دونالد ترامپ: کاش میتوانستید مکالمات ما با جمهوری اسلامی را بشنوید
دونالد ترامپ گفت: آمریکا در جنگ با جمهوری اسلامی پیروز شده، کاش میتوانستید مکالمات ما با آنها را بشنوید.
او افزود اگر گزارشهای نیویورک تایمز را بخوانید، تصور میکنید زمان تسلیم رسیده، در حالی که اگر آمریکا اکنون خارج شود، ۲۰ سال طول میکشد تا ایران بازسازی شود.
پاکستان، قدرت هستهای منطقه، اکنون با استفاده از دیپلماسی معاملهمحور، به میانجیگر اصلی در تنش میان تهران و واشینگتن تبدیل شده است. اسلامآباد به احتمال زیاد این هفته بار دیگر میزبان مذاکرات برای پایان دادن به جنگ آمریکا با جمهوری اسلامی خواهد بود.
روزنامه واشینگتنپست سهشنبه اول اردیبهشت در گزارشی تحلیلی به چگونگی تبدیل شدن پاکستان به میانجیگر صلح میان جمهوری اسلامی و آمریکا پرداخت.
این گزارش بررسی کرده است که اسلامآباد با شناخت دقیق از شخصیت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، چطور به این جایگاه دست یافت.
پاکستان، اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد و خود نیز به صورت مخفیانه به قدرت هستهای تبدیل شده است. این مسائل باعث شده تا این کشور جایگاه خاص و عجیبی برای میانجیگری داشته باشد.
رهبران پاکستان پس از یک دوره روابط سرد با ترامپ، مسیر خود را تغییر دادند. ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری، پاکستان را به دروغگویی متهم کرده بود، اما مقامات اسلامآباد با تلاشی هدفمند، نظر او را عوض کردند.
مشاهد حسین سید، رییس سابق کمیته دفاعی سنای پاکستان، گفت که آنها زبان ترامپ را درست فهمیدهاند.
واشینگتنپست نوشت که پاکستان با درک روحیه معاملهگری ترامپ، سه امتیاز مهم شامل «ارزهای دیجیتال، مواد معدنی حیاتی و همکاری ضدتروریسم» را به او پیشنهاد داد.
وزارت دارایی پاکستان قراردادی با یک شرکت مرتبط با خانواده ترامپ امضا کرد و نیروهای امنیتی نیز یکی از عاملان حمله به سربازان آمریکایی را در کابل دستگیر کردند.
ترامپ در ماه اکتبر، ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، را «مارشال محبوب» خود نامید.
این نزدیکی روابط باعث شد پاکستان به «هیات صلح» ترامپ بپیوندد.
مشاهد حسین معتقد است اعتبار هستهای پاکستان به این کشور قدرت میدهد و نداشتن رابطه با اسرائیل نیز مانعی ایجاد نمیکند؛ زیرا پاکستان باور دارد اگر با آمریکا توافق شود، ترامپ اسرائیل را مجبور به پذیرش آن خواهد کرد.
رسانههای داخلی پاکستان از این دیپلماسی پرتحرک تمجید میکنند، اما تحلیلگران درباره وضعیت داخلی هشدار دادند.
ملیحه لودی، دیپلمات برجسته، گفت که «این موفقیت بینالمللی» غرورآفرین است، اما دولت باید مشکلات ساختاری اقتصاد را حل کند.
اقتصاد پاکستان از کاهش شدید ارزش پول و بحران انرژی رنج میبرد. جنگ با جمهوری اسلامی این بحران را تشدید کرده است، زیرا بخش بزرگی از سوخت پاکستان از تنگه هرمز تامین میشود که اکنون تقریبا بسته است.
منتقدان بر این باورند که مقامات از این هیاهوی جهانی برای «منحرف کردن افکار عمومی از مشکلات معیشتی و سرکوب مخالفان» استفاده میکنند.
جاشوا وایت، مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا، به ماندگاری این دستاوردها تردید دارد. او معتقد است قراردادهای مواد معدنی و ارز دیجیتال بیشتر جنبه نمایشی دارند تا واقعیت اقتصادی.
با این حال، دولت پاکستان فعلا موفق شده است با قواعد دنیای ترامپ بازی کند و پیروزیهای دیپلماتیک موقتی به دست آورد.
