نشریه فارین افرز، در گزارشی به بررسی واکنش روسیه به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی پرداخته و کوشیده است به این سوال پاسخ دهد که چرا کرملین عجلهای برای نجات جمهوری اسلامی، که نزدیکترین متحدش در خاورمیانه محسوب میشود، ندارد.
بهنوشته فارین افرز، سال گذشته، ولادیمیر پوتین و مسعود پزشکیان، روسای جمهوری روسیه و ایران، معاهده مشارکت راهبردی جامع را امضا کردند؛ توافقی که دو کشور را متعهد میکرد در برابر دخالت طرفهای ثالث در امور داخلی و خارجی یکدیگر بایستند.
مسکو و تهران این معاهده را نقطه اوج گسترش روابط میان دو حکومت دانستند.
اما هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل برای دومین بار در کمتر از هشت ماه، ۹ اسفند به جمهوری اسلامی حمله کردند، روسیه عمدتا مانند یک تماشاگر به تماشای این جنگ نشست.
پوتین البته کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور تهران، را «نقض ریاکارانه همه موازین اخلاق انسانی و حقوق بینالملل» خواند و وزارت خارجه روسیه خواستار «کاهش فوری تنش، توقف درگیریها و ازسرگیری روندهای سیاسی و دیپلماتیک» شد؛ اما در هیچ یک از این بیانیهها، نامی از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برده نشد و حتی اشارهای به احتمال دفاع روسیه از حکومت ایران نیز صورت نگرفت.
معاهده همکاری راهبردی جامع ایران و روسیه شامل بند دفاع متقابل نمیشود و مسکو شاید به متن معاهده پایبند مانده باشد، اما در عمل کار چندانی برای کمک به یکی از شرکای کلیدی خود در خاورمیانه و یکی از مهمترین همکاران پوتین در جنگ علیه اوکراین انجام نداده است.
واشینگتنپست و سیانان گزارش دادهاند که روسیه ممکن است در زمینه دادههای هدفگیری و تاکتیکهای پیشرفته پهپادی به جمهوری اسلامی کمک کرده باشد، اما چنین کمک محدودی بعید است تفاوت چشمگیری در سرنوشت جنگ ایجاد کند.
بهنوشته فارین افرز، ناتوانی کرملین در کمک به ایران با یک الگوی آشنا همخوانی دارد: هرگاه دوستان روسیه به کمک نیاز داشته باشند، مسکو بیانیههای تند صادر میکند اما اقدام چندانی انجام نمیدهد.
اواخر سال ۲۰۲۳، روسیه در جنگ کوتاه میان متحد پیمانی خود ارمنستان و آذربایجان مداخله نکرد و اجازه داد باکو کنترل منطقه قرهباغ را باز پس گیرد.
یک سال بعد نیز مسکو اجازه داد نیروهای شورشی حکومت بشار اسد در دمشق را سرنگون کنند.
در یک سال گذشته، ایالات متحده همراه با اسرائیل تاسیسات هستهای، پایگاههای نظامی و کارخانههای موشکی ایران را بمباران کرده، مقامات عالیرتبه، فرماندهان نظامی و عوامل هستهای ایرانی را کشته و حتی نیکلاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا و شریک اصلی مسکو در آمریکای لاتین را تقریبا بدون هیچ دخالتی از سوی روسیه، ربوده است.
فارین افرز نتیجه گرفته است همه این موارد نشان میدهند قدرت روسیه برای شکل دادن به تحولات جهانی محدود است.
با این حال، جنگ کنونی در ایران پیامدهای ناخواستهای دارد که به سود روسیه تمام میشود. هرچه جنگ طولانیتر شود، احتمالا قیمت انرژی افزایش خواهد یافت و این امر به مسکو کمک میکند درآمد بیشتری کسب کند و کسری بودجه ناشی از جنگ اوکراین را جبران کند.
وزارت خزانهداری آمریکا ۲۱ اسفند اعلام کرد برای مهار افزایش قیمتها، بهطور موقت تحریم نفت روسیه را که در دریا قرار دارد، تعلیق کرده است.
