• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

شهرام خلدی: جمهوری اسلامی مانند یک حکومت اشغالگر از منابع ایران استفاده کرده است

۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۶:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، اعلام کرد این کشور برای ازسرگیری نبرد با جمهوری اسلامی آمادگی دارد و اهداف عملیاتی خود را تعیین کرده است.

او افزود حمله بعدی «مرگبارتر و متفاوت» خواهد بود و برنامه‌ریزی برای حذف کامل ساختار رهبری جمهوری اسلامی انجام شده است.

شهرام خلدی، پژوهش‌گر تاریخ خاورمیانه و روابط بین‌الملل، با اشاره به احتمال ازسرگیری جنگ گفت جمهوری اسلامی مانند یک حکومت اشغالگر از منابع و زیرساخت‌های ایران برای سرکوب مردم و تهدید کشورهای منطقه استفاده کرده است.

پربازدیدترین‌ها

انتقاد شهروندان از تیم محافظان شاهزاده رضا پهلوی در پی پاشیدن ماده رنگی به او
۱
روایت شما

انتقاد شهروندان از تیم محافظان شاهزاده رضا پهلوی در پی پاشیدن ماده رنگی به او

۲

شاهزاده رضا پهلوی خواستار طرح مساله اینترنت و حقوق بشر در مذاکرات با جمهوری اسلامی شد

۳
اختصاصی

حلقه مجتبی خامنه‌ای و خط قرمز هسته‌ای، مانع اصلی مذاکرات با آمریکا شد

۴
تحلیل

۳ سناریو بازگشایی بورس پس از جنگ

۵

نفت‌کش‌های ایرانی برای عبور از محاصره آمریکا «در تاریکی» حرکت می‌کنند

انتخاب سردبیر

  • افشای شبکه جذب نیرو برای عملیات خرابکارانه جمهوری اسلامی در بریتانیا

    افشای شبکه جذب نیرو برای عملیات خرابکارانه جمهوری اسلامی در بریتانیا

  • آمریکا برای اطلاعات درباره رهبر گروه «کتائب سیدالشهدا» ۱۰ میلیون دلار جایزه تعیین کرد

    آمریکا برای اطلاعات درباره رهبر گروه «کتائب سیدالشهدا» ۱۰ میلیون دلار جایزه تعیین کرد

  • نمایش وحدت در تهران؛ پاسخ هماهنگ به بحران رهبری یا انکار واقعیت‌ها؟

    نمایش وحدت در تهران؛ پاسخ هماهنگ به بحران رهبری یا انکار واقعیت‌ها؟

  • ۳ سناریو بازگشایی بورس پس از جنگ
    تحلیل

    ۳ سناریو بازگشایی بورس پس از جنگ

  • واشینگتن پست: ترامپ برای رسیدن به اهدافش در قبال جمهوری اسلامی به توافق نیاز ندارد
    تحلیل

    واشینگتن پست: ترامپ برای رسیدن به اهدافش در قبال جمهوری اسلامی به توافق نیاز ندارد

  • جمهوری اسلامی سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی را اعدام کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

هاآرتص: در صورت شکست مذاکرات، گزینه حملات هوایی گسترده همچنان مطرح است

۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۴:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه هاآرتص در تحلیلی درباره جنگ حکومت ایران و آمریکا نوشت که دونالد ترامپ در حال حاضر تمایل دارد این جنگ را از طریق یک توافق پایان دهد، اما بن‌بست در مذاکرات می‌تواند به‌سرعت به ازسرگیری درگیری منجر شود. این تحلیل تاکید می‌کند که تمدید آتش‌بس عملاً کوتاه‌مدت است و در صورت ادامه اختلافات، خطر تشدید تنش‌ها در آینده نزدیک همچنان وجود دارد.

به نوشته این تحلیل، اختلاف اصلی میان دو طرف بر سر برنامه هسته‌ای ایران است؛ جایی که واشینگتن خواهان محدودیت‌های بلندمدت بر غنی‌سازی و کنترل اورانیوم است، در حالی که تهران دوره‌ای کوتاه‌تر را می‌پذیرد. در مقابل، پیشنهاد آزادسازی ۲۰ تا ۲۷ میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده [حکومت] ایران مطرح شده است. هاآرتص هشدار می‌دهد که اصرار [حکومت] ایران برای گرفتن امتیازات بیشتر ممکن است ترامپ را - با وجود خستگی از جنگ - به سمت ازسرگیری آن سوق دهد.

