۶۱ درصد پاسخدهندگان نظرسنجی ایراناینترنشنال آموزش مجازی را به حضور در کلاس ترجیح میدهند

۶۱ درصد از شهروندان در پاسخ به نظرسنجی آنلاین ایراناینترنشنال گفتند «در شرایط فعلی»، آموزش مجازی را به حضور دانشآموزان در کلاس ترجیح میدهند.

۶۱ درصد از شهروندان در پاسخ به نظرسنجی آنلاین ایراناینترنشنال گفتند «در شرایط فعلی»، آموزش مجازی را به حضور دانشآموزان در کلاس ترجیح میدهند.
نزدیک به ۵۵ هزار و ۵۰۰ نفر در این نظرسنجی اینستاگرامی شرکت کردند و به این پرسش پاسخ دادند که کلاسهای حضوری را ترجیح میدهند یا کلاسهای مجازی.
از این تعداد شرکتکننده در نظرسنجی، ۶۰ درصد را مردان و ۴۰ درصد را زنان تشکیل میدهند.
در شاخص سن، بیشترین آمار شرکتکنندگان در نظرسنجی مربوط به رده سنی ۱۸ تا ۳۴ سال است.
بخش بزرگی از شرکتکنندگان در این نظرسنجی معتقدند در شرایط نابهسامان این روزهای ایران، آموزش مجازی نه بهترین راهکار، بلکه صرفا تنها راهحل موجود است.
در مقابل، ۳۹ درصد از پاسخدهندگان کماکان آموزش حضوری را به نفع دانشآموزان و دانشجویان میدانند.
حدود چهار هزار شهروند نیز در بخش نظرات، از دلایل خود برای انتخاب گزینه آری یا خیر گفتند.
کیفیت یادگیری و افت تحصیلی، امنیت، جنگ و حفظ جان انسانها، بیاعتمادی به نظام آموزشی و تاثیر فشارهای اقتصادی و تورم، از جمله معیارهایی هستند که شهروندان خواهان آموزش مجازی، در پاسخهای خود به آن اشاره کردند.
در مقابل، حامیان آموزش حضوری بر کیفیت یادگیری، تمرکز بیشتر، تعامل با معلمان و دانشآموزان و جلوگیری از افت تحصیلی تاکید کردند.
نگرانی از جنگ و امنیت دانشآموزان
نگرانی درباره امنیت دانشآموزان در شرایط ناپایدار کشور، یکی از مهمترین دلایل حمایت از آموزش مجازی است.
شماری از والدین نوشتند هرچند آموزش حضوری را موثرتر میدانند، تا زمانی که خطر جنگ یا حمله وجود دارد، ترجیح میدهند فرزندانشان در خانه بمانند.
یکی از مخاطبان نوشت: «هیچ چیز جای آموزش حضوری را نمیگیرد، اما در شرایط فعلی که مشخص نیست جنگ تمام شده یا خیر، آموزش مجازی را ترجیح میدهم. دستکم میدانم فرزندم کنارم و سالم است.»
شهروند دیگری یادآوری کرد در ایام جنگ و در زمانی که دانشآموزان امتحانات نهایی داشتند، حوزههای امتحانی با هدف ایجاد «سپر انسانی»، در کنار مقرهای نظامی و پایگاههای بسیج در نظر گرفته شده بودند.
در برخی پیامها هم به نگرانی در خصوص احتمال تکرار فاجعه مدرسه میناب اشاره شده است.
هزینههای سنگین حضور در مدرسه
فشار اقتصادی و تورم یکی دیگر از دلایل اصلی ترجیح کلاسهای مجازی است.
هزینه سرویس مدرسه، رفتوآمد، تغذیه، لباس، کفش، لوازمالتحریر و خوابگاه در شمار زیادی از پیامها مطرح شده است.
یکی از شهروندان نوشت هزینه تغذیه روزانه دو فرزندش در مدرسه حدود ۴۰۰ هزار تومان است.
مخاطب دیگری هم گفت هزینه سرویس مدرسه با توجه به گرانیها و احتمال افزایش قیمت بنزین برای سال جدید، پنج میلیون تومان در نظر گرفته شده است.
یکی از والدین نیز از صرف هزینه ۱۰۰ میلیون تومانی برای مدرسه فرزند کلاس اول دبستانی خود گلایه کرد.
نگرانی از افت کیفیت آموزش مجازی
۳۹ درصد پاسخدهندگان که حامی آموزش حضوری بودند، بیش از همه بر افت کیفیت یادگیری در کلاسهای آنلاین تاکید کردند.
برخی از شهروندان به هزینه اینترنت، ضعف شبکه و قطع برق اشاره کردند و گفتند زیرساخت لازم برای آموزش مجازی باکیفیت هم در ایران وجود ندارد.
به گفته یک کاربر، دانشآموزان در خانه تمرکز کافی ندارند، مشارکتشان در کلاس کمتر میشود و بخش مهمی از مسئولیت آموزش به خانوادهها منتقل میشود.
برخی مخاطبان هم گفتند گسترش آموزش آنلاین پس از همهگیری کرونا به افت سطح سواد دانشآموزان منجر شده است.
دانشآموزی که برای کنکور آماده میشود، گفت آموزش مجازی نمیتواند نیازهای دانشآموزان دوره متوسطه را تامین کند.
