نیوزیلند ۴۰ مقام جمهوری اسلامی را بهدلیل سرکوب معترضان تحریم کرد

نیوزیلند در واکنش به کشتار معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان، شماری از اعضای سپاه پاسداران و مقامهای دولتی و قضایی جمهوری اسلامی را در فهرست تحریمهای خود قرار داد.

نیوزیلند در واکنش به کشتار معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان، شماری از اعضای سپاه پاسداران و مقامهای دولتی و قضایی جمهوری اسلامی را در فهرست تحریمهای خود قرار داد.
نیوزیلند چهارشنبه ششم اسفند اعلام کرد ۴۰ تن از مقامهای حکومت ایران که در سرکوب معترضان دست داشتهاند، از سفر به این کشور منع شدهاند.
وینستون پیترز، وزیر خارجه نیوزیلند، در همین رابطه گفت: «دیدن کشتار بیرحمانه هزاران معترض در ایران هولناک بود.»
او افزود: «ایرانیان حق دارند بهصورت مسالمتآمیز اعتراض کنند، از آزادی بیان برخوردار باشند و به اطلاعات دسترسی داشته باشند. این حقوق به شکلی بیرحمانه نقض شدهاند.»
در فهرست تحریمهای جدید نیوزیلند نام اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات، اسکندر مومنی، وزیر کشور، محمد موحدی آزاد، دادستان کل کشور و تعدادی از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دیده میشوند.
بدین ترتیب، نیوزیلند به جمع آمریکا، اتحادیه اروپا، استرالیا، بریتانیا و کانادا میپیوندد که در واکنش به تحولات اخیر ایران، اقدامات تنبیهی علیه جمهوری اسلامی را در دستور کار قرار دادهاند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
سازمان حقوق بشری هرانا چهارم اسفند با انتشار گزارشی جامع، اعتراضات اخیر را «نقطه عطفی در تحولات اجتماعی ایران» توصیف کرد و نوشت ۶۸۲ رویداد اعتراضی در ۳۱ استان و دستکم ۲۰۳ شهر، حدود ۲۶ هزار مجروح غیرنظامی بر جای گذاشت و به بازداشت بیش از ۵۳ هزار نفر انجامید.
فعالیتهای بیثباتکننده ایران غیرقابل قبول است
نیوزیلند اعلام کرد تحریمهای جدید همچنین شامل سه شهروند ایرانی میشود که در فعالیتهای مخرب جمهوری اسلامی در خارج از کشور نقش داشتهاند.
وزیر خارجه نیوزیلند در ادامه گفت: «فعالیتهای بیثباتکننده ایران کاملا خارج از چارچوبهای رفتار قابل قبول دولتهاست. اقدامات امروز پیام روشنی میفرستد مبنی بر اینکه کسانی که با بیاعتنایی سنگدلانه نسبت به جان انسانها رفتار میکنند، در اینجا جایی ندارند.»
پیترز افزود: «نیوزیلند هر گاه شاهد رفتارهای تضعیفکننده حقوق بینالملل و ثبات منطقهای باشد، همچنان با دقت و در هماهنگی با شرکای خود اقدام خواهد کرد.»
افرادی که مشمول بسته تحریمی جدید میشوند، اجازه ورود به نیوزیلند یا عبور از خاک آن را نخواهند داشت.
نیوزیلند پیشتر در سه مرحله علیه ۵۵ مقام جمهوری اسلامی بهدلیل نقض حقوق بشر در ایران ممنوعیت سفر اعلام کرده بود.
این کشور همچنین ۲۹ شهروند ایران و ۱۹ نهاد جمهوری اسلامی را بهدلیل حمایت از کارزار نظامی روسیه علیه اوکراین تحت تحریم قرار داده است.
سازمان دیدهبان حقوق بشر پنجم اسفند گزارش داد مقامهای جمهوری اسلامی پس از کشتار سراسری ۱۸ و ۱۹ دی، موجی از بازداشتهای خودسرانه، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و پخش اعترافات اجباری را آغاز کردهاند و هزاران نفر با خطر محاکمههای ناعادلانه و اعدامهای مخفیانه روبهرو هستند.
