• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

دعوت از مخالفان طالبان به مراسم دفن علی خامنه‌ای، خشم حامیان این گروه را برانگیخت

۱۲ تیر ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)

حضور هم‌زمان مقام‌های طالبان و چهره‌های مخالف این گروه در مراسم رسمی دفن علی خامنه‌ای در تهران، واکنش‌های گسترده‌ای در میان شماری از حامیان طالبان در شبکه‌های اجتماعی برانگیخته است.

شماری از حامیان طالبان، دعوت از احمد مسعود و محمد محقق را نشانه «دوگانگی» در سیاست تهران توصیف کرده‌اند و برخی کاربران نیز خواستار واکنش رسمی حکومت طالبان شده‌اند.

شماری از کاربران حامی طالبان در شبکه اجتماعی اکس، دعوت از رهبران مخالف طالبان را به‌شدت مورد انتقاد قرار داده‌اند. برخی این اقدام را «دورویی حکومت ایران» خوانده‌اند و گروهی دیگر پیشنهاد کرده‌اند حکومت طالبان در اقدامی متقابل، از گروه جیش‌العدل برای سفر به کابل و دیدار رسمی دعوت کند.

کاربری با نام فیضان افغان در پیامی به زبان پشتو در اکس، جمهوری اسلامی و پاکستان را «دشمن» خوانده و نوشته است حکومت ایران با دعوت رسمی از «فراری‌ها» و معرفی آنان به‌عنوان «مقاومت»، رویکردی خصمانه در قبال طالبان در پیش گرفته است.

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

نقش سنسور هوشمند در حذف دراماتیک کرواسی؛ چرا گل تساوی ثانیه‌های پایانی کروات‌ها مردود شد؟
۱

نقش سنسور هوشمند در حذف دراماتیک کرواسی؛ چرا گل تساوی ثانیه‌های پایانی کروات‌ها مردود شد؟

۲
تحلیل

شبحِ رهبر در مراسم تدفین: بودن و نبودن مجتبی چه معنایی دارد؟

۳

واشینگتن‌پست: آمریکا درباره طرح اسرائیل برای ترور رهبران ایران به تهران هشدار داده بود

۴

ایرج مظفری، کاپیتان پیشین تیم ملی والیبال، در کانادا به آزار جنسی دختران نوجوان متهم شد

۵

افشای جزییات حمله به پوریا زراعتی در تصاویر دوربین‌های مداربسته

انتخاب سردبیر

  • شهرنوش پارسی‌پور، نویسنده برجسته ایرانی، درگذشت

    شهرنوش پارسی‌پور، نویسنده برجسته ایرانی، درگذشت

  • تشییع یک تابوت؛ تلاش جمهوری اسلامی برای تطهیر یک دیکتاتور
    تحلیل

    تشییع یک تابوت؛ تلاش جمهوری اسلامی برای تطهیر یک دیکتاتور

  • زخم آتش بر سرزمین بلوط

    زخم آتش بر سرزمین بلوط

  • افشای جزییات حمله به پوریا زراعتی در تصاویر دوربین‌های مداربسته

    افشای جزییات حمله به پوریا زراعتی در تصاویر دوربین‌های مداربسته

  • استقرار نیروهای ویژه سپاه برای شناسایی کشتی‌های مسیر جنوبی تنگه هرمز
    اختصاصی

    استقرار نیروهای ویژه سپاه برای شناسایی کشتی‌های مسیر جنوبی تنگه هرمز

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

شبحِ رهبر در مراسم تدفین: بودن و نبودن مجتبی چه معنایی دارد؟

۱۲ تیر ۱۴۰۵، ۲۱:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد
شبحِ رهبر در مراسم تدفین: بودن و نبودن مجتبی چه معنایی دارد؟
100%

در نهم اسفند سال گذشته، در پی حمله‌ مشترک آمریکا و اسرائیل، سیدعلی خامنه‌ای کشته شد. او بیش از ۱۲۰ روز است که دفن نشده و حالا جمهوری اسلامی برنامه گسترده‌ای برای خاک‌سپاری او ترتیب داده است.