اگرچه برخی دانشآموزان معتقدند با آموزش آنلاین، خود قادرند مدیریت زمانبندی و اولویت درسها را به عهده بگیرند، معلمی در پاسخ به این پرسش ایراناینترنشنال گفت با توجه به عدم وجود زیرساختهای لازم برای تدریس آنلاین، به نفع دانشآموز و معلم است که مدارس حضوری باشند.
یک دانشجو که در مقطع کارشناسی ارشد درس میخواند هم عنوان کرد بهعنوان کسی که «تحصیلات تکمیلی» را پشت سر میگذارد، یادگیری و بازدهی، تعامل و پژوهش برایش مهم است و تمام اینها در بستر کلاسهای حضوری انجام میگیرد.
بیاعتمادی به ساختار نظام آموزشی
بخش دیگری از پاسخها از بیاعتمادی عمیقتر دانشآموزان و والدینشان به کل نظام آموزشی حکایت داشت.
این دسته از شهروندان معتقدند میان کلاس حضوری و مجازی تفاوت معناداری وجود ندارد، چرا که کیفیت آموزش در هر دو حالت پایین است و این کل نظام آموزشی است که باید تغییر کند.
نبود آینده شغلی، ایدئولوژیک بودن محتوای درسی و ضعف مدارس دولتی، از جمله انتقادهای مطرح شده است.
یکی از والدین پرسید: «وقتی آینده شغلی برای دانشآموزان وجود ندارد، حضوری یا مجازی بودن کلاسها چه تفاوتی ایجاد میکند؟»
مخاطبی دیگر نوشت کیفیت آموزش در مدارس دولتی، چه حضوری و چه مجازی «در حد صفر» است.
شماری از دانشآموزان در پاسخ به این پرسش، راهحلهای میانه پیشنهاد کردند؛ برگزاری حضوری دروس تخصصی، عملی و محاسباتی و ارائه مجازی دروس عمومی، از جمله این پیشنهادها بود.
غیبت مجتبی خامنهای و منتشر نشدن پیام یا بیانیه تازهای از او در هفتههای اخیر، به پرسشها در این باره و تولید طنز در شبکههای اجتماعی دامن زده است. کاربران با اشاره به اینکه ارتباط او با جامعه تاکنون به انتشار متن محدود بوده، توقف همان پیامها را نیز دستمایه شوخی قرار دادهاند.
یکی از کاربران در اینستاگرام نوشت: «یادش بهخیر یک زمانی مجتبی یک بیانیهای میداد، الان همان هم نمیدهد. اشتراکش تمام شده؟»
این پیام اشارهای است به بحثها و طنزهایی که از نخستین هفتههای رهبری مجتبی خامنهای درباره استفاده از هوش مصنوعی برای بازسازی تصویر و صدای او یا تولید محتوای مرتبط با او شکل گرفت.
کاربر دیگری نیز سکوت مجتبی خامنهای را به محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، پیوند داد و خطاب به او نوشت: «این سکوت مجتبی دیگر خیلی دارد تابلو میشود.»
او در ادامه از قالیباف خواست به جای خامنهای «چند تا بیانیه» منتشر کند.
این گفته، به گزارشهایی در شبکههای اجتماعی درباره متادیتای فایلهای منتشرشده از حسابهای منسوب به مجتبی خامنهای اشاره دارد.
بر اساس این گزارشها، پس از تغییر سیستم مورد استفاده از مک به ویندوز، متادیتای برخی فایلهای پیدیاف او شباهتهایی با فایلهای دفتر قالیباف پیدا کرد. این موضوع به گمانهزنی درباره استفاده از تیم فنی یا منابع مشترک دامن زد؛ هرچند مستقلا تایید نشده است.
در واکنشی دیگر که همان مضمون «اشتراک» را دنبال میکرد، کاربری نوشت: «متاسفانه دلار گران شد، نتوانستیم اشتراکشان را تمدید کنیم و رهبری را از دست دادیم.»
وجه مشترک بخش قابل توجهی از این واکنشها این است که کاربران، بیش از خود متن بیانیهها، درباره این پرسش شوخی میکنند که اساسا چه کسی آنها را تولید و منتشر میکند.
آخرین پیام مناسبتی منتشرشده به نام مجتبی خامنهای، پاسخی به نامه حزبالله لبنان در چهارم مرداد بود. پس از آن، در ۱۹ مرداد چند حکم انتصاب برای فرماندهان ارشد نیروهای مسلح به نام او صادر شد.
با این حال، در هفتههای اخیر پیام عمومی تازهای از جنس پیامهای سیاسی و مناسبتی پیشین، از شخص او منتشر نشده است.
مجتبی خامنهای در تیر ماه هفت پیام و در ماههای خرداد و اردیبهشت نیز پنج پیام برای مناسبتهای مختلف منتشر کرد.
این بیخبری در شرایطی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است که چند مناسبت سیاسی و مذهبی نیز بدون پیام علنی تازهای از مجتبی خامنهای گذشته است. مانند اربعین که پدرش هر ساله دیدار یا سخنرانی انجام میداد.
او حتی برای مراسم چهلم علی خامنهای که خودش میزبان بود نیز بیانیهای منتشر نکرد.
