• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

مدارس غیرانتفاعی؛ چگونه آموزش خصوصی از رفاه تا فرهنگ به بازتولید طبقه حاکم کمک کرد

۷ خرداد ۱۴۰۵، ۱۶:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)

گسترش مدارس غیردولتی و زنجیره‌ای وابسته به نهادها، چهره‌ها و خانواده‌های نزدیک به قدرت، به یکی از محورهای اصلی انتقاد از نظام آموزشی ایران در سال‌های اخیر تبدیل شده است؛ مدارسی که منتقدان می‌گویند عدالت آموزشی را تضعیف کرده و به بازتولید شکاف طبقاتی و سیاسی در آموزش کمک کرده‌اند.

تمرکز امکانات آموزشی، معلمان باتجربه و دانش‌آموزان خاص در مدارس غیردولتی و وابسته به جریان‌های سیاسی و مذهبی، بحث عدالت آموزشی در ایران را بار دیگر به یکی از موضوعات مناقشه‌برانگیز تبدیل کرده است.

کارشناسان آموزش می‌گویند در دهه‌های گذشته شبکه‌ای از مدارس وابسته به نهادهای حکومتی، سازمان‌های مذهبی، بنیادها و خانواده‌های سیاسی شکل گرفته که عملا نوعی «طبقه آموزشی» ایجاد کرده‌اند؛ مدارسی که تنها محل آموزش نیستند و در شبکه‌سازی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز نقش دارند.

نهادهایی مانند دانشگاه آزاد، بنیاد شهید، سازمان تبلیغات اسلامی و مجموعه‌های وابسته به جریان‌های مذهبی و سیاسی، مدارس متعددی را در شهرهای مختلف اداره کرده‌اند. منتقدان می‌گویند این روند به انتقال تدریجی امکانات، نیروی انسانی باتجربه و فرصت‌های آموزشی از مدارس دولتی به مدارس خاص و شهریه‌ای انجامیده و شکاف میان آموزش عمومی و آموزش خصوصی را عمیق‌تر کرده است.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

پربازدیدترین‌ها

کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ آنچه در شب‌های جنایت رشت اتفاق افتاد
۱
گزارش ویژه

کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ آنچه در شب‌های جنایت رشت اتفاق افتاد

۲

اکسیوس: تفاهم اولیه واشینگتن و تهران آماده شده و منتظر تصمیم ترامپ است

۳
اختصاصی

منبع نزدیک به مذاکرات: درباره ابعاد هماهنگی قالیباف با مجتبی خامنه‌ای تردید وجود دارد

۴

موج محکومیت منطقه‌ای پس از حمله جمهوری اسلامی به کویت؛ تهران آمریکا را مقصر خواند

۵

نام و اطلاعات شماری از جاویدنامان از سامانه بهشت زهرا پاک شده است

انتخاب سردبیر

  • نهاله شهیدی یزدی، شهروند بهائی و فعال حقوق کودکان، برای تحمل شش سال حبس احضار شد

    نهاله شهیدی یزدی، شهروند بهائی و فعال حقوق کودکان، برای تحمل شش سال حبس احضار شد

  • سایه سنگین بحران اقتصادی بر زندگی معلولان؛ افزایش حمایت‌ها در انتظار تصویب دولت

    سایه سنگین بحران اقتصادی بر زندگی معلولان؛ افزایش حمایت‌ها در انتظار تصویب دولت

  • سازمان ملل متحد، تجاوز و خشونت جنسی طالبان علیه زنان افغان را تایید کرد

    سازمان ملل متحد، تجاوز و خشونت جنسی طالبان علیه زنان افغان را تایید کرد

  • مدارس غیرانتفاعی؛ چگونه آموزش خصوصی از رفاه تا فرهنگ به بازتولید طبقه حاکم کمک کرد
    تحلیل

    مدارس غیرانتفاعی؛ چگونه آموزش خصوصی از رفاه تا فرهنگ به بازتولید طبقه حاکم کمک کرد

  • نام و اطلاعات شماری از جاویدنامان از سامانه بهشت زهرا پاک شده است

    نام و اطلاعات شماری از جاویدنامان از سامانه بهشت زهرا پاک شده است

•
•
•

مطالب بیشتر

مدارس غیرانتفاعی؛ چگونه آموزش خصوصی از رفاه تا فرهنگ به بازتولید طبقه حاکم کمک کرد

۷ خرداد ۱۴۰۵، ۱۶:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
منصوره حسینی یگانه
مدارس غیرانتفاعی؛ چگونه آموزش خصوصی از رفاه تا فرهنگ به بازتولید طبقه حاکم کمک کرد
100%

گسترش مدارس غیردولتی و زنجیره‌ای وابسته به نهادها، چهره‌ها و خانواده‌های نزدیک به قدرت، به یکی از محورهای اصلی انتقاد از نظام آموزشی ایران در سال‌های اخیر تبدیل شده است؛ مدارسی که منتقدان می‌گویند عدالت آموزشی را تضعیف کرده و به بازتولید شکاف طبقاتی و سیاسی در آموزش کمک کرده‌اند.

تمرکز امکانات آموزشی، معلمان باتجربه و دانش‌آموزان خاص در مدارس غیردولتی و وابسته به جریان‌های سیاسی و مذهبی، بحث عدالت آموزشی در ایران را بار دیگر به یکی از موضوعات مناقشه‌برانگیز تبدیل کرده است.