این تحلیل همچنین تاکید می‌کند که تقابل کنونی بیش از آنکه نظامی باشد، با توجه به محاصره دریایی آمریکا در اطراف تنگه هرمز در برابر اقدامات [حکومت] ایران، ماهیتی اقتصادی دارد. به نوشته هاآرتص، هر دو طرف اکنون به پیامدهای گسترده این فشارها بر اقتصاد جهانی پی برده‌اند. در عین حال، این تحلیل می‌گوید احتمال حمله زمینی آمریکا پایین است، اما در صورت شکست مذاکرات، گزینه حملات هوایی گسترده - احتمالاً با حمایت اسرائیل - همچنان مطرح است.

هاآرتص در پایان می‌نویسد که ترامپ با یک چالش دوگانه مواجه است: جنگی که در داخل آمریکا محبوبیت ندارد و در عین حال، طرف ایرانی که بخشی از رهبری آن نسبت به فشارهای اقتصادی و تبعات داخلی بی‌تفاوت توصیف شده است. به این ترتیب، مسیر پیش‌رو میان دستیابی به توافق و بازگشت به درگیری نظامی همچنان نامشخص باقی مانده است.

فوتبال در خدمت ایدئولوژی؛ نگاهی به حضور ملی‌پوشان در تجمعات حکومتی

۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۶:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، با دفاع تمام‌قد از حضور اعضای تیم ملی فوتبال در تجمعات حکومتی، آن را یک «سنت حسنه» نامیده و گفته است بازیکنان با «میل و رغبت شخصی» در این برنامه‌ها شرکت می‌کنند.

حضور اخیر ملی‌پوشان فوتبال در تجمعات حکومتی، در حالی که جمهوری اسلامی هنوز برای حضور تیم ملی در جام جهانی آمریکا بلاتکلیف است و مشخص نیست تیم امیر قلعه‌نویی به جام جهانی خواهد رفت یا نه، بار دیگر بحث قدیمی و جنجالی استفاده ابزاری از ورزش برای مقاصد ایدئولوژیک و سیاسی را داغ کرده است.

مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، در پاسخ به شائبه اجباری بودن این حضور، با لحنی تدافعی گفت: «مگر این بازیکنان بچه هستند؟ خودشان علاقه‌مند هستند.»

اما واقعیت پشت این صحنه‌آرایی‌ها، ریشه در یکی از تاکتیک‌های پروپاگاندا دارد که پیش از این در تاریک‌ترین دوران قرن بیستم تجربه شده است.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

فوتبال در خدمت ایدئولوژی؛ نگاهی به حضور ملی‌پوشان در تجمعات حکومتی

۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۶:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
محسن صالحی

مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، با دفاع تمام‌قد از حضور اعضای تیم ملی فوتبال در تجمعات حکومتی، آن را یک «سنت حسنه» نامیده و گفته است بازیکنان با «میل و رغبت شخصی» در این برنامه‌ها شرکت می‌کنند.

حضور اخیر ملی‌پوشان فوتبال در تجمعات حکومتی، در حالی که جمهوری اسلامی هنوز برای حضور تیم ملی در جام جهانی آمریکا بلاتکلیف است و مشخص نیست تیم امیر قلعه‌نویی به جام جهانی خواهد رفت یا نه، بار دیگر بحث قدیمی و جنجالی استفاده ابزاری از ورزش برای مقاصد ایدئولوژیک و سیاسی را داغ کرده است.

مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، در پاسخ به شائبه اجباری بودن این حضور، با لحنی تدافعی گفت: «مگر این بازیکنان بچه هستند؟ خودشان علاقه‌مند هستند.»

اما واقعیت پشت این صحنه‌آرایی‌ها، ریشه در یکی از تاکتیک‌های پروپاگاندا دارد که پیش از این در تاریک‌ترین دوران قرن بیستم تجربه شده است.

