ترامپ: به دنبال راهحلی برای سامان دادن به یک بحران ۴۷ سالهام
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گزارشها درباره تحت فشار بودنش برای رسیدن به توافق با حکومت ایران را رد کرد و با تاکید بر اینکه «زمان دشمن من نیست»، گفت آنچه اهمیت دارد سامان دادن به بحرانی است که به گفته او در ۴۷ سال گذشته شکل گرفته است.
او دوشنبه ۳۱ فروردین همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره دومین دور مذاکرات میان دو کشور در اسلامآباد، در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «زمان دشمن من نیست؛ تنها چیزی که اهمیت دارد این است که ما بالاخره، بعد از ۴۷ سال، این آشفتگی را که روسای جمهور دیگر اجازه دادند به وجود بیاید، سامان بدهیم، چون آنها شجاعت یا دوراندیشی لازم برای انجام کاری را که باید در رابطه با ایران انجام میشد نداشتند.»
رییسجمهوری آمریکا در ادامه افزود: «ما درگیر هستیم و این کار به درستی انجام خواهد شد، و ما اجازه نخواهیم داد دموکراتهای ضعیف و رقتانگیز، که همگی خائن هستند و سالها درباره خطرات جمهوری اسلامی صحبت کردهاند و گفتهاند که باید کاری انجام شود، اما حالا چون من دارم آن را انجام میدهم، دستاوردهای ارتش ما و دولت ترامپ را کوچک جلوه دهند.»
ترامپ بار دیگر مساله ایران را با ونزوئلا مقایسه کرد و گفت: «این عملیات بهطور کامل و دقیق، شبیه به ونزوئلا در حال اجراست؛ فقط بزرگتر و پیچیدهتر. نتیجه همان خواهد بود.»
او پیشتر در پستی دیگر در همین شبکه اجتماعی، لغو برجام را یادآوری کرده و گفته بود توافقی که «تحت نام ترامپ» حاصل شود، تضمینکننده «امنیت و صلح» نه فقط در خاورمیانه و اسرائیل، بلکه برای اروپا، آمریکا و همه جای دیگر جهان خواهد بود.
ترامپ در آن پست نوشت: «این توافق، بهجای سالها شرمساری و تحقیر ناشی از رهبری ضعیف و فاقد جسارت، چیزی خواهد بود که تمام جهان به آن افتخار خواهد کرد.»
ترامپ همچنین بار دیگر به ارسال پول نقد از سوی آمریکا برای حکومت ایران در زمان اجرای برجام اشاره کرد و گفت: «آنها در واقع ۱.۷ میلیارد دلار پول نقدی را که در یک بوئینگ ۷۵۷ بارگیری شده بود، به ایران منتقل کردند تا رهبران ایران آن را هرطور که میخواهند خرج کنند. او تمام پول نقد را از بانکهای واشینگتن دیسی، ویرجینیا و مریلند [دو ایالت همجوار پایتخت آمریکا] خارج کرد. آن زمان بانکداران گفتند که هرگز چیزی شبیه به آن ندیدهاند. علاوه بر این، صدها میلیارد دلار به [حکومت] ایران پرداخت شد.»
او در ادامه، در دفاع از عملکرد خود در جنگ ایران افزود: «با وجود اینکه جنگ جهانی اول ۴ سال و ۳ ماه و ۱۴ روز طول کشید، جنگ جهانی دوم ۶ سال و ۱ روز، جنگ کره ۳ سال و ۱ ماه و ۲ روز، جنگ ویتنام ۱۹ سال و ۵ ماه و ۲۹ روز، و عراق ۸ سال و ۸ ماه و ۲۸ روز، آنها [منتقدان] دوست دارند بگویند که من وعده داده بودم در ۶ هفته جمهوری اسلامی را شکست دهم، در حالی که از نظر نظامی، این کار بسیار سریعتر از آن انجام شد، اما من اجازه نمیدهم آنها ایالات متحده را به سمت توافقی ببرند که به اندازهای که میتوانست خوب باشد، خوب نیست.»
