کمیته نوبل: شعار «زن زندگی آزادی» بیانگر فداکاری و کار نرگس محمدی است
رییس کمیته نوبل در مراسم اهدای جایزه صلح نوبل به نرگس محمدی اعلام کرد شعار «زن زندگی آزادی» معترضان بهدرستی بیانگر فداکاری و کار نرگس محمدی است. او جایزه صلح نوبل به دلیل مبارزه نرگس محمدی با ظلم بر زنان و برای ترویج حقوق بشر و آزادی به او اهدا شد.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی مدعی شده است حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه، شامگاه پنجشنبه ۱۳ مهر در گفتوگو با فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، درباره تکرار بازی سپاهان-الاتحاد که به دلیل وجود سردیس قاسم سلیمانی در کنار زمین انجام نشد، به توافق رسیده است.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نوشت دو وزیر توافق کردند «به نهادهای ورزشی دو کشور توصیه کنند مشكل اخیر به وجود آمده در جریان مسابقات باشگاهی دو کشور را در مسير احترام متقابل، گفتوگو و تفاهم حل و فصل کنند.»
از سوی دیگر وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرد وزير امور خارجه عربستان سعودی از اميرعبداللهيان برای حضور مشترک وزیران خارجه دو کشور در اولین بازی فوتبال (بین تیمهای دو کشور) در عربستان سعودی دعوت به عمل آورده است.
بازی تیمهای سپاهان و الاتحاد به میزبانی ورزشگاه نقش جهان اصفهان به دلیل وجود نیمتنه قاسم سلیمانی و اصرار مسوولان جمهوری اسلامی به حفظ آن در جریان دومین مسابقه سپاهان در لیگ قهرمانان آسیا لغو شد.
روایتهای مختلفی درباره روند این اتفاق منتشر شده است.
دو طرف و همچنین کنفدراسیون فوتبال آسیا تلاش کردهاند به صورت واضح درباره دلیل اصلی لغو این دیدار حرف نزنند اما مسوولان ایرانی بارها تاکید کرده اند که «ناظر بازی درخواستی از باشگاه میزبان داشت که برای این باشگاه عملیاتی نبود».
امیرعبداللهیان پیش از این درباره لغو بازی سپاهان - الاتحاد گفته بود: «در همان زمان با وزیر خارجه عربستان در تماس بودم روابط تهران و ریاض در مسیر خود پیش میرود و نباید اجازه دهیم ورزش تبدیل به اهرم سیاسی شود. توصیه ما به AFC این است که در این اتفاق برمبنای فنی نظر دهد. بین ایران و عربستان این توافق وجود دارد که در زمان مورد توافق دو طرف بازی انجام شود.»
الاتحاد برای همیشه تحریم شود
اظهارات وزارت امور خارجه و امیرعبداللهیان درباره رسیدن به توافق برای انجام دوباره این بازی در حالی است که بخشهای مختلف جمهوری اسلامی، واکنشهای متفاوتی به لغو این بازی داشتند. شهرداری تهران شبانه بنرهایی در حمایت از قاسم سلیمانی در سطح شهر نصب کرد و هواداران جمهوری اسلامی در فضای مجازی به شدت به این ماجرا تاختند و خواستار پاسخ متقابل به عربستان سعودی شدند.
حسین شریعتمداری، نماینده علی خامنهای در روزنامه کیهان هم با انتقاد از امیرعبداللهیان نوشت: «این پرسش از وزیر امور خارجه در میان است که با وجود شواهد مورد اشاره، چرا در مذاکره با وزیر امور خارجه عربستان به "تکرار بازی لغو شده، در زمانی دیگر"! اشاره کردهاند؟! اگر آنگونه که شواهد یاد شده نشان میدهند تیم الاتحاد به علت وجود سردیس سلیمانی بازی را ترک کرده باشد، نه فقط لیاقت تکرار بازی را ندارد بلکه باید برای همیشه از حضور در ایران و بازی با تیمهای ایرانی در هر کجای دنیا محروم شود.»
محمدرضا ساکت، مدیرعامل باشگاه سپاهان اصفهان در آخرین اظهارنظر درباره لغو بازی سپاهان و الاتحاد در ورزشگاه نقش جهان تلویحا به برنامه فوتبال برتر گفت اگر خواسته الاتحاد برای برداشتن سردیس قاسم سلیمانی پیش از ورود تماشاگران اعلام میشد، آن را انجام میدادند.
