تانکر ترکرز: جزیره خارک تنها پایانه صادرات نفت ایران نیست
تانکر ترکرز در چند پیام در شبکه ایکس تاکید کرد جزیره خارک تنها پایانه صادرات نفت ایران نیست و بارگیری نفتکشها در نقاط دیگری نیز انجام میشود.
این شرکت در واکنش به گمانهزنیها درباره تاثیر احتمالی حمله به جزیره خارک بر صادرات نفت ایران نوشت، ایران دارای پایانههای متعدد نفتی است و صادرات نفت صرفا به این جزیره وابسته نیست.
تانکر ترکرز افزود ادامه بارگیری نفتکشها از سایر پایانهها «دقیقا نکته اصلی» در ارزیابی توان صادراتی ایران است.
رسانه اسرائیلی واینت گزارش داد که اعلام پیشرفت اخیر در مذاکرات میان ایالات متحده و حکومت ایران با میانجیگری قطر، مقامهای اسرائیلی را غافلگیر کرده و نگرانیهایی را درباره مسیر آینده این گفتوگوها در تلآویو برانگیخته است.
به گزارش واینت، اگرچه اسرائیل از پیشرفت مذاکرات آگاه بود، اما اظهارات دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، مبنی بر اینکه «همه طرفهای دخیل توافق را تایید کردهاند» و همچنین نشانههای مثبت از سوی جمهوری اسلامی درباره احتمال پذیرش توافق، فراتر از انتظارات مقامهای اسرائیلی بود.
این گزارش میگوید یک مقام اسرائیلی در واکنش به این تحولات اظهار داشت که دستکم تا آن زمان هیچ نشانهای از تایید رسمی توافق از سوی مجتبی خامنهای وجود نداشت. با این حال، ترامپ بعداً اعلام کرد که بر اساس اطلاعات او، رهبر جمهوری اسلامی با چارچوب توافق موافقت کرده است.
واینت نوشت نخستین واکنش دفتر بنیامین نتانیاهو پس از گفتوگوی تلفنی او با ترامپ، عملاً تایید کرد که توافقی اولیه در حال شکلگیری است، هرچند اسرائیل بهطور علنی با آن مخالفت نکرد. در بیانیه دفتر نخستوزیری اسرائیل آمده است که ترامپ و نتانیاهو درباره «یادداشت تفاهم در حال شکلگیری با ایران برای ورود به مذاکرات» گفتوگو کردهاند.
بر اساس این گزارش، نتانیاهو در این تماس از تعهد ترامپ برای گنجاندن موضوعاتی همچون حذف ذخایر اورانیوم غنیشده، برچیدن زیرساختهای غنیسازی، محدودیت در برنامه موشکی ایران و پایان حمایت تهران از گروههای نیابتی منطقهای استقبال کرده است. با این حال، واینت تاکید میکند که همین اظهارات نشان میدهد هنوز هیچ توافق نهایی درباره این موضوعات حاصل نشده و برخلاف ادعای ترامپ، پروندههای اصلی همچنان باز هستند.
این رسانه اسرائیلی همچنین گزارش داد که اسرائیل اساساً با این توافق موافق نیست و همچنان امیدوار است مذاکرات شکست بخورد یا از سوی جمهوری اسلامی تایید نشود. به نوشته واینت، جزئیات توافق همچنان مبهم است و مشخص نیست آیا آمریکا از برخی خواستههای اولیه خود عقبنشینی کرده است یا خیر.
طبق این گزارش، چارچوب فعلی شامل یک دوره ۶۰ روزه برای مذاکرات هستهای است که امکان تمدید آن برای ۶۰ روز دیگر نیز وجود دارد. با این حال، واینت معتقد است دستیابی به یک توافق جامع در چنین بازه زمانی کوتاهی دشوار خواهد بود؛ بهویژه آنکه مذاکرات منتهی به توافق هستهای دوران باراک اوباما حدود یک سال و نیم به طول انجامید.