اورشلیم پست در گزارشی نوشت که حملات جمهوری اسلامی، نهتنها زیرساختهای کلیدی انرژی را فلج کرده، بلکه سبب تزلزل جایگاه سیاسی و اعتبار اقتصادی دوحه را به عنوان پایگاهی امن برای سرمایهگذاری بینالمللی شده است؛ ضایعهای که بهراحتی جبران نمیشود.
روزنامه اورشلیمپست، ۳۱ فروردین، در گزارشی تحلیلی به بررسی پیامدهای جنگ بر جایگاه قطر پرداخت نوشت که این کشور پس از حملات موشکی و پهپادی گسترده جمهوری اسلامی با یک «شوک بیسابقه» روبهرو شده است.
حملات ایران و فلج شدن شریانهای اقتصادی
طبق گزارش اورشلیمپست، تعداد حملات پهپادی و موشکی جمهوری اسلامی به خاک قطر حدود ۷۰۰ مورد برآورد شده است.
اگرچه سامانههای پدافندی مانع از بروز تلفات جانی در میان غیرنظامیان شدند، اما پیامدهای اقتصادی این حملات، ساختار مالی قطر را دچار بحران کرده است.
اورشلیمپست تاکید میکند که این حملات به «سقوط کامل صنعت گردشگری و خروج گسترده اتباع خارجی» منجب شده است.
همچنین زمینگیر شدن ناوگان هوایی قطر تنها بخشی از تبعات اولیه این حملات بود که فضای کسبوکار را در این کشور به بنبست کشانده است.
در بخش دیگری از این گزارش، به ضربه کاری حملات ایران به منطقه استراتژیک «راسلفان» اشاره شده است.
اورشلیمپست مینویسد در حالی که ناامنی در تنگه هرمز صادرات انرژی را متوقف کرده، حملات مستقیم موشکی اواخر اسفند به تاسیسات راسلفان، خساراتی میلیاردی برجای گذاشته است.
این گزارش با استناد به برآوردهای رسمی تخمین میزند که بازسازی این زیرساختها ممکن است تا پنج سال به طول بکشد. این به معنای از دست رفتن سالانه ۲۰ میلیارد دلار درآمد است که بیش از ۳۷ درصد بودجه دولت قطر را شامل میشود.
این بحران نهتنها قطر، بلکه امنیت انرژی کشورهایی نظیر ژاپن و ایتالیا را نیز تهدید میکند.
شکست دیپلماسی اقتصادی برای خرید نفوذ سیاسی
اورشلیمپست مینویسد که حملات و فشارهای نظامی، همزمان با یک بیداری تلخ سیاسی برای سران دوحه همراه بوده است.
قطر که سالها تلاش کرد با دلارهای نفتی و سرمایهگذاریهای کلان در پروژههای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای خود در واشینگتن نفوذ بخرد، اکنون خود را در حاشیه میبیند.
بر اساس تحلیل این روزنامه، حتی وعده سرمایهگذاری ۱.۲ تریلیون دلاری نیز نتوانست جایگاه قطر را به سطح نفوذ اسرائیل در کاخ سفید برساند.
به تعبیر تحلیلگران، برای مقامهای قطری روبهرو شدن با این واقعیت که نسبت به رقبای منطقهای نفوذ سیاسی بسیار کمتری در کاخ سفید دارند، چیزی شبیه به یک «سیلی محکم» است.
در نهایت، گزارش اورشلیمپست این سوال بنیادین را مطرح میکند که آیا قطر همچنان یک شریک قابل اعتماد خواهد بود؟
اگرچه ثروت عظیم صندوقهای مالی حکومتی ممکن است ضربات مالی کوتاهمدت را جبران کند، اما تخریب اعتبار این کشور به عنوان یک «کشور امن» ضایعهای جبرانناپذیر است.
کارشناسان اقتصادی در گفتوگو با اورشلیمپست گفتند که این بحران، توسعه اقتصادی منطقه را ۲۰ سال به عقب رانده و قطر اکنون با بحران جدی بازسازی اعتماد از دست رفته خود در سطح جهانی روبهرو است؛ بحرانی که با بازسازی ساختمانها و تاسیسات نفتی و گازی حل نخواهد شد.
در حالی که آتشبس ۱۰ روزه میان حزبالله و اسرائیل با میانجیگری آمریکا وارد مراحل حساس خود شده است، ارتش اسرائیل با انتشار نقشههای جدید و تعیین خطوط قرمز، عملا در حال بازسازی یک «منطقه امنیتی» در عمق خاک لبنان است.