این سازمان افزود فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی (فراجا)، سپاه پاسداران و سازمان اطلاعات آن، وزارت اطلاعات و مقامهای قضایی، در کارزار سرکوب هماهنگ مردم نقش داشتهاند.






بخش ایران در سخنرانی سالانه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در کنگره، صرفا یک مرور سیاست خارجی نبود. این بخش، چارچوبسازی هدفمند برای تعریف حکومت ایران بهعنوان «تهدید مستقیم امنیت ملی آمریکا» بود.
سه محور اصلی سخنان ترامپ درباره ایران - کشتار گسترده معترضان، تهدید موشکی علیه خاک آمریکا و احیای برنامه هستهای - در کنار هم روایتی میسازند که از منظر افکار عمومی، اقدام نظامی را نه یک انتخاب اختیاری، بلکه پاسخی ضروری جلوه میدهد.
۱. از سرکوب داخلی تا مشروعیت اخلاقی اقدام خارجی
ترامپ با اشاره به کشته شدن «دستکم ۳۲ هزار معترض» و توصیف صحنههایی از شلیک و اعدام، حکومت ایران را نه فقط یک رقیب ژئوپلیتیک، بلکه یک رژیم «خطرناک و بیرحم» معرفی میکند.
این چارچوبسازی دو کارکرد دارد:
•نخست، اخلاقیسازی تقابل: وقتی یک حکومت بهعنوان عامل «قتلعام مردم خود» معرفی میشود، مقابله با آن میتواند در ذهن بخشی از جامعه آمریکا رنگ و بوی دفاع از ارزشهای انسانی بگیرد، نه صرفا رقابت قدرت.
•دوم، پیوند زدن بیثباتی داخلی با خطر خارجی: رژیمی که به گفته ترامپ «افراد بسیار خطرناکی» آن را اداره میکنند، در این روایت بالقوه میتواند همین خشونت را به بیرون صادر کند.
به این ترتیب، موضوع دیگر فقط سیاست منطقهای نیست، بلکه تهدیدی است که ماهیت آن «غیرقابل پیشبینی و ایدئولوژیک» توصیف میشود.
۲. از گذشته خونین تا تهدید مستقیم خاک آمریکا
ترامپ با یادآوری کشته و زخمی شدن «هزاران نظامی آمریکایی» بهوسیله «بمبهای کنار جادهای» و اشاره به حذف قاسم سلیمانی، گذشتهای را بازسازی میکند که در آن جمهوری اسلامی مسئول مستقیم آسیب به آمریکاییها معرفی میشود.
این یادآوری تاریخی، زمینهای احساسی برای پذیرش اقدام قاطعتر فراهم میکند.
اما نقطه کلیدیتر سخنان او جایی است که میگوید حکومت ایران در حال توسعه موشکهایی است که «بهزودی به ایالات متحده خواهند رسید».
این جمله مهمترین بخش چارچوبسازی امنیتی است.
در ادبیات سیاست خارجی آمریکا، زمانی که یک تهدید «به خاک آمریکا» برسد، سطح حساسیت افکار عمومی و کنگره بهشدت افزایش مییابد.
تا زمانی که خطر محدود به خاورمیانه یا اروپا باشد، مخالفت با جنگ آسانتر است؛ اما وقتی تهدید بهعنوان خطر بالقوه برای شهرهای آمریکا تصویر شود، بحث از «انتخاب» به «پیشگیری» تغییر میکند.
ترامپ عملا استدلال پیشدستانه (preemption) را بازسازی میکند: اگر اکنون اقدام نکنیم، فردا دیر خواهد بود.
۳. هستهای: عبور از خط قرمز سنتی آمریکا
ترامپ بارها تاکید میکند که «هرگز اجازه نخواهد داد بزرگترین حامی تروریسم در جهان به سلاح هستهای دست یابد».
این جمله بر یک اجماع دیرینه در سیاست آمریکا تکیه دارد: جلوگیری از هستهای شدن حکومت ایران.
