ترامپ: پاسخ جمهوری اسلامی کاملا غیرقابل قبول است

دونالد ترامپ شامگاه یکشنبه در شبکه اجتماعی تروث سوشال در واکنش به پاسخ تهران نوشت: همین حالا پاسخ نمایندگان جمهوری اسلامی را خواندم. از آن خوشم نیامد و کاملا غیرقابل قبول است.

دونالد ترامپ شامگاه یکشنبه در شبکه اجتماعی تروث سوشال در واکنش به پاسخ تهران نوشت: همین حالا پاسخ نمایندگان جمهوری اسلامی را خواندم. از آن خوشم نیامد و کاملا غیرقابل قبول است.






روزنامه گاردین در گزارشی از ارتباط اسحاق قالیباف، پسر رییس مجلس جمهوری اسلامی، با یک مرکز پژوهشی در دانشگاه ملبورن و سرمایهگذاری او در حوزه املاک در استرالیا خبر داد. به نوشته این روزنامه، او از طریق اجاره دادن دستکم یک ملک در این کشور کسب درآمد میکرده است.
گاردین استرالیا، در گزارشی که یکشنبه ۲۰ اردیبهشت منتشر شد، با اشاره به اینکه فرزند ۳۸ ساله محمدباقر قالیباف اقامت بلندمدت استرالیا را دریافت کرده بود اما آن را به اقامت دائم تبدیل نکرد، نوشت بخش مهمی از اطلاعات مرتبط با داراییها و روابط خانواده قالیباف در استرالیا، از اسنادی به دست آمده است که در دادگاه فدرال مرتبط با اقامت اسحاق قالیباف در کانادا و در جریان نبرد حقوقی ناموفق پنجساله او برای دریافت اقامت دائم این کشور، ارائه شد.
در بخشی از این گزارش آمده است: «اسحاق شرح مفصلی از رفتوآمدها، سوابق کاری و تحصیلی و وضعیت مالی خود ارائه کرد و گفت نخستین بار در اوایل سال ۲۰۱۴ وارد ملبورن شد و در ابتدا زبان انگلیسی و یک دوره آمادگی را گذراند.»
این گزارش میافزاید: «بر اساس اسناد ارائه شده در دادگاه انتاریو، اسحاق قالیباف در فاصله سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸، هنگام تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی در دانشگاه ملبورن، در محله ساوت یارا در مرکز شهر زندگی میکرد و دو ملک اجارهای را بهعنوان نشانی محل سکونت خود ذکر کرده بود.»
به نوشته گاردین، او همچنین در اسناد دادگاه، صورتحسابهای بانکی حسابهای خود در بانکهای ANZ و NAB را ارائه کرده بود که نشان میداد در اواخر سال ۲۰۱۸ دو پرداخت ماهانه جداگانه، هر یک به مبلغ ۱۳۵۳ دلار و ۶۳ سنت استرالیا، از یک آژانس املاک مستقر در ملبورن دریافت میکرده است. قالیباف در توضیحاتی که به مقامهای مهاجرت کانادا داده و در پرونده دادگاه موجود است، این پرداختها را «اجاره دریافتی از مستاجران» توصیف کرده بود.
این رسانه تاکید کرده است که مشخص نیست اسحاق قالیباف مالکیت کدام یک از ملکها را در اختیار داشته، آنها را چه زمانی خریداری کرده یا چگونه به دست آورده است.
گاردین به نقل از یک منبع در آژانس املاک مورد اشاره مستقر در ملبورن نوشت که سوابق مربوط به آن دوره زمانی مطابق با قوانین ایالات ویکتوریا حذف شده است و اکنون تنها سرنخ باقیمانده برای بررسی فردی به نام «افضلی» در شرح تراکنشهای صورتحساب بانکی است، اما گاردین نتوانسته فردی با این نام را پیدا کند که از آن آژانس املاک ساختمانی اجاره کرده باشد.
