• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

دومین دیدار مارک کارنی و دونالد ترامپ؛ لبخند‌های دیپلماتیک، دست‌های خالی

مهسا مرتضوی

ایران‌اینترنشنال

۱۶ مهر ۱۴۰۴، ۲۰:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۱:۵۷ (‎+۱ گرینویچ)

مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، در دومین دیدار خود با دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا در کاخ سفید، نتوانست امتیاز تازه‌ای در زمینه تعرفه‌های تجاری برای صنایع کلیدی کشورش بگیرد.

این دیدار که بیش از گفت‌وگوهای اقتصادی، با تمجید و شوخی میان دو رهبر همراه بود، پرسش‌های تازه‌ای درباره توانایی کارنی در مدیریت رابطه با واشینگتن ایجاد کرده است.

دیداری صمیمی اما بی‌حاصل برای اقتصاد کانادا

مارک کارنی بعد از دو بار ملاقات با دونالد ترامپ در اتاق بیضی، باز هم با دست خالی به اتاوا بازگشت؛ ملاقاتی که بسیاری امیدوار بودند کمی از فشارهای اقتصادی ناشی از تعرفه‌های وضع‌شده بر کالاهای کانادایی بکاهد، اما دستاورد آن چیزی نبود جز رد و بدل شدن تعریف و تمجید میان دو رهبر و فضایی دوستانه که شاید تنها بتواند امید به گفت‌وگوهای آینده را زنده نگه دارد.

با اینکه کانادایی‌ها می‌دانستند این دیدار به لغو کامل تعرفه‌ها منجر نخواهد شد، اما انتظار داشتند صنایعی چون آلومینیوم، فولاد و خودروسازی که بخش بزرگی از اقتصاد کشور را تشکیل می‌دهند، اندکی از فشار تعرفه‌ها رهایی یابند.

این امید با اظهارات تازه ترامپ که از تضاد منافع ذاتی میان دو کشور سخن گفت، کمرنگ‌تر از همیشه به نظر می‌رسد.

«تضاد در منافع»

ترامپ در دیداری که حدود ۳۰ دقیقه به طول انجامید و در حضور خبرنگاران برگزار شد، ضمن تمجید از مارک کارنی به‌عنوان «رهبر برجسته جهانی» گفت:«کانادا را دوست دارم، اما ما و کانادا به‌طور طبیعی تضاد در منافع داریم؛ چون هر دو می‌خواهیم فولاد و آلومینیوم تولید کنیم، هر دو می‌خواهیم صنعت خودرو داشته باشیم.»

در این نشست، ترامپ تقریباً یک‌تنه پاسخ‌گوی تمام خبرنگاران بود و حتی در میانه صحبت‌های مارک کارنی نیز سخن او را قطع کرد تا بار دیگر، هرچند با لحنی شوخی‌آمیز، پیشنهاد الحاق کانادا به آمریکا را مطرح کند.

زبان بدن رهبران؛ سکوت، لبخند و بازی قدرت در اتاق بیضی

آنچه در این دیدار برای ناظران مهم‌تر از محتوای گفت‌وگوها بود، رفتار و زبان بدن دو رهبر بود؛ تماس‌های دوستانه، لبخندهای مکرر، گفت‌وگوهای آرام در گوش ترامپ و واکنش‌های کارنی هنگام شنیدن پاسخ‌های غیرمنتظره رییس‌جمهوری آمریکا.

بسیاری از تحلیل‌گران در کانادا، مارک کارنی را اندیشمندی بلندمدت اما سیاستمداری تازه‌کار می‌دانند؛ شاید به همین دلیل هم هست که هنوز یاد نگرفته است تعجب خود را در برابر حرف‌های ناگهانی ترامپ پنهان کند.

اما آنچه در هر دو دیدار این دو در در کاخ سفید مشهود بوده، این است که مارک کارنی در سکوت فقط ترامپ را همراهی می‌کند تا انرژی جاری در اتاق را مثبت نگه دارد.

او خود قبلا به این نکته‌ در مصاحبه با اکونومیست اشاره کرده بود؛ اینکه «دونالد ترامپ قابلیت این را دارد که دینامیک اتاق را کنترل کند.»

لحن نرم‌تر ترامپ؛ از تهدید به تمجید

اما این بار دینامیک اتاق از دیدارهای پیشین نرم‌تر بود. ترامپ که پیش‌تر بارها گفته بود «ما چوب و آلومینیوم و خودروهای کانادایی را نمی‌خواهیم»، این بار لحن خود را تغییر داد و گفت:
«می‌خواهم کانادا موفق باشد. فکر می‌کنم بعد از این دیدار، کانادایی‌ها دوباره ما را دوست خواهند داشت.»

این سخنان اشاره‌ای مستقیم بود به فضای سرد روابط میان دو کشور پس از آغاز جنگ تجاری؛ دورانی که بسیاری از شهروندان کانادایی سفر به آمریکا یا خرید کالاهای آمریکایی را تحریم کردند.

ادامه مذاکرات در واشینگتن؛ امیدها و انتقادها

با این حال، هنوز برای کانادایی‌ها مشخص نیست چرا باید از دیداری که هیچ دستاورد اقتصادی ملموسی نداشت، خوشحال باشند.

