امام جمعه قم: آمریکا حتی نمیتواند امنیت پایگاههای خود را تضمین کند
محمد سعیدی، امام جمعه قم، گفت پایگاههای آمریکا حتی توان تامین امنیت خود را ندارند و حضور این کشور عامل ناامنی در منطقه است.
محمد سعیدی، امام جمعه قم، گفت پایگاههای آمریکا حتی توان تامین امنیت خود را ندارند و حضور این کشور عامل ناامنی در منطقه است.






با وجود افزایش حدود ۶۰ درصدی حداقل دستمزد در سال ۱۴۰۵، مقایسه آن با نرخ دلار نشان میدهد قدرت خرید کارگران در ایران بیش از پیش کاهش یافته است. حداقل دستمزد که در پایان فروردین ۱۴۰۴ حدود ۱۲۵ دلار بود، در اردیبهشت ۱۴۰۵ به حدود ۹۰ دلار رسید.
در شرایطی که تورم رکوردهای تازهای ثبت کرده، دستمزد کارگران به یکی از محورهای اصلی بحران معیشتی تبدیل شده است. بحرانی که در آن از سفره خانوار تا هزینه درمان و زندگی روزمره کارگران، تحت فشار قرار گرفته است.
بر اساس مصوبه شورای عالی کار، حداقل ستمزد ماهانه کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶ میلیون و ۲۵۵ هزار تومان تعیین شده و حداقل مزد روزانه برای هشت ساعت کار نیز حدود ۵۵۴ هزار تومان است.
دریافتی نهایی کارگران بسته به مزایا، سابقه کار و سایر اقلام مزدی افزایش مییابد، اما مبنای مقایسه در این گزارش، حداقل دستمزد پایه است.
این رقم در مقایسه با حداقل دستمزد ۱۰ میلیون و ۳۹۱ هزار تومانی سال ۱۴۰۴، نزدیک به ۶۰ درصد افزایش نشان میدهد، اما این رشد در برابر جهش هزینههای زندگی دوام نیاورده است.
در پایان فروردین ۱۴۰۴، حداقل دستمزد با نرخ حدود ۸۳ هزار تومان برای هر دلار، معادل تقریبی ۱۲۵ دلار بود.
در مقابل، با در نظر گرفتن نرخ حدود ۱۸۰ هزار تومان برای هر دلار در اردیبهشت ۱۴۰۵، حداقل دستمزد جدید معادل حدود ۹۰ دلار است.
این تغییر در مقایسه دستمزد و نرخ ارز در یک سال گذشته بهروشنی قابل مشاهده است.
به این ترتیب، ارزش دلاری حداقل دستمزد کارگران در فاصله یک سال حدود ۲۸ درصد کاهش یافته است. نشانهای روشن از اینکه افزایش ریالی مزد، از شتاب گرانی و جهش نرخ ارز جا مانده است.
در این گزارش، محاسبات بر اساس حداقل دستمزد پایه (بدون مزایا) و نرخ دلار در بازار آزاد در دو مقطع زمانی مشخص انجام شده است.
اما این روند محدود به یک سال اخیر نبوده است. جهش نرخ دلار و کاهش ارزش پول ملی در ایران، مسیری چنددههای را طی کرده که از سالهای آغازین جمهوری اسلامی شروع شده و امروز در فاصله عمیق میان دستمزد و هزینه زندگی کارگران خود را نشان میدهد.
بیثمر بودن افزایش اسمی دستمزد
در چنین روندی، افزایش اسمی دستمزدها عملا در برابر افت ارزش پول ملی بیاثر شده است.
کنفدراسیون کار ایران - خارج از کشور، اول فروردین در بیانیهای با عنوان «حداقل دستمزد سال ۱۴۰۵ و تعمیق فقر در میان طبقه کارگر» مصوبه دستمزد سال جدید را «تصمیمی آگاهانه برای تعمیق فقر» توصیف کرد.
این نهاد نوشت بر اساس ارزیابیهای مستقل کارگری، هزینه سبد معیشت یک خانوار کارگری به بیش از ۸۰ میلیون تومان در ماه رسیده و حداقل دستمزد مصوب، چند برابر کمتر از هزینه واقعی زندگی است.
محمدرضا تاجیک، نماینده کارگران در شورای عالی کار، اسفند ۱۴۰۴ اعلام کرد هزینه سبد معیشت یک خانوار کارگری به حدود ۴۰ تا ۴۵ میلیون تومان در ماه رسیده، در حالی که حداقل دریافتی کارگران حدود ۱۵ میلیون تومان است.
