مجلس نمایندگان آمریکا قطعنامه محدودسازی اختیارات جنگی ترامپ درباره ایران را تصویب کرد
مجلس نمایندگان آمریکا چهارشنبه با ۲۱۵ رای موافق و ۲۰۸ رای مخالف قطعنامه مربوط به اختیارات جنگی ترامپ را که هدف آن توقف جنگ با جمهوری اسلامی و مشروط کردن درگیریها به مجوز کنگره است، تصویب کرد. چهار جمهوریخواه نیز به این قطعنامه پیشنهادی دموکراتها رای مثبت دادند.
این رایگیری تا حد زیادی جنبه نمادین دارد. هر قطعنامهای برای اجرایی شدن باید در سنا نیز تصویب شود و برای غلبه بر وتوی ترامپ، به اکثریت دوسوم در هر دو مجلس نیاز دارد.
با این حال، این اقدام پس از آن صورت گرفت که سه قطعنامه پیشین درباره اختیارات جنگی در مجلس نمایندگان با اختلاف آرای رو به کاهش ناکام مانده بودند. سنا نیز ماه گذشته در یک رایگیری رویهای، قطعنامهای جداگانه اما مشابه را پیش برد که قبل از آن هفت بار رد شده بود.
بنیامین نتانیاهو، نخستوریر اسرائیل، گفت جمهوری اسلامی بهشدت تضعیف شده و باید به مردم ایران برای سرنگونی آن کمک کرد. او همچنین گفت اسرائیل و آمریکا در جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای اهداف مشترکی دارند و شکافهای داخلی حکومت ایران در حال گسترش است.
نتانیاهو چهارشنبه ۱۳ خرداد در گفتوگویی مفصل با سارا آیزن، مجری و خبرنگار شبکه «سیانبیسی»، گفت به باور او جمهوری اسلامی بهشدت تضعیف شده و شکافهای داخلی در ساختار قدرت آن رو به گسترش است.
او اظهار داشت: «در واقع، همین حالا در ایران شکافهای عظیمی وجود دارد اما نمیتوان پیشبینی کرد سقوط حکومت چه زمانی اتفاق خواهد افتاد.»
نخستوزیر اسرائیل با اشاره به فروپاشی حکومتهای کمونیستی در اروپای شرقی و سقوط دیوار برلین گفت سقوط حکومتها معمولا زمانی رخ میدهد که کمتر کسی انتظار آن را دارد.
او افزود: «من باور دارم که در نهایت این شکافها گسترش پیدا میکنند و رژیم سقوط خواهد کرد و ما تمام تلاش خود را خواهیم کرد.»
نتانیاهو همچنین به صراحت گفت که معتقد است باید از مردم ایران برای مقابله با جمهوری اسلامی حمایت شود.
او اظهار داشت: «فکر میکنم ما باید به مردم ایران کمک کنیم تا این رژیم را سرنگون کنند.»
نتانیاهو گفت میان حاکمیت ایران و بخش بزرگی از جامعه ایران شکاف عمیقی وجود دارد و گفت اکثریت مردم ایران خواهان آزادی، دموکراسی و روابط بهتر با غرب هستند.
او در عین حال تاکید کرد که اسرائیل با مردم ایران دشمنی ندارد، گفت: «ما با مردم ایران جنگی نداریم. ما با کسانی جنگ داریم که میخواهند ما و شما را بکشند.»
این مصاحبه در شرایطی انجام شد که گزارشهایی از تنش لفظی میان ترامپ و نتانیاهو منتشر شده بود. با این حال، نخستوزیر اسرائیل تلاش کرد اختلافات با رئیسجمهوری آمریکا را کماهمیت جلوه دهد.
او گفت دو طرف ممکن است «اختلافات تاکتیکی» داشته باشند، اما در موضوعات اصلی با یکدیگر همنظر هستند.
نتانیاهو گفت: «گاهی، مثل بهترین خانوادهها، این اختلافات تاکتیکی را داریم. اما همیشه راهی پیدا میکنیم تا آنها را حل کنیم.»
او همچنین ترامپ را «بزرگترین دوست اسرائیل در کاخ سفید» خواند و تاکید کرد که روابط دو طرف همچنان نزدیک و راهبردی است.
