• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

ویدیویی از حضور بستگان جاویدنام حامد بصیری بر مزار او

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۳۶ (‎+۰ گرینویچ)

ویدیوهای رسیده، حضور بستگان جاویدنام حامد بصیری بر مزار او را نشان می‌دهد.

حامد بصیری ۱۹ دی‌ماه در فردیس کرج توسط نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.

او کارگر فنی بود و در زمینه تعمیرات یخچال و لوازم خانگی فعالیت می‌کرد و یک دختر ۶ ساله از خود به‌جا گذاشته است.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

واکنش مخاطبان ایران‌اینترنشنال به آتش‌بس: امید، خشم، سرخوردگی

۴

فاکس‌نیوز: ایران برای دور زدن محاصره، ۲۰ میلیون بشکه نفت را از شبکه پنهان جابه‌جا می‌کند

۵
تحلیل

ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

انتخاب سردبیر

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

•
•
•

مطالب بیشتر

نیویورک‌تایمز: پنتاگون خود را برای جنگ احتمالی با جمهوری اسلامی آماده می‌کند

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)
100%

نیویورک‌تایمز گزارش داد در حالی که دیپلمات‌های آمریکا در حال گفت‌وگو با جمهوری اسلامی هستند، پنتاگون خود را برای احتمال جنگ با ایران آماده می‌کند.

بر اساس گزارش نیویورک‌تایمز، زمانی که ترامپ تهدید کرد اگر حکومت ایران با توافقی برای محدود کردن برنامه هسته‌ای خود موافقت نکند، این کشور را هدف قرار خواهد داد، پنتاگون در موقعیت مناسبی برای پشتیبانی از این تهدید قرار نداشت.۳۰ تا ۴۰ هزار نیروی آمریکایی مستقر در خاورمیانه، از جمله در هشت پایگاه بودند.

نیویورک‌تایمز به نقل از سه مقام آمریکایی ادامه داد که مقام‌های ارشد امنیت ملی از ترامپ خواستند تا زمانی که پنتاگون توان حمله و مهم‌تر از آن دفاع در ۱۱ کشوری که ممکن است در معرض تلافی ایران باشند را بازسازی کند، از حمله به جمهوری اسلامی دست نگه دارد.

بر اساس این گزارش، پنتاگون در حال تکمیل تقویت «ناوگان» مورد اشاره ترامپ است. این مجموعه شامل هشت ناوشکن مجهز به موشک هدایت‌شونده، سامانه‌های پدافند موشکی زمینی و زیردریایی‌های حامل موشک کروز تاماهاوک است.

نیویورک‌تایمز نوشت که در سه هفته گذشته و همزمان با آغاز گفت‌وگوهای دیپلماتیک میان اسرائیل، کشورهای عربی، ایران و آمریکا، پنتاگون برای جنگ آماده شده است.

مقام‌های نظامی گفتند این تجهیزات علاوه بر توان تهاجمی، قابلیت دفاعی نیز دارند زیرا ایران احتمالا تلافی خواهد کرد.

نیویورک‌تایمز افزود که ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به همراه سه ناو جنگی مجهز به تاماهاوک در مرکز یک مجموعه دریایی قرار دارد.

یک ناو دوم، یو‌اس‌اس جرالد آر. فورد، نیز از کارائیب به خاورمیانه اعزام می‌شود.

نیویورک‌تایمز نوشت که بمب‌افکن‌های بی-۲ و دیگر هواپیماهای دوربرد آمریکا در وضعیت آماده‌باش بالاتر از حد معمول قرار دارند. پنتاگون سامانه‌های پاتریوت و تاد بیشتری برای دفاع در برابر موشک‌های کوتاه‌برد و میان‌برد ایران به منطقه اعزام کرده است.

شماری از ایرانیان ساکن نروژ راهی مونیخ شدند

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۱۹ (‎+۰ گرینویچ)

شماری از ایرانیان ساکن نروژ به صورت گروهی سفر خود را با اتوبوس برای شرکت در تجمع بزرگ مونیخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی آغاز کردند.

در ویدیوی منتشرشده در رسانه‌های اجتماعی نشان داده می‌شود که آن‌ها در مسیر ترانه «ای ایران» را هم‌خوانی می‌کنند.

