• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

از رهبر پشت تریبون تا رهبر نامرئی؛ خامنه‌ای دیده نمی‌شود اما فتوا می‌دهد

اردوان روزبه
اردوان روزبه

ایران‌اینترنشنال

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

رهبر جمهوری اسلامی ناپدید شده است، فرمان‌هایش بدون تصویر و صدا صادر می‌شوند و قدرت به تدریج از یک رهبر قابل مشاهده به شبکه‌ای امنیتی و پنهان منتقل شده است؛ تغییری که شاید بازگشتی برای مدل قدیمی جمهوری اسلامی باقی نگذاشته باشد.

نه تصویر تازه‌ای از رهبر جدید جمهوری اسلامی وجود دارد، نه سخنرانی علنی، نه حضور عمومی و نه حتی یک پیام صوتی یا ویدیویی. در میانه بحرانی که تهران را وارد خطرناک‌ترین رویارویی نظامی تاریخ جمهوری اسلامی کرده، مردی که قرار بود سومین رهبر نظام باشد، اکنون بیشتر یک نام است تا یک چهره واقعی و حاضر در قدرت.

همین غیبت، شاید بزرگ‌ترین تحول در ساختار جمهوری اسلامی از زمان تاسیس آن باشد؛ تغییری که نه فقط چهره رهبری، بلکه کل مکانیزم قدرت را دگرگون کرده است.

فاکس نیوز در گزارشی درباره مدل زندگی مجتبی خامنه‌ای، وضعیت او را با سال‌های پایانی زندگی اسامه بن‌لادن در ابوت‌آباد مقایسه کرده است؛ الگویی مبتنی بر اختفا، حذف حضور عمومی و ارتباطات محدود امنیتی. در این گزارش، عمر محمد، کارشناس ضدتروریسم، از اصطلاح «نامرئی شدن عملیاتی» استفاده می‌کند؛ وضعیتی که در آن رهبر، برای زنده ماندن نباید دیده شود.

اما مساله فقط پنهان شدن یک رهبر نیست. آنچه اکنون در جمهوری اسلامی در حال شکل‌گیری است، عبور از «رهبری فردمحور» به «مکانیزم پنهان بقا» است.

در جمهوری اسلامی، رهبر همیشه باید دیده می‌شد. از روح‌الله خمینی تا علی خامنه‌ای، اصل قدرت بر نمایش حضور استوار بود؛ رهبر در نماز جمعه، سخنرانی‌ها، دیدارهای رسمی و بحران‌های سیاسی ظاهر می‌شد تا نشان دهد مرکز تصمیم‌گیری است و با قدرت در صحنه حضور دارد. اما اکنون، برای نخستین بار، ساختار حکومت وارد مرحله‌ای شده که در آن حتی معلوم نیست شخصی که فرمان‌ها به نام او صادر می‌شوند، واقعا در چه وضعیتی قرار دارد.

رویترز گزارش داده است که مجتبی خامنه‌ای دستور داده ذخایر اورانیوم غنی‌شده از ایران خارج نشود. اما واقعیت این است که هیچ تصویر، صدای مستقیم یا حضور علنی‌ای وجود ندارد که نشان دهد این تصمیم‌ها واقعا از سوی خود او گرفته می‌شوند. تمام پیام‌ها مکتوب‌اند، تمام نقل‌قول‌ها غیرمستقیم‌اند و تمام روایت‌ها از «منابع نزدیک» یا «مقام‌های آگاه» می‌آیند.

همین ابهام، نشان‌دهنده تغییر ماهیت قدرت در جمهوری اسلامی است. اکنون نام «خامنه‌ای» بیش از آنکه نشانه یک رهبر قابل مشاهده باشد، به ابزاری برای حفظ انسجام ساختار تبدیل شده است؛ ساختاری که از ترس فروپاشی، نیاز دارد همچنان وانمود کند راس قدرت هنوز وجود دارد و فرمان می‌دهد.

در چنین وضعیتی، رهبری دیگر یک فرد نیست؛ یک مکانیزم امنیتی است.

