• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

نوبل صلح به نفع آزادی: تاملی بر انتخاب ماریا کورینا ماچادو و معنای صلح در دوران ستمگری

کامیار بهرنگ
کامیار بهرنگ

ایران‌اینترنشنال

۱۸ مهر ۱۴۰۴، ۱۶:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)

اعطای جایزه نوبل صلح ۲۰۲۵ به ماریا کورینا ماچادو، رهبر اپوزیسیون ونزوئلا، رویدادی نمادین است که از یک سو پیامی روشن درباره‌ معنای صلح در جهان امروز می‌فرستد و از سوی دیگر تاکیدی است بر این ادعا که صلح واقعی وقتی ممکن است که مردم از حقوق سیاسی و آزادی برخوردار باشند.

این انتخاب کمیته نوبل، فرصتی فراهم می‌آورد تا به بازاندیشی درباره رابطه میان دموکراسی و صلح بپردازیم.

شجاعت مدنی در دل سرکوب

کمیته نوبل در بیانیه‌اش تاکید کرده است که این جایزه به زنی تعلق گرفته است «که شعله‌ دموکراسی را در میان تاریکی افزاینده حفظ می‌کند».

ماچادو در شرایطی فعالیت کرد که با سرکوب شدید، تهدیدها، ممنوعیت‌های سیاسی و حتی زندگی مخفی مواجه بوده است. انتخاب او، به ‌نوعی ارج گذاشتن به مقاومت درونی مردم است و نه فقط یک مبارز سیاسی. او نمادی از کسانی‌ است که حاضرند در برابر ظلم بایستند تا حق انتخاب و آزادی‌شان زنده بماند.

برجسته کردن حق مردم برای آزادی و عدالت

این انتخاب پیام صریحی دارد؛ صلح تنها وقتی پایدار است که در لحظه توافق سیاسی، اصول آزادی، عدالت و مشارکت مردم نادیده گرفته نشوند.

در بیانیه نوبل آمده است که ماچادو «حق دموکراتیک مردم ونزوئلا را ترویج داده و برای گذار عادلانه و مسالمت‌آمیز از دیکتاتوری به دموکراسی مبارزه کرده است».

این تاکید بر «گذار مسالمت‌آمیز» نشان‌دهنده این نگرش است که مبارزه سیاسی در چارچوب اصول و روش‌های خشونت پرهیز چقدر می‌تواند یک ضرورت مهم برای گذار از دیکتاتوری‌ها تا رسیدن به صلح باشد.

تقویت اعتبار اپوزیسیون و فشار بین‌المللی

در دوران بحران سیاسی، ارتباط با حقانیت اخلاقی و بین‌المللی اهمیت زیادی دارد. جایزه نوبل می‌تواند نوعی بیمه امنیتی باشد برای فعالان داخلی و اشاعه‌گر حقوق بشر در کشورهایی که رژیم حاکم به سرکوب و حذف فیزیکی مخالفان مبادرت می‌کند.

این جایزه، نه تنها وجهه فردی ماچادو را تقویت می‌کند، بلکه نمایانگر پشتیبانی جهانی از خواسته‌های بنیادی مردم ونزوئلاست.

صلح به مثابه فرآیند نه صرفا نتیجه

معمول است که صلح را فقط به‌عنوان پایان جنگ یا توافق بین دولت‌ها تصور کنیم. اما انتخاب ماچادو نشان می‌دهد که صلح، زمانی به معنا می‌رسد که بستر حقوقی، نهادهای دموکراتیک و فضای آزادی برای بیان در جامعه فراهم باشد. بدون امکان مشارکت آزاد مردم، توافق ظاهری ممکن است دوام نیاورد یا دستخوش آشوب شود.

نقش مردم‌سالاری در کاهش خشونت ساختاری

رژیم‌هایی که با سرکوب، سانسور و حذف مخالفان اداره می‌شوند، به‌تدریج نارضایتی و مقاومت را در دل جامعه برمی‌انگیزند. در مقابل، وقتی مردم بتوانند به روش‌های قانونی و مسالمت‌آمیز خواسته‌هایشان را بروز دهند، احتمال بیرون راندن افراط و خشونت بیشتر است.

