• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

چرا هنوز مذاکره به صلح ختم نمی‌شود؟

عطا محامد
عطا محامد

پژوهش‌گر علوم سیاسی

۱۴ فروردین ۱۴۰۵، ۲۱:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)

مذاکره راهی برای تعیین پیروز میدان جنگ است. واشینگتن می‌کوشد برتری هوایی خود را به زبان توافق ترجمه کند و تهران می‌خواهد نشان دهد بدون به رسمیت شناختن اقتدارش در تنگه هرمز، پایانی برای جنگ نیست.

تفاوت‌ خواسته‌های طرفین به حدی است که توافق را فعلا ناممکن کرده است. پس آنچه خواهیم دید، قدرت‌نمایی بیشتر برای رسیدن به توافق پیروز برای یکی از طرفین است.

مذاکره میان طرفین جنگ در شرایط کنونی زبانی بیشتر نظامی دارد تا سیاسی. هر بار که واشینگتن از پیشرفت، انعطاف یا نزدیک شدن به توافق سخن می‌گوید، فقط گزارشی از وضعیت ارائه نمی‌کند، بلکه می‌کوشد این تصور را بسازد که فشار نظامی، طرف مقابل را به پذیرش چارچوب مطلوب خود نزدیک کرده است.

در سوی دیگر، انکار مذاکره از سوی تهران نیز صرفا تکذیب دیپلماتیک نیست. انکار، تلاشی است برای جلوگیری از آن‌که تماس‌های موجود به‌عنوان نشانه‌ای از پذیرش موقعیت فرودست فهمیده شوند.

نتیجه این تماس‌ها اما فقط با اراده دو طرف تعیین نخواهد شد، چرا که سایر کشورهای منطقه نیز در توافق احتمالی خواهان سهم خود خواهند بود و هر کشور یا اتحادی که بخواهد تنگه هرمز را بازگشایی کند، خواسته‌هایش را در توافق خواهد گنجاند.

گفتار پیروزی و دیکته نتیجه

واشینگتن فقط در میدان به دنبال برتری نیست، بلکه در زبان نیز می‌کوشد تفوق یابد.

پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در هفته دوم جنگ گفته بود: «در همه مراحل، شرایط جنگ به واسطه ما تعیین خواهد شد.»

این زبان در ادبیات دونالد ترامپ نیز مدام با عبارت «فرستادن به عصر حجر» تکرار می‌شود.

اما تکیه‌گاه این ادبیات قدرت نظامی است. این قدرت نظامی وقتی برای یک دولت به پیروزی عملی تبدیل می‌شود که بتواند آن را به قالبی سیاسی، قابل‌فروش و پایدار تبدیل کند.

به این معنا، وقتی طرف آمریکایی از «پیشرفت مذاکره» یا «نقاط عمده توافق» سخن می‌گوید، بخشی از تلاش واشینگتن است برای عبور از مرحله وارد کردن ضربه، به مرحله دیکته کردن نتیجه.

اما محدودیت‌هایی که آمریکا دارد در همین زبان سیاسی آشکار است.

اگر برتری نظامی به‌خودی‌خود به پیروزی سیاسی کامل تبدیل شده بود، واشینگتن دیگر نیازی به این تاکید بر برقراری تماس، میانجی‌گری و توافق نداشت. اصرار بر وجود پیشرفت نشان می‌دهد که گذار از زمین نظامی به سیاست هنوز کامل نشده است.

آمریکا در سطح نظامی دست بالا را دارد، اما در کلیت این موضوع به‌دست نیامده است. تنگه هرمز بسته است و به هم‌پیمانان آمریکا هنوز هم حمله می‌شود. در واکنش به این وضعیت، ترامپ در سخنرانی خطاب به ملت آمریکا گفت با تنگه هرمز کاری ندارد و کسانی که می‌خواهند، آن را باز می‌کنند: «بروند و انجام دهند.»

