• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

قطع اینترنت در ایران چگونه تصویر افکار عمومی را در فضای آنلاین تحریف می‌کند؟

آرش سهرابی
آرش سهرابی

ایران‌اینترنشنال

۱ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی که ۸۴ روز از قطع سراسری اینترنت در ایران می‌گذرد، فضای آنلاین و بخش نظرات درباره ایران بیش از آن‌که بازتابی واقعی از افکار عمومی باشد، تصویری محدود و کنترل‌شده را نشان می‌دهد. فضایی که زیر سایه دسترسی گزینشی و امتیاز اقتصادی کاربران، عملیات سایبری و ترس، شکل گرفته است.

خیابان‌ها و بخش نظرات آنلاین در ایران، بیش از پیش یک تصویر مشابه را بازتاب می‌دهند: «وحدت، مقاومت و وفاداری ...»

راهپیمایی‌های شبانه نیز تصاویر لازم را تولید می‌کنند: پرچم‌ها، پوسترها و جمعیت‌های سازمان‌دهی‌ شده.

هم‌زمان، زیر بسیاری از پست‌های مرتبط با ایران در شبکه‌های اجتماعی، موجی از حمایت از جمهوری اسلامی، تمجید از مواضع نظامی حکومت و حمله به منتقدان دیده می‌شود. همراه با پیام‌هایی در ستایش علی خامنه‌ای و جانشین هنوز دیده نشده‌اش، مجتبی خامنه‌ای.

اما آن‌چه در صفحه نمایش دیده نمی‌شود، جمعیتی است که پیش از آغاز بحث، از این فضا حذف شده‌اند.

اکنون پرسش فقط این نیست که مردم در اینترنت چه می‌گویند. سوال این است که چه کسانی امکان اتصال و اجازه، امنیت یا انگیزه صحبت کردن دارند.

ادامه این گزارش را در اینجا بخوانید

100%

پربازدیدترین‌ها

بندر خَصَب، راه فرار جمهوری اسلامی از محاصره دریایی؟
۱

بندر خَصَب، راه فرار جمهوری اسلامی از محاصره دریایی؟

۲

وال‌استریت ژورنال: شبکه بابک زنجانی از طریق بایننس ۸۵۰ میلیون دلار برای سپاه جابه‌جا کرد

۳

واشینگتن فری‌بیکن: گرجستان به پایگاه نفوذ سپاه پاسداران تبدیل شده است

۴
تحلیل

قطع اینترنت در ایران چگونه تصویر افکار عمومی را در فضای آنلاین تحریف می‌کند؟

۵

رویترز: مجتبی خامنه‌ای با خروج ذخایر اورانیوم از ایران مخالفت کرده است

انتخاب سردبیر

  • بحران انسانی در تنگه هرمز؛ هزاران دریانورد میان جنگ و بلاتکلیفی گرفتار شده‌اند

    بحران انسانی در تنگه هرمز؛ هزاران دریانورد میان جنگ و بلاتکلیفی گرفتار شده‌اند

  • قطع اینترنت در ایران چگونه تصویر افکار عمومی را در فضای آنلاین تحریف می‌کند؟
    تحلیل

    قطع اینترنت در ایران چگونه تصویر افکار عمومی را در فضای آنلاین تحریف می‌کند؟

  • بندر خَصَب، راه فرار جمهوری اسلامی از محاصره دریایی؟

    بندر خَصَب، راه فرار جمهوری اسلامی از محاصره دریایی؟

  • رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی
    تحلیل

    رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی

  • مجتبی خامنه‌ای در مسیر بن‌لادن؛ از غیبت رسانه‌ای تا زیست مخفیانه

    مجتبی خامنه‌ای در مسیر بن‌لادن؛ از غیبت رسانه‌ای تا زیست مخفیانه

•
•
•

مطالب بیشتر

قطع اینترنت در ایران چگونه تصویر افکار عمومی را در فضای آنلاین تحریف می‌کند؟

۱ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
آرش سهرابی

در حالی که ۸۴ روز از قطع سراسری اینترنت در ایران می‌گذرد، فضای آنلاین و بخش نظرات درباره ایران بیش از آن‌که بازتابی واقعی از افکار عمومی باشد، تصویری محدود و کنترل‌شده را نشان می‌دهد. فضایی که زیر سایه دسترسی گزینشی و امتیاز اقتصادی کاربران، عملیات سایبری و ترس، شکل گرفته است.

خیابان‌ها و بخش نظرات آنلاین در ایران، بیش از پیش یک تصویر مشابه را بازتاب می‌دهند: «وحدت، مقاومت و وفاداری ...»

راهپیمایی‌های شبانه نیز تصاویر لازم را تولید می‌کنند: پرچم‌ها، پوسترها و جمعیت‌های سازمان‌دهی‌ شده.

هم‌زمان، زیر بسیاری از پست‌های مرتبط با ایران در شبکه‌های اجتماعی، موجی از حمایت از جمهوری اسلامی، تمجید از مواضع نظامی حکومت و حمله به منتقدان دیده می‌شود. همراه با پیام‌هایی در ستایش علی خامنه‌ای و جانشین هنوز دیده نشده‌اش، مجتبی خامنه‌ای.

اما آن‌چه در صفحه نمایش دیده نمی‌شود، جمعیتی است که پیش از آغاز بحث، از این فضا حذف شده‌اند.

