اعلام تمدید آتشبس با جمهوری اسلامی از سوی دونالد ترامپ با واکنشهای گسترده و متفاوت شهروندان مواجه شده است.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، طیف وسیعی از استیصال و خشم تا خوشبینی به رویدادها و تاکید بر ضربه آخر به حکومت با اعتراضات خیابانی را در بر میگیرد.
ادامه گزارش را اینجا بخوانید.







اعلام تمدید آتشبس با جمهوری اسلامی از سوی دونالد ترامپ با واکنشهای گسترده و متفاوت شهروندان مواجه شده است. پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، طیف وسیعی از استیصال و خشم تا خوشبینی به رویدادها و تاکید بر ضربه آخر به حکومت با اعتراضات خیابانی را در بر میگیرد.
رییسجمهوری ایالات متحده شامگاه سهشنبه اول اردیبهشت و در ساعات پایانی آتشبس دو هفتهای اعلام کرد این آتشبس تا زمان ارائه پیشنهاد از سوی تهران و رسیدن گفتوگوها به نتیجه، تمدید خواهد شد.
ترامپ در عین حال گفت آمریکا همزمان به محاصره دریایی ایران ادامه خواهد داد.
اعلام این خبر موجی از خشم و ناامیدی را در میان گروهی از شهروندان برانگیخت.
احساس بلاتکلیفی، خشم و ناامیدی
در پیام یک مخاطب آمده است: «باز آتشبس، آن هم بدون زمان؛ باز این مردم با حس سردرگمی و انتظاری روبهرو شدند که مثل یک حس خفگی است. خستهایم.»
برخی شهروندان اشاره کردند این «عقبنشینی» و «نیمهکاره رها کردن حمله» تنها باعث افزایش فشار اقتصادی بر مردم، دادن «توهم پیروزی» به جمهوری اسلامی و صداوسیما و بهانه برای «رجزخوانیهای شبانه» به نیروهای حکومتی در تجمعاتشان خواهد شد.
به گفته یک شهروند، این «تصمیم اشتباه» از سوی ترامپ، میتواند به تقویت طرف مقابل و پیچیدهتر شدن اوضاع منجر شود و در این میان، مردم ایران بیشترین هزینه را میپردازند و احساس تنهایی میکنند.
مخاطبی دیگر تمدید آتشبس را «بدترین اتفاقی» خواند که میتوانست رخ دهد و گفت ترامپ با «جنگ نصفه و نیمهاش» عملا حکومت را تحویل سپاه پاسداران داد؛ آن هم در شرایط کنونی ایران که زیر فشار اعدامها و سرکوبها و قطع اینترنت، خفقان عجیبی حکمفرما شده است.
برخی دیگر اشاره کردند «مذاکره با تروریستها» اشتباهی راهبردی و تصمیمی «غیر عقلانی» است که تاوانش را در نهایت مردم ایران و سرزمین ایران خواهند داد.
مخاطبی از کرج در همین زمینه گفت: «بیگانهای از خارج با بیگانهای در داخل وطنم میجنگد و صلح میکند و تاوانش را ما میدهیم.»
شهروندی دیگر به پوریا حمیدی، یوتیوبر و گیمر جوان ایرانی اشاره کرد که پیش از شروع جنگ ۴۰ روزه و پس از کشتار خونین ۱۸ و ۱۹ دی، در اعتراض به آغاز مذاکرات تهران و واشینگتن در بوشهر دست به خودکشی زد و جان باخت.
این شهروند نوشت: «روزهای جنگ خیلی دوست داشتم به اینترنت دسترسی میداشتم تا از پوریا بگویم؛ او با مرگ خودخواسته تلاش کرد صدایش را به جهان برساند. آن روزها میگفتم کاش میبودی تا جنگ را ببینی، ولی الان پیش خودم میگویم خوش به حالت که نیستی تا این روزها را ببینی.»
تاکید بر نقش محاصره
در سوی دیگر این پیامهای مبتنی بر خشم و ناامیدی، گروهی از شهروندان بر نقش تاثیرگذار محاصره دریایی آمریکا در معادلات تاکید کردند.
شهروندی یادآوری کرد محاصره اقتصادی، گام بسیار مهمی در براندازی یک حکومت است؛ مانند همان کاری که به گفته او، «آمریکا با شوروی و صدام کرد».
مخاطبی دیگر گفت محاصره دریایی ترامپ وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی را به شدت به هم ریخته و سپاه پاسداران در حال فروپاشی اقتصادی است: «فکر میکنم همین وضعیت موجب امتیازدهی جمهوری اسلامی به ایالات متحده خواهد شد.»