دومینیک لبلنک، وزیر مسئول روابط کانادا و آمریکا که در هیئت همراه مارک کارنی حضور داشت، هنوز در واشینگتن مانده تا مذاکرات در سطح کارشناسی ادامه پیدا کند.

در مقابل، اتاوا تنها به واشینگتن چشم ندوخته است. مارک کارنی در همان گفت‌وگوی خود با اکونومیست گفت:«ما هم کارت‌هایی برای بازی با آمریکا داریم و هم بازی‌های دیگری در دنیا که می‌توانیم روی آنها تمرکز کنیم.»

کی‌استون؛ اهرم جدید در مذاکرات با آمریکا

یکی از این کارت‌ها، طرح خط لوله کی‌استون است؛ پروژه‌ای که نفت آلبرتا را به پالایشگاه‌های آمریکا می‌رساند و مدت‌هاست به موضوعی جنجالی در روابط دو کشور تبدیل شده است.

کارنی در این سفر تلاش کرد از این پروژه به‌عنوان اهرم فشار برای مذاکره تجاری استفاده کند؛ به‌ویژه در آستانه تمدید توافق تجارت آزاد آمریکا، کانادا و مکزیک (USMCA) در سال ۲۰۲۶.

فشار داخلی بر کارنی؛ وعده‌ای که زیر ذره‌بین است

اما فضای داخلی کانادا نیز برای کارنی خالی از فشار نیست. بسیاری از شهروندان این کشور در زمان انتخابات فدرال، به او رأی دادند با این امید که توانایی مذاکره با ترامپ و «مهارت اقتصادی‌اش» بتواند فشار تعرفه‌ها را کاهش دهد.

اکنون رقیب سیاسی او — که با زحمت دوباره به مجلس راه یافته — منتظر است در نشست‌های آینده پارلمان، این توانایی وعده‌داده‌شده را به چالش بکشد و از او درباره نتایج واقعی این دیدارها بپرسد.

کارشناسان می‌گویند اگرچه کارنی در ظاهر دست خالی به اتاوا بازگشته، اما تغییر محسوس در لحن ترامپ — از تهدید به تمجید — می‌تواند نشانگر فرصتی تازه برای بازسازی روابط اقتصادی دو کشور باشد؛ فرصتی که البته بدون اقدام عملی، ممکن است بار دیگر به‌سرعت از بین برود.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۵
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

تیک‌تاک و مهندسی اعتیاد: الگوریتم‌ها ما را با خود خواهند برد

۱۶ مهر ۱۴۰۴، ۲۰:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
اردوان روزبه

در جهان امروز، زمان به کالایی کمیاب و توجه انسانی به منبعی قابل استخراج بدل شده است. در این میان، تیک‌تاک بیش از هر شبکه‌ای توانسته است از این منبع نامرئی سود ببرد.

مقاله اخیر واشینگتن‌پست با تحلیل داده‌های واقعی بیش از ۸۰۰ کاربر آمریکایی نشان می‌دهد که این اپ نه صرفا یک ابزار سرگرمی، بلکه سامانه‌ای پیچیده برای تربیت رفتار و مهندسی وابستگی ذهنی است.

بر اساس داده‌های این تحقیق، کاربرانی که در آغاز روزانه ۲۵ دقیقه در تیک‌تاک وقت می‌گذراندند، در عرض سه ماه زمان مصرف خود را به بیش از ۵۰ دقیقه افزایش دادند.

در میان کاربران نوجوان، حتی نوبت‌های تماشای متوالی تا ۹۰ دقیقه در یک نشست ثبت شده است.

الگوریتم تیک‌تاک با تحلیل سرعت سوایپ، مدت توقف روی هر ویدیو، و بازه‌های بازگشت به اپلیکیشن، الگوهای روانی و عصبی هر فرد را می‌آموزد و متناسب با آن، پاداش‌های لحظه‌ای و تحریک‌کننده دوپامین تولید می‌کند؛ همان ماده‌ای که در اعتیادهای رفتاری و شیمیایی نقش اساسی دارد.

مطالعه واشنگتن‌پست نشان می‌دهد که کاربران سبک‌مصرف در سه ماه نخست بیشترین افزایش استفاده را تجربه کرده‌اند. الگوریتم در واقع با تقویت تدریجی رفتار، از مصرف سبک به وابستگی مزمن می‌رسد.

پژوهشگران در داده‌ها مشاهده کردند که در پایان دوره، فاصله زمانی بین دو بار باز کردن اپ در روز از ۴ ساعت به کمتر از ۴۵ دقیقه کاهش یافته است؛ نشانه‌ای از تغییر رفتار از تصمیم آگاهانه به واکنش خودکار (automatic behavior).

از دیدگاه علوم اعصاب، این روند به مرور قشر پیش‌پیشانی مغز — بخش کنترل ارادی و تمرکز — را تضعیف می‌کند و با فعال‌سازی مدار پاداش، باعث می‌شود کاربر نتواند از چرخه اسکرول بی‌پایان جدا شود.

