نظام مهاجرتی ترامپ: مرزهای آرام و شهرهایی ناآرام

یک هفته پیش از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر، دولت دونالد ترامپ آماری را در زمینه مهاجرت منتشر کرد که با تاکید بر کاهش چشمگیر برخورد ماموران مرزی با مهاجران، آن را سند موفقیت خود میداند.

یک هفته پیش از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر، دولت دونالد ترامپ آماری را در زمینه مهاجرت منتشر کرد که با تاکید بر کاهش چشمگیر برخورد ماموران مرزی با مهاجران، آن را سند موفقیت خود میداند.
براساس آمار منتشرشده از سوی اداره گمرک و حفاظت مرزی آمریکا، شمار کل برخوردهای ماموران مرزی با مهاجران در سال مالی ۲۰۲۶ به ۳۷۹ هزار و ۲۴۳ مورد رسید؛ کمترین رقم سالانه در تاریخ این نهاد و حدود ۸۸ درصد کمتر از اوج سال ۲۰۲۳.
با این همه، سیاستی که مرز جنوبی را ساکت کرده، در شهرهای آمریکا به یکی از پرهزینهترین پروندههای سیاسی ترامپ تبدیل شده و مهاجرت، که برگ برنده جمهوریخواهان در ۲۰۲۴ بود، اکنون در نظرسنجیها به سود دموکراتها چرخیده است.
از رکورد بالا به رکورد پایین
در سال مالی ۲۰۲۳ در دوران ریاست جمهوری جو بایدن، ماموران مرزی حدود دو میلیون و ۴۸۰ هزار برخورد با مهاجران را در مرز جنوبغربی ثبت کردند؛ رکوردی تاریخی. محدودیتهای پناهندگی بایدن در ماههای پایانی دولتش این ارقام را پایین آورد، اما چرخش اصلی با بازگشت ترامپ رخ داد.
دولت دوم ترامپ چند ابزار را همزمان به کار گرفت: پذیرش درخواست پناهندگی در مرز عملا متوقف شد، آزاد کردن مهاجران بازداشتشده در خاک آمریکا پایان یافت، نیروهای نظامی به مرز رفتند و فشار بر مکزیک افزایش یافت.
بهگفته وزارت امنیت داخلی، سپتامبر ۲۰۲۶ هفدهمین ماه پیاپی بود که پلیس مرزی هیچ مهاجری را آزاد نکرد. مارکوین مولین، که پس از برکناری کریستی نوم در بهار امسال وزیر امنیت داخلی شد، این آمار را گواه کارآمدی اجرای سختگیرانه قانون میداند.
دیوار: بودجهای کلان، کارنامهای مبهم
قانون بودجهای که ترامپ آن را «یک لایحه بزرگ و زیبا» نامید، در ژوئیه ۲۰۲۵ مبلغ ۴۶.۵ میلیارد دلار برای دیوار مرزی کنار گذاشت.
اداره گمرک و حفاظت مرزی آمریکا می گوید طی یک سال منتهی به سپتامبر ۲۰۲۶ بیش از ۳۴ میلیارد دلار را به پروژههای «دیوار هوشمند» اختصاص داده است.
اما اینکه دقیقا چند مایل دیوار تازه ساخته شده، بسته به شیوه شمارش متفاوت است، زیرا ارقام رسمی اغلب نوسازی بخشهای قدیمی و موانع ثانویه را هم در بر میگیرند. مهمتر اینکه افت شدید عبور از مرز در ماههای نخست ۲۰۲۵ رخ داد؛ پیش از امضای قراردادهای بزرگ ساختوساز در پاییز همان سال. از این رو نسبت دادن این کاهش به خود دیوار دشوار است.
داخل کشور: رکورد بازداشتها
بیشترین تنش اما در شهرهای آمریکا شکل گرفته است. ترامپ وعده «بزرگترین عملیات اخراج تاریخ آمریکا» را داده بود و مقامها گفته بودند تمرکز بر مجرمان خواهد بود.
دادههای «پروژه دادههای اخراج»، طرح مشترک دانشکدههای حقوق برکلی و یوسیالای که آمار را از طریق قانون آزادی اطلاعات از خود اداره مهاجرت و گمرک (آیس) میگیرد، نشان میدهد این اداره در ژوئیه ۲۰۲۶ نزدیک به ۵۰ هزار نفر را بازداشت کرده؛ بالاترین رقم ماهانه در سالهای اخیر. در همان ماه، سهم بازداشتشدگان دارای محکومیت کیفری به ۲۷ درصد رسید؛ پایینترین سطح در دادههای موجود.
اخراجها هم شتاب گرفتهاند: طبق آمار آیس، از ابتدای سال مالی ۲۰۲۶ تا ۱۱ ژوئیه، ۳۵۶ هزار و ۳۸۹ نفر اخراج شدند؛ حدود ۱۲۵۵ نفر در روز.