تازهترین گمانهزنیها درباره ادامه مذاکرات میان جمهوری اسلامی با ایالات متحده به میانجیگری پاکستان از برگزاری این جلسه ساعاتی پیش از پایان آتشبس کنونی در عصر سهشنبه یکم اردیبهشت حکایت دارد.
در حالیکه دونالد ترامپ یکشنبه ۳۰ فروردین به سفر نمایندگان آمریکا به اسلامآباد اشاره کرد و همچنین مقامهای کاخ سفید از حضور جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، در این مذاکرات خبر دادند، حضور مقامهای جمهوری اسلامی برای دور دوم گفتوگوهای مستقیم با آمریکا در اسلامآباد هنوز بهطور رسمی تایید نشده است.
اورشلیم پست در گزارشی نوشت که حملات جمهوری اسلامی، نهتنها زیرساختهای کلیدی انرژی را فلج کرده، بلکه سبب تزلزل جایگاه سیاسی و اعتبار اقتصادی دوحه را به عنوان پایگاهی امن برای سرمایهگذاری بینالمللی شده است؛ ضایعهای که بهراحتی جبران نمیشود.
روزنامه اورشلیمپست، ۳۱ فروردین، در گزارشی تحلیلی به بررسی پیامدهای جنگ بر جایگاه قطر پرداخت نوشت که این کشور پس از حملات موشکی و پهپادی گسترده جمهوری اسلامی با یک «شوک بیسابقه» روبهرو شده است.
حملات ایران و فلج شدن شریانهای اقتصادی
طبق گزارش اورشلیمپست، تعداد حملات پهپادی و موشکی جمهوری اسلامی به خاک قطر حدود ۷۰۰ مورد برآورد شده است.
اگرچه سامانههای پدافندی مانع از بروز تلفات جانی در میان غیرنظامیان شدند، اما پیامدهای اقتصادی این حملات، ساختار مالی قطر را دچار بحران کرده است.
اورشلیمپست تاکید میکند که این حملات به «سقوط کامل صنعت گردشگری و خروج گسترده اتباع خارجی» منجب شده است.
همچنین زمینگیر شدن ناوگان هوایی قطر تنها بخشی از تبعات اولیه این حملات بود که فضای کسبوکار را در این کشور به بنبست کشانده است.
در بخش دیگری از این گزارش، به ضربه کاری حملات ایران به منطقه استراتژیک «راسلفان» اشاره شده است.
اورشلیمپست مینویسد در حالی که ناامنی در تنگه هرمز صادرات انرژی را متوقف کرده، حملات مستقیم موشکی اواخر اسفند به تاسیسات راسلفان، خساراتی میلیاردی برجای گذاشته است.
این گزارش با استناد به برآوردهای رسمی تخمین میزند که بازسازی این زیرساختها ممکن است تا پنج سال به طول بکشد. این به معنای از دست رفتن سالانه ۲۰ میلیارد دلار درآمد است که بیش از ۳۷ درصد بودجه دولت قطر را شامل میشود.
این بحران نهتنها قطر، بلکه امنیت انرژی کشورهایی نظیر ژاپن و ایتالیا را نیز تهدید میکند.
شکست دیپلماسی اقتصادی برای خرید نفوذ سیاسی
اورشلیمپست مینویسد که حملات و فشارهای نظامی، همزمان با یک بیداری تلخ سیاسی برای سران دوحه همراه بوده است.
قطر که سالها تلاش کرد با دلارهای نفتی و سرمایهگذاریهای کلان در پروژههای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای خود در واشینگتن نفوذ بخرد، اکنون خود را در حاشیه میبیند.
بر اساس تحلیل این روزنامه، حتی وعده سرمایهگذاری ۱.۲ تریلیون دلاری نیز نتوانست جایگاه قطر را به سطح نفوذ اسرائیل در کاخ سفید برساند.
به تعبیر تحلیلگران، برای مقامهای قطری روبهرو شدن با این واقعیت که نسبت به رقبای منطقهای نفوذ سیاسی بسیار کمتری در کاخ سفید دارند، چیزی شبیه به یک «سیلی محکم» است.