تهران هشدار اقدام نظامی را جدی بگیرد
نتانیاهو در ادامه این گفتوگو به تنگه هرمز و تاثیر درگیریها بر صادرات نفت و بازارهای جهانی انرژی اشاره کرد.
او از آنچه «محاصره معکوس» آمریکا علیه جمهوری اسلامی در تنگه هرمز توصیف کرد، تمجید کرد و آن را «یک حرکت نابغهوار» خواند و مدعی شد فشارهای اقتصادی و محدودیتهای اعمالشده علیه تهران تاثیر قابل توجهی بر تواناییهای حکومت ایران گذاشته است.
نتانیاهو گفت کشورهای مختلف جهان در حال ایجاد مسیرهای جایگزین برای انتقال نفت هستند تا وابستگی به تنگه هرمز کاهش یابد.
او افزود: «این همان چیزی است که اکنون در حال رخ دادن است. نه اینکه قرار است اتفاق بیفتد؛ همین حالا در حال اتفاق افتادن است.»
به گفته او، اگرچه پیش از آغاز جنگ حدود یکپنجم نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکرد، اما این حجم از صادرات انرژی در بلندمدت میتواند از مسیرهای جایگزین جبران شود.
نتانیاهو در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت آتشبس و حملات اخیر منتسب به جمهوری اسلامی به کشورهای حاشیه خلیج فارس، گفت: «فکر میکنم یک بازی تاکتیکی در جریان است.»
نتانیاهو همچنین هشدار داد که تهران باید تهدیدهای ترامپ درباره بازگشت به گزینه نظامی را جدی بگیرد.
او گفت: «اگر لازم باشد، بازگشت کامل به اقدام نظامی وجود خواهد داشت. این تصمیم رییسجمهوری است. اسرائیل آماده است و نیروهای آمریکا آماده هستند.»
نخستوزیر اسرائیل جمهوری اسلامی را تهدیدی علیه اسرائیل، آمریکا و کشورهای غربی توصیف کرد و گفت: «ما با دشمنی روبهرو هستیم که میخواهد کشور ما را نابود کند، کشور شما را نابود کند، دموکراسیهای آزاد را در همه جا نابود کند و نوع تروریستی خود را در سراسر جهان گسترش دهد.»
او افزود: «وقتی ما با جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن میجنگیم، فقط جنگ خودمان را نمیجنگیم؛ جنگ شما را و صادقانه بگویم جنگ اروپا را هم میجنگیم.»
نتانیاهو همچنین از رهبران اروپایی، بهویژه امانوئل مکرون، به دلیل انتقاد از اقدامات نظامی اسرائیل انتقاد کرد و گفت کشورهای اروپایی در برابر آنچه او «تهدیدهای افراطگرایانه» میخواند، موضعی ضعیف اتخاذ کردهاند.
تهدید هستهای
نتانیاهو بار دیگر جمهوری اسلامی را محور اصلی تهدیدهای امنیتی علیه اسراییل و آمریکا توصیف کرد و گفت جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای، مهمترین هدف مشترک او و دونالد ترامپ است.
نتانیاهو در پاسخ به پرسشی درباره پرونده هستهای جمهوری اسلامی و اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر موافقت تهران با نداشتن سلاح هستهای، گفت صرف تعهدات لفظی کافی نیست و هر توافقی باید با سازوکارهای عملی و قابل راستیآزمایی همراه باشد.
او گفت: «باید مطمئن شوید که آنها واقعا این کار را نمیکنند، چون آنها همیشه دروغ میگویند و همیشه تقلب میکنند.»
نتانیاهو افزود هر توافقی باید شامل خروج مواد هستهای از ایران و برچیدن زیرساختهای هستهای باشد.
او تاکید کرد: «باید راهی داشته باشید برای خارج کردن مواد هستهای و برچیدن زیرساختهایی که دارند.»
نخستوزیر اسرائیل همچنین بار دیگر از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ انتقاد کرد و گفت برجام امکان حفظ و توسعه ظرفیتهای غنیسازی را برای جمهوری اسلامی فراهم کرده بود.
