ارتش اسرائیل: سکوهای آماده پرتاب موشک حزبالله در جنوب لبنان را هدف قرار دادیم
ارتش اسرائیل اعلام کرد در حملات شب گذشته، به سکوهای پرتاب موشک حزبالله در جنوب لبنان، که آماده پرتاب بودند، حمله کرده است.
ارتش اسرائیل همچنین اعلام کرد که به منظور رفع تهدیدها و حفظ امنیت غیرنظامیان و سربازان اسرائیلی، به عملیات خود ادامه میدهد.
شهادتهای نادری از داخل غزه که به دست روزنامه دیلیمیل رسیده، نشان میدهد اعضای حماس زنان، بهویژه بیوهها و زنان مطلقهای، را که برای دریافت کمک به نهادهای خیریه مراجعه میکنند مورد باجگیری و سوءاستفاده قرار میدهند.
به گفته منابع، «از آسیبپذیری آنها سوءاستفاده میشود و این وضعیت هر روز بدتر میشود.»
در حالی که توجه جهانی بر جنگ علیه حکومت ایران و پیامدهای منطقهای آن متمرکز شده، روایتهای نگرانکنندهای از نوار غزه در حال انتشار است که تصویری متفاوت از واقعیت جاری در این منطقه ارائه میدهد. ساکنان بهتدریج سکوت خود را میشکنند و از الگویی تکرارشونده از اخاذی و سوءاستفاده جنسی توسط حماس سخن میگویند؛ گروهی که از زمان آتشبس با اسرائیل همچنان با اقتداری سختگیرانه بر این منطقه حکومت میکند و زنان آسیبپذیر - بهویژه بیوهها و مطلقههایی که برای تامین غذا و کمکهای اولیه تلاش میکنند - را هدف قرار میدهد.
برخی از این شهادتها که دیلیمیل از طریق پلتفرم رسانهای عربی «جسور نیوز» به دست آورده، به دخالت افرادی مرتبط با حماس و در برخی موارد تلاش برای سرپوش گذاشتن بر این موارد اشاره دارد. این وضعیت در بستر فروپاشی ساختارهای مدنی، تشدید بحران انسانی و افزایش نگرانکننده پدیدههایی چون ازدواج کودکان و بارداریهای نوجوانان رخ میدهد. در چنین شرایطی، ترس و وابستگی باعث شده بسیاری از قربانیان صدایی نداشته باشند. گروههای حقوق بشری در غزه میگویند تا ۶۰ هزار زن در معرض خطر هستند.
در یکی از این روایتها، یک ساکن غزه که بهصورت ناشناس صحبت کرده، از مشاهده تجاوز گروهی به یک زن بیوه آواره در داخل چادری توسط اعضای حماس خبر داده و گفته به او هشدار داده شده که در اینباره سکوت کند. او گفت: «همسر یکی از دوستانمان با ما تماس گرفت. او از یکی از فرماندهان گردانهای قسام درخواست کمک کرده بود، اما او از وضعیتش سوءاستفاده کرد.» او افزود: «رفتارش شرمآور بود. ما موضوع را بررسی کردیم و او را در چادری در منطقه غرابلی یافتیم، جایی که چند عضو قسام از او سوءاستفاده میکردند. موضوع را به مسئولان اطلاع دادیم اما به ما گفته شد باید سکوت کنیم.»
ساکن دیگری گفت که مورد مشابهی برای همسایهاش رخ داده که گفته میشود توسط اعضای یک نهاد خیریه وابسته به حماس باجگیری شده است. به گفته او «از او خواسته بودند در ازای یک بسته غذایی یا کوپن کمک یا ۱۰۰ شِکِل، تنفروشی کند.»