در نهایت، گزارش اورشلیمپست این سوال بنیادین را مطرح میکند که آیا قطر همچنان یک شریک قابل اعتماد خواهد بود؟
اگرچه ثروت عظیم صندوقهای مالی حکومتی ممکن است ضربات مالی کوتاهمدت را جبران کند، اما تخریب اعتبار این کشور به عنوان یک «کشور امن» ضایعهای جبرانناپذیر است.
کارشناسان اقتصادی در گفتوگو با اورشلیمپست گفتند که این بحران، توسعه اقتصادی منطقه را ۲۰ سال به عقب رانده و قطر اکنون با بحران جدی بازسازی اعتماد از دست رفته خود در سطح جهانی روبهرو است؛ بحرانی که با بازسازی ساختمانها و تاسیسات نفتی و گازی حل نخواهد شد.
اسماعیل بقایی با تاکید بر «بیاعتمادی مطلق» به واشینگتن، اعلام کرد که جمهوری اسلامی در حال حاضر هیچ تصمیمی برای انجام دور جدید مذاکرات در اسلامآباد ندارد.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، در نشست خبری دوشنبه ۳۱ فروردین خود چشمانداز دیپلماسی میان تهران و واشینگتن را تیره توصیف و اعلام کرد که در حال حاضر هیچ برنامهای برای بازگشت به میز مذاکره با آمریکا وجود ندارد.
بنبست در مسیر دیپلماسی
بقایی با اشاره به وضعیت جاری روابط دو کشور تاکید کرد که جمهوری اسلامی در مقطع فعلی جدیتی در طرف آمریکایی نمیبیند.
او گفت: «تا این لحظه برنامهای برای دور بعدی مذاکرات نداریم و هیچ تصمیمی در این خصوص اتخاذ نشده است. تضاد آشکار میان گفتار و رفتار مقامهای آمریکایی، بدگمانی ملت ایران نسبت به نیت آنها را تشدید کرده است.»
بقایی همچنین با اشاره به سفر هیات آمریکایی به اسلامآباد، این اقدام را بیارتباط با تهران دانست و تصریح کرد که «هیچ اعتمادی بین ایران و آمریکا وجود ندارد».
او درباره هرگونه توافق احتمالی در آینده گفت که چنین توافقی «باید بهگونهای باشد که اهرمهای قدرت ایران، خود تضمینکننده اجرای آن باشند».
بقایی، اقدامات اخیر آمریکا از جمله حمله به کشتی تجاری ایران و تلاش برای محاصره دریایی را مصداق بارز «عمل تجاوزکارانه» طبق قطعنامههای سازمان ملل خواند.
ایالات متحده پیش از این از توقیف یک کشتی باری با پرچم جمهوری اسلامی ایران در دریای عمان خبر داد؛ در حالی که مقامهای ایرانی این اقدام را نقض آتشبس و «دزدی دریایی مسلحانه» توصیف کرده و درباره پاسخ متقابل هشدار دادند.
بقایی با دفاع از اقدامات جمهوری اسلامی در تنگه هرمز گفت: «تنگه هرمز بخش عمدهای از آبهای سرزمینی ایران است و اقدام ما در این منطقه، یک تدبیر دفاعی مسئولانه در برابر تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل بوده است. مسئول ناامنی فعلی و خودداری کشتیها از تردد، طرف متجاوز است، نه ایران.»
خط قرمز هستهای؛ اورانیوم از ایران خارج نمیشود
یکی از بخشهای سخنان بقایی، تکذیب قاطع انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده به خارج از ایران بود.
او گفت: «در هیچ یک از مراحل مذاکرات، موضوع انتقال ذخایر اورانیوم ایران به آمریکا یا هر کشور دیگری مطرح نبوده و اساسا این گزینه در دستور کار ما قرار ندارد. موضع قطعی نظام، حفظ تمام دستاوردهای هستهای در داخل خاک ایران است.»
بقایی ضمن تایید اینکه در حال حاضر پاکستان تنها میانجی رسمی میان جمهوری اسلامی و آمریکا است، از اقدام روسیه و چین در وتوی قطعنامه اخیر شورای امنیت قدردانی کرد و آن را «اقدامی مسئولانه در برابر یک قطعنامه ضد صلح» دانست.