انتخاب ماچادو به‌عنوان برنده نوبل، این ایده را برجسته می‌کند که دموکراسی نه فقط یک گزینه، بلکه یکی از پیش‌شرط‌های صلح پایدار است.

انتخاب ماریا کورینا ماچادو به‌عنوان برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۲۵ تنها ستایشی از شجاعت فردی او نیست، بلکه بیانیه‌ای است درباره مفهوم اصلاح‌شده صلح در جهان معاصر؛ صلحی که بدون آزادی و عدالت ریشه ندارد.

این انتخاب یادآور آن است که ایستادگی برای دموکراسی، مبارزه برای آزادی، و پاسداشت حقوق مردم، بخش لاینفک معنای واقعی صلح‌اند.

برای مردم ونزوئلا و دیگر کشورهایی که با دیکتاتوری و سرکوب مواجه‌اند، این جایزه می‌تواند نقطه عطفی باشد در بیداری امید، همبستگی داخلی و فشار جهانی.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۳
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • جایزه نوبل صلح ۲۰۲۵ به ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا رسید

    جایزه نوبل صلح ۲۰۲۵ به ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا رسید

  • واکنش‌ها به نوبل صلح؛ از انتقاد کاخ سفید و نتانیاهو تا استقبال چهره‌های ایرانی

    واکنش‌ها به نوبل صلح؛ از انتقاد کاخ سفید و نتانیاهو تا استقبال چهره‌های ایرانی

•
•
•

مطالب بیشتر

سکوت تهران در برابر توافق آتش‌بس اسرائیل و حماس

۱۷ مهر ۱۴۰۴، ۱۶:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)

پس از امضای توافق آتش‌بس میان اسرائیل و حماس با میانجی‌گری ترامپ، جمهوری اسلامی از اظهار نظر مستقیم در این باره خودداری کرد و تنها بیانیه‌ای در حمایت از «توقف جنگ و حقوق فلسطینیان» صادر کرد.

گفت‌وگو با علی صدرزاده، تحلیل‌گر مسائل خاورمیانه

کامران متین: پایان جنگ غزه دست اسرائیل را برای مقابله با جمهوری اسلامی بازتر می‌کند

۱۷ مهر ۱۴۰۴، ۱۱:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)

کامران متین، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه ساسکس، گفت: «صلح میان اسرائیل و حماس به این معنا نیست که تل‌آویو از برنامه هسته‌ای ایران چشم‌پوشی خواهد کرد.»

او افزود: «با پایان جنگ در غزه، دست اسرائیل برای مقابله با جمهوری اسلامی بازتر می‌شود.»

طرح صلح ترامپ برای غزه، نقطه عطفی در دیپلماسی یا تکرار یک تجربه شکست خورده؟

۱۷ مهر ۱۴۰۴، ۰۹:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

تحقق توافق صلح یا حتی برقراری آتش‌بسی پایدار میان اسرائیل و حماس می‌تواند مهم‌ترین دستاورد دیپلماتیک دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ به شمار آید. با این حال، گاردین هشدار داد خوش‌بینی بیش از اندازه به این طرح ممکن است با توجه به موانع سیاسی و نظامی موجود، واقع‌بینانه نباشد.

هر چند جزییات و مراحل اجرای طرح صلح ترامپ هنوز روشن نیست اما بیانیه‌های اخیر دو طرف، اسرائیل و حماس، از منظر سیاسی معنا و اهمیت ویژه‌ای دارد.

با توجه به حمایت کشورهای عربی و دیگر قدرت‌های منطقه‌ای از این توافق، به نظر می‌رسد این بار بهترین فرصت برای پایان جنگ از زمان شکست آتش‌بس در اسفندماه فراهم شده باشد.

ترامپ ۱۶ مهر در پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال مرحله نخست طرح صلح را چنین ساده توصیف کرد: آزادی گروگان‌های در بند حماس در برابر عقب‌نشینی محدود نیروهای اسرائیلی.