او با اشاره به «عملیات چکش نیمهشب» و ادعای نابودی برنامه هستهای ایران، سپس تاکید بر اینکه تهران «دوباره همهچیز را از نو آغاز کرده است»، یک تصویر تکرارشونده میسازد:
•ما نابود کردیم
•آنها بازسازی کردند
•هشدار دادیم
•آنها گوش ندادند
این روایت، مذاکرات جاری را نیز در چارچوبی خاص قرار میدهد: دیپلماسی امتحان شده، اما طرف مقابل هنوز آن «کلمات کلیدی» - «هرگز سلاح هستهای نخواهیم داشت» - را نگفته است.
به این ترتیب، اگر مذاکره شکست بخورد، مسئولیت آن در افکار عمومی متوجه تهران خواهد شد، نه واشینگتن.
۴. ساختن منطق «صلح از طریق قدرت»
ترامپ همزمان دو پیام میدهد: «ترجیح من دیپلماسی است» و «هرگز در مقابله با تهدید علیه آمریکا تردید نخواهم کرد».
این دوگانه به او اجازه میدهد خود را رییسجمهوری معرفی کند که ابتدا راه صلح را میآزماید، اما در برابر تهدید مستقیم عقبنشینی نمیکند.
چنین چارچوبی، برای رایدهندگان جمهوریخواه و بخشی از مستقلها جذاب است: جنگطلب نیست، اما ضعیف هم نیست.
امنیت ملی بهعنوان محور مشروعیت اقدام
در مجموع، سخنان ترامپ سه لایه مشروعیت برای اقدام احتمالی نظامی میسازد:
۱. مشروعیت اخلاقی: مقابله با رژیمی که مردم خود را میکشد.
۲. مشروعیت تاریخی-انتقامی: پاسخ به گذشتهای که در آن آمریکاییها کشته شدهاند.
۳. مشروعیت پیشدستانه امنیتی: جلوگیری از تهدید موشکی و هستهای علیه خاک آمریکا.
این ترکیب، حکومت ایران را از یک مساله منطقهای به یک تهدید مستقیم علیه «امنیت ملی آمریکا» تبدیل میکند.
در چنین چارچوبی، اگر کاخ سفید تصمیم به حمله محدود یا گسترده بگیرد، میتواند آن را نه بهعنوان ورود به یک جنگ انتخابی دیگر در خاورمیانه، بلکه بهعنوان اقدامی ضروری برای دفاع از شهروندان آمریکایی معرفی کند.
به بیان دیگر، سخنان ترامپ نه صرفا هشدار، بلکه مرحلهای از آمادهسازی ذهنی افکار عمومی برای سناریویی است که در آن اقدام نظامی، در صورت شکست دیپلماسی، قابل توجیه جلوه میکند.
سخنرانی نماینده جمهوری اسلامی در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو، تنها مدت کوتاهی پس از سرکوب خونین اعتراضات سراسری، موجی از انتقاد فعالان حقوق بشر را برانگیخته است. منتقدان میگویند اعطای تریبون به تهران در چنین زمانی، پیام دردناکی برای خانوادههای قربانیان دارد.
کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، دوشنبه چهار اسفند در برابر اعضای شورای حقوق بشر سازمان ملل سخنرانی کرد. فعالان حقوق بشر پیشتر با فراخوانی از هیاتهای نمایندگی کشورهای حاضر در این شورا خواسته بودند که هنگام سخنرانی غریبآبادی جلسه را ترک کنند، با این حال اغلب هیاتهای نمایندگی در جلسه باقی ماندند.
برای بسیاری از ایرانیان، این صحنه بازتاب واقعیتی تلخ بود: در حالی که خانوادهها هنوز در سوگ هزاران کشته اعتراضات هستند، نمایندگان همان حکومتی که دست به خونینترین سرکوب تظاهرات خیابانی د رتاریخ ایران زده است، بار دیگر در مهمترین نهاد حقوق بشری جهان فرصت سخن گفتن پیدا کردند.
براندون سیلور، مدیر سیاستگذاری و پروژهها در مرکز حقوق بشر رائول والنبرگ، به ایراناینترنشنال گفت: «چند نهاد حقوق بشری سازمان ملل به این نتیجه رسیدهاند که جمهوری اسلامی مرتکب جنایت علیه بشریت شده است. عاملان این رژیم باید مجازات شوند، نه اینکه تریبون دریافت کنند.»