مردی که خود را عضو شاخه نظامی حماس معرفی کرده نیز تایید کرده که چنین سوءاستفادههایی زنان بیوه را هدف قرار میدهد. او گفت این موضوع را گزارش داده اما به او دستور داده شده سکوت کند. او افزود: «به آنها گفتیم این کار توهین به شرافت ماست»، و گفت از شدت خشم چادر را پاره کرده است.
«عبدالله» (نام مستعار)، روزنامهنگار جسورنیوز که این شهادتها را ثبت کرده، از مخفیگاه خود به دیلیمیل گفت: «متاسفانه موارد بسیار زیادی وجود دارد و بسیار گسترده است. در هر منطقه زنان زیادی مورد سوءاستفاده قرار میگیرند، بهویژه بیوهها و مطلقهها، چون نه پشتیبانی دارند و نه درآمد. از آسیبپذیری آنها سوءاستفاده میشود و این وضعیت هر روز بدتر میشود.»
«نور» (نام مستعار)، مادر مطلقه چهار فرزند که آواره شده، نیز با ترس و بهصورت تلفنی تجربه خود را شرح داده است. او گفت پس از مراجعه به یک موسسه خیریه اسلامی برای دریافت کمک، فردی که ظاهری مذهبی داشته، ابتدا وعده کمک داده اما سپس او را تحت فشار جنسی قرار داده است. او گفت: «وقتی شمارهام را گرفت، فکر کردم کمک خواهد کرد. اما بعد خواست شب با او تماس تصویری داشته باشم. از همان ابتدا حرفهایش آزاردهنده بود. من خیلی جوانتر از او هستم. به او اعتماد کردم چون سنش مثل پدرم بود، اما مستقیم مزاحم من شد.» نور افزود وقتی تهدید کرده که او را افشا میکند، آن فرد گفته: «نمیتوانی من را افشا کنی؛ من اینجا دولت هستم.»
نور این وضعیت را بخشی از الگویی گستردهتر دانست که در آن زنان آسیبپذیر به دلیل نبود حمایت و وابستگی به کمکها هدف قرار میگیرند: «آنها از نیاز زنان سوءاستفاده میکنند، اما زنان از ترس سکوت میکنند.»
گزارشی از صندوق جمعیت سازمان ملل نشان میدهد ازدواج کودکان و بارداریهای نوجوانان در غزه بهشدت افزایش یافته است. دادههای پیش از جنگ نشان میداد نرخ ازدواج کودکان از ۲۶ درصد در سال ۲۰۰۹ به ۱۱ درصد در سال ۲۰۲۲ کاهش یافته بود، اما این روند اکنون معکوس شده است. بر اساس این گزارش، تنها در چهار ماه از سال ۲۰۲۵ دستکم ۴۰۰ دختر ۱۴ تا ۱۶ ساله ازدواج کردهاند، هرچند بهدلیل فروپاشی نظام ثبت رسمی، این رقم احتمالاً کمتر از واقعیت است.
یک زن مسن در غزه به جسورنیوز گفت: «واقعاً زنان را فریب میدهند. سازمانهای خیریهای هستند که از زنان سوءاستفاده میکنند. زنانی که برای کمی شکر یا یک دانه برنج درماندهاند.» زن دیگری نیز گفت: «میگویند بیا بسته کمک داریم، اما شرط میگذارند و زنانی که تجربهای ندارند، مورد سوءاستفاده قرار میگیرند.» او افزود که یک نهاد خیریه خاص «از رییس تا دربان» در این رفتارها دخیل است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در سال ۲۰۲۵ موارد مشابهی را مستند کرده، از جمله مورد زنی ۳۸ ساله که برای تامین غذا برای شش فرزندش به فردی مراجعه کرد اما در نهایت مورد سوءاستفاده قرار گرفت. او گفت برای فرار از وضعیت ناچار به همراهی شده و در نهایت تنها ۱۰۰ شِکِل و مقداری دارو و غذا دریافت کرده، در حالی که وعده شغل هرگز محقق نشد.