کارشناسان آموزش می‌گویند در دهه‌های گذشته شبکه‌ای از مدارس وابسته به نهادهای حکومتی، سازمان‌های مذهبی، بنیادها و خانواده‌های سیاسی شکل گرفته که عملا نوعی «طبقه آموزشی» ایجاد کرده‌اند؛ مدارسی که تنها محل آموزش نیستند و در شبکه‌سازی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز نقش دارند.

نهادهایی مانند دانشگاه آزاد، بنیاد شهید، سازمان تبلیغات اسلامی و مجموعه‌های وابسته به جریان‌های مذهبی و سیاسی، مدارس متعددی را در شهرهای مختلف اداره کرده‌اند. منتقدان می‌گویند این روند به انتقال تدریجی امکانات، نیروی انسانی باتجربه و فرصت‌های آموزشی از مدارس دولتی به مدارس خاص و شهریه‌ای انجامیده و شکاف میان آموزش عمومی و آموزش خصوصی را عمیق‌تر کرده است.

100%
مدرسه رفاه؛ از دبیرستان مذهبی تا مقر انقلاب

مدرسه رفاه یکی از شناخته‌شده‌ترین مدارس مذهبی و سیاسی در تاریخ معاصر ایران است؛ مدرسه‌ای که از یک دبیرستان مذهبی دخترانه در تهران، به یکی از مراکز اصلی تحولات انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل شد.

این مدرسه در دهه ۴۰ خورشیدی با مشارکت چهره‌هایی مانند محمد بهشتی و محمدجواد باهنر تاسیس شد. هدف اولیه، ایجاد مدرسه‌ای مذهبی برای خانواده‌های سنتی و مذهبی تهران بود، اما رفاه به‌تدریج به پایگاهی برای بخشی از نیروهای مخالف حکومت پهلوی تبدیل شد.

اهمیت سیاسی مدرسه رفاه پس از انقلاب افزایش یافت؛ جایی که روح‌الله خمینی در روزهای نخست بازگشت به ایران در آن مستقر شد و بخشی از تصمیم‌های کلیدی روزهای آغازین انقلاب در همان ساختمان گرفته شد.

برگزاری نخستین دادگاه‌های انقلاب و اعدام شماری از مقام‌های حکومت پهلوی بر پشت‌بام مدرسه رفاه، این مدرسه را به یکی از نمادهای آغاز جمهوری اسلامی و خشونت سیاسی در نخستین روزهای پس از سقوط حکومت پهلوی تبدیل کرد.

مدرسه رفاه که در خیابان ایران تهران قرار دارد، بعدها فعالیت خود را در قالب «بنیاد فرهنگی رفاه» ادامه داد. فائزه هاشمی رفسنجانی، دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، از جمله چهره‌هایی است که در این مدرسه تحصیل کرده است.

100%
مدرسه علوی؛ الگوی مدرسه اسلامی نزدیک به قدرت

اگر رفاه نماد سیاسی روزهای انقلاب بود، مدرسه علوی را می‌توان یکی از مهم‌ترین نمونه‌های پیوند آموزش مذهبی، نخبه‌گرایی آموزشی و ساختار قدرت در جمهوری اسلامی دانست.

مدرسه علوی در سال ۱۳۳۵ به همت علی‌اصغر کرباسچیان و رضا روزبه تاسیس شد. بنیان‌گذاران این مدرسه به دنبال ایجاد الگویی از «مدرسه اسلامی مدرن» بودند؛ الگویی که آموزش رسمی و مدرن را با تربیت مذهبی ترکیب می‌کرد.

اما علوی نیز به‌تدریج نقشی فراتر از یک مدرسه پیدا کرد. پس از بازگشت خمینی به ایران، او از مدرسه رفاه به مدرسه علوی منتقل شد و این مدرسه به یکی از مراکز اصلی هدایت تحولات انقلاب تبدیل شد.

  • نظام آموزشی جمهوری اسلامی، میدان بحران، سرکوب و نابرابری

    نظام آموزشی جمهوری اسلامی، میدان بحران، سرکوب و نابرابری

دیدار معروف همافران نیروی هوایی با خمینی نیز در مدرسه علوی انجام شد؛ تصویری که به یکی از لحظات نمادین فروپاشی حکومت پهلوی تبدیل شد. تشکیل دولت موقت به نخست‌وزیری مهدی بازرگان نیز در همین مدرسه اعلام شد.

در سال‌های بعد، موسسه علوی به شبکه‌ای از مدارس تبدیل شد. بسیاری از مدیران، چهره‌های سیاسی و فرزندان خانواده‌های نزدیک به ساختار قدرت، یا در این مدرسه تحصیل کرده‌اند یا با شبکه آموزشی آن ارتباط داشته‌اند. محمدرضا نعمت‌زاده، کمال خرازی و غلامعلی حدادعادل از جمله چهره‌های شناخته‌شده مرتبط با این مدرسه معرفی شده‌اند.

منتقدان می‌گویند مدرسه علوی از نخستین نمونه‌های پیوند میان آموزش خصوصی مذهبی و ساختار قدرت در جمهوری اسلامی بود؛ الگویی که بعدها در قالب مدارس زنجیره‌ای و نهادهای آموزشی وابسته به جریان‌های سیاسی و مذهبی گسترش یافت.