یکی از مهمترین موضوعات حلنشده، مساله منابع مالی حکومت ایران است. واینت به نقل از منابع آگاه گزارش داد که بر اساس یک راهحل میانه، [حکومت] ایران پول نقد دریافت نخواهد کرد اما میتواند از منابع مالی موجود در قطر برای خرید دارو و مواد غذایی استفاده کند. آمریکا نیز اصرار دارد که داراییهای مسدودشده ایران تا پیش از تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم آزاد نخواهد شد.
به نوشته این رسانه، توافق اولیه در عمل شامل آتشبس، بازگشایی تنگه هرمز و تعهد [حکومت] ایران به عدم حرکت به سمت تولید سلاح هستهای است؛ مواردی که میتواند به ترامپ امکان دهد آن را بهعنوان یک موفقیت دیپلماتیک معرفی کند.
واینت همچنین نوشت که اسرائیل تلاش خواهد کرد در طول دوره ۶۰ روزه مذاکرات بر روند گفتوگوها اثر بگذارد، اما غافلگیری تلآویو از این توافق اولیه تردیدهایی را درباره میزان نفوذ آن در روند مذاکرات ایجاد کرده است.
این گزارش در ادامه تاکید کرد که [حکومت] ایران بار دیگر توانایی خود را در بهرهگیری از مذاکرات برای خرید زمان نشان داده است. به باور نویسنده گزارش، تهران موفق شده زمان بیشتری به دست آورد و اکنون پرسش اصلی این است که آیا در کنار زمان، به منابع مالی نیز دست خواهد یافت یا تنها از کمکهای بشردوستانه بهرهمند خواهد شد.
واینت همچنین به پیامدهای احتمالی توافق برای لبنان اشاره کرده و نوشته است که برخی محافل اسرائیلی معتقدند توافق میان واشنگتن و تهران میتواند حزبالله را به پذیرش عقبنشینی به شمال رود لیتانی و پایان دادن به درگیریها ترغیب کند.
این رسانه در بخش دیگری از گزارش خود نوشت که تا پیش از اعلام پیشرفت مذاکرات، اسرائیل تصور میکرد ترامپ در حال آمادهسازی فشارهای نظامی بیشتر علیه حکومت ایران است. تهدید او به تصرف جزیره نفتخیز خارک نیز در همین چارچوب ارزیابی میشد. اما ترامپ شامگاه پنجشنبه اعلام کرد که طرح حمله به خارک کنار گذاشته شده است.
به نوشته واینت، خبرگزاری فارس نیز تایید کرده که پیشرفت مذاکرات پس از ورود قطر به روند میانجیگری حاصل شده است. این رسانه در پایان نوشت که برخی مقامهای اسرائیلی بر این باورند که فشارهای ترامپ ممکن است مجتبی خامنهای را به پذیرش یک توافق موقت ۶۰ روزه و بازگشایی تنگه هرمز وادار کرده باشد؛ توافقی که از آن با عنوان «جام زهر» یاد میکنند.
شورای آتلانتیک، در گزارشی جنگ میان حکومت ایران و آمریکا را به بازی «پوکر دروغگوها» تشبیه کرد. این گزارش با بیان اینکه حکومت ایران در طول سالها توانایی بالایی در تحمل فشارهای اقتصادی و سیاسی از خود نشان داده تاکید کرد که «یک مصالحه ناقص بهتر از ادامه رویارویی است چون ممکن است هزینههای بیشتری به همراه داشته باشد».
به نوشته شورای آتلانتیک، رویارویی آمریکا با حکومت ایران فقط در سطح سیاسی جریان ندارد، بلکه «بازارهای مالی و انرژی نیز از بازیگران اصلی» آن هستند.
بر اساس این گزارش، بازارها را نمیتوان به سادگی فریب داد و واکنش آنها به ریسکهای ژئوپلیتیک میتواند فوری و جهانی باشد.
این گزارش تاکید کرده که «مذاکرات» میان تهران و واشینگتن هم تنها تحت تاثیر ملاحظات نظامی نیست، بلکه «پیامدهای اقتصادی» تداوم بحران نیز در آن نقش دارند.