حمزه هویدی، نویسنده اهل غزه، گفت: «سوءاستفاده جنسی از زنان اکنون حتی بدتر از دوران جنگ است.» او افزود بسیاری از قربانیان به دلیل انگ اجتماعی و ترس از پیامدها سکوت میکنند: «بیشتر زنان هرگز درباره آن علناً صحبت نمیکنند.»
در همین حال، عبدالله، روزنامهنگار جسورنیوز، حماس را به دستکاری روایتها و پنهانکاری متهم کرد و گفت: «حماس از رسانهها سوءاستفاده کرده، آمارهای اغراقآمیز یا نادرست منتشر کرده و کمکها را منحرف کرده است.» او گفت با وجود تهدید جانی، همچنان به کار خود ادامه میدهد.
احمد فواد الخطیب، مدیر سازمان «ریالاین برای فلسطین»، نیز گفت بسیاری از زنان از ترس حماس سکوت میکنند و هیچ نهاد مرکزی برای مستندسازی این موارد وجود ندارد. او افزود بسیاری از سازمانهای فعال در حوزه زنان نیز به دلیل ترس یا محدودیتها قادر به کمک نیستند.
دیلیمیل گزارش داده که برای دریافت واکنش، با نهاد «زنان سازمان ملل» تماس گرفته اما پاسخی دریافت نکرده است. همچنین دو سازمان حقوق بشری دیگر در غزه مورد پرسش قرار گرفتند که یکی از آنها اعلام کرد از چنین مواردی اطلاع ندارد.
در حالی که بار دیگر موضوع خلع سلاح حزبالله در کانون مذاکرات میان لبنان و اسرائیل قرار گرفته، اختلافنظرها درباره چگونگی اجرای این هدف و همچنین مسائل مرزی، چشمانداز دستیابی به توافقی پایدار را با ابهام مواجه کرده است.
به گزارش هاآرتص، خلع سلاح حزبالله پیشتر نیز در چندین توافق و قطعنامه بینالمللی مطرح شده است؛ از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۶ و نیز توافق اخیر در سال ۲۰۲۴. با این حال، این هدف هرگز تحقق نیافته و دولت لبنان و ارتش این کشور همچنان فاقد توان لازم برای اجرای آن بدون خطر بروز جنگ داخلی هستند.
در همین حال، اختلافات میان بازیگران خارجی بر سر نحوه برخورد با این موضوع ادامه دارد. یک منبع اسرائیلی به هاآرتص گفته است که اسرائیل انتظار داشته فرانسه با اعزام نیرو بهطور مستقیم به ارتش لبنان در خلع سلاح حزبالله کمک کند، اما کمکهای ارائهشده از سوی پاریس - از جمله حمایت مالی و ارسال خودروهای زرهی - از نظر تلآویو کافی نیست.
این منبع تاکید کرده که همین مساله باعث شده اسرائیل فرانسه را بازیگری «غیرموثر» در این روند بداند. یخیل لایتر، سفیر اسرائیل در آمریکا، نیز این موضع را بهطور علنی بیان کرده و گفته است که فرانسه تاثیر منفی دارد و باید از روند مذاکرات کنار گذاشته شود.
در مقابل، یک منبع فرانسوی به این روزنامه گفته است که رویکرد پاریس بر تقویت دولت لبنان استوار است تا این کشور خود بتواند ماموریت خلع سلاح را پیش ببرد. به گفته این منبع، هرگونه دخالت نظامی مستقیم خارجی علیه حزبالله میتواند لبنان را بیش از پیش بیثبات کرده و خطر جنگ داخلی را افزایش دهد.
گرههای باز در مذاکرات هاآرتص گزارش میدهد که یکی از پرسشهای اساسی در مذاکرات جاری این است که آیا خلع سلاح حزبالله از طریق یک روند سیاسی داخلی و بدون اجبار نظامی اصلاً امکانپذیر است یا نه.