در جای دیگری از این گزارش ذکر شده است که در اسنادی که قالیباف در دعوی اقامت کانادا به دادگاه ارائه کرد، کارفرمای او در یک شرکت مهندسی عمران در تهران «سید ابوذر خضرایی افضلی» معرفی شده است. خضرایی افضلی همسر نرجس سلیمانی، دختر قاسم سلیمانی، سردار کشتهشده سپاه است.
یاشار سلطانی، روزنامهنگار و پژوهشگر حوزه فساد و ساختارهای اقتصادی اعلام کرده بود که ابوذر خضرایی افضلی از سال ۱۳۹۱ هدایت خیریه همسر محمدباقر قالیباف را بر عهده داشت و نامش در پرونده فساد مالی هلدینگ یاس مطرح بود. هلدینگ یاس بازوی اقتصادی بنیاد تعاون سپاه بود که در سال ۱۳۹۶ پس از یک رسوایی گسترده منحل شد.
جدیدترین اسناد بانکی استرالیایی ارائهشده به دادگاه مربوط به اوایل سال ۲۰۱۹ بود. با این حال، اسحاق به دادگاه گفت که بیش از چهار سال پس از پایان دوره کارشناسی ارشد خود، ویزای استرالیا را حفظ کرده بود.
اسحاق در شهادتنامهای به تاریخ سپتامبر ۲۰۲۲ که به دادگاه فدرال کانادا ارائه شده و گاردین استرالیا آن را مشاهده کرده، گفت: «به من اقامت موقت استرالیا تا پایان سپتامبر ۲۰۲۲ اعطا شده بود؛ اقامتی که برای تبدیل آن به اقامت دائم اقدام نکردم، چون در سه سال گذشته هر هفته منتظر دریافت اقامت دائم کانادا بودهام.»
وزارت مهاجرت دولت کانادا ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ اعلام کرد که درخواست اقامت دائم اسحاق قالیباف رد شده است.
این دومین بار بود که او در دریافت ویزای کانادا ناکام ماند. به نوشته گاردین اسحاق به دادگاه فدرال انتاریو گفته بود که در سال ۲۰۱۳ نیز برای دریافت ویزای تحصیلی در اتاوا موفق نبوده و دلیل آن را نبود مدارک کافی دانست. به نظر میرسد اندکی بعد، توجه خود را به استرالیا معطوف کرده است.
تحصیل در ملبورن و کار در مرکز پژوهشی زیرساختهای دادههای مکانی و اداره زمین
به نوشته گاردین، فرزند این فرمانده سپاه، حین تحصیل در دانشگاه ملبورن بهعنوان دستیار پژوهشی در مرکز زیرساختهای دادههای مکانی و اداره زمین دانشگاه ملبورن، معروف به CSDILA مشغول به کار شد و طبق نامهای از یک مدیر اداری آن بخش که در پرونده درخواست اقامت دائم کانادا ارائه شده، از ژوئیه ۲۰۱۶ تا ژوئن ۲۰۱۸ در آنجا کار میکرد. بر اساس اسناد، این کار در طول ترمها حدود هفت ساعت در هفته بود.
این روزنامه بر اساس دادههای منتشر شده از سوی دادگاه کانادایی افزود که اسحاق قالیباف در ژانویه ۲۰۱۹ به بیش از ۱۴۸ هزار دلار آمریکا از دو حساب بانکی ایرانی و همچنین بیش از ۱۵ هزار دلار استرالیا در حسابهای بانکی استرالیایی دسترسی داشت.
نگرانی ایرانیان استرالیا درباره شبکه جمهوری اسلامی در این کشور
گاردین در بخشی از این گزارش مفصل به نگرانیهای جامعه ایرانیان استرالیا درباره حضور بستگان مقامهای جمهوری اسلامی در این کشور اشاره کرده و نوشته است: «در گزارشهایی که به تحقیق پارلمانی فدرال در سال ۲۰۲۲ درباره پیامدهای حقوق بشری سرکوب معترضان «زن، زندگی، آزادی» از سوی حکومت ایران ارائه شد، نگرانیهایی درباره بستگان مقامهایی مطرح شد که بر سرکوب خشونتبار معترضان نظارت داشتهاند و در استرالیا پناه گرفتهاند.»