حکومت او را در حالی «آقایِ شهید ایران مقتدر» می‌خواند که حضور پسرش، که جانشین پدر شده است، در مراسم خاک‌سپاری او در هاله‌ای از ابهام است. موضوعی که اثرگذاری ولی‌فقیه را بیش از پیش می‌تواند خدشه‌دار کند.

مجتبی خامنه‌ای، فرزندی که از زمان به ارث بردن عنوان پدر در فضای عمومی دیده یا شنیده نشده، با چالش هرروزه امنیت و تاثیرگذاری روبرو است. مراسم تدفین رهبر پیشین که برای جمهوری اسلامی به مهمترین نمایش سیاسی این نظام تبدیل شده است، نبود مجتبی در این نمایش، جایگاه او را متزلزل خواهد کرد و حضورش راه را برای تشدید انتقادها به حاکمیت باز خواهد کرد.

اگر او «حاضر» باشد: اسطوره جسم باشکوه
از نگاه شیعه، مرگِ رهبر پایانِ کار نیست؛ بلکه آغازِ دورِ جدیدی از تاثیرگذاریِ سیاسی است. برای رهبری که دستگاه‌های حکومتی سال‌ها برای ساختنِ چهره‌ای کاریزماتیک از او تلاش کرده‌اند، مرگِ او صرفا یک حادثه بیولوژیک است، نه یک پایانِ ساختاری. در نگاهِ باورمندانِ نظام، سیدعلی خامنه‌ای صرفا یک کاریزمایِ شخصی نبود؛ بلکه صاحبِ منصبی بود که از جانبِ خدا نصب شده بود. حیاتِ او در جایگاهِ «ولی‌فقیه»، موقعیتی منحصر‌به‌فرد به او می‌داد؛ جایگاهی که هم معنوی بود و هم فراقانونی. از این منظر، قدرتِ اصلی متعلق به «این جایگاه» است، نه خودِ شخص؛ به این معنا که هر کس به این مقام برسد، نه تنها مشروعیتِ الهی، بلکه تمامِ اقتدارِ ساختاریِ نهادِ رهبری را به ارث می‌برد.

این باورِ الهیاتی، که در آن «جایگاهِ رهبری» از «فردِ رهبر» تفکیک می‌شود، بازتاب قابل توجهی در فلسفه‌ سیاسیِ غرب دارد. ارنست کانتوروویچ در نظریه مشهور «دو جسمِ پادشاه» دقیقا همین ایده را تئوریزه می‌کند. او معتقد بود حاکم در ذهنِ جوامع همیشه دارای دو جسم است: جسمی طبیعی و فانی که محکوم به مرگ است، و جسمی سیاسی که جاودانه باقی می‌ماند. اما مراسم موجود در واقع یک لحظه دیگری از سیاست غرب را نیز یاد آورد است جایی که مباشر پس از مرگ شاه فریاد می‌زند «شاه مُرد، زنده باد شاه.» چرا که با این مراسم به طور رسمی قرار است خامنه‌ای جای خامنه‌ای دیگر را بگیرد.

100%

آنچه برای جمهوری اسلامی در شرایط نه جنگ و نه صلح مهم است، این است که بتواند نهادِ ولایت را پابرجا نگه دارد. به خاطر همین هم حکومت در تلاش است تا با حذف افراد پیر و کودکان از این مراسم، از یک سو امکان تلفات احتمالی مراسم را کم کند و از سوی دیگر مدام به آمریکا و اسرائیل پیام دهد که نباید به این مراسم حمله کنند تا هر دو جسم «پادشاه» جدید را حفظ کرده باشد.

از این رو می‌توان گفت مراسم تشییع خامنه‌ای فقط یک نمایشِ نمادین نیست، بلکه لحظه تثبیت رهبر جدید است. مسعود پزشکیان در توضیح این وضعیت می‌گوید: «این عروج سرخ، نه پایان راه، بلکه آغاز فصلی نوین از همبستگی، استقامت و بالندگی » است. حکومت تلاش دارد با تمرکز بر انتقالِ قدرت، مطمئن شود که جایگاهِ حاکم به دقت به جانشین جدید می‌رسد آن هم در شرایطی که امکان جنگی دیگر جدی است و بسیاری بر این باروند که مجتبی دوره‌ای شکننده از سیاست در ایران را رهبری خواهد کرد.