با این حال، اختیار زبان پیروز در واشینگتن، صرفا متوجه جمهوری اسلامی نیست. چرا که این زبان برای مخاطبان جهانی و داخلی آمریکا مصرف دارد: برای بازارها، برای افکار عمومی، برای دستگاه سیاسی، و برای ساختاری که باید هزینه‌های جنگ و پیامدهای آن را مدیریت کند.

این در حالی است که خواسته‌های طرف اسرائیلی با آمریکایی تفاوت دارد. تفاوت، در نتیجه‌ای است که از جنگ باید حاصل شود. موضوعی که سفیر اسرائیل در آمریکا بر آن تاکید کرد.

همچنین تولسی گبارد، رییس اطلاعات ملی آمریکا نیز گفت: «اهدافی که رییس‌جمهور مطرح کرده با اهدافی که دولت اسرائیل مطرح کرده متفاوت است. از اقداماتی که انجام شده مشخص است که دولت اسرائیل بر تضعیف رهبری ایران تمرکز دارد.» 

انکار، شرط‌گذاری و ناتمام گذاشتن پیروزی

واکنش جمهوری اسلامی صرفا در سطح تکذیب معنادار نیست. تهران نیز به‌دنبال پیروزی است اما پیروزی را در بقای حکومت می‌بیند، در عین حال که می‌خواهد رژیم دریایی در تنگه هرمز را تغییر دهد. به همین خاطر اگر جمهوری اسلامی به‌سادگی بپذیرد که در میانه این حجم از فشار و شروط ۱۵ گانه آمریکا موافقت کرده است، عملا فرودستی سیاسی‌ را پذیرفته است.

از همین رو، تکذیب، بخشی از نبرد بر سر قدرت سیاسی است، نه صرفا رد یک خبر.

با این حال، جمهوری اسلامی که ناوگان هوایی و زمینی‌اش در هم شکسته و بسیاری از سرانش کشته شده یا در معرض حذف هستند نیز به‌دنبال راه خروج است و به‌همین دلیل، ناچار است میان دو نیاز متضاد تعادل برقرار کند: از یک سو، راه‌های ارتباطی را باز نگه دارد تا بحران فقط به تشدید ختم نشود؛ و از سوی دیگر، نگذارد همین تماس‌ها به‌عنوان نشانه‌ عقب‌نشینی فهمیده شوند.

این شرط‌گذاری‌ها فقط ابزار چانه‌زنی نیستند. آن‌ها راهی برای این هستند که اگر قرار است گفت‌وگویی هم شکل بگیرد، در چارچوب روایتی پیش برود که ایران را از موضع شکست‌خورده بیرون نگه دارد و دستاوردی هم برای حکومت فراهم کند.

در این معنا، تهران بیش از آن‌که بخواهد ثابت کند برنده شده، می‌کوشد مانع آن شود که آمریکا بتواند پیروزی خود را کامل، تثبیت و قابل‌ دیکته کردن جلوه دهد.

پس اهرم اصلی ایران، دست‌کم در این مقطع، بیش از آن‌که در اثبات یک پیروزی نهایی باشد، در ناتمام گذاشتنِ پیروزیِ طرف مقابل نهفته است.

این همان منطقی است که هم در زبان رسمی، هم در حداکثرسازی شروط، و هم در تاکید بر ظرفیت‌های منطقه‌ای و دریایی دیده می‌شود.

تهران شاید نتواند به‌سادگی بگوید «من پیروز شده‌ام»، اما می‌کوشد بگوید «تو هنوز آن‌قدر پیروز نشده‌ای که بتوانی نتیجه را یک‌جانبه بنویسی».

 مذاکره به‌مثابه سنجش منبع قدرت

ترامپ تاکید دارد که نظم سیاسی در ایران عوض شده است و کسانی که به قدرت رسیده‌اند افراد معقول‌تری هستند. اما به واقع نمی‌دانیم که در ایران چه اتفاقی در سطح سیاست افتاده است و مکانیسم تصمیم‌گیری چگونه است یا دست چه کسانی است.