متخصصانی که در گزارش واشینگتن‌پست با آنان گفت‌وگو شده، می‌گویند: «وقتی مغز به دریافت پاداش در هر چند ثانیه عادت کند، دیگر برای پاداش‌های تاخیری مثل مطالعه یا کار، انگیزه‌ای ندارد.»

اما ابعاد اقتصادی این وابستگی نیز حیرت‌انگیز است. در سال ۲۰۲۵، تیک‌تاک بیش از ۱٫۵۹ میلیارد کاربر فعال ماهانه در سراسر جهان دارد. در ایالات متحده، حدود ۱۷۰ میلیون نفر از این پلتفرم استفاده می‌کنند — یعنی بیش از نیمی از جمعیت بزرگسال کشور.

طبق داده‌های وب‌سایت Business of Apps، درآمد جهانی تیک‌تاک در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳ میلیارد دلار بوده و پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۲۵ این رقم به ۳۳ میلیارد دلار برسد. حدود ۷۷ درصد این مبلغ از تبلیغات به دست می‌آید و باقی از خریدهای درون‌اپ و تجارت داخلی. تنها در بازار آمریکا، درآمد تبلیغاتی تیک‌تاک در سال گذشته بیش از ۱۰ میلیارد دلار برآورد شده است.

این سود نجومی مستقیماً از زمان و توجه کاربران تامین می‌شود؛ همان دقیقه‌هایی که در قالب میلیاردها سوایپ، به داده‌های رفتاری تبدیل شده و سپس فروخته می‌شوند.

در واقع، هر ویدیو در تیک‌تاک یک «آزمایش رفتاری» است که نتیجه‌اش به الگوریتم بازمی‌گردد تا واکنش بعدی کاربر را دقیق‌تر پیش‌بینی کند.

در ایران نیز با وجود فیلترینگ و محدودیت‌های دسترسی، تیک‌تاک به‌ویژه در میان جوانان و تولیدکنندگان محتوای کوتاه محبوبیت فزاینده‌ای دارد.

داده‌های پلتفرم DataReportal نشان می‌دهد که در ژانویه ۲۰۲۵ حدود ۴۸ میلیون حساب فعال شبکه‌های اجتماعی در ایران وجود داشته است. با توجه به برآوردهای منابع تبلیغاتی، می‌توان تخمین زد که میان ۴ تا ۶ میلیون کاربر ایرانی به‌طور فعال و اغلب با استفاده از وی‌پی‌ان از تیک‌تاک استفاده می‌کنند.

این عدد ممکن است کوچک به نظر برسد، اما به نسبت محدودیت‌ها، نشانگر رشد سریع محبوبیت محتوای ویدئویی کوتاه و تمایل جوانان ایرانی به حضور در فضای جهانی است.

نویسندگان واشینگتن‌پست در بخش پایانی مقاله با اشاره به همین وابستگی جهانی هشدار می‌دهند که الگوریتم تیک‌تاک نه‌تنها الگوی مصرف رسانه‌ای، بلکه ساختار تمرکز ذهنی نسل جوان را بازنویسی کرده است.

هر ویدیو کوتاه با تحریک احساسی سریع و پیش‌بینی‌ناپذیر، مغز را در وضعیت انتظار دائمی پاداش نگه می‌دارد؛ وضعیتی که از نظر روان‌شناختی مشابه شرطی‌سازی در قمار است.

با وجود این، گزارش به راهکارهایی نیز اشاره می‌کند: خاموش کردن اعلان‌ها، حذف اپ از صفحه اصلی، محدود کردن زمان استفاده، و جایگزینی فعالیت‌های فوری با پاداش‌های بلندمدت مانند مطالعه، پیاده‌روی یا ارتباط حضوری.

در یک آزمایش میدانی کوچک، کاربرانی که این روش‌ها را به کار گرفتند، در عرض دو هفته میانگین زمان استفاده روزانه خود را ۲۵ درصد کاهش دادند.

در نهایت، پرسش اصلی این است: در جهانی که پلتفرم‌ها قادرند رفتار ما را پیش‌بینی و حتی شکل دهند، مرز میان آزادی و کنترل کجاست؟

تیک‌تاک، مانند آینه‌ای درخشان از عصر دیجیتال، نشان می‌دهد که اعتیاد دیگر فقط در مواد مخدر یا قمار خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در نوک انگشتان ما جریان دارد. به نظر می رسد تیک‌تاک فقط ویدیو پخش نمی‌کند؛ ذهن انسان‌ها را بازنویسی می‌کند.

خدمت و خیانت یحیی سینوار: جمهوری اسلامی پس از هفتم اکتبر

۱۶ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
سمیرا قرائی

حمله ناگهانی گروه حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ گسترده غزه، نه‌تنها نظم امنیتی خاورمیانه را برهم زد، بلکه معادلات جمهوری اسلامی را نیز وارد مرحله‌ای تازه کرد.