مدارس فرهنگ؛ نسل تازه مدارس نزدیک به قدرت

در دهه ۷۰ خورشیدی، مدارس «فرهنگ» به عنوان نسل تازه‌ای از مدارس غیردولتی، مذهبی و نخبه‌گرا شکل گرفتند؛ مدارسی که نام آن‌ها با غلامعلی حدادعادل، رییس پیشین مجلس و از چهره‌های نزدیک به هسته قدرت در جمهوری اسلامی، گره خورده است.

حدادعادل گفته بود هدف از تاسیس این مدارس، ایجاد محیطی «سالم و قوی» برای دانش‌آموزان علاقه‌مند به علوم انسانی بود؛ زیرا به گفته او، رشته علوم انسانی در مدارس عادی جدی گرفته نمی‌شد.

مدارس فرهنگ به‌طور تخصصی بر علوم انسانی تمرکز کردند؛ موضوعی که در آموزش غیردولتی ایران کم‌سابقه بود. در سال‌های بعد، حضور شماری از رتبه‌های برتر کنکور علوم انسانی در این مدارس، جایگاه آن‌ها را در میان مدارس نخبه‌پرور جمهوری اسلامی تقویت کرد.

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

با این حال، مدارس فرهنگ همواره از حاشیه‌های سیاسی دور نمانده‌اند. در سال ۱۳۹۹، افشای واگذاری برخی املاک بنیاد مستضعفان به این مدارس جنجال‌برانگیز شد. پرویز فتاح، رییس وقت بنیاد مستضعفان، اعلام کرد برخی املاک میلیاردی بنیاد در اختیار مدارس فرهنگ بوده است. غلامعلی حدادعادل نیز در پاسخ گفت این واگذاری‌ها با مجوز رهبری انجام شده بود.

گزارش‌هایی نیز درباره تحصیل فرزندان خانواده‌های نزدیک به حاکمیت در این مدارس منتشر شده است؛ موضوعی که بار دیگر بحث پیوند آموزش خصوصی، امتیازهای حکومتی و بازتولید طبقه قدرت در جمهوری اسلامی را پررنگ کرد.

آموزش خصوصی یا بازتولید طبقه قدرت؟

منتقدان می‌گویند مدارس خاص و زنجیره‌ای در ایران دیگر تنها مراکز آموزشی نیستند؛ بلکه بخشی از سازوکار بازتولید قدرت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی محسوب می‌شوند.

به باور آنان، تمرکز منابع، معلمان باتجربه، امکانات آموزشی و شبکه‌های ارتباطی در مدارسی که وابسته به نهادها، بنیادها و خانواده‌های سیاسی‌اند، عدالت آموزشی را تضعیف کرده و نوعی جداسازی اجتماعی و طبقاتی در نظام آموزشی ایران به وجود آورده است.

  • افت تحصیلی دانش‌‌آموزان در سایه قطع اینترنت 

    افت تحصیلی دانش‌‌آموزان در سایه قطع اینترنت 

این روند در شرایطی ادامه یافته که بسیاری از مدارس دولتی در ایران با کمبود معلم، فرسودگی ساختمان‌ها، تراکم بالای دانش‌آموزان و ضعف امکانات آموزشی روبه‌رو هستند.

در چنین وضعیتی، مدارس نزدیک به قدرت فقط نشانه‌ای از خصوصی‌سازی آموزش نیستند؛ بلکه به گفته منتقدان، بخشی از ساختاری‌اند که در آن دسترسی به آموزش باکیفیت، بیش از آنکه به حق عمومی شهروندان وابسته باشد، به طبقه، ثروت، رابطه و نزدیکی به شبکه‌های قدرت گره خورده است.

انزوای مجتبی خامنه‌ای و پیامدهای آن برای ساختار تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی

۶ خرداد ۱۴۰۵، ۱۹:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامیار بهرنگ
انزوای مجتبی خامنه‌ای و پیامدهای آن برای ساختار تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی
100%

گزارش سی‌بی‌اس نیوز به نقل از مقام‌های اطلاعاتی آمریکا درباره پنهان شدن مجتبی خامنه‌ای در مکانی نامشخص و محدود شدن ارتباطات او به پیک‌های مورد اعتماد، بار دیگر پرسش‌هایی جدی درباره کارآمدی ساختار تصمیم‌گیری، فرماندهی نظامی و انسجام درونی جمهوری اسلامی مطرح کرده است.

گزارش اختصاصی سی‌بی‌اس نیوز به‌نقل از مقام‌های اطلاعاتی ایالات متحده، درباره پنهان شدن مجتبی خامنه‌ای در مکانی نامشخص و محدود شدن ارتباط او با مقام‌های جمهوری اسلامی، تصویری کم‌سابقه از وضعیت هسته مرکزی قدرت در ایران ارائه می‌دهد.

بر اساس این گزارش، مجتبی خامنه‌ای از بیم تهدیدهای امنیتی، ارتباطات دیجیتال و الکترونیکی خود را به‌شدت محدود کرده است و تماس او با جهان خارج و حتی شماری از نزدیک‌ترین مقام‌های حکومت، از طریق پیک‌های مورد اعتماد انجام می‌شود.