همچنین، موضوع خروج کامل نیروهای اسرائیلی از لبنان و ارتباط آن با روند خلع سلاح حزبالله، یکی دیگر از محورهای اصلی اختلاف است. بهعبارت دیگر، هنوز مشخص نیست که این دو روند تا چه اندازه به یکدیگر وابسته خواهند بود.
در سند وزارت خارجه آمریکا نیز آمده است که مذاکرات میان لبنان و اسرائیل با هدف حل «تمام مسائل باقیمانده» از جمله تعیین مرز زمینی میان دو کشور ادامه خواهد یافت. این در حالی است که مرز دریایی دو کشور پیشتر در توافقی در سال ۲۰۲۲ مشخص شده بود.
با این حال، تعیین مرز زمینی بهدلیل وجود اختلافات متعدد سرزمینی بسیار پیچیده ارزیابی میشود. بر اساس این گزارش، دستکم ۱۳ نقطه مورد اختلاف در امتداد مرز وجود دارد؛ از «روش هانیکرا» در غرب تا منطقه الجلیل در شرق.
لبنان معتقد است «خط آبی» ترسیمشده توسط سازمان ملل پس از خروج اسرائیل در سال ۲۰۰۰ با مرز تاریخی مطابقت ندارد و به ضرر این کشور است. در مقابل، بیروت خط آتشبس سال ۱۹۴۹ را بهعنوان مرز معتبر مطرح میکند.
از میان این اختلافات، مناطق روش هانیکرا و کیبوتص «میسگاو عام» از اهمیت بیشتری برخوردارند. همچنین بخشهایی از بلندیهای جولان نیز محل مناقشه هستند؛ مناطقی که اسرائیل در جنگ ۱۹۶۷ از سوریه تصرف کرد، اما لبنان بر بخشهایی از آن ادعا دارد.
از جمله مهمترین نقاط مورد اختلاف، بخش شمالی روستای غجر و مزارع شبعا در منطقه کوه دوو است که حزبالله نیز مبارزه خود با اسرائیل را تا حدی بر اساس این مناطق توجیه میکند.
با این حال، هاآرتص تاکید میکند که با توجه به اهمیت راهبردی این مناطق برای اسرائیل، احتمال عقبنشینی تلآویو از آنها پایین است.
در این میان، برخی تحلیلگران احتمال میدهند که توافقی میان لبنان و سوریه بتواند راهحلی موقت ایجاد کند؛ به این صورت که لبنان از ادعاهای خود بر این مناطق به نفع سوریه صرفنظر کند و موضوع به مذاکرات آینده میان اسرائیل و سوریه واگذار شود.
گزارش هاآرتص نشان میدهد که با وجود طرحهای متعدد برای خلع سلاح حزبالله، این هدف همچنان دور از دسترس است و همزمان اختلافات عمیق بر سر مرزها و نقش بازیگران خارجی، روند دستیابی به توافقی جامع را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
یک منبع امنیتی میگوید حماس در حال بهرهبرداری از تمرکز اسرائیل و آمریکا بر جبهههای لبنان و ایران است تا روند خلع سلاح را به تعویق بیندازد. همزمان، این گروه با رد طرح صلح پیشنهادی برای غزه، به دنبال خرید زمان و حفظ نفوذ خود است.
به گزارش اورشلیمپست، یک منبع در نهادهای امنیتی هشدار داده است که حماس از بیثباتی ناشی از وضعیت امنیتی در جنوب لبنان و تنشها با حکومت ایران برای تقویت موقعیت خود در نوار غزه استفاده میکند.
بر اساس این گزارش، حماس از تمرکز اسرائیل بر تحولات مربوط به حزبالله و توجه آمریکا به پرونده [حکومت] ایران بهره میبرد تا زمان بخرد و از پیشرفت در روندهای سیاسی، از جمله خلع سلاح، جلوگیری کند. این منبع گفته است که راهبرد فعلی رهبری حماس شامل جمعآوری مالیات، جذب نیرو و کنترل ورود کالاها به غزه است.
