سنای آمریکا قطعنامه محدود کردن اختیارات ترامپ برای جنگ با جمهوری اسلامی را رد کرد
سنای آمریکا شامگاه چهارشنبه با ۵۳ رای مخالف و ۴۷ رای موافق، قطعنامه اختیارات جنگ مرتبط با جنگ با ایران برای محدود کردن اختیارات ترامپ در حمله به جمهوری اسلامی را رد کرد.
جان فترمن، سناتور دموکرات از ایالت پنسیلوانیا، تنها رای منفی در میان دموکراتها بود و رند پال، سناتور جمهوریخواه، تنها رای مثبت در میان جمهوریخواهان داد.
این قطعنامه رییسجمهوری آمریکا را ملزم میکرد نیروهای مسلح آمریکا را از درگیریها در داخل یا علیه ایران خارج کند، مگر آنکه بهطور صریح از طریق اعلام جنگ یا مجوز مشخص برای استفاده از نیروی نظامی اجازه داده شده باشد.
وزارت خارجه قطر اعلام کرد در پی حمله به شهر صنعتی «راس لفان»، وابسته نظامی و وابسته امنیتی سفارت جمهوری اسلامی در دوحه به همراه کارکنان این بخشها «عنصر نامطلوب» اعلام شده و باید ظرف ۲۴ ساعت خاک این کشور را ترک کنند.
این تصمیم پس از دیدار مقامهای وزارت خارجه قطر با سفیر حکومت ایران اتخاذ شد و در چارچوب واکنش به آنچه دوحه «نقض حاکمیت و امنیت ملی» خود خوانده، صورت گرفته است.
محکومیت حمله و اتهام نقض حقوق بینالملل وزارت خارجه قطر در بیانیهای اعلام کرد حمله به راس لفان- یکی از مهمترین مراکز انرژی این کشور- «تشدیدی خطرناک» و «نقض آشکار حقوق بینالملل» و قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل است.
این وزارتخانه تاکید کرد که حملات جمهوری اسلامی بخشی از «رفتارهای تکراری و خصمانه» است که نهتنها امنیت قطر، بلکه ثبات منطقه را نیز تهدید میکند.
تاکید بر حق پاسخ دوحه اعلام کرد که بر اساس حقوق بینالملل و ماده ۵۱ منشور سازمان ملل، حق اتخاذ اقدامات لازم برای دفاع از حاکمیت و امنیت خود را محفوظ میدارد و هشدار داد ادامه این روند با واکنشهای بیشتر مواجه خواهد شد.
زمینه تشدید بحران این اقدام در شرایطی صورت میگیرد که همزمان با تشدید درگیریها در منطقه، حکومت ایران پس از حمله به تاسیسات خود در میدان گازی پارس جنوبی، تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی در کشورهای منطقه کرده و موشکهایی به سمت قطر و عربستان شلیک کرده است.
شرکت انرژی دولتی قطر نیز از «خسارات گسترده» به تاسیسات راس لفان خبر داده است.
درخواست اقدام بینالمللی قطر از شورای امنیت سازمان ملل خواسته است برای توقف این حملات وارد عمل شود و مسئولیت خود را در حفظ صلح و امنیت بینالمللی ایفا کند.
پیامدهای اقتصادی و منطقهای دوحه همچنین هشدار داد که ادامه این حملات، بازار جهانی انرژی را با اختلال جدی مواجه کرده و امنیت زیرساختهای حیاتی در منطقه را به خطر انداخته است.
در پایان، قطر تاکید کرد که با وجود تلاش برای دور ماندن از درگیری، «هدف قرار گرفتن مکرر این کشور و همسایگانش» نشاندهنده رویکردی است که میتواند دامنه بحران را به سطحی گستردهتر در منطقه و فراتر از آن گسترش دهد.
در همین رابطه، در جریان نشست چهارشنبه وزرای خارجه کشورهای اسلامی و عربی در ریاض، فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان با انتقاد شدید از رفتارهای جمهوری اسلامی، این کشور را به هدف قرار دادن غیرنظامیان و زیرساختهای اقتصادی کشورهای منطقه متهم کرد و هشدار داد که این اقدامات «هزینهبر» خواهد بود.