نقطه عطف افکار عمومی، عملیات «مترو سرج» در مینهسوتا بود. در ژانویه ۲۰۲۶ دو شهروند آمریکایی در مینیاپولیس به ضرب گلوله ماموران فدرال کشته شدند: رنی گود به دست یک مامور آیس و الکس پرتی، پرستار بخش مراقبتهای ویژه، به دست ماموران حفاظت و گمرک آمریکا. عملیاتی که در فوریه ۲۰۲۶ پایان یافت.
درهای بسته به روی پناهجویان
ترامپ در نخستین روز بازگشت به قدرت برنامه پذیرش پناهجو را متوقف کرد و سپس آن را عملا به مسیری برای ورود آفریکانرها، سفیدپوستان آفریقای جنوبی، تبدیل کرد. سقف پذیرش سال مالی ۲۰۲۶ ابتدا ۷۵۰۰ نفر بود، پایینترین رقم تاریخ این برنامه، اما در ماه مه با یک «تشخیص اضطراری» به ۱۷ هزار و ۵۰۰ نفر رسید و کل ظرفیت اضافه به آفریکانرها اختصاص یافت؛ در حالی که دولت آفریقای جنوبی ادعای آزار این گروه را رد میکند. برای مقایسه، دولت بایدن در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۰۰ هزار پناهجو پذیرفته بود.
ضربه بزرگتر به ساکنان کنونی آمریکا خورد. دیوان عالی در ۲۵ ژوئن با رای شش به سه به دولت اجازه داد «وضعیت حفاظت موقت» را برای حدود ۳۵۰ هزار هائیتیایی و حدود شش هزار و ۱۰۰ سوری لغو کند و همزمان حکم داد دادگاهها در بیشتر موارد حق بازبینی چنین تصمیمهایی را ندارند.
مهاجرت قانونی: گرانتر و دشوارتر
در سپتامبر ۲۰۲۵، ترامپ هزینهای ۱۰۰ هزار دلاری برای درخواستهای تازه ویزای کار تخصصی ”اچ وان بی؛ وضع کرد.
بهگزارش اداره خدمات شهروندی و مهاجرت ثبتنامها برای سال مالی ۲۰۲۷ از حدود ۳۴۴ هزار به ۲۱۱ هزار و ۶۰۰ مورد رسید؛ افتی ۳۸.۵ درصدی که بخشی از آن به قرعهکشی تازه بر پایه سطح دستمزد هم برمیگردد. دادگاه فدرال ماساچوست در ژوئن این هزینه را باطل کرد، اما ترامپ در سپتامبر اعتبار فرمانش را تا ۲۰۲۷ تمدید کرد و پرونده همچنان باز است.
سود این تغییرات برای کارگران آمریکایی هم محل تردید است. «مدل بودجه پن وارتون» پیشبینی کرده قرعهکشی جدید تاثیر معناداری بر دستمزد کارگران متولد آمریکا نخواهد داشت، چون کاهش رقابت با کند شدن رشد بهرهوری خنثی میشود.
در مقابل، دری برای ثروتمندان باز مانده است: «کارت طلایی ترامپ» که در ازای «هدیه» یک میلیون دلاری به دولت، اقامت آمریکا را وعده میدهد. اما هاوارد لوتنیک، وزیر بازرگانی، ۲۳ آوریل ۲۰۲۶ در کنگره گفت تا آن زمان تنها یک متقاضی تایید شده است.
هزینه سیاسی در آستانه انتخابات
در نظرسنجی سپتامبر نیویورک تایمز و کالج سیینا، رایدهندگان احتمالی با ۵۲ درصد در برابر ۴۵ درصد برای مدیریت مهاجرت به دموکراتها بیشتر اعتماد داشتند؛ در نظرسنجی اکتبر این فاصله به چهار امتیاز رسید که نشان میدهد رقابت بر سر این موضوع هنوز باز است.
شکاف درون ائتلاف ترامپ هم آشکار است. نظرسنجی پولیتیکو و موسسه بریتانیایی «پابلیک فرست» در سپتامبر نشان داد ۳۱ درصد رایدهندگان ترامپ که خود را جزو جنبش «ماگا» نمیدانند، کارزار اخراج را بیش از حد تهاجمی میدانند؛ در برابر ۱۴ درصد در میان هواداران ماگا.
ترامپ با یک پارادوکس به انتخابات میرسد: وعده بستن مرز را تقریبا کامل اجرا کرده، اما شیوه اخراجها در داخل کشور بخشی از همان رایدهندگانی را که او را به کاخ سفید بازگرداندند، نگران کرده است. انتخابات سوم نوامبر نشان خواهد داد کدام تصویر در ذهن رایدهندگان پررنگتر است.
علی فالح الزیدی، نخستوزیر عراق، در نخستین سفر یک نخستوزیر این کشور به سوریه پس از سقوط بشار اسد، وارد دمشق شد. این سفر با محور همکاریهای اقتصادی و امنیتی، در شرایطی انجام میشود که روابط بغداد و دمشق گسترش یافته و مناسبات هر دو کشور با جمهوری اسلامی با چالش روبهرو است.
خبرگزاری دولتی سوریه، سانا، گزارش داد احمد الشرع، رییسجمهوری این کشور، چهارشنبه ششم آبان در فرودگاه بینالمللی دمشق از الزیدی و هیات همراهش استقبال کرد.