اکنون پرسش فقط این نیست که مردم در اینترنت چه می‌گویند. سوال این است که چه کسانی امکان اتصال و اجازه، امنیت یا انگیزه صحبت کردن دارند.

  • اینترنت طبقاتی؛ سفره‌ای که برای همه پهن نیست

    اینترنت طبقاتی؛ سفره‌ای که برای همه پهن نیست

میدان عمومی با آدم‌های حذف‌شده

بحران اخیر با یک قطع ناگهانی اینترنت آغاز نشد. در جریان خیزش دی‌ماه، اینترنت در ۱۹ دی ۱۴۰۴ قطع شد و تا ۹ بهمن همان سال به‌شدت محدود باقی ماند.

پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴ نیز حکومت بار دیگر محدودیت‌های گسترده اینترنتی را اعمال کرد. محدودیت‌هایی که اکنون به پایان سومین ماه خود نزدیک می‌شوند.

در شرایط عادی، بخش نظرات در فضای آنلاین - با همه نقص‌هایش - محل برخورد دیدگاه‌های مختلف است، اما قطع اینترنت، ترکیب این فضا را تغییر می‌دهد.

بسیاری از کاربران عادی به استفاده از سرویس‌های داخلی محدود می‌شوند و برخی دیگر ناچارند استفاده از ابزارهای دور زدن فیلترینگ را محدود و جیره‌بندی کنند.

  • شهروندان: «اینترنت پرو» رانت حکومتی و خیانت به مردم است

    شهروندان: «اینترنت پرو» رانت حکومتی و خیانت به مردم است

کسب‌وکارها ارتباط خود را با مشتریان از دست می‌دهند. دانشجویان به منابع آموزشی دسترسی ندارند و خانواده‌ها در خارج از کشور برای برقراری تماس روزمره با نزدیکان خود دچار مشکل می‌شوند.

در مقابل، کاربران نزدیک به حکومت، نهادهای مورد تایید و حساب‌های دارای دسترسی ویژه، همچنان در پلتفرم‌های جهانی فعال باقی می‌مانند.

این نابرابری پنهان هم نمانده است. دولت جمهوری اسلامی اسفند ۱۴۰۴ اعلام کرد برای برخی کاربران که توانایی «انتقال بهتر پیام» را دارند، دسترسی ویژه اینترنتی فراهم کرده است.

سخنگوی دولت از اصطلاح «سیم‌کارت سفید» استفاده نکرد، اما گفت این دسترسی به کسانی داده می‌شود که «می‌توانند پیام را بهتر منتقل کنند».

این همان «نمونه کنترل‌شده» است؛ نه کشوری که آزادانه سخن می‌گوید، بلکه جمعیتی محدودتر که هنوز اجازه سخن گفتن در فضای بیرونی را دارد.

  • اینترنت طبقاتی با تصویب «طرح اینترنت پایدار» در شورای عالی امنیت ملی رسمی شد

    اینترنت طبقاتی با تصویب «طرح اینترنت پایدار» در شورای عالی امنیت ملی رسمی شد

وفاداری اجباری برای بازگشت به اینترنت

شاید مهم‌ترین بخش ماجرا فقط این نباشد که چه کسانی به اینترنت دسترسی دارند، بلکه این باشد که برخی افراد برای باز پس گرفتن دسترسی خود، چه کارهایی باید انجام دهند.

برخی ایرانیان که سیم‌کارت یا اینترنتشان به‌دلیل فعالیت آنلاین علیه جمهوری اسلامی مسدود شده، گفته‌اند از آن‌ها خواسته شده است برای بازگشت دسترسی، تعهدنامه دست‌نویس ارائه کنند، ضامن معرفی کنند و تولیداتی در حمایت از حکومت منتشر کنند.

  • شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن

    شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن

همچنین از افراد خواسته شده نشانی منزل و محل کار، اطلاعات حساب بانکی، تصویر کارت بانکی و لینک حساب‌های شبکه‌های اجتماعی خود را ارائه دهند.

به ایشان هشدار داده شده است از انتشار مطالبی که به «امنیت روانی، اجتماعی یا سیاسی کشور» آسیب می‌زند، خودداری کنند و به برخی افراد گفته‌اند موظف‌اند دست‌کم ۲۰ پست در حمایت از جمهوری اسلامی منتشر و تصویر آن‌ها را به‌عنوان مدرک ارسال کنند.

به ایشان تاکید شده است این پست‌ها نباید یک‌باره منتشر شوند، بلکه باید با فاصله زمانی گذاشته شوند تا فعالیتشان طبیعی به نظر برسد.

برخی دیگر نیز گفته‌اند از آنان خواسته شده است در تجمع‌های شبانه حکومتی شرکت کنند، با پرچم یا تصاویر رهبر جمهوری اسلامی عکس بگیرند و مدارک هویتی ضامن‌هایی را ارائه دهند که مسئولیت «فعالیت مجرمانه» احتمالی آن‌ها را در آینده بپذیرند.

  • ایرنا: قطعی اینترنت به افزایش دستفروشی منجر شده است

    ایرنا: قطعی اینترنت به افزایش دستفروشی منجر شده است

جزییات مربوط به زمان‌بندی انتشار پست‌ها شاید چندان مهم به نظر نرسد، اما تمام منطق سیستم را آشکار می‌کند: هدف فقط ایجاد وفاداری نیست، بلکه وفاداری‌ای است که باید «طبیعی» جلوه داده شود.