در همین حال، چین که نگران ثبات بلندمدت عرضه انرژی از خاورمیانه است، ممکن است بیش از پیش به نفت و گاز روسیه نیاز پیدا کند.
بهنوشته فارین افرز، جنگ ایران حواس آمریکا را نیز منحرف میکند و منابع و تمرکزی را که واشینگتن میتوانست به شرکای اروپایی و اوکراین اختصاص دهد، به خود مشغول میسازد.
روسیه شاید نتواند از شرکای خود محافظت کند، اما همچنان در سازگار شدن با شکستهای راهبردی و بهرهبرداری از دستاوردهای تاکتیکی، مهارت دارد.
همراهی از سر مصلحت
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مسکو و تهران در توسعه یک همکاری مشترک منافعی متقابل دیدند. تا آن زمان، طی چند قرن، دو کشور عمدتا رقیب یکدیگر بودند و برای نفوذ در قفقاز و پیرامون دریای خزر رقابت میکردند.
اما در اوایل دهه ۱۹۹۰، روسیه به دنبال فروش مازاد فناوریهای دفاعی و هستهای غیرنظامی دوران شوروی بود و ایران که از جنگ با عراق و تحریمهای غربی آسیب دیده بود، خریدار مناسبی به نظر میرسید.
در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، روسیه سامانههایی را به ایران تحویل داد که هنوز هم بخش اصلی تجهیزات نظامی ایران را تشکیل میدهند: جنگندههای میگ-۲۹ (MiG-29)، هواپیماهای تهاجمی سوخو-۲۴ (Su-24)، زیردریاییهای دیزلی کیلو (Kilo)، تانکهای تی-۷۲ (T-72) و سامانههای پدافند هوایی اس- ۲۰۰ (S-200).
روسیه بعدها سامانههای کوتاهبرد تور- ام۱ (Tor-M1) و سامانه پدافند هوایی دوربرد اس-۳۰۰ (S-300) را نیز به جمهوری اسلامی تحویل داد.
به نوشته فارین افرز، فروش این تسلیحات برای جمهوری اسلامی مهم بود، اما هرگز به یک اتحاد نظامی واقعی نینجامید. تحویل تسلیحات روسیه پراکنده بود و بهدلیل تحریمهای غرب محدود میشد و شامل پیشرفتهترین سامانهها، مانند اس-۴۰۰ (S-400) یا جنگندههای پیشرفته، نمیشد.
همان زمان که روسیه به ایران سامانههای دفاع هوایی و بالگرد میفروخت، روابط امنیتی خود را با مصر، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس نیز حفظ کرده بود. کشورهایی که برخی از آنها رقبای ایران محسوب میشوند.
مقامات ایرانی از این موضوع بیخبر نبودند و نارضایتی عمیقی از آن داشتند.
در سال ۲۰۱۰، مسکو تحت فشار غرب تحویل سامانه اس-۳۰۰ (S-300) به ایران را به حالت تعلیق درآورد و با تحریمهای سازمان ملل علیه تهران موافقت کرد. تحریمهایی که در خلوت با آنها مخالف بود.
در آن زمان، روسیه هنوز میخواست بهعنوان یک عضو مسئول شورای امنیت سازمان ملل و شریک قابل اعتماد ایالات متحده دیده شود. بنابراین رهبران روسیه، تهران را بیشتر بهعنوان یک مهره در مذاکرات با واشینگتن و بروکسل در نظر میگرفتند تا یک شریک واقعی.
پیوندهایی که دو کشور را به هم متصل کرد
به نوشته فارین افرز، جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۵ روسیه و ایران را وارد ائتلافی تاکتیکی برای حمایت از حکومت اسد کرد اما تنها پس از حمله گسترده پوتین به اوکراین در سال ۲۰۲۲ بود که روابط تهران و مسکو به شراکتی بسیار نزدیکتر و متوازنتر تبدیل شد.
در این مرحله، ایران برای نخستین بار به تامینکننده تسلیحات برای روسیه تبدیل شد.