کشتار معترضان چه پیامدهایی برای روان زخمی جامعه ایران داشته است؟

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان

کشتار گسترده معترضان در اعتراضات دی‌ماه، تنها جان انسان‌ها را نگرفت؛ بلکه لایه‌های عمیقی از امنیت روانی، امید به آینده و امکان سوگواری سالم را از جامعه ایران ربود. این گزارش به پیامدهای روانی این سرکوب می‌پردازد و در پایان با صبا آلاله، روان‌تحلیل‌گر اجتماعی، گفت‌وگو می‌کنیم.

سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه زخمی جمعی شد که در حافظه جامعه ماند. کشتار در خیابان، بازداشت‌های گسترده، ناپدیدسازی و بی‌خبری طولانی خانواده‌ها، حس ناامنی را از واکنشی مقطعی به احساسی پایدار تبدیل کرد؛ وضعیتی که پیامدهایش در اضطراب مزمن، فرسودگی روانی و اختلال خواب بخشی از جامعه دیده می‌شود.

در چنین شرایطی، روان جامعه نه فرصتی برای پردازش و نه مجالی برای ترمیم ندارد. ترس مداوم جای نگرانی‌های مقطعی را می‌گیرد و پیامدهایش در الگوی خواب، توان تمرکز و تاب‌آوری و روابط اجتماعی دیده می‌شود؛ بی‌خوابی، فرسودگی، انزوای اجتماعی و خشم فروخورده.

یکی از عمیق‌ترین پیامدهای کشتار معترضان، مختل‌شدن سوگواری جمعی است. وقتی مرگ انکار می‌شود، برگزاری مراسم ممنوع است و روایت رسمی، قربانی را مقصر جلوه می‌دهد، سوگ راه طبیعی خود را پیدا نمی‌کند و به خشم یا بی‌حسی بدل می‌شود.

خانواده‌ها نه‌فقط عزیزان‌شان را از دست داده‌اند، بلکه حق گریه‌کردن علنی، حق نام‌بردن و یاد کردن از عزیزان‌شان و حق روایت را هم از آن‌ها گرفته‌اند. این سرکوب مضاعف، سوگ را به زخمی عمیق تبدیل می‌کند که نسل‌به‌نسل منتقل می‌شود.

  • ضرورت شناسایی آمران و عاملان سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه و مسیر دادخواهی

    ضرورت شناسایی آمران و عاملان سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه و مسیر دادخواهی

تداوم خشونت دولتی، مرز میان «زندگی عادی» و «وضعیت اضطراری» را از میان برده است.

بسیاری از شهروندان در حالتی از آماده‌باش دائمی زندگی می‌کنند؛ گویی فاجعه هنوز تمام نشده. این وضعیت، روابط انسانی را تضعیف کرده و اعتماد اجتماعی را کاهش داده است.

خشم، اگرچه واکنشی طبیعی به بی‌عدالتی است، اما وقتی امکان بیان، اعتراض و معنا دادن به آن وجود نداشته باشد، می‌تواند به افسردگی، فرسودگی روانی یا انفجارهای ناگهانی بدل شود.

با این حال، هم‌زمان با این آسیب‌ها، تلاش برای حفظ روایت و یادآوری هم ادامه دارد. ثبت نام‌ها، روایت‌ها و یادآوری معترضانی که برای ایران و دست‌یافتن به آزادی پا به خیابان گذاشتند و جان باختند، تلاشی ناآرام اما حیاتی برای حفظ پیوند با حقیقت است. حافظه جمعی، در برابر پاک‌سازی و انکار، آخرین سنگر روانی جامعه است.

آنچه امروز در سطح فردی به‌صورت اندوه، خشم یا خستگی دیده می‌شود، در لایه‌ای عمیق‌تر تلاشی برای تاب‌آوردن و زنده نگه‌داشتن معنا و امید به آزادی است.

  • ایرانیان و تجربه بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر جهان؛ چه راهی پیش روی جامعه است؟

    ایرانیان و تجربه بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر جهان؛ چه راهی پیش روی جامعه است؟

ترومای جمعی انباشته و مزمن

صبا آلاله، روان‌تحلیل‌گر اجتماعی، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت پیش از آنکه درباره اثر کشتار معترضان بر روان جمعی صحبت شود، باید نوع آسیبی که جامعه با آن روبه‌رو است مشخص شود.

به‌گفته او، جامعه ایران اکنون با «ترومای جمعی بسیار شدید» مواجه است؛ ترومایی که هم «انباشته» شده و هم «مزمن» است.