او گفت: «نزدیک مسابقه اطلاع دادند که با نگاهی خاص و طرح موارد غیرورزشی قصد عدم حضور در زمین را دارند. نماینده AFC موضوعی را مطرح کرد که چنین اقدام اصلاحیای در آن شرایط و با حضور ۵۰ هزار تماشاگر امکانش فراهم نبود.»
لغو بازی سپاهان-الاتحاد در عصر دوشنبه منجر به اعتراضات فراوان تماشاگران فوتبال در ورزشگاه نقش جهان شد. آنها خواستار برداشته شدن مجسمه قاسم سلیمانی از تونل ورودی بازیکنان شدند و با شعارهای مختلف و پرتاب بطری و اشیای دیگر، اعتراض خود را نشان دادند.
این اعتراضات اما با بیتوجهی مسوولان مواجه شد.
بیت رهبری مخالف بود
از سوی دیگر ایراناینترنشنال دریافت که «بیت رهبری» مخالف برداشته شدن سردیس قاسم سلیمانی بوده است.
علیرضا مرزبان، مربی پیشین سپاهان در گفتوگو با ایراناینترنشنال خبر داد که این باشگاه پس از خواسته AFC برای حذف سردیس قاسم سلیمانی از ورزشگاه نقش جهان، از بیت رهبری استعلام گرفته است و دفتر رهبر جمهوری اسلامی اجازه نداده سردیس از ورزشگاه حذف شود.
او گفت: «تیم سپاهان پس از فشار AFC تلاش کرده از طریق امام جمعه اصفهان و استاندار و حتی ارتباط با بیت رهبری سردیس سلیمانی را از ورزشگاه نقش جهان بیرون ببرد اما همه این ارگانها با این درخواست مخالفت کردهاند. ضمن اینکه هیچکس مسوولیت امر را هم نپذیرفته است.»
پایههای سست صلح
لغو بازی سپاهان-الاتحاد در زمانی اتفاق افتاد که جمهوری اسلامی از ماهها قبل در تلاش برای عادی کردن روابط با عربستان سعودی است و البته در همان روزها مشغول برگزار کردن کنفرانس وحدت اسلامی بود که هر سال به مناسب «هفته وحدت» و سالروز تولد پیامبر اسلام برگزار میشود.
امیرعبداللهیان در نشستی با مهمانان این کنفرانس گفت: «بنا داریم روابط عمیق و گستردهای بین ایران و عربستان سعودی با نگاه به مصالح جهان اسلام و با هدف مایوس کردن دشمن و بستن راه عادیسازی روابط [با اسرائیل] داشته باشیم.»
خامنهای هم در دیدار با این مهمانان موضع دوگانهای در ارتباط با عربستان سعودی گرفت.
او گفت: «اگر کشورهایی مثل ایران، عراق، سوریه و لبنان، کشورهای حاشیه خلیج فارس مثل عربستان سعودی، مصر و اردن، یک خط مشی واحد را در مسایل اساسی و کلی خودشان اتخاذ کنند، قدرتهای زورگو نمیتوانند در امور داخلی و سیاست خارجی آنان دخالت کنند»
رهبر جمهوری اسلامی هشدارهایی هم به عربستان سعودی درباره رابطه با اسرائیل داد، عادیسازی روابط کشورهای منطقه با تلآویو را به «شرطبندی روی اسب بازنده» تشبیه کرد، آن را قماری «محکوم به باخت» خواند و گفت از عادیسازی روابط با اسرائیل «ضرر خواهند کرد» زیرا این رژیم «رفتنی و در حال مرگ» است.
لغو دیدار سپاهان-الاتحاد در روز بازی و دقایقی پس از زمان مقرر اما به نشانهای از سست بودن عادی شدن روابط جمهوری اسلامی و عربستان سعودی تشبیه شده است.
مهدی مهدویآزاد، روزنامهنگار، به ایراناینترنشنال گفت: «این اتفاق ابعاد سیاسی پرمعنایی دارد. این حادثه نشان میدهد ایران و عربستان سعودی حاضر نیستند هیچ امتیاز کوچکی به هم بدهند. مسوولان سپاهان میتوانستند مجسمه را بردارند و هیچ اتفاقی نمیافتاد و مسوولان الاتحاد هم میتوانستند به سادگی حضور مجسمه را نادیده بگیرند و هیچ اتفاقی نمیافتاد اما هیچکدام عقب ننشستند.»