اگرچه چنین شیوه‌ای می‌تواند با هدف حفظ امنیت فیزیکی او اتخاذ شده باشد، اما پیامدهای آن برای ساختار تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی، به‌ویژه در شرایط جنگی و بحران‌های دیپلماتیک، می‌تواند بسیار سنگین باشد.

  • سی‌بی‌اس: مجتبی خامنه‌ای در مکانی نامعلوم با دسترسی کم به دنیای خارج پنهان شده است

    سی‌بی‌اس: مجتبی خامنه‌ای در مکانی نامعلوم با دسترسی کم به دنیای خارج پنهان شده است

بحران تاخیر در فرماندهی و تصمیم‌گیری

در ساختارهای نظامی و امنیتی مدرن، سرعت انتقال اطلاعات و صدور دستور یکی از عوامل اصلی در مدیریت بحران است. محدود شدن ارتباطات رهبر یا فردی که در راس تصمیم‌گیری قرار دارد، می‌تواند روند ارزیابی، واکنش و هماهنگی میان بخش‌های مختلف حکومت را دچار اختلال کند.

اگر اطلاعات مربوط به تحرکات نظامی، تهدیدهای امنیتی یا پیشنهادهای دیپلماتیک ناچار باشد از مسیر پیک‌ها و واسطه‌های محدود عبور کند، تصمیم‌گیری در بالاترین سطح با تاخیر روبه‌رو می‌شود؛ تاخیری که در شرایط جنگی می‌تواند هزینه‌ساز باشد.

بر اساس گزارش‌ها، برخی مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی نیز گفته‌اند اطلاعاتی که به مجتبی خامنه‌ای می‌رسد، گاه با تاخیر و پس از گذشت زمان موثر به دست او می‌رسد.

چنین وضعیتی می‌تواند توان حکومت برای واکنش سریع به تحولات نظامی، امنیتی یا دیپلماتیک را کاهش دهد.

  • اسرائیل‌هیوم: واشینگتن و تل‌آویو درباره حذف مجتبی خامنه‌ای اختلاف دارند

    اسرائیل‌هیوم: واشینگتن و تل‌آویو درباره حذف مجتبی خامنه‌ای اختلاف دارند

نشانه‌ای از نگرانی عمیق امنیتی

پنهان ماندن محل اقامت مجتبی خامنه‌ای حتی از برخی مقام‌های ارشد، از نگاه ناظران می‌تواند نشانه‌ای از نگرانی جدی درباره نفوذ امنیتی در ساختار جمهوری اسلامی باشد.

در سال‌های اخیر، حملات و رخدادهایی که به کشته شدن چهره‌های ارشد نظامی، امنیتی و مرتبط با برنامه‌های حساس جمهوری اسلامی انجامیده، پرسش‌های جدی درباره میزان نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی خارجی در ساختار امنیتی ایران ایجاد کرده است.

در چنین فضایی، محدود کردن دسترسی مقام‌ها به رهبر جدید یا چهره اصلی تصمیم‌گیری، ممکن است برای کاهش خطر ترور یا نفوذ طراحی شده باشد، اما هم‌زمان می‌تواند اعتماد درونی میان نهادهای حکومت را نیز تضعیف کند.

وقتی رأس هرم قدرت به فرماندهان، وزیران یا مدیران ارشد خود دسترسی مستقیم و عادی نمی‌دهد، هماهنگی میان دستگاه‌های نظامی، امنیتی و دیپلماتیک دشوارتر می‌شود و تصمیم‌گیری جمعی جای خود را به روندی کند، بسته و پرابهام می‌دهد.

  • مجتبی خامنه‌ای در مسیر بن‌لادن؛ از غیبت رسانه‌ای تا زیست مخفیانه

    مجتبی خامنه‌ای در مسیر بن‌لادن؛ از غیبت رسانه‌ای تا زیست مخفیانه

پیامدهای انزوا برای دیپلماسی

این انزوا در شرایطی گزارش شده که هم‌زمان نشانه‌هایی از تلاش برای مدیریت بحران، مذاکره یا ارسال پیام‌های دیپلماتیک نیز دیده می‌شود. در چنین موقعیتی، هرگونه تاخیر در تصمیم‌گیری می‌تواند دست مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی را ببندد.

در مذاکرات بین‌المللی، به‌ویژه در شرایط بحران، تغییر در جزئیات، پذیرش یا رد پیشنهادها و تعیین خطوط عقب‌نشینی یا امتیازدهی، نیازمند تصمیم‌گیری سریع در بالاترین سطح است.

اگر رهبر یا مرجع نهایی تصمیم‌گیری تنها از راه پیک‌های محدود و با تاخیر در جریان تحولات قرار گیرد، تیم‌های مذاکره‌کننده ممکن است نتوانند در زمان لازم واکنش نشان دهند. نتیجه چنین وضعیتی می‌تواند کاهش انعطاف دیپلماتیک و از دست رفتن فرصت‌های سیاسی باشد.

غیبت از انظار عمومی و بحران تصویر رهبری

جمهوری اسلامی همواره بر تصویر رهبری مقتدر، حاضر و تعیین‌کننده تاکید کرده است؛ رهبری که در لحظه‌های بحرانی با سخنرانی، پیام یا فرمان مستقیم، مسیر نیروهای وفادار به حکومت را تعیین می‌کند.