بهنوشته سانا، تقویت روابط سیاسی و اقتصادی، افزایش تجارت، بررسی فرصتهای سرمایهگذاری و تحولات منطقهای از محورهای پیشبینیشده برای مذاکرات است.
این سفر نخستین سفر یک نخستوزیر عراق به سوریه پس از سقوط حکومت اسد در آذر ۱۴۰۳ است. بغداد پس از سقوط اسد و روی کار آمدن الشرع، ابتدا با احتیاط با حکومت جدید سوریه برخورد کرد، اما پس از آن مقامهای ارشد سیاسی، اطلاعاتی و قضایی عراق به دمشق رفتند.
الشرع پنجم آبان در گفتوگو با شبکه دجله عراق، دوره کنونی را فرصتی تاریخی برای همکاری دو کشور خواند و گفت در یک سال و نیم گذشته، بهویژه در مناسبات اقتصادی، تحولات مثبتی رخ داده است.
او همچنین مرز مشترک دو کشور را «کاملا امن» توصیف کرد و از هماهنگی نزدیک امنیتی بغداد و دمشق خبر داد. الشرع تاکید کرد روابط دو کشور بر تاریخ مشترک و پیوندهای اقتصادی استوار است و مبنای فرقهای یا قومی ندارد.
مسیر جایگزین هرمز برای صادرات نفت و واردات بنزین
گسترش مناسبات دو کشور که حدود ۶۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارند، با افزایش نیاز عراق به مسیرهای جایگزین تنگه هرمز همراه شده است.
بغداد پس از اختلال در کشتیرانی در هرمز در پی آغاز جنگ در خاورمیانه، صادرات مقادیر محدودی نفت از مسیر سوریه را آغاز کرد. دو کشور در تابستان نیز یادداشت تفاهمی برای احیای خط لوله انتقال نفت عراق به سواحل سوریه امضا کردند.
این همکاری به صادرات نفت محدود نمانده است. خبرگزاری آسوشیتدپرس هفتم مهر گزارش داد عراق در چارچوب توافقی سهماهه با دمشق، واردات بنزین از بندر بانیاس را آغاز کرد. بغداد پیشتر نفت خود را با کامیون به همین بندر منتقل میکرد تا از آنجا به بازارهای خارجی صادر شود.
امنیت مرزی و رفتوآمد زائران نیز در دستور کار روابط دو کشور قرار دارد. شفقنیوز پیش از سفر زیدی، به نقل از یک منبع آگاه، گسترش گردشگری مذهبی را از موضوعات مذاکرات اعلام کرد. الشرع نیز گفت زیارت آرامگاه زینب در نزدیکی دمشق با رعایت تدابیر امنیتی امکانپذیر است.
نزدیکی به کشورهای عرب در غیاب جمهوری اسلامی
سفر زیدی را میتوان بخشی از روند گسترش روابط حکومت جدید سوریه با کشورهای عرب منطقه دانست؛ روندی که دیدار امیر قطر با الشرع در دمشق و سفر او به عربستان سعودی در بهمن ۱۴۰۳ از نخستین نشانههایش بود.
الشرع در نخستین سفر خارجی خود پس از انتصاب به ریاستجمهوری انتقالی، با محمد بنسلمان در ریاض دیدار کرد. اکنون روابط با عراق نیز از تماسهای سیاسی به همکاریهای عملی در تجارت، انرژی و امنیت مرزی گسترش یافته است.
جمهوری اسلامی، از حامیان اصلی اسد، در این همکاریهای اعلامشده حضور ندارد. این غیبت، حاکی از کاهش نقش تهران در مناسبات منطقهای دمشق است.
نزدیکی بغداد و دمشق در شرایط افزایش اختلافات عراق با جمهوری اسلامی نیز صورت میگیرد. دولت عراق ۲۹ مهر گذرگاه چذابه را به روی مسافران و حملونقل کالا بست. عبدالامیر طعیبان، مشاور نخستوزیر عراق، در دفاع از این تصمیم، جمهوری اسلامی را به تضعیف عمدی امنیت عراق و ورود بدون مجوز افراد مرتبط با آن متهم کرد.
بازتنظیم روابط خارجی سوریه، مذاکرات امنیتی با اسرائیل را نیز در بر گرفته است. الشرع در آبان ۱۴۰۴ از تلاش برای دستیابی به چنین توافقی خبر داد، اما گیدئون سعار، وزیر امور خارجه اسرائیل، در آذر همان سال گفت درخواستهای تازه دمشق اختلافها را بیشتر کرده است.
در پروندهای دیگر میان بغداد و دمشق، الشرع خواستار بررسی وضعیت شهروندان سوری منتقلشده به زندانهای عراق شد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، آمریکا در بهمن و اسفند ۱۴۰۴ بیش از ۵۷۰۰ بازداشتی مرتبط با داعش را از سوریه به عراق منتقل کرد.
الشرع گفت برخی از حدود ۳۰۰۰ سوری در میان این افراد «هیچ ارتباطی» با داعش نداشتند و امکان بازگشتشان در دست بررسی است.