او همچنین گفت: «واقعیت این است که خامنهای دیگر فحش نمیدهد به عربستان سعودی. در حد غر باقی میماند. با وجود این رجزخوانیها و امتیاز ندادنها، واقعیت این است که جمهوری اسلامی از نظر استراتژیک ضعیف و قدرت انعطافش کم میشود و مجبور است سرش را بیندازد پایین.»
با وجود اینکه وزیر ارتباطات و فنآوری اطلاعات وجود سیمکارتهای بدون فیلتر موسوم به «سیمکارت گردشگری» را انکار کرده است، بررسی وبسایت اپراتورهای مختلف موبایل در ایران نشان میدهد فروش رسمی این سیمکارتها به گردشگران آغاز شده است.
همراه اول، ایرانسل و شاتل موبایل، سه اپراتوری هستند که صفحات جداگانهای را در وبسایتهای خود به سیمکارتهای بدون فیلتر ویژه گردشگران خارجی اختصاص دادهاند و در آن به معرفی جزییات، ویژگیها، قیمت و نحوه دریافت آنها پرداختهاند.
بر اساس توضیحات موجود در وبسایت همراه اول، این سیمکارتها «متناسب با نیازهای گروههای مختلف ایرانگردی، زیارتی و بازرگانی» عرضه میشوند.
شاتل موبایل نیز در توضیح این سیمکارتها تاکید کرده است آنها «با بستههای خاص» در اختیار گردشگران خارجی قرار میگیرند.
فروش این سیمکارتها نیز تنها از طریق ارائه گذرنامه خارجی انجام میشود.
همه اینها در حالی است که روز چهارشنبه ۱۲ مهر عیسی زارعپور، وزیر ارتباطات و فنآوری اطلاعات در حاشیه جلسه هیات دولت با انکار این مساله تاکید کرد: «چیزی به اسم سیمکارت گردشگری وجود خارجی ندارد.»
او سال گذشته نیز در واکنش به ارائه اینترنت طبقاتی از سوی وزارت ارتباطات به برخی گروهها، اصناف، مشاغل و افراد خاص، بهطور کل منکر وجود چنین اینترنتی در ایران شده بود.
اما محمد احسان خرامید، مدیر روابط عمومی وزارت ارتباطات در حساب ایکس خود فروش سیمکارتهایی با عنوان گردشگری از سوی اپراتورها را صرفا «بیسلیقگی» توصیف و تاکید کرد این سیمکارتها یکبار مصرف هستند و ویژگی خاصی ندارند.
حدود دو هفته پیش علیاصغر شالبافیان، معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی از تصویب طرح فروش سیمکارتهای بدون فیلتر به گردشگران خارجی از سوی کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه خبر داده بود.
به گفته او، جلسهای با حضور نمایندگانی از وزارت ارتباطات، دادستانی و فرماندهی انتظامی درباره جزییات اجرای این طرح برگزار شده است.
با توجه به این موارد، انکار مداوم گسترش طرحهای اینترنت طبقاتی از سوی وزیر ارتباطات که در حال حاضر با نامها و توصیفهای مختلف مانند «اینترنت حرفهای، اینترنت باز و اینترنت خبرنگاری» عرضه میشوند، صرفا نوعی تلاش برای فریب مخاطب به حساب میآید.
سال گذشته حساب ایکس پایگاه اطلاعرسانی دولت برای اولین بار خبر عرضه سیمکارتهای بدون فیلتر به گردشگران خارجی را به نقل از وزیر ارتباطات منتشر کرده بود.
گاردین روز پنجشنبه ۱۳ مهر به نقل از شاهدانی عینی به شرح وقایع روز بیهوش شدن آرمیتا گراوند پرداخت. این روزنامه به نقل از شاهدی نوشت یکی از زنان مامور حجاببان، آرمیتا را پس از ورود به واگن مترو به دلیل بر سر نداشتن حجاب اجباری «محکم هل داده» است.
یکی از شاهدان عینی به گاردین گفت که اندکی پس از ورود آرمیتا به واگن مترو در روز نهم مهر، یک زن چادری و مجری طرح حجاب اجباری با او به دلیل نپوشاندن موهایش شروع به مشاجره کرد.