این محاصره با واکنشهایی از سوی مقامهای جمهوری اسلامی نیز مواجه شده است.
امیر سعید ایروانی، سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل، چهارشنبه دوم اردیبهشت اعلام کرد آغاز دور بعدی مذاکرات در پاکستان، منوط به پایان محاصره دریایی آمریکاست.
مهدی محمدی، مشاور محمدباقر قالیباف، نیز با انتشار پستی در ایکس نوشت: «تداوم محاصره تفاوتی با بمباران ندارد و باید به آن پاسخ نظامی داد. ضمن اینکه تمدید آتشبس از جانب ترامپ قطعا به معنای خرید زمان به منظور ضربه غافلگیرانه است.»
شهروندی در همین زمینه به ایراناینترنشنال گفت: «این محاصره دریایی از جنگ برای جمهوری اسلامی نابودکنندهتر است. مردم عزیز نگران نباشید. ترامپ هوشمندانه آتشبس شناور داد و هر لحظه میتواند بزند در سر حکومت. از طرفی هم اقتصاد را خفه کرد.»
مخاطبی دیگر گفت اتفاقا ضربهای که ترامپ با روند کنونی به جمهوری اسلامی میزند بسیار قویتر از بمب و موشک است و خطاب به شهروندان نگران افزود: «چون صدایش را نمیشنوید ناامیدید. کمی صبر کنید، نتیجه را میبینید.»
شهروندی هم با اشاره به فشاری که ایرانیان از همه سو تحمل میکنند، گفت که محاصره بنادر، با همان سرعتِ عملیات نظامی در حال پایان دادن به جمهوری اسلامی است: «فقط این بار با ویرانیِ کمتر برای ایران.»
به باور او، ترامپ با محاصره، زیرساختِ درآمدی حکومت را هدف قرار داده و اگر مردم صبور باشند، به زودی نتیجه را خواهند دید.
شهروند دیگری هم با اشاره به ابر تورم شدیدی که در راه است، آتشبس را «پوست موزی» خواند که پاکستان زیر پای جمهوری اسلامی انداخته است.
امیدواری به تصمیمهای پشت پرده
گروهی از شهروندان نیز در پیامهای خود، اشاره کردند که رییسجمهوری آمریکا در ماههای اخیر بارها نشان داده گاهی کاری که انجام میدهد، در عمل با آنچه میگوید متفاوت است.
یک مخاطب یادآوری کرد ترامپ قبل از شروع جنگ هم مدام حرفهایش را بین تمایل به آغاز حمله و روند خوب مذاکرات تغییر میداد و ایرانیان را «عصبی و روانی» کرده بود اما در نهایت طوری حمله کرد که حالا جمهوری اسلامی تبدیل به «حکومتی از هم پاشیده و نیمه جان» شده است.
شهروندی به مردم نگران توصیه کرد: «به حرفهای ترامپ گوش نکنید. اگر به کارهایش نگاه کنید، قطعا امیدوارتر میشوید.»
چندین مخاطب نیز از شهروندان خواستند نترسند و ناامید نشوند و اطمینان داشته باشند در نهایت با سقوط جمهوری اسلامی، «روزهای سخت و سیاه به پایان میرسد» و «نور بر تاریکی پیروز میشود».
شهروندی گفت ترامپ و نتانیاهو «کار را نیمهتمام رها نمیکنند» و مخاطبی دیگر از مشهد، ضمن تاکید بر همین ایده، گفت با این حال، کاش رهبران آمریکا و اسرائیل کمی شفافتر و امیدوارانهتر درباره کاری که میخواهند با جمهوری اسلامی انجام دهند با مردم ایران صحبت میکردند.
مخاطبی نیز نداشتن تحمل و ایجاد ناامیدی در اطرافیان را در شرایط بحرانی «سم مهلک» خواند و با اشاره به وضعیتی که آن را «وقفهای کوتاهمدت به منظور آمادهسازی برای مرحله بعدی» خواند، گفت: «ترامپ هنوز تاس سوم را نریخته است. چرا ناامیدید؟»
تاکید بر ضرورت تغییر از داخل و آمادگی برای فراخوان اعتراضات
دهها شهروند در پیامهای خود از زاویه دیگری به این رویدادها نگاه کردند و گفتند جدا از آنچه بین آمریکا و جمهوری اسلامی در جریان است و اینکه نتیجه این رویارویی چه خواهد شد، ایرانیان باید بدانند در نهایت تغییر حکومت به دست خود آنان و از مسیر اعتراضات خیابانی رقم خواهد خورد.