در اینجا خیابان و صفحه نمایش به هم می‌رسند. تجمع‌های سازمان‌دهی‌ شده، تصاویر وحدت عمومی تولید می‌کنند و دسترسی گزینشی به اینترنت و انتشار اجباری محتوا، همان صحنه‌آرایی را به بخش نظرات و شبکه‌های اجتماعی منتقل می‌کند.

لازم نیست همه پست‌های حمایتی جعلی باشند. کافی است سیستمی ایجاد شود که در آن حامیان حکومت بیشتر دیده شوند، صدای مخالفان کمتر شنیده شود و برخی کاربران وحشت‌زده یاد بگیرند که بازگشت به اینترنت ممکن است نیازمند نمایش علنی وفاداری باشد.

  • اقتصاد دیجیتال ایران زیر تیغ فیلترینگ؛ مالیات برای شغل‌هایی که دیگر وجود ندارند

    اقتصاد دیجیتال ایران زیر تیغ فیلترینگ؛ مالیات برای شغل‌هایی که دیگر وجود ندارند

اینترنت طبقاتی

اینترنت در ایران دیگر صرفا «وصل» یا «قطع» نیست؛ بلکه طبقه‌بندی شده است.

در بالاترین سطح، «سیم‌کارت‌های سفید» قرار دارند. خطوطی که به‌طور گسترده به‌عنوان ابزار دسترسی تقریبا بدون محدودیت برای افراد مورد اعتماد و کاربران نزدیک به حکومت شناخته می‌شوند.

در سطح بعدی، سرویس‌های پولی و محدود مانند «اینترنت پرو» قرار دارند. سرویسی که مقام‌های جمهوری اسلامی آن را یک ضرورت تجاری معرفی می‌کنند، اما بسیاری از کاربران آن را نمونه‌ای از «نابرابری دیجیتال طبقاتی» می‌دانند.

گزارش‌هایی که میان کاربران دست‌به‌دست شده‌اند، از یک ساختار چهار لایه سخن می‌گویند: سیم‌کارت سفید، اینترنت پرو، وی‌پی‌ان‌های گران‌قیمت و در نهایت شبکه داخلی محدود برای اکثریت جامعه.

فشار اقتصادی نیز شدید است. میانگین درآمد ماهانه در ایران حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ دلار و حداقل دستمزد کمتر از ۱۰۰ دلار است.

حتی بسته‌های رسمی اینترنت پرو یا مسیرهای دسترسی مبتنی بر وی‌پی‌ان نیز برای بسیاری از مردم غیرقابل پرداخت شده‌اند و قیمت‌ها در بازار سیاه، به‌مراتب بالاتر رفته است.

اما مشکل دسترسی به اینترنت، فقط مساله پول نیست. مساله ردیابی هم هست.

کاربری که توانایی اتصال به اینترنت را دارد، هم‌زمان می‌داند همان سیستم می‌تواند سیم‌کارتش را مسدود کند، برایش ضامن بخواهد، تعهدنامه بگیرد یا یک کامنت اینترنتی را به پرونده قضایی تبدیل کند.

  • از رهبر پشت تریبون تا رهبر نامرئی؛ خامنه‌ای دیده نمی‌شود اما فتوا می‌دهد

    از رهبر پشت تریبون تا رهبر نامرئی؛ خامنه‌ای دیده نمی‌شود اما فتوا می‌دهد

ماشین قدیمی، مرحله جدید

عملیات نفوذ و تاثیرگذاری آنلاین وابسته به جمهوری اسلامی، سال‌ها پیش از بحران اخیر نیز وجود داشت.

مایکروسافت پیش‌تر گزارش داده بود فعالیت‌های سایبری و عملیات تاثیرگذاری آنلاین وابسته به حکومت ایران، دست‌کم در سه دوره اخیر انتخابات آمریکا شناسایی شده است.

بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها نیز دی‌ماه گذشته از شبکه‌ای در ایکس خبر داد که به گفته این نهاد، احتمالا با جمهوری اسلامی مرتبط بوده و در جریان اعتراضات تلاش می‌کرده است مخالفان را بی‌اعتبار کند، معترضان را بترساند و روایت رسمی حکومت را تقویت کند.

این گزارش از دست‌کم ۲۸۹ حساب کاربری با محتوای فارسی یکسان سخن گفته بود. شبکه‌ای که ترکیبی از فعالیت انسانی و خودکار به نظر می‌رسید.

اما مرحله کنونی، لایه‌ای شخصی‌تر و نزدیک‌تر به این سیستم اضافه کرده است.

عملیات نفوذ خارجی از فاصله دور، نقش یک جامعه را بازی می‌کند، اما در اینجا خود جامعه تحت فشار قرار می‌گیرد تا همان نقش را اجرا کند.

در چنین شرایطی، واژه ساده «بات» دیگر برای توصیف آن‌چه تصویر آنلاین ایران را می‌سازد کافی نیست، بلکه حساب‌های خودکار، نیروهای سازمان‌یافته سایبری، کاربران دارای دسترسی ویژه، رسانه‌های وابسته به حکومت، صداهای پولی و کاربرانی که برای باز پس گرفتن ابزارهای عادی زندگی، مجبور به نمایش وفاداری شده‌اند، به وضعیت اضافه شده‌اند.