آسوشیتدپرس در همین چارچوب، احمد وحیدی را به‌عنوان یکی از بازیگران کلیدی ساختار جدید قدرت معرفی می‌کند؛ فردی که اکنون به یکی از حلقه‌های اصلی تصمیم‌سازی و مذاکره تبدیل شده است. این گزارش می‌گوید وحیدی، که سابقه فرماندهی نیروی قدس، نقش در سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱ و اتهام مشارکت در عملیات‌های برون‌مرزی را دارد، اکنون بخشی از حلقه محدود نزدیک به مجتبی خامنه‌ای محسوب می‌شود.

اما اهمیت نقش وحیدی فقط در جایگاه او نیست، بلکه در معنایی است که این جابه‌جایی قدرت دارد. هرچه رهبر کمتر دیده می‌شود، فرماندهان امنیتی و حلقه‌های پنهان بیشتر جای او را پر می‌کنند. به همین دلیل، قدرت در جمهوری اسلامی به تدریج از «رهبری علنی» به «مدیریت امنیتی پشت پرده» منتقل شده است.

این همان نقطه‌ای است که مدل پیشین جمهوری اسلامی عملا فرو می‌ریزد. حکومت دیگر نمی‌تواند به وضعیت سابق بازگردد، چون اصل مشروعیت سنتی آن آسیب دیده است. رهبری که از ابتدای قدرت گرفتنش ناپدید بوده، در ‌آینده دیگر نمی‌تواند ناگهان به چهره‌ای علنی و مقتدر تبدیل شود.

حتی اگر جنگ متوقف شود یا توافقی شکل بگیرد، این واقعیت تغییر نخواهد کرد که ساختار جمهوری اسلامی اکنون بر پایه پنهان نگه داشتن راس قدرت عمل می‌کند.

در چنین شرایطی، صدور فرمان‌ها، موضع‌گیری‌ها و حتی تصمیم‌های استراتژیک، بیش از آنکه نشانه حضور فعال یک رهبر باشد، به بخشی از تلاش حکومت برای حفظ ظاهر یک مرکز فرماندهی تبدیل شده است. شاید مهم‌ترین بحران جمهوری اسلامی همین باشد؛ حکومتی که دهه‌ها مشروعیت خود را بر «حضور رهبر» بنا کرده بود، اکنون برای بقا مجبور شده رهبری را به چیزی نامرئی، مبهم و غیرقابل اثبات تبدیل کند.

پربازدیدترین‌ها

فایننشال‌تایمز: بحران خلیج فارس شاید تازه آغاز شده باشد
۱
تحلیل

فایننشال‌تایمز: بحران خلیج فارس شاید تازه آغاز شده باشد

۲
گزارش ویژه

کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ روایت‌هایی تازه از جاوید‌نامان بیمارستان الغدیر

۳
اختصاصی

چگونه یک شبکه پول‌شویی مرتبط با سپاه پاسداران از لندن فعالیت می‌کند

۴

پوشش آزاد در قاب حکومت؛ واقعیت یا شو تبلیغاتی؟

۵
اختصاصی

آلمان بررسی بخشی از ویزاهای ایرانیان را به سفارت خود در ارمنستان منتقل کرد

انتخاب سردبیر

  • رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی
    تحلیل

    رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی

  • کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ روایت‌هایی تازه از جاوید‌نامان بیمارستان الغدیر
    گزارش ویژه

    کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ روایت‌هایی تازه از جاوید‌نامان بیمارستان الغدیر

  • مجتبی خامنه‌ای در مسیر بن‌لادن؛ از غیبت رسانه‌ای تا زیست مخفیانه

    مجتبی خامنه‌ای در مسیر بن‌لادن؛ از غیبت رسانه‌ای تا زیست مخفیانه

  • بحران جمعیت برای جمهوری اسلامی؛ چرا ایرانی‌ها دیگر فرزند نمی‌آورند؟

    بحران جمعیت برای جمهوری اسلامی؛ چرا ایرانی‌ها دیگر فرزند نمی‌آورند؟

  • چگونه یک شبکه پول‌شویی مرتبط با سپاه پاسداران از لندن فعالیت می‌کند
    اختصاصی