روزنامه والاستریت ژورنال در یادداشتی با تاکید بر کارآمد بودن کارزار فشار اقتصادی و محاصره دریایی، موثر و مفید بودن یک حمله نظامی گسترده دیگر به جمهوری اسلامی را قطعی ندانسته و ادامه رویکرد کنونی را کمهزینهتر خوانده است.
بهگفته مایکل اوهانلون، نویسنده این یادداشت و مدیر پژوهشهای برنامه سیاست خارجی موسسه بروکینگز، صرفنظر از درستی یا نادرستی تصمیم دونالد ترامپ برای آغاز جنگ با جمهوری اسلامی، راهبرد کنونی آمریکا، یعنی محاصره تنگه هرمز همراه با اسکورت کشتیهای کشورهای دوست، کمهزینهترین گزینه در میان انتخابهای نامطلوب موجود است.
بهنوشته او این راهبرد ضمن مهار افزایش شدید قیمت جهانی نفت، فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را تشدید کرده است. زمان به سود آمریکاست و واشینگتن نباید جز در صورت تشدید تنش از سوی تهران، جنگ هوایی را از سر بگیرد.
حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، از توقف برنامه هستهای ایران در سال گذشته و کشتهشدن علی خامنهای و شماری از مقامهای ارشد نظامی و سیاسی تا نابودی بخش عمده نیروی دریایی ایران، دستاوردهای مهمی داشتهاند. بااینحال، بیش از ۳۰ هزار سورتی پرواز رزمی و حمله به حدود ۱۳ هزار هدف نتوانستهاند توان نظامی جمهوری اسلامی را کاملا از میان ببرند.
نویسنده افزوده است اگرچه احتمالا یکسوم تا دوسوم توان موشکی ایران نابود شده، اما بخشی از آن اکنون بازسازی شده و تولید پهپاد همچنان ادامه دارد. متحدان منطقهای آمریکا نیز آسیبپذیر ماندهاند. ساختار چندلایه حکومت امکان جایگزینی فرماندهان کشتهشده را فراهم کرده و نیروهای امنیتی همچنان توان سرکوب گسترده اعتراضات را دارند. حمله به زیرساختهای انرژی و برق نیز بیش از حکومت، مردم را متضرر خواهد کرد.
اوهانلون سپس سه دلیل برای ادامه راهبرد کنونی و پرهیز از تشدید جنگ مطرح کرده است:
نخست، کاهش تدریجی ذخایر نفت ایران در نفتکشها، محدودیت مسیرهای زمینی تامین کالا و کاهش سایر منابع درآمدی، فشار اقتصادی بر حکومت را افزایش میدهد. برخلاف طالبان، رهبران جمهوری اسلامی به ثروت، تجمل و قدرت وابستهاند و فشار مالی میتواند بر محاسبات آنان تاثیر بگذارد؛ هرچند ادامه جنگ برای اقتصاد جهانی پرهزینه است.
دوم، ازسرگیری بمباران گسترده احتمالا دستاورد تعیینکنندهای نخواهد داشت؛ زیرا اهداف قابلدسترسی پیشتر بهشدت بمباران شدهاند و تجربه نشان میدهد کارزارهای هوایی بهندرت به پیروزی قطعی منجر میشوند.
سوم، تشدید حملات میتواند واکنش تلافیجویانه جمهوری اسلامی را در منطقه و فراتر از آن افزایش دهد، ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا را کاهش دهد و موجب جهش قیمت سوخت و افزایش تلفات، حتی در خاک آمریکا، شود.
نویسنده در پایان نتیجه گرفته است که واشینگتن، فارغ از فشارهای سیاسی داخلی و انتخابات میاندورهای، باید صبوری کند و همزمان امکان انعطاف در مذاکرات احتمالی با تهران را بررسی کند؛ مذاکراتی که شاید تا سالهای ۲۰۲۸ یا ۲۰۲۹ به تعویق بیفتند. به باور او، وسوسه پیروزی سریع و قاطع نباید جایگزین احتیاط و فرسایش تدریجی توان حکومت ایران شود.
علیرضا دبیر، رییس فدراسیون کشتی در گفتگویی در حاشیه مسابقات جهانی کشتی در آستانه قزاقستان، از غلامحسین محسنیاژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، به طور ویژه تشکر کرد.
او گفته است: «من باید از آقای اژهای تشکر کنم، شما نمیدانید چه اتفاقاتی افتاده است، من میدانم چطور هوای این بچهها را داشت، که این بچهها از نظر روحی… محبت کرد، پدری کرد برای موردهایی که ما داشتیم.»
اما علیرضا دبیر بابت کدام خدمت محسنیاژهای به ورزشکاران تشکر میکند؟ از اعدامهای تکراری کشتیگیران و ورزشکاران ایرانی بهدست قوه قضاییه جمهوری اسلامی و با ریاست غلامحسین محسنیاژهای و یا بازداشتهای گسترده ورزشکاران رشتههای مختلف و صدور احکام طولانی زندان برای آنها؟
چه کسی فراموش کرده در دوره ریاست غلامحسین محسنیاژهای بر قوه قضاییه، ورزشکاران معترضی مانند مجیدرضا رهنورد، محمدمهدی کرمی، کیان (محمد) حسینی، صالح میرهاشمی، صالح محمدی، ساسان آزادوار جونقانی، غلامرضا خانی شکرآب، سیاوش جمشیدی خیرآبادی و علیسینا مصطفوی اعدام شدهاند.