  • کابل‌های دیجیتال زیر دریایی در تنگه هرمز، سلاح جدید جمهوری اسلامی

    کابل‌های دیجیتال زیر دریایی در تنگه هرمز، سلاح جدید جمهوری اسلامی

سکوتی که پشت سرِ هیاهو پنهان شده

بخش حذف‌شده بحث آنلاین در ایران، یک مفهوم انتزاعی نیست.

این بخش شامل فروشنده‌ای است که مشتریانش را از دست داده، دانشجویی که به منابع درسی دسترسی ندارد، برنامه‌نویسی که قراردادهایش باطل شده، خانواده‌ای که نمی‌تواند تماس روزمره با خارج از کشور برقرار کند و فرد دارای معلولیتی که از خدمات و شبکه‌های حمایتی جدا افتاده است.

در چنین شرایطی، سیل کامنت‌های حامیان حکومت لزوما بازتاب‌دهنده افکار عمومی نیست، بلکه نشان می‌دهد برخی هنوز دسترسی دارند، برخی حمایت می‌شوند، بعضی دستورالعمل دارند و بسیاری دیگر یا حذف شده‌اند، یا توان مالی حضور ندارند یا از ترس، سکوت کرده‌اند.

  • سخنگوی دولت: به‌دنبال گره‌گشایی در موضوع اینترنت با حفظ منویات رهبری هستیم

    سخنگوی دولت: به‌دنبال گره‌گشایی در موضوع اینترنت با حفظ منویات رهبری هستیم

در ایران، حامیان واقعی جمهوری اسلامی وجود دارند، اما سیستمی که میلیون‌ها نفر را محدود می‌کند، دسترسی گزینشی می‌دهد، کاربران را زیر نظر می‌گیرد، سیم‌کارت‌ها را مسدود می‌کند و برخی را مجبور به انتشار مطالب حمایتی می‌کند، نمی‌تواند تصویر شفافی از افکار عمومی ارائه دهد.

وقتی حکومتی مردم را سانسور می‌کند و میکروفون را در اختیار وفاداران می‌گذارد، بخش نظرات دیگر یک میدان عمومی نیست، بلکه بخشی از یک صحنه نمایش است.

و داستان اصلی فقط در هیاهوی زیر یک پست نیست. در شرایطی است که بسیاری دیگر را از پاسخ دادن محروم کرده و شهروندانی را وادار می‌کند برای بازگشت به اینترنت، ابتدا قدرتی را ستایش کنند که دسترسی ایشان را مسدود کرده است.

از رهبر پشت تریبون تا رهبر نامرئی؛ خامنه‌ای دیده نمی‌شود اما فتوا می‌دهد

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
اردوان روزبه

رهبر جمهوری اسلامی ناپدید شده است، فرمان‌هایش بدون تصویر و صدا صادر می‌شوند و قدرت به تدریج از یک رهبر قابل مشاهده به شبکه‌ای امنیتی و پنهان منتقل شده است؛ تغییری که شاید بازگشتی برای مدل قدیمی جمهوری اسلامی باقی نگذاشته باشد.

نه تصویر تازه‌ای از رهبر جدید جمهوری اسلامی وجود دارد، نه سخنرانی علنی، نه حضور عمومی و نه حتی یک پیام صوتی یا ویدیویی. در میانه بحرانی که تهران را وارد خطرناک‌ترین رویارویی نظامی تاریخ جمهوری اسلامی کرده، مردی که قرار بود سومین رهبر نظام باشد، اکنون بیشتر یک نام است تا یک چهره واقعی و حاضر در قدرت.

همین غیبت، شاید بزرگ‌ترین تحول در ساختار جمهوری اسلامی از زمان تاسیس آن باشد؛ تغییری که نه فقط چهره رهبری، بلکه کل مکانیزم قدرت را دگرگون کرده است.

فاکس نیوز در گزارشی درباره مدل زندگی مجتبی خامنه‌ای، وضعیت او را با سال‌های پایانی زندگی اسامه بن‌لادن در ابوت‌آباد مقایسه کرده است؛ الگویی مبتنی بر اختفا، حذف حضور عمومی و ارتباطات محدود امنیتی. در این گزارش، عمر محمد، کارشناس ضدتروریسم، از اصطلاح «نامرئی شدن عملیاتی» استفاده می‌کند؛ وضعیتی که در آن رهبر، برای زنده ماندن نباید دیده شود.

اما مساله فقط پنهان شدن یک رهبر نیست. آنچه اکنون در جمهوری اسلامی در حال شکل‌گیری است، عبور از «رهبری فردمحور» به «مکانیزم پنهان بقا» است.

در جمهوری اسلامی، رهبر همیشه باید دیده می‌شد. از روح‌الله خمینی تا علی خامنه‌ای، اصل قدرت بر نمایش حضور استوار بود؛ رهبر در نماز جمعه، سخنرانی‌ها، دیدارهای رسمی و بحران‌های سیاسی ظاهر می‌شد تا نشان دهد مرکز تصمیم‌گیری است و با قدرت در صحنه حضور دارد. اما اکنون، برای نخستین بار، ساختار حکومت وارد مرحله‌ای شده که در آن حتی معلوم نیست شخصی که فرمان‌ها به نام او صادر می‌شوند، واقعا در چه وضعیتی قرار دارد.