اگر او در این مراسم حاضر شود، حکومت عملا تلاش کرده است تا از او یک «اسطوره‌سازی» انجام دهد. او را در شرایطی که خطر همچنان پابرجاست به نمایش می‌گذارد تا شعار «دست خدا عیان شد، خامنه‌ای جوان شد» را به‌صورت علنی اجرا کند و تصویر خامنه‌ای «جوان و مقتدر» را نشان دهد که از نظر طرفدارانش «آمریکا را به زانو در آورده است».

اما اگر چنین شود، این نمایشِ اسطوره‌ در خلا نخواهد بود؛ او در مقابل مردمی قرار می‌گیرد که خشمگین‌تر، تهی‌دست‌تر و نسبت به آینده مشکوک‌تر از دوره‌ پدرش هستند. همین شکاف میان تلاش برای ساخت اسطوره‌ در مقابل واقعیتِ اجتماعی، از جمله مواردی است که غیبت او را نیز توجیه می‌کند.

اگر او «غایب» باشد: غم وفاداری
نهادهای مختلف در دولت در تلاش هستند که برنامه‌ای همه جانبه و بزرگ را با عباراتی مانند «بزرگ‌ترین اجتماع بشری» سامان دهند و برای خواب چهار میلیون نفر در چادرها و کلبه‌ها و خانه‌ها برنامه ریخته‌اند و برق و آب و ۷۰ درصد از توان حمل و نقل کشور را برای این رویداد در نظر گرفته‌اند. همه این تلاش به نظر می‌رسد برای آن است که با جلب توجه به بزرگی ماجرا، فقدان رهبر در آن دیده نشود.

اگر مراسم تشییع نه با شکوهِ همبستگی، بلکه در هاله‌ای از ابهام و غیبت برگزار شود، نظام سیاسی وارد وضعیتی می‌شود که می‌توان آن را «بحرانِ غیبت» نامید. اینجا با یک خلا وجودی روبه‌روییم که پایه‌هایِ تمامِ نظریاتِ مشروعیت‌بخشِ نظام را می‌لرزاند.

این غیبتِ فیزیکی، تنها یک مساله‌ سیاسی نیست؛ بلکه زخمی است بر پیکره‌ مقدسِ ولایت. وقتی جانشین در تشییعِ پدر حاضر نمی‌شود، برای مومنانِ سنتی که به پیوندِ عمیقِ میانِ «رهبر» و «امت» باور دارند، این پرسشِ ایجاد می‌شود که آیا این زنجیره گسسته است؟ از نظرِ تئوریک، اگرچه مشروعیتِ ولی فقیه الهی تعریف می‌شود، اما «مقبولیت» و کارآمدیِ آن، به «عشق و اعتماد»ِ عمومی گره خورده است. غیبت، یعنی بریدنِ این پیوندِ عاطفی، و این یعنی دولتِ مستقر، دیگر آن اتصالِ نمادین با «امام غایب» را در چشمانِ پیروانش بازتاب نمی‌دهد.

اما این خلا، به ویژه وقتی که دستگاهِ امنیتی مانعِ حضورِ جانشین می‌شود، «دو جسمِ» پادشاه جدید را فرو می‌پاشاند. اعترافِ صریحِ آیت‌الله حکیم الهی، نماینده رهبر در هند، مبنی بر اینکه غیبتِ مجتبی خامنه‌ای صرفا ناشی از تهدیداتِ امنیتیِ اسرائیل است، یک پرده‌دریِ بزرگ است. چرا که عملا نشان می‌دهد جمهوری اسلامی ناتوان از تامین امنیت برای نظم جدید زیر نظر رهبر جدیدی است. این وضعیت به ویژه اگر گفته‌ها مبنی بر اینکه او خود می‌خواسته یا وصیت شده است که نماز میت بخواند، یعنی اراده‌ «ولیِ امر» توسطِ دیوان‌سالاریِ بی‌چهره‌ امنیتی بلعیده شده است. حاکم که باید نمادِ مطلقِ قدرت باشد، نه قربانی شده است و نه قدرت دارد؛ او زندانیِ همان دستگاهی است که ادعایِ محافظتش را دارد.