آلاله توضیح داد این انباشته‌شدن به این دلیل است که جامعه در سال‌های گذشته، به‌ویژه در چند دهه اخیر، تروماهای جمعی زیادی را متحمل شده اما بدون هیچ‌کدام از بازسازی‌ها، با یک بحران جدید و یک ترومای جمعی جدید از سر گذرانده است و در نهایت به نقطه‌ای رسیده که این تروماها را روی هم انباشته کرده است.

او افزود مزمن‌بودن این ترومای جمعی به ماهیت منبع آن هم مرتبط است.

به‌گفته آلاله، معمولا تروماهای جمعی از سوی نیروی بیرونی یا در اثر فاجعه طبیعی رخ می‌دهند، اما وقتی ترومای جامعه ناشی از خشونت دولتی باشد، فاجعه برای مردم پررنگ‌تر می‌شود و نوع ترومای جمعی شدیدتر و مزمن‌تر شکل می‌گیرد.

او گفت دلیل آن این است که دولتی که باید نقش محافظ داشته باشد و شرایط امنیت شهروندان را فراهم کند، خود به عامل خشونت و عامل ایجاد تروما تبدیل شده و همین موضوع باعث می‌شود این تروما شدیدتر و مزمن‌تر شود.

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی درباره پیامدهای کوتاه‌مدت گفت جامعه در وضعیت شوک، ناباوری، خشم شدید، ترس و بی‌ثباتی هیجانی قرار گرفته است.

او افزود این تصاویر، این اخبار بازداشت‌شدگان و این مرگ‌ها، «سیستم عصبی جمعی» را در وضعیت «هشدار مداوم» نگه می‌دارد.

آلاله گفت در بلندمدت نیز این ترومای مزمن، اگر ادامه پیدا کند، به‌ویژه از آن رو که «بسیار فعال است» و هنوز «منبع خطر وجود دارد»، می‌تواند روابط عاطفی و انسانی را به‌شدت تحت‌تاثیر قرار دهد، اضطراب و خشم مزمن را در لایه‌های مختلف جامعه به‌شدت افزایش دهد و «تصویرسازی آینده» و «بی‌ثباتی دائمی» را در روان جمعی شکل دهد.

سوگ ناتمام و خشم پراکنده

آلاله با اشاره به نقش سوگواری گفت سوگ یک فرایند طبیعی و ضروری است و برای تنظیم روان فردی و روان جمعی لازم است و باید به‌صورت طبیعی طی شود.

به‌گفته او، وقتی امکان سوگواری علنی و حتی امکان بیان درد و روایت آزاد وجود نداشته باشد، سوگ به حالت ناتمام و مبهم درمی‌آید و «منجمد» می‌شود.

او افزود سوگی که منجمد شود و فرایند خود را طی نکند، چون امکان بیان مستقیم ندارد، جامعه را درگیر «خشم مزمن و پراکنده» می‌کند.

آلاله توضیح داد خشم مزمن و پراکنده یعنی خشم به‌جای آنکه مستقیم بیان شود، بر سر موضوعات دیگر خالی می‌شود؛ برای مثال در روابط خانوادگی، در محیط کار و در تعاملات روزمره.

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی به ایران‌اینترنشنال گفت این وضعیت جامعه را درگیر اضطراب فراگیر و احساس ناامنی می‌کند.

او افزود فرسودگی روانی و افسردگی نیز در سوگ‌های بیان‌نشده نقش پررنگی دارند و پیامد آن می‌تواند بی‌انگیزگی و ناامیدی باشد.

آلاله گفت وقتی جامعه سوگ‌هایش را بیان نمی‌کند، ممکن است به بی‌حسی و کرختی عاطفی برسد و این وضعیت می‌تواند مستقیم بر روابط عاطفی، روابط کاری و وضعیت تحصیلی اثر بگذارد.

هشدار دائمی و کاهش همدلی

صبا آلاله گفت روان جمعی برای زیستن در امنیت و آرامش شکل گرفته است و هر تهدیدی، حتی کوچک، به سیستم عصبی هشدار می‌دهد و کلی انرژی روانی را، حتی با یک هشدار، کاهش می‌دهد.

به‌گفته او، وقتی زندگی زیر سایه مداوم تهدید باشد و امنیت روانی وجود نداشته باشد، تمام ابعاد زندگی در حالت هشدار دائمی قرار می‌گیرد.