مخاطبی خطاب به دیگر شهروندان گفت: «کشته شدن علی خامنهای آن هم با این بیآبرویی برای مردم ایران شبیه خواب و خیال بود! ترامپ بود که این کار را کرد. مردم ایران! بزرگی اتفاقی که افتاده را درک کنید و یادتان بماند اگر قرار باشد کسی برای تغییر رژیم کاری کند، خود ماییم. کسی بدهی به ما ندارد.»
شهروندی دیگر با اشاره به اولویت منافع ملی هر کشوری، یادآوری کرد: «خواهش میکنم از توهم اینکه ترامپ میآید و ما را نجات میدهد بیرون بیایید. ما قرار است خودمان آینده را تغییر دهیم.»
مخاطبی که خود را نوجوانی ۱۳ ساله معرفی کرد، از بزرگترها و «پدرها و مادرها» خواست در «فراخوان آخر» به خیابان بروند تا آینده بچههایشان روشن باشد.
یک شهروند با اشاره به محاصره دریایی، پیشبینی کرد حکومت به زودی امکان صادرات نفت و درآمدزایی را از دست میدهد و از طرفی، سران حکومت و حتی «ارزشیها» در فقدان رهبری واحد «به جان هم افتادهاند»؛ شرایطی که به گفته او، زمینه را برای فراخوان نهایی شاهزاده رضا پهلوی و زدن ضربه آخر برای سقوط فراهم میکند.
مخاطبی نیز گفت: «جز اینکه آتشبس تمدید شود راه دیگری نبود. جنگ دوباره شروع شود، دقیقا کجا را بزنند؟ آمریکا چیزی به ما بدهکار نیست. این را یادتان باشد. آخر کار، به ما مردم بستگی دارد.»
شهروندی دیگر از خرمآباد با اشاره به فراخوانی که برای حضور خیابانی در راه است، تاکید کرد: «امید تنها چیزی است که هنوز نتوانستهاند از ما بگیرند. مراقب رویاها و امیدهایتان باشید.»
مخاطبان ایراناینترنشنال با ارسال پیامهایی، از تشدید بحران اقتصادی کشور در شرایط کنونی خبر دادند.
یکی از مخاطبان نوشت: «از فروردین تا اطلاع ثانوی، برای آزمایش یا دارو، بیمههای تکمیلی مثل دی، آتیهسازان و غیره فقط ۵۰ درصد مبلغ رو حساب میکنن و مابقی رو خودت باید پرداخت کنی.»
در پیام دیگری آمده است: «هنوز جنگ تموم نشده، دستشون در جیب مردم هست. ۲۵۰ هزار تومن از حقوق معلمها بهعلت خسارت جنگی کم شده. آیا ما شریک دزدیهای شما بودیم که در خسارتش شریک باشیم؟»
همزمان با روز ملی نان و گندم در ایران، گزارشهای مردمی رسیده به ایراناینترنشنال از کمبود نان در بسیاری مناطق حکایت دارد. شهروندان میگویند که افزایش شدید قیمتها سبب شده بسیاری از مردم برای دسترسی به این کالای اساسی با مشکل روبهرو شوند.
شهروندی از ملارد در غرب شهر تهران نوشت: «بسیاری از نانواییها با کمبود آرد مواجهاند و نمیتوانند پاسخگوی صفهای طولانی مردم باشند.»
شهروند دیگری نیز از افزایش «دو برابری» قیمت نان بلافاصله پس از جنگ خبر داد و نوشت: «نان بربری الان ۲۵ هزار تومان و سنگک ۳۵ هزار تومان است. آرد یارانهای هم حذف شده است.»
قیمتهای گزارششده بسیار بالاتر از نرخهای رسمی هستند؛ آخرین قیمت مصوب برای نان سنگک حدود ۷ هزار و ۶۰۰ تومان و برای نان بربری حدود ۵ هزار ۵۰۰ تومان است.
تعیین روزی به نام نان و گندم در تقویم ایران (۳۱ فروردین) بر نقش محوری این محصول در زندگی روزمره مردم تاکید دارد، اما روایتهای مردم از شهرهای مختلف ایران، از وخیمتر شدن وضعیت یکی از اصلیترین اقلام مصرفی مردم حکایت دارد و نشان میدهد حتی خرید نان برای بسیاری از مردم روزبهروز سختتر میشود.
متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید
همزمان با روز ملی نان و گندم در ایران، گزارشهای مردمی رسیده به ایراناینترنشنال از کمبود نان در بسیاری مناطق حکایت دارد. شهروندان میگویند که افزایش شدید قیمتها سبب شده بسیاری از مردم برای دسترسی به این کالای اساسی با مشکل روبهرو شوند.
شهروندی از ملارد در غرب شهر تهران نوشت: «بسیاری از نانواییها با کمبود آرد مواجهاند و نمیتوانند پاسخگوی صفهای طولانی مردم باشند.»
شهروند دیگری نیز از افزایش «دو برابری» قیمت نان بلافاصله پس از جنگ خبر داد و نوشت: «نان بربری الان ۲۵ هزار تومان و سنگک ۳۵ هزار تومان است. آرد یارانهای هم حذف شده است.»
قیمتهای گزارششده بسیار بالاتر از نرخهای رسمی هستند؛ آخرین قیمت مصوب برای نان سنگک حدود ۷ هزار و ۶۰۰ تومان و برای نان بربری حدود ۵ هزار ۵۰۰ تومان است.
تعیین روزی به نام نان و گندم در تقویم ایران (۳۱ فروردین) بر نقش محوری این محصول در زندگی روزمره مردم تاکید دارد، اما روایتهای مردم از شهرهای مختلف ایران، از وخیمتر شدن وضعیت یکی از اصلیترین اقلام مصرفی مردم حکایت دارد و نشان میدهد حتی خرید نان برای بسیاری از مردم روزبهروز سختتر میشود.
ادعاهای متناقض درباره تامین گندم
خودکفایی در تولید گندم سالهاست که رویای بسیاری از مسئولان جمهوری اسلامی است. نخستین جشن خودکفایی گندم ۲۶ آبان ۱۳۸۳ در دوران ریاستجمهوری سیدمحمد خاتمی برگزار شد. هرچند این خودکفایی در سالهای بعد به دلایل مختلف از جمله کمبود آب ادامه نیافت و جمهوری اسلامی همچنان مجبور به واردات گندم بود، اما رویای خودکفایی همچنان در اظهارات مسئولان تکرار میشد.
اکنون، ۲۲ سال پس از نخستین «جشن خودکفایی» در حالیکه خرید نان به چالشی اقتصادی برای شهروندان تبدیل میشود، عطاءالله هاشمی، رییس بنیاد ملی گندمکاران، بار دیگر رویای خودکفایی را تکرار کرد. او شنبه ۲۹ فروردین گفت: «کشور امسال نیازی به واردات گندم نخواهد داشت.»
با این حال، دادههای رسمی گمرک نشان میدهد ایران در ۱۰ ماه پایانی سال گذشته حدود ۲.۷۵ میلیون تُن گندم به ارزش نزدیک به یک میلیارد دلار وارد کرده است: بخش عمده آن از روسیه و بخشی نیز از طریق واسطههایی مانند امارات متحده عربی و ترکیه..
اتکا به واسطههایی که خودشان از صادرکنندگان عمده گندم نیستند، نشاندهنده پیچیدگیهایی است که به محدودیتهای بانکی و مسیرهای پرداخت مربوط میشود. این پیچیدگیها با تحمیل هزینههای اضافی حملونقل و کارمزدها، هزینه تمامشده را افزایش میدهد.
فاصله میان اظهارات رسمی و آمار واردات، پرسشهایی را درباره پایداری تولید داخلی و اعتبار ادعاهای مربوط به خودکفایی مطرح میکند.
افزایش هزینهها و فشارهای ناشی از سیاستگذاری
از آغاز سال ۱۴۰۵ قیمت نان در استانهای مختلف افزایش یافته است؛ افزایشی که در پی کاهش یارانهها و حرکت بهسوی نظام تکنرخی آرد رخ داده است. قیمتها اکنون بسته به نوع آرد و منطقه متفاوت است و برخی نانواییها نان را بالاتر از نرخهای رسمی میفروشند.
با وجود آنکه مجلس در بودجه، بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان (بیش از ۳ میلیارد دلار) برای یارانه نان اختصاص داده، هنوز برای سال جاری فهرست جدیدی از نرخهای مصوب در سطح ملی منتشر نشده است. در نتیجه، نرخهای سال گذشته همچنان ملاک عملاند، در حالی که اجرای آنها نیز یکدست و منسجم نیست.
تورم و کمبودها، فشار بر خانوارها را بیشتر کرده است
پیش از شروع جنگ دوم ایران و حملات آمریکا و اسرائیل، نرخ تورم نقطه به نقطه از ۷۰ درصد فراتر رفته و تورم مواد غذایی نیز سهرقمی شده بود. دادههای رسمی نشان میدهد نرخ تورم سالانه نان و غلات حدود ۱۴۰ درصد ثبت شده است.