    چگونه یک شبکه پول‌شویی مرتبط با سپاه پاسداران از لندن فعالیت می‌کند

  • یارانه یک خانواده‌ ۳ نفره، هم‌قیمت ۵ کیلو روغن است
    روایت شما

    یارانه یک خانواده‌ ۳ نفره، هم‌قیمت ۵ کیلو روغن است

•
•
•

مطالب بیشتر

حامد تیزرویان، پژوهشگر و عکاس محیط‌زیست بازداشت شد

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۰:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)

حامد تیزرویان، دانشجوی دکترای مهندسی محیط زیست دانشگاه بهشتی و عکاس حیات‌وحش، از ۱۴ اردیبهشت‌ماه توسط ماموران اداره اطلاعات مازندران بازداشت شده و همچنان در زندان ساری در وضعیت بلاتکلیف نگهداری می‌شود.

به گفته نزدیکان او، بازداشت پس از انتشار مطالب انتقادی در شبکه‌های اجتماعی درباره سرکوب معترضان و اعتراض به اعدام‌ها صورت گرفته است.

بر اساس گزارش‌ها، اتهام مطرح‌شده علیه او «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» عنوان شده است.

فاطمه عباسی؛‌ دانشجوی هنردوستی که در حال پناه به مجروحان به گردنش شلیک کردند

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۹:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

فاطمه عباسی، ۳۱ ساله و دانشجوی دانشگاه هنر اصفهان، ۱۹ دی‌ماه در جریان انقلاب ملی در بلوار کشاورز شهر اصفهان هنگامی‌ که در حال کمک و پناه دادن به مجروحین بود با اصابت گلوله به گردنش مجروح و دچار قطع نخاع شد. او ۲۱ اسفندماه پس از گذران نزدیک به چند هفته کما، در بیمارستان جان باخت.

بنا به گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، او پس از یک دوره کما، به هوش آمده و در روزهای پایانی زندگی‌اش حال عمومی بهتری داشته است. خبر درگذشت فاطمه از طریق تماس تلفنی به خانواده اطلاع داده شد.

دوستان فاطمه او را علاقه‌مند به حرفه‌ عکاسی معرفی کرده‌اند.

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، فاطمه پس از گرفتن تعهد به خانواده تحویل و طی تدابیر شدید امنیتی در قطعه ۵۲ باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.

هم‌زمان با تلاش پاکستان برای میانجی‌گری، ترامپ بر گرفتن اورانیوم غنی‌شده ایران تاکید کرد

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۸:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، بار دیگر تاکید کرد که آمریکا در نهایت ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران را به دست خواهد آورد. جمهوری اسلامی با تحویل اورانیوم غنی‌شده خود مخالف است و حتی گفت‌وگو درباره برنامه هسته‌ای را به برآوردن شروطی از سوی آمریکا موکول کرده است.

هم‌زمان گزارش‌های از تشدید تلاش‌های پاکستان برای دستیابی به توافقی بین تهران و واشینگتن منتشر شده است.

ترامپ پنج‌شنبه ۳۱‍ اردیبهشت در کاخ سفید به خبرنگاران گفت: «ما اورانیوم بسیار غنی‌شده ایران را به دست خواهیم آورد. به آن نیاز نداریم، آن را نمی‌خواهیم. احتمالا بعد از اینکه به دستش آوردیم نابودش می‌کنیم، اما اجازه نخواهیم داد آنها آن را داشته باشند.»

گفته می‌شود جمهوری اسلامی نزدیک به ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا در اختیار دارد؛ ماده‌ای که به گفته ترامپ، نزدیک به یک سال پیش در جریان حملات هوایی آمریکا و اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه زیر زمین دفن شده است.

  • رویترز: مجتبی خامنه‌ای با خروج ذخایر اورانیوم از ایران مخالفت کرده است

    رویترز: مجتبی خامنه‌ای با خروج ذخایر اورانیوم از ایران مخالفت کرده است

گرفتن این اورانیوم و برچیدن برنامه هسته‌ای بخشی از اهداف اصلی ترامپ در جنگ ایران بوده است؛ هدفی که بر اساس آن، تهران نباید اجازه دستیابی به سلاح هسته‌ای را پیدا کند.