کارزار ترک جلسه به نتیجه نرسید
در روزهای پیش از این نشست، فعالان حقوق بشر و کنشگران ایرانی از دولتهای دموکراتیک خواسته بودند هنگام سخنرانی نماینده جمهوری اسلامی سالن را ترک کنند.
هیلل نویر، مدیر اجرایی سازمان «یوانواچ»، پیش از سخنرانی غریبآبادی به ایراناینترنشنال گفت اعطای تریبون به تهران پیامی ویرانگر برای قربانیان خواهد داشت.او افزود: «نمیتوان به رژیمی که دهها هزار نفر از مردم خود را کشته، نشان مشروعیت بینالمللی داد. شرم بر سازمان ملل که قاتلان را دعوت میکند.»
یک دادخواست جهانی در حمایت از این کارزار بیش از ۳۶۰ هزار امضا جمعآوری کرد. با این حال، تصاویر منتشرشده از جلسه نشان داد اغلب هیاتها در جای خود باقی ماندند.
روایت تهران
غریبآبادی در سخنرانی خود گزارشهای مربوط به کشتار گسترده شهروندان ایرانی را رد و ایالات متحده و اسرائیل را به «هدایت ناآرامیها» متهم کرد.
او مدعی شد «دشمنان ایران» اعتراضات اقتصادی را به «آشوب و هرجومرج» تبدیل کردند.
غریبآبادی گفت معترضان مرتکب «جنایاتی شبیه داعش» شدهاند. او همچنین آمار رسمی ۳۱۱۷ کشته را مجددا مطرح کرد؛ رقمی که بسیار کمتر از برآوردهای سازمانهای حقوق بشری است.
غریبآبادی حامیان جنبش اعتراضی در خارج از کشور را نیز به انتشار «آمار ساختگی» متهم کرد و جمهوری اسلامی را مدافع حقوق بشر دانست.
این مواضع با روایتهای رسمی منتشرشده در رسانههای حکومتی در ایران همخوانی دارد. در همین حال، یک تحقیق مشترک ایراناینترنشنال و فری پرس از کارزار هماهنگ اطلاعرسانی بینالمللی همزمان با سرکوبها خبر داده بود؛ کارزاری که اعتراضات را به «توطئه خارجی» نسبت میداد.
دیپلماسی در برابر سوگواری
برای خانوادههای جانباختگان، این سخنرانی نشانه تضادی آشکار با روایتهایی بود که از داخل ایران منتشر میشود.
پدر یکی از جانباختگان به ایراناینترنشنال گفت پسر ۱۷ سالهاش که در جریان اعتراضات زخمی شده بود، هنگام تلاش پزشکان برای نجات جانش در بیمارستان کشته شد. این تنها یکی از روایتهای خانوادههایی است که خواهان بهرسمیتشناختهشدن و پاسخگویی بینالمللی هستند.
فعالان هشدار میدهند که تکرار چنین روایتهایی در شورای حقوق بشر میتواند ادعاهای مورد مناقشه را تقویت کند، در حالی که بازماندگان همچنان در پی عدالت هستند.
سیاست یا اصول؟
در همان روز، غریبآبادی در کنفرانس خلع سلاح سازمان ملل نیز حضور یافت و تصاویری از دست دادن او با آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، منتشر شد.
منتقدان میگویند این تصاویر نشانه بازگشت سریع به «روال عادی دیپلماتیک» است، آن هم در حالی که سرکوبهای اخیر هنوز تازه است.
هیلل نویر به ایراناینترنشنال گفت: «سازمان ملل یا بر اصولی ایستاده یا نه. نمیتواند مدعی دفاع از حقوق بشر باشد و همزمان به مقامهایی که به سرکوب گسترده متهماند، مشروعیت بدهد.»
برای بسیاری از ایرانیان در داخل و خارج از کشور رویدادهایی نظیر سخنرانی در شورای حقوق بشر و یا دیدارهای دیپلماتیک، نماد همزیستی دشوار میان دیپلماسی بینالمللی و زخمی همچنان باز در ایران است.