با وجود توقف نسبیِ درگیریهای گسترده، اسرائیل با ممنوع کردن بازگشت ساکنان به دهها روستا و تثبیت مواضع نظامی تا نزدیکی رودخانه لیتانی، بر تداوم حضور خود در جنوب لبنان اصرار میورزد؛ اقدامی که یادآور اشغال ۱۸ ساله این مناطق در قرن گذشته، از سال ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰، است.
تثبیت مواضع و ممنوعیت بازگشت آوارگان
به گزارش خبرگزاری رویترز، ارتش اسرائیل دوشنبه ۳۱ فروردین با انتشار نقشهای که حول ۲۱ روستای مرزی یک خط قرمز ترسیم کرده بود، به ساکنان جنوب لبنان هشدار داد که از نزدیک شدن به این مناطق و همچنین حریم رودخانه لیتانی خودداری کنند.
رویترز اشاره میکند که ارتش اسرائیل بیش از ۵۰ روستای دیگر را نیز به عنوان مناطق ممنوعه برای بازگشت آوارگان مشخص کرده است.
این خبرگزاری گزارش میدهد که علیرغم اجرای آتشبس، ارتش اسرائیل مواضع خود را در عمق ۵ تا ۱۰ کیلومتری خاک لبنان تثبیت کرده و هدف از این اقدام را ایجاد یک منطقه حائل برای جلوگیری از حملات حزبالله و مقابله با «فعالیتهای تروریستی» عنوان کرده است.
در همین حال، مقامهای حزبالله و شوراهای محلی لبنان نیز به دلیل خطر حملات اسرائیل، به شهروندان هشدار دادهاند که هنوز زمان مناسب برای بازگشت به خانههایشان فرا نرسیده است.
احیای منطقه امنیتی پس از ۲۶ سال
روزنامه تایمز اسرائیل در گزارشی تحلیلی، وضعیت کنونی را «تلاشی برای ایجاد منطقه امنیتی اسرائیل در جنوب لبنان پس از ۲۶ سال از زمان خروج در سال ۲۰۰۰» توصیف کرده است.
بر اساس این گزارش، فرماندهان ارتش اسرائیل اگرچه از به کار بردن واژه «منطقه امنیتی» پرهیز میکنند و آن را «منطقه دفاعی» مینامند، اما مرزهای تعیینشده در نقشههای جدید، شباهت چشمگیری به منطقه تحت اشغال اسرائیل در سالهای ۱۹۸۵ تا ۲۰۰۰ دارد.
تایمز اسرائیل به نقل از سرهنگ آریک مویال، فرمانده تیپ ناخال، مینویسد که هدف اصلی، حذف تهدید شلیک موشکهای ضدتانک و جلوگیری از نفوذ به شهرکهای شمالی است.
تفاوت عمده این دوره با گذشته، تخریب گسترده زیرساختهای روستایی و تخلیه تقریبا کامل جمعیت غیرنظامی است.
به گفته مقامهای نظامی، این اقدام شناسایی و هدف قرار دادن نیروهای باقیمانده حزبالله را آسانتر کرده است.
این تحولات در حالی رخ میدهد که تنشها میان جمهوری اسلامی و اسرائیل تشدید شده است.
مقامهای جمهوری اسلامی بارها تاکید کردهاند که پایان درگیریها در لبنان بخشی از توافق گستردهتر و آتشبس کنونی میان واشینگتن و تهران است.
با این حال، گزارشهای میدانی نشان از شکنندگی این وضعیت دارد؛ به طوری که حزبالله مدعی شد چهار تانک اسرائیلی را با تلههای انفجاری منهدم کرده و ارتش اسرائیل نیز از کشته و زخمی شدن تعدادی از سربازان خود در جریان درگیریها خبر داده است.
در حالی که اسرائیل بر تخریب کامل زیرساختهای نظامی در این کمربند امنیتی اصرار دارد، به نظر میرسد آینده این منطقه به نتایج مذاکرات سیاسی میان قدرتهای بزرگ گره خورده است.
زمینلرزهای به بزرگی ۷.۵، دوشنبه ۳۱ فروردین سواحل شمال شرقی ژاپن را لرزاند و مقامها از ساکنان خواستند از مناطق ساحلی دور شوند. جایی که احتمال برآمدن امواج سونامی تا ارتفاع سه متر وجود دارد.