اما غیبت طولانی‌مدت مجتبی خامنه‌ای از انظار عمومی و منتشر نشدن پیام صوتی یا تصویری از او، می‌تواند این تصویر را تضعیف کند. در شرایطی که حکومت با بحران امنیتی، فشار خارجی و شکاف داخلی روبه‌روست، نبود حضور علنی رهبر جدید می‌تواند به گسترش شایعات درباره میزان کنترل، سلامت یا توان تصمیم‌گیری او دامن بزند.

برای نیروهای عقیدتی و بدنه وفادار به جمهوری اسلامی، حضور مستقیم رهبر و دریافت پیام‌های روشن از او بخشی از سازوکار انسجام سیاسی و روانی بوده است. غیبت طولانی‌مدت در چنین ساختاری می‌تواند به سردرگمی، تردید و کاهش روحیه در میان نیروهای حکومتی منجر شود.

  • وال‌استریت ژورنال: غیبت طولانی مجتبی خامنه‌ای به اختلاف در میان حامیان حکومت دامن زده است

    وال‌استریت ژورنال: غیبت طولانی مجتبی خامنه‌ای به اختلاف در میان حامیان حکومت دامن زده است

رهبری در سایه و فلج ساختاری

پنهان شدن در مکانی نامشخص و قطع یا محدود کردن ارتباطات مدرن، شاید از منظر امنیتی به کاهش خطرهای فوری کمک کند، اما از نظر سیاسی و حکمرانی، هزینه‌های سنگینی دارد.

چنین وضعیتی می‌تواند جمهوری اسلامی را با نوعی «رهبری در سایه» روبه‌رو کند؛ رهبری‌ای که از نظر فیزیکی محافظت می‌شود، اما از نظر عملیاتی، کمتر در دسترس است و توان او برای فرماندهی سریع و هماهنگ با محدودیت روبه‌روست.

در نتیجه، ساختار قدرت به جای پویایی و واکنش سریع، با تاخیر، احتیاط بیش از حد و بی‌اعتمادی درونی مواجه می‌شود. این همان نقطه‌ای است که انزوای امنیتی می‌تواند به ضعف راهبردی تبدیل شود.

گزارش سی‌بی‌اس، اگرچه تنها بخشی از وضعیت درونی حاکمیت را نشان می‌دهد، اما تصویری مهم از بحرانی عمیق‌تر ارائه می‌کند: حکومتی که برای حفظ رهبر خود ناچار به پنهان کردن او شده، اما همین پنهان‌کاری می‌تواند توان آن را برای اداره جنگ، دیپلماسی و بحران‌های داخلی کاهش دهد.

تایم: نمی‌توان جمهوری اسلامی را برنده جنگ میم‌ها دانست

۶ خرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)
تایم: نمی‌توان جمهوری اسلامی را برنده جنگ میم‌ها دانست
100%

تایم در گزارشی درباره کارزار دیجیتال جمهوری اسلامی همزمان با جنگ، آن را «رونوشتی ضعیف» از کارزار طنز و آنلاین اوکراین در آغاز جنگ این کشور با روسیه خواند؛ رونوشتی که به‌نوشته این رسانه، به‌دلیل سابقه حکومت توان تغییر نگاه افکار عمومی جهان نسبت به تهران را ندارد.

این رسانه در تحلیلی که چهارشنبه ششم خرداد منتشر شد، نوشت جمهوری اسلامی، برخلاف تصویری که برخی تحلیلگران از موفقیت ویدیوها و میم‌های حکومتی ارائه می‌کنند، «سلاحی تازه» اختراع نکرده و راهبرد رسانه‌های اجتماعی‌اش را از دفترچه راهنمایی وام گرفته که پیش‌تر اوکراین در جنگ با روسیه نوشته بود.

به‌نوشته تایم، این تقلید «آن‌قدر به اصل آن نزدیک است که تقریبا می‌توان آن را نوعی ستایش دانست»، اما تهران از دو مزیت اصلی اوکراین بی‌بهره است.

جمهوری اسلامی در جنگ اخیر با آمریکا و اسرائیل، با اتکا به ویدیوهای ساخته‌شده با هوش مصنوعی، میم‌ها و شوخی‌های سیاسی، کوشید خود را حکومتی شوخ‌طبع، موجه، معقول و البته مسلط بر روایت جنگ نشان دهد.

  • جمهوری اسلامی در جنگ؛ بازنده در واقعیت، برنده در ویدیوهای تولیدشده با هوش مصنوعی

    جمهوری اسلامی در جنگ؛ بازنده در واقعیت، برنده در ویدیوهای تولیدشده با هوش مصنوعی

یکی از تولیداتی که در این کارزار توجه بسیاری به خود جلب کرد، تولید فیلمی با شخصیت‌های لگویی دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل بود و شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه تیک‌تاک، مورد توجه ویژه کاربران غیرایرانی قرار گرفت.