در همین زمینه، وزارت خارجه چین در بیانیهای اعلام کرد که فرایند گفتوگوها میان تهران و واشینگتن به مرحلهای «بسیار بحرانی و حساس» رسیده است.
پکن با ابراز نگرانی عمیق از توقیف کشتی ایرانی از سوی آمریکا، از همه طرفها خواست تا با مسئولیتپذیری کامل در راستای اجرای توافق آتشبس گام بردارند.
همزمان، خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد دولت پاکستان از یکشنبه ۳۰ فروردین، رایزنیهای فشردهای را با مقامهای هر دو کشور آغاز کرده تا زمینه برگزاری دور دوم مذاکرات در سهشنبه اول اردیبهشت، فراهم شود.
سایه تهدید و ابهام بر سر میز مذاکره؛ آمادگی نظامی یا دیپلماسی؟
در حالی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با متهم کردن تهران به نقض آتشبس در تنگه هرمز، از اعزام تیم مذاکرهکننده خود به اسلامآباد خبر داده است، تهران هرگونه توافق برای دور جدید گفتوگوها را تکذیب میکند.
همزمان، گزارشهای میدانی از اسلامآباد حاکی از تخلیه هتلهای محل مذاکره و فرود هواپیماهای ترابری سنگین آمریکا تحت تدارکات شدید امنیتی است.
در فضای داخلی ایران، سناریوی غافلگیری نظامی آمریکا یا حمله به جزایر ایرانی محتملتر از ادامه مذاکرات ارزیابی شده و هشدار داده شده است که در صورت وقوع هرگونه حمله، جمهوری اسلامی «با کنار گذاشتن خویشتنداری پیشین»، پاسخهای سختی را علیه زیرساختهای استراتژیک منطقه در دستور کار قرار خواهد داد.
بر اساس اعلام اسرائیل، یک شبکه زیرزمینی که برای هدف قرار دادن مقامهای ارشد اسرائیلی و زیرساختهای استراتژیک در سراسر جهان طراحی شده بود، در پی عملیاتهای نظامی و اطلاعاتی اخیر علیه جمهوری اسلامی، بهشدت آسیب دیده است.
موساد، ارتش اسرائیل و سرویس امنیت عمومی (شاباک)، دوشنبه ۳۱ فروردین در یک بیانیه مشترک و بیسابقه، پرده از یک شبکه «تروریستی» گسترده و مخفی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برداشتند.
عملیات از باکو تا قبرس
نشریه واینت و نهادهای امنیتی گزارش دادند این افشاگری در بستری از سلسله عملیاتهای خنثیسازی صورت میگیرد که از سوی واحد ۸۴۰ در جریان نبرد «غرش شیران» انجام شد.
این اقدامات به کشته شدن مقامهای ارشد و فعالان کلیدی جمهوری اسلامی منجر شده است.
نیروهای امنیتی اسرائیل چند هفته پیش در جمهوری آذربایجان، یک زیرساخت «تروریستی» را از بین بردند که در حال پیشبرد تلاشهایی برای ضربه زدن به یک هدف استراتژیک بود.
هدف اصلی شبکه جمهوری اسلامی، تخریب خط لوله نفتی باکو-تفلیس-جیهان (BTC) بود که از گرجستان و ترکیه میگذرد.
علاوه بر این، چندین هدف و نهاد یهودی در این کشور، از جمله سفارت اسرائیل، کنیسه باکو و رهبران جامعه یهودی نیز در فهرست حملات این گروه قرار داشتند.
مقامهای امنیتی در این باره اعلام کردند: «نیروهای امنیتی آذربایجان اعضای این شبکه را بازداشت کردند. همچنین پهپادهای انتحاری و بستههای انفجاری را که از ایران قاچاق شده بود، ضبط کردند. این افراد طبق دستور مستقیم از تهران، افراد را تعقیب و از اهداف تصویربرداری میکردند.»
اطلاعات بهدستآمده از بازجوییها و فعالیتهای میدانی، ساختار فرماندهی این شبکه مخفی را نمایان کرد.
رحمان مقدم از مدیران میانی «بخش عملیات ویژه» (واحد ۴۰۰۰) سپاه قدس بود.