در جریان نشست وزرای خارجه کشورهای اسلامی و عربی در ریاض، وزیر خارجه عربستان با انتقاد شدید از رفتارهای جمهوری اسلامی، این کشور را به هدف قرار دادن غیرنظامیان و زیرساختهای اقتصادی کشورهای منطقه متهم کرد و هشدار داد که این اقدامات «هزینهبر» خواهد بود.
انتقاد از تناقض در ادعاهای جمهوری اسلامی فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان در سخنان خود گفت کشورهایی که از «همبستگی اسلامی» سخن میگویند، نمیتوانند همزمان به کشورهای اسلامی آسیب بزنند و غیرنظامیان آنها را هدف قرار دهند. او تاکید کرد که رفتار [حکومت] ایران نشاندهنده نگاهی «خصمانه» به همسایگان است، نه رویکردی مبتنی بر همکاری و همزیستی.
او افزود: «اگر [حکومت] ایران تصور میکند کشورهای خلیج [فارس] قادر به ایستادگی نیستند، این یک محاسبه کاملاً اشتباه است.»
هشدار درباره گزینههای نظامی این مقام سعودی با اشاره به ادامه حملات، اعلام کرد که عربستان گزینههای مختلفی -از جمله گزینههای غیرسیاسی- را در اختیار دارد و در صورت لزوم، اقدام نظامی را منتفی نمیداند.
او گفت: «پادشاهی عربستان در برابر فشار تسلیم نخواهد شد و در صورت لزوم از حق دفاع از خود استفاده خواهد کرد.»
حمله به ریاض؛ پیامی مستقیم به دیپلماسی در پاسخ به پرسش خبرنگار سیانان درباره احتمال ورود عربستان به جنگ، وزیر خارجه این کشور گفت حمله به ریاض همزمان با برگزاری نشست دیپلماتیک، «بهسختی میتواند تصادفی باشد» و آن را نشانهای از رویکرد [حکومت] ایران نسبت به دیپلماسی دانست.
او تاکید کرد: «[حکومت] ایران به گفتوگو باور ندارد و تلاش میکند با فشار به اهداف خود برسد - اما این رویکرد موفق نخواهد شد.»
هدف قرار دادن زیرساختهای اقتصادی وزیر خارجه عربستان با اشاره به حمله به پالایشگاهها در ریاض، این اقدام را فاقد هرگونه توجیه نظامی دانست و گفت: «هدف قرار دادن تاسیسات غیرنظامی و معیشت مردم، نشاندهنده ماهیت این حملات است.»
رد ادعای هدف قرار دادن پایگاههای نظامی در پاسخ به پرسش شبکه العربیه، این مقام سعودی ادعای [حکومت] ایران مبنی بر هدف قرار دادن پایگاههای نظامی را رد کرد و گفت این تناقض «سابقهدار» است.
او افزود که [حکومت] ایران در گذشته نیز حمایت از گروههای نیابتی و اقدامات بیثباتکننده را انکار کرده، اما اکنون «واقعیت برای جهان روشن شده است.»
او در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد که این حملات از پیش طراحی شدهاند و نمیتوان آنها را اتفاقی یا واکنشی تلقی کرد. به گفته بنفرحان، آنچه امروز در منطقه رخ میدهد، ادامه یک الگوی رفتاری دیرینه از سوی [حکومت] ایران است که بر «فشار، باجگیری، حمایت از گروههای شبهنظامی و استفاده از آنها برای هدف قرار دادن کشورهای همسایه و بیثباتسازی منطقه» استوار است.
گسترش حملات در منطقه به گفته وزیر خارجه عربستان، حملات به اهداف غیرنظامی تنها به این کشور محدود نبوده و کشورهای دیگری از جمله قطر، امارات، بحرین و کویت نیز هدف قرار گرفتهاند.
او تاکید کرد که این کشورها پیشتر به [حکومت] ایران اعلام کرده بودند که خاکشان برای حمله به ایران استفاده نخواهد شد و حضور نیروهای خارجی صرفاً ماهیتی دفاعی دارد.
