قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، ۲۰ اسفند در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به هواداران جمهوری اسلامی نوشت: «این سرباز کوچکتان سه درخواست از شما دارد: خیابان، خیابان، خیابان.»
برای درک این اصرار، میتوان از نظریههای روانشناسی توده بهره جست.
طبق نظریه گوستاو لوبون در کتاب «روانشناسی تودهها»، تجمع فیزیکی افراد باعث ایجاد نوعی «وحدت ذهنی و روانی» میشود.
جمهوری اسلامی با گسیل مردم به خیابان، به دنبال فعال کردن مکانیزم همگرایی نیروهای سرخورده و مردد خود در پی ضربههای جنگ است. در این فرایند، فردیت «شهروند» که ممکن است بر اثر حملههای نظامی اسرائیل و آمریکا آسیب دیده باشد، در «روح جمعی» ذوب میشود.
از دیدگاه حکومت، خیابان جایی است که تردید جای خود را به شور و ایمان میدهد.
وقتی رحیمصفوی، مشاور نظامی علی خامنهای، دیکتاتور کشتهشده تهران، حضور مردم در خیابان را مقتدرتر از موشک میداند، دقیقا به همان «نیروی شکستناپذیری» اشاره دارد که لوبون آن را ویژگی اصلی تودههای همسو میداند. نیرویی که به حاکمیت مشروعیت بصری و به بدنه هوادار، حس امنیت مطلق میبخشد.
علاوه بر این، در این دکترین سیاسی، «خیابان به مثابه ابزار نمایش قدرت و بستن عرصه همگانی بر روی مخالفان» تعریف میشود.
حاکمیت با اشغال فضای عمومی بهوسیله هواداران خود، عملا قلمرو فیزیکی و نمادین را از رقیب باز پس میگیرد که این اقدام نوعی «تعریف مرز» است. پیامی صریح به مخالفان که نشان دهد هیچ فضایی برای مانور آنها باقی نمانده و عرصه عمومی به طور کامل در تسخیر قدرت است.
از سوی دیگر، بر اساس نظریه هویت اجتماعی، نزد اندیشمندانی چون جان دروری، حضور در تجمعات، وسیلهای برای بازتعریف «ما» در برابر «آنها» است.
در میانه جنگ و تهدید جدی برای رژیم، جمهوری اسلامی از خیابان به عنوان محلی برای تعریف هویت خود استفاده میکند. هدف این است که هویت مذهبی و «ملی» با هویت سیاسی حاکمیت، بهخصوص پس از انتخاب رهبر جدید، گره بخورد.
تکرار کلمه «خیابان» از سوی رییس مجلس، تلاشی برای ایجاد یک «تجربه اشتراکی» است که هواداران را از حالت انفعال و سردرگمی خارج کرده و به آنها حس بودن در یک «جبهه واحد» القا کند.
این حضور، طبق نظریه تایید اجتماعی، به تردیدکنندگان و مخالفان داخلی و خارجی این پیام را مخابره میکند که نظم موجود همچنان از حمایت تودهای برخوردار است.
در نهایت، «سیاست خیابان» تنها یک مانور تبلیغاتی نیست، بلکه تلاشی برای تولید انرژی سیاسی و اجتماعی از طریق سرایت عاطفی است.
حاکمیت میداند که موشکها قدرت تخریب دارند، اما تنها «فرو رفتن در توده» است که میتواند باعث تقویت وفاداری به نظام شود و هراس از دشمن را به جسارت جمعی تبدیل کند.
در واقع، خیابان برای جمهوری اسلامی سنگری است که «مشروعیت» را در آن بازتولید میکند و با تسخیر فضا، امکان کنشگری را از مخالفان میگیرد.