بر اساس این گزارش، زن با فریاد از آرمیتا پرسیده است چرا روسری (مقنعه) بر سر ندارد و این دختر نوجوان پاسخ داده: «مگر من از تو میخواهم که چادرت را برداری؟»
در ادامه، بحث آن دو به خشونت کشیده و زن حجاببان با حمله فیزیکی به آرمیتا، او را به شدت هل داده است.
شاهد عینی دیگری به گاردین گفت که آرمیتا وقتی روی زمین افتاد «هنوز هوشیار بود».
شاهدان گفتهاند در ادامه همان زن چادری حجاببان را دیدهاند که پشت آمبولانسی منتظر ایستاده که برای بردن آرمیتا به بیمارستان آمده بوده.
گاردین در ادامه گزارش خود یادآور شد رسانههای حکومتی تا این لحظه هیچ فیلمی از داخل واگن منتشر نکردهاند.
خبرگزاری دولتی ایرنا روز پنجشنبه در واکنش به این ابهام که پیشتر هم کاربران شبکههای اجتماعی مطرحش کرده بودند، مدعی شد داخل قطار ۱۳۴ هیچ دوربینی وجود ندارد.
ایرنا ادعای خود را در مصاحبهای ویدیویی که به اعترافات اجباری شبیه است از زبان راهبر و عوامل اجرایی مترو مطرح کرد که مدعی شدند در روز بیهوش شدن آرمیتا در «ایستگاه شهدا» حضور داشتند.
با این حال به گفته برخی کاربران مانند بهنام قلیپور، روزنامهنگار، آرمیتا سوار واگن سری ۱۲۰۰ شده بود که همگی دوربیندار هستند.
گزارش گاردین همچنین به صحبتهای اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی درباره دروغ و پروپاگاندای حکومت در مورد آرمیتا و اتفاقاتی پرداخت که در مترو برایش رخ داده است.
این گزارش با اشاره به خبرهای منتشر شده درباره بازداشت شهین احمدی، مادر آرمیتا و تکذیب آن از سوی رسانههای وابسته به سپاه پاسداران و حکومت نوشت که این دستگیری نشان میدهد مقامهای جمهوری اسلامی میترسند او روایت رسمی را درباره اتفاقی که برای دخترش افتاده باور نکرده باشد.
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، مادر آرمیتا گراوند از عصر چهارشنبه در بازداشت است.
پدر و مادر او آخرین بار ظهر چهارشنبه ۱۲ مهر برای دقایقی از پشت شیشه و در حضور ماموران امنیتی موفق به دیدنش شدند و بعد از آن دیگر حتی اجازه همین ملاقات را هم پیدا نکردند.
شهین احمدی، مادر آرمیتا گراوند پس از ممانعت ماموران از حضورش در اتاقی که دخترش در آن بستری است، به فریاد و اعتراض پرداخته و ماموران امنیتی مستقر در بیمارستان او را بازداشت کردهاند.
گاردین همچنین به نقل از یک شاهد عینی نوشت: «دوستان و خانواده او تحت فشارند. من انتظار ندارم بعد از اتفاقی که برای خانواده مهسا (امینی) افتاد، آنها بتوانند حقیقت را فاش کنند.»
این موضوع پیشتر هم از سوی برخی چهرهها و سازمانهای حقوق بشری مطرح شده بود.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران خبر داد رییس حراست وزارت آموزش و پرورش روز ۱۲ مهر در دبیرستان «عروهالوثقی» که محل تحصیل آرمیتا گراوند است حاضر شده و معلمان و همکلاسیهای او را تهدید کرده است.
بر اساس این گزارش به آنها گفته شده است انتشار هر گونه خبر یا حتی عکسی از آرمیتا در صفحات مجازی، جریمه سنگینی خواهد داشت و خاطی، اخراج خواهد شد.
سازمان حقوق بشری ههنگاو نیز در روایتی مشابه گفت که نیروهای حراست آموزش و پرورش همراه ماموران امنیتی به هنرستان محل تحصیل آرمیتا گراوند رفته و دانشآموزان و دوستان او را تهدید کردهاند.
یک منبع نزدیک به خانواده گراوند به ایراناینترنشنال گفت در همان روز ۹ مهر که آرمیتا به بیمارستان منتقل شده است، پدر و مادرش دستکم سه ساعت به یک نهاد امنیتی منتقل و تحت فشار و هدف تهدید قرار گرفتند.