100%

غلامعلی حداد عادل که در تلویزیون اعتراف کرد از پیش از جنگ، دامادِ خود را ندیده است، تَرَکی عمیق بر شبکه اطلاعاتی و نمادینِ نظام است. وقتی نزدیکان او، خود در بی‌خبری مطلق‌اند و او قادر نیست که در مهمترین مراسم سیاسی کشور شرکت کند، این وضعیت را پیش خواهد کشید که عدم حضور رهبر در حالی که مخاطبان او نیاز دارند که بازی را باور کند تا کجا می‌توانند وفادار بمانند؟

اگرچه برخی از طرفدارانش می‌گویند که در دل چنین شرایط امنیتی هزاران روز نیز بدون او می‌توانند صبر کنند اما واقعیت آن است که در این وضعیت تردید آمیز که حتی او جرئت حضور در مراسم پدرش را نیز نداشته باشد، چگونه می‌تواند اختلاف‌های بسیار داخلی را مدیریت کند؟ بهانه امنیتی تا کی می‌تواند این بنای لرزان سیاسی را بدون رهبری که امنیت خود را بر دیگران ترجیح می‌دهد پایدار نگه دارد؟

لرزش پایه‌های قدرت
آیا نظامی که مشروعیتش را از آسمان می‌گیرد، می‌تواند بدون تکیه بر زمین، یعنی بر مردمی که باید به آن باور داشته باشند، نه صرفا از آن بترسند، سرپا بماند؟ نظریه‌ «دو جسمِ پادشاه» می‌گوید پادشاه تا زمانی موثر است که هر دو جسم دیده شوند؛ جسمی که از انظارِ عمومی پنهان است، دیگر «جسمِ سیاسیِ جاودان» نیست، بلکه صرفاً شایعه‌ای است پشتِ دیوارهایِ امنیتی.

جمهوری اسلامی درگیر یک وضعیت متناقض است، از یک سو ولایتِ فقیه برای بقا و اثرگذاری، به دیده‌شدن نیاز دارد، از سوی دیگر برای امنیت، به پنهان‌ماندن و استتار. جمهوری اسلامی شاید بتواند تابوتِ پدر را به خاک بسپارد، اما نمی‌تواند این تناقض را دفن کند. هر روز که رهبرِ جدید از دیده‌ها پنهان بماند، این تناقض حل نمی‌شود، بلکه به میراثِ رهبریِ او تبدیل می‌شود؛ میراثی که پایه، مشروعیت و اسطوره‌ قدرت را نه از بیرون، که از درون می‌خورد. این مراسم تشییع، بیش از آنکه تدفینِ یک رهبر باشد، آغازِ دورانی است که در آن، دیگر هیچ «اسطوره‌ای» قادر نیست شکافِ میانِ ادعایِ اقتدار و واقعیتِ لرزانِ قدرت را پر کند.

سندیکای کارگران شرکت واحد: امنیتی‌سازی مطالبات اجتماعی مانع شکل‌گیری اعتراضات نخواهد شد

۱۲ تیر ۱۴۰۵، ۲۱:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران بااشاره به اینکه تعدادی از فعالان صنفی معلمان و‌ کارگران در شهرهای مختلف بازداشت یا به حبس و ممنوع‌الخروجی محکوم شده‌اند،تاکید کرد امنیتی‌سازی مطالبات اجتماعی، نه مانع شکل‌گیری اعتراضات؛ بلکه تنها بر عمق بحران‌های موجود می‌افزاید.

این سندیکا در بیانیه‌ای صدور حکم بیش از چهار سال زندان برای رضا مسلمی، معلم و فعال صنفی، توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی استان همدان را به‌شدت محکوم کرد.

بر اساس این حکم که نهم تیر ماه صادر و به وکیل مسلمی ابلاغ شد، این معلم و فعال صنفی به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به سه سال و شش ماه و یک روز حبس، و به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به هفت ماه و ۱۶ روز حبس محکوم شده است.

بر اساس گزارش شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، او در عین حال از اتهام «تشکیل گروه غیرقانونی» تبرئه شده است.