مجیدرضا رهنورد، کشتیگیر ۲۳ ساله مشهدی ۲۱ آذر ۱۴۰۱ و تنها ۲۳ روز پس از بازداشت در جریان خیزش سراسری زن، زندگی، آزادی، اعدام شد. او در جریان دادگاه، بدون طی شدن مراحل قانونی و درحالی که از داشتن وکیل انتخابی محروم بود، به کشتن دو بسیجی و زخمی کردن ۴ بسیجی دیگر در روز ۲۶ آبان، متهم شد؛ مجیدرضا که ۲۸ آبان بازداشت شده بود، در یکی از سریعترین دادگاههای تاریخ، ۲۳ روز بعد اعدام شد.
محمدمهدی کرمی، قهرمان کاراته، ۱۷ دی ۱۴۰۱ در کرج اعدام شد. این جوان ۲۱ ساله در جریان مراسم چهلم حدیث نجفی و پارسا رضادوست، از کشتهشدگان جنبش مهسا، به اتهام کشتن یک نیروی بسیجی به نام روحالله عجمیان بازداشت شد.
او تحت فشارهای شدید و شکنجههای جسمی و روحی قرار گرفت تا علیه خود اعتراف کند. محمدمهدی کرمی سحرگاه ۱۷ دی ۱۴۰۱ به همراه کیان حسینی اعدام شد.
کیان (محمد) حسینی، مربی رزمی، ۱۷ دی ۱۴۰۱ در کرج اعدام شد. او متهم ردیف دوم پرونده روحالله عجمیان بود.
وكيل این ورزشکار پیشتر گفته بود که کیان حسینی برای اعتراف اجباری انواع شکنجه را تحمل کرد؛ از ضربوشتم با چشم و دستوپای بسته تا لگد به سر و بیهوشی، و البته شوکر. ورزشکار تنهایی که به کودکان فقیر هنرهای رزمی را به رایگان آموزش میداد.
سرگذشت کیان یکی از تلخترین قتلهای حکومتی و دردناکترین سرنوشتها در جمهوری اسلامی است؛ او پدر و مادر خود را سالها قبل از دست داده بود و کسی را نداشت تا پیگیر پروندهاش باشد. کیان با وجود حمایتهای بینالمللی و پذیرش کفالت سیاسی توسط نمایندگان اروپایی، سحرگاه ۱۷ دی ۱۴۰۱ اعدام شد و در آرامستان بهشتعلی اشتهارد آرام گرفت.
صالح میرهاشمی بلطاقی، مربی و قهرمان کاراته، ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ و در ۳۷ سالگی و یک روز پس از قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر در اصفهان اعدام شد. صالح متهم ردیف اول پرونده «خانه اصفهان» مربوط به اعتراضات زن، زندگی، آزادی در ۲۵ آبان ۱۴۰۱ بود.
به ادعای قوه قضاییه، این مربی و قهرمان کشوری کاراته، دو بسیجی و یک سرهنگ یگان ویژه در این حادثه و به دست معترضان کشته شدند.
دادگاه به استناد اعترافاتی که اجباری از صالح گرفته شده بود، در نهایت او را به اتهام محاربه از طریق کشیدن سلاح، تشکیل گروه مجرمانه و همکاری با گروههای مخالف به اعدام و ۱۰ سال حبس محکوم کرد.
این ورزشکار در سحرگاه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ همراه با دو همپروندهای خود، مجید کاظمی و سعید یعقوبی، اعدام شد.
صالح محمدی، کشتیگیر، ۲۸ اسفند ۱۴۰۴، شب سال نو، به همراه سعید داوودی، مهدی قاسمی، دو معترض دیگر در میدان نبوت قم، در ملاعام، اعدام شد. این آزادکار ۱۹ ساله به اتهام مشارکت در قتل دو مامور امنیتی در جریان اعتراضات ۱۸ دی ۱۴۰۴، در قم و یک روز پیش از نوروز به دار آویخته شد.
صالح شهریور ۱۴۰۳ با دوبنده تیم ملی کشتی آزاد ایران مدال برنز جام بینالمللی سایتییف را در کراسنویارسک روسیه به دست آورده بود.
نهادهای حقوق بشری گزارش دادهاند که صالح محمدی در مرحله بازجویی و تحقیقات مقدماتی وادار به اعتراف علیه خود شد. او در دادگاه گفته بود که اعترافاتش تحت فشار و شکنجه بوده. است، اما دادگاه این ادعا را نپذیرفت و اعترافات او را به عنوان یکی از مستندات اصلی پرونده مورد استناد قرار داد.