مقدم که مسئولیت هدایت عملیات در خارج از ایران و قاچاق تسلیحات پیشرفته به داخل اسرائیل را بر عهده داشت، در ابتدای نبرد «غرش شیران» هدف حمله هوایی قرار گرفت.
ارتش اسرائیل همچنین تاکید کرد تمامی این فعالیتها با هماهنگی و هدایت مستقیم مجید خادمی، رییس سازمان اطلاعات سپاه، انجام میشد که او نیز در جریان نبرد اخیر کشته شده است.
محسن سوری یکی دیگر از مهرههای این شبکه بود. او بهعنوان یک مقام میانی در واحد ۴۰۰۰، وظیفه آموزش هستههای محلی در خارج از ایران را بر عهده داشت.
موساد و شاباک پس از شناسایی مخفیگاه اضطراری سوری، طی یک عملیات دقیق اطلاعاتی، او را کشتند.
مهدی یکهدهقان، معروف به «دکتر» نیز از دیگر افراد شناساییشده در این پرونده است.
او که از ژانویه ۲۰۲۶ تحت تعقیب بود، مسئولیت عملیات در ترکیه و انتقال پهپادهای انتحاری به قبرس را بر عهده داشت.
این گزارش خبری فاش کرد: «شبکه تحت هدایت دهقان نهتنها اهداف اسرائیلی، بلکه اطلاعات مربوط به پایگاه هوایی اینجرلیک آمریکا در ترکیه را نیز جمعآوری میکرد.»
پایان استراتژی انکار
نهادهای امنیتی اسرائیل تاکید کردند که جمهوری اسلامی در سالهای اخیر دهها محور «تروریستی» را علیه اهداف غرب و اسرائیل فعال کرده است.
این گزارشها نشان میدهند ساز و کار مخفی مذکور حتی با شبهنظامیان طرفدار تهران در عراق نیز برای تحقق اهداف خود همکاری میکرد.
موفقیتهای اخیر اطلاعاتی، استراتژی «انکار» (مسئولیتگریزی) ایران را با شکست مواجه کرده است: «جمهوری اسلامی همواره تلاش میکند با ایجاد فاصله ظاهری میان خود و شبکههای عملیاتی، از پیامدهای حقوقی و سیاسی بگریزد، اما هماکنون با افشای این ساختارها، دیگر نمیتواند این کار را انجام دهد.»
موساد، ارتش و شاباک در پایان این اطلاعیه متعهد شدند به همراه شرکای بینالمللی خود در سازمانهای امنیتی جهان، به «خنثیسازی هرگونه تهدید تروریستی از سوی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش، چه در داخل اسرائیل و چه در خارج از مرزهای آن، ادامه دهند».
با زیر سوال رفتن و کاهش تعهدات دولت جمهوری اسلامی برای جبران خسارت خانههای تخریبشده در حملات آمریکا و اسرائیل، موجی از نارضایتی در میان شهروندانی شکل گرفته که انتظار داشتند دولت، با توجه به شعارها و وعدهها، مسئولیت بازسازی را بر عهده بگیرد.
گزارشها از تهران حاکی است طرح جدید بازسازی دولت، احساس عمیقی از رهاشدگی در میان شهروندانی ایجاد کرده است که تصور میکردند خسارات ناشی از یک جنگ، باید از سوی دولت جبران شود.
خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، به تازگی به نقل از محمدصادق معتمدیان، مقام استانداری تهران، گزارش داد «نزدیک به ۴۰ هزار واحد مسکونی در استان تهران» آسیب دیدهاند.
پیشتر روزنامه «دنیای اقتصاد» گزارش داده بود وزارت راه و شهرسازی برآورد کرده است حدود ۴۵ هزار واحد مسکونی و غیرمسکونی در جریان جنگ اسفند و فروردین آسیب دیدهاند اما نیاز به تخریب کامل ندارند؛ در حالی که نزدیک به هزار واحد، به بازسازی کامل نیاز دارند.
اظهارات معتمدیان بحثها درباره ابعاد واقعی خسارتها و نحوه برخورد دولت با روند بازسازی را بیشتر کرده است.
