونالد ترامپ با سیاست «فشار حداکثری» توانسته بود اقتصاد ایران را به شدت تضعیف کند و حتی برخی مقامهای امنیتی اسرائیل از احتمال فروپاشی اقتصادی جمهوری اسلامی سخن گفته بودند، اما توافق جدید این روند را متوقف کرده است. به نوشته این روزنامه، نگرانی از پیامدهای اقتصادی جنگ، از جمله افزایش قیمت سوخت و فشارهای سیاسی داخلی در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا، از عوامل اصلی گرایش دولت ترامپ به توافق بوده است.
سرمقاله در پایان هشدار میدهد که تجربه گذشته نشان داده است محاسبات کوتاهمدت اقتصادی در قبال جمهوری اسلامی، اغلب به چالشهای راهبردی بلندمدت منجر میشود. به باور نویسنده، جمهوری اسلامی اکنون در آستانه دستیابی به همان چیزی قرار دارد که بیش از هر چیز به آن نیاز دارد؛ زمان بیشتر، منابع مالی بیشتر و فرصتی تازه برای دوام آوردن در برابر مخالفان خود.