پیگیری دیپلماتیک و بینالمللی این مقام سعودی از پیگیری موضوع در شورای امنیت سازمان ملل خبر داد و گفت: «[حکومت] ایران باید به تعهدات خود پایبند باشد و در غیر این صورت، از جامعه بینالمللی خواهیم خواست اقدامات لازم را انجام دهد.»
تاثیرات اقتصادی و منطقهای وزیر خارجه عربستان همچنین به پیامدهای اقتصادی حملات اشاره کرد و گفت اختلال در کشتیرانی و انرژی باعث افزایش قیمتها، از جمله افزایش حدود ۵۰ درصدی قیمت کودهای شیمیایی شده که تاثیر مستقیمی بر کشورهای فقیر- بهویژه در جهان اسلام - خواهد داشت.
او در پایان تاکید کرد عربستان با استفاده از موقعیت خود در دریای سرخ تلاش میکند مسیرهای تجاری را باز نگه دارد و به ثبات منطقه کمک کند.
روزنامه هاآرتص به نقل از انور قرقاش، مشاور ارشد سیاسی رییس امارات متحده عربی، گزارش داد که حملات جمهوری اسلامی به کشورهای خلیج فارس میتواند به تقویت روابط این کشورها با اسرائیل و آمریکا منجر شود و جایگاه منطقهای اسرائیل را نیز گسترش دهد.
به نوشته این روزنامه اسرائیلی، قرقاش در نشستی در اندیشکده شورای روابط خارجی تاکید کرده است که در حالی که اسرائیل همچنان در منطقه شام بهعنوان یک تهدید تلقی میشود، حکومت ایران به بزرگترین چالش برای کشورهای خلیج فارس تبدیل خواهد شد. او گفت: «کسی که هزاران موشک و پهپاد به سوی امارات شلیک میکند، [حکومت] ایران است، نه اسرائیل.»
قرقاش همچنین اعلام کرد کشورش آماده مشارکت در یک ابتکار بینالمللی به رهبری آمریکا برای تامین امنیت تنگه هرمز است و افزود مسئولیت حفظ آزادی کشتیرانی در این آبراه باید میان اروپا و دیگر کشورهای منطقه نیز تقسیم شود.
به گزارش هاآرتص، این مقام اماراتی پیشبینی کرده است که در پی جنگ، روابط میان اسرائیل و کشورهای خلیج فارس که پیشتر با آن ارتباط داشتهاند تقویت خواهد شد و حتی برای کشورهایی که روابط رسمی ندارند نیز «کانالهای بیشتری» برای تعامل ایجاد میشود. او همچنین گفت کشورهایی که به دنبال ارتقای توان دفاعی و فناوری خود هستند، به سمت همکاری با اسرائیل حرکت خواهند کرد.
هاآرتص در ادامه به مواضع مقامهای اسرائیلی اشاره کرده و نوشته است بنیامین نتانیاهو گفته اسرائیل در حال «ایجاد ائتلافهای جدید» در منطقه است و گیدئون ساعر نیز از تبدیل این روابط به «اتحاد» سخن گفته است.
قرقاش در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کرد نقش آمریکا در منطقه تضعیف نخواهد شد، بلکه تقویت میشود و گفت اقدام [حکومت] ایران در هدف قرار دادن منطقه «نفوذ آمریکا را کاهش نمیدهد، بلکه آن را تقویت میکند.»
به نوشته هاآرتص، این موضع در تضاد با دیدگاه یک مقام ارشد قطر است که اسرائیل را تهدید اصلی منطقه دانسته و از احتمال کاهش نقش آمریکا سخن گفته بود.
در ادامه این گزارش، قرقاش به موضوع فلسطین نیز پرداخته و گفته است انتظار دارد پس از پایان جنگ با [حکومت] ایران، اجرای طرح ۲۰ بندی دولت ترامپ برای غزه ادامه یابد. او همچنین ابراز امیدواری کرده است که در کرانه باختری «پیچیدگیهای بیشتری» ایجاد نشود و همچنان چشماندازی برای راهحل دوکشوری در بلندمدت وجود داشته باشد.
