هشت زندانی عقیدتی زندان شیبان اهواز که در اعتصاب بودند به سلول انفرادی منتقل شدند
نیروهای امنیتی زندان شیبان اهواز، هشت زندانی عقیدتی را که در اعتصاب غذا به سر میبرند، به سلولهای انفرادی منتقل کردند. این زندانیان از دوشنبه ۲۸ مهر در اعتراض به «برخوردار نشدن از عفو، بخشودگی و مرخصی درمانی» اعتصاب غذا کردند.
سازمان حقوق بشر کارون، گزارش داد که انتقال خلیل مروانی، علی باوی، خلیل خزرجی، یونس غرباوی، عباس حمادی، حسین سیلاوی، عبدالمجید هاشمی و علی بروایه به سلولهای انفرادی جمعه دوم آبان انجام شده است.
کارون به نقل از «منابع مطلع» نوشت که انتقال این هشت زندانی با دستور مستقیم خسرو طرفی، رییس زندان شیبان، انجام شد و هدف آن، «اعمال فشار و تنبیه اعتصابکنندگان» است.
بر اساس این گزارش، سلولهای انفرادی این زندان به دلیل «شرایط بسیار نامناسب، غیربهداشتی و فقدان امکانات اولیه»، برای فشار بر زندانیان سیاسی و عقیدتی استفاده میشود.
کارون اشاره کرد که زندانیان عقیدتی و سیاسی در زندان شیبان سالها است که از عفو عمومی و حتی مرخصی درمانی محروم ماندهاند.
این در شرایطی است که بسیاری از این زندانیان با بیماریهای جدی و مزمن از جمله دیابت، نارسایی کلیه و کبد، مشکلات قلبیـعروقی، آسم، التهاب مفاصل، فتق، بیماریهای پوستی، مشکلات روانی و حتی نابینایی مواجه هستند.
به گفته این سازمان حقوق بشری، پیش از این هشت زندانی عقیدتی و سیاسی، ناظم بریهی، زندانی سیاسی عرب محکوم به حبس ابد، پس از اعتصاب غذا، جمعه دوم آبان به سلول انفرادی در زندان شیبان اهواز منتقل شده بود.
کارون افزود که انتقال بریهی پس از آن صورت گرفت که او چهارشنبه ۲۹ مهر در پیامی به «کنار گذاشتهشدن زندانیان سیاسی عرب از طرح عفو عمومی» اعتراض کرد و از نهادهای حقوق بشری خواست برای حمایت از این زندانیان اقدام کنند.
این سازمان با محکوم کردن انتقال اعتصابکنندگان به سلولهای انفرادی، مسئولیت کامل حفظ سلامت و جان آنان را متوجه مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی دانست.
کارون همچنین خواستار پایان فوری این رفتارهای تنبیهی، بازگرداندن زندانیان به بند عمومی، فراهمکردن رسیدگی پزشکی و پاسخدادن به مطالبات قانونی آنان شد.
بسیاری از زندانیان در ایران بهناچار از اعتصاب غذا بهعنوان آخرین راه برای رسیدن به خواستههایشان استفاده میکنند و جان خود را به خطر میاندازند.
پیش از این هم گزارشهایی در مورد شرایط نامناسب زندانیان در زندان شیبان اهواز و نقض حقوق آنان انتشار یافته است.
در همین ارتباط، کمپین حقوق بشر ایران ۳۱ مرداد سال گذشته در گزارشی نوشت که مقامهای قضایی و سازمان زندانها، به صورت مستقیم در محروم کردن زندانیان سیاسی از حق دسترسی به درمان نقش دارند.
بر اساس این گزارش، مقامهای قضایی و سازمان زندانها در برخورد با زندانیان سیاسی، وضعیت جسمانی، بیماریهای زمینهای یا مزمن را که در پرونده پزشکی آنها گزارش شده، به صورت عامدانه نادیده گرفتهاند.
همچنین مطلب احمدیان، زندانی سیاسی که از ۱۵ سال پیش بدون مرخصی زندانی است، در نامهای خطاب به مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، نوشت بسیاری از زندانیان بهویژه زندانیان سیاسی با ممانعتهای ضدانسانی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از حق بدیهی درمان محروم هستند.
احمدیان در این نامه که سهشنبه ۱۴ اسفند نسخهای از آن به ایراناینترنشنال رسید، خطاب به مای ساتو نوشت: «حق درمان از اساسیترین حقوق زندانیان است اما من و بسیاری دیگر از زندانیان از این حق بدیهی خود محروم شدهایم.»
در مورد دیگری، کارون ۲۸ شهریور خبر داد که بیش از نیمی از زندانیان محبوس در زندان مرکزی (شیبان) اهواز به دلیل مسمومیت غذایی دچار اسهال و استفراغ شدهاند.
این سازمان اشاره کرد که زندان شیبان که یکی از بدنامترین زندانهای ایران است، با بحران نبود غذای سالم و شرایط بهداشتی نامناسب روبهروست.
بر اساس این گزارش، در حالی که حدود ۴ هزار زندانی در این زندان نگهداری میشوند، تنها یک پزشک زندانی و یک پزشک شیفت اداری به همراه یک بهدار مسئولیت بهداری را بر عهده دارند؛ این کمبود کادر درمانی موجب شده رسیدگی به وضعیت وخیم زندانیان به کندی و با بیتوجهی انجام شود.
پیش از آن هم مختار آلبوشکه، زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد، ۱۳ اردیبهشت سال جاری در نامهای سرگشاده به رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از «شکنجههای جسمی و روحی» و احضار و «تعدی بیپروای ماموران امنیتی به حریم خانوادهاش» انتقاد کرد و هشدار داد ممکن است جان خود را در راه مقابله با این ظلم از دست بدهد.
بر اساس گزارشها، زندانهای دیگر نیز وضعیت بهتری ندارند. برای مثال میتوان به انتقال زندانیان سیاسی از زندان اوین به زندانهای تهران بزرگ و قرچک ورامین در تیر سال جاری و پس از حمله هوایی اسرائیل اشاره کرد.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن بودند که گروهی از زندانیان سیاسی منتقل شده از اوین، در سالنهای مختلف تیپ دوم زندان تهران بزرگ به سر میبردند و در محلهایی فاقد حداقل استانداردها برای زندانیان، نگهداری میشدند.
یک منبع نزدیک به خانوادههای این زندانیان سیاسی با بیان اینکه جمهوری اسلامی با آنها مانند «اسیر جنگی» برخورد کرد، محل نگهداری آنها را بهمثابه «آخر جهنم» نامید.
همچنین در زندان زنان قرچک ورامین، گزارشها از گرمای طاقتفرسا، فاضلابهای بدون تعمیر و نبود تهویه مناسب و ماشین لباسشویی حکایت داشت و گاز غیراستاندارد و خطرناک آشپزخانه هم به یکی از نگرانیهای اصلیشان تبدیل شده بود.
زنان زندانی از محدودیت شدید در دسترسی به فروشگاه، باشگاه و دیگر فضاهای عمومی زندان شکایت داشتند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.