اتهامات متعدد به او در حالی مطرح شد که به گفته نزدیکان صالح محمدی، او هنگام وقوع حادثه در خانه عمویش بوده است، اما دادگاه از احضار شاهدان خودداری کرده است. همچنین، به گواه ملیپوشان، مربیان و همباشگاهیهای او، صالح هرگز چاقو نداشته است.



ساسان آزادوار جونقانی، کاراتهکا، ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ در اصفهان اعدام شد. اتهامهای این ورزشکار ۲۱ ساله، «همکاری موثر با دشمن، تخریب خودروی نیروی انتظامی، تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد برهم زدن امنیت کشور و تشویق دیگران به اغتشاشات و آشوب در کشور» عنوان شد.
غلامرضا خانی شکرآب، ورزشکار پیشین امامای، مربی و داور بینالمللی، ۵ خرداد ۱۴۰۴ در تهران اعدام شد. خانی شکرآب دوم مهر ۱۴۰۴ بازداشت و به اتهام «همکاری با اسرائیل و مشخصا سازمان اطلاعاتی موساد» محاکمه و به اعدام محکوم شده بود.
خانی شکرآب، متولد ۱۳۷۱، پیش از بازداشت در ترکیه زندگی میکرد و حدود یک سال پیش در جریان سفری به عراق، توسط عوامل جمهوری اسلامی ربوده و به ایران منتقل شد.
سیاوش جمشیدی خیرآبادی، تکواندوکار، ۱۱ مهر ۱۴۰۵ اعدام شد. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، نوشت جمشیدی به اتهام «محاربه از طریق کشیدن سلاح گرم و شلیک با آن» به سوی نیروهای امنیتی و همچنین «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به اعدام محکوم شده بود. اما در اطلاعات منتشرشده مدرکی مبنی بر مشارکت او در قتل ارائه نشده است.
سیاوش جمشیدی مخفیانه اعدام شد؛ تا پیش از اعلام اجرای حکم، هیچ اطلاعاتی درباره نحوه رسیدگی قضایی به پرونده سیاوش جمشیدی منتشر نشده بود. این ورزشکار پیشتر در اینستاگرام ویدیوهایی از تمرینات تکواندو خود منتشر کرده بود.
علیسینا مصطفوی، کوهنوردی و هیمالیانورد، ۲۲ مهر ۱۴۰۵ در کرمان اعدام شد. قوه قضاییه جمهوری اسلامی، این ورزشکار ۳۸ ساله اهل بم را عضو «گارد جاویدان» خوانده و گفته در تلاش برای تصرف فرودگاه کرمان و بازگشت شاهزاده رضا پهلوی بوده است.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی مصطفوی را به دست داشتن در دو مورد تیراندازی در کرمان در فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۵ متهم کرده بود. این نهاد همچنین اعلام کرد او در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ حضور داشته و تصاویر و ویدیوهایی را برای شبکههای فارسیزبان خارج از کشور ارسال کرده است. اما بر اساس گزارشها، علیسینا زیر شکنجه وادار به اعتراف اجباری علیه خودش شده بود.
جاویدنام مصطفوی صعودهای متعددی در ایران داشت. او همچنین قلههای آیلند پیک و کالا پاتار را در هیمالیا فتح کرده بود. علیسینا نوازنده تار و از شاگردان کیوان ساکت در نوازندگی این ساز بود.
اما غیر از این ورزشکاران که در دوره ریاست غلامحسین محسنیاژهای بر قوه قضاییه اعدام شدهاند، نوید افکاری، هم در دورهای که اژهای، معاون اول قوه قضاییه بود، اعدام شد.
نوید افکاری، کشتیگیر ایرانی، ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ اعدام شد. او از معترضان اعتراضات مرداد سال ۱۳۹۷ بود که با وجود درخواست و واکنش نهادهای بینالمللی، حقوقبشری و همچنین چهرههای سرشناس بینالمللی در ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ توسط حکومت ایران اعدام شد.
دادگاه نوید افکاری که پس از اعتراضات مرداد سال ۹۷ در شیراز بازداشت شده را به قتل حسین ترکمان، کارمند حراست آبفای شیراز، متهم کرد. این درحالی است که به گفته وکیل نوید، تنها مستندات دادگاه درباره اتهام قتل، اعترافات نوید افکاری است. او اعلام کرده بود این اعترافات تحت شکنجه گرفته شده است.
مقامهای زندان برای اجرای حکم آنقدر عجله داشتند که حق نوید افکاری برای آخرین دیدار با خانواده را از آنها سلب کردند.
از سوی دیگر، تعداد زیادی از ورزشکاران معترض بازداشت شده در جریان خیزش سراسری زن، زندگی، آزادی تا انقلاب ملی ایرانیان در دی ۱۴۰۴، در زندانهای جمهوری اسلامی در بند هستند؛ از جمله امیررضا نصرآزادانی، بازیکن پیشین تیمهای فوتبال سپاهان و تراکتور، که از هشتم آبان ۱۴۰۱ در پرونده موسوم به «خانه اصفهان» بازداشت شد و با خطر اعدام روبهرو بود، هنوز در زندان است. او به ۲۶ سال حبس محکوم شد و همچنان بدون مرخصی در زندان است.