به گفته مقامها، انتظار میرود بلندترین امواج سونامی سواحل استانهای ایواته و آئوموری در شمال جزیره اصلی هونشو، و همچنین جزیره شمالی هوکایدو را تحت تاثیر قرار دهند.
در یک ساعت پس از وقوع این زمینلرزه که ساعت ۴:۵۲ بعدازظهر به وقت محلی (۰۷:۵۲ به وقت گرینویچ) رخ داد، امواجی تا ارتفاع ۸۰ سانتیمتر ثبت شد؛ در حالی که هشدار برای امواجی تا ارتفاع سه متر همچنان برجاست.
چندین شهر بندری از جمله اوتسوچی و کامایشی - که هر دو در زلزله و سونامی ویرانگر سال ۲۰۱۱ بهشدت آسیب دیده بودند - دستور تخلیه برای هزاران نفر از ساکنان صادر کردند.
سانائه تاکائیچی، نخستوزیر ژاپن، اعلام کرد دولت یک کارگروه اضطراری تشکیل داده و از شهروندان در مناطق آسیبدیده خواست به مناطق امن منتقل شوند.
او به خبرنگاران در توکیو گفت: «در حال بررسی میزان خسارات و تلفات احتمالی هستیم.»
یک مقام آژانس هواشناسی ژاپن در یک نشست خبری جداگانه هشدار داد در روزها و هفتههای آینده، احتمال وقوع پسلرزههای شدید وجود دارد.
تصاویر پخش شده از شبکه اناچکی نشان میدهد کشتیها در بندر هاچینوهه در هوکایدو در حال ترک اسکله هستند و همزمان هشدار «سونامی! تخلیه کنید!» روی صفحه نمایش داده میشود.
به گفته آژانس هواشناسی ژاپن، سونامی سه متری میتواند به مناطق کمارتفاع آسیب بزند، ساختمانها را دچار آبگرفتگی کند و هر فردی را که در معرض آن قرار گیرد، با جریان آب با خود ببرد.
خبرگزاری کیودو گزارش داد خدمات قطارهای سریعالسیر در آئوموری بهدلیل این زمینلرزه متوقف شده است.
گزارشی از وضعیت غیرعادی در نیروگاههای هستهای منتشر نشده است
به گفته آژانس هواشناسی ژاپن، شدت این زمینلرزه در مقیاس لرزهای این کشور در سطح «بالای پنج» ثبت شده است. شدتی که میتواند حرکت افراد را دشوار کند و موجب فرو ریختن دیوارهای بتنی غیرمسلح در برابر زلزله شود.
کانون این زمینلرزه در اقیانوس آرام و در عمق ۱۰ کیلومتری زمین بوده است.
ژاپن که در «کمربند آتش» - ناحیهای از آتشفشانها و گسلهای اقیانوسی پیرامون اقیانوس آرام - قرار دارد، یکی از زلزلهخیزترین کشورهای جهان بهشمار میرود و بهطور متوسط هر پنج دقیقه یک زمینلرزه در آن ثبت میشود.
حدود ۲۰ درصد زمینلرزههای جهان با بزرگی شش یا بیشتر در ژاپن رخ میدهد. از جمله زلزله سال ۲۰۱۱ که به ذوب هستهای در نیروگاه فوکوشیما انجامید.
اکنون در مناطقی که زلزله رخ داده، هیچ نیروگاه هستهای فعالی وجود ندارد و شرکتهای برق هوکایدو و توهوکو اعلام کردند از تاسیسات غیرفعالشان هم وضعیتی غیرعادی گزارش نشده است.
بر اساس اعلام اسرائیل، یک شبکه زیرزمینی که برای هدف قرار دادن مقامهای ارشد اسرائیلی و زیرساختهای استراتژیک در سراسر جهان طراحی شده بود، در پی عملیاتهای نظامی و اطلاعاتی اخیر علیه جمهوری اسلامی، بهشدت آسیب دیده است.
موساد، ارتش اسرائیل و سرویس امنیت عمومی (شاباک)، دوشنبه ۳۱ فروردین در یک بیانیه مشترک و بیسابقه، پرده از یک شبکه «تروریستی» گسترده و مخفی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برداشتند.