رویترز گزارش داده است که مجتبی خامنه‌ای دستور داده ذخایر اورانیوم غنی‌شده از ایران خارج نشود. اما واقعیت این است که هیچ تصویر، صدای مستقیم یا حضور علنی‌ای وجود ندارد که نشان دهد این تصمیم‌ها واقعا از سوی خود او گرفته می‌شوند. تمام پیام‌ها مکتوب‌اند، تمام نقل‌قول‌ها غیرمستقیم‌اند و تمام روایت‌ها از «منابع نزدیک» یا «مقام‌های آگاه» می‌آیند.

همین ابهام، نشان‌دهنده تغییر ماهیت قدرت در جمهوری اسلامی است. اکنون نام «خامنه‌ای» بیش از آنکه نشانه یک رهبر قابل مشاهده باشد، به ابزاری برای حفظ انسجام ساختار تبدیل شده است؛ ساختاری که از ترس فروپاشی، نیاز دارد همچنان وانمود کند راس قدرت هنوز وجود دارد و فرمان می‌دهد.

در چنین وضعیتی، رهبری دیگر یک فرد نیست؛ یک مکانیزم امنیتی است.

آسوشیتدپرس در همین چارچوب، احمد وحیدی را به‌عنوان یکی از بازیگران کلیدی ساختار جدید قدرت معرفی می‌کند؛ فردی که اکنون به یکی از حلقه‌های اصلی تصمیم‌سازی و مذاکره تبدیل شده است. این گزارش می‌گوید وحیدی، که سابقه فرماندهی نیروی قدس، نقش در سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱ و اتهام مشارکت در عملیات‌های برون‌مرزی را دارد، اکنون بخشی از حلقه محدود نزدیک به مجتبی خامنه‌ای محسوب می‌شود.

اما اهمیت نقش وحیدی فقط در جایگاه او نیست، بلکه در معنایی است که این جابه‌جایی قدرت دارد. هرچه رهبر کمتر دیده می‌شود، فرماندهان امنیتی و حلقه‌های پنهان بیشتر جای او را پر می‌کنند. به همین دلیل، قدرت در جمهوری اسلامی به تدریج از «رهبری علنی» به «مدیریت امنیتی پشت پرده» منتقل شده است.

این همان نقطه‌ای است که مدل پیشین جمهوری اسلامی عملا فرو می‌ریزد. حکومت دیگر نمی‌تواند به وضعیت سابق بازگردد، چون اصل مشروعیت سنتی آن آسیب دیده است. رهبری که از ابتدای قدرت گرفتنش ناپدید بوده، در ‌آینده دیگر نمی‌تواند ناگهان به چهره‌ای علنی و مقتدر تبدیل شود.

حتی اگر جنگ متوقف شود یا توافقی شکل بگیرد، این واقعیت تغییر نخواهد کرد که ساختار جمهوری اسلامی اکنون بر پایه پنهان نگه داشتن راس قدرت عمل می‌کند.

در چنین شرایطی، صدور فرمان‌ها، موضع‌گیری‌ها و حتی تصمیم‌های استراتژیک، بیش از آنکه نشانه حضور فعال یک رهبر باشد، به بخشی از تلاش حکومت برای حفظ ظاهر یک مرکز فرماندهی تبدیل شده است. شاید مهم‌ترین بحران جمهوری اسلامی همین باشد؛ حکومتی که دهه‌ها مشروعیت خود را بر «حضور رهبر» بنا کرده بود، اکنون برای بقا مجبور شده رهبری را به چیزی نامرئی، مبهم و غیرقابل اثبات تبدیل کند.

رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۶:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)

جمهوری اسلامی در حالی که تقریبا در آستانه شکست در همه زمینه‌های داخلی و خارجی قرار دارد، تاکتیکش را بر یک سنت فقهی استوار کرده است: رجزخوانی.

سخنان تند مداحان در تجمعات شبانه، سخنان تلویزیونی مسئولان میان‌رده تا گفته‌های رسمی مسئولین بلندپایه در مذاکرات، رسانه‌های اجتماعی و در نهایت، پیام‌های مکتوب رهبر نادیده نظام، بر همین سنت استوار شده است.

ماجرای «آتیش زدم به مالم» را حتما شنیده‌اید: بزازی در بازار، در کسادی وضعیتش و وقتی که اجناسش روی دستش مانده بود و راهی برای فروش نداشت، شاگردش را با یک حلب نفت به میانه بازار می‌فرستد تا فریاد بزند که: «اوستایم عقلش را از دست داده، می‌خواهد همه جا را به آتش بکشد!»

مردم هم که ترسیده‌اند به طمع جنس مفت، سمت دکان بزاز هجوم می‌برند. اوستای بزاز پارچه‌هایش را میان دکان می‌اندازد و رجز می‌خواند که «آتش می‌زنم ...»

خلاصه که انبار بزاز خالی می‌شود و جنس‌هایش را با قیمت بالاتر می‌فروشد!

حالا جمهوری اسلامی هم انگار می‌خواهد با تهدید و رجزخوانی به آتش زدن دنیا، ایده‌هایش را به منطقه و جهان بفروشد.

مداحان از منبر، منتقدان داخلی را به مرگ تهدید می‌کنند. محمود نبویان، نایب‌رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، پادشاهان کشورهای عربی را تهدید می‌کند که «هیچ یک از کاخ‌هایشان سالم نخواهد ماند».