او گفت اگر آن توافق بدون فشارها و تحریمهای بعدی ادامه پیدا میکرد، جمهوری اسلامی اکنون به سلاح هستهای دست یافته بود.
نتانیاهو همچنین مدعی شد عملیاتهای نظامی اخیر آمریکا و اسرائیل برنامه هستهای جمهوری اسلامی را به عقب رانده است.
او گفت: «ما ۲۰ نفر از دانشمندان برجسته هستهای را از بین بردیم» و افزود که حکومت ایران همچنان تحت فشار قرار دارد، اما مساله اصلی خروج مواد هستهای از ایران هنوز حل نشده است.
پاسخ به انتقادها
در بخش دیگری از این گفتوگو، نخستوزیر اسرائیل به انتقادهای جهانی از عملکرد نظامی کشورش پاسخ داد و گفت اسرائیل درگیر «نبرد اطلاعاتی دیجیتال» است.
او برخی رسانهها و شبکههای اجتماعی را متهم کرد که تصویری تحریفشده از جنگ ارائه میکنند.
او گفت: «سوال این است: آیا تسلیم دروغها میشوید؟ نه، من از مردمم محافظت میکنم.»
نتانیاهو همچنین تاکید کرد که حاضر نیست بهدلیل فشار افکار عمومی یا انتقاد رسانهها از سیاستهای امنیتی خود عقبنشینی کند.
او افزود: «من ترجیح میدهم یک سرمقاله بد بگیرم تا یک آگهی ترحیم مثبت.»
در پایان مصاحبه، نتانیاهو به مسائل اقتصادی پرداخت و تلاش کرد تصویری مثبت از اقتصاد اسرائیل ارائه دهد.
او با اشاره به رشد بازار سهام، افزایش ارزش شِکِل و ورود سرمایهگذاریهای خارجی گفت برخلاف درخواستهای برخی گروهها برای خروج سرمایه از اسرائیل، سرمایهگذاری در این کشور همچنان ادامه دارد.
او با اشاره به سرمایهگذاری شرکت آمریکایی انویدیا، غول تولید تراشههای هوش مصنوعی در اسرائیل گفت: «من کارگزار بورس نیستم و به شما توصیه سرمایهگذاری نمیدهم، اما میگویم هر چیزی در اسرائیل بخرید، چون اسرائیل در حال صعود است.»
بلومبرگ بر اساس سندی محرمانه که از سوی این رسانه مشاهده شده است، گزارش داد که خطر تلاش پنهانی جمهوری اسلامی با هدف دستیابی به سلاح هستهای، امروز نسبت به پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه بیشتر است.
این رسانه چهارشنبه ۱۳ خرداد در مقالهای، با استناد به صحبتهای دو دیپلمات ارشد آشنا با سند محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی نوشت، این گزارش نشان میدهد دو جنگ اخیر چگونه به ایجاد معضلات هستهای تازهای منجر شدهاند که پیشتر وجود نداشت.
بلومبرگ در توضیح دقیقتر این سند نوشت: «آژانس بینالمللی انرژی اتمی به کشورهای عضو درباره خطرات تازه اشاعه هستهای هشدار داده است. این خطرها از ذخایر بزرگ اورانیوم با غنای نزدیک به سطح ساخت بمب در ایران ناشی میشود. پیش از حمله هوایی ژوئن ۲۰۲۵ (خرداد ۱۴۰۱) که آغازگر جنگی ۱۲روزه بود، این مواد برای اطمینان از اینکه به سمت ساخت تسلیحات منحرف نشدهاند، تحت بازرسی هفتگی آژانس قرار داشتند. اکنون دیگر چنین نیست.»
دیپلماتهای ارشد که بهشرط ناشناس ماندن با این رسانه مصاحبه کردهاند، گفتند هرچه این مواد مدت بیشتری خارج از پادمانهای آژانس باقی بمانند، خطر استفاده احتمالی از آنها با اهداف غیرصلحآمیز افزایش مییابد.
در این سند محرمانه ۱۱۹ صفحهای که ماه گذشته در وین در اختیار کشورها قرار گرفت، تاکید شده است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی نمیتواند درباره وضعیت این مواد هستهای به جمعبندی برسد.