در هفته دولت هم صدایی از او در نیامد؛ مناسبتی که در دوران رهبری علی خامنهای معمولا با دیدار اعضای دولت و سخنرانی او همراه بود.
برای نمونه، علی خامنهای ششم شهریور ۱۴۰۳ در جریان هفته دولت با مسعود پزشکیان و اعضای کابینهاش دیدار و سخنرانی کرد.
تا پنجشنبه پنجم شهریور امسال، پیام یا سخنرانی مشابهی از مجتبی خامنهای منتشر نشد.
دفتر او ۱۸ مرداد از دیدار با پزشکیان خبر داد و رییس دولت یک روز بعد گفت که این ملاقات هفت ساعت طول کشیده و خامنهای «از لحاظ جسمی در صحت و سلامت کامل» بوده است.
با وجود این، از این ملاقات نیز هیچ عکس یا ویدیویی منتشر نشد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، چهارشنبه چهارم مرداد گفت تصور نمیکند مجتبی خامنهای مرده باشد، اما در حملات آمریکا و اسرائیل بهشدت مجروح شده و سمت چپ بدن، از جمله دست و پایش، آسیب دیده است.
در همین روز، احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد و نماینده رهبر جمهوری اسلامی در خراسان رضوی، نیز در سخنانی به پیامدهای غیبت مجتبی خامنهای اشاره کرد.
علمالهدی گفت باید «خلأ ناشی از غیبت رهبر» در ارتباط با مردم را پر کرد و اذعان کرد که پیام و بیانیه نمیتواند بهطور کامل جای حضور و ارتباط مستقیم رهبر با جامعه را بگیرد.
گرانی در ایران به قبرستان هم رسیده است. در برخی آرامستانها حق دفن با قیمتهای میلیاردی آگهی میشود، خانوادهها جای دفن خود یا نزدیکانشان را برای تامین هزینههای زندگی میفروشند و برخی برای فرار از هزینههای سنگین، مردگان را به قبرستانهای ارزانتر یا رایگان روستاها میبرند.
بررسی آگهیهای فروش قبر در تهران نشان میدهد قیمت پیشنهادی یک قبر سهطبقه در قطعات ۳۹ و ۷۲ «بهشت زهرا» به سه میلیارد تومان میرسد؛ در حالی که بر اساس تعرفه رسمی سال ۱۴۰۵، رزرو سه طبقه قبر در همین محدوده ۳۴۷ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان هزینه دارد. به این ترتیب، قیمت پیشنهادی در بازار آگهیها بیش از ۸.۶ برابر تعرفه رسمی است.
این سه میلیارد تومان معادل بیش از ۱۸۰ ماه حداقل مزد پایه سال ۱۴۰۵ است؛ یعنی یک کارگر با حداقل مزد پایه، اگر بیش از ۱۵ سال تمام حقوقش را بدون هیچ هزینهای پسانداز کند، تازه به قیمت پیشنهادی چنین قبری میرسد. حتی تعرفه رسمی رزرو همین قبر نیز معادل نزدیک به ۲۱ ماه حداقل مزد پایه است.
این بازار فقط مختص پایتخت نیست. در آرامستان «باغ فردوس» کرمانشاه، قیمت قبر در آگهیها به سه میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان هم میرسد. در آرامستان «صاحبالزمان» کرمان نیز قبرهای دوطبقه تا دو میلیارد تومان آگهی شدهاند و نمونههای یکمیلیاردی در «امامزاده طاهر» کرج و «خلدبرین» یزد دیده میشود.
در مشهد، مقبرههای خانوادگی «بهشت رضا» تا حدود یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان قیمتگذاری شدهاند و قیمت محل دفن در حرم امام رضا نیز در گزارشهای منتشرشده تا حدود یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان ذکر شده است.
صورتحساب آخرین بدرقه
قبر فقط یکی از هزینههای مرگ است. انتقال پیکر، غسل و کفن، دفن، سنگ قبر، مسجد، گل، پذیرایی و مراسم، هر کدام هزینه جداگانهای دارند.
در تهران، بر اساس تعرفه رسمی سال ۱۴۰۵، هزینه برخی خدمات اولیه از صدها هزار تا چند میلیون تومان است. استفاده از خودروی حمل خصوصی نیز برای سه ساعت نخست پنج میلیون تومان هزینه دارد.
با احتساب قبر، خدمات آرامستان، سنگ موقت، مسجد یا تالار، گل، پذیرایی و سایر خدمات، هزینه خاکسپاری و برگزاری یک مراسم شهری برای حدود ۱۰۰ نفر میتواند به حدود ۱۲۰ تا ۱۸۰ میلیون تومان برسد. انتخاب قبر گرانتر، سنگ گرانقیمت، غذای کامل یا برگزاری چند مراسم میتواند این رقم را بهمراتب افزایش دهد.
اما برای بسیاری از خانوادهها مساله انتخاب قبر میلیاردی یا سنگ چندصد میلیونی نیست؛ تامین هزینه یک خاکسپاری معمولی است؛ هزینهای که میتواند آنان را به کوچککردن مراسم، حذف سوم و هفتم یا انتخاب محل دفن ارزانتر وادار کند.