این تشکل صنفی اشاره کرد که حکم صادر شده بدوی بوده و طی ۲۰ روز قابل اعتراض است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در بیانیه خود که پنج‌شنبه ۱۱ تیر صادر شد، اشاره کرد که در روزهای اخیر، تعدادی از دیگر فعالان صنفی معلمان و‌ کارگران در شهرهای مختلف بازداشت یا به حبس و ممنوع‌الخروجی محکوم شده‌اند.

متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید

کشته شدن علی خامنه‌ای و آینده جمهوری اسلامی

۱۲ تیر ۱۴۰۵، ۲۰:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

کشته شدن علی خامنه‌ای نه فقط جمهوری اسلامی، بلکه تاریخ سیاسی معاصر ایران را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. بسیاری از تحلیل‌گران این رویداد را یکی از پرهزینه‌ترین تحولات برای جمهوری اسلامی می‌دانند و معتقدند می‌تواند فرصتی مهم برای گذار به دموکراسی در ایران ایجاد کند.

روح‌الله رحیم‌پور، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی، و فروغ کنعانی، پژوهشگر جامعه‌شناسی، پیامدهای سیاسی، اجتماعی و تاریخی این تحول و چشم‌انداز آینده ایران را بررسی می‌کنند.

رهبران ناتو در نشست آنکارا بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای تاکید خواهند کرد

۱۲ تیر ۱۴۰۵، ۲۰:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
رهبران ناتو در نشست آنکارا بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای تاکید خواهند کرد
100%

خبرگزاری رویترز گزارش داد نسخه‌ای از متن بیانیه آماده شده برای صدور از سوی رهبران ناتو را مشاهده کرده که در آن تاکید شده است ایران هرگز نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد. رهبران ناتو همچنین از جمهوری اسلامی خواهند خواست که آزادی کشتی‌رانی در تنگه هرمز را به‌طور کامل محترم بشمارد.

این متن جمعه ۱۲ تیر به تایید سفیران کشورهای عضو ناتو رسید و قرار است رهبران کشورهای عضو این پیمان، در نشست هفته آینده در آنکارا آن را امضا و منتشر کنند.

این نشست قرار است روزهای ۱۶ و ۱۷ تیر در پایتخت ترکیه برگزار شود.

پیشتر بلومبرگ گزارش داده بود که موضوع جنگ علیه جمهوری اسلامی در دستور کار مذاکرات قرار دارد و کشورهای بحرین، کویت، قطر و امارات متحده عربی برای حضور در اجلاس ناتو دعوت خواهند شد.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، پس از اختلاف با رهبران اروپایی بر سر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، نسبت به تعهد آمریکا به اصل دفاع متقابل ناتو ابراز تردید کرد و حتی گفت که در حال بررسی خروج از این ائتلاف است.

ترامپ به‌ویژه از آغاز دومین دور ریاست جمهوری خود بارها از ناتو و اعضای آن انتقاد و آن‌ها را متهم کرده است که به اندازه کافی برای دفاع هزینه نمی‌کنند و برای حفاظت از اروپا به ایالات متحده متکی هستند.

متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید

واکنش وزیر امور خارجه اسرائیل به سخنان هاکان فیدان: تحریک به نسل‌کشی است

۱۲ تیر ۱۴۰۵، ۲۰:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)
واکنش وزیر امور خارجه اسرائیل به سخنان هاکان فیدان: تحریک به نسل‌کشی است
100%

گیدئون سعار، وزیر امور خارجه اسرائیل، به‌شدت از سخنان هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در یک برنامه تلویزیونی انتقاد کرد و حرف‌های او را تهوع‌آور و تحریک به نسل‌کشی دانست. فیدان گفته بود بشریت دیگر نمی‌تواند بار اسرائیل را تحمل کند.

سعار در شبکه اجتماعی ایکس علاوه بر اینکه سخنان فیدان را «تهوع‌آور» و «تحریک به نسل‌کشی» خواند، افزود: «غیرانسانی جلوه دادن قوم یهود به‌عنوان یک بار غیرقابل تحمل، زبان کلاسیک و وحشتناک بدترین رژیم‌های نابودگر تاریخ است.»

