مژگان افتخاری، مادر مهسا ژینا امینی، در یک استوری اینستاگرامی نوشت: «با گذر زمان فکر میکنیم که داغ کهنه شده و زخم مرهم گرفته که به یکباره شیوه هزاران مادر دیگر خبر از فراقهای دیگر میدهد و داغ تازه میشود.»
او افزود: «از قلب تبدار و درد التیام نیافته برای جوانان وطن که شاید خیلی از آنها همین دختر خودم بودند گریه کردم. برای یک ایران سوگوارم برای تک تک قلب مادران داغدار پریشانم.»
مادر مهسا امینی نوشت: «برای جوانهای آرزو به دل مانده عزادارم. همدردی و تسلیت مرا بپذیرید اپه چه کمی دیر اما با روحی پر از اندوه و دلگیر همدرتان هستم برای تسلی شما دعا میکنم که درهای آسمان باز و خدا مهربان است.»
جشنواره فیلم فجر امسال هم برگزار شد اما با فرشهای قرمز خونین؛ فرشهایی که بسیاری ترجیح دادند پا بر آن نگذارند و پاهایشان به خون آغتشه نشود، در نتیجه تنها هنرمندان حکومتی و وابسته به نهادهای دولتی در آن شرکت کردند و با غیرمردمیترین و نمایشیترین دوره این جشنواره روبهرو بودیم.
جشنواره فجر که این روزها چهل و چهارمین دورهاش را برگزار کرد، درست در زمانی برگزار شد که هنوز به چهلمین روز به خاک و خون کشیده شدن دهها هزار معترض در خیابانها هم نرسیده بودیم، از این رو به تاخیر نینداختن زمان برگزاری و اصرار بر «جشن گرفتن» با این اوضاع و احوال، مهمترین اشتباه برگزارکنندگان بود.
دلیل اصرار بر برگزاری و جشن گرفتن را باید در ذات این جشنواره جستوجو کرد: جشنوارهای که در سالهای اخیر عملا به یک محفل کاملا دولتی و حتی امنیتی بدل شده که در آن فیلمهای تولید شده در نهادهای امنیتی و سازمانهای دولتی با هم رقابت میکنند و در واقع سهمخواهی میکنند، بهشکلی که نمونه مشابهی از این وضعیت را در هیچ جشنواره دیگری در جهان نمیتوان سراغ گرفت، مگر جشنواره پیونگیانگ در کره شمالی که البته در پشت درهای بسته این کشور برگزار میشود و کسی چیز زیادی درباره آن نمیداند.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

جشنواره فیلم فجر امسال هم برگزار شد اما با فرشهای قرمز خونین؛ فرشهایی که بسیاری ترجیح دادند پا بر آن نگذارند و پاهایشان به خون آغتشه نشود، در نتیجه تنها هنرمندان حکومتی و وابسته به نهادهای دولتی در آن شرکت کردند و با غیرمردمیترین و نمایشیترین دوره این جشنواره روبهرو بودیم.
جشنواره فجر که این روزها چهل و چهارمین دورهاش را برگزار کرد، درست در زمانی برگزار شد که هنوز به چهلمین روز به خاک و خون کشیده شدن دهها هزار معترض در خیابانها هم نرسیده بودیم، از این رو به تاخیر نینداختن زمان برگزاری و اصرار بر «جشن گرفتن» با این اوضاع و احوال، مهمترین اشتباه برگزارکنندگان بود.
دلیل اصرار بر برگزاری و جشن گرفتن را باید در ذات این جشنواره جستوجو کرد: جشنوارهای که در سالهای اخیر عملا به یک محفل کاملا دولتی و حتی امنیتی بدل شده که در آن فیلمهای تولید شده در نهادهای امنیتی و سازمانهای دولتی با هم رقابت میکنند و در واقع سهمخواهی میکنند، بهشکلی که نمونه مشابهی از این وضعیت را در هیچ جشنواره دیگری در جهان نمیتوان سراغ گرفت، مگر جشنواره پیونگیانگ در کره شمالی که البته در پشت درهای بسته این کشور برگزار میشود و کسی چیز زیادی درباره آن نمیداند.