الگوبرداری از دیکتاتوری‌های تاریخی

استفاده از شهرت ورزشکاران برای ترویج یک فکر و ایدئولوژی خاص و جلا دادن به چهره یک نظام سیاسی، ابداع جدیدی نیست.

بنیتو موسولینی، دیکتاتور فاشیست ایتالیا، از نخستین کسانی بود که ظرفیت عظیم فوتبال را برای ترویج ایدئولوژی خود درک کرد.

او با تبدیل پیروزی‌های تیم ملی ایتالیا در جام‌های جهانی ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸ به ابزار پروپاگاندا، بازیکنان را مجبور می‌کرد با پیراهن‌های مشکی، نماد فاشیسم، و سلام نظامی وارد زمین شوند.

هدف دستگاه پروپاگاندای موسولینی، ترویج ایدئولوژی فاشیستی بود. در واقع، دیکتاتورها از ورزش به عنوان ابزاری استفاده می‌کنند تا مشکلات و بحران‌های خود را پشت پرده محبوبیت ورزشکاران و قهرمانی‌های ورزشی پنهان کنند.

  • حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

    حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

تناقض در روایت «اختیار»

ادعای مهدی تاج درباره «علاقه شخصی» بازیکنان با یک پرسش جدی روبه‌رو است. اگر این حضور صرفا بر اساس علایق فردی است، چرا ملی‌پوشان پیش از آغاز اردوی تیم ملی در این تجمعات، که بیش از ۵۰ روز در جریان است، حضور فعالی نداشتند؟

پیش از آغاز اردوی تیم ملی و تحت نظارت مستقیم مسئولان فدراسیون، نشانه بسیار کمی از حضور ملی‌پوشان در این تجمعات دیده می‌شد. همچنین غیبت ستاره‌های دیگر رشته‌های ورزشی نیز در این برنامه‌ها مشهود است.

100%

تعمیق شکاف؛ تیم ملی یا تیم حکومتی؟

این رفتار آشکار حاکمیت در استفاده ابزاری از بازیکنان، پیامدی جز عمیق‌تر شدن شکاف میان مردم و تیم ملی ندارد.

زخمی که از جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» و در نتیجه سکوت ملی‌پوشان در برابر سرکوب و کشتار مردم بر پیکر رابطه ملت و تیم ملی نشست، هنوز التیام نیافته است.

کشته شدن افرادی چون مهران سماک به‌دست حکومت، نمادی از این گسست تاریخی است.مهران سماک همراه نامزدش در واکنش به باخت تیم ملی به آمریکا در جام‌جهانی قطر، در خودرو بوق می‌زد که با تیراندازی مستقیم ماموران به سرش کشته شد.

وقتی تیم ملی به جای آنکه «صدای مردم» باشد، به ویترین تجمعات حکومتی تبدیل می‌شود، دیگر نمی‌توان انتظار داشت مردم تیم ملی را از آن خود بدانند.

همان‌طور که رسول خادم به‌درستی اشاره کرد، شادی مردم از باخت تیم ملی در جام جهانی قطر، حاصل عملکرد حاکمیتی است که ورزش را به گروگان گرفته است.

ادامه این مسیر، بیش‌ازپیش، تیم ملی را از یک نهاد مردمی به یک ارگان تبلیغاتی حکومتی تبدیل می‌کند که در نهایت، بزرگ‌ترین بازنده آن نه سیاستمداران، بلکه خود فوتبال است.

۳ سناریو بازگشایی بورس پس از جنگ

۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
محمد ماشین‌چیان

بورس تهران پس از شصت روز تعطیلی در آستانه‌ی بازگشایی مرحله‌ای قرار گرفته است. اما مدل اعلام‌شده از سوی سازمان بورس، چند ایراد اساسی دارد و سرنوشت بازار، کماکان به مسیر مذاکرات با آمریکا گره خورده است.

بورس تهران شصت روز است که تعطیل است. معاملات متوقف، نمادها بسته و میلیون‌ها سهامدار حقیقی در انتظار لحظه‌ای هستند که بتوانند دارایی‌شان را جابه‌جا کنند.