اکنون، دو سال پس از آن واقعه، می‌توان گفت که جمهوری اسلامی در موقعیتی پیچیده‌تر و متناقض‌تر از گذشته قرار دارد؛ از یک‌سو با تضعیف میدانی متحدانش روبه‌رو است و از سوی دیگر، تلاش می‌کند با بهره‌گیری از ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و ایدئولوژیک، نفوذ منطقه‌ای خود را حفظ و بازتعریف کند.

از مقاومت تا شراکت

حمله ۷ اکتبر در نگاه بسیاری محصول شبکه‌ای از گروه‌های نزدیک به جمهوری اسلامی تلقی شد، اما در عمل، پیامدهای آن برای خود تهران چندان ساده نبود.

در سال ۲۰۲۴، اسرائیل و متحدانش حملات متعددی را علیه زیرساخت‌های نظامی حماس، حزب‌الله و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در سوریه انجام دادند. این حملات، به گفته‌ اندیشکده چتم‌هاوس، محور مقاومت را در موقعیت «تضعیف‌شده یا در آستانه شکست» قرار داد. با این همه جمهوری اسلامی سعی کرد تغییراتی در استراتژی خود ایجاد کند و در دل فشار نظامی آن را بازآرایی کند.

در این دو سال اخیر، آنچه محور مقاومت نامیده می‌شود، تحت فشار سنگین اسرائیل و امریکا سعی کرد خود را از ائتلاف نظامی صرف بودن خارج کند و به شبکه‌هایی چندوجهی از پیوندهای مالی، سیاسی ‌و ایدئولوژیک بدل شود.

جمهوری اسلامی از طریق جریان‌های مالی فرامرزی، همکاری‌های انرژی و حمایت رسانه‌ای، تلاش کرده ساختار این محور را زنده نگه دارد.

در اینجاست که خاورمیانه و نیروهای مقاومتش در حال پوست‌اندازی وارد مرحله تازه‌ای شده‌اند و باز در اینجاست که اهمیت فعال‌سازی مکانیسم ماشه و فشار شدید و انزوای اقتصادی جمهوری اسلامی در منطقه اهمیتی دو چندان می‌يابد.

روابط با همسایگان عرب: از رقابت تا احتیاط

جنگ غزه آزمونی جدی برای روابط تازه احیاشده میان ایران و عربستان سعودی بود. از زمان توافق پکن در بهار ۲۰۲۳، دو کشور مسیر کاهش تنش را طی می‌کردند، اما بحران غزه بار دیگر شکاف‌های پنهان را آشکار کرد.

ریاض ضمن دفاع از موضع فلسطینیان، از هرگونه حمایت آشکار از حماس و در نتیجه از جمهوری اسلامی پرهیز کرد. این موضع محتاطانه نشان داد که عربستان تمایل دارد ضمن حفظ تماس دیپلماتیک با تهران، از درگیر شدن در رقابت ایدئولوژیک پرهیز کند.

در مقابل، قطر نقش میانجی‌گر را ایفا کرد و محل اصلی گفت‌وگوهای آتش‌بس میان حماس و اسرائیل شد. تهران از نقش دوحه به‌طور ضمنی استقبال کرد، چرا که قطر توانست بدون تقابل مستقیم با غرب، بخشی از مطالبات سیاسی جمهوری اسلامی را در قالب مذاکرات غیرمستقیم دنبال کند.

ترکیه نیز پس از حمله ۷ اکتبر موضعی تند علیه اسرائیل گرفت و سفیر خود را از این کشور فراخواند، اما برخلاف جمهوری اسلامی، از تنش مستقیم پرهیز کرد.

در مجموع، جنگ غزه موجب شد روابط جمهوری اسلامی با همسایگان مسلمان ایران بیش از گذشته مبتنی بر احتیاط، و نه هم‌سویی ایدئولوژیک، تعریف شود.

تقابل با آمریکا و غرب

۷ اکتبر بار دیگر نام ایران را در صدر فهرست نگرانی‌های امنیتی غرب قرار داد. کشور شماره یک حامی تروریسم پس از هفتم اکتبر به حمایت تسلیحاتی و آموزشی از حماس متهم شد. هر چند مدرک مستندی ارائه نشد، اما از اسناد یافته شده در تونل‌های حماس گرفته تا عکسی که به‌تازگی رسانه نزدیک به سپاه از اتاق عملیات هفتم اکتبر منتشر و سپس حذف کرد، می‌توان نتیجه گرفت که جمهوری اسلامی از این حمله بی‌خبر نبوده است.

واشینگتن و متحدانش در پاسخ، تحریم‌های تازه‌ای علیه نهادهای مالی و اشخاص مرتبط با محور مقاومت وضع کردند.

در کنار فشار اقتصادی، حضور نظامی آمریکا در منطقه نیز افزایش یافت. ناوهای هواپیمابر در شرق مدیترانه و خلیج فارس مستقر شدند و حملاتی علیه پایگاه‌های شبه‌نظامیان مورد حمایت جمهوری اسلامی در سوریه و عراق صورت گرفت.

این نمایش قدرت، پیامی آشکار به تهران بود: هرگونه گسترش جنگ به سایر جبهه‌ها، با واکنش مستقیم آمریکا مواجه خواهد شد.