با این حال، روزنامه گاردین در مطلبی تحلیلی که پنج‌شنبه ۱۷ مهر منتشر شد، نوشت شناسایی و آزادی همه گروگان‌ها و همچنین مدیریت روند عقب‌نشینی اسرائیل از غزه ممکن است با پیچیدگی‌های قابل توجهی همراه باشد.

  • با توافق آتش‌بس، گروگان‌های اسرائیلی آزاد و اجساد گروگان‌های کشته شده تحویل داده می‌شوند

    با توافق آتش‌بس، گروگان‌های اسرائیلی آزاد و اجساد گروگان‌های کشته شده تحویل داده می‌شوند

صلح هنوز به ایستگاه پایانی نرسیده است

ترامپ در پست خود از «برخورد منصفانه با همه طرف‌ها» و حرکت به سوی «صلحی قدرتمند، پایدار و ماندگار» در منطقه سخن گفت. این در حالی است که گاردین این میزان خوش‌بینی را «مبالغه‌آمیز» دانست.

به گفته گاردین، پرسش‌های دشواری همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند؛ از جمله سرنوشت حماس، احتمال خلع سلاح این گروه مورد حمایت تهران و چشم‌انداز مورد نظر اسرائیل برای غزه که هنوز باید درباره آن تصمیم‌گیری شود.

گاردین افزود این وضعیت پیش‌تر نیز تجربه شده بود: ترامپ حتی پیش از آغاز رسمی ریاست‌جمهوری‌اش برای پایان دادن به جنگ غزه اقدام کرد اما آتش‌بسی که در زمستان به‌صورت شتاب‌زده برقرار شد، در پی بروز اختلافات درباره آزادی گروگان‌ها دوام نیاورد و فروپاشید.

با این حال، اکنون لحظه‌ای سرنوشت‌ساز فرا رسیده است. رییس‌جمهوری ایالات متحده که به گفته گاردین، «آشکارا رویکردی حزبی و غیرقابل پیش‌بینی» دارد، با همین ویژگی توانسته هم متحدان و هم رقیبان خود را غافلگیر کند.

ترامپ همچنین با «انگیزه‌ای شخصی» در روند تحولات منطقه‌ای پیش می‌رود: او می‌خواهد نخستین رییس‌جمهوری آمریکا پس از باراک اوباما باشد که جایزه نوبل صلح را دریافت می‌کند.

100%

تنش‌ها همچنان پابرجاست

گاردین در ادامه گزارش خود هشدار داد «نشانه‌های تنش» بر سر جنگ غزه همچنان مشهود است. حماس در بیانیه‌ای از ترامپ و سایر میانجی‌‌ها خواسته تا تضمین کنند دولت اسرائیل به تعهدات خود در چارچوب توافق پایبند خواهد ماند.

هم‌زمان بیم آن می‌رود که با پایان مرحله تبادل گروگان‌ها، اسرائیل بار دیگر حملات نظامی خود را از سر گیرد و روند صلح متوقف شود.

  • با توافق آتش‌بس، گروگان‌های اسرائیلی آزاد و اجساد گروگان‌های کشته شده تحویل داده می‌شوند

    با توافق آتش‌بس، گروگان‌های اسرائیلی آزاد و اجساد گروگان‌های کشته شده تحویل داده می‌شوند

در بیانیه حماس آمده است: «تا زمانی که آزادی، استقلال و حق تعیین سرنوشت محقق شود، هرگز از حقوق ملی مردم خود دست نخواهیم کشید.»

این موضع‌گیری اشاره‌ای غیرمستقیم به آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطین است که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، آن را رد کرده و کاخ سفید نیز تا حد زیادی از آن فاصله گرفته است.

در سوی دیگر، نتانیاهو نیز درگیر ملاحظات سیاسی پیچیده‌ای است. او باید با مخالفت سرسختانه جناح راست دولت خود، از جمله بتسالل اسموتریچ، وزیر دارایی و ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت ملی، مقابله کند؛ دو چهره‌ای که تهدید کرده‌اند در صورت برقراری آتش‌بس، از ائتلاف حاکم خارج خواهند شد.