رییس سازمان بورس اعلام کرده است بازگشایی بازار ظرف ۱۰ تا ۱۲ روز آینده و به شکل مرحله‌ای انجام خواهد شد؛ در فاز نخست فقط نماد شرکت‌هایی باز می‌شود که مستقیما از جنگ آسیب ندیده‌اند و نمادهای فولادی و پتروشیمی که ضربه خورده‌اند، همچنان بسته می‌ماند.

تردیدی نیست که بازگشایی یک پتروشیمی آسیب‌دیده که تولیدش متوقف شده و هزینه و زمان بازگشتش به وضعیت عادی مشخص نیست، موجب سقوط آن نماد می‌شود و تصویری هیجانی و ناپایدار از قیمت به دست می‌دهد. اما این رویکرد، چند ایراد اساسی دارد.

تفاوت بازار سالم با ساختار حکمرانی ایران

در یک بازار سرمایه‌ سالم، هنگام آسیب جدی به شرکت، نهاد ناظر معاملات را موقتا متوقف می‌کند. اما بلافاصله بعد، شرکت را ملزم به افشای دقیق میزان خسارت، مدت توقف تولید، وضعیت بیمه و برنامه‌ تامین مالی می‌کند.

در مرحله‌ بعد، با حضور بازارگردان و در صورت لزوم تنظیم دامنه‌ نوسان، به بازار اجازه‌ رسیدن به قیمت جدید داده می‌شود. سیاست‌گذار نیز به موازات این روند، اطمینان حاصل می‌کند که نقدینگی کافی در نظام مالی وجود داشته باشد، کارگزاری‌ها و بانک‌ها در شرایط مناسبی قرار گیرند و ابزارهای استاندارد حمایت از بازار فعال بمانند.

این فرایند طراحی شده است تا قیمت سهام با واقعیت جدید شرکت به تعادل برسد، حتی اگر قیمت جدید به معنای سقوط ارزش آن سهم باشد. هدف اول، حفظ اعتبار و سلامت بازار، و هدف دوم، دادن فرصت بازسازی به شرکت آسیب‌دیده است.

ساختار حکمرانی در ایران این منطق را برنمی‌تابد. تصمیم‌گیری هیاتی، پنهان‌کاری، و نگاه امنیتی به اطلاعات اقتصادی باعث شده میزان دقیق خسارت وارد بر فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، واحدهای پتروشیمی و دیگر شرکت‌های بورسی در دسترس عموم قرار نگیرد.

به موازات این، سیاست‌گذار قیمت سهام را به یک شاخص حیثیتی-امنیتی تبدیل و افت شاخص کل را معادل ضعف نظام تلقی می‌کند.

ماحصل این نگاه، بن‌بستی است که دو ماه است بازار سرمایه را اسیر کرده: نمادها بسته می‌مانند تا قیمت سقوط نکند، اما بستن طولانی بازار اعتماد سرمایه‌گذار و ته‌مانده‌ اعتبار بورس را نیز با خود می‌برد و خروج سرمایه را تشدید می‌کند. هر چه سیاست‌گذار زمان طولانی‌تری مردم را در وضعیت عدم قطعیت نایتی نگه دارد، سرمایه‌گذاران در خروج از این بازار مصمم‌تر می‌شوند.

اطلاع‌رسانی شفاف باید خیلی پیش‌تر از این آغاز می‌شد. زمان مورد نیاز برای بازگشایی یک پتروشیمی، هیچ تاثیری در مذاکره با آمریکا ندارد. طرف مقابل اولویت‌ها و خواسته‌های مشخصی دارد، تخمین‌های خود را از وضعیت در اختیار دارد، می‌داند کدام نقاط را هدف قرار داده، اهمیت هر هدف چقدر بوده، و احتمالا با تصاویر ماهواره‌ای فرایند بازسازی را دنبال می‌کند. از این رو چنین اطلاع‌رسانی ارزش امنیتی-نظامی ندارد، اما سهامدار حق دارد بداند دارایی‌اش چقدر آسیب دیده و چه آینده‌ای در انتظارش است.

با این مقدمه، سه سناریو برای آینده‌ی بازگشایی و سرنوشت بورس تهران قابل ترسیم است.

