مقام امنیتی اسرائیل: اگر جمهوری اسلامی اشتباهی کند، برنامههای حمله آماده است


یک مقام امنیتی اسرائیل در گفتوگو با کانال ۱۲ اسرائیل بر آمادگی این کشور برای احتمال ازسرگیری درگیریها با جمهوری اسلامی تاکید کرد و گفت که در صورت «اشتباه» تهران، ارتش اسرائیل آماده است.
این مقام گفت: «تحولات ایران را با دقت دنبال میکنیم. در حال حاضر، ایران مهمترین محور امنیتی است. اگر آنها اشتباهی کنند، برنامههای حمله از پیش آماده است. در حال حاضر تغییری در دستورالعملها ایجاد نشده است.»
یک مقام امنیتی دیگر به کانال ۱۲ اسرائیل گفت: «همه نگاهها به توپ است و توپ در زمین ایران قرار دارد. پیشبینی اینکه در این جبهه چه رخ خواهد داد، شاید دشوارتر از هر زمان دیگری در سالهای اخیر باشد.»






۱۸ تیر ۱۳۷۸ دانشجویان عکس علی خامنهای را پاره کردند؛ رویدادی که اشک بسیجیان حامی او را درآورد. ۲۷ سال بعد، باز هم در ۱۸ تیر، او را در حالی برای دفن بردند که چیز زیادی از اقتدار دیکتاتورمآبانه جمهوری اسلامی بر جا نمانده است.
آنچه در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ در کوی دانشگاه تهران آغاز شد، در ظاهر واکنشی بود به توقیف روزنامه «سلام» و حمله نیروهای انتظامی و لباسشخصی به خوابگاه دانشجویان، اما خیلی زود از محدوده دانشگاه فراتر رفت و به لحظهای نمادین در نسبت جامعه با رهبر جمهوری اسلامی تبدیل شد.
بیش از ۲۵ هزار نفر در این اعتراضات مشارکت کردند و هزاران دانشجو نیز در هفتههای بعد بازداشت شدند.
اما اهمیت ۱۸ تیر فقط در عدد بازداشتشدگان یا گستردگی اعتراض نبود. اهمیت آن در شکستن یک تابو بود: تابوی تعرض به تصویر رهبر.
در جمهوری اسلامی، تصویر خامنهای فقط تصویر یک مقام سیاسی نبوده و بخشی از معماری قدرت بوده است. عکس او در مدرسه، اداره، پادگان، دانشگاه، دادگاه و خیابان نصب میشد تا یادآوری کند که قدرت در نهایت به یک نقطه ختم میشود.
۱۸ تیر ۷۸، همین تصویر برای نخستین بار در مقیاسی عمومی به موضوع خشم تبدیل شد. پاره شدن یا آتش گرفتن عکس خامنهای، نشانهای بود از اینکه نسل جدید دیگر حاضر نیست همه اقتدار سیاسی را در قابهای رسمی ببیند و بپذیرد.
خامنهای چند روز بعد از این رویداد در سخنرانی معروف خود، مستقیم به همین نقطه اشاره کرد.
او گفت که «حتی اگر به رهبری اهانت کردند، حتی اگر عکس او را آتش زدند یا پاره کردند، نیروهای حزباللهی باید سکوت کنند».
ظاهر جمله، دعوت به خویشتنداری بود، اما ادامه سخنرانی، همان منطق آشنای جمهوری اسلامی را بازتولید میکرد: نسبت دادن اعتراض به «دشمن»، «سازمانهای جاسوسی» و «عناصر داخلی».
خامنهای از یک سو میخواست نشان دهد شخصا از اهانت عبور میکند و از سوی دیگر، همان رخداد را در چارچوب یک «توطئه امنیتی» تعریف کرد.
از همانجا، ۱۸ تیر به مبدایی برای رویدادهای آینده جمهوری اسلامی تبدیل شد.
حکومت فهمید که شکستن تصویر رهبر میتواند آغاز شکستن ترس باشد. بنابراین پاسخ را نه در پذیرش مطالبه دانشجویان، بلکه در امنیتی کردن اعتراض جستوجو کرد.