با این حال می‌توان گفت رویکرد ترامپ در تاکید بر مذاکره روشی برای سنجش منبع واقعی قدرت در تهران نیز است. هر تماس، هر تکذیب، و هر نامی که به‌عنوان کانال احتمالی مطرح می‌شود، فقط بخشی از گفت‌وگوی دیپلماتیک نیست و آزمایشی است برای فهمیدن این‌که در ساختار قدرت ایران چه کسی هنوز توان تصمیم‌گیری دارد.

پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، گزارش‌ها خبر از شکاف در دستگاه رهبری دارد. با این حال سپاه پاسداران به خاطر موقعیت جنگی و به دست گرفتن بیشتر ساختارهای پیش از جنگ، دست برتر را در زمین سیاست دارد.

نقش محوری سپاه پاسداران در برکشیدن مجتبی خامنه‌ای، نشان از تاثیرگذاری این نهاد در امروز ایران است. با این حال معلوم نیست که کشته شدن فرماندهان سپاه چه تاثیری در این نهاد گذاشته است.

نام بردن هدفمند از محمدباقر قالیباف به‌عنوان چهره‌ای «معقول»، تاکتیک ترامپ برای تحریک گسل‌های قدرت در تهران است. در حالی که پایگاه خبری اکسیوس، او را پلی به جناح‌های غیرنظامی می‌بیند، این اقدام شکاف میان جبهه سپاه-مجتبی خامنه‌ای و قالیبافِ سهم‌خواه را علنی کرده است.

به گزارش نیویورک‌تایمز، این «بازی تاج و تخت» بر سر حق نمایندگی و تعیین خطوط قرمز، عملا تصمیم‌گیری در ایران را فلج کرده؛ وضعیتی که دقیقا خروجیِ آزمون ترامپ برای شناسایی کانون واقعی قدرت است.

همین فضای سوءظن، در کنار تخریب مرحله‌به‌مرحله زیرساخت‌ها و توان نظامی، می‌تواند به‌شکلی پارادوکسیکال امکان مذاکره را جدی‌تر کند؛ چرا که هراس از فروپاشی، ممکن است بخشی از بدنه قدرت را برای به‌دست گرفتن کاملِ سکان سیاست و تضمین بقای حکومت به تکاپوی جدی وادارد؛ هرچند وقوع چنین چرخشی در این روزها، همچنان گزاره‌ای‌ست با احتمال اندک.

میانجی‌ها و معماری نتیجه

در مورد اقدامات میانجی‌گرانه‌ای که این روزها در جریان است، هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در یک مصاحبه گفت که اکنون ایران حق دارد خواسته‌های زیادی داشته باشد اما تاکید کرد نه خواسته‌های تهران و نه واشینگتن در این سطح نخواهد ماند.

او گفت کار میانجی‌ها واقعی کردن خواسته‌ها برای رسیدن به توافق است.

اما واقعیت این است که میانجی‌ها در این صحنه فقط یک واسطه ساده نیستند. آن‌ها خودشان بخشی از معماران نتیجه خواهند بود، چون هر توافقی که نهایی شود، باید «سهم» و منافع آن‌ها را در نظم جدیدِ انرژی و امنیت منطقه تضمین کند.

در واقع، کشورهای همسایه نه برای صلحِ مطلق، بلکه برای تثبیت جایگاه خودشان در معادله قدرت است که میانجی‌گری می‌کنند.

با این همه، این میانجی‌ها دقیقا در میانه یک «هراسِ دوگانه» گرفتار شده‌اند. آن‌ها از یک طرف نمی‌خواهند خلیج فارس به ابزار فشار دائمیِ ایران تبدیل شود و از طرف دیگر، نه کاملا در اردوگاه آمریکا هستند و نه می‌خواهند با خروج ناگهانی واشینگتن از این نبرد، با جمهوری اسلامی تنها بمانند.

همین «ماندن در میانه» است که آن‌ها را واداشته تا هم‌زمان با مهارِ جنگ، به دنبال راهی برای محدود کردن اهرم‌های منطقه‌ای ایران باشند، با این احتمال که شاید برای تغییر وضعیت تنگه هرمز خود دست به اقدام نظامی نیز بزنند. موضوعی که این روزها از چین تا اروپا را نیز به شدت درگیر کرده است.