دیو شارما، سناتور لیبرال ایالت نیو ساوت ولز، که پیشتر در پارلمان فدرال موضوع ارتباطات قالیباف با استرالیا را مطرح کرده بود، گفت این افشاگریها نشان میدهد چارچوب تحریمهای استرالیا «پر از حفره» است.
او افزود: «بازیگرانی که ارتباط نزدیکی با حکومت ایران دارند، مانند پسر محمدباقر قالیباف، نباید بتوانند آزادانه در استرالیا فعالیت کنند. اینکه آنان قادر به چنین کاری هستند، یک شکست جدی امنیتی است.»
در تابستان ۱۴۰۴ پس از آنکه دولت استرالیا با اعلام اینکه جمهوری اسلامی دستکم دو حمله تروریستی علیه جامعه یهودیان این کشور را هدایت کرده است، سفیر جمهوری اسلامی را اخراج کرد و فعالیت سفارتخانه خود در تهران را نیز به حالت تعلیق در آورد. چند ماه پس از آن، دولت فدرال سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست تروریسم دولتی قرار داد.
یک اندیشکده مستقر در دوحه با تحلیل وضعیت کنونی در خاورمیانه، نوشت که جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی گذار جهان به نظمی نوین را شتاب بخشیده، اما عامل ایجاد آن نبوده است؛ نظمی «بیرهبر و هنوز بدون قواعد روشن» که در آن امنیت فراتر از قدرت صرف نظامی تعریف میشود.
شورای خاورمیانه در امور جهانی (Middle East Council on Global Affairs) در تحلیلی که یکشنبه ۲۰ اردیبهشت منتشر شد، نوشت: «این جنگ نه یک بحران منطقهای گذرا یا رویارویی میان قدرتهای رقیب در عرصهای محدود، بلکهلحظهای محوری در تاریخ سیاسی معاصر است.»
خالد الجابر، متخصص ارتباطات سیاسی و امور خاورمیانه و مدیر اجرایی این اندیشکده، در این تحلیل افزوده که جهان اکنون وارد مرحلهای از گذار تاریخی شده است؛ گذاری از یک نظام بینالمللی با مرزهای شناختهشده به سوی نظامی جهانی جدید که نه ویژگیهای آن روشن است و نه قواعدش.
با این حال، او تاکید میکند که این جنگ تنها عامل دگرگونی در نظم جهانی نیست بلکه روندهایی را که پیشتر آغاز شده بودند شتاب داده و آشکار کرده است.
به باور الجابر، نظم جهانی دچار فروپاشی کامل نمیشود، بلکه این دگرگونی بهتدریج به وضعیتی منجر خواهد شد که میتوان آن را «ثبات ناپایدار» یا «تعادل شکننده» توصیف کرد.
در بخشی از این تحلیل درباره نظم چندقطبی آمده است: «جهان نه به سوی آشوب فراگیر هابزی میرود که در آن قواعد بهکلی غایب باشند، و نه در حال بازگشت به نظمی تکقطبی به رهبری یک قدرت هژمونیک واحد است، آنچه بهتدریج در حال شکلگیری است، نظمی رقابتی و چندقطبی است که در آن قدرتهای بزرگ نفوذ و مسئولیتها را میان خود تقسیم میکنند، بیآنکه هیچیک توان تحمیل هژمونی کامل یا تدوین قواعدی الزامآور برای همه را داشته باشد.»
بر این اساس، در چارچوب این نظم تازه، ائتلافها منعطفتر، کمثباتتر و عملگرایانهتر میشوند، و بازدارندگی به دلیل تکثر و درهمتنیدگی منابع تهدید، پرهزینهتر و محاسبه آن دشوارتر میشود. در نتیجه، نظم جدید ناگزیر سیال و متغیر خواهد بود و همین امر پیشبینی پیامدهای آن یا ترسیم مسیرش را دشوار میکند.