به نوشته آتلانتیک، موضوعاتی مانند تنگه هرمز، برنامه هستهای ایران، رفع تحریمها و دسترسی به داراییهای مسدودشده، تلاشی همزمان برای مدیریت ریسکهای ژئوپلیتیک و مالی به شمار میروند.
آتلانتیک همچنین میگوید: آمریکا باید به دنبال بهترین توافق ممکن با حکومت ایران باشد، زیرا طولانی شدن بحران میتواند هزینههای سنگینی برای اقتصاد و بازارهای جهانی به همراه داشته باشد.
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس جمهوری اسلامی، در پیامی در شبکه ایکس با ابراز تردید نسبت به نیتهای دونالد ترامپ، خطاب به نیروهای نظامی جمهوری اسلامی نوشت: «ترامپ فقط میخواهد اوضاع را آرام نگه دارد؛ محکمتر بزنید.»
رضایی در ادامه خواستار تشدید حملات علیه آنچه «دشمن» خواند شد و از نیروهای نظامی خواست زیرساختها، مراکز اقتصادی و مراکز مرتبط با هوش مصنوعی طرف مقابل در منطقه را هدف قرار دهند.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که گزارشهایی درباره تلاشهای دیپلماتیک برای دستیابی به توافق میان تهران و واشینگتن منتشر شده است.
بلومبرگ گزارش داد بهای طلا پس از آنکه دونالد ترامپ اعلام کرد حملات برنامهریزیشده علیه مواضع حکومت ایران را متوقف کرده و احتمال دستیابی به توافق برای پایان جنگ افزایش یافته است، بیشترین رشد خود در بیش از دو ماه گذشته را ثبت کرد.
قیمت هر اونس طلا در مقطعی ۳.۶ درصد افزایش یافت و در پایان معاملات با رشد ۳.۴ درصدی به ۴۲۱۲ دلار و ۲۶ سنت رسید.
این گزارش میافزاید کاهش ارزش دلار و افت بازده اوراق خزانهداری آمریکا نیز از افزایش قیمت طلا حمایت کرد. ترامپ گفته است مذاکرات برای پایان دادن به جنگ به بالاترین سطوح رهبری جمهوری اسلامی رسیده و احتمال دارد توافقی در همین آخر هفته در اروپا امضا شود.
با این حال، خبرگزاری حکومتی فارس به نقل از یک منبع آگاه گزارش داده بود که مقامهای جمهوری اسلامی هنوز متن هیچ توافقی با آمریکا را تایید نکردهاند.
فناوری اتصال مستقیم ماهواره به موبایل (Direct-to-Cell) میتواند در آینده بخشی از دیوار ارتباطی جمهوری اسلامی به دور شهروندان ایرانی را دور بزند، اما امروز راهحل قطع اینترنت ایران نیست.
زیرا برای پوشش نقاط کور شبکههای زمینی طراحی شده و بنابراین ظرفیت استفاده انبوه ندارد و در برابر اختلال رادیویی و تلاش برای شناسایی و ردیابی کاربران آسیبپذیر است.
بیش از ۱۰۰ روز از قطع گسترده اینترنت در ایران میگذرد. هرچند در هفتههای اخیر بخشی از دسترسیها بهصورت محدود، گزینشی و تحت کنترل حکومت برقرار شده است، اما روندی که از «دسترسی مشروط به احراز هویت» و انتقال کسبوکارها به سکوهای داخلی تا ایجاد فهرستهای سفید برای دسترسی به اینترنت را در بر میگیرد، نشان میدهد جمهوری اسلامی قصدی برای عقبنشینی از ساختار چندلایه سانسور، نظارت و کنترل ارتباطات ندارد.