تلاش‌های میانجی‌گرانه فعلی نه برخاسته از اراده‌ای برای صلح، بلکه نتیجه‌ نوعی همگرایی اجباری برای مهار بی‌ثباتی در خلیج فارس است.

این تبادل پیام‌ها، بیش از آن که مقدمه توافق باشد، صحنه‌ای برای بازتعریفِ موازنه قدرتی است که هنوز در میدان نبرد تثبیت نشده و در واقع، طرفین از دیپلماسی برای تثبیت دستاوردهای نظامی خود استفاده می‌کنند.

به همین دلیل در کوتاه‌مدت، تشدید تنش محتمل‌تر از صلح است؛ چرا که تقابل دو «ادعای پیروزی» از سوی تهران و واشینگتن، راه را بر هرگونه عقب‌نشینی بسته است.

تا زمانی که طرفین خود را در موضع برتر ببینند و هزینه ادامه تنش را کمتر از بهایِ امتیازدهی بدانند، دیپلماسی تنها ابزاری برای مدیریت بحران خواهد بود، نه پایانی بر آن.

Banner

پربازدیدترین‌ها

شورای امنیت با وجود مخالفت روسیه و چین، به اجرای تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی رای داد
۱

شورای امنیت با وجود مخالفت روسیه و چین، به اجرای تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی رای داد

۲

مریم عظیمی؛ از بازداشت در مشهد تا معرفی فناوری جدید اپل

۳

قطع ناگهانی آب زاینده‌رود و فاجعه زیست‌محیطی مرگ هزاران ماهی

۴

افزایش تهدید در تنگه باب‌المندب؛ حوثی‌ها پس از تصرف مخا، به جزایر حنیش در دریای سرخ رسیدند

۵

هشدار سنگاپور درباره گسترش تهدیدهای جمهوری اسلامی به جنوب‌شرق آسیا

Banner

انتخاب سردبیر

  • آنتروپیک: تهران از محصولات ما برای حمله به کشتی‌های جنگی نیروی دریایی آمریکا استفاده کرد

    آنتروپیک: تهران از محصولات ما برای حمله به کشتی‌های جنگی نیروی دریایی آمریکا استفاده کرد

  • اسرائیل پس از انهدام تونل‌های حزب‌الله در ارتفاعات علی‌الطاهر به جمهوری اسلامی هشدار داد

    اسرائیل پس از انهدام تونل‌های حزب‌الله در ارتفاعات علی‌الطاهر به جمهوری اسلامی هشدار داد

  • آنتروپیک از جزییات بهره‌گیری جمهوری اسلامی از هوش مصنوعی برای تبلیغات و نظارت پرده برداشت

    آنتروپیک از جزییات بهره‌گیری جمهوری اسلامی از هوش مصنوعی برای تبلیغات و نظارت پرده برداشت

  • بانک مرکزی اروپا نرخ بهره را افزایش داد؛ هشدار درباره تورم ناشی از جنگ ایران

    بانک مرکزی اروپا نرخ بهره را افزایش داد؛ هشدار درباره تورم ناشی از جنگ ایران

  • مریم عظیمی؛ از بازداشت در مشهد تا معرفی فناوری جدید اپل

    مریم عظیمی؛ از بازداشت در مشهد تا معرفی فناوری جدید اپل

  • پایان جمهوری اسلامی، آغاز حکومت متزلزل پاسداران

    پایان جمهوری اسلامی، آغاز حکومت متزلزل پاسداران

  • حکومت‌ها واقعا چگونه فرو می‌پاشند؟

    حکومت‌ها واقعا چگونه فرو می‌پاشند؟

  • سردار دکتر خلبان محمدباقر قالیباف، مدیر فاسدی که ارزان می‌فروشد و گران می‌سازد

    سردار دکتر خلبان محمدباقر قالیباف، مدیر فاسدی که ارزان می‌فروشد و گران می‌سازد

  • چرا جمهوری اسلامی زیر بمباران هم مردم را به خیابان می‌خواند؟

    چرا جمهوری اسلامی زیر بمباران هم مردم را به خیابان می‌خواند؟