جعفر پناهی: بیضایی را جمهوری اسلامی از ایران گرفت، حالا وزیر ارشاد پیام تسلیت میدهد
جعفر پناهی، فیلمساز، پیام تسلیت وزیر فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی برای درگذشت بهرام بیضایی، کارگردان و نمایشنامهنویس سرشناس ایرانی، را «اعترافنامهای ناخواسته به جنایتی فرهنگی» توصیف کرد.
پناهی دوشنبه هشتم دی در شبکه اجتماعی اینستاگرام نوشت پیام تسلیت وزیر ارشاد نه نشانه احترام به بیضایی است و نه بزرگداشت او، بلکه اعتراف به جنایتی فرهنگی است که جمهوری اسلامی برای دههها مرتکب آن شده است.
این کارگردان افزود وقتی از «فرهیختگی»، «جایگاه رفیع» و «تاثیر ماندگار» بیضایی سخن میگویند، عامدانه درباره این حقیقت ساده و تلخ که جمهوری اسلامی این هنرمند را از کشور بیرون راند، سکوت میکنند.
او بیضایی را نه یک مهاجر، بلکه یک «تبعیدی» خواند که با فشار ممتد، تحقیر سیستماتیک، سانسور خفهکننده و بستن تمام راههای کار و نفس کشیدن سرانجام شهریور ۱۳۸۹ ایران را ترک کرد و به دانشگاه استنفورد رفت.
درگذشت او با انبوهی از ابراز سوگواری شهروندان، هنرمندان، چهرههای سیاسی و حتی پیام تسلیت شماری از مقامهای جمهوری اسلامی همراه شد.
عباس صالحی، وزیر ارشاد، همچون دیگر مقامهای دولت جمهوری اسلامی، در پیام تسلیت خود بدون اشاره به توقیف پیاپی آثار بیضایی و محدودیت و فشار حکومت بر او، از تاثیرش بر فرهنگ و هنر ایرانی تمجید کرد و افزود تالیفات، آثار نمایشی و سینمایی در حافظه هنر ایران پایدار خواهد ماند.
پناهی با اشاره به پیام صالحی نوشت جمهوری اسلامی بیضایی را نه یکباره، که ذرهذره از وطنش بیرون کرد: «سالها اجازه تدریس نداشت، سالها اجازه کار نداشت، سالها هر متن و هر فیلمش با سوءظن، حذف و تحریف مواجه شد. و بعد، وقتی دیگر چیزی برای ماندن باقی نگذاشتند، با وقاحت تمام گفتند خودش رفت.»
این فیلمساز که خود نیز به اتهام «تبلیغ علیه نظام» بهصورت غیابی به یک سال زندان محکوم شده است، تاکید کرد همان ساختار و منطق و دستگاه سرکوبی که بیضایی را از ایران بیرون کرد، برایش پیام تسلیت صادر میکند و از «سرمایه ملی» حرف میزند.
پناهی افزود این رفتار نه صرفا «ریا»، که «تحقیر شعور جمعی» است.
او جمهوری اسلامی را مسئول مستقیم فقدان بیضایی، تبعید و محروم ماندن نسلها از حضور زنده این متفکر و هنرمند بزرگ معاصر خواند.
بیضایی فروردین سال گذشته در واکنش به صحبتهای رییس سازمان سینمایی و درخواست برای بازگشتش به ایران گفته بود دست خودش را میشکند و اجازه نمیدهد او را سانسورچی خودش کنند.
این جملات بخشی از نامه اعتراضی ۳۰ سال پیش بیضایی به وزارت ارشاد جمهوری اسلامی در پی توقیف یکی از آثارش بود.
پناهی با اشاره به رویکرد جمهوری اسلامی در برابر این هنرمند گفت پیام تسلیت زمانی معنا دارد که «دستها به خون آلوده نباشد» و پیام دستی که سالها تیغ سانسور را بالا نگه داشته و عامل حذف بوده، سند جرم است.
او در پایان تاکید کرد: «بهرام بیضایی را مرگ از ما نگرفت، جمهوری اسلامی از ما گرفت... و تاریخ، این تناقض شرمآور را فراموش نخواهد کرد: حذف در حیات و ستایش پس از فقدان.»
در روزهای گذشته صدها کاربر شبکههای اجتماعی با انتشار مطالبی، ایستادگی بیضایی در برابر سانسور را ستایش کردند و از ایراندوستی و تلاش او برای حفظ فرهنگ و ادبیات کشور گفتند.
بخشی از پیامهای چهرههای شاخص فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در سوگ بیضایی در این پوشش زنده منعکس شده است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.