او این فاصله را نشانه «شکاف جدی میان درآمد و هزینههای زندگی» دانست.
به گفته تاجیک، حتی افزایش ۱۰۰ درصدی دستمزد نیز به تنهایی نمیتواند مشکلات معیشتی کارگران را حل کند و تعیین دستمزد باید بر مبنای حفظ قدرت خرید انجام شود، نه صرفا درصد افزایش حقوق.
این فاصله تنها در روایتهای کارگری یا گزارشهای معیشتی دیده نمیشود. مقایسه عددی حداقل دستمزد با برآوردهای مختلف از سبد معیشت نشان میدهد شکاف میان درآمد کارگران و هزینه واقعی زندگی، به چند برابر رسیده است.
تورم کمرشکن
مرکز آمار ایران اعلام کرد شاخص قیمت مصرفکننده خانوارها در فروردین ۱۴۰۵ به عدد ۵۶۹.۳ رسیده است. رقمی که نسبت به ماه قبل از آن، پنج درصد و نسبت به فروردین سال گذشته ۷۳.۵ درصد افزایش داشته است.
بر اساس این گزارش، تورم نقطهبهنقطه در فروردین به ۷۳.۵ درصد رسیده و تورم سالانه نیز ۵۳.۷ درصد ثبت شده است.
تورم ماهانه نیز در این ماه پنج درصد گزارش شده و در گروه «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات» به ۵.۶ درصد و در گروه «کالاهای غیرخوراکی و خدمات» به ۴.۵ درصد رسیده است.
بررسی دهکهای هزینهای نشان میدهد نرخ تورم سالانه برای دهک دهم ۵۲ درصد و برای دهک دوم ۵۸.۲ درصد بوده است. فاصلهای که فشار بیشتر تورم بر گروههای کمدرآمد را نشان میدهد.
اکنون همزمان با اول ماه مه و روز جهانی کارگر، طبقه کارگر در ایران با بحرانی عمیقتر از سالهای گذشته روبهروست. بحرانی که فقر، سوءتغذیه و ناتوانی در پرداخت هزینه درمان، سلامت و امید به زندگی کارگران را به خطر انداخته است.
در چنین شرایطی، مطالبات جامعه کارگری فقط به افزایش دستمزد محدود نمیشود.
ممنوعیت کار کودکان، تضمین آموزش رایگان، پرداخت دستمزد متناسب با هزینه واقعی زندگی، امنیت شغلی، حق تشکلیابی مستقل، اجرای کامل بیمه و مزایای قانونی، ارتقای ایمنی محیط کار و رفع تبعیض علیه زنان و کارگران مهاجر، از جمله خواستههایی هستند که با عمیقتر شدن بحران معیشت اهمیت بیشتری یافتهاند.
زنان و دشواریهای مضاعف
کارگران زن که از آنان بهعنوان یکی از ارزانترین نیروهای کار در ایران یاد میشود، همچنان با تبعیضی چندلایه روبهرو هستند. هم دستمزد و مزایای کمتری میگیرند، هم در موقعیتهای شغلی ناپایدارتر قرار دارند و هم قدرت چانهزنی پایینتری نسبت به همکاران مرد خود دارند.
در برخی واحدهای تولیدی و صنعتی، زنان متاهل با محدودیت بیشتری برای استخدام روبهرو میشوند و در مواردی از زنان مجرد تعهدهایی درباره ازدواج یا بارداری گرفته میشود.
وضعیت زنان کارگر در کارگاههای کوچک، مشاغل غیررسمی و محیطهایی مانند کورهپزخانهها دشوارتر است. جایی که بخش قابل توجهی از نیروی کار زن در شرایط فرسایشی، با دستمزد پایین و شرایط ناایمن، کار میکند.
روز جهانی کارگر در ایران در حالی فرا رسیده که خصوصیسازی کارخانهها و شرکتهای دولتی بدون توجه به امنیت شغلی و منافع بلندمدت کارگران ادامه دارد. روندی که در سالهای گذشته به تعویق دستمزدها، اخراجها، ناامنی شغلی و اعتراضات گسترده کارگری دامن زده است.
جمهوری اسلامی که با وعده حمایت از «مستضعفان» و عدالت اجتماعی به قدرت رسید، از همان آغاز تا امروز مخالفان و منتقدان را سرکوب کرده، دلار هفتتومانی را به حدود ۱۸۰ هزار تومان رسانده و کارگران را به جایی کشانده که حداقل دستمزدشان فاصلهای بسیار زیاد با هزینههای اولیه زندگی دارد.