تغییر حکومت همواره یک ریسک بزرگ است. واشینگتن باید با حمایت مستقیم نظامی از قیام مردم و حذف متحدان منطقهای جمهوری اسلامی، بخت پیروزی را به نفع خود و شهروندان در ایران تغییر دهد.
کنت پولاک، تحلیلگر پیشین سیا و شورای امنیت ملی آمریکا، چهارشنبه ۲۷ اسفند، در مطلبی تحلیلی در نشریه فارین افرز، به ارزیابی استراتژیک حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی و بررسی فرصتها و تهدیدهای ناشی از آن برای تغییر حکومت پرداخت.
پولاک معتقد است تصمیم دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای حمله به ایران، «یک قمار با ریسک بسیار بالا» است.
به گفته او، گرچه جنبه نظامی این نبرد با همکاری بینقص نیروی هوایی آمریکا و اسرائیل و با دقتی خیرهکننده در حال پیشروی است تا برنامه هستهای، توان موشکی و ماشین سرکوب حکومت ایران را فلج کند، اما پرسش کلیدی این است: آیا کارزار هوایی میتواند جرقهای برای یک انقلاب مردمی و سقوط نهایی حکومت باشد؟
نویسنده با نگاهی به تاریخ، استدلال کرده است سرنگونی یک حکومت تنها با اتکا به نیروی هوایی و بدون مداخله زمینی، تقریبا ممکن نیست.
با این حال، او تاکید دارد حکومت فعلی در ایران بهدلیل «فساد گسترده و فقدان مشروعیت»، به «ساختاری توخالی» بدل شده که ممکن است با یک ضربه نهایی، فرو بریزد.
پولاک چهار سناریو برای آینده ایران ترسیم میکند: در سناریوی نخست، بقا و رادیکالیسم مطرح است؛ به این معنا که حکومت با سرکوب پس از جنگ باقی میماند و نسخهای تهاجمیتر، احتمالا به رهبری مجتبی خامنهای، شکل میگیرد که با شتاب به سمت دستیابی به سلاح هستهای حرکت میکند.
در سناریوی دوم، جنگ داخلی رخ میدهد؛ بهطوری که سقوط ناگهانی بدون وجود جایگزین، ایران را به سرنوشتی مشابه لیبی یا سوریه دچار میکند و پیامد آن، آوارگی میلیونها نفر و گسترش تروریسم خواهد بود.
در سناریوی سوم، دیکتاتوری نظامی شکل میگیرد؛ یعنی یک قدرت نظامی با الگویی شبیه به مدل «رضا شاهی» به قدرت میرسد که لزوما دموکراتیک نیست، اما در مقایسه با وضعیت پیشین، ستیزهجویی کمتری با غرب دارد.
در سناریوی چهارم، دموکراسی پایدار تحقق مییابد؛ گزینهای که ایدهآلترین اما در عین حال کماحتمالترین سناریو است، زیرا در حال حاضر جریانهای مخالف سازمانیافتهای برای مدیریت دوران گذار مشاهده نمیشود.
پولاک برای افزایش شانس پیروزی و جلوگیری از شکست این قمار، دو پیشنهاد ارائه میدهد:
نخست: حمایت هوایی مستقیم از معترضان
او معتقد است واشینگتن نباید صرفا به بمباران زیرساختها اکتفا کند: «اگر مردم به خیابانها آمدند، جنگندهها و پهپادهای آمریکایی باید مستقیما نیروهای امنیتی و ماشین سرکوب را در شهرها هدف قرار دهند تا مسیر برای پیروزی قیام هموار شود.»
دوم: حذف بازوهای منطقهای جمهوری اسلامی، از جمله نابودی یا خلع سلاح حزبالله بهوسیله ارتش لبنان با حمایت همهجانبه واشینگتن
این اقدام میتواند روحیه نیروهای حکومت در داخل ایران را تضعیف کند و به مردم انگیزهای مضاعف برای ایستادگی بدهد.
به باور پولاک، تغییر حکومت در ایران همواره یک ریسک بزرگ است و واشینگتن باید با حمایت مستقیم نظامی از قیام مردم و حذف متحدان منطقهای جمهوری اسلامی، بخت پیروزی را به نفع خود تغییر دهد.