دانشجو، روزنامه، خوابگاه و خیابان، همه ذیل یک روایت واحد قرار گرفتند: دشمن بیرونی، فریبخوردگان داخلی، و ضرورت دفاع از نظام.
این الگو بعدتر در هر موج اعتراضی دیگر تکرار شد. هر بار اعتراض از جایی آغاز شد، اما حکومت تلاش کرد آن را به پروژهای علیه اصل نظام ترجمه کند.
۱۸ تیر ۷۸ از این نظر آغاز یک فاصله تاریخی بود: فاصله میان تصویر رسمی خامنهای و تصویر واقعی او در ذهن بخش بزرگی از جامعه.
در روایت رسمی، او «رهبر مقتدر، پدر نظام، حافظ امنیت و ادامهدهنده خط روحالله خمینی» بود. اما در حافظه معترضان، او به تدریج به نماد انسداد، سرکوب، تحقیر، کنترل و مصادره آینده تبدیل شد.
شکاف میان این دو تصویر در سالهای بعد عمیقتر شد. از کوی دانشگاه تا خیابانهای ۸۸، از آبان ۹۸ تا خیزش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، شعارها از نقد دولت و مطالبه اصلاحات عبور کردند و به نفی خود مرکز قدرت رسیدند و خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی شدند.
ثبت دوباره یک تاریخ
حالا ۲۷ سال بعد، ۱۸ تیر ۱۴۰۵، همان تاریخ دوباره برگشته است، اما این بار نه با عکس پارهشده، بلکه با تابوت گردانده شده و قرار دفن خامنهای در مشهد.
دیکتاتور ایران دیگر در جایگاه سخنران نیست که درباره پاره شدن عکس خود هشدار بدهد یا توصیهای کند. او اکنون موضوع مراسمی است که حکومت میکوشد آن را به نمایش اقتدار، وحدت، سوگ عمومی و مشروعیت تاریخی تبدیل کند.
جمهوری اسلامی برای خامنهای مراسم چندروزه تدارک دید؛ تابوت او را در تهران برای تشییع در مصلی مستقر کرد، سپس از مسیر قم، نجف و کربلا عبور داد و خاکسپاری نهایی در مشهد، نزدیک مقبره امام هشتم شیعیان برنامهریزی شد. مراسم نهایی دفن: ۱۸ تیر ۱۴۰۵
این تقارن، برای جمهوری اسلامی احتمالا ناخواسته اما پرمعناست. ۱۸ تیر ۷۸، روزی بود که خامنهای ناچار شد از پاره شدن عکس خودش حرف بزند. ۱۸ تیر ۱۴۰۵، روزی است که حکومت ناچار است برای دفن او، همه ذخیره آیینی، تبلیغاتی و امنیتی خود را به میدان بیاورد. آن روز مساله قاب بود، امروز مساله تابوت است. آن روز حکومت میخواست بگوید رهبر حتی از توهین به عکسش میگذرد، امروز میخواهد بگوید مرگ رهبر هم میتواند به سرمایه سیاسی تازه تبدیل شود.
جامعهای که رادیکالتر شد
جامعه ایران در فاصله ۱۸ تیر ۷۸ تا ۱۸ تیر ۱۴۰۵، همان جامعه سابق نماند. اعتراض نسلی که در کوی دانشگاه کتک خورد، زندانی شد و تحقیرش کردند، ادامه پیدا کرد.
پس از آن، نسلهای دیگری آمدند که دیگر نه فقط از اصلاحات ناامید بودند، بلکه از اصل بازی سیاسی جمهوری اسلامی عبور کردند. اگر در ۷۸ هنوز بخشی از دانشجویان خواهان باز شدن فضای مطبوعات و اصلاح درون ساختاری بودند، در سالهای بعد شعارها صریحتر، رادیکالتر و بیواسطهتر شدند.
خامنهای هم در این فاصله، از رهبر ناظر بر نزاعهای درون نظام به چهره اصلی و مسئول سیاسی و تاریخی جمهوری اسلامی تبدیل شد.