بازتعریف امنیت
بخشی از این تحلیل به بازتعریف مفهوم امنیت اختصاص دارد. الجابر نوشته است که جنگ جاری نشان داد که امنیت ملی دیگر فقط به به قدرت نظامی، ارتش و بازدارندگی هستهای محدود نیست. امروز کشوری امنتر است که بتواند زنجیرههای تامین، زیرساختهای دیجیتال، دادهها، انرژی، فناوریهای حیاتی، نیمهرساناها و ظرفیت هوش مصنوعی خود را حفظ و تقویت کند.
در این نگاه تازه، کارخانههای راهبردی، شرکتهای فناوری، آزمایشگاههای پیشرفته و شبکههای دیجیتال به اندازه ارتش در قدرت و بازدارندگی کشورها نقش دارند. بنابراین ممکن است کشوری با ارتش کوچکتر، اگر در فناوری یا امنیت اقتصادی برتری داشته باشد، نفوذی بیش از یک قدرت نظامی بزرگتر پیدا کند.
نشانههای پایان قطعیت راهبردی و پایان اتحاد غرب برای حل بحرانهای بزرگ
این مقاله همچنین جنگ ایران را پایان یک مرحله تاریخی میداند؛ مرحلهای که که در آن جهان به رهبری غرب و ثبات نظم آتلانتیک اعتماد داشت و «قطعیت راهبردی» مهمترین شاخص آن بود.
به باور الجابر این دوران به پایان رسیده است و آمریکا و اروپا دیگر مثل گذشته قادر نیستند بحرانهای بزرگ را بهطور هماهنگ مدیریت کنند و شکاف میان ادعای رهبری غرب و توان واقعی آن آشکار شده است.
اروپا بیش از همه با این وضعیت روبهرو شده، چون امنیت خود را برای دههها بر تضمینهای آمریکا بنا کرده بود؛ اما حالا با آمریکایی روبهروست که بیشتر درگیر رقابت با چین و اولویتهای اقیانوس آرام است. به همین دلیل، بحث درباره استقلال راهبردی و توان دفاعی مستقل اروپا جدیتر شده است.
در عین حال، چین و قدرتهای آسیایی هم با وجود وابستگی شدید به انرژی خلیج فارس، نتوانستهاند جای خالی رهبری غرب را پر کنند یا طرحی جدی برای حفظ ثبات منطقه ارائه دهند.
در بخشی از این تحلیل میخوانیم: «همه قدرتهای بزرگ، از نظر اقتصادی و راهبردی، از بحران آسیب میبینند، اما هیچیک اراده سیاسی، توان عملیاتی یا مشروعیت بینالمللی لازم برای رهبری واکنشی قاطع و هماهنگ در سطح بینالمللی را ندارد. این یعنی آنچه جهان با آن روبهروست، بحران قدرت به معنای کمبود توانمندیها نیست؛ بلکه بحران رهبری جهانی در تبدیل توانمندیهای موجود به اقدام موثر بینالمللی است. نهادهای سنتی بینالمللی، مانند شورای امنیت سازمان ملل، برای دستیابی به اجماع درباره این مناقشه با مشکل روبهرو شدهاند، در حالی که ائتلافها بیش از پیش پراکنده و چندپاره به نظر میرسند.»
دوراهی پیش روی کشورهای خلیج فارس
بخش دیگری از این تحلیل تصویری از آنچه پیش روی کشورهای خلیج فارس قرار دارد، ارائه میدهد. به باور الجابر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، بهعنوان تامینکنندگان حیاتی انرژی در جهان و بازیگران محوری در موازنه قدرت جهانی، در مرکز این دگرگونی قرار دارند و وزنی یافتهاند که بسیار فراتر از ابعاد جغرافیایی و جمعیت آنهاست.