فشار اقتصادی تنها خانوادههایی را که باید مردگان خود را دفن کنند، درگیر نکرده است. در سوی دیگر این بازار، کسانی هستند که جای دفن خود یا نزدیکانشان را برای تامین نیازهای امروز میفروشند.
وقتی حق دفن به دارایی تبدیل میشود
ایراناینترنشنال با سه نفر از افرادی که در تهران و کرمانشاه برای فروش قبر آگهی منتشر کردهاند، در پوشش خریدار تماس گرفت.
یکی از آنها در تهران یک طبقه خالی از قبر پدرش را برای فروش گذاشته است؛ جایی که خانواده برای دفن مادر نگه داشته بودند.
او گفت: «خدا را شکر مادرمان سالم است و ما الان به این پول بیشتر نیاز داریم.»
در کرمانشاه، فروشنده دیگری قبر مادرش را که حدود ۴۰ سال پیش در باغ فردوس دفن شده، آگهی کرده است. او موقعیت قبر در نزدیکی پارکینگ را یکی از امتیازهای آن میداند و میگوید هر زمان خریدار قصد دفن داشته باشد، پس از دریافت پول برای انجام مراحل انتقال حاضر خواهد شد تا قبر را به او «هدیه» کند.
فروشنده دیگری در کرمانشاه سالها پیش قبری کنار برادرش برای خودش خریده بود تا پس از مرگ در کنار او دفن شود، اما اکنون همان قبر را برای فروش گذاشته است.
او میگوید پیدا کردن قبر در باغ فردوس دشوار شده، اما فعلا پول آن برای خانوادهاش ضروریتر است. به گفته او، فعلا زنده است و بیشتر به پول قبر نیاز دارد تا بتواند چیزهایی را که فرزندانش لازم دارند فراهم کند و ترجیح میدهد فعلا نگران راحتی دسترسی آنها به قبرش پس از مرگ نباشد.
در این بازار، حتی جایی که برای دفن در کنار پدر، مادر یا دیگر اعضای خانواده نگه داشته شده است، میتواند در برابر نیازی فوریتر قرار گیرد: پولی که خانواده امروز به آن نیاز دارد.
قبر در مزایده
قبر فقط در آگهیهای شخصی بهعنوان دارایی عرضه نمیشود. اسناد اجرای احکام نشان میدهند حق دفن میتواند برای وصول بدهی توقیف و به مزایده گذاشته شود.
در سال ۱۴۰۱، یک طبقه قبر در قطعه ۳۶ بهشت زهرا و در خرداد ۱۴۰۴، قبری در قطعه ۶۲ باغ فردوس کرمانشاه به مزایده گذاشته شدند.
خریدوفروش آزاد قبر در بسیاری از آرامستانها مجاز نیست و انتقال حق دفن باید از مسیرهای رسمی انجام شود. در تهران نیز حق انتفاع قبر باید در سازوکار سازمان بهشت زهرا ثبت شود.
اما محدودیت قانونی بازار را از میان نبرده است. آگهیها همچنان منتشر میشوند و برخی واگذاریها با عناوینی مانند «هدیه» انجام میشوند. همان فروشنده کرمانشاهی میگوید پس از دریافت پول، مراحل لازم را انجام خواهد داد تا قبر مادرش به خریدار «هدیه» شود.
نتیجه، بازاری کمشفاف است؛ نه آمار رسمی جامعی از تعداد معاملات وجود دارد، نه قیمت نهایی آنها روشن است و نه همیشه مشخص است حقی که در یک آگهی عرضه شده، در نهایت قابل انتقال خواهد بود.
مهاجرت مردگان
پیامد دیگر گرانی قبر را میتوان در روستاهای اطراف برخی شهرها دید.
گزارشهایی از اطراف مشهد و گرگان نشان میدهند برخی خانوادههای شهری برای کاهش هزینه، پیکر بستگان خود را برای دفن به قبرستانهای رایگان یا ارزان روستاها منتقل میکنند. در یکی از این گزارشها از افزایش مراجعه خانوادههای شهری به قبرستانهای روستایی گفته شده و در روستایی دیگر، اهالی برای جلوگیری از دفن افراد غیربومی دور قبرستان حصار کشیدهاند.
گزارشهای مشابهی نیز از شهرهای دیگر منتشر شده است. آمار رسمی از تعداد چنین مواردی وجود ندارد، اما این نمونهها نشان میدهند هزینه قبر میتواند حتی جغرافیای دفن را تغییر دهد.
قیمت قبرها البته تنها حاصل تورم نیست. محدودیت ظرفیت آرامستانهای قدیمی، تمایل به دفن در کنار بستگان و جایگاه مذهبی برخی محلها نیز بر قیمت اثر میگذارند.
در نتیجه، خانوادهای برای کاهش هزینه پیکر عزیزش را از شهر خارج میکند و در همان زمان، جای دفن در برخی آرامستانهای قدیمی به داراییای با قیمت میلیاردی تبدیل میشود.
سوگواری زیر فشار مالی و امنیتی
برای برخی خانوادهها، دشواری دفن فقط اقتصادی نیست. گزارشهای مربوط به کشتهشدگان اعتراضات و اعدامشدگان در ایران نشان میدهند تحویل پیکر، محل دفن و حتی برگزاری مراسم سوگواری نیز میتواند تحت فشار و کنترل نهادهای امنیتی قرار گیرد.