همچنین دو دوست همراه آرمیتا گراوند در مترو، دستکم پنج ساعت در بازداشت بودهاند و هم اکنون نیز برای سکوت درباره علت اصلی آسیب وارد شده به آرمیتا و تکرار روایت حکومت مقابل دوربین تحت فشار هستند.
خواهر بزرگتر آرمیتا نیز هنوز اجازه دیدار با او را در بیمارستان پیدا نکرده است.
همچنین روز چهارشنبه علاوه بر ممانعت از ملاقات تعدادی از نزدیکان خانواده گراوند، جلوی بعضی مراجعان بیماران دیگر بیمارستان فجر را هم گرفتهاند.
بر اساس گزارشها، بیمارستان نظامی فجر تهران که وابسته به نیروی هوایی ارتش و محل بستری شدن آرمیتا است، از روز یکشنبه نهم مهر در محاصره کامل نیروهای امنیتی است.
ماجرای رخ داده برای این دختر نوجوان با گذشت پنج روز همچنان در کانون توجه کاربران ایرانی، رسانهها و حتی سیاستمداران خارجی است.
افراد بسیاری ماجرای پیش آمده برای آرمیتا و سرنوشت او را با قتل حکومتی مهسا ژینا امینی در شهریور سال گذشته، پس از بازداشتش از سوی ماموران گشت ارشاد مقایسه میکنند.
کوثر افتخاری، هنرمند ساکن تهران و از آسیبدیدگان ناحیه چشم در خیزش انقلابی به پنج ماه حبس تعزیری محکوم شد. بر اساس گزارش خبرگزاری هرانا، محمدولی حیدربیگی، مجروح جنگ ایران و عراق نیز به دلیل اتهاماتی چون «توهین به رهبری» در دادگاه کیفری دو شهرستان ابهر حکم ۱۳ سال زندان گرفت.
هرنا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران یادآور شد حکم حیدربیگی روز دهم مهر صادر شده است.
او بابت اتهامهای «همکاری با دولت متخاصم»، «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به رهبری» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و عضویت در گروههای مخالف نظام» در مجموع به ۱۳ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
بر اساس گزارش هرانا، حیدربیگی مجروح بالای ۷۰ درصد جنگ ایران و عراق است که ۲۸ آبان سال گذشته دستگیر و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه زنجان منتقل شد.
او در ۲۳ آذر سال گذشته با تودیع وثیقه یک میلیارد تومانی از زندان صفرآباد زنجان آزاد شده بود.
حکم کوثر افتخاری
کوثر افتخاری نیز روز پنجشنبه در پستی اینستاگرامی خبر داد آخرین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهاماتش روز چهارشنبه ۱۲ مهر برگزار شده است.
پیش از آن نیز جلسه نخست رسیدگی به اتهامات افتخاری مبنی بر «تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی» روز ۲۹ شهریور در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برگزار شده بود.
این بازیگر تئاتر اواسط مرداد امسال نیز با دریافت ابلاغیهای به شعبه سوم دادسرای اوین احضار و با سپردن وثیقه نقدی ۲۰۰ میلیون تومانی تا زمان برگزاری جلسات دادگاهش آزاد شده بود.
کوثر افتخاری روز پنجشنبه با انتشار ویدیویی از خود در اینستاگرامش گفت بعد از همه «عذابها و زجرهایی که متحمل شده» است و بعد از تمام «شکنجههای روحی»، دیروز آخرین جلسه دادگاهش برگزار و حکمش صادر شد.
به گفته افتخاری، ابتدا به او گفته شده به «چهار سال و سه ماه زندان» محکوم شده است اما مشمول تخفیف شده و حکمش را به پنج ماه زندان تقلیل دادهاند.
او در این ویدیو اضافه کرد: «امروز بعد از قریب به یک سال از نابینا کردن چشمم، به زندان محکومم کردند و طی روزهای آینده حکم دادگاه به مرحله اجرا میرسد.»
کوثر افتخاری، بازیگر تئاتر و دانشآموخته دانشگاه الزهرا است که روز ۲۰ مهر سال گذشته و در جریان خیزش انقلابی، از ناحیه چشم هدف گلوله نیروهای حکومتی قرار گرفت.
