بهنوشته رویترز، مقامها و تحلیلگران انتظار دارند دور بعدی مذاکرات که قرار است در اسلامآباد برگزار شود، بیش از پیش نه بر موشکها یا نیروهای نیابتی منطقهای جمهوری اسلامی، بلکه بر محدودیتهای غنیسازی اورانیوم و نحوه مدیریت اهرم فشار ایران بر تنگه هرمز، مهمترین مسیر انتقال نفت جهان، متمرکز شود.
مقامهای خلیج فارس هشدار میدهند این رویکرد خطر تثبیت کنترل ایران بر منابع انرژی خاورمیانه را بهدنبال دارد، زیرا بهجای برچیدن این اهرم، آن را مدیریت میکند و در عین اولویت دادن به ثبات اقتصادی جهانی، کشورهایی را که بیشترین آسیب را از پیامدهای انرژی و امنیتی میبینند، خارج از روند تصمیمگیری رسمی نگه میدارد.
منابع رویترز در خلیج فارس میگویند دیپلماسی واشینگتن و تهران اکنون کمتر بر مهار برنامه موشکی ایران متمرکز است و بیشتر بر سطح غنیسازی و پذیرش ضمنی اهرم تهران بر هرمز تمرکز دارد که حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت از آن عبور میکند.
با وجود اینکه مذاکرات همچنان بر سر غنیسازی متوقف مانده و جمهوری اسلامی هم غنیسازی صفر و هم انتقال ذخایر خود به خارج را رد کرده است، مقامهای خلیج فارس میگویند همین تغییر اولویتها نیز نگرانکننده است.
یک منبع خلیج فارس نزدیک به محافل دولتی به رویترز گفت: «در نهایت، هرمز خط قرمز خواهد بود.»
او افزود: «قبلا این موضوع مطرح نبود. حالا هست. معیارها تغییر کردهاند.»
بهنوشته رویترز دولتهای عربی خلیج فارس در برابر درخواستها برای اظهار نظر درباره مسائل مطرحشده در این گزارش، واکنش فوری نشان ندادند.
تهدیدهای حکومت ایران علیه کشتیرانی در خلیج فارس در طول جنگ، تابوهای دیرینه درباره این تنگه را شکسته و برای نخستین بار اختلال در آن را به یک اهرم واقعی در مذاکرات تبدیل کرده است.
مدودف، که اکنون معاون رییس شورای امنیت روسیه و از نزدیکترین متحدان ولادیمیر پوتین است، نزدیک به دو هفته پیش، ۸ آوریل، در پستی در شبکه اجتماعی اینکس بهصراحت به نقش محوری تنگه هرمز اشاره کرد.
او نوشت: «مشخص نیست آتشبس میان واشینگتن و تهران چگونه پیش خواهد رفت، اما یک چیز قطعی است ایران سلاح هستهای خود را آزمایش کرده است. نام آن تنگه هرمز است. ظرفیت آن پایانناپذیر است.»
این اظهارات هرمز را بهعنوان ابزاری معرفی کرد که به جمهوری اسلامی امکان میدهد بدون عبور از آستانه هستهای، هزینهها را افزایش و قواعد را شکل دهد.
هرمز؛ «دارایی طلایی»
مقامهای امنیتی جمهوری اسلامی بهطور خصوصی این دیدگاه را تایید میکنند و تنگه هرمز را نه یک سناریو احتمالی، بلکه ابزاری از پیش طراحیشده برای بازدارندگی توصیف میکنند.
یک منبع ارشد امنیتی جمهوری اسلامی به رویترز گفت: «ایران سالها برای سناریو بستن تنگه هرمز آمادهسازی کرده و تمام مراحل را برنامهریزی کرده است.»
او افزود: «امروز این یکی از موثرترین ابزارهای ماست؛ شکلی از اهرم جغرافیایی که بهعنوان یک عامل بازدارنده قدرتمند عمل میکند.»
این منبع، گفت: «تنگه هرمز یک دارایی طلایی است که ریشه در جغرافیای ایران دارد چیزی که جهان نمیتواند آن را از ایران بگیرد، دقیقا بهدلیل موقعیت آن.»
یک منبع دیگر نزدیک به سپاه پاسداران حتی فراتر رفت و به رویترز گفت که تابوی دیرینه استفاده از هرمز اکنون شکسته شده است.
این منبع هرمز را شمشیری «از نیام بیرونکشیدهشده» توصیف کرد که آمریکا و کشورهای منطقه نمیتوانند آن را نادیده بگیرند و به منطقه اهرمی در برابر قدرتهای خارجی میدهد.
بهنوشته رویترز تحلیلگران میگویند آنچه بیش از همه کشورهای عربی خلیج فارس را نگران میکند این است که در حالی که جمهوری اسلامی با موشکها، پهپادها و نیروهای نیابتی خود بارها به آنها حمله کرده، بهدلیل تاثیر تنگه هرمز بر اقتصاد جهان، مذاکرات بهطور فزایندهای تقریبا صرفا حول این تنگه تعریف میشود و این امر، نگرانیهای امنیتی خلیج فارس را به حاشیه میراند.
منابع خلیج فارس میگویند در اصل، اختلاف بر سر هرمز کمتر درباره این است که چه کسی تنگه را کنترل میکند و بیشتر درباره این است که چه کسی قواعد عبور را تعیین میکند، امری که نشاندهنده تغییر گستردهتر از هنجارهای بینالمللی ثابت به سمت ترتیبات مبتنی بر قدرت است.