سناریو اول: توافق جامع با آمریکا

سناریو نخست، دستیابی به توافق جامع با آمریکا و رفع عمده‌ تحریم‌هاست. در خوشبینانه‌ترین حالت، ایران به سیستم مالی جهانی متصل می‌شود، صادرات نفت و پتروشیمی از محدودیت خارج شده، و مسیر ورود سرمایه‌ خارجی تدریجا گشوده می‌شود. بازگشایی بورس در چنین فضایی می‌تواند نقطه‌ شروع اصلاحاتی باشد که دو دهه روی کاغذ مانده: گذار از بازار دستوری به قیمت‌گذاری آزاد، کاهش سرکوب مالی در نظام بانکی، و شفاف‌سازی ترازنامه‌ی دولت.

شرکت‌های صادرات‌محور مانند فولاد، پتروشیمی و مس از دسترسی مجدد به بازارهای هدف سود می‌برند و حاشیه‌ سودشان به قیمت‌های جهانی نزدیک می‌شود. بانک‌ها فرصت می‌یابند ترازنامه‌شان را بازبینی کنند و به جای تسهیلات تکلیفی، وارد اعتبارسنجی مشتری شوند. سرمایه‌گذار خارجی که دست‌کم دو دهه از بازار ایران فاصله گرفته، تدریجا بازمی‌گردد و این بازگشت، ابزاری تازه برای انضباط‌بخشی به قواعد بازار خواهد بود. ارزش ریالی سهام ممکن است در کوتاه‌مدت افت کند، اما ارزش دلاری شرکت‌ها بازسازی می‌شود.

تحقق این سناریو مستلزم هماهنگی گسترده‌ همه‌ی دستگاه‌ها در داخل کشور است. اگر دولت با روش فعلی پیش برود و قیمت‌گذاری دستوری، دخالت‌های گسترده سیاسی و تقسیم سود اجباری را حفظ کند، حتی رفع تحریم هم بورس تهران را نجات نخواهد داد.

  • اقتصاد ایران در آتش‌بس

    اقتصاد ایران در آتش‌بس

سناریو دوم: توافق محدود نظامی و منطقه‌ای

سناریو دوم، توافق محدود در سطح مسائل نظامی و منطقه‌ای است. آتش‌بس برقرار می‌شود، تهدید حمله‌ مجدد کاهش می‌یابد، اما چارچوب تحریم‌ها پابرجا می‌ماند و افق روشنی برای ورود سرمایه‌ خارجی شکل نمی‌گیرد. این سناریو در شرایط فعلی محتمل‌تر به نظر می‌رسد.

بازگشایی بازار در این حالت، آغاز یک بحران جدید خواهد بود. شرکت‌های بزرگ صادرات‌محور، به‌ویژه فولاد و پتروشیمی، در فاز نخست قابل معامله نخواهند بود. صنایع پایین‌دستی که به فولاد و پتروشیمی وابسته‌اند، با کمبود مواد اولیه و جهش قیمت روبرو می‌شوند. صنعت خودرو که پیش از جنگ نیز زیان‌ده بود، با اختلال زنجیره‌ تامین و زیان انباشته دست و پنجه نرم می‌کند.

هم‌زمان در نبود ورودی ارزی، دولت به تامین مالی تورمی رو می‌آورد و برای بازسازی و پرداخت یارانه، پول بی‌پشتوانه چاپ می‌کند یا از بانک‌ها قرض می‌گیرد؛ بانک‌هایی که خود با تنفس مقرراتی سرپا هستند و به تزریق سنگین سرمایه نیاز دارند.

با احتساب تورم‌های بالای پیش رو، این پرسش مطرح می‌شود که یک شرکت بورسی اصولا باید چه میزان ارزش خلق کند تا سودآور باقی بماند؟ به‌ویژه اگر زنجیره‌ تولیدش مختل شده، زیرساختش آسیب دیده، و کمبود برق در تابستان و کمبود گاز در پاییز در انتظارش باشد.

در چنین دوره‌هایی، شرکت‌هایی که کمترین وابستگی را به زیرساخت فیزیکی آسیب‌دیده دارند، یا فعالیتشان مبتنی بر خدمات، دارایی‌های مالی یا زنجیره‌ تامین داخلی کم‌ریسک‌تر است، وضعیت باثبات‌تری را تجربه می‌کنند. در مقابل، نمادهایی که وابستگی بالایی به خطوط تولید سنگین، زیرساخت‌های انرژی، حمل‌ونقل یا تاسیسات صنعتی دارند، بازگشتشان به شرایط عادی زمان‌بر خواهد بود.