ترامپ اما کوشیده است این ملاحظات را با «زور و فشار مستقیم» کنار بزند.

او پیش‌تر هشدار داده بود اگر طرح صلح ۲۰ ماده‌ای او اجرا نشود، «جهنمی تمام‌عیار» علیه حماس در غزه به راه خواهد افتاد.

به گزارش پایگاه خبری آکسیوس، زمانی که نتانیاهو نسبت به این توافق ابراز تردید کرد، ترامپ در واکنش به او گفت: «نمی‌دانم چرا همیشه این‌قدر منفی هستی؟ ... این یک پیروزی است، بپذیرش.»

این لحظه‌ای تعیین‌کننده برای رییس‌جمهوری ایالات متحده به شمار می‌رود و او ممکن است ناچار شود تمام نفوذ و اعتبار شخصی خود را برای جلوگیری از شکست دوباره مذاکرات و ازسرگیری درگیری‌ها به کار گیرد؛ وضعیتی که در صورت وقوع، به منزله شکستی دیپلماتیک برای دولت ترامپ خواهد بود.

براندازی فرهنگی؛ آیا جامعه ایران در حال پوست‌اندازی است یا جمهوری اسلامی؟

۱۷ مهر ۱۴۰۴، ۰۰:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده میان زوال و بازسازی؛ نه نظم قدیم هنوز فروپاشیده و نه جامعه جدید به‌تمامی شکل گرفته است.

از این منظر، ما در برزخی جمعی به سر می‌بریم؛ نظام سیاسی در پی بقا، در حال پوست‌اندازی از نوع سخت‌تر و امنیتی‌تر، و در مقابل، جامعه در لایه‌های زیرین خود در حال پوست‌اندازی برای بقا و بازسازی است. پرسش محوری این است که این دو روند متقابل به کجا می‌انجامند و آینده ایران در کدام مسیر شکل خواهد گرفت.

جامعه در وضعیت تعلیق؛ فرسایش یا بازسازی؟
جامعه‌شناسان درباره وضعیت کنونی ایران دو تصویر متضاد ارائه می‌دهند. گروهی بر این باورند که جامعه در ضعیف‌ترین و نحیف‌ترین شکل خود قرار دارد. به تعبیر آنان، سرمایه اجتماعی در حال فرسایش است؛ اعتماد عمومی کاهش یافته، پیوندهای اجتماعی سست شده، و مردم در انزوای فردی خود بیشتر درگیر منافع شخصی یا دغدغه بقا هستند تا مسئولیت جمعی. به باور این دیدگاه، جامعه از درون تهی شده و توان بازسازی خود را از دست داده است.

اما در برابر این نگاه بدبینانه، رویکردی دیگر معتقد است جامعه ایران، حتی در دل فشارها و محدودیت‌ها، در حال بازسازی است. این بازسازی شاید خاموش و تدریجی باشد، اما واقعی است. نشانه‌های آن را می‌توان در تغییر رفتار نسل جدید، در شکل‌گیری جنبش‌های فرهنگی و زیست شهری نو، در رشد «اقتصاد تجربه» و در بازتعریف فضاهای عمومی دید. جامعه، با تمام زخم‌هایش، در حال بازآفرینی خود است؛ همان‌گونه که در تاریخ معاصر بارها در لحظات بن‌بست، توانسته مسیر جدیدی برای حیات اجتماعی بیابد.

جمهوری اسلامی؛ پوست‌اندازی برای بقا، نه تغییر
ساختار قدرت در جمهوری اسلامی نیز در حال تغییر است، اما این تغییر ماهیت بازسازی ندارد. حکومت در تلاش است تا با پوشیدن پوستی ضخیم‌تر، کنترل‌گرتر و بسته‌تر، بقای خود را تضمین کند. این نوع پوست‌اندازی، نه به قصد نوسازی، که برای دوام در وضعیت اضطراری است. در واقع، نظام سیاسی در حال تبدیل شدن به پوسته‌ای خالی از معناست؛ پوسته‌ای که ظاهر و شعار را حفظ می‌کند اما ارتباط ارگانیک خود را با جامعه از دست داده است.