تایم در توضیح مقایسه میان راهبردهای مورد استفاده اوکراین و کارزار کنونی جمهوری اسلامی در دنیای آنلاین نوشت اوکراین از نخستین ساعات حمله روسیه در فوریه ۲۰۲۲، کوشید در فضای آنلاین کاری را انجام دهد که در آن مقطع هنوز در میدان نبرد قادر به انجام کامل آن نبود: روایت خود از جنگ را به جهان انتقال دهد، اطلاعات نادرست روسیه را بی‌اثر و افکار عمومی غرب را با خود همراه کند. این کارزار، از ویدئوهای ولودیمیر زلنسکی در خیابان‌های کی‌یف تا حساب‌های رسمی اوکراین و وزارت دفاع این کشور در شبکه‌های اجتماعی، به گفته تایم، توانست افکار عمومی و پارلمان‌های غربی را تحت تاثیر قرار دهد و حمایت تسلیحاتی از اوکراین را تقویت کند.

تصویری از یکی از ویدیوهای لگویی ساخته‌شده با هوش مصنوعی که روایت مد نظر جمهوری اسلامی در جنگ را بازتاب می‌دهد.
100%
تصویری از یکی از ویدیوهای لگویی ساخته‌شده با هوش مصنوعی که روایت مد نظر جمهوری اسلامی در جنگ را بازتاب می‌دهد.

براساس این گزارش، جمهوری اسلامی آشکارا از همان الگو یادداشت‌برداری کرده است: جا زدن خود به‌عنوان طرف ضعیف‌تر، فعال شدن بی‌محابای حساب‌های سفارتخانه‌هایش در ایکس، و دست انداختن ترامپ با ارجاع‌های فرهنگی و طنزآمیز.

اما به‌نوشته تایم، راهبرد اوکراین به دو دلیل موفق بود؛ دلایلی که جمهوری اسلامی فاقد آنهاست. نخست اینکه اوکراین در آغاز جنگ برای بخش بزرگی از مخاطبان غربی کشوری ناشناخته بود و میم‌ها و طنز آنلاین توانستند تصویری تازه از آن کشور به‌عنوان دموکراسی‌ای زنده، دارای انتخابات، رسانه‌های آزاد و فرهنگ عمومی پویا ارائه دهند.

دلیل دوم و مهم‌تر، به‌نوشته تایم، این بود که تصویر آنلاین اوکراین با واقعیت میدانی آن همخوانی داشت؛ یعنی اوکراینِ شوخ‌طبع، مقاوم و دموکراتیکی که در دنیای آنلاین به نمایش درمی‌آمد، همان کشوری بود که خبرنگاران، دیپلمات‌ها و پناهجویان نیز در دنیای واقعی با آن مواجه بودند.

  • ترامپ: حکومت ایران تنها نبردهایی را می‌برد که با هوش مصنوعی خلق می‌کند

    ترامپ: حکومت ایران تنها نبردهایی را می‌برد که با هوش مصنوعی خلق می‌کند

تایم نوشت جمهوری اسلامی هیچ‌یک از این دو امتیاز را ندارد، زیرا نه ناشناخته است و نه تصویر تبلیغاتی‌اش با واقعیت سابقه‌اش همخوانی دارد.

به‌نوشته این رسانه، جمهوری اسلامی یکی از «پوشش‌داده‌شده‌ترین، تحلیل‌شده‌ترین و تحریم‌شده‌ترین» حکومت‌های جهان است و کارنامه ۴۷ ساله آن، از اعدام‌های گسترده زندانیان سیاسی در سال ۱۹۸۸ تا سرکوب دانشجویان، جنبش سبز و اعتراضات سال‌های اخیر، مانع از آن می‌شود که چند ویدئوی طنز بتواند تصویر تازه‌ای از آن بسازد.

این گزارش افزود ویدیوهای لگویی جمهوری اسلامی «ایرانی پنهان و فضیلت‌مند» را آشکار نمی‌کنند، بلکه از جهان می‌خواهند ایرانی را فراموش کند که از قبل می‌شناسد. مخالفان ترامپ و جنگ او ممکن است از دیدن تمسخر رییس‌جمهوری آمریکا در قالب یک شخصیت لگویی لبخند بزنند، اما به احتمال زیاد بر اساس یک ویدئوی انیمیشنی به این نتیجه نخواهند رسید که تهران طرفی است که باید از آن حمایت کرد.

تایم در بخش دیگری از گزارش، تفاوت میان آمریکا و جمهوری اسلامی را در نحوه مواجهه با خطاها و جنایت‌های جنگی برجسته کرد. این رسانه، با اشاره به حمله به مدرسه‌ای در میناب، نوشت پس از آنکه مقام‌های آمریکایی ابتدا سکوت کردند و ترامپ مدعی شد حمله کار حکومت ایران بوده، رسانه‌های جریان اصلی غربی با تحلیل منابع باز به این نتیجه رسیدند که مدرسه با یک موشک تاماهاوک آمریکایی هدف قرار گرفته است. سپس تحقیقات مقدماتی پنتاگون نیز نشان داد سنتکام، با تکیه بر داده‌های قدیمی، مدرسه را هدف گرفته بود.

  • نخستین نبرد هوش مصنوعی: جنگ ایران چگونه شکل جنگیدن را تغییر داده است

    نخستین نبرد هوش مصنوعی: جنگ ایران چگونه شکل جنگیدن را تغییر داده است

به نوشته تایم، همین روند نشان می‌دهد جامعه باز چگونه عمل می‌کند: رییس‌جمهوری ممکن است طفره برود یا دروغ بگوید، اما رسانه‌ها او را به چالش می‌کشند، بازرسان دولتی یافته‌هایی خلاف روایت او ارائه می‌دهند، سناتورهای هر دو حزب پاسخ می‌خواهند و افکار عمومی علیه جنگ تغییر می‌کند.