او نوشته است که بحران اخیر نشان داد این مزیت جغرافیایی و راهبردی به یک «بار راهبردی» و نقطهای آسیبپذیر تبدیل میشود. تهدید تنگه هرمز یا اختلال در کشتیرانی دیگر فقط مسئلهای منطقهای نیست، بلکه مستقیما اقتصاد جهانی، قیمت انرژی، بیمه دریایی و حملونقل بینالمللی را تحت تاثیر قرار میدهد.
به عبارت دیگر، موقعیت کشورهای خلیج فارس هم اهرم قدرت است و هم منبع خطر: به این کشورها قدرت چانهزنی بیشتری میدهد، اما همزمان مسئولیتها و خطراتی استثنایی را نیز بر دوش آنها میگذارد.
این مقاله در نهایت نتیجه گرفته است که مشاهده آنچه در خاورمیانه میگذرد به ما میگوید مهمتر از اینکه چه کسی پیروز این جنگ خواهد بود، چگونگی تغییر قواعد قدرت در جهان است و اینکه نظم نوین بر پایه چه معیارها و اصولی بنا خواهد شد.
الجابر تاکید میکند در نظم نوظهور، دیگر یک مرکز روشن و مسلط وجود ندارد. نفوذ کشورها بیش از آنکه به اندازه ارتش یا جایگاه تاریخی آنها وابسته باشد، به توانشان در سازگاری با تحولات، بازتنظیم ائتلافها، تنوعبخشی به شراکتها و سرمایهگذاری در امنیت اقتصادی، فناورانه، انرژی و دیجیتال بستگی دارد و در این بازآرایی، کشورهایی موفقتر خواهند بود که زودتر تغییرات ساختاری را تشخیص دهند، وابستگیهای خود را کاهش دهند و برای نظم سیال و نامطمئن آینده آماده شوند.
در حالی که فشارها برای خلع سلاح حزبالله ادامه دارد، وزارت کشور سوریه این گروه نیابتی جمهوری اسلامی را متهم کرد که به «مجرمان» حکومت بشار اسد پناه داده است.
به گزارش شبکه خبری العربیه، وزارت کشور سوریه شامگاه شنبه ۱۹ اردیبهشت اعلام کرد برخی افرادی که در جنایات حکومت اسد علیه مردم سوریه دست داشتند، به لبنان گریختهاند و مقامهای دمشق در تلاشاند آنها را بازگردانند و محاکمه کنند.
این وزارتخانه همچنین از انجام اقداماتی برای «تقویت اعتماد و گسترش همکاریها» با بیروت خبر داد و تاکید کرد لبنان در زمینه کنترل مرزهای دو کشور، «شریکی واقعی و قابل اعتماد» به شمار میرود.
حزبالله در کنار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقشی کلیدی در بقای حکومت بشار اسد پس از آغاز جنگ داخلی سوریه ایفا کرده بود.
در نهایت، مخالفان مسلح به رهبری گروه تحریر الشام توانستند در یک عملیات غافلگیرکننده آذر ۱۴۰۳ به دمشق برسند و به بیش از پنج دهه حکومت خاندان اسد بر سوریه پایان دهند.
در دوران بشار اسد، سوریه یکی از مسیرهای اصلی انتقال تسلیحات به حزبالله به شمار میرفت، اما پس از روی کار آمدن حکومت جدید، محدودیتها بر مسیرهای قاچاق سلاح افزایش یافته است.
سفر نخستوزیر لبنان به دمشق
نواف سلام، نخستوزیر لبنان، ۱۹ اردیبهشت با احمد الشرع، رییسجمهوری سوریه، در دمشق دیدار کرد.
او پس از این دیدار گفت دو طرف در حال گسترش همکاریهای سیاسی و اقتصادی هستند و بر سر تشکیل «شورای مشترک تجاری» به توافق رسیدهاند.