در بخش دیگری از این سند آمده است: «این موضوع موجب نگرانی از منظر اشاعه میشود، زیرا این مواد هستهای که آژانس قادر به راستیآزمایی آنها نیست، مقدار زیادی اورانیوم با غنای بالا را شامل میشود.»
این هشدار در حالی مطرح میشود که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ۱۲ اردیبهشت در جریان بازدید از نیروگاه هستهای براکه در امارات متحده عربی گفت در پی جنگ ۴۰ روزه، بخش بزرگی از فعالیتهای هستهای ایران متوقف شده و قرار گرفتن این برنامه در معرض حملات نظامی، ارزیابی آژانس از برنامه هستهای جمهوری اسلامی را بهطور بنیادین تغییر داده است.
تازهترین گزارش موسسه علوم و امنیت بینالملل که ۱۶ اردیبهشت منتشر شد از اقدامهای احتمالا دفاعی جمهوری اسلامی در سایت زیرزمینی کوه کلنگ در جنوب مجتمع هستهای نطنز خبر داد.
بر اساس این گزارش دو دهانه تونل شرقی این سایت بهطور جزئی با «مواد خاکی خاکستری» مسدود شدهاند. اقدامی که ظاهرا با هدف جلوگیری از ورود خودرو به این دو دهانه انجام گرفته است.
برنامه هستهای جمهوری اسلامی و نگرانی آمریکا از احتمال دستیابی آنها به سلاح هستهای، مهمترین محل اختلاف حکومت ایران با ایالات متحده است. تهران همواره اتهام تلاش برای رسیدن به سلاح اتمی را رد کرده است، از سوی دیگر غرب و در راس آنها آمریکا بر اساس گزارشهای اطلاعاتی میگویند تهران تلاشهای خود برای رسیدن به سلاح هستهای را پشت برنامههای صلحآمیز هستهای پنهان میکند.
همزمان با مذاکرات جاری میان آمریکا و جمهوری اسلامی که یکی از محورهای آن ضرورت تعلیق برنامه هستهای است، والاستریت ژورنال، ۱۵ اردیبهشت نیز در سرمقالهای هشدار داد جمهوری اسلامی تلاش میکند چارچوب توافق را «مبهم» نگه دارد و سپس اجرای آن را فرسایشی کند؛ موضوعی که به نوشته این روزنامه، ضرورت تعیین دقیق خطوط قرمز آمریکا را دوچندان میکند.
بر اساس گفتوگوی والاستریت ژورنال با مقامهای ارشد، آمریکا در مذاکرات خواهان آن است که جمهوری اسلامی بهطور رسمی اعلام کند به دنبال سلاح هستهای نیست، تاسیسات فردو، نطنز و اصفهان برچیده شوند، هرگونه فعالیت هستهای زیرزمینی ممنوع شود و بازرسیهای فوری و بدون محدودیت، همراه با مجازات برای تخلف، انجام گیرد.
این روزنامه نوشت واشینگتن همچنین خواهان توقف ۲۰ ساله غنیسازی اورانیوم در ایران و تحویل تمام مواد غنیشده است. در مقابل، جمهوری اسلامی باید تنگه هرمز را ابتدا بهصورت تدریجی و سپس بهطور کامل بازگشایی کند؛ اقدامی که همزمان با کاهش تدریجی محاصره آمریکا انجام خواهد شد.
بلومبرگ اواخر آبان سال گذشته نیز در گزارشی، ابهام در وضعیت برنامه هستهای جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه را «عمیقتر» از پیش از وقوع این جنگ خوانده و نوشته بود که با در نظر گرفتن توقف بازرسی تاسیسات هستهای واقع در ایران از سوی جمهوری اسلامی و نامعلوم ماندن محل ذخایر اورانیوم با غنای بالا، آژانس با وضعیت مبهم و «بهشدت نگرانکنندهای» مواجه است.
در آن گزارش آمده بود که تصاویر ماهوارهای جدید از فعالیتهای تازهای در اطراف سایتهای بمبارانشده هستهای در فردو، نطنز و اصفهان حکایت دارند اما بازرسان نمیدانند این فعالیتها صرفا با هدف «پاکسازی» انجام میشوند یا «انتقال مواد هستهای».