او اضافه کرد: «جهان متمدن و متحدان ترکیه در ناتو باید این درخواست صریح برای محو اسرائیل را به‌صراحت محکوم کنند.»

وزیر امور خارجه ترکیه در گفت‌وگو با شبکه خبری سی‌ان‌ان ترک، به‌شدت به اسرائیل حمله کرده و خواستار اعمال تحریم‌ها علیه آن کشور شده بود.

فیدان گفت: «مهم نیست از چه زاویه‌ای به آن نگاه کنید، هیچ پارامتری برای ادامه تحمل این افراد وجود ندارد.»

او افزود: «اسرائیل نه تنها مشکل ترکیه است و نه تنها مشکل رییس‌جمهوری رجب طیب اردوغان. این افراد به باری تبدیل شده‌اند که بشریت دیگر نمی‌تواند تحمل کند. وجدان انسانی نمی‌تواند آن را تحمل کند، سیستم‌های سیاسی نمی‌توانند آن را تحمل کنند و سیستم‌های اقتصادی نیز نمی‌توانند آن را تحمل کنند.»

فیدان خواستار آن شد که «همه قدم پیش بگذارند، موضع دیپلماتیک بگیرند و تحریم‌های لازم را علیه این افراد اعمال کنند.»

روابط دو کشور به‌ویژه از زمان به قدرت رسیدن رجب طیب اردوغان و سپس در پی حمله هفتم اکتبر حماس و جنگ غزه، به تیرگی گراییده است.

آخرین موضوعی که اختلافات آنکارا و اورشلیم را تشدید کرده، به‌رسمیت شناختن «نسل‌کشی ارامنه به دست امپراتوری عثمانی» از سوی اسرائیل در هفتم تیر‌ماه است. پس از آن، وزارت امور خارجه ترکیه اقدام اسرائیل را محکوم کرد.

  • اسرائیل نسل‌کشی ارامنه به دست امپراتوری عثمانی را به رسمیت شناخت

    اسرائیل نسل‌کشی ارامنه به دست امپراتوری عثمانی را به رسمیت شناخت

به گزارش خبرگزاری آناتولی، این وزارتخانه تاکید کرد هدف از این اقدام «سرپوش گذاشتن بر جنایت‌ها در غزه» است.

ارامنه سال‌هاست می‌کوشند کشتارهای اوایل قرن بیستم که بنا بر برآوردها جان حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر را گرفت، در سطح بین‌المللی به‌عنوان «نسل‌کشی» شناخته شود.

در مقابل، ترکیه همواره این موضوع را رد کرده و تاکید دارد کشتارها، بازداشت‌ها و تبعیدهای اجباری ارامنه مصداق نسل‌کشی نبوده است.

به نوشته اورشلیم پست، فیدان در بخش دیگری از مصاحبه خود با سی‌ان‌ان ترک اشاره کرد که آمریکا، ترکیه را به عنوان «یک نیروی ثبات‌بخش می‌بیند» و در مورد تلاش‌های میانجیگری در خاورمیانه گفت که خطر تشدید گسترده‌تر درگیری‌ها همچنان بالاست و تلاش‌ها برای توقف جنگ به مثابه مسابقه با زمان است.

فیدان فاش کرد که ترکیه کانال‌های ارتباطی فشرده‌ای را حفظ کرده و به درخواست طرفین، از جمله در جریان تبادل آتش، پیام‌هایی را منتقل کرده است.

او همچنین از همکاری استراتژیک ترکیه با قطر و پاکستان تمجید کرد و گفت که دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، از این سه کشور به خاطر مشارکت در روند میانجیگری تشکر کرده است.

وزیر خارجه ترکیه پیش از این هشدار داده بود که اسرائیل ممکن است در تفاهم‌نامه اخیر میان واشینگتن و تهران «خرابکاری» کند.

فیدان ۲۹ فروردین‌ماه هم در سخنانی در «مجمع دیپلماسی آنتالیا» گفته بود که اسرائیل، از موضوع امنیت به‌عنوان بهانه‌ای برای تصرف اراضی بیشتر استفاده می‌کند.