ابتسام الکتبی، رییس مرکز سیاستگذاری امارات، به رویترز گفت این وضعیت نشاندهنده عدم توازن میان کسانی است که قواعد را تعیین میکنند و کسانی که پیامدهای نقض آنها را تحمل میکنند.
الکتبی گفت: «آنچه امروز در حال شکلگیری است یک توافق تاریخی نیست، بلکه مهندسی آگاهانه یک درگیری پایدار است.»
او افزود: «چه کسانی از موشکها و نیروهای نیابتی آسیب میبینند؟ اسرائیل، و بهطور مشخص کشورهای خلیج فارس.» او ادامه داد: «یک توافق خوب برای ما باید به موضوع موشکها، نیروهای نیابتی و تنگه هرمز بپردازد. به نظر میرسد آنها به موشکها یا نیروهای نیابتی اهمیتی نمیدهند.»
هشدار درباره کاهش تحریمها
تحلیلگران هشدار میدهند چنین رویکردی در مذاکرات نهچندان به حل تنشها بلکه به تثبیت آنها در سطحی قابل مدیریت منجر میشود؛ نتیجهای که ممکن است برای واشینگتن و تهران مناسب باشد، اما چنین نتیجهای خطر تثبیت بیثباتی برای کشورهای خلیج فارس را در پی دارد که زیر تهدید موشکها زندگی میکنند.
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از ۹ اسفند آغاز شد، اقتصادهای خلیج فارس را همین حالا هم تحت تاثیر قرار داده است؛ از حملات به زیرساختهای انرژی گرفته تا افزایش هزینههای صادرات و بیمه. مسیرهای جایگزین صادراتی هزینهها را افزایش داده، ضمن اینکه این مسیرهای جایگزین نیز همچنان در معرض همان تهدیدهای موشکی جمهوری اسلامی قرار دارند.
دیپلماتها میگویند مقامهای خلیج فارس به واشینگتن توصیه کردهاند از لغو کامل تحریمها خودداری کند و بهجای آن رویکردی مرحلهای برای آزمودن رفتار جمهوری اسلامی در پیش بگیرد. آنها میگویند تهدیدهای اصلی همچنان حلنشده باقی ماندهاند، بهویژه موشکهایی که قادر به هدف قرار دادن پایتختهای خلیج فارس هستند و نیروهای نیابتی مسلح جمهوری اسلامی که بهعنوان امتداد دولت ایران عمل میکنند.
در سراسر خلیج فارس عربی، نگرش نسبت به واشینگتن اکنون از نارضایتی خاموش تا افزایش ناامیدی و سردرگمی نسبت به تصمیمگیریهای یکجانبه آمریکا متغیر است.
عبدالعزیز ساجر، رییس مرکز تحقیقات خلیج فارس در عربستان، به رویترز گفت رسیدگی به موضوع جمهوری اسلامی نیازمند «رویکردی متفاوت» است.
او افزود: «ایالات متحده بخشی جداییناپذیر از امنیت منطقه است... اما این به معنای اقدام یکجانبه، پیش رفتن کامل بدون مشارکت منطقه، نیست.»
در حالی که رهبران خلیج فارس از کنار گذاشته شدن ناراضیاند، بهطور خصوصی و علنی اذعان دارند که توانمندیهای نظامی آمریکا همچنان بهدلیل برتری بیرقیب آن، نتایج را شکل میدهد.
عبدالخالق عبدالله، استاد دانشگاه در امارات، گفت کشورهای عربی خلیج فارس تا حد زیادی بهدلیل سامانههای دفاعی خود و تسلیحات پیشرفته تامینشده از سوی آمریکا مانند سامانههای دفاع هوایی تاد و پاتریوت از جنگ جان سالم به در بردهاند.
مشکل اتکا به یک حامی واحد
با این حال، عبدالله گفت در حالی که آمریکا غیرقابل جایگزین است، اما بینقص نیست و به آنچه او «دستکم گرفتن احتمال رویارویی بر سر تنگه هرمز» خواند، اشاره کرد.
ایالات متحده بارها در طول جنگ متعهد شده است از متحدان خلیج فارس خود از طریق همکاری در دفاع هوایی و موشکی، امنیت دریایی و حفاظت از زیرساختهای حیاتی دفاع کند.
محمد بهارون، مدیر مرکز پژوهشی «بحوث» در دبی، به رویترز گفت یکی از درسهای این جنگ، محدودیت اتکا به یک حامی خارجی واحد است.
حاکمان عرب خلیج فارس میگویند مدتها به واشینگتن درباره درگیری با جمهوری اسلامی هشدار داده بودند، اما از زمان آغاز جنگ بهطور عمومی سکوت کردهاند. این خویشتنداری نهتنها بازتاب دیپلماسی بلکه ناشی از عدم قطعیت درباره جنگی است که هزینههای اقتصادی و دفاعی آن را میپردازند، اما کنترلی بر آن ندارند.
اکنون، در حالی که واشینگتن و تهران در حال مذاکره هستند، مقامهای خلیج فارس استدلال میکنند که کنار گذاشته شدن آنها از مذاکرات دیگر صرفا یک موضوع منطقهای نیست، بلکه با توجه به اهمیت جهانی تنگه هرمز، به مسالهای جهانی تبدیل شده است.