نخستوزیر لبنان افزود در این دیدار ضرورت تشدید کنترل مرزها و مقابله با قاچاق در سایه چالشهای امنیتی و اقتصادی مناطق مرزی دو کشور مورد تاکید قرار گرفت.
سفر سلام به دمشق در حالی انجام گرفت که دولت لبنان در هفتههای اخیر کوشیده است با استفاده از اهرمهای گوناگون، نفوذ حزبالله را کاهش دهد و حتی مذاکرات مستقیم با اسرائیل را برای کاهش تنشها در دستور کار قرار داده است.
۱۳ اردیبهشت، حسن فضلالله، نماینده حزبالله در پارلمان لبنان، اعلام کرد این گروه نیابتی جمهوری اسلامی خود را به مذاکرات مستقیم میان دولت لبنان و اسرائیل و نتایج احتمالی آن متعهد نمیداند.
این در حالی است که حملات اسرائیل به مواضع حزبالله در لبنان همچنان ادامه دارد. وزارت بهداشت لبنان پیشتر از کشته شدن ۳۹ تن در جریان حملات اسرائیل در ۱۹ اردیبهشت خبر داد.
شبکه کان: حزبالله از بیم از دست دادن حمایت تهران، با خلع سلاح مخالفت میکند
شبکه کان اسرائیل ۲۰ اردیبهشت به نقل از منابع امنیتی گزارش داد حزبالله با نگرانی تحولات دیپلماتیک و فشارهای بینالمللی را دنبال میکند و بیم آن دارد که توافق احتمالی میان اسرائیل و لبنان به اقدام دولت لبنان علیه این گروه و محدود شدن نفوذ آن منجر شود.
بر اساس این گزارش، حزبالله تسلیحاتش را پایه قدرت نظامی، راهبردی و سیاسی خود در لبنان میداند و بهدلیل نگرانی از احتمال از دست دادن پشتیبانی حکومت ایران، تاکید کرده است به خلع سلاح تن نخواهد داد.
کان افزود بر پایه برآوردها در اسرائیل، خلع سلاح حزبالله یکی از محورهای اصلی اختلاف در هرگونه تلاشی برای دستیابی به توافقی بلندمدت در جبهه شمالی خواهد بود.
نمایندگان اسرائیل و لبنان قرار است ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت برای دور تازه مذاکرات در واشینگتن دیدار کنند. به گزارش کان، در این نشست موضوع خلع سلاح حزبالله و ترسیم مرز میان دو کشور بررسی خواهد شد و احتمالا نمایندگانی از ارتش دو طرف نیز حضور خواهند داشت.
تدروس ادهانوم، مدیرکل سازمان بهداشت جهانی، در نامهای سرگشاده به ساکنان جزیره «تنریف» اسپانیا تلاش کرد نگرانیها درباره پهلو گرفتن کشتی تفریحی «هوندیوس» را کاهش دهد و تاکید کرد خطر ناشی از شیوع هانتاویروس برای ساکنان این جزیره «پایین» است.
کشتی تفریحی هوندیوس پس از شناسایی موارد ابتلا به گونه آندِس هانتاویروس برای هفتهها در دریا سرگردان مانده بود. این ویروس که عمدتا از طریق جوندگان منتقل میشود، میتواند باعث بیماری شدید تنفسی و کلیوی شود. نگرانیها درباره پهلو گرفتن کشتی در تنریف، بهویژه به دلیل خاطره همهگیری کووید-۱۹، واکنشهایی در میان ساکنان محلی ایجاد کرده بود. با این حال، سازمان جهانی بهداشت و مقامهای اسپانیا تاکید کردهاند خطر انتقال گسترده این بیماری در شرایط فعلی پایین است و عملیات انتقال مسافران تحت تدابیر شدید بهداشتی و امنیتی انجام خواهد شد.
تدروس در این نامه نوشت: «لازم است این را با شفافیت بشنوید: این وضعیت، یک کووید-۱۹ دیگر نیست.» او تاکید کرد گونه «آندِس» هانتاویروس که در این کشتی شناسایی شده، بیماریای جدی است و تاکنون سه نفر جان خود را از دست دادهاند، اما ارزیابی سازمان جهانی بهداشت این است که خطر برای زندگی روزمره مردم تنریف پایین باقی مانده است.