در غیر این صورت، خروجی این نبرد ممکن است یک حکومت به مراتب خطرناکتر، خشمگینتر و انتقامجوتر از گذشته باشد.
نشریه فارین افرز، در گزارشی به بررسی واکنش روسیه به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی پرداخته و کوشیده است به این سوال پاسخ دهد که چرا کرملین عجلهای برای نجات جمهوری اسلامی، که نزدیکترین متحدش در خاورمیانه محسوب میشود، ندارد.
بهنوشته فارین افرز، سال گذشته، ولادیمیر پوتین و مسعود پزشکیان، روسای جمهوری روسیه و ایران، معاهده مشارکت راهبردی جامع را امضا کردند؛ توافقی که دو کشور را متعهد میکرد در برابر دخالت طرفهای ثالث در امور داخلی و خارجی یکدیگر بایستند.
مسکو و تهران این معاهده را نقطه اوج گسترش روابط میان دو حکومت دانستند.
اما هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل برای دومین بار در کمتر از هشت ماه، ۹ اسفند به جمهوری اسلامی حمله کردند، روسیه عمدتا مانند یک تماشاگر به تماشای این جنگ نشست.
پوتین البته کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور تهران، را «نقض ریاکارانه همه موازین اخلاق انسانی و حقوق بینالملل» خواند و وزارت خارجه روسیه خواستار «کاهش فوری تنش، توقف درگیریها و ازسرگیری روندهای سیاسی و دیپلماتیک» شد؛ اما در هیچ یک از این بیانیهها، نامی از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برده نشد و حتی اشارهای به احتمال دفاع روسیه از حکومت ایران نیز صورت نگرفت.
معاهده همکاری راهبردی جامع ایران و روسیه شامل بند دفاع متقابل نمیشود و مسکو شاید به متن معاهده پایبند مانده باشد، اما در عمل کار چندانی برای کمک به یکی از شرکای کلیدی خود در خاورمیانه و یکی از مهمترین همکاران پوتین در جنگ علیه اوکراین انجام نداده است.
واشینگتنپست و سیانان گزارش دادهاند که روسیه ممکن است در زمینه دادههای هدفگیری و تاکتیکهای پیشرفته پهپادی به جمهوری اسلامی کمک کرده باشد، اما چنین کمک محدودی بعید است تفاوت چشمگیری در سرنوشت جنگ ایجاد کند.
بهنوشته فارین افرز، ناتوانی کرملین در کمک به ایران با یک الگوی آشنا همخوانی دارد: هرگاه دوستان روسیه به کمک نیاز داشته باشند، مسکو بیانیههای تند صادر میکند اما اقدام چندانی انجام نمیدهد.
اواخر سال ۲۰۲۳، روسیه در جنگ کوتاه میان متحد پیمانی خود ارمنستان و آذربایجان مداخله نکرد و اجازه داد باکو کنترل منطقه قرهباغ را باز پس گیرد.
یک سال بعد نیز مسکو اجازه داد نیروهای شورشی حکومت بشار اسد در دمشق را سرنگون کنند.
در یک سال گذشته، ایالات متحده همراه با اسرائیل تاسیسات هستهای، پایگاههای نظامی و کارخانههای موشکی ایران را بمباران کرده، مقامات عالیرتبه، فرماندهان نظامی و عوامل هستهای ایرانی را کشته و حتی نیکلاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا و شریک اصلی مسکو در آمریکای لاتین را تقریبا بدون هیچ دخالتی از سوی روسیه، ربوده است.
فارین افرز نتیجه گرفته است همه این موارد نشان میدهند قدرت روسیه برای شکل دادن به تحولات جهانی محدود است.
با این حال، جنگ کنونی در ایران پیامدهای ناخواستهای دارد که به سود روسیه تمام میشود. هرچه جنگ طولانیتر شود، احتمالا قیمت انرژی افزایش خواهد یافت و این امر به مسکو کمک میکند درآمد بیشتری کسب کند و کسری بودجه ناشی از جنگ اوکراین را جبران کند.