تایم در مقابل نوشت جمهوری اسلامی از نظر ساختاری قادر به چنین شفافیتی نیست: یک خبرنگار در ایران نمی‌تواند از رییس‌جمهور درباره معترضان کشته‌شده در خیابان‌های مهاباد سوال کند، هیچ نهاد مستقلی نمی‌تواند نتایج نظرسنجی درباره جنگ‌های منطقه‌ای حکومت را منتشر کند، و نماینده‌ای نیست که درباره قطع اینترنت در دوران اعتراض‌های ضدحکومتی، از حکومت پاسخ بخواهد.

این گزارش در پایان نوشت یاد قربانیان حمله میناب پاک‌شدنی نیست، اما جهان ندا آقاسلطان، مهسا امینی و نرگس محمدی را نیز فراموش نخواهد کرد. به نوشته تایم، برای شناختن جمهوری اسلامی «آن‌گونه که واقعا هست»، نیازی نیست این چهره‌ها در قالب لگو بازسازی شوند.

مراسم یادبود چهار عضو خانواده خامنه‌ای؛ نگاهی به شبکه خانوادگی هسته قدرت

۶ خرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
منصوره حسینی یگانه
مراسم یادبود چهار عضو خانواده خامنه‌ای؛ نگاهی به شبکه خانوادگی هسته قدرت
100%

انتشار پوستر مراسم یادبود چهار نفر از اعضای خانواده و نزدیکان علی خامنه‌ای، بار دیگر توجه‌ها را به شبکه‌ای از پیوندهای خانوادگی در هسته قدرت در جمهوری اسلامی جلب کرده است؛ شبکه‌ای که از بیت رهبری تا مجلس، دانشگاه امام صادق، دفتر خامنه‌ای و نهادهای فرهنگی و امنیتی امتداد دارد.

بر اساس پوستر منتشر شده، قرار است این مراسم در حرم عبدالعظیم شهر ری برگزار شود.

در این پوستر، نام‌های «زهرا سادات حداد عادل»، «بشری حسینی خامنه‌ای»، «مصباح‌الهدی باقری» و «زهرا محمدی گلپایگانی» به‌عنوان کشته‌شدگان ذکر شده است؛ نام‌هایی که هر کدام به یکی از خانواده‌های بانفوذ و نزدیک به هسته قدرت در جمهوری اسلامی متصل‌اند.

همین نام‌ها و نسبت‌های خانوادگی، توجه‌ها را به سابقه سیاسی و جایگاه خانوادگی آنان جلب کرده است؛ خانواده‌هایی که در دهه‌های گذشته در مهم‌ترین نهادهای سیاسی، امنیتی، فرهنگی و آموزشی جمهوری اسلامی حضور داشته‌اند و بخشی از ساختار قدرت را شکل داده‌اند.

یکی از شناخته‌شده‌ترین این نام‌ها، زهرا سادات حداد عادل، همسر مجتبی خامنه‌ای و دختر غلامعلی حداد عادل است. حداد عادل از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷ ریاست مجلس هفتم شورای اسلامی را بر عهده داشت و به عنوان نخستین رییس غیرروحانی مجلس جمهوری اسلامی شناخته می‌شود.

  • مرگ بی‌عزت خامنه‌ای و پایان حقارت‌بار جمهوری اسلامی

    مرگ بی‌عزت خامنه‌ای و پایان حقارت‌بار جمهوری اسلامی

او همچنین در دوره‌های ششم، هفتم، هشتم و نهم نماینده مجلس بود و ریاست فرهنگستان زبان و ادب فارسی را نیز برعهده دارد. حداد عادل عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی و موسس مدرسه غیرانتفاعی «فرهنگ» است؛ مدرسه‌ای که منتقدان آن را یکی از نمادهای آموزش ویژه برای طبقه نزدیک به حاکمیت می‌دانند.

منتقدان معتقدند حضور هم‌زمان حداد عادل در نهادهای سیاسی، فرهنگی و آموزشی، همراه با پیوند خانوادگی‌اش با بیت رهبری، نمونه‌ای از تمرکز قدرت در حلقه‌ای محدود از خانواده‌های نزدیک به حکومت است. نام او در فهرست تحریم‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز قرار دارد.

پس از خانواده حداد عادل، نام «مصباح‌الهدی باقری» توجه‌ها را به خانواده باقری کنی و شبکه مرتبط با دانشگاه امام صادق جلب می‌کند. مصباح‌الهدی باقری کنی، همسر هدی خامنه‌ای، دختر علی خامنه‌ای، و فرزند محمدباقر باقری کنی بود؛ روحانی بانفوذی که سابقه عضویت در مجلس خبرگان رهبری و ریاست دانشگاه امام صادق را داشت.

دانشگاه امام صادق پس از انقلاب زیر نظر محمدرضا مهدوی کنی، روحانی بانفوذ جمهوری اسلامی، گسترش یافت و به یکی از مهم‌ترین مراکز تربیت مدیران حکومتی تبدیل شد. مهدوی کنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز، رییس پیشین مجلس خبرگان رهبری و از چهره‌های نزدیک به رهبران جمهوری اسلامی بود و سال‌ها ریاست این دانشگاه را برعهده داشت.