این دختر ۲۴ ساله که با شلیک ماموران در خیابان انقلاب تهران بینایی یک چشم خود را از دست داده است، پیشتر تاکید کرده بود چهره ضاربان خود را دیده است.
طی یکسال گذشته او دادخواهی و همراهی با اعتراضات مردمی را ادامه داده و در تئاتر هم روی صحنه رفته است.
اما کوثر افتخاری تنها کسی نیست که درباره جراحت چشمی خود با شلیک ماموران حکومتی اطلاعرسانی کرده یا هدف این حملات قرار گرفته است.
سازمان حقوق بشر ایران اواخر شهریور امسال از شناسایی دستکم ۱۳۸ نفر خبر داد که در جریان خیزش انقلابی از ناحیه چشم آسیب دیدهاند.
این سازمان تاکید کرد شلیک نیروهای سرکوبگر به صورت و چشم زنان معترض، با تقریب بسیار بالایی «سیستماتیک و هدفمند» بوده است.
بر اساس این گزارش، «زنان» حدود ۹ درصد از مجموع کشتهشدگان خیزش انقلابی اما ۲۸ درصد آسیبدیدگان چشمی را در این بازه زمانی تشکیل میدهند.
بر این اساس، احتمالا نیروهای سرکوبگر در بسیاری از موارد ترجیح دادهاند بهجای «شلیک مرگبار به سمت زنان معترض»، عامدانه چشمان آنها را هدف قرار دهند.
آسیبدیدگان چشمی اغلب در اثر اصابت گلولههای ساچمهای فلزی یا پلاستیکی یک چشم و در برخی موارد هر دو چشم خود را از دست دادهاند اما در ۹ مورد، آسیبها در اثر اصابت گلوله پینتبال و پنج مورد نیز در اثر اصابت مستقیم گلوله گاز اشکآور به صورت رخ داده است.
یک نفر از افرادی که آسیب چشمی گزارش شده دارد هم بر اثر ضربه ماموران حکومتی با «پنجهبوکس» بیناییاش را از دست داده است.
در برخی موارد بهویژه در شهرهای کوچکتر، افراد آسیبدیده موفق به «شناسایی فرد ضارب» شدهاند که سازمان حقوق بشر ایران تاکید کرده است اطلاعات آنان را در اختیار کمیته حقیقتیاب سازمان ملل متحد قرار میدهد.
علاوه بر این سازمان، در یک سال گذشته گزارشهای متعدد دیگری نیز بر اساس روایت شاهدان عینی و دهها مدرک پزشکی از بیمارستانهای متعدد و کلینیکهای چشمپزشکی از آسیب چشمی معترضان منتشر شده است.
نیویورک تایمز در گزارشی که اواخر آبان منتشر شد، از صدها معترضی نوشت که در جریان سرکوب خیزش انقلابی مردم ایران از فاصله نزدیک هدف قرار گرفتهاند و چشمان آنها بر اثر اصابت گلولههای فلزی و پلاستیکی نابینا شده است.
این روزنامه یادآور شد چشم دستکم ۵۸۰ نفر از معترضان از اواخر شهریور تا پایان آبان آسیب دیده است.
آذر ماه نیز روزنامه گاردین گزارشی از گفتوگو با چندین عضو کادر درمان در سراسر ایران منتشر کرد که نشان میداد نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی با تفنگ ساچمهای به صورت، پستان و اندام جنسی معترضان زن شلیک میکنند.
برخی پزشکان و پرستاران -که از ترس بازداشت، معترضان را پنهانی مداوا میکنند- به گاردین گفتند اولین بار زمانی متوجه این قضیه شدند که دیدند زنانی که برای درمان مراجعه میکنند، جراحاتی متفاوت از مردان دارند.
روزنامه هممیهن روز پنجشنبه ۱۳ مهر در گزارشی به افزایش «فرار» بیماران از مراکز درمانی به دلیل بالا بودن هزینهها پرداخت و یادآور شد بعضی بیمارستانها بیماران نیازمند را «زندانی» میکنند.
سرپرستار یکی از بیمارستانهای دولتی در تهران به هممیهن گفت بهصورت هفتگی دو تا سه نفر پس از دریافت خدمات درمانی، بدون پرداخت هزینههای درمان فرار میکنند.
به گفته او که نامش در این گزارش ذکر نشده، اغلب این فرارها از بخش اورژانس و مربوط به کارگران ساختمانی آسیبدیده یا افراد فقیری است که بعضا به دلیل سکته قلبی و مغزی به بیمارستان برده میشوند.