شبکه ملی اطلاعات، دروازههای متمرکز اتصال به اینترنت جهانی، تنظیمات کنترلشده شبکههای تلفن همراه، سامانههای احراز هویت و رجیستری دستگاهها، مجموعهای از ابزارهایی هستند که میتوانند دسترسی جامعه به اینترنت جهانی را محدود یا قطع کنند و در عین حال مسیرهای ارتباطی پایدار را برای گروههای منتخب حفظ کنند. در چنین شرایطی، دسترسی شهروندان ایرانی به فناوری اتصال مستقیم ماهواره به تلفن همراه (Direct-to-Cell یا D2C) بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. از همین رو، ضرورت تسریع در فراهم شدن این امکان بهطور مستمر از کانالهای مختلف به توسعهدهندگان خدمات اینترنت ماهوارهای، بهویژه شرکت اسپیساکس بهعنوان ارائهدهنده سرویس استارلینک، منتقل میشود.
افکار عمومی در ایران «وعده ارتباط مستقیم گوشی با ماهواره، بدون دیش، ترمینال، اپراتور داخلی یا درگاه حکومتی» را آخرین راه نجات از زندان دیجیتال جمهوری اسلامی میدانند. تا جایی که پنتاگون با اسپیساکس درباره فعالسازی سرویس اتصال مستقیم ماهواره به موبایل برای شهروندان ایران مذاکره کرد؛ طرحی که به گفته رویترز، اسپیساکس برای راهاندازی آن تا ۵۰۰ میلیون دلار و برای بهرهبرداری از آن ماهانه ۱۰۰ میلیون دلار درخواست کرده بود.
با این حال، پرسشهای اصلی این است که آیا نسخههای فعلی اتصال مستقیم ماهواره به موبایل واقعا میتوانند چنین انتظاری را در مقیاس ایران برآورده کنند یا نه؟ آیا این فناوری هنوز فقط کانالی اضطراری و محدود است، یا میتواند راه فراری مقیاسپذیر برای میلیونها کاربر ایرانی باشد؟ آیا اگر نسلهای بعدی این فناوری بدون اتکا به دکلها و اپراتورهای داخلی فعال شوند، دیوار دیجیتال ایران شکسته خواهد شد؟
وابستگی به اپراتورهای موبایل و سناریوی eSIM خارجی در استارلینک معمولی، ماهواره به یک «ترمینال اختصاصی» روی زمین وصل میشود؛ همان دیشی که کاربر باید تهیه، نصب، نگهداری و از دست جمهوری اسلامی پنهان کند. گوشی با وایفای به مودم استارلینک متصل میشود. اما در اتصال مستقیم ماهواره به موبایل، ایده متفاوت است: گوشی معمولی، خودش گیرنده و فرستنده ارتباط ماهوارهای میشود.
نسخههای فعلی اتصال مستقیم ماهواره به موبایل، عمدتا اینترنت ماهوارهای مستقل نیستند بلکه تکمیلکننده پوشش شبکه موجود اپراتورهای موبایل در هر منطقه هستند و ماهواره را به نوعی دکل موبایل فضایی تبدیل میکنند که کارش در حقیقت پوشش نقاط کور اپراتورهاست. استفاده از فرکانسهای مستقل S-Band و استقرار ماهوارهها در مدارهای بسیار پایین و نزدیکتر به سطح زمین یا VLEO، از مسیرهایی است که میتواند فناوری D2C را برای حل مساله ایران مهمتر کند.
در این حالت، فرض بر این است که اپراتورهای همکار خارجی استارلینک، مانند T-Mobile، Kyivstar یا One NZ در نیوزیلند، سرزمین ایران را مانند یک منطقه فاقد پوشش زمینی تحت پوشش خود اعلام کنند. چنین مدلی از نظر سیاسی و فنی به همان چیزی نزدیکتر است که شهروندان ایرانی از آن انتظار دارند. در این صورت، گوشی با سیمکارت یا eSIM این اپراتورها میتواند اتصال D2C به ماهوارههای نسل جدید اسپیساکس را از داخل خاک ایران برقرار کند. گفته میشود هماکنون ۷۰۰ ماهواره از این نوع در مدار قرار گرفته است.
تحقق این سناریو تنها به اراده و تصمیم شرکت اسپیساکس محدود نمیشود؛ اتصال به زنجیرهای کامل نیاز دارد: از طیف فرکانسی، مجوزهای تنظیمگری تا گوشیهای سازگار، مودم، آنتن، توان ارسال و چیپستهای پشتیبان باندهای جدید ماهوارهای. شرکتهایی مانند کوالکام، مدیاتک، اپل، سامسونگ و گوگل در این مسیر تعیینکنندهاند، چون اگر سختافزار گوشی آماده نباشد، حتی منظومه ماهوارهای پیشرفته هم به اتصال عملی برای کاربران داخل ایران تبدیل نمیشود. اما حتی در این سناریوی خوشبینانه برای ایران هم سه مانع بسیار مهم باقی میماند: ظرفیت محدود، امکان اختلال رادیویی و خطر شناسایی کاربران از مسیر رجیستری دستگاه و سامانه همتا.
۱) محدودیت ظرفیت در مناطق پرتراکم نخستین مانع جدی در پیادهسازی فراگیر D2C در ایران، ظرفیت است زیرا این اتصال برای جایگزینی اینترنت شهری طراحی نشده، بلکه برای رساندن اتصال حداقلی به مناطقی ساخته شده که پوشش زمینی ندارند یا پوشش آنها ضعیف است. اما در ایران، فقط وصل کردن چند کاربر در یک جاده یا کوهستان مساله نیست؛ مساله، قطع ارتباط در شهرهایی است که صدها هزار نفر همزمان به پیامرسان، تماس صوتی و تصویری، خبر، نقشه، ایمیل، خدمات مالی، ارسال عکس و ویدئو و … نیاز دارند.
در برخی آزمایشهای اولیه، پهنای باند رکورد شده برای یک اتصال منفرد به حدود ۱۴ مگابیت بر ثانیه رسیده است؛ اما این رقم نباید با تجربه سرعت اینترنت شهری اشتباه گرفته شود. در دنیای واقعی، این پهنای باند ناچیز باید میان تمامی کاربران حاضر در محدوده وسیع تحت پوشش هر ماهواره تقسیم شود. برای درک بهتر مقیاس در شهری مانند تهران، اگر تنها یک درصد از ساکنان همزمان خواهان اتصالی بسیار پایه با سرعت ۱ مگابیت بر ثانیه باشند، شبکه به ظرفیتی معادل ۹۹ گیگابیت بر ثانیه نیاز خواهد داشت. این تقاضا در مقایسه با ظرفیت فعلی هر پرتو فعال D2C که بین ۴ تا ۱۷ مگابیت بر ثانیه نوسان میکند، و حتی در برابر چشمانداز خوشبینانه ۱۵۰ مگابیتی برای نسلهای آینده، شکافی چند صد برابری را نشان میدهد.
۲) اختلال رادیویی با سیگنالهای زمینی حتی اگر D2C بتواند مشکل ظرفیت و وابستگی به اپراتورهای داخلی را کاهش دهد، همچنان با مانعی روبهروست که به فیزیک امواج رادیویی مربوط میشود. گوشی برای برقراری ارتباط باید سیگنال بسیار ضعیفی را از ماهوارهای دریافت کند که صدها کیلومتر بالاتر از زمین حرکت میکند، در حالی که همان گوشی در محیطی قرار دارد که دکلهای موبایل نزدیک، فرستندههای زمینی و سیگنالهای محلی بسیار قویتر حضور دارند. در اینجا نسبت شدت سیگنال مطلوب و سیگنالهای مزاحم اطراف، تعیین میکند که گیرنده اصلا بتواند سیگنال ماهواره را از میان نوفه (نویز) و تداخل زمینی تشخیص دهد یا نه.