در پی شروع موج تازهای از خشونتهای کارتلهای مواد مخدر در مکزیک پس از کشته شدن یکی از سرشناسترین رهبران آنها، برخی کارشناسان به ایران اینترنشنال گفتند شبکههایی با پیوندهای احتمالی با تهران ممکن است در زیرساختهای فراملی جرایم سازمانیافته در آمریکای لاتین حضور داشته باشند.
پس از بازداشت و مرگ نمسيو اوسگوئرا سروانتس ملقب به «ال منچو»، رهبر کارتل نسل جدید هالیسکو (CJNG)، درگیریهای هماهنگ در دستکم ۲۰ ایالت مکزیک آغاز شد. افراد مسلح اتوبوسها را به آتش کشیدند، بزرگراهها را مسدود کردند و با نیروهای امنیتی درگیر شدند. در این ناآرامیها دهها نفر کشته شدند و دولت مکزیک نزدیک به ۱۰ هزار نیروی نظامی و امنیتی را بسیج کرد.
مقامهای مکزیکی این خشونتها را واکنشی تلافیجویانه از سوی کارتلها توصیف کردهاند، اما تحلیلگران امنیتی میگویند چنین رویدادهایی امروز در بستر شبکههای مالی و قاچاق فراملی رخ میدهد که از مرزهای مکزیک فراتر رفتهاند.
به گفته این کارشناسان، برخی از این شبکهها در مواردی با ساختارهای همسو با دولت ایران در آمریکای لاتین تلاقی داشتهاند.
سم کوپر، روزنامهنگار تحقیقی که درباره شبکههای جرایم فراملی گزارشهای گستردهای منتشر کرده، به ایراناینترنشنال گفت: «سالهاست اکوسیستمهای پولشویی و قاچاق وجود دارند که کارتلهای آمریکای لاتین، شبکههای همسو با دولت ایران و نظام مالی جرایم جهانی را به هم متصل میکنند.»
او تاکید کرد این همپوشانی الزاما به معنای کنترل مستقیم تهران بر کارتلها نیست، بلکه نشاندهنده همگرایی منافع در شرایط فشارهای ژئوپلیتیک است.کوپر گفت: «مدرک مستقیمی ندارم که دستگاه اطلاعاتی ایران به کارتلها برای مقابله با دولت مکزیک کمک کرده باشد، اما معتقدم جمهوری اسلامی از افزایش بیثباتی در مکزیک سود میبرد.»
«استفاده از باندها برای کارهای کثیف»
جاناتان سایه، پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسیها که بر امور داخلی ایران و نفوذ منطقهای آن تمرکز دارد، به ایراناینترنشنال گفت جمهوری اسلامی اغلب اهداف خود را بهصورت غیرمستقیم و از طریق واسطههای جنایی پیش میبرد تا فاصلهای میان خود و عملیات حفظ کند.
او گفت: «آنها تلاش میکنند میان خود و فعالیتهای مجرمانه، بهویژه طرحهای ترور، فاصله ایجاد کنند. جمهوری اسلامی بهطور فزایندهای از برخی باندها برای انجام کارهای کثیف استفاده میکند.»
در سال ۲۰۱۱، مقامهای آمریکایی چند شهروند ایرانی، از جمله فردی مرتبط با نیروی قدس سپاه پاسداران، را به اتهام توطئه برای ترور سفیر عربستان در واشینگتن متهم کردند. دادستانها اعلام کردند یک واسطه ایرانی کوشیده بود افرادی را که گمان میکرد با یک کارتل مکزیکی در ارتباط هستند برای انجام این ترور استخدام کند، اما آن افراد در واقع از خبرچینان اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا بودند.
شبکههایی با سابقه چند دههای
بهگفته تحلیلگران بسیاری از این ارتباطها به دههها قبل بازمیگردد، بهویژه از مسیر همکاری ایران با دولت پیشین ونزوئلا. در آن کشور، شبکههای همسو با سپاه پاسداران و همچنین اعضای حزبالله لبنان پایگاههای مالی و لجستیکی در آمریکای لاتین ایجاد کردند.