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۶:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
حسین ذوقی

جمهوری اسلامی در حالی که تقریبا در آستانه شکست در همه زمینه‌های داخلی و خارجی قرار دارد، تاکتیکش را بر یک سنت فقهی استوار کرده است: رجزخوانی.

سخنان تند مداحان در تجمعات شبانه، سخنان تلویزیونی مسئولان میان‌رده تا گفته‌های رسمی مسئولین بلندپایه در مذاکرات، رسانه‌های اجتماعی و در نهایت، پیام‌های مکتوب رهبر نادیده نظام، بر همین سنت استوار شده است.

ماجرای «آتیش زدم به مالم» را حتما شنیده‌اید: بزازی در بازار، در کسادی وضعیتش و وقتی که اجناسش روی دستش مانده بود و راهی برای فروش نداشت، شاگردش را با یک حلب نفت به میانه بازار می‌فرستد تا فریاد بزند که: «اوستایم عقلش را از دست داده، می‌خواهد همه جا را به آتش بکشد!»

مردم هم که ترسیده‌اند به طمع جنس مفت، سمت دکان بزاز هجوم می‌برند. اوستای بزاز پارچه‌هایش را میان دکان می‌اندازد و رجز می‌خواند که «آتش می‌زنم ...»

خلاصه که انبار بزاز خالی می‌شود و جنس‌هایش را با قیمت بالاتر می‌فروشد!

حالا جمهوری اسلامی هم انگار می‌خواهد با تهدید و رجزخوانی به آتش زدن دنیا، ایده‌هایش را به منطقه و جهان بفروشد.

مداحان از منبر، منتقدان داخلی را به مرگ تهدید می‌کنند. محمود نبویان، نایب‌رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، پادشاهان کشورهای عربی را تهدید می‌کند که «هیچ یک از کاخ‌هایشان سالم نخواهد ماند».

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در شبکه‌های اجتماعی از «پاسخ طولانی و دردناک» سخن می‌گوید.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، حتی در نشست‌های دیپلماتیک، با لحنی رجزآلود حرف می‌زند.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه، از «تحمیل ناپذیری» می‌گوید؛ و حسین کنعانی‌مقدم، فرمانده پیشین سپاه پاسداران، اعتراف می‌کند که «رجزخوانی یکی از روش‌های مقابله با دشمن است».

لایه‌ها‌ی متفاوت نظام به یک زبان مشترک رسیده‌اند. این روش تصادفی نیست، شیوه جدید حکمرانی در جمهوری اسلامی است.

100%

سنت فقهی

پشت این رجزخوانی فراگیر یک نظریه‌ فقهی ایستاده است. حدیثی نبوی می‌گوید: «نُصِرْتُ بِالرُّعْب»، یعنی پیروزی در پس ایجاد رعب و وحشت!

مفهوم انداختن رعب در دل دشمن در چندین آیه‌ قرآن نیز آمده است. این، چارچوب فقهی-ایدئولوژیک رجزخوانی است: ترساندن دشمن، خود نوعی پیروزی محسوب می‌شود.

در جنگ هشت ساله، امثال صادق آهنگران و غلام‌علی سبزواری همین سنت را در پشت بلندگوهای جبهه احیا کردند و رجزخوان جنگ، جایگاه رسمی پیدا کرد.

آهنگران در کنار فرماندهان نظامی، جزیی از ساختار جنگ بود.

شاید در دهه‌ ۶۰، رجز یک کارکرد تعریف‌شده داشت: کنار جبهه، در پشت بلندگوهای عملیات، در منبرهای مذهبی. یا رجزخوانی برای ترساندن مخالفان داخلی. حالا اما رجز از این جایگاه بیرون آمده و به همه‌ نهادهای نظام سرایت کرده است.

وقتی وزیر امور خارجه به‌جای زبان دیپلماتیک، در ایکس تهدید می‌کند، رجز جای دیپلماسی را گرفته است.

وقتی نماینده‌ مجلس به‌جای سخن گفتن از قانون و بودجه، پادشاهان خارجی را تهدید می‌کند، رجز جای کار مجلس را گرفته است.

وقتی رییس قوه قضاییه به جای صحبت از پرونده‌ها و رای‌ها، با لحن رجزآلود از «تحمیل‌ناپذیری» می‌گوید، رجز جای کار قضایی را گرفته است.

حتی تیم مذاکره‌کننده در میز دیپلماسی با همان لحنی حرف می‌زند که مداح در منبر. این یعنی نظام به‌جای آن که از هر نهاد، کارکرد خاص آن را بطلبد، از همه‌ نهادهای خود می‌خواهد رجزخوانی کنند.

این تاکتیک برای نظام دو وجه دارد. یکی برای دشمن خارجی‌اش که زبان تهدید و دیوانگی نظامی آن‌ها را تماشا کند و دیگری، مردم داخل ایران که هر لحظه امکان طغیان دوباره‌شان وجود دارد.

تهدید به حمله بی‌مهابا به همسایگان خلیج فارس ایران، احضار بی‌مهابای فعالان فرهنگی و سیاسی و اقتصادی، تهدید روزنامه‌نگاران داخلی، توقیف اموال هنرمندان و روزنامه‌نگاران و مخالفان داخلی؛ همگی بخشی از این ایجاد ترس و در نهایت ارجاع به وضعیت «النصر بالرعب» مورد علاقه مسئولان جمهوری اسلامی است.