در همین حال رویترز به‌نقل از دو منبع ارشد در جمهوری اسلامی که نامشان اعلام نشده، گزارش داد که مجتبی خامنه‌ای، رهبر دیده نشده جمهوری اسلامی دستور داده اورانیوم با غنای نزدیک به سطح تسلیحاتی از کشور خارج نشود.

یک مقام حکومتی، پنج‌شنبه ۳۱ اردیبهشت به رویترز گفت: «دستور رهبر جمهوری اسلامی و اجماع درون حاکمیت این است که ذخایر اورانیوم غنی‌شده نباید از کشور خارج شود.»

یک منبع دیگر نیز اعلام کرد برای حل‌وفصل موضوع ذخایر اورانیوم می‌توان «فرمول‌های قابل اجرا» در نظر گرفت.

او افزود: «راه‌حل‌هایی مانند رقیق‌سازی ذخایر تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی وجود دارد.»

به گفته این دو منبع آگاه که به‌دلیل حساسیت موضوع خواستند هویتشان مخفی بماند، مقام‌های جمهوری اسلامی معتقدند انتقال مواد هسته‌ای به خارج از کشور، حکومت را در برابر حملات احتمالی آمریکا و اسرائیل در آینده آسیب‌پذیرتر خواهد کرد.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شوند که مذاکرات میان تهران و واشینگتن برای خاتمه دادن به مناقشه همچنان ادامه دارد و گزارش شده که پاکستان برای به نتیجه رسیدن این مذاکرات بر اقدامات خود افزوده است.

در حالی که افزایش شدید قیمت نفت به تورم دامن زده و اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داده، مذاکرات برای پایان دادن به جنگ شش هفته پس از اجرایی شدن یک آتش‌بس شکننده، پیشرفت اندکی داشته است.

رویترز به‌نقل از سه منبع آگاه از مذاکرات به گزارش داد که عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، روز پنج‌شنبه تصمیم خواهد گرفت که آیا برای میانجی‌گری به تهران سفر کند یا نه.

  • ترامپ: مذاکرات با تهران در مراحل نهایی است، توافق نکنند حمله می‌کنیم

    ترامپ: مذاکرات با تهران در مراحل نهایی است، توافق نکنند حمله می‌کنیم

وزیر کشور پاکستان چهارشنبه در تهران بود و از جمله با محمد باقر قالیباف،‌ رییس تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی، احمد وحیدی فرمانده کل سپاه پاسداران و مسعود پزشکیان رییس دولت در جمهوری اسلامی دیدار و مذاکره کرد.

یکی از منابع به رویترز گفت: «ما با همه گروه‌های مختلف در ایران گفت‌وگو می‌کنیم تا ارتباطات را منسجم‌تر کنیم و روند کار سرعت بگیرد.»

او افزود: «کم شدن صبر ترامپ نگران‌کننده است، اما ما روی سرعت انتقال پیام‌ها از هر طرف کار می‌کنیم.»

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا پنج‌شنبه پیش از سفر به سوئد و هند گفت: «ما در مذاکرات مقداری پیشرفت داشته‌‌ایم. اما واضح است که با نظامی روبه‌رو هستیم که خودش تا حدی دچار شکاف است؛ یعنی نظام ایران.»

او افزود: «با این حال، قرار است چند دیدار انجام شود. تا جایی که می‌دانم پاکستانی‌ها پنج‌شنبه به تهران سفر خواهند کرد.»

روبیو گفت: «ترجیح رییس‌جمهوری آمریکا این است که به یک توافق خوب برسیم. این همیشه ترجیح او بوده است. اگر بتوانیم یک توافق خوب انجام دهیم، عالی خواهد بود. من اینجا نیستم که بگویم حتما این اتفاق خواهد افتاد، اما اینجا هستم تا بگویم هر کاری بتوانیم انجام خواهیم داد تا ببینیم آیا می‌توانیم به چنین توافقی برسیم یا نه.»