از همین رو، دفن خامنهای در ۱۸ تیر فقط پایان عصر یک فرد نیست، پایان یک فصل از روانشناسی قدرت در جمهوری اسلامی است. او رهبری بود که اقتدارش با سکوت، ترس، سرکوب، حذف رقیبان، مهندسی انتخابات، کنترل رسانه، توسعه دستگاه امنیتی و پیوند زدن سیاست داخلی به نبرد خارجی ساخته شد. اما همان سازوکارها در نهایت تصویری ساختند که دیگر برای بخش بزرگی از جامعه نه مقدس بود، نه پدرانه، نه مشروع؛ بلکه یادآور تمام فرصتهایی بود که از ایران گرفته شد.
قابی که دفن شد
۱۸ تیر ۷۸، قاب خامنهای ترک برداشت. ۱۸ تیر ۱۴۰۵، صاحب قاب به خاک سپرده میشود. میان این دو تاریخ، جمهوری اسلامی همه ابزارهای خود را به کار گرفت تا آن ترک را بپوشاند اما ترک، بهجای آنکه محو شود، به شکافی تاریخی تبدیل شد.
امروز حکومت میتواند تابوت را در خیابان بچرخاند، جمعیت بسیج کند، شهرها را سیاهپوش کند و از مرگ خامنهای روایتی حماسی بسازد، اما نمیتواند آن ۲۷ سال را حذف کند.
۱۸ تیر، از روزی که تصویر رهبر از دیوار پایین آمد، به روزی رسید که خود رهبر از روی صحنه به زیر خاک رفت. این، معنای واقعی تقارن امروز است: جمهوری اسلامی میخواست ۱۸ تیر را از حافظه سیاسی جامعه پاک کند، اما تاریخ آن را به روز بازگشت نمادین همان حافظه تبدیل کرد؛ روزی که طومار خامنهای، در معنای سیاسی و نمادین، در هم پیچیده شد.
علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، به خبرگزاری صداوسیما گفت تهدید و فشار آمریکا باعث تغییر مسیر جمهوری اسلامی نخواهد شد.
او با اشاره به حملات ۲۴ ساعت اخیر به مراکز جمهوری اسلامی گفت: «پاسخ متقابل جمهوری اسلامی قطعا شدیدتر از حجم تجاوزات آنها خواهد بود.»
بروجردی همچنین گفت هرگونه اقدام خارج از تفاهمهای انجامشده درباره تنگه هرمز، تنشها در منطقه را افزایش خواهد داد.
او افزود در صورت ادامه حملات آمریکا، جمهوری اسلامی پاسخهای خود را به منافع گستردهتر این کشور در منطقه توسعه میدهد و در صورت تداوم حملات، برای هدف قرار دادن ناوهای آمریکایی برنامهریزی خواهد شد.
همزمان با افزایش تنشهای منطقه، محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، پنجشنبه ۱۸ تیر در سفری وارد کویت شد.
مشعل الاحمد الجابر الصباح، امیر کویت، در فرودگاه امیری از محمد بن زاید و هیئت همراه او استقبال کرد.
منصور بن زاید آل نهیان، معاون رییس امارات، سیف بن زاید آل نهیان، معاون نخستوزیر و وزیر کشور، و شماری از مقامهای ارشد امارات، محمد بن زاید را در این سفر همراهی میکنند.
مصطفی فیضی، قائممقام تولیت آستان قدس، همزمان با مراسم دفن علی خامنهای اعلام کرد چند نقطه برای دفن جنازه دیکتاتور کشتهشده ایران آماده شده است اما هنوز مشخص نیست کجا دفن خواهد شد.
او گفت بر اساس توصیه علی خامنهای و خانواده او، اولویت با حفظ مسیر زیارت و تشرف به محل دفن امام هشتم شیعیان است.
فیضی افزود هر نقطهای که به مسیر زیارت آسیبی وارد نکند، بهعنوان محل دفن مشخص خواهد شد و جنازهها در همان محل به خاک سپرده میشوند.
فیضی گفت: «چند محل برای تدفین علی خامنهای در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد آماده شده است و محل نهایی بعدا مشخص میشود.»
خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام وزارت امور خارجه آمریکا گزارش داد چین تنها چند ساعت پیش از آزمایش اخیر یک موشک بالستیک، واشینگتن را از این اقدام مطلع کرد و اطلاعات ارائهشده از سوی پکن «ناکافی» بود.