او افزود در چنین شرایطی، سیستم عصبی جمعی مدام احساس خطر می‌کند و مدام در حالت آماده‌باش قرار می‌گیرد. به گفته آلاله، همین وضعیت باعث می‌شود انرژی روانی جامعه به‌شدت تحلیل برود.

او گفت وقتی انرژی روانی جامعه تحلیل برود، آستانه تحمل هم کاهش پیدا می‌کند و با کاهش آستانه تحمل، همدلی کم می‌شود و مشارکت اجتماعی افت می‌کند.

آلاله افزود در چنین وضعیتی افراد بی‌انگیزه و بی‌رغبت می‌شوند؛ هم نسبت به توسعه فردی خود و هم نسبت به توسعه اجتماعی و این وضعیت به‌طور مستقیم بر پیوندهای اجتماعی اثر می‌گذارد.

ترس و خشم، از فرسودگی تا انگیزش

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی گفت ترس و خشم واکنش‌های طبیعی هستند و در مسیر کنش‌های جمعی و مسیر مبارزاتی نقش مهم و در عین حال دوگانه دارند.

به‌گفته او، این دو احساس هم می‌توانند فرساینده باشند و هم می‌توانند محرک کنش و نقش انگیزشی داشته باشند.

آلاله توضیح داد زمانی که ترس و خشم به رسمیت شناخته نشوند و پردازش نشوند، به سمت فرسودگی می‌روند.

او گفت اگر افراد ترس را نپذیرند و مدام آن را سرکوب کنند، یا خشم را سرکوب کنند، فشار روانی تشدید می‌شود.

او افزود ترس در برابر خشونتی که از هر کاری برمی‌آید، مثل همین کشتار، واکنشی قابل فهم است و به همین دلیل «ترسناک است» و در چنین وضعیتی «باید ترسید». آلاله گفت ترس باید به رسمیت شناخته شود و افراد نباید از احساس ترس شرمسار باشند.

او درباره خشم نیز به ایران‌اینترنشنال گفت خشم باید به رسمیت شناخته شود و تاکید کرد اگر خشم به رسمیت شناخته شود، «هدف‌دار» و «معنادار» می‌شود و وقتی معنادار شود، می‌تواند به شکل‌گیری کنش‌های جمعی، همبستگی و مقاومت تبدیل شود.

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی تاکید کرد وقتی ترس و خشم به رسمیت شناخته نشوند، سرکوب می‌شوند و به احساسات انباشته و فرساینده تبدیل می‌شوند.

او افزود بیان این احساسات در روایت‌کردن، در صحبت‌کردن و حتی در سوگواری‌ها کمک می‌کند تا به رسمیت شناخته شوند.

راهکارهای کوچک برای دوام آوردن

آلاله گفت وقتی هنوز عامل خشونت و عامل تهدید وجود دارد، صحبت از ترمیم روانی جامعه دشوارتر می‌شود و ممکن است افراد به دنبال راهکار بزرگ باشند که فقط نجات‌شان دهد.

او افزود قابل درک است که افراد با حجم بالای درد، تصور کنند تنها یک راهکار بزرگ می‌تواند کمک کند، اما جامعه در مسیری قرار دارد که باید بتواند «دوام بیاورد».

به‌گفته او، راهکارهای ساده و در دسترس قرار نیست حال جامعه را عالی کنند، اما می‌توانند وضعیت را به نقطه‌ای برسانند که افراد در شرایط بحرانی دوام بیاورند و همین دوام‌آوردن کمک‌کننده است.

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی یکی از راه‌های در دسترس را «صحبت‌کردن درباره احساسات و هیجانات» دانست.

آلاله گفت می‌فهمد که این کار می‌تواند سخت باشد، چون افراد معمولا خودشان را همیشه انکار کرده‌اند، خودشان را ندیده‌اند، نشنیده‌اند و حتی همدیگر را هم خوب ندیده‌اند و خوب نشنیده‌اند، اما این کار تمرینی است که می‌تواند از احساسات تجربه‌شده شروع شود.

او افزود اگر افراد خشمگین هستند، اگر منزجر هستند، اگر احساس‌هایی مثل بی‌تفاوتی یا کرختی دارند، یا هر احساس دیگری، درباره آن صحبت کنند.