جامعه، بر خلاف نظام، برای بقا ناچار به نوسازی است. از این‌رو، دو فرآیند موازی و متضاد در جریان است؛ از بالا، قدرت در حال سخت‌تر شدن است؛ از پایین، مردم در حال نرم‌تر و منعطف‌تر شدن. این دو حرکت در مسیرهای مخالف جریان دارند و تقابل آن‌ها، آینده سیاسی و اجتماعی ایران را رقم خواهد زد.

نشانه‌های تغییر؛ سیگنال‌های جامعه نو
کافی است به زندگی روزمره در شهرهای بزرگ ایران نگاه کنیم؛ از کدهای پوشش گرفته تا سبک مصرف فرهنگی، موسیقی زیرزمینی، زبان نسل جوان، و حضور پررنگ‌تر زنان در فضاهای اجتماعی. این نشانه‌ها حکایت از دگردیسی عمیقی دارند. تهران و شهرهای دیگر، بدون مصوبه و برنامه رسمی، در حال «ری‌برندینگ» فرهنگی‌اند. این تغییر از پایین و از دل جامعه می‌جوشد، نه از اتاق‌های قدرت.

در لایه‌های زیرین جامعه، نوعی بازتعریف هویت فردی و جمعی در جریان است. نسل جوان‌تر، ارزش‌های خود را نه در تملک اشیا، بلکه در «تجربه‌ها» جست‌وجو می‌کند. این تغییر نشانه‌ای از پوست‌اندازی فرهنگی جامعه ایران است؛ پوست‌اندازی‌ای که نهادهای سیاسی آن را درک نکرده‌اند یا عمداً نادیده می‌گیرند.

آینده‌های ممکن؛ میان فروپاشی و بازسازی
آینده ایران، در معنای علمی و جامعه‌شناختی، بسته نیست. چند مسیر متفاوت پیشِ‌روست. اگر جامعه بتواند میان لایه‌های پراکنده خود همبستگی و پیوند ایجاد کند، احتمال شکل‌گیری یک «بازسازی نرم» وجود دارد؛ تغییر تدریجی، اما برگشت‌ناپذیر. در این مسیر، نهادهای مدنی نوظهور، شبکه‌های فرهنگی مستقل و عاملیت اجتماعی نسل جدید نقش محوری دارند.

اما اگر فشارهای سیاسی و اقتصادی ادامه یابد و جامعه در خود فروبسته شود، احتمال دارد همین پوست تازه نیز بسوزد و فرسایش به سطحی بازگشت‌ناپذیر برسد. در چنین حالتی، ساختار قدرت شاید برای مدتی دیگر دوام یابد، اما در نهایت از درون تهی‌تر خواهد شد.

حتی در بدترین سناریوها، جامعه ایران همچنان «زایا»ست. زندگی در ایران، در شکل‌های خُرد و پراکنده، در مقاومت روزمره، در گفت‌وگوهای مجازی، در هنر، در زبان، در شوخی و خلاقیت، جریان دارد. این همان «امکان» است که امید از دل آن زاده می‌شود؛ امیدی که با کنشگری و مشارکت مردم، نه با دستور از بالا، به فعلیت درمی‌آید.

بازی تازه‌ای آغاز شده است
اگر قدرت در حال پوست‌اندازی برای بقاست، جامعه برای بازسازی پوست می‌اندازد. این دو روند در برابر هم ایستاده‌اند. از بالا، نظامی در پی سخت‌تر کردن مرزهای خود؛ از پایین، مردمی در تلاش‌اند که مرزها را بشکنند. تضاد این دو روند، آینده سیاسی ایران را شکل می‌دهد.

پوست‌اندازی جامعه، برخلاف حکومت، از پایین و از درون زندگی روزمره آغاز شده است. این دگرگونی آرام اما ریشه‌دار است و به‌سادگی بازنمی‌گردد. درک این فرآیند، یعنی پذیرش این واقعیت که جامعه ایران، حتی در سکوت، در حال نو شدن است. آینده ایران، اگر قرار است روشن باشد، از دل همین پوست‌اندازی اجتماعی زاده خواهد شد، نه از وعده‌های تکراری هسته فاسد قدرت خامنه ای.