به گفته این منابع، حماس تلاش دارد این تصور را ایجاد کند که از قدرت کنار رفته، اما در عمل - حتی در صورت واگذاری ظاهری قدرت - به دنبال حفظ کنترل از پشت صحنه بر حاکمیت آینده غزه است. این رویکرد، به گفته منبع امنیتی، مشابه راهبرد حسن نصرالله در لبنان است؛ جایی که حزبالله بدون در دست گرفتن رسمی قدرت، نفوذ سیاسی و نظامی تعیینکنندهای حفظ کرده بود.
در همین حال، یک منبع دیگر به اورشلیمپست گفته است که حماس طرح خلع سلاح ارائهشده از سوی «هیات صلح» به رهبری آمریکا برای غزه را رد کرده و خواستار اصلاح آن شده است. به گفته این منبع، این طرح با حضور نیکولای ملادنوف، نماینده ارشد هیات، و سه میانجی دیگر در حال پیگیری است.
بر اساس این گزارش، اجرای این طرح بین شش تا هشت ماه پیشبینی شده؛ بازهای که به گفته منابع، با راهبرد حماس برای خرید زمان همسو است، زیرا در این مدت انتخابات در اسرائیل و همچنین انتخابات میاندورهای در آمریکا برگزار خواهد شد و توجهها را از غزه منحرف میکند.
همزمان، وبسایت «والا» گزارش داده است که بسیاری از مقامهای ارشد حماس پس از دریافت «نشانههایی» مبنی بر لزوم خروج، قطر را به مقصد ترکیه و دیگر کشورها ترک کردهاند. به گفته این گزارش، نیروهای امنیتی قطر تدابیر خود را برای جلوگیری از ترورهای هدفمند تشدید کردهاند و حماس نیز در پی نگرانی از اقدامات مشابه از سوی نهادهای اطلاعاتی اسرائیل، این پیامها را جدی تلقی کرده است.
در حالی که آتشبس موقت میان جمهوری اسلامی و آمریکا جنگ ششهفتهای را متوقف کرده، ارزیابیها در اسرائیل نشان میدهد نهتنها اهداف کلیدی جنگ محقق نشده، بلکه این کشور ممکن است با محدودیتهای بیشتر و تهدیدهای امنیتی پیچیدهتری در آینده مواجه شود.
به گزارش واینت، اسرائیل پس از پرهزینهترین جنگ تاریخ خود - با هزینهای بین ۵۰ تا ۶۰ میلیارد شکل (۱۶.۲ تا ۱۹.۴ میلیارد دلار) در حدود ۴۰ روز - اکنون وارد مرحلهای از ابهام و نگرانی شده است. تنها چند ساعت پس از اعلام آتشبس، بنیامین نتانیاهو، وزرای دولت و فرماندهان ارشد ارتش سکوت اختیار کردند و شهروندان خبر توقف جنگ را از منابع خارجی دریافت کردند.
اهداف اعلامشده بدون تحقق باقی ماند بر اساس این گزارش، اهداف اصلی اسرائیل از جنگ، از جمله کنترل اورانیوم غنیشده ایران، سرنگونی نظام حاکم، نابودی توان موشکی بالستیک و قطع حمایت از گروههای نیابتی، هیچکدام بهطور کامل محقق نشدهاند.
این وضعیت، در کنار سکوت مقامات، فضای سردرگمی را در داخل اسرائیل تشدید کرده است؛ بهویژه برای شهروندانی که هفتهها زیر حملات موشکی حکومت ایران به پناهگاهها پناه میبردند و اکنون با پرسشهای بیپاسخ روبهرو هستند.
