وال استریت ژورنال: حفظ برنامه موشکی و دریافت غرامت از جمله مطالبات تهران برای مذاکره است
وال استریت ژورنال به نقل از منابع آگاه گزارش داد جمهوری اسلامی برای مذاکرات احتمالی با آمریکا خواستههایی از جمله تعطیلی همه پایگاههای ایالات متحده در خلیج فارس و پرداخت غرامت برای حملات به ایران را مطرح کرده است.
طبق گزارش وال استریت ژورنال، دیگر مطالبات جمهوری اسلامی عبارتند از لغو همه تحریمها علیه ایران، اجازه حفظ برنامه موشکی ایران بدون هیچگونه مذاکره برای محدود کردن آن، ایجاد ساز و کار جدیدی برای عبور از تنگه هرمز که به ایران اجازه دهد از کشتیهایی که از این آبراه رد میشوند، عوارض دریافت کند و ارائه تضمینهایی مبنی بر توقف حملات اسرائیل به حزبالله لبنان و شروع نشدن دوباره آن.
وبسایت اکسیوس به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد، مقامهای جمهوری اسلامی به کشورهایی که در تلاش برای میانجیگری گفتوگوهای صلح با آمریکا هستند اعلام کردهاند تهران دو بار از رییسجمهوری آمریکا فریب خورده است و نمیخواهد باز هم فریب بخورد.
به نوشته اکسیوس، مقامها در ایران به پاکستان، مصر و ترکیه گفتهاند تحرکات نظامی آمریکا و تصمیم دونالد ترامپ برای اعزام گسترده نیروهای تقویتی، تردید آنها را مبنی بر اینکه پیشنهاد گفتوگوهای صلح صرفا یک فریب است، بیشتر کرده است.
مقامهای آمریکایی و اسرائیلی میگویند ترامپ همزمان در حال تقویت گزینههای دیپلماتیک و تشدید نظامی است تا بر اساس تحولات تصمیمگیری کند.
به گفته آنان، حتی در صورت برگزاری مذاکرات نیز جنگ برای دو تا سه هفته دیگر برنامهریزی شده است.
حملات آمریکا و اسرائیل که سه شنبه شب و بامداد چهارشنبه پنجم فروردین به دست کم ۱۲ استان صورت گرفت، بر اساس پیام های مخاطبان ایران اینترنشنال بامداد چهارشنبه در چند استان از جمله تهران، اصفهان، فارس و خوزستان ادامه پیدا کرد.
یکی از مخاطبان گفت که صدای سه انفجار ساعت ۲:۴۵ بامداد چهارشنبه در شاهینشهر شنیده شد. همچنین صدای انفجار مهیب ساعت ۲ بامداد چهارشنبه در محدوده بلوار گلستان شیراز شنیده شد.
چهار انفجار شدید ساعت ۲:۴۰ بامداد چهارشنبه در محدوده سعیدآباد و تهراندشت هشتگرد رخ داد که موجب خسارت به ساختمانها شد.
یک ساختمان در شرق تهران، به گفته یکی از مخاطبان، ساعت ۲:۱۲ بامداد چهارشنبه پنجم فروردین هدف قرار گرفت.
چندین نقطه در نوشهر مازندران در بامداد چهارشنبه هدف قرار گرفت. صدای انفجار ساعت ۵ بامداد چهارشنبه در حوالی شهر اندیمشک نیز شنیده شد.
مخاطبان خبر دادند که ساعت ۵:۳۰ بامداد چهارشنبه صدای جنگنده و شلیک موشک در چابهار شنیده شد. همچنین در لارستان استان فارس از یک سایت موشکی ساعت یک بامداد چهارشنبه سه موشک به سمت غرب یا جنوبغربی شلیک شد.
والاستریت ژورنال صبح چهارشنبه در خبری کوتاه به نقل از منابع آگاه گزارش داد که نمایندگان جمهوری اسلامی به دولت ترامپ اطلاع دادهاند که برای بازگشت به مذاکرات آتشبس، «شروطی گسترده و حداکثری» دارند. یکی از این خواستهها تعطیلی تمامی پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس است.