همچنین عمده این فرارها در ساعتهای شلوغی «ملاقات» و گاهی با همکاری پرستارانی اتفاق میافتد که دلشان به حال بیمار میسوزد.
با این حال به گفته محمود عمیدی، فعال صنفی پرستاران، بعد از فرار بیمار، پرستار در امری «غیرقانونی» گرفتار میشود که چرا بیمار فرار کرده است؛ در حالی که حفظ بیمار در شرح وظایف پرستار نیست اما برخی مراکز با کاهش حقوق و کارانه پرستاران، آنها را مجازات میکنند.
در فهرست بیماران فراری هم شهروندان ایرانی وجود دارند و هم مهاجرانی که بیمه ندارند و هزینههای درمان برایشان گرانتر است.
بر اساس این گزارش، افزایش قیمت و در عین حال کمبود داروها، بالا بودن تعرفه آزمایشها و اسکنهای متعدد در کنار هزینههای هتلینگ بیمارستانی باعث شده برخی بیماران قادر به پرداخت هزینههای درمانی خود نباشند. برای همین بسیاری یا «قید درمانشان را میزنند» یا پس از دریافت خدمات درمانی، مراکز درمانی را بدون پرداخت هزینهها ترک و به عبارتی دیگر «فرار» میکنند.
هممیهن در گزارش خود یادآور شد با آنکه بیمه سلامت بیشترین پوشش را برای دهکهای پایین جامعه به صورت «رایگان» در نظر گرفته است اما نوبت گرفتن از مراکز درمانی برای دریافت چنین خدماتی بین دو تا سه ماه طول میکشد و از سوی دیگر، «همه» خدمات درمانی هم تحت پوشش بیمه نیستند.
بخشی دیگر از این گزارش به بیماران فوتی اختصاص دارد که برخی خانوادهها به دلیل هزینههای بالای تسویه حساب بیمارستان، پیکرشان را تحویل نمیگیرند.
یکی از این افراد، یک جوان کارگر افغانستانی است که چند روز پیش در یکی از بیمارستانهای دولتی تهران تحت عمل جراحی قلب قرار گرفته، اما «دوام نیاورده» و چند روز بعد فوت کرده است.
بعد از آن بیمارستان برای دوستانش یک فاکتور ۱۰۰ میلیون تومانی صادر کرده اما آنها پول تسویه حساب و تحویل جسد را نداشتهاند و بنابراین او را در بیمارستان رها کردهاند.
چنین اجسادی بر اساس این گزارش، معمولا چند روزی در سردخانه میمانند و در صورت عدم مراجعه وابستگان، به صورت «مجهولالهویه» دفن میشوند.
هممیهن در بخش دیگری از گزارش خود به نقل از محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار نوشت که یکی از «بیمارستانهای بزرگ تهران» برای جلوگیری از فرار بیماران فقیر، اتاقی جداگانه برایشان در نظر گرفته و آنها را تا زمان تسویه زندانی میکند.
مشابه این اتفاق در یکی از بیمارستانهای اصفهان و در مورد دختری ۱۴ ساله در بخش سوانح سوختگی نیز رخ داده است. هزینه درمان او ۵۰ میلیون تومان شده است اما چون خانواده توان پرداخت آن را نداشته، مسوولان بیمارستان این کودک را در اتاقی زندانی کردهاند.
به گفته شریفی مقدم، در نهایت پس از «دو ماه» خانواده توانسته است با «وام و قرض» هزینه ترخیص فرزندش را تامین کند.
این دست اتفاقها اما جدید و نادر نیستند. کارمند بیمارستانی در استان سیستان و بلوچستان به خبرآنلاین گفته است طی پنج سال اخیر مسوولان بیمارستان شمار زیادی از بیماران را تا زمان تسویه حساب به شکلی غیرمستقیم در بخش بستری، زندانی کردهاند.
هممیهن خرداد امسال هم در گزارشی نوشت که اگر شهروندی این روزها درگیر یک سرماخوردگی ساده شود، برای درمان باید نیم میلیون تومان هزینه کند.
در سالهای اخیر گرانی کالاها و خدمات در همه بخشها از جمله «بهداشت و درمان»، باعث وارد آمدن فشار اقتصادی شدید به مردم شده است.