همزمان با ادامه تنشها در منطقه، خبرگزاری فرانسه از حمله موشکی حوثیهای یمن به فرودگاه عدن در جنوب این کشور خبر داد. در پی این حمله، پروازها در فرودگاه متوقف شد.
یک مقام پلیس یمن چهارشنبه ششم آبان به خبرگزاری فرانسه گفت: «موشک حوثیها منطقه تحت کنترل نیروهای عربستان سعودی در محوطه فرودگاه عدن را هدف قرار داد.»
بر اساس این گزارش، فرودگاه عدن در روز چهارشنبه دو بار هدف حمله قرار گرفت. خبرنگار شبکه العربیه نیز از وقوع انفجارهایی در این فرودگاه خبر داد.
شهر بندری عدن محل استقرار دولت قانونی و مورد حمایت عربستان سعودی است. حوثیها در هفتههای اخیر بارها به این شهر حمله کردهاند.
هشدار حوثیها پیش از حمله به فرودگاه
اندکی پیش از حمله اخیر، یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس خواستار تخلیه فوری فرودگاه عدن شده بود.
او دلیل صدور این هشدار را حضور یک هواپیمای باری نظامی عربستان سعودی در فرودگاه عنوان کرد که به گفته او، حامل تسلیحات بود.
شماری از ساکنان عدن به خبرگزاری رویترز گفتند پیش از صدور هشدار حوثیها، صدای انفجارهایی در نقاط مختلف شهر شنیده شده بود.
دو مقام وزارت حملونقل یمن نیز اعلام کردند پس از حمله به فرودگاه، تمامی پروازها متوقف شد.
بنا بر اعلام یک منبع امدادرسان، شماری از کارکنان سازمان ملل متحد اندکی پیش از حمله فرودگاه را ترک کرده بودند در این حمله کسی کشته یا زخمی نشد.
حوثیها که کنترل صنعا و بخش گستردهای از شمال یمن را در اختیار دارند، پیش از این نیز بارها فرودگاه عدن را هدف قرار دادهاند.
این فرودگاه یکی از شریانهای حیاتی انتقال کمکهای بشردوستانه و مسیر اصلی ورود به جنوب یمن به شمار میرود. حملات اخیر به نگرانیها درباره اختلال در امدادرسانی به مردم این کشور دامن زده است.
یمن که یکی از فقیرترین کشورهای منطقه محسوب میشود، سالهاست با بحرانی گسترده دستوپنجه نرم میکند.
سازمانهای امدادرسان هشدار دادهاند با تشدید درگیریها، بحران انسانی در یمن بهسرعت رو به وخامت گذاشته است.
تشدید نبرد حوثیها و ریاض
حمله به فرودگاه عدن در حالی صورت گرفت که درگیریها میان حوثیها و ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی در هفتههای اخیر شدت گرفته و یمن به یکی از جبهههای پرتنش نبرد آمریکا و جمهوری اسلامی در منطقه تبدیل شده است.
حوثیها ماه گذشته با تصرف مناطقی راهبردی در سواحل دریای سرخ، به سوی تنگه بابالمندب پیشروی کردند.
در مقابل، نیروهای دولت یمن عملیاتی را برای بازپسگیری مناطق تصرفشده آغاز کردند و ائتلاف به رهبری عربستان سعودی نیز در واکنش به افزایش حملات حوثیها به خاک این کشور، حملات خود علیه مواضع این گروه را شدت بخشید.
محمد آلجابر، سفیر عربستان سعودی در یمن، ۱۷ مهر اعلام کرد نیروهای حوثی از تنگه بابالمندب عقب رانده شدهاند.
بابالمندب یکی از گذرگاههای حیاتی تجارت دریایی جهان و از مسیرهای مهم انتقال نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس به بازارهای بینالمللی است.
این تنگه در جنوب غربی شبهجزیره عربستان قرار دارد و تنگه هرمز در سوی دیگر این شبهجزیره، در شمال شرقی آن، واقع شده است.
حمایت جمهوری اسلامی از حوثیها
حوثیها یکی از مهمترین گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه به شمار میروند و روابط سیاسی و نظامی نزدیکی با تهران دارند.
در تازهترین نشانه از ادامه حمایت حکومت ایران از این گروه، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، پنجم آبان با ابراهیم الدیلمی، سفیر حوثیها، در تهران دیدار کرد.
رضایی در این دیدار از حوثیها بهدلیل آنچه «دفاع از فلسطین» و «نبرد افتخارآمیز» با اسرائیل خواند، قدردانی کرد.
در واکنش به افزایش حملات حوثیها، پارلمان اروپا ۳۰ مهر با تصویب قطعنامهای خواستار قرار گرفتن این گروه، از جمله شاخههای سیاسی و نظامی آن، در فهرست سازمانهای تروریستی اتحادیه اروپا شد. تصمیم نهایی در این زمینه بر عهده کشورهای عضو اتحادیه خواهد بود.