در تهران، علیرضا زاکانی، شهردار پایتخت، پیشتر وعده داده بود خانههای ویرانشده بهطور کامل بازسازی و ساختمانهای آسیبدیده مرمت خواهند شد، اما هنوز مشخص نیست چه میزان پیشرفت در این زمینه حاصل شده است.
استراتژی دولت برای بازسازی زمانی بحثبرانگیزتر شد که فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در ۲۶ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد دولت کمک مالی مستقیم برای بازسازی خانههای تخریبشده ارائه نخواهد کرد.
او گفت دولت در عوض از ساز و کاری موسوم به «تراکم شناور» استفاده خواهد کرد. سیستمی مبتنی بر اعطای مجوزهای ساخت اضافی برای تشویق بخش خصوصی به مشارکت در بازسازی.
بر اساس این طرح، سازندگان میتوانند در ازای بازسازی واحدهای آسیبدیده یا تخریبشده، مجوز ساخت یک یا دو طبقه اضافی در ساختمانهای جدید دریافت کنند و این واحدهای مازاد را با هدف کسب سود به فروش برسانند.
منتقدان بر این باورند که این پیشنهاد واقعبینانه نیست و امتیازهای تراکمی نمیتواند جبرانکننده وضعیت و زیان خانوادههایی باشد که خانههای خود را از دست دادهاند؛ بهویژه در شرایطی که هزینههای ساختوساز بهشدت افزایش یافته است.
برای بسیاری از خانوادههای آواره، نبود حمایت مالی مستقیم، پرسشهایی جدی درباره امکان واقعی اجرای بازسازی ایجاد کرده است.
نهادهای دولتی، آمارهای متفاوتی درباره میزان خسارتها منتشر کردهاند.
برخی مقامها تعداد خانههای آسیبدیده را چند هزار واحد عنوان کردهاند، در حالی که برخی دیگر این رقم را دهها هزار واحد برآورد کردهاند.
روزنامه دنیای اقتصاد، نیز نوشته است برآوردها از حدود هزار واحد نیازمند بازسازی کامل تا دهها هزار واحد با درجات مختلف آسیب، متغیر است. موضوعی که باعث شده شهروندان نسبت به ابعاد واقعی خسارتها و سطح حمایتی که میتوانند انتظار داشته باشند، دچار سردرگمی شوند.
این اختلافها به گمانهزنیها درباره احتمال کوچکنمایی میزان خسارات جنگ از سوی دولت دامن زده است. اقدامی که میتواند با هدف کاهش تعهدات مالی انجام شده باشد و در عین حال، انتقادها از نبود شفافیت در اطلاعرسانی در جریان جنگ و پس از آن را تقویت کرده است.
به گزارش رویترز، توقیف یک کشتی باری ایران توسط آمریکا و تهدید تهران به تلافی، تردیدها درباره دوام آتشبس را افزایش داده است. همزمان، حکومت ایران اعلام کرده در دور جدید مذاکرات شرکت نخواهد کرد و آینده تلاشهای دیپلماتیک در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
به گزارش رویترز، نگرانیها درباره سرنوشت آتشبس میان آمریکا و حکومت ایران روز دوشنبه افزایش یافت؛ پس از آنکه واشینگتن اعلام کرد یک کشتی باری ایرانی را که قصد عبور از محاصره دریایی را داشته توقیف کرده و تهران نیز وعده «پاسخ متقابل» داد.
بر اساس این گزارش، تلاشها برای دستیابی به یک صلح پایدار نیز با تردیدهای جدی روبهرو شده است، چرا که حکومت ایران اعلام کرده در دور دوم مذاکراتی که آمریکا امیدوار بود پیش از پایان آتشبس آغاز شود، شرکت نخواهد کرد.
توقیف کشتی و تهدید به تلافی ارتش آمریکا اعلام کرد که روز یکشنبه به سوی یک کشتی باری با پرچم ایران که در حال حرکت به سمت بندرعباس بود، شلیک و آن را متوقف کرده و در اختیار گرفته است.
