رسانههای لبنان گزارش دادند در حمله هوایی اسرائیل به جادهای در جنوب لبنان، سه نفر کشته شدند. هویت این سه نفر هنوز روشن نیست. پیشتر اسرائیل در هشدار تخلیه فوری، از شهروندان غیر نظامی لبنان خواسته بود برخی مناطق را ترک کنند.
دور جدید حملات اسرائیل به جنوب لبنان، پس از نقض آتشبس از سوی لبنان آغاز شد.
خبرگزاری ملی لبنان اعلام کرد این حمله پس از هشدار تخلیه ارتش اسرائیل انجام شد و حملات دیگری نیز در نبطیه، کفره، حاریس و منصوری گزارش شده است.
همزمان با شرایط پرتنش منطقه، رویداد «در امارات بسازید» در ابوظبی برگزار شد و شرکتهای تجاری،نزدیک به ۴۶ میلیارد دلار در امارات سرمایهگذاری کردند.
این رقم بیش از مجموع درآمد نفتی جمهوری اسلامی (۴۵.۳ میلیارد دلار) در سال ۲۰۲۵ میلادی است.
النهار گزارش کرده است این سرمایهگذاری شامل صنایع دفاعی و تکنولوژیک، دارویی، شیمیایی و انرژی است. این رویداد ۴ روزه حتی در شرایط جنگی هم تعطیل نشد و توانست جهش بزرگ امارات در تبدیل شدن به یک قطب صنعتی در منطقه را تثبیت کند.
در خلال جنگ دوم، زمانی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا جمهوری اسلامی را تهدید کرد که ممکن است زیرساختها را هدف قرار دهد، برخی نسبت به آسیب خوردن زیرساختهای کشور، اظهار دلواپسی کردند.
این درحالی است که در پی سالها ناکارآمدی جمهوری اسلامی، به دلیل عدم سرمایهگذاری مناسب در بخشهای مختلف انرژی، به ویژه انتقال برق، از چند سال پیش برقرسانی به شهروندان مختل شده است.
اکنون که با برقراری آتشبس، تهدید هدف قرار گرفته شدن زیرساختها پایان یافته، برق شهروندان توسط جمهوری اسلامی قطع شده است.
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری ۱۹ اردیبهشت اعلام کرد تاکنون ۲۶۲ فقره ملک متعلق به ایرانیان، با اتهامات مربوط به جنگ، توقیف شده است.
او اضافه کرد بر اساس گزارشی که از سازمان ثبت اسناد و املاک کشور دریافت شده، تاکنون در پی نامههای دادستانی کل کشور درباره بازداشت و توقیف اموال شهروندان، ۷۲۲ استعلام از سوی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور انجام شده است.
روزنامه معاریو در گزارشی نوشت اسناد محرمانه و نامههای تازه منتشرشده از یحیی سنوار و رهبران حماس، از برنامهریزیهای طولانیمدت این گروه برای حمله هفتم اکتبر خبر میدهد و هماهنگی دقیق با «محور مقاومت»، از جمله حزبالله لبنان و جمهوری اسلامی.
بر اساس این گزارش، این افشاگریها که حاصل یک پژوهش بر روی مکاتبات داخلی حماس است، نشان میدهد برخلاف تصور نهادهای امنیتی اسرائیل مبنی بر مرعوب بودن حماس، این گروه از سال ۲۰۲۱ در حال تدارک عملیاتی برای نابودی اسرائیل بوده است.
در این میان، نقش رایزنیهای سطح بالا با مقامات ارشد ایرانی از جمله اسماعیل قاآنی و توافق کلیدی رهبران «جبهه مقاومت» برای اطلاعرسانی مستقیم به علی خامنهای درباره سناریوی حمله همزمان چندجبههای، از اهمیت ویژهای در طراحی این عملیات برخوردار بوده است.