در مواردی، این فشار با مطالبه پول نیز همراه شده است. خانواده بابک پورمظاهری، معترض ۳۷ ساله کشتهشده در استان البرز، پیکر او را پس از سه روز و با پرداخت ۴۰۰ میلیون تومان تحویل گرفت. در پرونده جمشید مومنی نیز برای تحویل پیکر یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان مطالبه شد و پس از اعلام ناتوانی خانواده در پرداخت، از آنان خواسته شد او را «شهید حکومتی» معرفی کنند.
در پرونده اسماعیل فکری نیز خانواده از محل دفن او بیاطلاع ماند و یک مامور امنیتی برای اعلام نشانی قبر ۱۵۰ میلیون تومان مطالبه کرد.
در این موارد، هزینه مرگ دیگر فقط قیمت قبر و مراسم نیست؛ پول با کنترل بر تحویل پیکر، محل دفن و امکان سوگواری درهم آمیخته است.
دو سوی بازار قبر
در بازاری که حق دفن میتواند میلیاردها تومان قیمت داشته باشد و حتی برای پرداخت بدهی به مزایده گذاشته شود، برخی خانوادهها همان جای دفنی را که سالها برای خود یا نزدیکانشان نگه داشتهاند، برای تامین هزینههای زندگی میفروشند.
در کرمانشاه، مردی سالها پیش قبری کنار برادرش برای خودش خریده بود. حالا آن را برای فروش گذاشته است.
او میگوید فعلا به پول این قبر برای تامین نیازهای فرزندانش بیشتر از جایی برای دفن خودش نیاز دارد.
ابوالفضل شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، گفت کارکنان ایراناینترنشنال، بیبیسی فارسی و رادیو فردا را میتوان در «بانک اهداف نظامی» قرار داد؛ ادبیاتی کمسابقه که فشار حکومت بر روزنامهنگاران رسانههای فارسیزبان را وارد مرحلهای نظامی کرده است.
شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، چهارشنبه چهارم شهریور در دفتر خبرگزاری «دفاع مقدس» گفت: «رسانههایی مانند ایراناینترنشنال، بیبیسی فارسی و رادیو فردا مستقیما به موساد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و دیگر سرویسهای اطلاعاتی خارجی متصلاند و از آنها پشتیبانی دریافت میکنند.»
او کارکنان این رسانههای فارسیزبان را «سربازان اسرائیل و آمریکا» خواند و افزود: «میتوان آنها را در بانک اهداف نظامی پیشبینی کرد؛ زیرا از نظر ما اینها رسانه نیستند.»
سخنگوی ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای اظهاراتش درباره ارتباط این رسانهها و کارکنانشان با سرویسهای اطلاعاتی خارجی سندی ارائه نکرد.
تهدید روزنامهنگاران با ادبیات نظامی
جمهوری اسلامی سالهاست که فعالیت رسانهای مستقل از روایت رسمی را به مسئلهای امنیتی تبدیل کرده است. تهدید تازه ابوالفضل شکارچی این نگاه را به نقطهای کمسابقه میرساند: جایی که روزنامهنگار نه فقط کسی برای سانسور، بازداشت یا تعقیب، بلکه یک «معاند» تلقی میشود که میتوان او را در «بانک اهداف نظامی» قرار داد.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۱ ایراناینترنشنال را «سازمان تروریستی» خواند و کارکنان و افراد مرتبط با آن را به پیگرد قضایی تهدید کرد. افزایش تهدیدها در بریتانیا در سال ۲۰۲۳ نیز باعث شد ایراناینترنشنال برای مدتی فعالیت دفتر لندن خود را متوقف کند.
این تهدیدها در مواردی از سطح اظهارات رسمی فراتر هم رفتند. پوریا زراعتی، مجری ایراناینترنشنال، فروردین ۱۴۰۳ مقابل خانهاش در لندن با چاقو هدف حمله قرار گرفت.
دادگاه مرکزی کیفری لندن در تیرماه ۱۴۰۵ دو مرد رومانیایی را به دلیل نقش داشتن در این حمله به ۱۲ و هشت سال زندان محکوم کرد. قاضی پرونده پذیرفت که شواهد نشان میدهد این حمله در راستای منافع و به نمایندگی از حکومت ایران انجام شده است.
گزارش تازه نیویورکر نیز ابعاد گستردهتری از این تهدیدها را نشان میدهد. بر اساس تحقیقات نیویورکر، مقامهای ضدجاسوسی بریتانیا از سال ۲۰۲۲ تاکنون بیش از ۲۰ عملیات مورد حمایت جمهوری اسلامی علیه ساکنان این کشور، از جمله خبرنگاران رسانههای فارسیزبان را شناسایی کردهاند.
نیویورکر همچنین گزارش داد تیم حقوقی ایراناینترنشنال طی یک سال گذشته افزایش «هشداردهنده و بیسابقه» تهدیدها علیه صدها نفر از اعضای خانواده کارکنان این رسانه در ایران را ثبت کرده است. بر اساس این گزارش، برخی از این خانوادهها تهدید شدهاند که اگر اعضای خوانوادهشان همکاری با ایراناینترنشنال را متوقف نکنند، زندانی یا کشته خواهند شد.