از سوی دیگر، اتحادیه اروپا نیز ضمن حمایت از آتش‌بس انسانی، تحریم‌هایی تازه علیه شبکه‌های مالی و فناوری وابسته به سپاه پاسداران اعمال کرد.

بدین ترتیب، پس از ۷ اکتبر، مسیر تنش‌زدایی محدود جمهوری اسلامی با غرب عملاً متوقف شد و آمریکایی که جمهوری اسلامی به دنبال اخراجش از منطقه بود، با تمام قوای نظامی در منطقه مستقر شد.

گرایش به شرق: روسیه و چین

در پاسخ به انزوای فزاینده از سوی غرب، جمهوری اسلامی بیش از پیش به سوی شرق متمایل شد. روابط نظامی با روسیه پس از جنگ اوکراین به بالاترین سطح خود رسید و دو کشور در قالب توافق‌نامه‌های دفاعی و امنیتی، همکاری‌های راهبردی تازه‌ای آغاز کردند.

تهران بخشی از نیازهای نظامی مسکو را با ارسال پهپاد و تجهیزات تامین کرد و در مقابل، از حمایت دیپلماتیک روسیه در شورای امنیت بهره‌مند شد.

در سوی دیگر، چین به عنوان خریدار اصلی نفت ایران و شریک کلیدی در پروژه‌های زیرساختی، اهمیت فزاینده‌ای یافت. پکن، تهران را عنصری کلیدی در معماری جدید امنیتی خود در غرب آسیا می‌بیند و در چارچوب سازمان همکاری شانگهای و بریکس، از حضور ایران حمایت کرده است.

بدین ترتیب، هرچند ایران در غرب منزوی‌تر شد، اما در شرق جایگاهی تازه یافت؛ جایگاهی که بیش از هر زمان دیگر بر همکاری اقتصادی و سیاسی با مسکو و پکن استوار است.

اما در نهایت می‌توان گفت که غبار برخاسته از هفتم اکتبر هنوز آرام نگرفته و آن‌چه تا اینجا مشهود است وضعیت دو گانه جمهوری اسلامی است: از یک‌سو، متحدانش در منطقه تضعیف و پراکنده شده‌اند و نفوذ نظامی‌اش با ضربات پیاپی اسرائیل مواجه شده؛ از سوی دیگر، تهران توانسته از طریق ائتلاف‌های شرقی، دیپلماسی فعال و شبکه‌های اقتصادی، بقای نفوذ خود را تا اینجا تضمین کند.

محور مقاومت دیگر تنها بر موشک و جنگ متکی نیست؛ بلکه به شبکه‌ای از پیوندهای سیاسی و مالی تبدیل شده که همچنان زیر پرچم ایدئولوژی جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند. باید دید با طرح صلح ترامپ و آرام گرفتن جبهه غزه چه تحولاتی در جبهه تحت نفوذ جمهوری اسلامی رخ خواهد داد. ماه‌های پیش‌رو آینده خاورمیانه را رقم خواهند زد.

ترامپ خواستار زندانی کردن فرماندار ایلینوی و شهردار شیکاگو شد

۱۶ مهر ۱۴۰۴، ۱۵:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)

تکدونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، هم‌زمان با آمادگی برای اعزام نیروهای نظامی به شیکاگو، خواستار زندانی شدن شهردار این شهر و فرماندار ایالت ایلینوی شد که هر دو دموکرات هسند. او آن‌ها را به‌دلیل مخالفت با اعزام نیرو به این ایالت، به «عدم حمایت از ماموران مهاجرت» متهم کرد.

ترامپ چهارشنبه ۱۶ مهر در تروث سوشیال، شبکه اجتماعی خود، نوشت: «شهردار شیکاگو باید به‌دلیل ناتوانی در حمایت از ماموران اداره مهاجرت به زندان برود! فرماندار پریتزکر هم همین‌طور!»

این اظهارات در حالی مطرح شد که دولت ترامپ در حال آماده‌سازی برای استقرار نیروهای گارد ملی در اطراف شیکاگو است.

به گزارش رویترز با وجود مخالفت جی‌بی پریتزکر فرماندار، برندون جانسون، شهردار و دیگر مقام‌های دموکرات ایالتی، صدها سرباز گارد ملی تگزاس در یکی از پایگاه‌های ارتش در حومه این شهر مستقر شده‌اند.

ترامپ در روزهای گذشته تهدید کرده بود که نیروهای نظامی را به شهرهای بیشتری اعزام خواهد کرد. او این مناطق را «محل تمرین نیروهای مسلح» خوانده بود.

او نوشت: «هدف من ساده است؛ متوقف کردن جرم و جنایت در آمریکا!»

  • قاضی فدرال آمریکا دستور ترامپ برای اعزام گارد ملی به پورتلند را متوقف کرد

    قاضی فدرال آمریکا دستور ترامپ برای اعزام گارد ملی به پورتلند را متوقف کرد

در عین حال، نظرسنجی تازه رویترز/ایپسوس نشان می‌دهد بیشتر آمریکایی‌ها با استقرار نیروهای نظامی بدون وجود تهدید خارجی مخالف‌اند.