وزارت خزانهداری آمریکا ۲۱ اسفند اعلام کرد برای مهار افزایش قیمتها، بهطور موقت تحریم نفت روسیه را که در دریا قرار دارد، تعلیق کرده است.
در همین حال، چین که نگران ثبات بلندمدت عرضه انرژی از خاورمیانه است، ممکن است بیش از پیش به نفت و گاز روسیه نیاز پیدا کند.
بهنوشته فارین افرز، جنگ ایران حواس آمریکا را نیز منحرف میکند و منابع و تمرکزی را که واشینگتن میتوانست به شرکای اروپایی و اوکراین اختصاص دهد، به خود مشغول میسازد.
روسیه شاید نتواند از شرکای خود محافظت کند، اما همچنان در سازگار شدن با شکستهای راهبردی و بهرهبرداری از دستاوردهای تاکتیکی، مهارت دارد.
همراهی از سر مصلحت
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مسکو و تهران در توسعه یک همکاری مشترک منافعی متقابل دیدند. تا آن زمان، طی چند قرن، دو کشور عمدتا رقیب یکدیگر بودند و برای نفوذ در قفقاز و پیرامون دریای خزر رقابت میکردند.
اما در اوایل دهه ۱۹۹۰، روسیه به دنبال فروش مازاد فناوریهای دفاعی و هستهای غیرنظامی دوران شوروی بود و ایران که از جنگ با عراق و تحریمهای غربی آسیب دیده بود، خریدار مناسبی به نظر میرسید.
در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، روسیه سامانههایی را به ایران تحویل داد که هنوز هم بخش اصلی تجهیزات نظامی ایران را تشکیل میدهند: جنگندههای میگ-۲۹ (MiG-29)، هواپیماهای تهاجمی سوخو-۲۴ (Su-24)، زیردریاییهای دیزلی کیلو (Kilo)، تانکهای تی-۷۲ (T-72) و سامانههای پدافند هوایی اس- ۲۰۰ (S-200).
روسیه بعدها سامانههای کوتاهبرد تور- ام۱ (Tor-M1) و سامانه پدافند هوایی دوربرد اس-۳۰۰ (S-300) را نیز به جمهوری اسلامی تحویل داد.
به نوشته فارین افرز، فروش این تسلیحات برای جمهوری اسلامی مهم بود، اما هرگز به یک اتحاد نظامی واقعی نینجامید. تحویل تسلیحات روسیه پراکنده بود و بهدلیل تحریمهای غرب محدود میشد و شامل پیشرفتهترین سامانهها، مانند اس-۴۰۰ (S-400) یا جنگندههای پیشرفته، نمیشد.
همان زمان که روسیه به ایران سامانههای دفاع هوایی و بالگرد میفروخت، روابط امنیتی خود را با مصر، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس نیز حفظ کرده بود. کشورهایی که برخی از آنها رقبای ایران محسوب میشوند.
مقامات ایرانی از این موضوع بیخبر نبودند و نارضایتی عمیقی از آن داشتند.
در سال ۲۰۱۰، مسکو تحت فشار غرب تحویل سامانه اس-۳۰۰ (S-300) به ایران را به حالت تعلیق درآورد و با تحریمهای سازمان ملل علیه تهران موافقت کرد. تحریمهایی که در خلوت با آنها مخالف بود.
در آن زمان، روسیه هنوز میخواست بهعنوان یک عضو مسئول شورای امنیت سازمان ملل و شریک قابل اعتماد ایالات متحده دیده شود. بنابراین رهبران روسیه، تهران را بیشتر بهعنوان یک مهره در مذاکرات با واشینگتن و بروکسل در نظر میگرفتند تا یک شریک واقعی.
پیوندهایی که دو کشور را به هم متصل کرد
به نوشته فارین افرز، جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۵ روسیه و ایران را وارد ائتلافی تاکتیکی برای حمایت از حکومت اسد کرد اما تنها پس از حمله گسترده پوتین به اوکراین در سال ۲۰۲۲ بود که روابط تهران و مسکو به شراکتی بسیار نزدیکتر و متوازنتر تبدیل شد.
در این مرحله، ایران برای نخستین بار به تامینکننده تسلیحات برای روسیه تبدیل شد.