  • فایننشال‌تایمز: بحران خلیج فارس شاید تازه آغاز شده باشد

    فایننشال‌تایمز: بحران خلیج فارس شاید تازه آغاز شده باشد

وزیر امور خارجه آمریکا تاکید کرد: «اما اگر نتوانیم به یک توافق خوب برسیم، رییس‌جمهوی به‌روشنی گفته که گزینه‌های دیگری هم دارد. من وارد جزئیات آن گزینه‌ها نمی‌شوم، اما همه می‌دانند آنها چیستند.»

او افزود که برنامه هسته‌ای ایران در نشست آینده وزیران امور خارجه کشورهای عضو ناتو مورد بحث قرار خواهد گرفت.

خبرگزاری ایسنا نیز گزارش داد که منیر روز پنج‌شنبه برای رایزنی به تهران سفر خواهد کرد. این خبرگزاری نوشت متنی که در تهران درباره آن گفت‌وگو می‌شود، مربوط به چارچوب کلی و برخی جزییات و اقدامات اعتمادساز به‌عنوان تضمین است.

ترامپ چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت گفت حاضر است منتظر پاسخ تهران بماند، اما در عین حال آماده ازسرگیری حملات است.

او به خبرنگاران گفت: «باور کنید، اگر پاسخ‌های درست را نگیریم، همه‌چیز خیلی سریع پیش می‌رود. همه ما آماده‌ایم.»

ترامپ افزود: «ممکن است چند روز طول بکشد، اما می‌تواند خیلی سریع هم پیش برود.»

سپاه پاسداران هشدار داده است که حملات تازه، آتش جنگ را به فراتر از منطقه گسترش خواهد داد.

  • ترامپ گزینه‌های نظامی علیه تهران را بررسی کرد، ونس از پیشرفت مذاکرات خبر داد

    ترامپ گزینه‌های نظامی علیه تهران را بررسی کرد، ونس از پیشرفت مذاکرات خبر داد

کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز پنج‌شنبه بار دیگر ادعای تهران درباره حاکمیت بر تنگه هرمز را مطرح کرد؛ تنگه‌ای که یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی جهان از آن عبور می‌کند.

او گفت تجاوز آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای منطقه، امنیت این آبراه را به‌طور بنیادین تغییر داده است.

غریب‌آبادی افزود جمهوری اسلامی می‌تواند برای حفاظت از امنیت و ایمنی دریایی خود، «اقدامات عملی و متناسب» اتخاذ کند و به حقوق بین‌الملل استناد کرد.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، پنج‌شنبه گفت: «اگر آنها بخواهند به این مسیر ادامه دهند، توافق دیپلماتیک غیرممکن می‌شود. بنابراین اگر در تلاش برای چنین کاری باشند، این تهدیدی علیه جهان است و کاملا غیرقانونی است.»

با بسته ماندن عملی تنگه برای نزدیک به سه ماه، کمبودهای فزاینده قیمت انرژی را در سراسر جهان بالا برده است؛ بحرانی که آژانس بین‌المللی انرژی آن را بدترین شوک انرژی جهان خوانده است.

آژانس بین‌المللی انرژی پنج‌شنبه هشدار داد که اوج تقاضای سوخت در تابستان، همراه با نبود عرضه جدید از خاورمیانه، می‌تواند بازار را در ماه‌های ژوئیه و اوت وارد «منطقه قرمز» کند.

به‌گزارش رویترز برخی کشتی‌ها موفق به عبور از تنگه هرمز می‌شوند، اما این تعداد در مقایسه با ۱۲۵ تا ۱۴۰ کشتی که پیش از جنگ از این تنگه می‌گذشتند بسیار ناچیز است.

رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۶:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)

جمهوری اسلامی در حالی که تقریبا در آستانه شکست در همه زمینه‌های داخلی و خارجی قرار دارد، تاکتیکش را بر یک سنت فقهی استوار کرده است: رجزخوانی.

سخنان تند مداحان در تجمعات شبانه، سخنان تلویزیونی مسئولان میان‌رده تا گفته‌های رسمی مسئولین بلندپایه در مذاکرات، رسانه‌های اجتماعی و در نهایت، پیام‌های مکتوب رهبر نادیده نظام، بر همین سنت استوار شده است.