در دیماه ۱۴۰۲ نیز مردی چچنیتبار به دلیل جمعآوری اطلاعات درباره دفتر ایراناینترنشنال در لندن مجرم شناخته شد؛ پروندهای که نگرانیها درباره تهدیدهای فرامرزی جمهوری اسلامی علیه روزنامهنگاران ایرانی را افزایش داد.
تهدیدهای امنیتی علیه ایراناینترنشنال در ماههای اخیر ادامه داشته است. ۲۶ فروردین، مهاجمان در فاصله چند متری از استودیوهای این شبکه در لندن کوکتل مولوتوف پرتاب کردند. دو نفر از متهمان این پرونده بعدها اتهام مشارکت در آتشافروزی را پذیرفتند.
فشار بر روزنامهنگاران داخل ایران
فشار جمهوری اسلامی بر روزنامهنگاران به خارج از مرزهای ایران محدود نیست. در داخل کشور نیز حکومت سالهاست با بازداشت، پروندهسازی امنیتی و صدور احکام زندان با خبرنگارانی برخورد میکند که روایتهای رسمی را به چالش میکشند یا درباره موضوعاتی گزارش میدهند که حکومت خواهان محدود کردن پوشش آنهاست.
نیلوفر حامدی، خبرنگار روزنامه شرق، پس از گزارش درباره بستری شدن مهسا ژینا امینی و الهه محمدی، خبرنگار هممیهن، پس از پوشش مراسم خاکسپاری او بازداشت شدند.
هر دو حدود ۱۳ ماه را بدون صدور حکم در بازداشت موقت گذراندند و در مجموع حدود ۱۷ ماه در زندان بودند. آنها با اتهامهای «همکاری با دولت خارجی متخاصم آمریکا»، «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» محاکمه شدند.
در جریان خیزش سراسری پس از کشته شدن مهسا امینی نیز دهها روزنامهنگار در سراسر ایران به دلیل پوشش اعتراضات، انتشار گزارش یا فعالیت حرفهای بازداشت شدند.
سرکوب رسانهها باعث شده ایران سالها در پایینترین ردههای شاخص جهانی آزادی مطبوعات قرار گیرد. در تازهترین گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز در سال میلادی جاری، ایران با یک پله سقوط، در رتبه ۱۷۷ از میان ۱۸۰ کشور قرار گرفت.
در حالی که پیامها و ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال از صفهای طولانی، تعطیلی برخی جایگاهها و دشواری دسترسی به بنزین در شهرهای مختلف ایران حکایت دارد، شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی هرگونه مشکل در تامین سوخت را رد کرد و گفت روزانه ۱۵۰ میلیون لیتر بنزین در کشور توزیع میشود.
کرامت ویسکرمی، مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، چهارشنبه چهارم شهریور گفت میانگین توزیع روزانه بنزین در مرداد ۱۳۸ میلیون لیتر بود و در سه روز نخست شهریور به روزانه ۱۴۵ میلیون لیتر رسید.
او افزود سهشنبه ۱۵۰ میلیون لیتر بنزین در سراسر کشور توزیع شده است و تاکید کرد «هیچگونه مشکلی در تامین سوخت کشور وجود ندارد».
ویسکرمی همچنین از شهروندان خواست تنها در صورت نیاز واقعی و خالی بودن باک خودرو به جایگاهها مراجعه کنند تا از شکلگیری صفهای «غیرضروری» جلوگیری شود.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که پیامها و ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال در روزهای اخیر از صفهای طولانی، تعطیلی برخی جایگاهها و محدودیت در عرضه بنزین در استانهای تهران، البرز، خراسان رضوی و خراسان جنوبی حکایت داشته است.
شهروندان: کمبود بنزین در کشور زمینهسازی برای گرانی است
در پیامهای تازه رسیده به ایراناینترنشنال نیز شهروندانی از نقاط مختلف کشور، محدودیت در عرضه بنزین را با احتمال افزایش قیمت سوخت مرتبط دانستهاند.
یک شهروند از تهران گفت: «کمبود بنزین بهانهای برای افزایش قیمت است و حکومت با کنترل نحوه توزیع بنزین، باعث ایجاد ازدحام و نارضایتی در جایگاهها میشود تا افکار عمومی را برای پذیرش افزایش قیمت آماده کند.»
یک شهروند از پاکدشت نیز گزارش داد نیمی از پمپبنزینهای این شهر بنزین ندارند و باقی جایگاهها با ازدحام شدید خودروها مواجهاند.
شهروند دیگری از مشهد با اشاره به تجربه افزایش قیمت کالاهای اساسی گفت پیش از گران شدن کالاهایی مانند روغن و برنج، کمبود آنها در بازار احساس میشد و پس از افزایش قیمت دوباره در دسترس قرار میگرفتند.
او افزود: «اکنون نیز نوبت بنزین رسیده و جایگاهها با کمبود سوخت مواجهاند.»
نگرانیها درباره افزایش قیمت در شرایطی مطرح میشود که دولت پزشکیان در ماههای گذشته چند سناریو را برای تغییر نحوه عرضه و سهمیهبندی بنزین بررسی کرده بود.