مهمترین کمک ایران پهپادهای شاهد بود که روسیه از پاییز ۲۰۲۲ برای جبران کمبود موشکهای دقیق خود در جنگ اوکراین به کار گرفت.
در مقابل، روسیه طبق گزارشها تجهیزات نظامی جدیدی به ایران ارائه کرد و از جمله هواپیماهای آموزشی یاک-۱۳۰ (Yak-130)، بالگردهای تهاجمی امآی-۲۸ (Mi-28)، خودروهای زرهی اسپارتاک (Spartak) و سلاحهای سبک در اختیار ایران گذاشت.
ایران همچنین قراردادهایی برای خرید جنگندههای سوخو-۳۵ (Su-35) و سامانههای پدافند هوایی قابل حمل امضا کرد، هرچند وضعیت تحویلشان مشخص نیست.
به گزارش فارین افرز، مهمترین حوزه همکاری امنیتی احتمالا در حوزه فضا است. زیرساختهای پرتاب و تخصص مداری روسیه، نقش مهمی در توسعه برنامه موشکی ایران داشته است.
بهرهبرداری از بحران
فارین افرز در ادامه گزارش خود افزوده است با وجود تعمیق روابط، محدودیتهای قدرت پوتین بهوضوح آشکار شده است. روسیه همان چیزهایی را در اختیار دارد که ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل بیش از هر چیز میخواهد: جنگندههای پیشرفته، سامانههای دفاع هوایی و مهمات دقیق. اما روسیه به همه این تجهیزات در جنگ اوکراین نیاز دارد.
حتی اگر مسکو میخواست چنین سامانههایی را به ایران تحویل دهد، انجام آن زمانبر بود. آموزش اپراتورهای ایرانی برای سامانه اس-۴۰۰ بهتنهایی حدود شش تا هشت ماه طول میکشد.
از سوی دیگر، مذاکرات روسیه با دولت ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین نیز مانع حمایت آشکار از تهران شده است.
علاوه بر این، روسیه باید روابط خود را با کشورهای خلیج فارس نیز حفظ کند. کشورهایی که اکنون هدف حملات ایران هستند، مانند امارات متحده عربی و عربستان سعودی، خود شرکای مهم روسیهاند.
با این حال، روسیه ممکن است کمکهایی ارائه دهد که کمتر قابل مشاهدهاند، مانند اطلاعات ماهوارهای و دادههای هدفگیری.
سود بردن از پیامدهای جنگ
فارین افرز در پایان گزارش خود به سودی که روسیه از جنگ کنونی میبرد پرداخته و نوشته است حتی در حالی که روسیه از ایران حمایت جدی نمیکند، از پیامدهای جنگ سود میبرد:
آمریکا اکنون موشکهای دفاع هوایی و مهماتی را مصرف میکند که اوکراین به آنها نیاز دارد.
از سوی دیگر، افزایش قیمت انرژی میتواند روسیه را دوباره به یک تامینکننده ضروری نفت و گاز تبدیل کند.
هر افزایش ۱۰ دلاری قیمت نفت میتواند روزانه حدود ۹۵ میلیون دلار به درآمد روسیه اضافه کند.
اگر جنگ به زیرساختهای انرژی خلیج فارس آسیب جدی وارد کند، قیمت انرژی ممکن است برای مدت طولانی بالا بماند و این امر منبع مالی بزرگی برای کرملین ایجاد خواهد کرد.
در چنین شرایطی، چین ممکن است بالاخره برای تامین انرژی پایدار به ساخت خطوط لوله جدید از روسیه روی آورد؛ چیزی که پوتین سالهاست در پی آن است.
در نهایت، شکستهای اخیر روسیه در کمک به شرکایش در سوریه، ونزوئلا و ایران، محدودیت قدرت جهانی آن را آشکار کرده است.
با درگیر بودن منابع نظامی در جنگ اوکراین، مسکو نمیتواند کمک مادی قابل توجهی به متحدان اقتدارگرای خود ارائه دهد و آنچه باقی میماند، هدف محدودتری است: بهرهبرداری از پیامدهای ناخواسته مداخلات ایالات متحده.