به نوشته این روزنامه، منابع آگاه میگویند که سپاه پاسداران در ساختار تضعیفشده حکومت ایران نفوذ بیشتری پیدا کرده و در تعیین این مطالبات نقش دارد.
بر اساس این گزارش، جمهوری اسلامی علاوه بر مطالبه دریافت غرامت بابت آسیبهای جنگ که پیشتر از سوی وزیر خارجه حکومت اعلام شده بود، خواستار ایجاد «نظمی جدید در تنگه هرمز» شده است.
والاستریت ژورنال در توضیح «نظم جدید» نوشته است که جمهوری اسلامی میخواهد مشابه آنچه مصر در کانال سوئز انجام میدهد، از کشتیهای عبوری عوارض دریافت کند.
از دیگر خواستهها میتوان به لغو کامل تحریمها، توقف حملات اسرائیل به حزبالله و ارائه تضمین برای عدم ازسرگیری جنگ اشاره کرد.
این گزارش میافزاید تهران همچنین اصرار دارد برنامه موشکی خود را بدون هیچگونه محدودیت یا مذاکره حفظ کند.
یک مقام آمریکایی در گفتوگو با والاستریت ژورنال این مطالبات را «غیرواقعبینانه» توصیف کرد. مقامهای عرب و آمریکایی دیگری نیز هشدار دادهاند که این مواضع دستیابی به توافق را دشوارتر از قبل کرده است.
این مقامها همچنین گفتند که نخستین پیامها در دور جدید تحرکات دیپلماتیک، اواخر هفته گذشته از طریق میانجیهای خاورمیانهای منتقل شده و در حال حاضر آمریکا و جمهوری اسلامی بهطور مستقیم با یکدیگر در تماس نیستند.
درخواست احتمالی دونالد ترامپ از کنگره برای تامین بودجه ۲۰۰ هزار دلاری نظامی، به یکی از مناقشهبرانگیزترین پروندههای سیاسی واشینگتن بدل شده؛ جدالی فراتر از ارقام که شکاف عمیق بر سر سیاست خارجی، اختیارات رییسجمهور، نقش کنگره در جنگ و حتی معنای «اول آمریکا» را آشکار کرده است.
جمهوریخواهان در ظاهر تلاش میکنند این بسته را بهعنوان یک ضرورت امنیت ملی معرفی کنند. چهرههایی مانند جیم بنکس، سناتور جمهوریخواه از ایندیانا، استدلال میکنند که این پول صرفا هزینه ادامه جنگ جاری در خاورمیانه نیست، بلکه بخش بزرگی از آن برای بازسازی ذخایر مهمات، تقویت صنایع دفاعی داخلی و آمادهسازی آمریکا برای بازدارندگی در برابر تهدیدهای آینده، از جمله چین، هزینه خواهد شد.
از این زاویه، حامیان طرح میگویند این بودجه نه فقط برای هدف قرار دادن جمهوری اسلامی، بلکه برای «آمریکای قویتر» لازم است؛ همان روایتی که تلاش میشود زیر چتر «اول آمریکا» به افکار عمومی عرضه شود.
اما مخالفان میگویند این روایت، بیش از آنکه یک توجیه راهبردی باشد، یک بستهبندی سیاسی برای جنگی پرهزینه و نامشخص است. منتقدان میپرسند اگر این جنگ قرار است روزانه حدود یک میلیارد دلار هزینه داشته باشد، همانطور که برخی نمایندگان از جمله توماس مَسی، نماینده مجلس از ایالت کنتاکی که خود را جمهوریخواه لیبرتارین معرفی میکند، به آن اشاره کردهاند.