سرمایه‌گذار حقیقی که ماه‌هاست در گردابی از اضطراب‌های گوناگون زندگی کرده و هنوز در جریان دقیق زیان وارده به پورتفوی خود قرار نگرفته، طبیعی است که روز بازگشایی را فرصت خروج از بازار ببیند. صندوق‌های سرمایه‌گذاری که با موج ابطال واحدها روبرو می‌شوند، مجبورند در همین صف‌های فروش بایستند و این فروش اجباری، فشار قیمت را چند برابر می‌کند. بازار با انباشت سفارش‌های فروش بازگشایی می‌شود و هر خبر منفی موج تازه‌ای از سقوط راه می‌اندازد.

  • اقتصاد ۱۴۰۵ ایران در یک قدمی دلاریزه شدن

    اقتصاد ۱۴۰۵ ایران در یک قدمی دلاریزه شدن

سناریو سوم: ادامه و تشدید درگیری

در سناریو سوم، مذاکرات به نتیجه نمی‌رسد و درگیری‌ها ادامه می‌یابد یا تشدید می‌شود. در این حالت چیزی جز سقوط در انتظار بازار نیست. در این سناریو، تعطیلی بورس ادامه خواهد یافت و این تعطیلی طولانی عملا به معنای پایان بورس تهران با روش مدیریتی و سیاست‌گذاری فعلی خواهد بود.

سیاست‌گذار گمان می‌کند تعطیلی بازار از سقوط قیمت‌ها جلوگیری کرده است. اما اعتبار بازار در ذهن سرمایه‌گذار سقوط می‌کند و اهمیت کانال‌های جایگزین سرمایه‌گذاری بالا می‌رود؛ از خرید دلار و طلا در بازار آزاد گرفته تا مسکن و حتی تلفن همراه، یا فرار سرمایه به کشورهای همسایه.

اقتصاد ایران پیش و پس از جنگ

اقتصاد ایران پیش از جنگ اخیر وضعیتی بحرانی داشت. ظرفیت تولید صنعتی با فرسودگی ماشین‌آلات، ناترازی انرژی و تحریم محدود شده بود. اعتماد نهادی در پایین‌ترین سطح چهار دهه‌ گذشته قرار داشت. صنایع کلیدی از فولاد و پتروشیمی گرفته تا خودرو و بانک‌ها، یا زیان‌ده بودند یا به یارانه‌ پنهان وابسته.

جنگ در اقتصادی با این ویژگی‌ها عمدتا نقش شتاب‌دهنده‌ بحران موجود را ایفا می‌کند و سطح عدم‌قطعیت را به جایی می‌رساند که سیاست‌گذار توان مدیریتش را ندارد.

ابزارهایی که سیاست‌گذار در بازگشایی می‌تواند به کار گیرد، از جنس محدودیت دامنه‌ نوسان، محدودیت فروش، تزریق نقدینگی هدفمند، حضور بازارگردان، در بهترین حالت شوک را توزیع می‌کنند و از مدیریت ریسک کوتاه‌مدت فراتر نمی‌روند. این ابزارها جای افشای صادقانه‌ خسارت، نظر حسابرس و برنامه‌ی بازسازی را نمی‌گیرند.

بازگشایی بورس تهران به‌تنهایی هیچ گرهی از مشکلات اقتصاد باز نخواهد کرد. در خوش‌بینانه‌ترین سناریو، بازگشایی می‌تواند بخشی از یک بسته‌ بزرگ‌تر اصلاحات ساختاری باشد که با توافق سیاسی همراه است و مسیر ورود سرمایه‌ی خارجی را می‌گشاید. در دو سناریو دیگر، بازگشایی عملا به شتاب‌گیری چرخه‌ بحران کمک می‌کند.

پرسش پیش روی سیاست‌گذار امروز در ظاهر فنی است و در عمل سیاسی: آیا حاضر است قیمت واقعی دارایی سهامداران را بپذیرد، یا با پنهان‌کاری و تعلیق، هزینه را به تعویق می‌اندازد تا در نهایت بزرگ‌تر شود.