عملیات از باکو تا قبرس
نشریه واینت و نهادهای امنیتی گزارش دادند این افشاگری در بستری از سلسله عملیاتهای خنثیسازی صورت میگیرد که از سوی واحد ۸۴۰ در جریان نبرد «غرش شیران» انجام شد.
این اقدامات به کشته شدن مقامهای ارشد و فعالان کلیدی جمهوری اسلامی منجر شده است.
نیروهای امنیتی اسرائیل چند هفته پیش در جمهوری آذربایجان، یک زیرساخت «تروریستی» را از بین بردند که در حال پیشبرد تلاشهایی برای ضربه زدن به یک هدف استراتژیک بود.
هدف اصلی شبکه جمهوری اسلامی، تخریب خط لوله نفتی باکو-تفلیس-جیهان (BTC) بود که از گرجستان و ترکیه میگذرد.
علاوه بر این، چندین هدف و نهاد یهودی در این کشور، از جمله سفارت اسرائیل، کنیسه باکو و رهبران جامعه یهودی نیز در فهرست حملات این گروه قرار داشتند.
مقامهای امنیتی در این باره اعلام کردند: «نیروهای امنیتی آذربایجان اعضای این شبکه را بازداشت کردند. همچنین پهپادهای انتحاری و بستههای انفجاری را که از ایران قاچاق شده بود، ضبط کردند. این افراد طبق دستور مستقیم از تهران، افراد را تعقیب و از اهداف تصویربرداری میکردند.»
اطلاعات بهدستآمده از بازجوییها و فعالیتهای میدانی، ساختار فرماندهی این شبکه مخفی را نمایان کرد.
رحمان مقدم از مدیران میانی «بخش عملیات ویژه» (واحد ۴۰۰۰) سپاه قدس بود.
مقدم که مسئولیت هدایت عملیات در خارج از ایران و قاچاق تسلیحات پیشرفته به داخل اسرائیل را بر عهده داشت، در ابتدای نبرد «غرش شیران» هدف حمله هوایی قرار گرفت.
ارتش اسرائیل همچنین تاکید کرد تمامی این فعالیتها با هماهنگی و هدایت مستقیم مجید خادمی، رییس سازمان اطلاعات سپاه، انجام میشد که او نیز در جریان نبرد اخیر کشته شده است.
محسن سوری یکی دیگر از مهرههای این شبکه بود. او بهعنوان یک مقام میانی در واحد ۴۰۰۰، وظیفه آموزش هستههای محلی در خارج از ایران را بر عهده داشت.
موساد و شاباک پس از شناسایی مخفیگاه اضطراری سوری، طی یک عملیات دقیق اطلاعاتی، او را کشتند.
مهدی یکهدهقان، معروف به «دکتر» نیز از دیگر افراد شناساییشده در این پرونده است.
او که از ژانویه ۲۰۲۶ تحت تعقیب بود، مسئولیت عملیات در ترکیه و انتقال پهپادهای انتحاری به قبرس را بر عهده داشت.
این گزارش خبری فاش کرد: «شبکه تحت هدایت دهقان نهتنها اهداف اسرائیلی، بلکه اطلاعات مربوط به پایگاه هوایی اینجرلیک آمریکا در ترکیه را نیز جمعآوری میکرد.»
پایان استراتژی انکار
نهادهای امنیتی اسرائیل تاکید کردند که جمهوری اسلامی در سالهای اخیر دهها محور «تروریستی» را علیه اهداف غرب و اسرائیل فعال کرده است.
این گزارشها نشان میدهند ساز و کار مخفی مذکور حتی با شبهنظامیان طرفدار تهران در عراق نیز برای تحقق اهداف خود همکاری میکرد.
موفقیتهای اخیر اطلاعاتی، استراتژی «انکار» (مسئولیتگریزی) ایران را با شکست مواجه کرده است: «جمهوری اسلامی همواره تلاش میکند با ایجاد فاصله ظاهری میان خود و شبکههای عملیاتی، از پیامدهای حقوقی و سیاسی بگریزد، اما هماکنون با افشای این ساختارها، دیگر نمیتواند این کار را انجام دهد.»
موساد، ارتش و شاباک در پایان این اطلاعیه متعهد شدند به همراه شرکای بینالمللی خود در سازمانهای امنیتی جهان، به «خنثیسازی هرگونه تهدید تروریستی از سوی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش، چه در داخل اسرائیل و چه در خارج از مرزهای آن، ادامه دهند».