خلا رهبری و تصمیمگیریهای پراکنده واینت مینویسد در نبود موضعگیری رسمی، برخی نهادهای محلی بهطور مستقل اقدام به تصمیمگیری کردهاند، از جمله بازگشایی مدارس، در حالی که فرماندهی جبهه داخلی هنوز دستورالعمل جدیدی صادر نکرده و محدودیتهای جنگی را لغو نکرده است. همچنین گزارشهای متناقضی درباره ادامه یا توقف عملیات اسرائیل علیه حزبالله در لبنان منتشر شده است.
جنگی با هزینههای بیسابقه برآوردها نشان میدهد هزینه روزانه جنگ بهطور میانگین حدود یک میلیارد شکل بوده و در روزهای نخست حتی به ۲ تا ۳ میلیارد شکل در روز رسیده است. این هزینهها شامل عملیات گسترده نیروی هوایی، مصرف بالای مهمات و استفاده گسترده از سامانههای پدافند هوایی بوده است.
مقامهای دفاعی هشدار دادهاند که حتی در صورت عدم تشدید دوباره درگیریها، تا پایان سال به حدود ۳۴ میلیارد شکل (۱۱ میلیارد دلار) دیگر برای تامین هزینه عملیات و برنامههای نظامی نیاز خواهد بود.
تکرار الگوی جنگهای پیشین به نوشته واینت، این جنگ ممکن است از نظر نتیجه، مشابه درگیریهای پیشین با غزه باشد: آغاز با شعارهای قاطع و پایان با نوعی بنبست شکننده. با این تفاوت که اینبار حکومت ایران توانسته در مدت کوتاهی کل خاک اسرائیل - از ایلات در جنوب تا حیفا در شمال - را با موشکهای بالستیک هدف قرار دهد.
ورود به محیط امنیتی پرریسکتر این گزارش هشدار میدهد که اسرائیل ممکن است اکنون با محیط امنیتی بدتری نسبت به پیش از جنگ مواجه باشد. توافقهای احتمالی میان آمریکا و جمهوری اسلامی میتواند آزادی عمل اسرائیل برای اقدام نظامی در آینده را محدود کند، در حالی که حکومت ایران توانایی خود برای وارد کردن خسارات گسترده را بهنمایش گذاشته است.
حتی بدون محدودیت رسمی از سوی آمریکا، بازگشت به سیاست «کارزار میان جنگها» میتواند به چرخهای از درگیریهای مکرر و پرهزینه منجر شود؛ مشابه آنچه پیش از ۷ اکتبر در مواجهه با حماس رخ میداد.
فشار بر اقتصاد و نیروی انسانی واینت تاکید میکند که ادامه این وضعیت میتواند فشار سنگینی بر اقتصاد اسرائیل وارد کند، بودجه دفاعی را افزایش دهد و وابستگی به نیروهای ذخیره را تشدید کند؛ آن هم در شرایطی که کمبود نیروی انسانی وجود دارد و معافیتهای خدمت نظامی برای برخی گروهها همچنان پابرجاست.
در حال حاضر، بودجه دفاعی اسرائیل ۱۴۳ میلیارد شکل (۴۶.۳ میلیارد دلار) است که حتی پس از افزایش اخیر نیز به گفته مقامات، پاسخگوی نیازهای فعلی نیست.
پایان جنگ یا وقفهای موقت؟ مقامهای دفاعی اسرائیل میگویند هنوز برای اعلام پایان جنگ زود است. در عین حال، نشانهای از کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه دیده نمیشود.
به گزارش واینت، هنوز مشخص نیست آتشبس فعلی به پایان واقعی درگیری منجر خواهد شد یا صرفاً وقفهای موقت است، اما در هر دو حالت، اسرائیل با چالشهای امنیتی و اقتصادی جدیتری نسبت به قبل از جنگ روبهرو خواهد بود.