100%

خلأ پشت رجز

اما چرا نظام به این روش رسیده؟

پاسخ ساده است: چون چیز دیگری ندارد. ماجرا همان بزاز بازار است. مستاصل شده و در حال از دست دادن همه جبهه‌های خارجی و داخلی‌اش است.

نظامی که نتوانست در دیپلماسی موفق شود، نتوانست اقتصاد را سامان دهد، نتوانست در میدان نظامی برتر شود، نتوانست جامعه را با خود همراه کند، حالا وضعیتی در آستانه جنون پیدا کرده و تنها یک ابزار برایش باقی مانده است: رجزخوانی. آدم‌هایش را به همه جا می‌فرستد تا فریاد «اوستایم دیوانه شده!» سر بدهند.

نظام معتقد است با ترساندن «دشمن» می‌تواند ضعف‌های خود را پنهان کند، اما این منطق یک ضعف بنیادی دارد. ترس، مثل سکه، دو رو دارد. وقتی نظام مدام تهدید می‌کند، نه تنها دشمن، که خود مردم هم ترس را می‌بینند و این ترس را به ضعف نظام تعبیر می‌کنند، نه به قدرت آن.

در جمهوری اسلامی ۱۴۰۵، با تورم سه رقمی، با میلیون‌ها بیکار، با اینترنت قطع و اقتصاد در آستانه‌ فروپاشی، هر رجزخوانی جدید ایجاد وحشت نمی‌کند؛ کمدی سیاهی‌ست که مردم را به خنده می‌اندازد.

اینترنت طبقاتی؛ سفره‌ای که برای همه پهن نیست

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیما اکبرپور

مرتضی پس از دو ماه توانست چند دقیقه‌ای آنلاین شود و در گروه دوستان قدیمیش بنویسد: «سلام رفقا، فیلترشکنی که کار کند سراغ دارید؟ برای ورود به اکانت سمعکم گرفتار شده‌ام. نمی‌توانم آپدیتش کنم.»

همین پیام کوتاه، شاید روشن‌ترین تصویر از بحران فعلی ارتباطات در ایران باشد که نشان می‌دهد، مساله فراتر از دسترسی به اینستاگرام یا فقط چند سایت خبری است. اینترنت سال‌هاست به ستون زندگی مردم تبدیل شده و از آن برای کار، آموزش، حمل‌ونقل، بانکداری و حتی تن‌درستی و درمان بهره می‌برند.

خاموشی اخیر که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شده و تاکنون ادامه دارد، طولانی‌ترین خاموشی ملی در جهان است و ابعاد مختلفی از زندگی شهروندان را تحت تاثیر قرار داده است.

متا، شرکت آمریکایی مالک واتساپ، فیسبوک و اینستاگرام، اخیرا در گزارش رسمی خود اعلام کرد، میانگین کاربران روزانه گروه اپ‌هایش در سه‌ماهه اول امسال، از ۳.۵۸ میلیارد به ۳.۵۶ میلیارد رسیده و یکی از دلایل این اُفت، اختلالات اینترنت در ایران بوده است. این یعنی خاموشی اینترنت در این کشور چنان گسترده بوده که رد زخمش بر نمودار مصرف غول‌های فناوری جهان هم بر جای مانده است.

  • نت‌بلاکس در روز ۷۸ قطعی اینترنت: آزادی‌های اساسی ۹۰ میلیون نفر تحت تاثیر قرار گرفته است

    نت‌بلاکس در روز ۷۸ قطعی اینترنت: آزادی‌های اساسی ۹۰ میلیون نفر تحت تاثیر قرار گرفته است

اینترنت چرا قطع شد؟

در دوران جنگ، قطعی آب و برق و اینترنت به خاطر حملات دشمن به مواضع خودی، چیز عجیبی نیست اما این‌بار خود حکومت است که آمر و عامل خاموشی است و مهم‌تر از آن، روایتی است که هم‌زمان برای توجیهش ساخته و پرداخته می‌کند. در این روایت آنچه رخ داده نه قطع اینترنت، بلکه محدود شدن سکوهای بیگانه بوده به خاطر شرایط جنگی.

رسول جلیلی، عضو شورای عالی فضای مجازی، می‌گوید وقتی رسانه‌ها از قطعی «اینترنت» حرف می‌زنند، در واقع منظورشان اینستاگرام و تلگرام است. او بلافاصله همین سکوها را هم‌رده با جنگنده‌ها و موشک‌های آمریکایی می‌نامد.

این تشبیه به خوبی نشان‌دهنده نگاه حاکمیت به اینترنت است. فضایی که در آن پلتفرم‌های جهانی نه ابزار ارتباط، بلکه تهدیدی علیه حکمرانی تلقی می‌شوند.

  • اقتصاد دیجیتال ایران زیر تیغ فیلترینگ؛ مالیات برای شغل‌هایی که دیگر وجود ندارند

    اقتصاد دیجیتال ایران زیر تیغ فیلترینگ؛ مالیات برای شغل‌هایی که دیگر وجود ندارند

در بیرون از ایران هم همین منطق، با زبانی نرم‌تر بازتولید می‌شود. محمد مرندی، کارشناس نزدیک به حکومت، در واکنش به گزارش الجزیره درباره خاموشی اینترنت استدلال می‌کند که چون بعضی اپ‌ها و سرویس‌های داخلی هنوز کار می‌کنند، استفاده از عبارت خاموشی نادرست است.