دونالد ترامپ نیز در شبکههای اجتماعی نوشت: «ما کنترل کامل کشتی آنها را در اختیار داریم و در حال بررسی محموله آن هستیم.»
در مقابل، مقامات نظامی حکومت ایران اعلام کردند این کشتی از چین در حال حرکت بوده و هشدار دادند که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی «بهزودی به این دزدی دریایی مسلحانه آمریکا پاسخ خواهند داد.»
تداوم محاصره و بحران در تنگه هرمز ایالات متحده همچنان محاصره بنادر جنوبی ایران را حفظ کرده، در حالی که جمهوری اسلامی نیز بهطور متناوب محدودیتهایی بر تردد دریایی در تنگه هرمز اعمال و سپس دوباره برقرار کرده است؛ گذرگاهی راهبردی که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند.
این وضعیت موجب افزایش قیمت نفت و نوسان بازارهای مالی شده، زیرا معاملهگران احتمال ادامه اختلال در جریان انرژی از خلیج فارس را بررسی میکنند.
جمهوری اسلامی مذاکرات را رد کرد رسانههای دولتی ایران گزارش دادند که تهران مذاکرات جدید صلح را رد کرده و دلیل آن را ادامه محاصره، لحن تهدیدآمیز آمریکا و «مطالبات بیش از حد» واشینگتن عنوان کرده است.
محمدرضا عارف، معاون اول دولت جمهوری اسلامی در اینباره گفت: «نمیتوان صادرات نفت ایران را محدود کرد و در عین حال انتظار امنیت رایگان برای دیگران داشت.»
در مقابل، ترامپ هشدار داده است که در صورت رد شروط آمریکا، زیرساختهای حیاتی ایران هدف حمله قرار خواهند گرفت. تهران نیز اعلام کرده در چنین سناریویی تاسیسات انرژی کشورهای عربی منطقه را هدف قرار خواهد داد.
ابهام در برگزاری مذاکرات اسلامآباد در حالی که تنها یک روز تا پایان آتشبس باقی مانده، ابهام درباره برگزاری دور جدید مذاکرات در اسلامآباد همچنان ادامه دارد.
ترامپ گفته نمایندگانش عازم پاکستان خواهند شد، اما درباره ترکیب هیات آمریکایی اظهارات متناقضی مطرح شده است. یک مقام کاخ سفید اعلام کرده بود که جیدی ونس ریاست هیات را بر عهده خواهد داشت، اما ترامپ بعداً حضور او را رد کرد.
ساعتی بعد البته کاخ سفید در پاسخ به ایراناینترنشنال تایید کرد که معاون اول ترامپ در ترکیب هیات اعزامی حضور خواهد داشت.
در همین حال، پاکستان بهعنوان میانجی، تدابیر امنیتی گستردهای برای برگزاری احتمالی مذاکرات اتخاذ کرده و تجهیزات امنیتی به محل گفتوگوها منتقل شده است.
جنگی با پیامدهای گسترده این جنگ که اکنون وارد هشتمین هفته خود شده، یکی از شدیدترین شوکها را به بازار انرژی جهانی وارد کرده و بهدلیل اختلال در تنگه هرمز، قیمت نفت را بهشدت افزایش داده است.
در جریان این درگیریها، هزاران نفر در حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و همچنین عملیات همزمان اسرائیل در لبنان کشته شدهاند. حکومت ایران نیز با حملات موشکی و پهپادی به اسرائیل و برخی کشورهای عربی پاسخ داده است.
محمدباقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد جمهوری اسلامی، پیشتر اعلام کرده بود که مذاکرات پیشرفتهایی داشته اما اختلافات بر سر مسائل هستهای و تنگه هرمز همچنان پابرجاست.
در همین حال، متحدان اروپایی آمریکا نگراناند که واشینگتن بهدنبال توافقی سریع اما سطحی باشد؛ توافقی که اجرای آن نیازمند مذاکرات فنی پیچیده و طولانیمدت خواهد بود.
این تحولات نشان میدهد که در آستانه پایان آتشبس، نهتنها مسیر دیپلماسی نامشخص است، بلکه خطر بازگشت به درگیری نظامی نیز همچنان بهطور جدی وجود دارد.