حزبالله سالهاست به اداره شبکههای جنایی در آمریکای لاتین متهم است که با مسیرهای قاچاق مواد مخدر تلاقی دارند.
ولید فارس، کارشناس سیاست خارجی و از مدیران «گروه پارلمانی فراآتلانتیک»، به ایراناینترنشنال گفت این شبکهها بهتدریج با گروههای جرایم سازمانیافته در منطقه همکاری گستردهتری برقرار کردند.او افزود: «حزبالله با سازمانهای مشابه در برزیل، کلمبیا و دیگر کشورها روابطی ایجاد کرده بود، اما مهمترین حرکت با حمایت سپاه در مکزیک رخ داد.»
به گفته فارس، دسترسی به مسیرهای قاچاق و کانالهای مالی به این شبکهها امکان داد دامنه فعالیت خود را گسترش دهند و همزمان از طریق واسطههای جنایی فاصله عملیاتی حفظ کنند.او گفت: «هدف مهم حزبالله رسیدن به مرز آمریکا و مکزیک بود.»
تلاقی جرم و ژئوپلیتیک
سایه گفت دولتهای غربی گاه این تهدید را صرفا بهعنوان جرم سازمانیافته میبینند، نه بخشی از یک چالش گستردهتر امنیت ملی.او گفت: «در بسیاری از موارد در قاره آمریکا این موضوع بهعنوان شبکه جنایی دیده میشود، نه شبکه تروریستی. برچسبگذاری دقیق اهمیت دارد.»
به گفته او، برای جمهوری اسلامی «هر چیزی که ضد آمریکا باشد، در این چارچوب میگنجد و کارتلها هم بخشی از همین الگو هستند؛ فرصتی برای اعمال فشار بر قاره آمریکا.»
کارشناسان امنیتی میگویند مرز میان فعالیتهای جنایی و رقابتهای ژئوپلیتیک بهطور فزایندهای کمرنگ شده است. شبکههایی که ابتدا برای دور زدن تحریمها یا تامین مالی فعالیتهای شبهنظامی شکل گرفتند، اکنون میتوانند در قاچاق مواد مخدر و پولشویی نیز مورد استفاده قرار گیرند و به شراکتهایی سودمند میان بازیگران دولتی و غیردولتی منجر شوند.
سم کوپر گفت خشونتهای اخیر در مکزیک بازتاب تحولی گستردهتر در نیمکره غربی است. او افزود: «سطح تهدیدهایی که اکنون در نیمکره غربی در حال ظهور است، همه به هم مرتبط هستند.»
در حالی که مکزیک در تلاش برای مهار پیامدهای مرگ المنچو است، کارشناسان میگویند این رویداد بار دیگر نشان میدهد خشونتهای جنایی در آمریکای لاتین بیش از پیش با رقابتهای قدرتهای جهانی گره خورده است.
وبسایت میدلایستآی گزارش داد همزمان با افزایش احتمال حمله آمریکا به ایران، چندین کشور غربی نیروهای خود را از پایگاه هوایی اربیل در اقلیم کردستان عراق خارج یا جابهجا کردهاند؛ پایگاهی که در صورت تشدید درگیری میتواند به یکی از اهداف تلافیجویانه تهران تبدیل شود.
به نوشته این رسانه، در روزهای اخیر و در بحبوحه تنشهای فزاینده میان واشینگتن و تهران، یک بالگرد نظامی در فرودگاه اربیل فرود آمد؛ فرودگاهی که اگرچه حضور نیروهای غربی در سطح شهر چندان مشهود نیست، اما پایگاه هوایی آن بهشدت مملو از نظامیان خارجی است و پرواز بالگردهای نظامی بر فراز شهر به امری روزمره تبدیل شده است.
اقلیم کردستان از سال ۲۰۱۸ تاکنون بارها هدف حملات پهپادی، راکتی و موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن قرار گرفته است؛ از جمله ساقط شدن یک پهپاد انتحاری بر فراز فرودگاه اربیل در تیرماه و حمله پهپادی اول بهمن که یک نیروی کُرد ایرانی مخالف تهران را مورد هدف قرار داد.