اینترنت بنابر تعریف، یک شبکه جهانیِ از شبکه‌هاست. از نظر فنی، فیلترینگ یعنی بستن یا محدود کردن سرویس‌ها و وب‌سایت‌هایی مشخص از این شبکه. این یعنی مسدودسازی بر مبنای فهرست سیاه کار می‌کند. اما خاموشی اخیر فراتر از فیلتر چند پلتفرم مثل ایکس و اینستاگرام است. چیزی که در حال حاضر با آن روبه‌روییم، دسترسی طبقاتی بر پایه فهرست سفید است. پدیده که با نام «اینترنت پرو» عرضه می‌شود.

اینترنت پرو: قاتُق نان یا قاتل جان

خاموشی طولانی اینترنت هم‌زمان با شرایط جنگی، یکی از شدیدترین ضربات را به کسب‌وکارها وارد کرد. نام اینترنت پرو، از اوایل آتش‌بس و هم‌زمان با زمزمه‌هایی چون «سامان‌دهی» و «مدیریت» سکوهای خارجی بر سر زبان‌ها افتاد. طرحی که آن را شورای عالی امنیت ملی (شعام) تصویب و دولت به عنوان راهی موقت برای کاهش فشار بر کسب‌وکارها معرفی کرد.

  • اینترنت، نابرابری و کنترل روانی در وضعیت بحران

    اینترنت، نابرابری و کنترل روانی در وضعیت بحران

این طرح برای گروه‌های مختلف، دسترسی‌های متفاوتی را در نظر می‌گیرد. یعنی میزان دسترسی را بر پایه احراز هویت و گنجیدن افراد در یک گروه شغلی می‌گذرد. مثلا در اینترنت پرویی که به یک پزشک داده می‌شود، اینستاگرام فیلتر و یوتیوب باز است. در حالی که اینترنت پرو یک تاجر، ورود به اینستاگرام را مجاز می‌داند اما یوتیوب در آن بسته است. شکلی رسمی‌تر از اینترنت طبقاتی که در آن میزان دسترسی مبتنی است بر هویت، صنف و حضور در فهرست مجاز.

البته در این بین افراد و اصنافی بودند که رنج سانسور را به جان خریدند و به اینترنت طبقاتی تن ندادند. اما چنین افرادی چه راه‌هایی برای اتصال به اینترنت دارند؟

فیلترشکن‌هایی که در ایران فروخته می‌شوند، متنوعند. برخی تجاری یا دست‌سازند، بعضی کانفیگ‌هایی هستند که روی مسیرها و سرورهای خاصی کار می‌کنند، و دسته‌ای هم ممکن است بر بسترهایی مانند استارلینک سوار شده باشند. اما از دید یک کاربر، همگی یک معنا دارند: خریدن چند گیگ ترافیک برای اندکی دسترسی به اینترنت.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که از آغاز جنگ تا کنون، قیمت فیلترشکن‌ها چندین برابر جهش کرده است. با این حال تشویق و تبلیغ برای خرید اینترنت پرو از یک‌سو و راه‌حل‌های مبتکرانه عبور از سانسور که عمدتا به رایگان از سوی برنامه‌نویسان مستقل ارائه می‌شود، گاهی قیمت فیلترشکن‌ها را در بازار می‌شکند.

ولی تناقض اینجاست: اگر اینترنت به دلایل امنیتی برای عموم مردم خطرناک است، چرا همان دسترسی برای عده‌ای دیگر با پول، مجوز یا ارتباط ممکن می‌شود؟

یاشار سلطانی، روزنامه‌نگار تحقیقی مستقل در گزارشی، ریشه طرح اینترنت پرو را در همراه اول و منافع اقتصادی آن می‌بیند و استدلال می‌کند که در پشت این سازوکار، شبکه‌ای از منافع نزدیک به قدرت قرار دارد و به طور مشخص به ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد تعاون سپاه اشاره می‌کند.

  • نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

    نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

حتی اگر حلقه‌های این زنجیره تامین نیازمند بررسی مستقل بیشتری باشد، یک نکته بدیهی است: در کنار خاموشی اینترنت، بازاری هم برای فروش «سطح دسترسی» شکل گرفته. سانسور در این برهه به مدلی برای درآمدزایی تبدیل شده است و کنترل روایت را نیز در دست گرفته است.

اسم بحران فعلی شاید هنوز «خاموشی اینترنت» باشد، اما اثرات جانبی آن، ایجاد شکاف جدیدی در جامعه است که میان متصل‌ها و قطع‌شده‌هاست. کسی که پول، مجوز یا دسترسی ویژه ندارد، عملا به علت شکاف دیجیتال از جهان بیرون دور می‌شود.

جمهوری اسلامی هم‌زمان با محدود کردن اینترنت جهانی، دسترسی را از نو تعریف کرده است: نه به‌عنوان یک حق عمومی، بلکه به‌عنوان امتیازی که می‌توان آن را محدود، قیمت‌گذاری و میان گروه‌های مختلف توزیع کرد. اینترنت در ایران به امتیاز، کالا و ابزار کنترل تبدیل شده است و نتیجه اجرای چنین طرحی، نه فقط تبعیض اقتصادی، بلکه معماری کنترل است.