ماجرای «آتیش زدم به مالم» را حتما شنیده‌اید: بزازی در بازار، در کسادی وضعیتش و وقتی که اجناسش روی دستش مانده بود و راهی برای فروش نداشت، شاگردش را با یک حلب نفت به میانه بازار می‌فرستد تا فریاد بزند که: «اوستایم عقلش را از دست داده، می‌خواهد همه جا را به آتش بکشد!»

مردم هم که ترسیده‌اند به طمع جنس مفت، سمت دکان بزاز هجوم می‌برند. اوستای بزاز پارچه‌هایش را میان دکان می‌اندازد و رجز می‌خواند که «آتش می‌زنم ...»

خلاصه که انبار بزاز خالی می‌شود و جنس‌هایش را با قیمت بالاتر می‌فروشد!

حالا جمهوری اسلامی هم انگار می‌خواهد با تهدید و رجزخوانی به آتش زدن دنیا، ایده‌هایش را به منطقه و جهان بفروشد.

مداحان از منبر، منتقدان داخلی را به مرگ تهدید می‌کنند. محمود نبویان، نایب‌رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، پادشاهان کشورهای عربی را تهدید می‌کند که «هیچ یک از کاخ‌هایشان سالم نخواهد ماند».

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۶:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
حسین ذوقی

جمهوری اسلامی در حالی که تقریبا در آستانه شکست در همه زمینه‌های داخلی و خارجی قرار دارد، تاکتیکش را بر یک سنت فقهی استوار کرده است: رجزخوانی.

سخنان تند مداحان در تجمعات شبانه، سخنان تلویزیونی مسئولان میان‌رده تا گفته‌های رسمی مسئولین بلندپایه در مذاکرات، رسانه‌های اجتماعی و در نهایت، پیام‌های مکتوب رهبر نادیده نظام، بر همین سنت استوار شده است.

ماجرای «آتیش زدم به مالم» را حتما شنیده‌اید: بزازی در بازار، در کسادی وضعیتش و وقتی که اجناسش روی دستش مانده بود و راهی برای فروش نداشت، شاگردش را با یک حلب نفت به میانه بازار می‌فرستد تا فریاد بزند که: «اوستایم عقلش را از دست داده، می‌خواهد همه جا را به آتش بکشد!»

مردم هم که ترسیده‌اند به طمع جنس مفت، سمت دکان بزاز هجوم می‌برند. اوستای بزاز پارچه‌هایش را میان دکان می‌اندازد و رجز می‌خواند که «آتش می‌زنم ...»

خلاصه که انبار بزاز خالی می‌شود و جنس‌هایش را با قیمت بالاتر می‌فروشد!

حالا جمهوری اسلامی هم انگار می‌خواهد با تهدید و رجزخوانی به آتش زدن دنیا، ایده‌هایش را به منطقه و جهان بفروشد.

مداحان از منبر، منتقدان داخلی را به مرگ تهدید می‌کنند. محمود نبویان، نایب‌رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، پادشاهان کشورهای عربی را تهدید می‌کند که «هیچ یک از کاخ‌هایشان سالم نخواهد ماند».

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در شبکه‌های اجتماعی از «پاسخ طولانی و دردناک» سخن می‌گوید.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، حتی در نشست‌های دیپلماتیک، با لحنی رجزآلود حرف می‌زند.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه، از «تحمیل ناپذیری» می‌گوید؛ و حسین کنعانی‌مقدم، فرمانده پیشین سپاه پاسداران، اعتراف می‌کند که «رجزخوانی یکی از روش‌های مقابله با دشمن است».

لایه‌ها‌ی متفاوت نظام به یک زبان مشترک رسیده‌اند. این روش تصادفی نیست، شیوه جدید حکمرانی در جمهوری اسلامی است.

100%

سنت فقهی

پشت این رجزخوانی فراگیر یک نظریه‌ فقهی ایستاده است. حدیثی نبوی می‌گوید: «نُصِرْتُ بِالرُّعْب»، یعنی پیروزی در پس ایجاد رعب و وحشت!