در چنین بستری، این سوال اهمیت مییابد که درخواست ۲۰۰ میلیارد دلار چه معنایی درباره مدت، دامنه و اهداف واقعی این درگیری دارد؟ آیا این رقم برای چند ماه عملیات محدود است، یا نشانهای از آمادگی برای یک جنگ طولانیتر و عمیقتر؟
همین پرسش، محور اصلی نگرانی در کنگره است. دموکراتها بهطور کلی از این بودجه حمایت نخواهند کرد، اما شکاف فقط میان دو حزب نیست. درون حزب جمهوریخواه نیز دو اردوگاه کاملا متفاوت شکل گرفته است: یک اردوگاه مداخلهگرا به رهبری چهرههایی چون لیندسی گراهام و تد کروز، و یک اردوگاه محتاط یا مخالف جنگ به رهبری رند پال، توماس مَسی و برخی دیگر از جمهوریخواهان نزدیک به سنت ضدمداخلهگری آمریکا در جهان.
لیندسی گراهام در هفتههای اخیر به یکی از بلندترین صداهای حامی تشدید جنگ علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده است. او نهتنها از ادامه عملیات نظامی دفاع کرده، بلکه بهصراحت پیشنهاد داده آمریکا کنترل جزیره خارک، مرکز اصلی صادرات نفت ایران، را در دست بگیرد تا به گفته او حکومت ایران «بهتدریج از بین برود».
این موضعگیریها حتی از سوی برخی جمهوریخواهان نیز با واکنش منفی روبهرو شده است. نانسی میس، عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان از ایالت کارولینای جنوبی و آنا پائولینا لونا، دیگر عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان از ایالت فلوریدا، از جمله کسانی بودند که اظهارات گراهام را بهشدت محکوم کردند و گفتند او با جان سربازان آمریکایی مانند ابزار مصرفی برخورد میکند.
با این حال، در سوی دیگر، سناتور تد کروز از عملیات نظامی آمریکا بهعنوان یک «موفقیت چشمگیر» یاد کرده و حتی پا را فراتر گذاشته و خواهان فروپاشی حکومت ایران شده است. او و متحدانش معتقدند اکنون زمان عقبنشینی نیست و هرگونه تردید در تامین بودجه جنگ، به معنای سستی در برابر دشمنی است که به گفته آنها دههها علیه منافع آمریکا و متحدانش عمل کرده است.
در مقابل، رند پال و توماس مَسی، هر دو از ایالت کنتاکی، از زاویهای متفاوت به ماجرا نگاه میکنند. برای آنها، موضوع فقط ایران نیست؛ بلکه مساله اصلی این است که آیا ورود آمریکا به چنین جنگی واقعا در راستای منافع ملی ایالات متحده است یا نه. رند پال بهصراحت گفته است که به باور او، آمریکا بهتر بود اصلا وارد این جنگ نمیشد. مَسی نیز با تمرکز بر بُعد مالی و راهبردی از دولت خواسته توضیح دهد که با فرض در اختیار داشتن این ۲۰۰ میلیارد دلار دقیقا انتظار دارد این جنگ تا چه زمانی ادامه پیدا کند و هدف نهایی آن چیست.
اینجاست که بحث «سازش بودجهای» یا reconciliation اهمیت پیدا میکند. جمهوریخواهان بهخوبی میدانند که در روند عادی قانونگذاری در سنا، دموکراتها میتوانند با استفاده از فیلیباستر (تلاش برای جلوگیری از رایگیری با طولانی کردن عمدی بحث در مجلس) مانع تصویب چنین بستهای شوند؛ مگر آنکه ۶۰ سناتور با پایان بحث و رفتن به رایگیری موافقت کنند. اما سازش بودجهای یک مسیر استثنایی است که به اکثریت سنا اجازه میدهد برخی لوایح مالی را فقط با اکثریت ساده، یعنی ۵۱ رای، تصویب کند. به همین دلیل، این گزینه اکنون بهعنوان راه فرار جمهوریخواهان از مانع دموکراتها مطرح شده است.