این مقام که نامش فاش نشده، به رویترز گفت اطلاعرسانی چین فاقد جزییات لازم و بهمراتب پایینتر از استانداردهای مورد انتظار کشورهای عضو «گروه پنج» بود.
«گروه پنج» شامل پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد است که بر اساس پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) مصوب ۱۹۶۸، بهعنوان قدرتهای هستهای به رسمیت شناخته میشوند.
این مقام آمریکایی افزود آزمایش موشکی چین در حالی انجام گرفت که پکن با سرعت در حال گسترش زرادخانه هستهای خود است و شفافیت کافی درباره این برنامه وجود ندارد؛ روندی که به گفته او، نگرانی کشورهای منطقه را برانگیخته است.
رسانههای دولتی چین گزارش دادند ارتش این کشور ۱۵ تیر یک موشک بالستیک را از یک زیردریایی هستهای به سوی اقیانوس آرام شلیک کرد.
این اقدام با انتقاد آمریکا، ژاپن، استرالیا، نیوزیلند و تایوان روبهرو شد.
نگرانی فزاینده آمریکا از اقدام چین
مقام وزارت خارجه آمریکا در ادامه، شلیک موشکهای دارای قابلیت حمل کلاهک هستهای بدون مشارکت در سازوکارهای قاعدهمند دیپلماتیک برای اطلاعرسانی از پیش را «اقدامی غیرمسئولانه» توصیف کرد
او از پکن خواست در «گفتوگوهای معنادار درباره ثبات راهبردی و کنترل تسلیحات» مشارکت کند.
او تاکید کرد واشینگتن همچنان به «تعهدات دفاعی» خود در قبال متحدان و شرکایش پایبند خواهد بود.
رویترز اظهارات این مقام آمریکایی را نشاندهنده نگرانی فزاینده این کشور از آزمایش موشکی اخیر چین دانست.
پکن واشینگتن را به «سلطهطلبی» متهم کرد
مائو نینگ، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، ۱۸ تیر در نشستی خبری، انتقادهای ایالات متحده از این آزمایش را نمونهای از «استانداردهای دوگانه و سلطهطلبی» واشینگتن خواند.
او گفت: «آمریکا تنها کشور جهان است که واقعا از سلاح هستهای استفاده کرده است... این کشور هر سال اقدام به پرتاب موشکهای راهبردی از زیردریاییهای هستهای میکند، اما درباره آزمایشهای موشکی عادی چین اظهارات غیرمسئولانه مطرح میکند و انگشت اتهام را به سوی پکن میگیرد.»
مائو از واشینگتن خواست توسعه توان دفاعی و نظامی پکن را با نگاهی «عینی و منطقی» ارزیابی کند.
خبرگزاری دولتی شینهوا نیز آزمایش اخیر را بخشی از «برنامه معمول» سالانه آموزشهای نظامی توصیف کرد و نوشت این اقدام هیچ کشور یا هدف مشخصی را نشانه نگرفته بود.
پکن نوع موشک شلیکشده را اعلام نکرده است، اما روزنامه دولتی گلوبال تایمز پیشتر به نقل از یک کارشناس نظامی نوشت این موشک احتمالا از نوع JL-3، پیشرفتهترین موشک پرتابشونده از زیردریایی چین، بوده است.
بر اساس گزارش پنتاگون، این موشک قادر است از آبهای ساحلی چین، خاک ایالات متحده را هدف قرار دهد.
چین که در حال اجرای برنامهای گسترده برای توسعه زرادخانه هستهای خود است، تاکنون بارها درخواستهای آمریکا برای آغاز گفتوگو درباره کنترل تسلیحات هستهای را رد کرده است.
پکن همواره استدلال کرده که آمریکا در حال حاضر زرادخانه هستهای بسیار بزرگتری در مقایسه با چین در اختیار دارد.
چین در سال ۲۰۲۴ مذاکرات نوپا با آمریکا درباره کنترل تسلیحات هستهای را در اعتراض به اقدام واشینگتن در فروش تسلیحات به تایوان متوقف کرد.
چین تایوان را بخشی جداییناپذیر از قلمرو خود میداند و بارها تهدید کرده است در صورت لزوم، برای الحاق این جزیره به سرزمین خود به زور متوسل خواهد شد.