فشار بیشتر بر معیشت مردم و احتمال ازسرگیری اعتراضات، از پیامدهای احتمالی طرحهای تغییر قیمت و سهمیه بنزین است که ایراناینترنشنال پیشتر به آن پرداخته بود.
دولت افزایش قیمت بنزین را رد میکند
در مقابل این نگرانیها، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، صبح چهارشنبه چهارم شهریور گفت تا پایان ماه هیچ تغییری در سهمیه بنزین با نرخهای هزار و ۵۰۰ و سه هزار تومان ایجاد نخواهد شد.
او در شبکه اجتماعی ایکس نیز نوشته بود سهمیه بنزین با این دو نرخ «بدون تغییر» حفظ خواهد شد و تاکنون هیچ تصمیمی برای افزایش قیمت بنزین گرفته نشده است.
اظهارات سخنگوی دولت به معنای منتفی شدن تغییرات احتمالی در نظام عرضه بنزین نیست. دولت پیشتر گزینههایی از جمله محدود کردن عرضه، کاهش سهمیه و فروش مصرف مازاد با نرخ آزاد و انتقال سهمیه از خودرو به افراد را بررسی کرده است.
اختلاف روایت رسمی با وضعیت جایگاهها
آمار اعلامشده از سوی شرکت ملی پخش نشان میدهد میزان توزیع بنزین در روزهای نخست شهریور نه تنها کاهش نیافته، بلکه نسبت به میانگین مرداد افزایش داشته است.
فریدون یاسمی، مدیر منطقه تهران شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، سه شهریور «افزایش ناگهانی تقاضا» و «ترافیک مسیرهای انتقال سوخت» را عامل اتمام بنزین در برخی جایگاهها و تعطیلی چندساعته آنها دانسته بود.
او گفته بود دوم شهریور بیش از ۲۶ میلیون لیتر بنزین در تهران توزیع شد که بالاترین میزان توزیع در پایتخت در سال جاری بود.
با این حال، گزارشهای شهروندان از نقاط مختلف کشور نشان میدهد افزایش حجم توزیع لزوما به معنای دسترسی آسان به بنزین در همه مناطق نبوده است.
هشدار درباره ذخایر راهبردی سوخت
این وضعیت همزمان با انتشار اطلاعاتی درباره کاهش ذخایر راهبردی سوخت ایران است.
چهارشنبه چهارم شهریور منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند برداشت از ذخایر راهبردی سوخت به مرحله «هشدار قرمز» رسیده است و در صورت ادامه روند کنونی، موجودی این ذخایر ممکن است ظرف چند هفته تمام شود.
بر اساس این گزارش اختصاصی، ایران روزانه حدود ۱۲۰ میلیون لیتر بنزین تولید میکند، در حالی که مصرف روزانه حدود ۱۳۵ میلیون لیتر است. به این ترتیب، کشور با کسری روزانه حدود ۱۵ میلیون لیتر مواجه است.
پیش از تشدید بحران، بخشی از این کسری از طریق واردات، عمدتا از روسیه، جبران میشد. منابع به ایراناینترنشنال گفتند محاصره دریایی آمریکا، حملات اوکراین به زیرساختهای پالایشی روسیه و مسدود شدن مسیر انتقال از دریای خزر، واردات را با اختلال جدی مواجه کرده است.
این منابع همچنین از اختلاف میان دولت مسعود پزشکیان و سپاه پاسداران بر سر ادامه برداشت از ذخایر راهبردی خبر دادند. مقامهای دولتی خواهان ادامه استفاده از این ذخایر برای باز نگه داشتن جایگاهها و جلوگیری از افزایش نگرانی عمومی درباره کمبود و قیمت هستند، در حالی که مقامهای سپاه پاسداران با برداشت نامحدود از آنها مخالفت کردهاند.
در حالی که تولید روزانه بنزین در ایران حدود ۱۲۰ میلیون لیتر برآورد میشود، توزیع آن به ۱۵۰ میلیون لیتر رسیده است. ادامه این فاصله میان تولید و توزیع، همزمان با کاهش ذخایر راهبردی و اختلال در واردات، میتواند تامین بنزین را در هفتههای آینده دشوارتر کند؛ آن هم در شرایطی که صفها و تعطیلی برخی جایگاهها هماکنون آغاز شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت رویارویی واشینگتن با حکومت ایران در هر صورت ادامه خواهد یافت و او برای ازسرگیری مذاکرات با جمهوری اسلامی جدول زمانی مشخصی ندارد. ترامپ افزود برای بازگشت به میز مذاکره عجله ندارد و جنگ اقتصادی و حملات نظامی را موثر میداند.
ترامپ چهارشنبه چهارم شهریور در مصاحبهای کوتاه با الجزیره گفت رویارویی آمریکا با جمهوری اسلامی محدود به جدول زمانی خاصی نیست و «هرقدر لازم باشد» ادامه خواهد یافت.
رییسجمهوری آمریکا دو روز پس از اعلان رسمی آغاز عملیات بزرگ اقتصادی علیه جمهوری اسلامی و کارزار «طرد اقتصادی» هم جنگ اقتصادی و هم حملات نظامی علیه جمهوری اسلامی را «موثر» خواند.