زیریان روژهلاتی، مدیر مرکز پژوهشهای «روداو»، به میدلایستآی گفت: «اینجا نیروهای خارجی از جمله آمریکاییها حضور دارند و اقلیم کردستان بهطور سنتی روابط خوبی با کشورهای غربی و آمریکا دارد.» او افزود که در صورت وقوع جنگ میان حکومت ایران و آمریکا یا اسرائیل، «تنش به اقلیم کردستان نیز کشیده خواهد شد.»
براساس این گزارش آمریکا طی هفتههای اخیر حدود ۱۰۰ هواپیمای سوخترسان، گروههای رزمی ناو هواپیمابر و ناوگان جنگندهها را در منطقه مستقر کرده و دونالد ترامپ نیز در صورت شکست مذاکرات هستهای که قرار است پنجشنبه شش اسفند از سر گرفته شود، احتمال حمله را رد نکرده است.
در همین حال، منابعی به میدلایستآی گفتهاند با افزایش احتمال حمله آمریکا، چند کشور عضو ائتلاف تحت رهبری واشینگتن در عراق نیروهای خود را از پایگاه اربیل خارج یا جابهجا کردهاند؛ زیرا نگران حملات تلافیجویانه جمهوری اسلامی هستند.
مایکل پاتریک مولروی، معاون پیشین وزارت جنگ آمریکا در امور خاورمیانه، به این رسانه گفت: «وقتی میبینید نیروها از اربیل - که احتمالا هدف حمله متقابل خواهد بود - جابهجا میشوند و پرسنل غیرضروری از بیروت خارج میشوند، احتمال حمله آمریکا بالا میرود. خیلی چیزها به نشست ژنو در روز پنجشنبه بستگی دارد.»
جابهجایی نیروها و هشدار حکومت ایران
میدلایستآی گزارش میدهد که سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل در نامهای به دبیرکل این سازمان در ۳۰ بهمن هشدار داده است که در صورت حمله به تهران، تمامی پایگاهها، تاسیسات و داراییهای آمریکا در منطقه اهداف مشروع تلقی خواهند شد.
بهگفته چند منبع، حدود نیمی از نیروهای ائتلاف در اربیل بهعنوان اقدام احتیاطی به کشورهای دیگر منتقل شدهاند. نیروهای آمریکایی و مجارستانی عمدتا در محل باقی ماندهاند، اما نیروهای نروژی و سوئدی و شماری از نظامیان ایتالیایی و فرانسوی اربیل را ترک کردهاند. تاکنون نروژ و آلمان بهطور رسمی جابهجایی نیروهای خود را تایید کردهاند.
سخنگوی ارتش نروژ به میدلایستآی گفت: «نروژ حدود ۶۰ سرباز در خاورمیانه دارد که ماموریتهای مختلفی انجام میدهند. برخی از آنها به دلیل تنشهای منطقه و با هماهنگی شرکای ائتلافی جابهجا شدهاند.» یک منبع نظامی آلمانی نیز اعلام کرد ارتش این کشور در واکنش به تشدید بحران منطقهای نیروهای خود را کاهش داده است.
اندرو جی. تبلر، پژوهشگر ارشد موسسه واشینگتن، نیز به این رسانه گفت: «منطقی است که نیروهای ائتلاف جابهجا شوند، زیرا احتمال میدهند در صورت حمله آمریکا، در تیررس حمله تلافیجویانه حکومت ایران قرار گیرند.»
اربیل؛ تنها پایگاه باقیمانده آمریکا در عراق
بر اساس گزارش رویترز که میدلایستآی به آن استناد کرده، پس از آنکه ائتلاف تحت رهبری آمریکا در چارچوب توافق سال ۲۰۲۴، نیروهای خود را از بغداد و عینالاسد به اربیل منتقل کرد، اکنون کمتر از دو هزار نیرو در اربیل حضور دارند.
گزارش اخیر بازرس کل پنتاگون نیز تایید میکند که مقر ائتلاف از بغداد به اربیل و کویت منتقل شده و پایگاه اربیل - که در یک فرودگاه غیرنظامی قرار دارد - اکنون تنها پایگاه باقیمانده آمریکا در عراق است.