  • خامنه‌ای مُرد؛ پایان دیکتاتوری که یک ملت در آرزوی مرگش بودند

    خامنه‌ای مُرد؛ پایان دیکتاتوری که یک ملت در آرزوی مرگش بودند

امروز بسیاری از مدیران سیاسی، امنیتی، رسانه‌ای و دیپلماتیک جمهوری اسلامی از فارغ‌التحصیلان این دانشگاه هستند.

منتقدان، دانشگاه امام صادق را یکی از مهم‌ترین مراکز «کادرسازی ایدئولوژیک» جمهوری اسلامی می‌دانند و دلیل «رانتی» خوانده شدن آن را فقط کیفیت آموزشی یا مذهبی بودنش نمی‌دانند، بلکه به ارتباط نزدیکش با نهاد رهبری، گزینش عقیدتی دانشجویان و نفوذ گسترده فارغ‌التحصیلانش در ساختار قدرت اشاره می‌کنند.

در میان نام‌های ذکرشده در پوستر، نام زهرا محمدی گلپایگانی نیز دیده می‌شود؛ کودک ۱۴ ماهه‌ای که از دو سو به خانواده‌های بانفوذ جمهوری اسلامی متصل بود: از یک سو نوه محمد محمدی گلپایگانی، رییس دفتر علی خامنه‌ای، و از سوی دیگر نوه علی خامنه‌ای.

پدربزرگ او از سمت پدری، محمد محمدی گلپایگانی، روحانی و از چهره‌های نزدیک به علی خامنه‌ای است که از سال ۱۳۶۸ ریاست دفتر رهبر جمهوری اسلامی را برعهده داشته است. وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز در سال ۲۰۱۹ او را به‌دلیل فعالیت به نمایندگی از دفتر رهبر جمهوری اسلامی تحریم کرد.

محمدی گلپایگانی یکی از بانفوذترین چهره‌های کم‌حاشیه و کمتررسانه‌ای در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به شمار می‌رود؛ فردی که به دلیل جایگاهش در دفتر خامنه‌ای، در بسیاری از تصمیم‌ها و پیام‌های رسمی بیت رهبری نقشی کلیدی داشته است.

  • از رهبر پشت تریبون تا رهبر نامرئی؛ خامنه‌ای دیده نمی‌شود اما فتوا می‌دهد

    از رهبر پشت تریبون تا رهبر نامرئی؛ خامنه‌ای دیده نمی‌شود اما فتوا می‌دهد

نام «بشری حسینی خامنه‌ای»، دختر بزرگ علی خامنه‌ای، نیز در این پوستر آمده است؛ چهره‌ای که برخلاف برخی دیگر از اعضای خانواده رهبر جمهوری اسلامی، کمتر در فضای عمومی دیده شده و اطلاعات اندکی درباره زندگی شخصی و فعالیت‌های او منتشر شده است.

رسانه‌های حکومتی در هفته‌های گذشته از او با عنوان «شهیده بشری خامنه‌ای» یاد کرده‌اند و در برخی گزارش‌ها به سابقه آموزشی و علاقه او به ادبیات اشاره شده است.

تابناک در گزارشی با عنوان دل‌نوشته یک دانش‌آموز برای «شهیده بشری خامنه‌ای»، او را با نام «خانم حسینی» خطاب کرده و از ارتباط او با فضای آموزش و ادبیات نوشته است.

انتشار پوستر مراسم یادبود این چهار نفر، افزون بر جنبه خبری آن، تصویری فشرده از پیوندهای خانوادگی در بالاترین لایه‌های قدرت جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد؛ پیوندهایی که خانواده خامنه‌ای را به خانواده حداد عادل، باقری کنی و محمدی گلپایگانی متصل می‌کند.

این شبکه خانوادگی، از مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی تا دانشگاه امام صادق و دفتر رهبر جمهوری اسلامی امتداد دارد؛ ساختاری که منتقدان آن را نشانه‌ای از تمرکز قدرت، گردش بسته نخبگان حکومتی و نقش روابط خانوادگی در دسترسی به مناصب سیاسی، فرهنگی و امنیتی می‌دانند.

در چنین زمینه‌ای، مراسم یادبود اعلام‌شده در شهر ری فقط یک مراسم خانوادگی یا مذهبی نیست؛ بلکه بار دیگر نشان می‌دهد حلقه‌های خانوادگی نزدیک به بیت رهبری چگونه در دهه‌های گذشته در مرکز ساختار قدرت جمهوری اسلامی حضور داشته‌اند و چگونه نام‌های خانوادگی، در جمهوری اسلامی، با مسیرهای نفوذ سیاسی و نهادی گره خورده‌اند.

امیر حمیدی: فشار حداکثری آمریکا تا دستیابی به توافق قابل قبول با تهران ادامه خواهد داشت

۶ خرداد ۱۴۰۵، ۰۸:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)

امیر حمیدی، کارشناس امنیت ملی، در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت فشار حداکثری آمریکا تا زمان دستیابی به یک توافق قابل قبول با تهران ادامه خواهد داشت.

او افزود جمهوری اسلامی که پیش‌تر «شعار مقاومت» می‌داد، اکنون با بحران مالی جدی روبه‌رو است و در پی آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده خود است.