سازمان حقوق بشر کارون گزارش داد حکم اعدام حسن مصلاوی (طرفی)، زندانی سیاسی ۳۸ ساله عرب، پس از تایید در دیوان عالی کشور، در روزهای گذشته در زندان شیبان اهواز به او ابلاغ شده است. اتهامهای این زندانی سیاسی «محاربه با خدا» و «عضویت در گروههای عرب مخالف جمهوری اسلامی» عنوان شده است.
بر اساس این گزارش، حکم اعدام مصلاوی از سوی شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور عینا تایید شده بود، اما ابلاغ آن به این زندانی سیاسی تا خرداد سال جاری به طول انجامید.
مصلاوی سال ۱۴۰۱ از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد و مرداد ۱۴۰۲، مهران مهماننواز، رییس شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر، او را در حکمی غیابی به اعدام محکوم کرد.
مصلاوی پیشتر نیز در سال ۱۳۹۸ همراه با شماری از فعالان فرهنگی عرب بازداشت شده و بیش از ۱۰ ماه در وضعیت بلاتکلیف در حبس به سر برده بود.
۱۴ خرداد امسال را میتوان در نقطه تلاقی چهار روایت متفاوت دید: غیبت خامنهای، سالگرد مرگ خمینی، جشن غدیر و تعطیلاتی که برای بسیاری از ایرانیان فرصتی برای سفر و فراغت است.
برای بیش از سه دهه، ۱۴ خرداد یکی از مهمترین روزهای تقویم سیاسی جمهوری اسلامی بود. سالگرد مرگ روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، نه فقط یک مراسم یادبود، بلکه یکی از مهمترین نمایشهای سیاسی نظام محسوب میشد.
این مراسم هر سال با حضور مقامهای ارشد، پوشش گسترده رسانههای حکومتی و سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی برگزار میشد، اما ۱۴ خرداد امسال با تمام سالهای گذشته تفاوت دارد.
این نخستین مراسم سالگرد مرگ خمینی است که پس از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور ایران، برگزار میشود. فردی که در ۳۶ سال گذشته، مهمترین چهره این مراسم بود.
در دهههای قبل، سخنرانی سالانه رهبر جمهوری اسلامی در «حرم خمینی» به بخش اصلی مراسم تبدیل شده بود. سخنرانیای که بسیاری آن را مهمترین موضعگیری سیاسی سالانه دیکتاتور پیشین ایران میدانستند.
امسال اما این جایگاه خالی است و برگزارکنندگان مراسم اعلام کردهاند بهجای سخنرانی رهبر جدید جمهوری اسلامی، پیام او قرائت خواهد شد.
رهبر زیرزمینی جمهوری اسلامی تاکنون هیچ حضور عمومیای نداشته و قرار نیست در مراسم امسال سخنرانی کند. به این ترتیب، برای نخستین بار در دهههای اخیر، سالگرد ۱۴ خرداد بدون حضور رهبر در جایگاه سخنران اصلی برگزار میشود.
حذف مهمانان خارجی و مراسم «تجدید میثاق»
در سه دهه گذشته، مراسم ۱۴ خرداد علاوه بر جنبه نمادین، نمایش قدرت سازمانی جمهوری اسلامی نیز به شمار میرفت.
هزاران نفر از شهرهای مختلف با اتوبوسهای سازماندهیشده به تهران منتقل میشدند، هیاتهای خارجی در مراسم حضور مییافتند و مقامهای ارشد سیاسی و نظامی در برنامههای مختلف سالگرد شرکت میکردند.
اما امسال دامنه مراسم محدودتر شده است.
مسئولان برگزاری اعلام کردهاند برخلاف سالهای گذشته، برنامههای گسترده «تجدید میثاق» مسئولان برگزار نمیشود و از بسیاری از مقامها و نهادها برای حضور در این برنامهها دعوت نشده است.
همچنین مهمانان خارجی نیز در این مراسم حضور نخواهند داشت.
تلاقی سوگ و سرور
در کنار این تحولات سیاسی، یک اتفاق کمسابقه تقویمی به مراسم امسال رنگ و بوی متفاوتی داده است.