تاد بلانش، معاون دوم وزارت دادگستری، در شبکه فاکس‌نیوز گفت: «آنچه اکنون در شیکاگو می‌گذرد، عملا تروریسم داخلی است.»

در مقابل، پریتزکر، ترامپ را متهم کرد که با تحریک خشونت قصد دارد اعزام نظامیان را توجیه کند. دولت ایالتی ایلینوی نیز علیه استقرار نیروها شکایت کرده است، اما یک قاضی فدرال موقتا اجازه اجرای این طرح را داده است.

با وجود ادعای دولت فدرال درباره افزایش ناامنی، مقام‌های محلی می‌گویند اعتراض‌ها علیه سیاست مهاجرتی ترامپ در شیکاگو و پورتلند عمدتا آرام و محدود بوده و با تصویری که کاخ سفید ارائه می‌دهد تفاوت دارد.

ترامپ دوشنبه به خبرنگاران گفت که اگر موانعی از سوی فرمانداران یا شهرداران ایجاد شود یا اگر تصمیمات دادگاه‌ها مانع اجرای دستوراتش شوند، به قانون «مقابله با شورش» متوسل خواهد شد.

این قانون، که قدمتی بیش از ۲۰۰ سال دارد، به رییس‌جمهوری اختیار می‌دهد در شرایط اضطراری، برای مقابله با ناآرامی داخلی، ارتش را به‌کار گیرد.

ترامپ گفت: «ما این قانون را به‌دلیل مشخصی داریم. اگر کسی کشته شود و دادگاه یا فرماندار جلو ما را بگیرند، بله، از آن استفاده می‌کنم.»

تهدید ترامپ به اجرای قانون ضدشورش، تقابل با فرمانداران دموکرات را تشدید کرد

۱۶ مهر ۱۴۰۴، ۰۱:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی‌که صدها نیروی گارد ملی ایالت تگزاس روز سه‌شنبه برای اعزام به شیکاگو آماده شدند، تهدید ترامپ برای اجرای قانون فدرال «شورش» در راستای گسترش استقرار نیروهای نظامی در شهرهای تحت رهبری دموکرات‌ها، اختلافات سیاسی میان کاخ سفید و فرمانداران ایالتی را وارد مرحله تازه‌ای کرده است.

به گزارش خبرگزاری رویترز، دونالد ترامپ، رییس جمهوری آمریکا دوشنبه به خبرنگاران گفت که اگر موانعی از سوی فرمانداران یا شهرداران ایجاد شود یا اگر تصمیمات دادگاه‌ها مانع اجرای دستوراتش شوند، به قانون «مقابله با شورش» متوسل خواهد شد.

این قانون، که قدمتی بیش از ۲۰۰ سال دارد، به رییس‌جمهوری اختیار می‌دهد در شرایط اضطراری، برای مقابله با ناآرامی داخلی، ارتش را به‌کار گیرد.

ترامپ گفت: «ما این قانون را به‌دلیل مشخصی داریم. اگر کسی کشته شود و دادگاه یا فرماندار جلو ما را بگیرند، بله، از آن استفاده می‌کنم.»

تقابل حقوقی بر سر اختیارات ریاست‌جمهوری

بر اساس قوانین فدرال، گارد ملی و دیگر نیروهای مسلح معمولاً حق انجام وظایف انتظامی در میان شهروندان را ندارند؛ اما قانون شورش به‌عنوان استثنایی برای این قاعده عمل می‌کند و به رییس‌جمهوری اجازه می‌دهد تا در موارد خاص از ارتش برای حفظ نظم داخلی استفاده کند.

در صورت اجرای این قانون، ترامپ می‌تواند سطح مداخله نظامی در شهرهایی مانند شیکاگو و پورتلند را افزایش دهد؛ اقدامی که به گفته تحلیل‌گران، تحکیم بی‌سابقه اختیارات ریاست‌جمهوری محسوب می‌شود.

این در حالی است که ترامپ هفته گذشته در دیدار با فرماندهان ارشد ارتش، از شهرهای آمریکا به‌عنوان «میدان تمرین» برای نیروهای نظامی یاد کرد؛ اظهاراتی که واکنش منفی دموکرات‌ها و گروه‌های مدافع حقوق مدنی را در پی داشت.

در ماه‌های گذشته، ترامپ به‌رغم مخالفت شدید مقام‌های محلی، گارد ملی را به چندین شهر اعزام کرده است.

به گزارش رویترز، در شیکاگو و پورتلند، تظاهرات عمدتاً کوچک و مسالمت‌آمیز بوده‌اند و برخلاف ادعاهای ترامپ، وضعیت این شهرها به هیچ وجه با «منطقه جنگی» شباهتی ندارد.

انتقاد فرماندار ایلینوی و شکایت رسمی علیه دولت فدرال

جی.بی. پریتزکر، فرماندار دموکرات ایالت ایلینوی، با انتقاد از ترامپ گفت: «او می‌خواهد با ایجاد هرج‌ومرج، حضور ارتش را توجیه کند.»

او اضافه کرد که رییس‌جمهوری نیروهای گارد ملی را به «ابزار سیاسی» برای اهداف غیرقانونی خود تبدیل کرده است.