نبرد حکومت و مردم؛ آیا جامعه ایران در حال پوست‌اندازی است؟
این موضوع امشب «برنامه با کامبیز حسینی» بود. حسین قاضیان جامعه شناس مهمان اصلی برنامه بود و مخاطبان از سراسر جهان در این بحث شرکت کردند.

«برنامه با کامبیز حسینی» دوشنبه تا پنج‌شنبه، ساعت ۱۱ شب، از تلویزیون ایران اینترنشنال به‌صورت زنده پخش می‌شود.

دومین دیدار مارک کارنی و دونالد ترامپ؛ لبخند‌های دیپلماتیک، دست‌های خالی

۱۶ مهر ۱۴۰۴، ۲۰:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
مهسا مرتضوی

مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، در دومین دیدار خود با دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا در کاخ سفید، نتوانست امتیاز تازه‌ای در زمینه تعرفه‌های تجاری برای صنایع کلیدی کشورش بگیرد.

این دیدار که بیش از گفت‌وگوهای اقتصادی، با تمجید و شوخی میان دو رهبر همراه بود، پرسش‌های تازه‌ای درباره توانایی کارنی در مدیریت رابطه با واشینگتن ایجاد کرده است.

دیداری صمیمی اما بی‌حاصل برای اقتصاد کانادا

مارک کارنی بعد از دو بار ملاقات با دونالد ترامپ در اتاق بیضی، باز هم با دست خالی به اتاوا بازگشت؛ ملاقاتی که بسیاری امیدوار بودند کمی از فشارهای اقتصادی ناشی از تعرفه‌های وضع‌شده بر کالاهای کانادایی بکاهد، اما دستاورد آن چیزی نبود جز رد و بدل شدن تعریف و تمجید میان دو رهبر و فضایی دوستانه که شاید تنها بتواند امید به گفت‌وگوهای آینده را زنده نگه دارد.

با اینکه کانادایی‌ها می‌دانستند این دیدار به لغو کامل تعرفه‌ها منجر نخواهد شد، اما انتظار داشتند صنایعی چون آلومینیوم، فولاد و خودروسازی که بخش بزرگی از اقتصاد کشور را تشکیل می‌دهند، اندکی از فشار تعرفه‌ها رهایی یابند.

این امید با اظهارات تازه ترامپ که از تضاد منافع ذاتی میان دو کشور سخن گفت، کمرنگ‌تر از همیشه به نظر می‌رسد.

«تضاد در منافع»

ترامپ در دیداری که حدود ۳۰ دقیقه به طول انجامید و در حضور خبرنگاران برگزار شد، ضمن تمجید از مارک کارنی به‌عنوان «رهبر برجسته جهانی» گفت:«کانادا را دوست دارم، اما ما و کانادا به‌طور طبیعی تضاد در منافع داریم؛ چون هر دو می‌خواهیم فولاد و آلومینیوم تولید کنیم، هر دو می‌خواهیم صنعت خودرو داشته باشیم.»

در این نشست، ترامپ تقریباً یک‌تنه پاسخ‌گوی تمام خبرنگاران بود و حتی در میانه صحبت‌های مارک کارنی نیز سخن او را قطع کرد تا بار دیگر، هرچند با لحنی شوخی‌آمیز، پیشنهاد الحاق کانادا به آمریکا را مطرح کند.

زبان بدن رهبران؛ سکوت، لبخند و بازی قدرت در اتاق بیضی

آنچه در این دیدار برای ناظران مهم‌تر از محتوای گفت‌وگوها بود، رفتار و زبان بدن دو رهبر بود؛ تماس‌های دوستانه، لبخندهای مکرر، گفت‌وگوهای آرام در گوش ترامپ و واکنش‌های کارنی هنگام شنیدن پاسخ‌های غیرمنتظره رییس‌جمهوری آمریکا.