سالگرد مرگ خمینی با «عید غدیر» همزمان شده است. عیدی که شیعیان آن را سالروز اعلام جانشینی علی بن ابیطالب از سوی پیامبر اسلام میدانند و از مهمترین اعیاد مذهبی آنان به شمار میرود.
همزمانی این دو مناسبت باعث شده برای نخستین بار دو روایت متفاوت در یک روز قرار بگیرند؛ روایت سوگواری برای بنیانگذار جمهوری اسلامی و روایت جشن مذهبی غدیر.
نشانههای این تغییر حتی در تصمیمهای اجرایی نیز دیده میشود: در سالهای گذشته، سینماهای کشور در روزهای ۱۴ و ۱۵ خرداد بهطور کامل تعطیل بودند و اکران فیلمها متوقف میشد، اما امسال بهدلیل همزمانی با عید غدیر، سینماها از ساعت ۱۸ فعالیت خود را از سر میگیرند و اکرانهای شبانه برپا خواهد بود.
این اتفاق نشان میدهد فضای جشن غدیر بخشی از محدودیتهای مرسوم این دو روز را کمرنگ کرده است.
همزمان، تهران خود را برای یکی از بزرگترین جشنهای خیابانی عید غدیر آماده میکند. هزاران موکب در مسیر خیابانهای انقلاب و آزادی مستقر خواهند شد و بخش بزرگی از مرکز پایتخت در اختیار برنامههای جشن قرار میگیرد که این تصویر با فضای سنتی سالگرد ۱۴ خرداد تفاوتی آشکار دارد.
تقابل روایت حکومتی و تبوتاب جادهها
البته برای بخش بزرگی از جامعه ایران، ۱۴ و ۱۵ خرداد سالهاست معنایی متفاوت پیدا کرده است. این دو روز به تدریج به یکی از مهمترین تعطیلات ابتدای تابستان تبدیل شدهاند و بسیاری از خانوادهها از آن برای سفرهای کوتاه، دیدارهای خانوادگی یا استراحت استفاده میکنند.
برای بسیاری از جوانانی که سالها پس از انقلاب متولد شدهاند، این روزها بیش از آن که یادآور رویدادهای تاریخی باشند، بخشی از تقویم تعطیلات سالانهاند.
اهمیت سیاسی این روز اما در جای دیگری نهفته است.
مراسم سالگرد خمینی یکی از مهمترین آیینهایی بود که پیوند میان بنیانگذار جمهوری اسلامی و جانشین او را به نمایش میگذاشت.
اکنون هر دو چهره از صحنه غایباند و مراسمی که زمانی یکی از مهمترین نمایشهای اقتدار نظام محسوب میشد، در فضایی برگزار میشود که بیش از هر زمان دیگری با جشن، سفر و زندگی روزمره مردم گره خورده است.
شاید به همین دلیل، ۱۴ خرداد امسال تنها یک سالگرد نباشد، بلکه نشانهای از تغییر جایگاه نمادهایی باشد که جمهوری اسلامی دههها برای ساختن و حفظ آنها سرمایهگذاری کرده بود.
مراسمی که زمانی یکی از مهمترین آیینهای سیاسی نظام به شمار میرفت، اکنون در سایه غیبت چهرههای اصلی، جشن غدیر و تعطیلات عمومی برگزار میشود. ترکیبی که بیش از هر چیز، تغییر رابطه جامعه با نمادها و آیینهای رسمی جمهوری اسلامی را به نمایش میگذارد.
پیامهای ارسالی شهروندان به ایران اینترنشنال حاکی از آن است که مقامهای حکومت همچنان سیاست بهکارگیری کودکان برای مقاصد نظامی و تسلیحاتی از جمله ایستبازرسیها را ادامه میدهند. همزمان نهادهای نظامی اقدام به جذب کودکان و دانشآموزان در «مدارس پلیس» کردهاند.
بحران اقتصادی و تمرکز حکومت روی پایگاهسازی
یک شهروند از فریدونکنار در پیام خود با اشاره به بحران اقتصادی و معیشتی نوشت: «رکود، تورم، فقر و فلاکت بیداد میکند و این نشانه فروپاشی اقتصادی است. با بچههای ۱۰ تا ۱۲ ساله ایست بازرسی راه انداختهاند و با غذا و پرداخت هزینه، دور میدانهای شهر افراد را جمع میکنند تا قدرتنمایی کنند.»