ایالت ایلینوی و شهر شیکاگو دوشنبه به‌طور رسمی علیه دولت فدرال اقامه دعوا کردند تا مانع از فدرال‌سازی ۳۰۰ نیروی گارد ملی این ایالت و اعزام ۴۰۰ نیروی گارد از تگزاس شوند.

در جریان جلسه دادگاه، وکلای وزارت دادگستری اعلام کردند که صدها نیروی گارد در مسیر اعزام به شیکاگو هستند. قاضی «اپریل پری» فعلاً با ادامه این اعزام موافقت کرد اما دولت را موظف دانست تا پاسخ رسمی خود را تا روز چهارشنبه ارائه دهد.

هم‌زمان، قاضی فدرال دیگری در ایالت اورگان با صدور حکمی، اعزام گارد ملی به شهر پورتلند را موقتاً متوقف کرده است.

سابقه تاریخی اجرای قانون شورش

قانون شورش نخستین‌بار در سال ۱۷۹۲ به تصویب رسید و در مواردی مانند شورش ویسکی و ظهور گروه نژادپرست کوکلاکس‌کلان مورد استفاده قرار گرفته است. آخرین باری که این قانون بدون درخواست فرماندار ایالتی اجرا شد، سال ۱۹۶۵ بود که لیندون جانسون برای محافظت از راهپیمایی‌کنندگان حقوق مدنی در آلاباما، گارد ملی را به آنجا اعزام کرد.

در دهه‌های اخیر، استفاده از این قانون بسیار نادر بوده و همواره با حساسیت‌های سیاسی و حقوقی همراه بوده است. با این حال، طبق رای دیوان عالی آمریکا، تنها رییس‌جمهوری این اختیار را دارد که تشخیص دهد آیا شرایط اجرای آن فراهم شده یا خیر.

در ادامه این روند، تحلیل‌گران حقوقی پیش‌بینی می‌کنند که هرگونه استفاده ترامپ از این قانون با چالش‌های جدی در دادگاه‌های فدرال مواجه شود؛ اما هم‌زمان احتمال دارد که کاخ سفید بر اختیارات ویژه خود در شرایط اضطراری تاکید کند.

نشریه آمریکایی: اخراج نوکیشان مسیحی از آمریکا به ایران، خطر شکنجه و مرگ را به‌دنبال دارد

۱۶ مهر ۱۴۰۴، ۰۰:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)

بیش از صد ایرانی، از جمله چندین نوکیش مسیحی و پناهجوی سیاسی، با پروازی از آمریکا به تهران بازگردانده شدند؛ اقدامی که به‌گفته فعالان حقوق بشر، جان آنان را به‌خطر می‌اندازد.

به‌نوشته نشریه آمریکایی «ورد اند وی»، پرواز بازگشت گروهی از مهاجران ایرانی از خاک آمریکا به تهران شامل تعدادی از نوکیشان مسیحی و سایر اقلیت‌های مذهبی بود که در صورت بازداشت در جمهوری اسلامی، احتمالاً با شکنجه، زندان‌های طولانی‌مدت و حتی اعدام روبه‌رو خواهند شد.

براساس گزارشی که آرا توروسیان، کشیش مسیحی ایرانی‌تبار، در فیسبوک منتشر کرده، در میان اخراج‌شدگان چهار زن و مردی ۷۲ ساله حضور داشتند که نزدیک به ۵ دهه در آمریکا زندگی کرده بود.

توروسیان که ماه‌هاست علیه بازداشت اعضای کلیسای خود در آمریکا اعتراض می‌کند، نوشت: «در این پرواز حدود ۱۵ نوکیش مسیحی ایرانی و تعدادی پناهجوی سیاسی و قومی حضور داشتند.»

این روایت از سوی علی هریسچی، وکیل مهاجرت ساکن مریلند نیز تایید شد. او به ایران‌اینترنشنال گفت دو تن از موکلانش در این پرواز بودند، از جمله زنی که به مسیحیت گرویده و نامش به‌دلیل حفظ امنیت فاش نشد. هریسچی افزود که همسر این زن آزاد شده، اما حالا خانواده از هم جدا افتاده‌اند.

هرچند مسیحیان کمتر از یک درصد جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند، اما بزرگ‌ترین اقلیت مذهبی کشور محسوب می‌شوند. طبق گزارش ژانویه ۲۰۲۵ سازمان «درهای باز»، ایران یکی از ده کشور نخست در فهرست جهانی آزار مسیحیان است؛ جایگاهی بالاتر از افغانستان و نزدیک به کره شمالی و یمن.

  • روایت یکی از ۱۲۰ ایرانی بازگردانده‌شده از آمریکا: ۲۵۰۰ نفر دیگر در انتظار اخراج هستند

    روایت یکی از ۱۲۰ ایرانی بازگردانده‌شده از آمریکا: ۲۵۰۰ نفر دیگر در انتظار اخراج هستند

در حالی‌که کلیساهای قدیمی نظیر ارامنه، آشوری‌ها و کلدانی‌ها از حمایت محدودی برخوردارند، گروه‌های انجیلی و پروتستان از هیچ‌گونه حمایت رسمی بهره‌مند نیستند. بر اساس قوانین ایران، تبلیغ مسیحیت و گرویدن به آن، به‌ویژه اگر به زبان فارسی باشد، ممنوع بوده و می‌تواند به جریمه، شلاق، زندان یا حتی حکم اعدام منجر شود.