شمارش معکوس برای این حمله گسترده از ماه می سال ۲۰۲۱ و پس از نبرد موسوم به «نگهبان دیوارها» آغاز شد. نبردی که حماس آن را لحظهای تعیینکننده برای نابودی اسرائیل در نظر گرفت.
بر اساس اسناد بهدست آمده از سوی ارتش اسرائیل و تحلیل شده بهوسیله دکتر دانیال سوبلمن، رهبران حماس از آن زمان اسرائیل را «کشوری ضعیف» میپنداشتند و نیروهای خود را برای یک اقدام دراماتیک که آن را «پروژه بزرگ» مینامیدند، آموزش میدادند.
در این مدت، حماس با استفاده از خطای محاسباتی اسرائیل که آنها را تنها «یک گروه تبهکار» و نه یک ارتش دهها هزار نفری میدید، در زیر سایه غفلت نهادهای امنیتی، تدارکات نظامی خود را برای نبردی استراتژیک تکمیل کرد.
بخش مهمی از این اسناد به تلاشهای یحیی سنوار برای متقاعد کردن متحدان منطقهای خود، به ویژه حزبالله لبنان و جمهوری اسلامی، اختصاص دارد.
اگرچه در ابتدا حسن نصرالله، دبیرکل وقت حزب الله، به دلیل اولویت داشتن مسائل مرتبط با ایران نسبت به موضوع فلسطین دچار تردید بود و سنوار نیز در مقطعی از ابای نسبی ایران و حزبالله برای پیوستن به حمله خبر داده بود، اما رایزنیها برای جلب مشارکت آنها به شدت جریان داشت.
دو سال پیش از حمله هفتم اکتبر، دیداری تعیینکننده در بیروت با حضور نصرالله، اسماعیل هنیه و قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، برگزار شد که در آن، حاضران بر امکانپذیر بودن متلاشی کردن اسرائیل تاکید کردند.
نقطه اوج این هماهنگیها در ماه ژوییه سال ۲۰۲۲ رقم خورد؛ زمانی که هنیه به سنوار اطلاع داد نصرالله به طور قاطع از سناریوی اول و مطلوب حماس، یعنی حمله همزمان و غافلگیرکننده از چند جبهه، حمایت کرده است.
مطلع کردن خامنهای
طرفین در این مقطع توافق کردند موافقت نهایی خود را به اطلاع خامنهای برسانند و طرحی یکپارچه برای عملیاتی کردن این ایده تدوین کنند.
در کنار این هماهنگیهای کلان با تهران و حزبالله، حماس جزییات تاکتیکی و روانی عملیات را نیز با دقت طراحی کرده بود.
سنوار در نامههای خود تاکید داشت که زمان حمله باید با یکی از اعیاد یهودیان مصادف شود تا از افزایش حساسیتها و تنشهای مرتبط با مسجدالاقصی بهرهبرداری کنند.
افزون بر این، استفاده گسترده شبهنظامیان از دوربینها در صبح عملیات، بخشی از یک دستور عملیاتی صریح برای ایجاد موجی از سرخوشی، جنون و تحریک ساکنان کرانه باختری و اعراب داخل اسرائیل به شورش همهجانبه بود.
بر اساس پژوهش انجام شده، حماس برنامهریزی کرده بود تا تمام حمله را زنده پخش کنند؛ به این منظور که تحریک بیشتری بکنند و به اعراب و «امت»، امید بدهند و از سوی دیگر اسرائیلیها را بترسانند تا از کشورشان فرار کنند.
اسناد درونسازمانی حماس همچنین نشان میدهد آنها بحرانهای سیاسی داخلی اسرائیل و روی کار آمدن دولت راستگرا را به عنوان بستری برای تسریع درگیری و عاملی متقاعدکننده برای همراه کردن سایر شرکای محور مقاومت ارزیابی میکردند که این ارزیابیها در نهایت به شکلگیری یکی از بزرگترین غافلگیریهای اطلاعاتی و نظامی اسرائیل منجر شد.