او بار دیگر تاکید کرد واشینگتن در حال دستیابی به «پیروزی بسیار بزرگی» است و جمهوری اسلامی با تورم شدید و اقتصادی روبهرو است که به گفته او در حال فروپاشی است.
ترامپ در گفتوگو با الجزیره جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای را علت اصلی ادامه این رویارویی خواند و گفت تقریبا تمام مساله به این موضوع بازمیگردد.
او افزود آمریکا پس از پیروزی در ونزوئلا، بهزودی در برابر جمهوری اسلامی نیز به «پیروزی بزرگی» دست خواهد یافت.
رییسجمهوری آمریکا همچنین گفت تنگه هرمز باز و فعال است، نفت از آن عبور میکند و نیروهای آمریکایی همه مینهای موجود در آبراه را پاک کردهاند.
او افزود نیروهای آمریکا شب پیش ۲۲ قایق ایرانی را منهدم کردند.
اکسیوس بامداد چهارشنبه چهارم شهریور در گزارشی به نقل از مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، موضعی مشابه را بازتاب داد.
بر اساس این گزارش، روبیو به شماری از همتایانش در کشورهای متحد گفته بود واشینگتن فعلا قصد آغاز حملات تازه علیه جمهوری اسلامی را ندارد و در عوض، بر تشدید فشار اقتصادی، ادامه محاصره دریایی و افزایش جریان نفت از تنگه هرمز تمرکز خواهد کرد. با این حال، روبیو احتمال اقدام نظامی در صورت حمله جمهوری اسلامی را رد نکرده بود.
سرکوب اعتراضات و وضعیت مجتبی خامنهای
ترامپ همچنین در مصاحبه تلفنی با برنامه رادیویی گلِن بِک، مجری و مفسر محافظهکار آمریکایی، درباره سرکوب اعتراضات در ایران گفت ایستادگی در برابر حکومتی که مسلسل و تکتیرانداز بهکار میگیرد، بسیار دشوار است.
او در توصیف مواجهه جمهوری اسلامی با معترضان گفت تکتیراندازان بر فراز ساختمانها مستقر میشوند و به معترضان شلیک میکنند. به گفته ترامپ، حکومت برای پراکنده کردن جمعیتی ۱۰۰ هزار یا ۲۰۰ هزار نفری لازم نیست شمار زیادی را هدف قرار دهد و کشته شدن پنج، شش یا ۱۰ نفر برای واداشتن مردم به ترک محل کافی است.
ترامپ افزود اعتراض کردن در شرایطی که نیروهای مسلح آماده شلیک و کشتن معترضان هستند، بسیار دشوار است و همین موضوع مانع ادامه اعتراضات میشود.
رییسجمهوری آمریکا در ادامه گفت جمهوری اسلامی از نظر نظامی و اقتصادی بهشدت تضعیف شده است.
او نیروی دریایی و نیروی هوایی جمهوری اسلامی را «کاملا از بین رفته» توصیف کرد و گفت حکومت ایران توان پرداخت حقوق بسیاری از نیروهای نظامی را ندارد.
ترامپ نرخ تورم ایران را ۳۹۰ درصد خواند و گفت ارزش پول کشور تقریبا از بین رفته است.
رییسجمهوری آمریکا در بخش دیگری از این مصاحبه، درباره گمانهزنیها پیرامون وضعیت مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، گفت: «فکر نمیکنم مرده باشد.»
ترامپ افزود مجتبی خامنهای بهشدت مجروح شده و سمت چپ بدن، دست و پای او آسیب جدی دیده است. او گفت اگر رهبر جمهوری اسلامی درگذشته باشد، مقامهای حکومت «بسیار خوب وانمود میکنند» که او همچنان زنده است، زیرا مرتب از مراجعه به او و گرفتن تایید نهاییاش برای تصمیمهای مختلف سخن میگویند.
مجتبی خامنهای از اسفند ۱۴۰۴ که بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی اعلام شد، در انظار عمومی ظاهر نشده، اما پیامهایی مکتوب به نام او منتشر شده است. مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، پیشتر گفته بود با او دیدار کرده و رهبر جمهوری اسلامی از سلامت برخوردار است. اطلاعات مستقلی درباره وضعیت جسمانی مجتبی خامنهای منتشر نشده است.
ترامپ در پایان گفت رسیدن به توافق با مقامهای جمهوری اسلامی آسان نیست و آنان را «گروهی نهچندان شرافتمند» توصیف کرد.
ترامپ سهشنبه سوم شهریور تصویر صفحه نخست نیویورکپست را در شبکه تروث سوشال بازنشر کرد. این روزنامه در یک بازی زبانی از شباهت دو واژه «mullah»، به معنای آخوند و «moolah» که در زبان عامیانه انگلیسی برای اشاره به پول نقد استفاده میشود، بهره گرفت و تیتری برای گزارش مفصلی درباره اقتصاد جمهوری اسلامی برگزید که بر فشار اقتصادی بیشتر بر حکومت ایران تاکید دارد و همزمان پایان کار حکومت را تداعی میکند.
نیویورکپست در این گزارش با اشاره به توقف مبادلات تجاری امارات متحده عربی با ایران، نوشت این تصمیم میلیاردها دلار از تجارت دو کشور را متوقف میکند و میتواند ضربهای «فلجکننده» به اقتصاد جمهوری اسلامی وارد کند.