سازمان «درهای باز» هشدار داده است که حکومت ایران نوکیشان مسیحی را تهدیدی برای امنیت دینی و سیاسی کشور می‌داند. در این گزارش آمده: «این افراد غالباً به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت، محاکمه و به احکام سنگین محکوم می‌شوند.»

در سال‌های اخیر، ورود ایرانیان به آمریکا از طریق مرز جنوبی افزایش یافته است. در دوره بایدن، اپلیکیشن «سی‌بی‌پی‌وان» برای ثبت درخواست پناهندگی طراحی شد، اما در دوره ترامپ بسیاری از این درخواست‌ها نادیده گرفته شدند.

توروسیان نوشت که برخی از افراد اخراج‌شده در مراحل پایانی دادرسی مهاجرتی بودند و حتی تایید اولیه نیز دریافت کرده بودند، اما ناگهان بدون اطلاع سوار پروازی شدند که پس از توقف در پورتوریکو و قطر، در نهایت به تهران رسید. هریسچی گفت که پس از این اخراج دیگر موفق به برقراری تماس با موکلش نشده است.

به گزارش آسوشیتدپرس، این پرواز نتیجه توافقی نادر میان دولت ترامپ و جمهوری اسلامی بوده، هرچند دو کشور هنوز به اعمال تحریم و تنش‌های هسته‌ای ادامه می‌دهند. هریسچی گفت: «نه آمریکا و نه ایران پیش از این توافق، افکار عمومی را در جریان نگذاشتند. این موضوع بسیار نگران‌کننده است.»

او هشدار داد: «این اتفاق در را به روی اخراج‌های گسترده‌تر علیه ایرانیانی که سال‌هاست در آمریکا زندگی می‌کنند باز خواهد کرد. ما نگرانیم، چون این روند تازه آغاز شده است.»

براساس گزارش منتشرشده در فیسبوک، رسانه‌های حکومتی ایران هنگام فرود هواپیما در تهران حاضر بودند. پناهجویان صف کشیده، بازرسی شده و وسایلشان ضبط شد. توروسیان نوشت: «۱۰ تا ۱۵ نوکیش مسیحی مجبور شدند مقابل دوربین، انجیل‌ها و صلیب‌های خود را نشان دهند و در شرایط بازجویی به سؤالات پاسخ دهند.»

این افراد سپس به اتاق‌های مجزا منتقل و مجبور شدند در اعترافاتی ویدئویی، ایمان خود را انکار کرده، کشیش‌ها را به فریب‌کاری متهم کرده و بگویند تنها به‌قصد دریافت پناهندگی به مسیحیت گرویده‌اند. به‌نوشته این منبع، این اعترافات به‌زودی در تلویزیون ایران پخش خواهد شد.

هریسچی هشدار داد که روش اخراج آمریکا باعث خطر مضاعف شده، زیرا معمولاً مدارک شخصی افراد، از جمله پرونده‌های قضایی آن‌ها، پیش از ورود به مقصد ارسال می‌شود. او گفت: «اگر در این اسناد کپی پرونده‌ها، مدارک حمایت از پناهندگی و حتی انجیل وجود داشته باشد، حکومت ایران می‌تواند آن‌ها را به همکاری با دولت خارجی، اقدام علیه امنیت ملی و ارتداد متهم کند — اتهاماتی که مجازاتشان می‌تواند اعدام باشد.»

این اخراج‌ها تنها چند ماه پس از آن انجام شد که کنگره آمریکا با اکثریت جمهوری‌خواه، قطعنامه‌ای در محکومیت آزار مسیحیان در کشورهای اسلامی نظیر ایران تصویب کرد.

هریسچی گفت: «این اقدام، شرایط وخیم حقوق بشر در ایران را نادیده می‌گیرد و خطرات واقعی را برای پناهجویان سیاسی و دینی بی‌اهمیت جلوه می‌دهد.»

توروسیان در پایان دولت آمریکا را متهم کرد که «سالخوردگان، زنان و پناهجویان تاییدشده را به‌دست حکومتی سپرد که به شکنجه مذهبی و زندانی‌کردن مخالفان شهرت دارد». به‌گفته او، این اقدام «نه‌فقط غیرانسانی، بلکه خیانتی بزرگ به سنت دیرینه آمریکا در حمایت از ستمدیدگان» است.

منبع ناشناس توروسیان هشدار داد: «این پناهجویان فقط عدد و رقم نیستند. آن‌ها پدر، مادر، مؤمن و بازمانده‌اند. بازگشت اجباری‌شان به ایران آن‌ها را در معرض زندان، شکنجه یا مرگ قرار می‌دهد. سکوت در برابر این بی‌عدالتی، مشارکت در آن است.»