به گفته او، در حال حاضر هیچ مسافر دارای علائم بیماری در کشتی وجود ندارد و یک کارشناس سازمان جهانی بهداشت نیز در کشتی مستقر شده است.
مدیرکل سازمان جهانی بهداشت همچنین اعلام کرد دولت اسپانیا برنامهای «دقیق و حسابشده» برای انتقال مسافران به ساحل آماده کرده است. بر اساس این طرح، مسافران در بندر صنعتی گرانادییا، دور از مناطق مسکونی، با خودروهای مهر و مومشده و تحت حفاظت، از طریق مسیری کاملا بسته به ساحل منتقل و سپس مستقیما به کشورهای خود بازگردانده خواهند شد.
تدروس در بخش دیگری از نامه خود از پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، بابت پذیرش این کشتی قدردانی کرد و آن را «نمونهای از همبستگی و وظیفه اخلاقی» خواند.
او گفت انتخاب تنریف برای پذیرش کشتی بر اساس مقررات بینالمللی بهداشت و به دلیل برخورداری این جزیره از زیرساخت پزشکی و امکانات لازم انجام شده است.
مدیرکل سازمان جهانی بهداشت همچنین اعلام کرد شخصا به تنریف سفر خواهد کرد تا روند عملیات را از نزدیک دنبال کند و از کارکنان درمانی، نیروهای بندری و مقامهای محلی قدردانی کند.
تدروس در پایان نامه نوشت: «ویروسها سیاست نمیفهمند و به مرزها احترام نمیگذارند. بهترین ایمنی که ما داریم، همبستگی است.»
در هفته نخست ماه مه ۲۰۲۶، یک شیوع نادر و مرگبار از هانتاویروس در کشتی تفریحی هوندیوس توجه سازمانهای بهداشتی جهان را جلب کرد. این کشتی که سفر خود را از اوشوآیا در آرژانتین آغاز کرده بود، پس از بروز چند مورد بیماری شدید تنفسی و مرگ چند مسافر، به کانون یک عملیات بینالمللی ردیابی و قرنطینه تبدیل شد.
کشتی حدود ۱۵۰ مسافر و خدمه داشت. نخستین قربانی، مردی هلندی بود که در ۱۱ آوریل در کشتی جان باخت. جسد او دو هفته بعد در جزیره سنت هلنا (St. Helena) از کشتی خارج شد. همسر او نیز در همان جزیره پیاده شد و پس از انتقال به آفریقای جنوبی، در فرودگاه ژوهانسبورگ دچار وخامت حال شد و جان خود را از دست داد. پس از آن، یک زن آلمانی نیز در کشتی فوت کرد و چند نفر دیگر علائم شدید تنفسی و تب نشان دادند.
واینت در گزارشی از وضعیت کشتیهای گرفتار در تنگه هرمز نوشت بیش از ۲۰ هزار ملوان و خدمه دریایی، پس از ۶۵ روز تنش و درگیری میان جمهوری اسلامی و آمریکا، همچنان در خلیج فارس گرفتار ماندهاند؛ در حالی که ذخایر آب، غذا و دارو رو به پایان است و صدها کشتی امکان خروج از منطقه را ندارند.
بر اساس این گزارش، تنها سه روز پس از آنکه دونالد ترامپ «پروژه آزادی» برای بازگشایی مسیر تردد کشتیهای تجاری در تنگه هرمز را متوقف کرد، تبادل حملات میان آمریکا و حکومت ایران بار دیگر از سر گرفته شد و تهران تهدید کرد «پاسخی قاطع» خواهد داد.
واینت نوشت اکنون هزاران ملوان در انتظار پاسخ نیروی دریایی حکومت ایران هستند تا مشخص شود چه زمانی اجازه خروج از تنگه را خواهند داشت.