افزایش دستمزدها روی کاغذ بیشتر شده، اما در برابر تورم و جهش نرخ ارز، ارزش واقعی آن کمتر شده است. شکافی که پیش از هر جا، خود را در سفره کارگران نشان میدهد.
خبرگزاری رویترز گزارش داد آمریکا قراردادی ۱۰۰ میلیون دلاری با شرکت دومینو دیتا لب با هدف تقویت سامانههای هوش مصنوعی برای شناسایی مینهای جمهوری اسلامی در تنگه هرمز امضا کرده است.
این نرمافزار امکان سازگاری سریعتر با انواع جدید مینها را فراهم میکند و زمان بهروزرسانی سامانههای شناسایی را از چند ماه به چند روز کاهش میدهد.
تامس رابینسون، مدیر عملیاتی دومینو، گفت این فناوری امکان آموزش، مدیریت و بهکارگیری سریع سامانههای هوش مصنوعی را در آبهای مورد مناقشه فراهم میکند.
قیمت نفت، جمعه ۱۱ اردیبهشت افزایش یافت، اما همچنان پایینتر از اوج چهار سالهای قرار دارد که پنجشنبه ثبت شده بود.
بهای معاملات نفت برنت با ۱.۰ درصد افزایش به ۱۱۱ دلار و ۴۸ سنت در هر بشکه رسید.
این شاخص جهانی ۱۰ اردیبهشت جهش قابلتوجهی را تجربه کرده بود، اما در پایان معاملات بخشی از رشد خود را از دست داد.
نفت وست تگزاس اینترمدیت نیز با ۰.۴ درصد افزایش به ۱۰۵ دلار و ۵۰ سنت در هر بشکه معامله شد.
در حالی که از زمان معرفی مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی، تاکنون هیچ تصویر یا ویدیوی واقعی از او منتشر نشده، محسن قمی، معاون امور بینالملل دفتر رهبر جمهوری اسلامی، گفت: «مهمترین مسئله برای ما در حال حاضر حفظ جان او است» و افزود او «در سلامت کامل، مشغول مدیریت امور است».
قمی گفت مجتبی خامنهای در همان ساختمانی حضور داشت که رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی در آن حضور داشت، اما چند دقیقه پیش از حملات آمریکا و اسرائیل، بهدلیل «ضرورتهای کاری»، در حیاط ساختمان بود و «خداوند اراده کرد که ایشان ذخیرهای باشند و حفظ شوند».
معاون بینالملل دفتر رهبر جمهوری اسلامی افزود: «دشمن با شایعهسازی درباره سلامت مجتبی خامنهای تلاش میکند واکنشهایی ایجاد کند و از آن برای پیشبرد توطئههایش استفاده کند.»
او همچنین گفت رهبر جدید جمهوری اسلامی با نظارت دقیق، مسائل مربوط به «مذاکرات و میدان» را پیش میبرد و اخیرا نیز به هیئت مذاکرهکننده با آمریکا تذکراتی داده که «در چه شرایطی باید چه اقداماتی انجام دهد».
روزنامه الشرق الاوسط به نقل از منابع نظامی در حزبالله لبنان گزارش داد این گروه نیابتی جمهوری اسلامی در حال بررسی طرح بازگشت به «تاکتیکهای دهه ۱۹۸۰» و گزینههای رزمی غیرمتعارف، از جمله فعالسازی مجدد «گروههای استشهادی» است.
به گزارش الشرق الاوسط، اکنون این پرسش مطرح است که آیا طرح گزینه ازسرگیری فعالیت «گروههای استشهادی» صرفا تلاشی برای بسیج نیروها است یا اینکه امکان اجرای عملی آن نیز وجود دارد.
«عملیات استشهادی» در گفتمان حزبالله مفهوم تازهای نیست. در جریان درگیریها در سال ۲۰۲۴، حسن نصرالله، دبیرکل پیشین حزبالله، از نیروهای این گروه در جنوب لبنان با عنوان «استشهادیها» یاد کرده بود.
نصرالله مهرماه ۱۴۰۳ در حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت کشته شد.
در روزهای اخیر و پس از تشدید حملات متقابل حزبالله و ارتش اسرائیل، سطح تنشها در منطقه بار دیگر افزایش یافته و آتشبس شکننده در لبنان بیش از پیش در معرض فروپاشی است.