نیکلاس هِراس، پژوهشگر موسسه «نیولاینز»، به میدلایستآی گفت: «پایگاه اربیل هدف بزرگی روی خود دارد؛ نهتنها به دلیل خروج آمریکا از دیگر پایگاههای عراق، بلکه چون حمله به آن فرصتی برای [حکومت] ایران فراهم میکند تا به شرکای محلی آمریکا نشان دهد همکاری با واشینگتن چه هزینهای دارد.»
میدلایستآی در پایان مینویسد که نیویورکتایمز گزارش داده ترامپ به انجام حمله در روزهای آینده برای وادار کردن [حکومت] ایران به امتیازدهی متمایل شده است. به گفته هراس، «آمریکا در حال آماده شدن برای درگیری با [حکومت] ایران است و میخواهد میزان آسیبپذیری نیروهای خود را به حداقل برساند»؛ از این رو در صورت وقوع جنگ، دستکم پرسنل غیرضروری از پایگاه اربیل خارج خواهند شد.
وزارت امور خارجه هلند در بیانیهای اعلام کرد سفیر جمهوری اسلامی در لاهه را در اعتراض به توقیف «چمدان دیپلماتیک» یک دیپلمات هلندی در فرودگاه تهران احضار کرده است.
بر اساس این بیانیه که سهشنبه پنجم اسفند منتشر شد، جمهوری اسلامی هشتم بهمن با وادار کردن یک دیپلمات هلندی به تحویل چمدان خود در فرودگاه تهران، «یک حادثه دیپلماتیک» ایجاد کرده است.
وزارت خارجه هلند در بیانیه خود این اقدام را «غیرقابل قبول» توصیف کرد.
به گفته این وزارتخانه، هلند بارها از تهران خواسته است اقلام توقیفشده را فورا بازگرداند.
در این بیانیه توضیحی درباره محتویات چمدان دیپلمات هلندی ارائه نشده است.
وزارت خارجه هلند افزود پس از اقدام حکومت ایران در انتشار ویدیوهایی از این رویداد، سفیر جمهوری اسلامی را احضار کرده است.
روایت خبرگزاری فارس
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، چهارم اسفند با انتشار تصاویری از این چمدان نوشت یک دیپلمات هلندی بهمنماه هنگام ورود به ایران از طریق فرودگاه خمینی، از قرار دادن چمدان و کولهپشتی خود در دستگاه ایکسری خودداری کرد.
به گزارش این رسانه حکومتی، ماموران بار او را توقیف کردند و این دیپلمات بدون پیگیری وضعیت بار خود و با استفاده از «مصونیت سیاسی»، ایران را «در اسرع وقت» ترک کرد.
فارس این دیپلمات هلندی را «آندره فان فیگن، کارشناس امور امنیتی و دفاعی» معرفی کرد.
بر اساس این گزارش، پس از بازرسی چمدان او، «۳ دستگاه مودم استارلینک و ۷ دستگاه تلفن ماهوارهای بهصورت جاسازیشده» به دست آمد.
استارلینک در ایران
استارلینک که اختلال در آن برای جمهوری اسلامی بهمراتب دشوارتر از شبکههای کابلی و دکلهای تلفن همراه است، در جریان انقلاب ملی ایرانیان به یکی از ابزارهای کلیدی مردم برای ثبت و مستندسازی وقایع میدانی تبدیل شد.
پس از جنگ ۱۲ روزه، مجلس شورای اسلامی قانونی را به تصویب رساند که استفاده از استارلینک را ممنوع میکند و مجازاتهای سنگینی برای استفاده یا توزیع این فناوری بدون مجوز حکومت در نظر میگیرد.
روزنامه والاستریت ژورنال ۲۳ بهمن گزارش داد دولت آمریکا پس از قطع اینترنت در ایران در جریان سرکوب خونین اعتراضات اخیر، هزاران پایانه اینترنت ماهوارهای استارلینک را بهطور مخفیانه به ایران ارسال کرده است.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور خامنهای کشته شدهاند.