مهمترین کمک ایران پهپادهای شاهد بود که روسیه از پاییز ۲۰۲۲ برای جبران کمبود موشکهای دقیق خود در جنگ اوکراین به کار گرفت.
در مقابل، روسیه طبق گزارشها تجهیزات نظامی جدیدی به ایران ارائه کرد و از جمله هواپیماهای آموزشی یاک-۱۳۰ (Yak-130)، بالگردهای تهاجمی امآی-۲۸ (Mi-28)، خودروهای زرهی اسپارتاک (Spartak) و سلاحهای سبک در اختیار ایران گذاشت.
ایران همچنین قراردادهایی برای خرید جنگندههای سوخو-۳۵ (Su-35) و سامانههای پدافند هوایی قابل حمل امضا کرد، هرچند وضعیت تحویلشان مشخص نیست.
به گزارش فارین افرز، مهمترین حوزه همکاری امنیتی احتمالا در حوزه فضا است. زیرساختهای پرتاب و تخصص مداری روسیه، نقش مهمی در توسعه برنامه موشکی ایران داشته است.
بهرهبرداری از بحران
فارین افرز در ادامه گزارش خود افزوده است با وجود تعمیق روابط، محدودیتهای قدرت پوتین بهوضوح آشکار شده است. روسیه همان چیزهایی را در اختیار دارد که ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل بیش از هر چیز میخواهد: جنگندههای پیشرفته، سامانههای دفاع هوایی و مهمات دقیق. اما روسیه به همه این تجهیزات در جنگ اوکراین نیاز دارد.
حتی اگر مسکو میخواست چنین سامانههایی را به ایران تحویل دهد، انجام آن زمانبر بود. آموزش اپراتورهای ایرانی برای سامانه اس-۴۰۰ بهتنهایی حدود شش تا هشت ماه طول میکشد.
از سوی دیگر، مذاکرات روسیه با دولت ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین نیز مانع حمایت آشکار از تهران شده است.
علاوه بر این، روسیه باید روابط خود را با کشورهای خلیج فارس نیز حفظ کند. کشورهایی که اکنون هدف حملات ایران هستند، مانند امارات متحده عربی و عربستان سعودی، خود شرکای مهم روسیهاند.
با این حال، روسیه ممکن است کمکهایی ارائه دهد که کمتر قابل مشاهدهاند، مانند اطلاعات ماهوارهای و دادههای هدفگیری.
سود بردن از پیامدهای جنگ
فارین افرز در پایان گزارش خود به سودی که روسیه از جنگ کنونی میبرد پرداخته و نوشته است حتی در حالی که روسیه از ایران حمایت جدی نمیکند، از پیامدهای جنگ سود میبرد:
آمریکا اکنون موشکهای دفاع هوایی و مهماتی را مصرف میکند که اوکراین به آنها نیاز دارد.
از سوی دیگر، افزایش قیمت انرژی میتواند روسیه را دوباره به یک تامینکننده ضروری نفت و گاز تبدیل کند.
هر افزایش ۱۰ دلاری قیمت نفت میتواند روزانه حدود ۹۵ میلیون دلار به درآمد روسیه اضافه کند.
اگر جنگ به زیرساختهای انرژی خلیج فارس آسیب جدی وارد کند، قیمت انرژی ممکن است برای مدت طولانی بالا بماند و این امر منبع مالی بزرگی برای کرملین ایجاد خواهد کرد.
در چنین شرایطی، چین ممکن است بالاخره برای تامین انرژی پایدار به ساخت خطوط لوله جدید از روسیه روی آورد؛ چیزی که پوتین سالهاست در پی آن است.
در نهایت، شکستهای اخیر روسیه در کمک به شرکایش در سوریه، ونزوئلا و ایران، محدودیت قدرت جهانی آن را آشکار کرده است.
با درگیر بودن منابع نظامی در جنگ اوکراین، مسکو نمیتواند کمک مادی قابل توجهی به متحدان اقتدارگرای خود ارائه دهد و آنچه باقی میماند، هدف محدودتری است: بهرهبرداری از پیامدهای ناخواسته مداخلات ایالات متحده.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.