آلاله گفت این گفت‌وگو کمک می‌کند افراد احساس کنند دردشان درد مشترک است و آنچه تجربه می‌کنند، تجربه‌ای مشترک است.

او تاکید کرد چون با ترومای جمعی روبه‌رو هستیم، سوگواری نیز یک راهکار مهم است.

آلاله افزود سوگواری هیچ‌وقت مانع مسیر مبارزاتی نیست، بلکه جامعه اکنون در سوگ جمعی قرار دارد و نیاز دارد سوگواری کند.

او گفت سوگواری فرصتی است برای صحبت‌کردن از احساسات و هیجانات و همین فرایند باعث پیوند بین افراد می‌شود.

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی گفت در سوگواری، روایت هم نقش مهمی دارد و در تروماهای جمعی، روایت آنچه بر افراد گذشته، آنچه دیده‌اند و آنچه شنیده‌اند، یکی از راهکارهای مهم است.

به‌گفته او، سوگواری و روایت در ترمیم تروماهای جمعی نقش دارد، به جامعه کمک می‌کند این روزها را تاب بیاورد و دوام بیاورد و زمینه شکل‌گیری رابطه را فراهم می‌کند.

آلاله در پایان به ایران‌اینترنشنال گفت داشتن رابطه عاطفی و انسانی در تروماهای جمعی نقش مهمی دارد و جامعه در این شرایط به برقراری چنین رابطه‌ای نیاز دارد؛ رابطه‌ای که از دل آن گفت‌وگو، شنیدن یکدیگر و صحبت‌کردن درباره احساسات و هیجانات بیرون می‌آید.

مادر مهسا ژینا امینی: برای تک‌تک قلب مادران داغدار پریشانم

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)

مژگان افتخاری، مادر مهسا ژینا امینی، در یک استوری اینستاگرامی نوشت: «با گذر زمان فکر می‌کنیم که داغ کهنه شده و زخم مرهم گرفته که به یکباره شیوه هزاران مادر دیگر خبر از فراق‌های دیگر می‌دهد و داغ تازه می‌شود.»

او افزود: «از قلب تبدار و درد التیام نیافته برای جوانان وطن که شاید خیلی از آنها همین دختر خودم بودند گریه کردم. برای یک ایران سوگوارم برای تک تک قلب مادران داغدار پریشانم.»

مادر مهسا امینی نوشت: «برای جوانهای آرزو به دل مانده عزادارم. همدردی و تسلیت مرا بپذیرید اپه چه کمی دیر اما با روحی پر از اندوه و دلگیر همدرتان هستم برای تسلی شما دعا می‌کنم که درهای آسمان باز و خدا مهربان است.»

جشنواره فیلم فجر؛ فرش قرمز خونین

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۹:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)

جشنواره فیلم فجر امسال هم برگزار شد اما با فرش‌های قرمز خونین؛ فرش‌هایی که بسیاری ترجیح دادند پا بر آن نگذارند و پاهای‌شان به خون آغتشه نشود، در نتیجه تنها هنرمندان حکومتی و وابسته به نهادهای دولتی در آن شرکت کردند و با غیرمردمی‌ترین و نمایشی‌ترین دوره این جشنواره روبه‌رو بودیم.

جشنواره فجر که این روزها چهل و چهارمین دوره‌اش را برگزار کرد، درست در زمانی برگزار شد که هنوز به چهلمین روز به خاک و خون کشیده شدن ده‌ها هزار معترض در خیابان‌ها هم نرسیده بودیم، از این رو به تاخیر نینداختن زمان برگزاری و اصرار بر «جشن گرفتن» با این اوضاع و احوال، مهم‌ترین اشتباه برگزارکنندگان بود.

دلیل اصرار بر برگزاری و جشن گرفتن را باید در ذات این جشنواره جست‌و‌جو کرد: جشنواره‌ای که در سال‌های اخیر عملا به یک محفل کاملا دولتی و حتی امنیتی بدل شده که در آن فیلم‌های تولید شده در نهادهای امنیتی و سازمان‌های دولتی با هم رقابت می‌کنند و در واقع سهم‌خواهی می‌کنند، به‌شکلی که نمونه مشابهی از این وضعیت را در هیچ جشنواره دیگری در جهان نمی‌توان سراغ گرفت، مگر جشنواره پیونگ‌یانگ در کره شمالی که البته در پشت درهای بسته این کشور برگزار می‌شود و کسی چیز زیادی درباره آن نمی‌داند.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید