بازی تکراری آمریکا و سپاه در تنگه؛ آیا جمهوری اسلامی تهدید ترامپ به جنگ را جدی میگیرد؟
ساعاتی پس از حمله تلافیجویانه آمریکا سپاه پاسداران، ترامپ با انتقاد از طولانی شدن مذاکرات تهدید کرد که به زیرساختهای ایران حمله خواهد کرد.در عین حال سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت امریکا یا باید تسلیم موشکهای جمهوری اسلامی شود یا دیپلماتهایش.
مارک وارنر، سناتور دموکرات ایالت ویرجینیا آمریکا، در گفتوگو با مرضیه حسینی، خبرنگار ایراناینترنشنال، درباره آتشبس میان آمریکا و جمهوری اسلامی گفت به نظر نمیرسد «عملا آتشبس چندانی» وجود داشته باشد.
او افزود دونالد ترامپ طی چند هفته گذشته دستکم ۳۰ بار اعلام کرده جنگ پایان یافته، اما «آشکارا چنین نیست».
وارنر با انتقاد از سیاست دولت ترامپ گفت این وضعیت نتیجه آغاز «یک جنگ انتخابی بدون داشتن برنامهای جامع» است.
این سناتور دموکرات با اشاره به بحثها درباره احتمال اقدام نیروی دریایی آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز گفت چنین اقدامی میتواند موفقیتآمیز باشد، اما بهتر است با مشارکت متحدان و شرکای بینالمللی انجام شود تا به جای یک رویارویی دوجانبه میان جمهوری اسلامی و آمریکا، تلاشی مشترک برای باز نگه داشتن این آبراه حیاتی برای جهان باشد.
او همچنین گفت رویکرد تحقیرآمیز ترامپ در قبال متحدان آمریکا، اشتیاق چندانی برای چنین همکاریهایی باقی نگذاشته است.
وارنر در پاسخ به سوالی درباره احتمال دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی گفت نشانهای از پیشرفت جدی در مذاکرات نمیبیند.
او افزود چهار هدف اصلی مطرحشده شامل تغییر حکومت، خارج کردن اورانیوم غنیشده، از بین بردن توان موشکی جمهوری اسلامی و بازگشایی تنگه هرمز بوده است، اما به گفته او حکومت کنونی حتی از رهبر پیشین نیز تندروتر شده، مسیر روشنی برای انتقال اورانیوم غنیشده وجود ندارد، جمهوری اسلامی همچنان موشک در اختیار دارد و تنگه هرمز نیز همچنان بسته است.
ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، در شبکه ایکس نوشت نیروهای آمریکایی، ۹ ژوئن، برابر با ۱۹ خرداد، برای دومین روز متوالی یک نفتکش را در خلیج عمان از کار انداختند؛ زیرا به گفته سنتکام، این کشتی با تلاش برای انتقال نفت از جمهوری اسلامی، محاصره جاری را نقض کرده بود.
ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، در شبکه ایکس نوشت نیروهای آمریکایی ساعت ۱۱:۱۴ شب ۹ ژوئن، برابر با ۱۹ خرداد، برای دومین روز متوالی یک نفتکش را در خلیج عمان از کار انداختند؛ زیرا به گفته سنتکام، این کشتی با تلاش برای انتقال نفت از جمهوری اسلامی، محاصره جاری را نقض کرده بود.
سنتکام اعلام کرد نفتکش «ستهبلو» با پرچم پالائو هنگام عبور از خلیج عمان از کار انداخته شد.
بر اساس این بیانیه، پس از آنکه خدمه کشتی بارها از اجرای دستورهای نیروهای آمریکایی خودداری کردند، یک هواپیمای آمریکایی با مهمات هدایتشونده دقیق، اتاق موتور کشتی را هدف قرار داد.
سنتکام افزود از زمان آغاز محاصره در ۱۳ آوریل، برابر با ۲۴ فروردین، نیروهایش هشت کشتی ناقض دستورها را از کار انداخته، مسیر ۱۳۴ کشتی را که از دستورها تبعیت کردهاند تغییر داده و به ۴۲ کشتی حامل کمکهای بشردوستانه اجازه عبور دادهاند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در در کاخ سفید، گفت جمهوری اسلامی «به هیچوجه» نباید سلاح هستهای داشته باشد و نخواهد داشت و افزود مقامهای جمهوری اسلامی نیز با این موضوع موافقت کردهاند. او گفت تنها کاری که جمهوری اسلامی باید انجام دهد امضای توافق است.
رییسجمهوری آمریکا افزود توافق «کاملا مذاکره و نهایی شده» است، اما جمهوری اسلامی همچنان در حال وقتکشی است. او گفت: «چند روز دیگر هم به آنها فرصت میدهیم، چون این یک سند مهم و معنادار است و آنها میدانند وقتی آن را امضا کنند، تعهدی جدی ایجاد میشود.»
ترامپ بار دیگر برجام را هدف انتقاد قرار داد و گفت: «توافق اوباما، برجام، یکی از بدترین و احمقانهترین اسنادی بود که تا به حال دیدهام.»
او در پاسخ به سوالی درباره احتمال درگیری میان اسرائیل و ترکیه گفت رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، «دوست بسیار خوب» اوست و دو طرف همکاری خوبی با یکدیگر داشتهاند. ترامپ اردوغان را «رهبری قدرتمند» توصیف کرد و گفت از احتمال درگیری میان اسرائیل و ترکیه اطلاعی ندارد، اما اگر چنین موضوعی مطرح شود با طرفها تماس خواهد گرفت.
ترامپ همچنین گفت جمهوری اسلامی از برخی اقدامات اخیر آمریکا اطلاعی نداشته و افزود آمریکا چند شب پیش ۲۲ کشتی را در تاریکی و بدون چراغ جابهجا کرده است. او گفت جمهوری اسلامی «دیگر رادار ندارد» زیرا آمریکا سامانههای آن را نابود کرده است.
او در ادامه گفت زمانی که تصمیم به حمله گرفت، به اطرافیانش گفته بود اقتصاد آمریکا در بهترین وضعیت قرار دارد، بازار سهام و حسابهای بازنشستگی به رکوردهای تاریخی رسیدهاند، اما جمهوری اسلامی بهزودی به سلاح هستهای دست خواهد یافت و به همین دلیل باید اقدام نظامی انجام شود.
ترامپ افزود آمریکا با بمبافکنهای بی-۲ به جمهوری اسلامی حمله کرده است. او این عملیات را «بسیار شجاعانه» و «کاملا موفقیتآمیز» توصیف کرد و گفت پس از آن «مرحله دوم» نیز باید انجام میشد.
رییسجمهوری آمریکا گفت برخی پیشبینی میکردند بازار سهام پس از این حملات تا ۲۵ درصد سقوط کند، اما جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای «ارزشش را داشت». او همچنین گفت نگران بود قیمت نفت تا ۲۵۰ دلار در هر بشکه افزایش یابد، اما اکنون حدود ۸۵ دلار است.
ترامپ در ادامه گفت نیروی دریایی جمهوری اسلامی «از بین رفته» و ۱۵۹ شناور آن در کف دریا قرار دارند. او افزود جمهوری اسلامی دیگر نیروی هوایی ندارد، هواپیماهایش نابود شدهاند، بخش عمده پهپادها، توان تولید پهپاد و موشکهایش از بین رفتهاند و رهبری جمهوری اسلامی نیز جایگزین شده است.
او در پایان گفت فکر میکند جمهوری اسلامی خواهان توافق خواهد بود، اما افزود: «خواهیم دید چه اتفاقی میافتد.» ترامپ همچنین گفت با پایان جنگ، تورم کاهش پیدا خواهد کرد.
شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در اطلاعیهای که در اختیار رسانههای ایران قرار داد، برگزاری جلسات صحن مجلس بهصورت حضوری و محرمانه را «تقریبا غیرممکن» خوانده و نوشته است که شرایط کشور مهیای عادیسازی جلسات مجلس بهصورت حضوری نیست و رسانهها نباید از تعطیلی مجلس سخن بگویند.
این اطلاعیه که عصر چهارشنبه ۲۰ خرداد خطاب به «مدیران و سردبیران رسانهها» منتشر شد، از آنها خواسته است برای «رفع برخی ابهامات» درباره برگزار نشدن جلسات صحن مجلس، توضیحات شورای عالی امنیت ملی را به اطلاع مردم برسانند.
در ابتدای این اطلاعیه آمده است پس از آغاز «جنگ تحمیلی سوم» و با توجه به «ملاحظات امنیتی موجود»، جلسه صحن علنی مجلس به شکل متعارف خود برگزار نشده و همین موضوع به گفته این شورا، «برخی شبهات و اقدامات منفی» ایجاد کرده است.
شورای عالی امنیت ملی در توضیح علت مخالفت با برگزاری حضوری جلسات مجلس نوشته است تجمع نمایندگان زیر یک سقف، در شرایط جنگی، میتواند «فرصت ضربه سنگین دشمن به نظام» را فراهم کند.
این نهاد بالادستی جمهوری اسلامی با اشاره به اینکه در قوانین موجود برای برگزاری جلسات دولت و دیگر نهادها در شرایط ویژه سازوکارهایی پیشبینی شده است، تاکید میکند که برای برگزاری جلسات صحن بهصورت علنی با هدف تصویب قوانین، رای اعتماد به وزرا و سوال از آنها یا استیضاحشان فقط باید به صورت حضوری برگزار شود و برگزاری بهصورت غیرحضوری و آنلاین، «مستلزم طی مراحل قانونی» است.
در بخشی از این بیانیه به تلاشهای محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، برای تغییر نظر شورای عالی امنیت ملی در توقف برگزاری جلسات حضوری صحن اشاره شده و در ادامه آمده است: «با توجه به شرایط جنگی و حملات اخیر رژیم صهیونیستی و ارتش تروریستی آمریکا شرایط کشور مهیای عادیسازی در این سطح نیست.»
عباس گودرزی، سخنگوی هیاترییسه مجلس ۱۷ خرداد اعلام کرد که قالیباف در اردیبهشت با ارسال نامهای به شورای عالی امنیت ملی از آنها خواسته بود درباره برگزاری جلسات صحن علنی مجلس تجدید نظر کنند.
او گفت: «رییس مجلس اردیبهشت ماه ناظر بر آنچه که در جلسات متعدد کمیسیونها و هیاترییسه جمعبندی شد، نامه و مکاتبهای با شورای عالی امنیت ملی داشتند که با توجه به اراده مجلس برای برگزاری جلسات صحن به منظور تکمیل چرخه قانونگذاری درخواست کردند شعام نظر جدید خود را ارائه کند. تا امروز پاسخ نامه دریافت نشده، اما جلسات طبق روال قبلی به صورت نظارتی برگزار میشود.»
آخرین جلسه رسمی صحن مجلس پیش از جنگ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برای بررسی اصلاحات بودجه سال ۱۴۰۵ برگزار شد. قرار بود جلسه بعدی دهم اسفند برگزار شود اما از نهم اسفند به دلیل آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل، برگزاری جلسات متوقف شد.
مقامها دلیل توقف برگزاری جلسات را «ملاحظات و تدابیر امنیتی» اعلام بارها تاکید کردند که با وجود این «تمام کمیسیونهای تخصصی بهصورت مستمر» فعال بودهاند و جلسات آنها بهصورت «وبیناری» برگزار میشود.
۲۰ اردیبهشت، اولین جلسه غیرعلنی مجلس پس از آغاز جنگ بهصورت ویدیو کنفرانس برگزار شد و ریاست آن را علی نیکزاد بر عهده داشت. موضوع این جلسه «بررسی علل و راهکارهای مقابله با گرانیها» اعلام شد.
نیکزادبعد از جلسه ۲۰ اردیبهشت گفت با وجود توقف جلسات علنی، نمایندگان از آغاز جنگ «فعالانه نقشآفرینی» کردهاند و بودجه سال ۱۴۰۵ نیز در میانه جنگ نهایی و ابلاغ شد.
عباس گودرزی، سخنگوی هیاترییسه مجلس، درباره نخستین جلسه مجلس پس از جنگ ۱۲ روزه به ایسنا گفت: مقرر شد هفته آینده در کنار نشستها و جلسات کمیسیونهای تخصصی که در حال برگزاری هستند، جلسات صحن نیز بهصورت وبیناری تشکیل شود.»
نیکزاد پنجم خرداد در مصاحبه دیگری با رسانهها گفت با وجود «تمایل نمایندگان به برگزاری جلسات صحن علنی» نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی با این موضوع موافقت نکردهاند و اگر شرایط فراهم شود نشستها به شکل حضوری در صحن برگزار خواهد شد.
انتخابات هیاترییسه مجلس در چهارم خرداد در مکانی نامعلوم برگزار شد و روشن نیست آیا همه نمایندگان در این جلسه شرکت داشتند یا تعدادی از آنها بهصورت آنلاین به این جلسه پیوستند.
۱۳ خرداد علیرضا سلیمی، عضو هیاترییسه مجلس اعلام کرد که جلسات مجلس تا وقتی «منع اعلامشده از سوی دستگاه امنیتی» برداشته شود، بهصورت آنلاین برگزار خواهد شد. او افزود احتمال دارد نحوه برگزاری جلسات تا هفته آینده (پایان شانزدهمین روز خرداد) تغییر کند.
با این حال ۱۶ خرداد نیز جلسه مجلس به صورت آنلاین برگزار شد. هیچیک از جلسات برگزار شده پس از آغاز جنگ علنی نبودهاند.
توقف ۸۲ روزه جلسات مجلس انتقاد برخی از نمایندگان را به دنبال داشت. بخش عمده نقدها بر کنار گذاشته شدن مجلس از روند تصمیمگیریها به بهانه شرایط جنگی متمرکز بود.
قاسم روانبخش، نماینده قم در مجلس، یکی از منتقدان بود. او اوایل اردیبهشت در گفتوگو با رسانهها خواستار در نظر گرفتن سازوکارهایی برای «استمرار فعالیت نمایندگان در تصمیمگیریهای کلان از جمله مسائل راهبردی و موضوعات بینالمللی» شد.
او همچنین گفت: «جلسات مجلس در زمان جنگ، حتما باید به صورت حضوری و یا لااقل به شکل آنلاین و مجازی برگزار شود. نمایندگان به شکل میدانی در میان مردم و حوزههای انتخابیه حضور فعال دارند اما در بحث نظارتی کمیسیونها هم باید فعال باشند. البته کمیسیونها فعال هستند.»
امیر ابراهیم رسولی، مشاور سیاسی رییس مجلس، دوم اردیبهشت در پاسخ به اعتراض برخی نمایندگان به برگزار نشدن جلسات، در پستی در ایکس «ابلاغ رسمی مراجع ذیصلاح درباره پروتکل برگزاری جلسات عالی نظام» را «محرز» و «تدبیر» مراجع امنیتی خواند و به منتقدان توصیه کرد: «تدبیر نظام را سیاسی نکنید.»
این دوره، طولانیترین تعطیلی جلسات صحن علنی مجلس در تاریخ جمهوری اسلامی بهشمار میرود. پیش از آن، پس از آغاز جنگ ۱۲روزه، جلسات مجلس حدود سه هفته متوقف شده بود.
سندرمی در میان مسئولان نظام و طرفداران سرسخت آن فراگیر شده است: زندگی در جهان موازی؛ جایی که در آن جمهوری اسلامی فاتح جنگ است. این توهم سیستمی است که از راس نظام تا خیابان سرایت کرده و قدرت ساختن سیاست دارد.
بیش از صد روز است که از میدان تا دیپلماسی و خیابان، تمامیت نظام رویا فروش شده و جنگ میخرد، بدون هیچ فتحی، روایت فتح میسراید.
سندرم زندگی در جهان موازی، در ماههای اخیر، گستردهتر از همیشه شده است. لایهای از نظام جمهوری اسلامی و طرفدارانش، در دنیایی زندگی میکنند که در آن، حکومت پیروز جنگ است، آمریکا میخکوب شده، اسرائیل در حال محو شدن، و دشمن در حال «التماس».
این دنیا، از کیهان تا صداوسیما، از مجلس تا دستگاههای دولتی، از رسانههای مطلوب حکومت تا تجمعات خیابانی گسترش پیدا کرده است.
حسین شریعتمداری در همه این سالها رویای چنین روزهایی را داشت: بسته شدن تنگه هرمز، تقابل نظامی مستقیم با آمریکا و اسرائیل و تهدید کشورهای منطقه به مثابه یک قلدر نظامی! حالا او آرزوهایش را به چشم میبیند، اما انتظار او پیروزی بود که حاصل نشده است. شکست در همه جبههها برای او روشن است. موشکهای جمهوری اسلامی که آخرین سنگر آنهاست، در آسمان کشورهای همسایه رهگیری و منهدم میشود، محاصره دریایی، بستن تنگه هرمز را بلااستفاده کرد! کشورهای همسایه از این فرصت استفاده کردند و در مقابل ایران جبههای متحد تشکیل دادند.
در چنین شرایطی، حسین شریعتمداریِ نوعی، ترجیح میدهد، وارد حبابی شود که از پیشتر برای خود ساخته است، یک جهان موازی، که در آن پیروزی نصیب او و هم مسلکان شده است. این روزها، این پدیده فراگیر شده است.
اما نکته محوری این پدیده، خود توهم نیست. سیاستسازی این توهم است. این لایه، دروغ نمیگوید که اگر میگفت میتوانست از آن دست بکشد، اما متاسفانه عمیقا به آن باور دارد. این را میتوان در بین گفتهها و سطور این دسته، از امیرحسین ثابتی تا حسین شریعتمداری، از عراقچی تا مداحان و رجزخوانان خیابانی پیدا و تماشا کرد.
بر اساس همان باور، امثال حسین شریعتمداری و مالکی پیشنهاد سیاست تازه میدهند: قانون بستن تنگه هرمز تا کشته شدن ترامپ، ناتوی اسلامی به همراهی کشورهای مسلمان همسایه، گرفتن چیزهای بیشتر از «دشمن شکستخورده».
این پیشنهادها در خیابان و در میان طرفداران سرسخت نظام، توهم پیروزی میدهد و به آنها جنگ میفروشد. معاملهای که تنها به ضرر تمامیت ایران و مردم خسته از جمهوری اسلامی است.
شیوع سندرم
حسین شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان، خواستار تصویب قانونی شده که بر اساس آن تنگه هرمز تا «کشته شدن دونالد ترامپ» بسته بماند و شناورهای اسرائیلی تا «محو کامل اسرائیل از جغرافیای جهان» مصادره شوند.
محمدحسن نامی، دستیار ویژهی وزیر کشور، از تشکیل «ناتوی اسلامی» با محوریت جمهوری اسلامی و در اتحاد با پنجاه و هفت کشور اسلامی سخن میگوید، در حالی که نظام در منطقه، حتی یک متحد عربی هم ندارد و مابقی کشورهای مسلمان در آسیا هم ثابت کردهاند همیشه منافع خود را ترجیح میدهند.
فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، میگوید آمریکا «در میدان به معنای واقعی کلمه میخکوب شد». محمدرضا عارف، معاون اول مسعود پزشکیان، مینویسد دشمن «التماس مجدد» برای پذیرش آتشبس کرد. و در صداوسیما، کارشناسی اعلام میکند آمریکا «هزار کشته و هفت تا هشت هزار زخمی» داده است.
روایت فتح و توهم فتوحات
سنت «روایت فتح» از دهه شصت در نظام پابرجاست. آن زمان، مرتضی آوینی برنامهای به همین نام میساخت درباره جبهههای جنگ هشتساله با عراق. جایی که با شکستهای پیدرپی مواجه میشدند، خاک ایران را از دست میدادند و جوانهای ایران در جنگ پرپر میشدند، آوینی با لحنی حماسی و عرفانی از هر قطره خون جوان ایرانی، یک توهم پیروزی روایت میکرد.
حالا، چهار دهه بعد، نظام همچنان به دنبال «روایت فتح» است؛ این بار درباره جنگی که در آن رهبرش کشته شد و خود در پشت پرده در حال پذیرش شروط آمریکا است.
علی شمخانی، چند صباحی پیش از کشته شدنش در جنگ اخیر، در برنامه «خط تیره» روبهروی جواد موگویی نشست. موگویی از او درباره تهدید بستن تنگه هرمز پرسید. شمخانی، با لحنی نظامی، پاسخ داد: «دیگه باید به سیم آخر بزنیم که تنگه رو ببندیم. ما ابزارهای بازدارندگی متنوعتری داریم.» موگویی پرسید: «اینا رجز نیست؟»
شمخانی در عمل گفت حتی برای کسانی که از این توان دفاع میکنند، بستن تنگه آخرین تیر است. وقتی شلیک کنی، چیزی نمیماند. تکرارش، بیهودگی است.
اما خطرناکترین لایه این سندرم، در خیابان است. گروههایی از طرفداران تندرو نظام، در تجمعات خیابانی، برای موشکپرانی به اسرائیل جشن میگیرند. آنها خود فاتحان پندار شدهاند. آنها در همان جهانی زندگی میکنند که نظام برایشان ساخته است. همان طرفدارانی که مخالفان نظام را به واسطه سرور از کشته شدن خامنهای، جنگطلب و ویرانیطلب خواندند، حالا با موشکپرانی و جنگطلبی نظام جمهوری اسلامی هلهله سر میدهند. آنها در حبابی از توهم ساخته شده با سیاستهای نظام زندگی میکنند.
فروریختن حباب پیروزی
نظامی که در توهم پیروزی ساخته و این توهم را به طرفدارانش فروخته است، قادر به پایان دادن جنگ نیست. چون پایان دادن، یعنی اعتراف. و اعتراف، یعنی فروریختن این جهان موازی که در آن، هم نظام و هم طرفدارانش، فاتحاناند.
تا زمانی که این رویا فروخته میشود، خریدارانش در خیابان جشن میگیرند، و سایه جنگ بر سر ایران سنگینتر میشود. قربانی این رویا، نه نظام است، نه طرفدارانش، که مردمیاند که در ایران واقعی، در سکوت، هر روز فقیرتر میشوند. هجوم گرانی میوه و شیر و گوشت، محو شدن قوت از سفرههای مردم، بیکاری و مشکلات واقعی مردم توهم نیست، همان جهانی است که مسئولان نظام برای نشان ندادن آن، جهان موازی جدیدی ساختهاند.
یادتان هست، محمدسعید الصحاف، روز سقوط بغداد، در برابر دوربینهای تلویزیون دولتی عراق رجز میخواند که بر ارتش آمریکا پیروز شدهاند و روایت پیروزی سر میداد و همگان سرنوشت او را دیدند.