سیگنال یک دکل زمینی همراه اول یا ایرانسل در نزدیکی میتواند آنقدر قویتر از سیگنال ماهواره باشد که گیرنده گوشی عملا سیگنال ضعیفتر را نبیند یا نتواند روی آن اتصال پایدار بسازد. در چنین وضعیتی، حکومت لازم نیست ماهواره را هدف بگیرد؛ کافی است با استفاده از دکلها، فرستندهها و کنترل توان شبکههای موبایل، محیط رادیویی اطراف کاربر را برای اتصال ماهوارهای نامساعد کند.
برای جمهوری اسلامی، این نوع اختلال میتواند سریع، محلی و کمهزینه باشد. بنابراین حتی اگر ماهواره خارج از دسترس حکومت باشد، گوشی کاربر روی زمین و در محیط رادیویی قابل دستکاری قرار دارد. نسخههای آینده با طیف اختصاصی، مودم بهتر و پروتکلهای مقاومتر ممکن است بخشی از این آسیبپذیری را کاهش دهند، اما کاملا آن را برطرف نمیکنند.
۳) سامانه رجیستری و شناسایی کاربران پرسش امنیتی مهمتر این است که کاربری که در ایران از D2C استفاده میکند، چقدر قابل شناسایی است؟ در ایران، گوشی فقط وسیله ارتباطی نیست؛ سیمکارت، شناسه مشترک، شناسه دستگاه و هویت واقعی کاربر در لایههای مختلف به هم گره خوردهاند.
هر گوشی یک شناسه یکتای سختافزاری (IMEI) دارد که در شبکههای موبایل نقش هویت دستگاه را بازی میکند. سامانه همتا میتواند این شناسه را با سیمکارت، سابقه فعالسازی، مالکیت و در بسیاری موارد هویت واقعی کاربر پیوند دهد.
در چنین محیطی، استفاده از سیمکارت یا eSIM خارجی برای اتصال ماهوارهای لزوما کاربر را ناشناس نمیکند. اگر گوشی با IMEI شناختهشده ناگهان با شناسه اپراتوری خارجی برای اتصال به مسیر ماهوارهای غیرمجاز تلاش کند، این رفتار میتواند به الگویی غیرعادی و قابل علامتگذاری تبدیل شود. ترکیب رجیستری دستگاه، دادههای اپراتوری، پایگاههای سیمکارت و ابزارهای پایش محلی ممکن است چنین اتصالی را به تهدید امنیتی تبدیل کند. بنابراین سوال این است که چطور میتوان این کار را بدون افشای هویت، موقعیت و الگوی رفتاری کاربر انجام داد.
فرصت راهبردی، نه راهحل فوری اتصال مستقیم ماهواره به موبایل را باید جدی گرفت، اما نباید درباره آن اغراق کرد. برای ایران، جذابیت این فناوری روشن است: اگر روزی گوشی معمولی بتواند بدون دیش، ترمینال جداگانه، اپراتور داخلی و گیتویهای جمهوری اسلامی با ماهواره ارتباط بگیرد، یکی از پایههای معماری کنترل اینترنت به چالش کشیده میشود. اما آن روز هنوز نرسیده است. نسخههای در حال توسعه فعلی عمدتا برای پوشش نقاط کور طراحی شدهاند، نه جایگزینی اینترنت شهری برای دهها میلیون کاربر.
ظرفیت محدود، امکان اختلال و خطر افشا و شناسایی کاربران باعث میشود این فناوری امروز راه فرار عمومی و مقیاسپذیر از قطع اینترنت در ایران نباشد. ارزش فعلی این فناوری بیشتر در نقش اضطراری است: ارسال پیام، موقعیت مکانی، هشدار یا ارتباط کوتاه در لحظه بحران. آینده میتواند متفاوت باشد، اگر نسل بعدی ماهوارهها ظرفیت بالاتر، طیف مستقل، گوشیهای سازگار، امنیت کاربر و قواعد حمایتی جهانی را کنار هم بیاورد. تا آن زمان، اتصال مستقیم ماهواره به موبایل روزنهای مهم برای آینده است، نه راهحل امروز زندان دیجیتال.