محدودیتهای محیطی و تحول فناوری
برخی تحلیلگران تحقق چنین سناریویی را با تردید ارزیابی میکنند.
یعرب صخر، کارشناس نظامی، در مصاحبه با الشرق الاوسط گفت: «واقعیت میدانی در جنوب لبنان باعث میشود که سخن گفتن از بازگشت عملیات انتحاری، بیشتر به یک بحث نظری نزدیک باشد تا یک گزینه عملی.»
او افزود ویرانیها و تخلیه گسترده مناطق جنوبی لبنان در پی تشدید مناقشه، امکان بهرهگیری از پوشش جمعیتی را برای اجرای چنین عملیاتهایی از میان برده است.
به گفته این تحلیلگر، پیشرفتهای فناوری در حوزه شناسایی و نظارت، همراه با دسترسی اسرائیل به بانک گستردهای از اهداف، اجرای این نوع عملیات را با دشواری جدی روبهرو کرده است؛ بهویژه در شرایطی که نظارت مستمر و ردیابی دقیق، تحرک میدانی را محدود میکند.
صخر اضافه کرد تاکتیکهای دهه ۱۹۸۰ تنها به عملیات انتحاری محدود نمیشود، بلکه اقداماتی مانند ترور و آدمربایی را نیز در بر میگیرد. با این حال، در شرایط کنونی، طرح این موضوعات بیش از آن که جنبه عملیاتی داشته باشد، کارکردی تبلیغاتی، سیاسی و معطوف به مصرف داخلی پیدا کرده است.
او ادامه داد: «این گفتمان بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار بر مسئولان و نیروهای سیاسی [لبنان] به کار گرفته میشود تا آنها را به سمت انتخاب گزینههای خاصی در سیاست خارجی سوق دهد.»
در روزهای اخیر، تنشهای لفظی میان جوزف عون، رییسجمهوری لبنان و نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، بر نگرانیها درباره تشدید بیثباتی در این کشور افزوده است.
قاسم هفتم اردیبهشت گفتوگوهای مستقیم دولت لبنان با اسرائیل را «گناهی بزرگ» خواند و گفت این مذاکرات لبنان را «بیثبات» خواهد کرد.
عون نیز در پاسخ، به وابستگی حزبالله به جمهوری اسلامی اشاره کرد و گفت: «خیانت را کسانی مرتکب میشوند که کشور خود را برای تامین منافع خارجی به جنگ میبرند.»
آیا عملیات انتحاری میتواند اثرگذاری میدانی داشته باشد؟
فادی داوود، کارشناس نظامی، به الشرق الاوسط گفت طرح بازگشت به شیوههای عملیاتی دهه ۱۹۸۰ صرفا یک فضاسازی رسانهای نیست، بلکه این گزینه در میان ظرفیتهای حزبالله وجود دارد.
او افزود با وجود پیشرفتهای قابل توجه در فناوریهای نظارتی و اطلاعاتی، عملیات استشهادی همچنان میتواند اثرگذاری میدانی داشته باشد، زیرا «فناوری در برابر یک عنصر انسانی مصمم برای رسیدن به هدفش، کارایی محدودی دارد».
داوود در عین حال تاکید کرد اجرای چنین عملیاتی در داخل اسرائیل مستلزم نفوذ و دسترسی مستقیم به هدف است. موضوعی که با چالشهای جدی میدانی روبهروست و باعث میشود میزان موفقیت آن متغیر باشد.
به گفته این تحلیلگر، صرف مطرح شدن چنین گزینهای دارای ابعاد روانی و راهبردی است، زیرا تجربههای گذشته را برای اسرائیل یادآوری میکند و این پیام را میرساند که «هرگونه توافقی که موازنه قدرت را نادیده بگیرد»، میتواند به تشدید تنش خارج از چارچوبهای متعارف منجر شود.
روزنامه هاآرتص پیشتر گزارش داده بود خلع سلاح حزبالله همچنان گره اصلی در مذاکرات میان لبنان و اسرائیل به شمار میرود.
مقامهای حکومت ایران بهعنوان پشتیبان اصلی حزبالله، تاکنون بهطور جدی با خلع سلاح این گروه مخالفت کردهاند.
تامین مالی و تسلیحاتی گروههای نیابتی در منطقه از سوی جمهوری اسلامی در شرایطی ادامه دارد که مردم ایران در سالهای اخیر با مشکلات متعدد اقتصادی، از جمله تورم افسارگسیخته، افزایش نرخ ارز و بیکاری، دست به گریبان بودهاند.