برخورد دو قطار سریعالسیر در اسپانیا در روز چهارشنبه شش آبان، دستکم ۶۴ نفر کشته بر جای گذاشت. این دومین سانحه مرگبار در کمتر از یک سال در این خط ریلی است و احتمالاً در آستانه انتخابات زودهنگام ماه نوامبر، پرسشهای بیشتری را درباره زیرساختهای ریلی اسپانیا برخواهد انگیخت.
در ادامه، برخی از مرگبارترین سوانح ریلی اسپانیا مرور شده است:
آداموس (۲۰۲۶)
روز ۱۸ ژانویه، در اثر خروج یک قطار سریعالسیر از ریل و برخورد آن با قطاری که از جهت مخالف میآمد، در نزدیکی آداموس در استان کوردوبا در جنوب اسپانیا، ۴۶ نفر کشته و بیش از ۱۲۰ نفر زخمی شدند.
تحقیقات درباره این سانحه همچنان ادامه دارد. گزارش مقدماتی گارد مدنی اسپانیا در ماه فوریه، نقص در بستر خط آهن، ریل یا محل جوش اتصال دو بخش ریل را فرضیه اصلی علت سانحه دانست، اما بررسی هفت فرضیه دیگر را نیز باز گذاشت.
سانتیاگو د کومپوستلا (۲۰۱۳)
در تابستان ۲۰۱۳، بر اثر خروج یک قطار سریعالسیر هشتواگنه از ریل در یک پیچ تند در نزدیکی شهر سانتیاگو د کومپوستلا در شمال غرب اسپانیا، ۸۰ نفر کشته و ۱۴۵ نفر زخمی شدند. قطار پس از خروج از ریل به دیواری بتنی برخورد کرد و آتش گرفت.
یک کمیسیون وابسته به وزارت حملونقل نتیجه گرفت که سرعت غیرمجاز و حواسپرتی راننده قطار در اثر تماس تلفنی یکی از مقامهای مافوق، علت وقوع سانحه بوده است. با این حال، انجمن قربانیان این حادثه، علاوه بر خطای انسانی، سامانههای ایمنی راهآهن را نیز در وقوع آن مقصر دانست.
بمبگذاری در قطارهای حومهای مادرید (۲۰۰۴)
روز ۱۱ مارس ۲۰۰۴، در ساعت اوج رفتوآمد در مادرید، ۱۰ بمب جاسازیشده در کولهپشتیها در چهار قطار حومهای شبکه «سرکانیاس» منفجر شد که در اثر آن ۱۹۳ نفر کشته و هزاران نفر دیگر زخمی شدند. این حملات را اسلامگرایانی انجام دادند که با مشارکت اسپانیا در جنگ عراق مخالف بودند.
الکوئروو (۱۹۷۲)
در سال ۱۹۷۲، در اثر برخورد شاخبهشاخ دو قطار در مسیر کادیس به سویل، در نزدیکی شهر الکوئروو در جنوب اسپانیا، ۸۶ نفر کشته و بیش از ۱۵۰ نفر زخمی شدند. بر اساس تحقیقات شرکت راهآهن دولتی رنفه، این سانحه بهدلیل توقف نکردن یکی از رانندگان در برابر چراغ قرمز ایستگاه الکوئروو رخ داد.
اوردولیس (۱۹۷۰)
در تابستان ۱۹۷۰، برخورد شاخبهشاخ دو قطار در شهر اوردولیس، در نزدیکی شهر بیلبائو در شمال اسپانیا، به کشته شدن ۳۳ نفر انجامید. در ابتدا رییس یکی از ایستگاهها مقصر این سانحه شناخته شد، اما بعدا مشخص شد که او در چهار روز پیش از حادثه، هر روز شیفتهای کاری ۱۶ ساعته داشته است.
گریسن (۱۹۶۵)
در سال ۱۹۶۵، قطاری در مسیر مادرید به بارسلون در شهر گریسن، در نزدیکی ساراگوسا در شمال شرق اسپانیا، دچار آتشسوزی شد و دهها مسافر جان باختند. اگرچه شرکت بهرهبردار قطار در آن زمان شمار کشتهشدگان را ۳۰ نفر اعلام کرد، گزارشهای بعدی حاکی از آن بود که شمار واقعی قربانیان ممکن است به ۸۰ نفر رسیده باشد و حکومت فرانکو تلاش کرده بود ابعاد این فاجعه را کماهمیت جلوه دهد.
توره دل بیرسو (۱۹۴۴)
برخورد سه قطار در سال ۱۹۴۴ در منطقه البیرسو در استان لئون، یکی از مرگبارترین سوانح ریلی تاریخ اسپانیا به شمار میرود. شمار تخمینی قربانیان این سانحه، یعنی ۷۸ نفر، همچنان محل اختلاف است؛ موضوعی که به سانسور اعمالشده در دوران حکومت فرانسیسکو فرانکو بازمیگردد.
قطاری که از مادرید به مقصد لاکرونیا حرکت میکرد، بهدلیل نقص در سامانه ترمز، در داخل یک تونل با یک لوکوموتیو برخورد کرد. اندکی بعد، قطار سومی وارد همان تونل شد و با لاشه قطارهای سانحهدیده برخورد کرد.