یکی از این ملوانان، شمیم صابر، ناوبر اهل بنگلادش در یک کشتی تحقیقاتی، به والاستریت ژورنال گفته است: «ذخایر آب و غذای ما هر روز کمتر میشود. نگرانم و برای جانم میترسم. وضعیت بسیار بد است و ما درمانده شدهایم.»
او گفت مقامهای ایرانی پس از درخواست خروج از طریق رادیو به آنها گفتهاند عبور از تنگه «قرمز» و بسیار خطرناک است.
به نوشته واینت، صدها کشتی در صفی طولانی تا خروجی تنگه لنگر انداختهاند، در حالی که پهپادها بر فراز آنها پرواز میکنند و زبالههای کشتیهای دیگر روی آب شناور است.
این گزارش میافزاید خدمه کشتیها اکنون میان حفظ جایگاه خود در صف انتظار یا حرکت به سمت بنادر برای تامین دوباره آب و غذا مردد ماندهاند؛ زیرا هیچکس نمیداند چه زمانی مسیر خروج باز خواهد شد.
واینت وضعیت کنونی خلیج فارس را «زندان شناور» برای بیش از ۸۰۰ کشتی توصیف کرده که بیش از دو ماه است در منطقه گرفتار شدهاند.
بر اساس دادههای سازمان بینالمللی دریانوردی که در این گزارش به آن استناد شده، در جریان تبادل حملات میان حکومت ایران و آمریکا، بیش از ۳۰ کشتی هدف موشکها و پهپادهای ایرانی قرار گرفتهاند و دستکم ۱۰ ملوان کشته شدهاند.
این گزارش همچنین به روایت یک ملوان هندی اشاره میکند که گفته شاهد سوختن کامل کشتی مجاور خود بوده، در حالی که خدمه آن در انتظار امدادی بودند که هرگز نرسید.
او گفته داروهای کشتی به پایان رسیده و خودش نیز دیگر داروی فشار خون در اختیار ندارد.
به نوشته واینت، برخی خدمه معتقدند برای عبور از محاصره ایران باید به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پول پرداخت شود، اما هماهنگی این پرداختها تنها میان دولتها انجام میشود و ملوانان خارجی در بلاتکلیفی به سر میبرند.
این گزارش یادآوری میکند ترامپ اوایل ماه جاری «پروژه آزادی» را با هدف ازسرگیری عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز آغاز کرد؛ عملیاتی که او آن را «اقدامی بشردوستانه» توصیف کرده بود.
بر اساس اعلام فرماندهی مرکزی آمریکا، قرار بود این عملیات با پشتیبانی ناوشکنهای موشکانداز، بیش از ۱۰۰ هواگرد و حدود ۱۵ هزار نیروی نظامی اجرا شود، اما تنها پس از ۳۶ ساعت متوقف شد.
روز بعد، پس از آنکه جمهوری اسلامی به سوی ناوشکنهای آمریکایی عبوری از تنگه آتش گشود و ارتش آمریکا پاسخ داد، درگیریها بار دیگر شدت گرفت.
حکومت ایران آمریکا را به نقض آتشبس متهم کرد و تهدید به پاسخ داد. ترامپ نیز همزمان با تهدید تهران، تاکید کرد «آتشبس همچنان برقرار است.»
در ادامه این تنشها، امارات متحده عربی از فعال شدن سامانههای پدافند هوایی خود خبر داد، هرچند مشخص نشد چه اهدافی رهگیری شدهاند.
سخنگوی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی نیز آمریکا را به «نقض آتشبس» متهم کرد و هشدار داد تهران «قاطعانه و بدون تردید» پاسخ خواهد داد.
با این حال، تلویزیون حکومت در ایران ساعاتی بعد از «بازگشت شرایط به حالت عادی» خبر داد؛ وضعیتی که به نوشته واینت، همچنان با ادامه محاصره هرمز و سرگردانی صدها کشتی همراه است.