مفهوم انداختن رعب در دل دشمن در چندین آیه‌ قرآن نیز آمده است. این، چارچوب فقهی-ایدئولوژیک رجزخوانی است: ترساندن دشمن، خود نوعی پیروزی محسوب می‌شود.

در جنگ هشت ساله، امثال صادق آهنگران و غلام‌علی سبزواری همین سنت را در پشت بلندگوهای جبهه احیا کردند و رجزخوان جنگ، جایگاه رسمی پیدا کرد.

آهنگران در کنار فرماندهان نظامی، جزیی از ساختار جنگ بود.

شاید در دهه‌ ۶۰، رجز یک کارکرد تعریف‌شده داشت: کنار جبهه، در پشت بلندگوهای عملیات، در منبرهای مذهبی. یا رجزخوانی برای ترساندن مخالفان داخلی. حالا اما رجز از این جایگاه بیرون آمده و به همه‌ نهادهای نظام سرایت کرده است.

وقتی وزیر امور خارجه به‌جای زبان دیپلماتیک، در ایکس تهدید می‌کند، رجز جای دیپلماسی را گرفته است.

وقتی نماینده‌ مجلس به‌جای سخن گفتن از قانون و بودجه، پادشاهان خارجی را تهدید می‌کند، رجز جای کار مجلس را گرفته است.

وقتی رییس قوه قضاییه به جای صحبت از پرونده‌ها و رای‌ها، با لحن رجزآلود از «تحمیل‌ناپذیری» می‌گوید، رجز جای کار قضایی را گرفته است.

حتی تیم مذاکره‌کننده در میز دیپلماسی با همان لحنی حرف می‌زند که مداح در منبر. این یعنی نظام به‌جای آن که از هر نهاد، کارکرد خاص آن را بطلبد، از همه‌ نهادهای خود می‌خواهد رجزخوانی کنند.

این تاکتیک برای نظام دو وجه دارد. یکی برای دشمن خارجی‌اش که زبان تهدید و دیوانگی نظامی آن‌ها را تماشا کند و دیگری، مردم داخل ایران که هر لحظه امکان طغیان دوباره‌شان وجود دارد.

تهدید به حمله بی‌مهابا به همسایگان خلیج فارس ایران، احضار بی‌مهابای فعالان فرهنگی و سیاسی و اقتصادی، تهدید روزنامه‌نگاران داخلی، توقیف اموال هنرمندان و روزنامه‌نگاران و مخالفان داخلی؛ همگی بخشی از این ایجاد ترس و در نهایت ارجاع به وضعیت «النصر بالرعب» مورد علاقه مسئولان جمهوری اسلامی است.

100%

خلأ پشت رجز

اما چرا نظام به این روش رسیده؟

پاسخ ساده است: چون چیز دیگری ندارد. ماجرا همان بزاز بازار است. مستاصل شده و در حال از دست دادن همه جبهه‌های خارجی و داخلی‌اش است.

نظامی که نتوانست در دیپلماسی موفق شود، نتوانست اقتصاد را سامان دهد، نتوانست در میدان نظامی برتر شود، نتوانست جامعه را با خود همراه کند، حالا وضعیتی در آستانه جنون پیدا کرده و تنها یک ابزار برایش باقی مانده است: رجزخوانی. آدم‌هایش را به همه جا می‌فرستد تا فریاد «اوستایم دیوانه شده!» سر بدهند.

نظام معتقد است با ترساندن «دشمن» می‌تواند ضعف‌های خود را پنهان کند، اما این منطق یک ضعف بنیادی دارد. ترس، مثل سکه، دو رو دارد. وقتی نظام مدام تهدید می‌کند، نه تنها دشمن، که خود مردم هم ترس را می‌بینند و این ترس را به ضعف نظام تعبیر می‌کنند، نه به قدرت آن.

در جمهوری اسلامی ۱۴۰۵، با تورم سه رقمی، با میلیون‌ها بیکار، با اینترنت قطع و اقتصاد در آستانه‌ فروپاشی، هر رجزخوانی جدید ایجاد وحشت نمی‌کند؛ کمدی سیاهی‌ست که مردم را به خنده می‌اندازد.