البته این ابزار هم محدودیتهای مهمی دارد. طبق «قانون برد»، فقط آن دسته از مواردی را میتوان در قالب سازش بودجهای گنجاند که اثر مستقیم روی بودجه داشته باشند. به بیان ساده، جمهوریخواهان شاید بتوانند هزینه مهمات، بازسازی ذخایر، یا مخارج عملیاتی را وارد این بسته کنند، اما نمیتوانند از همین مسیر برای تصویب مجوز جنگ یا تعیین راهبرد نظامی استفاده کنند. همین نکته باعث شده که پرونده بودجه نظامی که با جنگ جاری در خاورمیانه مرتبط است، از یک سو یک دعوای مالی، و از سوی دیگر یک منازعه حقوقی و نهادی نیز باشد.
در کنار این جدال سیاسی، یک حاشیه دیگر هم به پرونده اضافه شده است: نگرانیها درباره احتمال «معاملات مبتنی بر اطلاعات داخلی» پیش از اعلام ترامپ مبنی بر توقف حملات برنامهریزیشده به مواضع جمهوری اسلامی. گزارشها حاکی از آن است که تنها چند دقیقه پیش از اعلام عمومی این تصمیم، حجم عظیمی از معاملات در بازارهای آتی سهام و نفت انجام شد. سناتور کریس مورفی این ماجرا را «فساد حیرتانگیز» توصیف کرد و خواستار پاسخگویی شد. هرچند برخی تحلیلگران هشدار دادهاند که نباید بدون بررسی دقیق، از این دادهها نتیجه قطعی گرفت، اما نفس این ماجرا باعث شده سایهای از بیاعتمادی و تردید بر کل روند تصمیمگیری جنگ و بودجه آن بیفتد.
برای ترامپ، این بودجه فقط یک درخواست مالی نیست؛ بلکه آزمونی سیاسی هم هست. او در مبارزات انتخاباتی و حتی در سخنرانی تحلیف خود تاکید کرده بود که موفقیت دولتش با «جنگهایی که آمریکا وارد آنها نمیشود» سنجیده خواهد شد. حالا منتقدانش، از دموکراتها گرفته تا بخشی از پایگاه سنتی جمهوریخواهان، میپرسند چگونه رییسجمهوری که با وعده پرهیز از ماجراجویی خارجی بازگشت، اکنون به دنبال صدها میلیارد دلار برای جنگی تازه است.
حامیان ترامپ اما استدلال میکنند که این تناقض ظاهری است. از نگاه آنان، اگر این بودجه موجب تقویت صنایع دفاعی آمریکا، احیای ذخایر تسلیحاتی، و بازدارندگی در برابر حکومت ایران و چین شود، پس دقیقا در راستای «اول آمریکا» است. این استدلال تلاش میکند هزینه جنگ را نه بهعنوان بار اضافی، بلکه بهعنوان سرمایهگذاری در قدرت ملی آمریکا جا بزند.
با همه اینها، مساله اصلی همچنان بیپاسخ مانده است: هدف نهایی چیست؟ آیا دولت ترامپ به دنبال یک عملیات محدود برای تضعیف زیرساختهای ایران است؟ آیا هدف، وادار کردن تهران به عقبنشینی در تنگه هرمز است؟ یا همانطور که اظهارات گراهام و کروز نشان میدهد، برخی در واشینگتن عملا به دنبال فروپاشی حکومت ایران هستند؟ پاسخ به این پرسش، تعیین میکند که ۲۰۰ میلیارد دلار یک هزینه موقت است یا پیشپرداخت یک درگیری بسیار طولانیتر.
در نهایت، آنچه امروز در کنگره جریان دارد، صرفا بحث بر سر یک عدد بزرگ نیست. این جدال در واقع بازتاب یک پرسش قدیمی در سیاست آمریکا است: وقتی رییسجمهور تصمیم به جنگ میگیرد، کنگره قرار است نقش ناظر را بازی کند، شریک باشد، یا فقط صورتحساب را پرداخت کند؟ هرچه درخواست بودجه روشنتر و رسمیتر شود، این نبرد سیاسی هم تندتر خواهد شد.