حذف یا کاهش آرد یارانهای در بخشی از بازار نیز بر شدت فشارها افزوده و سبب شده نانواییهای بیشتری با سیستم پرهزینهتر «آرد آزاد» فعالیت کنند.
گزارشهای مردمی نشان میدهد اثر همزمان کمبود و افزایش قیمتها بیش از پیش آشکار شده است. صفهای طولانی مقابل نانواییها و ناپایداری در عرضه، در کنار افزایش شدید قیمتهای خردهفروشی شاهدی بر این ادعاست.
برای بسیاری از خانوادههاا، نان همچنان یکی از اصلیترین منابع غذایی است و به همین دلیل این تغییرات اهمیت ویژهای دارد.
روایتهای رسیده از تهران و مناطق دیگر نشان میدهد فشار گستردهتری در سراسر کشور در جریان است؛ جایی که دسترسی به کالاهای اساسی بیش از پیش تحت تاثیر افزایش هزینهها و ناهماهنگی در عرضه و تغییرات سیاستهایی قرار گرفته است که در برقراری ثبات در بازار ناتواناند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال در زمینه افزایش بهای خدمات درمانی نشان میدهند هزینه یک سرماخوردگی ساده شامل خرید چند ورق آنتیبیوتیک و سرم، به حدود دو میلیون تومان رسیده است.
یک شهروند ساکن یکی از شهرهای شمالی در پیامی گفت سرم سرماخوردگی ۱.۵ میلیون تومان، ویزیت پزشک عمومی ۴۰۰ هزار تومان و سه ورق قرص آزیترومایسین، سفکسیم و سیتریزین، ۳۰۰ هزار تومان شده است.
شهروند دیگری از تهران نیز با اشاره به افزایش شدید قیمتها گفت دو ورق آموکسیسیلین، دو ورق مترونیدازول و یک ورق نوافن را با احتساب بیمه، به بهای ۳۰۰ هزار تومان خریده است.
علاوه بر آنتیبیوتیکها، گزارشها حاکی از افزایش ۳۰ تا ۱۵۰ درصدی قیمتهای تمامی اقلام درمانی است و از سوی دیگر، کمبود انسولین و داروهای مرتبط با اعصاب و سرطان، بیداد میکند.
به گفته یک مخاطب، داروهای اصلی سرطان مثل «اپدیوو» در بسیاری از داروخانهها موجود نیست.
این شهروند توضیح داد: «برای مادرم هر دوره اپدیوو را ۲۵۰ میلیون و یروو را ۴۵۰ میلیون تومان میخریم و این روند را هر ۲۰ روز هم باید تکرار کنیم. با افزایش نرخ دلار، هزینهها نجومی شده و زندگی بیمار مبتلا به سرطان مثل آونگی بین مرگ و ورشکستگی در نوسان است.»
چند شهروند شاغل در داروخانه نیز در پیامهایی اشاره کردند پس از پایان تعطیلات نوروزی با افزایش بیسابقه قیمت داروهای عادی و موج دیگری از کمبود برخی داروها مانند «کلونازپام» و «آسنترا» مواجه شدهاند.
پیشتر هم اطلاعاتی از کمبود اقلام حیاتی پزشکی و طیف وسیعی از داروها مانند ویزیپک برای سیتیاسکن، مهارکننده پلاکت خون پلاویکس و داروهای اعصاب ونلافاکسین و ریتالین، به ایراناینترنشنال رسیده بود.
یک داروخانهدار به ایراناینترنشنال گفت برخی بیماران به خاطر افزایش ۳۰ تا ۱۵۰ درصدی قیمت نسخهها و بیپولی، داروهای خود را تحویل نمیگیرند.
شهروندی دیگر از خوزستان نیز اشاره کرد داروخانه بدون دریافتی ماهانه از سازمانهای بیمهگر نمیتواند دوباره دارو تامین کند و از طرفی، مردم هم به سختی از پس این هزینهها برمیآیند.
این بالا رفتن هزینهها در شرایطی است که به گفته مخاطبان، حق بیمه از سه میلیون و ۳۰۰ هزار تومان به پنج میلیون و ۵۰۰ هزار تومان افزایش یافته است.
شهروندی در همین زمینه گفت: «کسی که ۳۰ میلیون حقوق میگیرد چطور میتواند بیمه خود را واریز کند؟»