بسیاری از تحلیل‌گران در کانادا، مارک کارنی را اندیشمندی بلندمدت اما سیاستمداری تازه‌کار می‌دانند؛ شاید به همین دلیل هم هست که هنوز یاد نگرفته است تعجب خود را در برابر حرف‌های ناگهانی ترامپ پنهان کند.

اما آنچه در هر دو دیدار این دو در در کاخ سفید مشهود بوده، این است که مارک کارنی در سکوت فقط ترامپ را همراهی می‌کند تا انرژی جاری در اتاق را مثبت نگه دارد.

او خود قبلا به این نکته‌ در مصاحبه با اکونومیست اشاره کرده بود؛ اینکه «دونالد ترامپ قابلیت این را دارد که دینامیک اتاق را کنترل کند.»

لحن نرم‌تر ترامپ؛ از تهدید به تمجید

اما این بار دینامیک اتاق از دیدارهای پیشین نرم‌تر بود. ترامپ که پیش‌تر بارها گفته بود «ما چوب و آلومینیوم و خودروهای کانادایی را نمی‌خواهیم»، این بار لحن خود را تغییر داد و گفت:
«می‌خواهم کانادا موفق باشد. فکر می‌کنم بعد از این دیدار، کانادایی‌ها دوباره ما را دوست خواهند داشت.»

این سخنان اشاره‌ای مستقیم بود به فضای سرد روابط میان دو کشور پس از آغاز جنگ تجاری؛ دورانی که بسیاری از شهروندان کانادایی سفر به آمریکا یا خرید کالاهای آمریکایی را تحریم کردند.

ادامه مذاکرات در واشینگتن؛ امیدها و انتقادها

با این حال، هنوز برای کانادایی‌ها مشخص نیست چرا باید از دیداری که هیچ دستاورد اقتصادی ملموسی نداشت، خوشحال باشند.

دومینیک لبلنک، وزیر مسئول روابط کانادا و آمریکا که در هیئت همراه مارک کارنی حضور داشت، هنوز در واشینگتن مانده تا مذاکرات در سطح کارشناسی ادامه پیدا کند.

در مقابل، اتاوا تنها به واشینگتن چشم ندوخته است. مارک کارنی در همان گفت‌وگوی خود با اکونومیست گفت:«ما هم کارت‌هایی برای بازی با آمریکا داریم و هم بازی‌های دیگری در دنیا که می‌توانیم روی آنها تمرکز کنیم.»

کی‌استون؛ اهرم جدید در مذاکرات با آمریکا

یکی از این کارت‌ها، طرح خط لوله کی‌استون است؛ پروژه‌ای که نفت آلبرتا را به پالایشگاه‌های آمریکا می‌رساند و مدت‌هاست به موضوعی جنجالی در روابط دو کشور تبدیل شده است.

کارنی در این سفر تلاش کرد از این پروژه به‌عنوان اهرم فشار برای مذاکره تجاری استفاده کند؛ به‌ویژه در آستانه تمدید توافق تجارت آزاد آمریکا، کانادا و مکزیک (USMCA) در سال ۲۰۲۶.

فشار داخلی بر کارنی؛ وعده‌ای که زیر ذره‌بین است

اما فضای داخلی کانادا نیز برای کارنی خالی از فشار نیست. بسیاری از شهروندان این کشور در زمان انتخابات فدرال، به او رأی دادند با این امید که توانایی مذاکره با ترامپ و «مهارت اقتصادی‌اش» بتواند فشار تعرفه‌ها را کاهش دهد.

اکنون رقیب سیاسی او — که با زحمت دوباره به مجلس راه یافته — منتظر است در نشست‌های آینده پارلمان، این توانایی وعده‌داده‌شده را به چالش بکشد و از او درباره نتایج واقعی این دیدارها بپرسد.

کارشناسان می‌گویند اگرچه کارنی در ظاهر دست خالی به اتاوا بازگشته، اما تغییر محسوس در لحن ترامپ — از تهدید به تمجید — می‌تواند نشانگر فرصتی تازه برای بازسازی روابط اقتصادی دو کشور باشد؛ فرصتی که البته بدون اقدام عملی، ممکن است بار دیگر به‌سرعت از بین برود.