روزنامه هاآرتص در گزارشی نوشت که با وجود ضربات سنگینی که در جنگ اخیر به حزبالله وارد شده، این گروه توانسته بخشی از توان نظامی خود را بازیابی کند و دوباره به میدان نبرد بازگردد؛ روندی که به گفته کارشناسان تا حد زیادی به منابع مالی گسترده و شبکههای اقتصادی این گروه وابسته است.
این گزارش در پی حمله موشکی روز سهشنبه حزبالله با استفاده از موشکهای فاتح-۱۱۰ به مناطق مرکزی اسرائیل منتشر شد؛ حملهای که با هدف قرار دادن زیرساختهای راهبردی انجام شد و بار دیگر توجهها را به پروژه موشکهای دقیق حزبالله جلب کرد. به نوشته هاآرتص، این پروژه سالهاست که یکی از مهمترین نگرانیهای امنیتی اسرائیل بوده است.
بر اساس این گزارش، ایران از سال ۲۰۱۳ تلاش کرده بود موشکهایی با سامانه هدایت پیشرفته در اختیار حزبالله قرار دهد؛ موشکهایی که قادر بودند اهداف را با دقتی در حد چند متر مورد اصابت قرار دهند. اسرائیل بخش عمدهای از این تلاشها را با حملات هوایی خنثی کرد. در نتیجه، حکومت ایران در سال ۲۰۱۶ راهبرد خود را تغییر داد و تلاش کرد قطعاتی را به لبنان منتقل کند تا موشکهای معمولی حزبالله در داخل لبنان به موشکهای دقیق تبدیل شوند؛ روندی که اسرائیل طی یک دهه گذشته برای متوقف کردن آن تلاش کرده است.
با وجود این اقدامات، ارتش اسرائیل در آستانه جنگ غزه برآورد کرده بود که در میان بیش از ۱۰۰ هزار موشک و راکت حزبالله، صدها موشک دقیق نیز وجود دارد. با آغاز جنگ اخیر میان اسرائیل و حزبالله، ارزیابی ارتش اسرائیل نشان میداد که اگرچه بخش بزرگی از این موشکها نابود شده یا مورد استفاده قرار گرفتهاند، اما این گروه همچنان چند ده موشک دقیق در اختیار دارد؛ موضوعی که به گفته تحلیلگران حملات اخیر را ممکن کرده است.
اورنا میزرخی، پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی در دانشگاه تلآویو و مشاور پیشین امنیت ملی در شورای امنیت ملی اسرائیل، به هاآرتص گفته است که در جریان جنگ «شمشیرهای آهنین» ارتش اسرائیل بخش بزرگی از این توان را از بین برده است. با این حال او میگوید حتی اگر اسرائیل اعلام کرده باشد که ۸۰ درصد توان آتش حزبالله نابود شده است، همان ۲۰ درصد باقیمانده نیز شامل حدود ۲۰ هزار موشک و راکت و دهها هزار نیروی عملیاتی است که همچنان تهدیدی قابل توجه به شمار میرود.
به گفته میزرخی، افزایش حملات حزبالله در شرایطی رخ میدهد که جمهوری اسلامی ایران با فشارهای شدید روبهرو است. او معتقد است با کاهش حملات مستقیم ایران، حجم حملات از لبنان افزایش یافته و این روند احتمالاً هماهنگ است؛ زیرا هرچه حزبالله بیشتر احساس کند حامی اصلیاش با بحران مواجه شده، تلاش بیشتری برای اقدام نظامی انجام میدهد.
گزارش هاآرتص همچنین تاکید میکند که حزبالله از زمان آتشبس اواخر سال ۲۰۲۴ با اسرائیل توانسته بخشی از ساختار نظامی و فرماندهی خود را بازسازی کند. این موضوع بهویژه در حملات پهپادی اخیر علیه اسرائیل قابل مشاهده است. به گفته تحلیلگران، پهپادها نسبت به موشکها ارزانتر هستند، بهراحتی جابهجا میشوند و در بازار نیز دسترسی بیشتری به آنها وجود دارد.
سریت زهاوی، رییس مرکز تحقیقاتی آلما و از مقامهای پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل، به هاآرتص گفته است که حزبالله توانسته ساختار فرماندهی میدانی خود را پس از شوکهای اولیه جنگ بازسازی کند. به گفته او، این گروه حتی بدون افزایش قابل توجه زرادخانه خود توانسته توان عملیاتیاش را احیا کند.
این گزارش تاکید میکند که عامل اصلی این بازسازی، بهبود وضعیت مالی حزبالله بوده است. به گفته وزارت خزانهداری آمریکا، حکومت ایران در سال ۲۰۲۵ بیش از یک میلیارد دلار به حزبالله کمک مالی کرده است. علاوه بر این، این گروه از درآمدهای ناشی از فعالیتهای غیرقانونی، قاچاق و کمکهای مالی لبنانیهای مقیم خارج نیز بهره میبرد.
با وجود این منابع مالی، تحلیلگران میگویند حزبالله بخش عمده منابع خود را صرف بازسازی توان نظامی کرده است. به نوشته هاآرتص، این گروه حتی در پرداخت هزینه اجاره خانه برای آوارگان جنگی یا بازسازی خانههای تخریبشده در جنوب لبنان و حومه جنوبی بیروت با مشکل مواجه شده است. در حالی که پس از جنگ دوم لبنان، بازسازی مناطق آسیبدیده بسیار سریعتر پیش رفت.
با این حال، شبکه اجتماعی و خدماتی حزبالله همچنان فعال است. مدارس، نهادهای اجتماعی و برنامههای مربوط به معلمان، دانشآموزان و زنان همچنان توسط این گروه اداره میشوند؛ ساختاری که به گفته کارشناسان به حزبالله کمک میکند هم پایگاه اجتماعی خود را حفظ کند و هم نیروی انسانی برای بخش نظامی خود جذب کند.
گزارش هاآرتص همچنین به نقش شبکههای مالی جهانی حزبالله اشاره میکند. به گفته کارشناسان، این گروه از فعالیتهای قاچاق و شبکههای مالی در کشورهای مختلف برای تامین منابع مالی خود استفاده میکند. حتی پس از آنکه اسرائیل اعلام کرد شعبههای بانک وابسته به حزبالله، القرض الحسن، را هدف قرار داده است، این موسسه تنها چند ماه بعد شعبههای جدیدی افتتاح کرد.
کارشناسان امنیتی به هاآرتص گفتهاند که مقابله با حزبالله تنها با ابزار نظامی ممکن نیست. به گفته آنان، در کنار عملیات نظامی باید نبرد مالی و دیپلماتیک برای قطع منابع مالی این گروه نیز در سطح جهانی دنبال شود.
با وجود این احیای نسبی، تحلیلگران میگویند حزبالله هنوز با قدرتی که پیش از هفتم اکتبر داشت فاصله دارد. در عین حال گزارشهایی منتشر شده است که دولت لبنان در تلاش است با میانجیگری آمریکا به آتشبس جدیدی با اسرائیل دست یابد.
با این حال برخی کارشناسان معتقدند تغییر موازنه سیاسی در لبنان آسان نخواهد بود. به گفته تحلیلگران، حدود نیمی از جمعیت لبنان شیعه هستند و حزبالله همچنان قدرتمندترین سازمان شیعی در این کشور به شمار میرود. به همین دلیل، نشانهای وجود ندارد که پایگاه اجتماعی شیعیان لبنان در حال فاصله گرفتن از این گروه باشد. کارشناسان میگویند بسیاری از حامیان حزبالله مانند هواداران یک تیم فوتبال رفتار میکنند: حتی اگر رهبری تغییر کند، آنها همچنان به گروه وفادار میمانند و جایگزین سیاسی روشنی برای خود نمیبینند.