این سیاست در حالی پیش میرود که بحران آموزش و بلاتکلیفی و فشار روانی در مدارس بهدلیل مشخص نبودن شیوه و چگونگی برگزاری امتحانات نهایی و همچنین کنکور موجب اعتراضات در تهران و شهرهای دیگر شده است.
مخاطبی دیگر از استان تهران نیز در زمینه سوءاستفاده از کودکان نوشته است: «همه ایست بازرسیهای شهریار شده بچههای زیر ۱۶ سال با یک چراغقوه دستشان، واقعا خنده داره.»
ایستگاههای آموزش نظامی در تجمعات
مقامهای جمهوری اسلامی همچنین از کودکان و دانشآموزان در تجمعات حکومتی استفاده کردهاند. در این تجمعات ایستگاههایی برپا شده که در آن اسلحه به دست کودکان داده میشود تا کار با آن را بیاموزند.
یک شهروند از تهران در این زمینه نوشت: «چند نفر بچه ایستبازرسی گذاشتهاند و اصلا معلوم نیست دنبال چه هستند. ایستگاه صلواتی هم راه انداختهاند و به امتی که در خانهاش چای پیدا نمیشود، چای میدهند. طرفدارانشان همینقدر ارزان هستند.»
این اقدام در استانهای دیگر نیز روایت شده است. یک مخاطب از استان هرمزگان نوشت: «ایست بازرسی در ورودی شهر بستک هرمزگان هرشب ساعت ۱ تفنگ دست بچهها میدهند.»
شهروندی از کلاردشت مازندران نیز از تحویل و آموزش کار با اسلحه به کودکان در کلاردشت روایت کرده است.
این سیاست جمهوری اسلامی نقض کنوانسیونهای بینالمللی حقوق کودک به شمار میرود.
استفاده از کودکان برای اهداف نظامی و امنیتی در جمهوری اسلامی سابقهای چند دههای دارد. در جریان جنگ هشتساله با عراق هزاران نوجوان به جبههها اعزام شدند و برخی از آنها در عملیاتهای نظامی جان خود را از دست دادند. همچنین در سالهای پس از جنگ، آموزشهای نظامی در قالب درس «آمادگی دفاعی» و فعالیتهای بسیج دانشآموزی در مدارس ادامه یافته است.
جذب کودکان از طریق ساختارهای آموزشی
بسیج دانشآموزی و بسیج دانشجویی از جمله نهادهایی هستند که سالها در مدارس و دانشگاهها به جذب نیرو پرداختهاند.
از منظر حقوق بشری، گره زدن آموزش رسمی با فعالیتهای نظامی و شبهنظامی میتواند زمینه عادیسازی خشونت و نظامیگری در میان کودکان و نوجوانان را فراهم کند.
کنوانسیون حقوق کودک که ایران نیز به آن پیوسته، دولتها را موظف میکند کودکان را از مشارکت در فعالیتهای نظامی و امنیتی دور نگه دارند و محیطی امن برای رشد و آموزش آنان فراهم کنند.
نظامیسازی فضای عمومی
در ماههای اخیر علاوه بر ایستبازرسیها، تصاویر متعددی از نمایش موشکها، تجهیزات نظامی، قایقهای تندرو سپاه و سلاحهای سبک و سنگین در فضاهای عمومی، مدارس، تجمعات حکومتی و برنامههای رسانهای جمهوری اسلامی منتشر شده است.
فعالان حقوق کودک این اقدامات را بخشی از روند «نظامیسازی فضای عمومی» و عادیسازی حضور سلاح در زندگی روزمره کودکان ارزیابی میکنند.
برنامهریزی برای سرکوب سالهای آینده
استفاده روزافزون از کودکان و نوجوانان در فعالیتهای حکومتی، ایستبازرسیها و برنامههای نظامی میتواند نشانه تلاش جمهوری اسلامی برای بازتولید نیروهای ایدئولوژیک و تربیت نسل آیندهای از نیروهای وفادار و سرکوبگر به شمار رود.