واشینگتن پست: ترامپ برای رسیدن به اهدافش در قبال جمهوری اسلامی به توافق نیاز ندارد

۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه واشینگتن‌پست در تحلیلی نوشت دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، برای دستیابی به اهداف خود در قبال جمهوری اسلامی، نیازی به توافق ندارد و گاهی بهترین توافق، نداشتن توافق است و اگر تهران در چند روز آینده با شروط ترامپ موافقت نکند، او باید مسیر دیگری را در پیش بگیرد.

مارک ای. تیسن، ستون‌نویس سیاسی واشنگتن‌پست در این یادداشت نوشت: «مقام‌های جمهوری اسلامی تصور کرده‌اند که ترامپ بیش از آنها به توافق نیاز دارد.»

به گفته تیسن، تمدید آتش‌بس از سوی ترامپ به تهران فرصت داد تا «یک پیشنهاد واحد» ارائه کند، اما جمهوری اسلامی این اقدام را نشانه‌ای از تمایل آمریکا به پرهیز از بازگشت به درگیری تعبیر کرده است.

در این یادداشت آمده است هدف تهران طولانی کردن مذاکرات است، با این امید که هرچه توقف عملیات نظامی بیشتر ادامه پیدا کند، احتمال از سرگیری آن کمتر شود.

  • دونالد ترامپ: جمهوری اسلامی در تشخیص رهبر خود به‌شدت سردرگم است

    دونالد ترامپ: جمهوری اسلامی در تشخیص رهبر خود به‌شدت سردرگم است

او تاکید کرده ترامپ باید این تصور را از بین ببرد و اگر تهران چنین نکند، ترامپ باید عملیات نظامی را از سر بگیرد و حملات را متوجه رهبرانی کند که در برابر توافق مقاومت می‌کنند.

تیسن نوشت: «اگر رژیم ایران واقعا میان جناحی که توافق می‌خواهد و جناحی که نمی‌خواهد دچار شکاف شده، راه‌حل ساده است: جناحی را که توافق نمی‌خواهد، بکشید.»

پس از انتشار این تحلیل، دونالد ترامپ همین جمله را عینا در شبکه‌های اجتماعی بازنشر کرد.

به گفته تیسن، حکومت ایران پس از نزدیک به ۴۰ روز حملات مداوم، هم از نظر نظامی آسیب دیده و هم اکنون زیر فشار اقتصادی محاصره دریایی آمریکا قرار دارد.

تیسن در ادامه تاکید کرد جمهوری اسلامی هنوز شکست نخورده، اما در وضعیت دشواری قرار دارد؛حملات آمریکا و اسرائیل بخش زیادی از توان نظامی تهاجمی تهران را از بین برده، اما آتش‌بس زمانی برقرار شد که هنوز حدود ۱۴ روز دیگر برای تکمیل فهرست اهداف تعیین‌شده باقی مانده بود و اگر آتش‌بس برقرار نشده بود، آمریکا احتمالا تا حالا آن عملیات را کامل کرده بود.

  • حلقه مجتبی خامنه‌ای و خط قرمز هسته‌ای، مانع اصلی مذاکرات با آمریکا شد

    حلقه مجتبی خامنه‌ای و خط قرمز هسته‌ای، مانع اصلی مذاکرات با آمریکا شد

در بخش پایانی، نویسنده پیشنهاد کرده اگر جمهوری اسلامی همچنان شروط ترامپ را نپذیرد، ترامپ باید آن ۱۴ روز باقی‌مانده را در اختیار فرمانده سنتکام بگذارد، محاصره دریایی را حفظ کند، مسیر تنگه هرمز را برای همه کشتی‌ها به جز کشتی‌های ایرانی با زور باز کند و سپس به مقام‌های باقی‌مانده جمهوری اسلامی اولتیماتوم بدهد.

در این یادداشت آمده است اگر تهران باز هم شروط آمریکا را نپذیرد، ترامپ می‌تواند بدون توافق اعلام پیروزی کند و به مردم ایران برای کنار زدن حکومتی که تضعیف شده، چراغ سبز بدهد.