امسال هم طبق معمول درصد قابل توجهی از فیلمها توسط نهادها و ارگانهای دولتی جمهوری اسلامی تولید شده بودند؛ از شهرداری تا بنیاد روایت فتح، از سازمان سینمایی سوره و بنیاد فارابی تا حتی قوه قضائیه به عنوان تهیهکننده یک فیلم.
اما همان خرده بازار جنبی با حضور چند فیلمساز و بازیگر هم امسال با مشکل جدی روبهرو شد.
برخی فیلمسازان و بازیگران رسما اعلام کردند که در این جشنواره شرکت نمیکنند و بازیگر شناختهشدهای چون الناز شاکردوست نه تنها برگزاری جشن را به سخره گرفت، بلکه رسما «در خاکی که بوی خون میدهد»، از سینما خداحافظی کرد: «من بازیگرم، یاد گرفتهام با تمام پوست و استخوان و نفس، دیگری را زندگی کنم، اما این بار به جای چهل هزار هموطنم، کشته شدهام.... کدام جشنواره، کدام جشن؟ من نه در جشنی شرکت خواهم کرد و نه دیگر هرگز در این خاکی که بوی خون میدهد نقشی بازی خواهم کرد. این نقش اصلی من است!»
چندین کارگردان هم اعلام کردند که در جشنواره شرکت نمیکنند اما از آنجایی که فیلم از آن تهیهکننده است، این آثار به نمایش درآمدند. در جلسه پرسش و پاسخ بسیاری از فیلمها تنها تهیهکننده آن حضور داشت و فیلم استخر ساخته سروش صحت که پر سروصداترین فیلم جشنواره محسوب میشد، تنها فیلمی بود که جلسه مطبوعاتیاش بهدلیل عدم حضور هیچ یک از عوامل به کلی لغو شد و سروش صحت و بازیگران فیلم (از جمله امین حیایی، سحر دولشتاهی، پانتهآ بهرام، علیرضا خمسه و مهران مدیری) از حضور در جشنواره خودداری کردند.
در نتیجه این تحریمها، جلسات پرسش و پاسخ تنها به تریبون فیلمسازان وابسته، حکومتی و رانتخوار بدل شد که برای دفاع از حضور خود، به کسانی که جشنواره را تحریم کردهاند، تاختند. در رأس آنها محمد حسین مهدویان فیلمساز حکومتی که با فیلمهای رانتی پروپاگاندا برای سپاه پاسداران شناخته شده، بازیگرانی را که در جشنواره شرکت نکردهاند، ترسو خواند.
اما فضا به قدری علیه این گروه بود که آنها در شبکههای مجازی «همدستان جنایتکاران» خوانده شدند و به جز یکی دو منتقد وابسته و حکومتی، باقی منتقدان و خبرنگاران سینمایی شناخته شده هم از حضور در جشنواره خودداری کردند.
حتی مجله فیلم امروز (مجله فیلم سابق) که بهدلیل سیاستهای محافظهکارانهاش همواره مورد انتقاد بوده، امسال نه ویژهنامهای برای جشنواره منتشر کرد و نه اخبار آن را پوشش داد.
استقبال مردم از فیلمها هم به کمترین میزان رسید، در حالی که برگزارکنندگان جشنواره سعی داشتند با ارائه کارت مطبوعات به افرادی که در این حرفه نیستند، بساط جشنواره را پر رونق جلوه دهند.
اما داستان این جشنواره شکستخورده با یک اختتامیه مضحک کامل شد، جایی که بسیاری از برندگان سیمرغ، برای گرفتن جایزه خود حاضر نشدند. حضور شخص رییسدولت در جمهوری اسلامی در این مراسم نشان از اهمیت این ماجرا برای حکومت داشت، اما در نهایت این مراسم هم به بدترین اختتامیه این جشنواره در طول تاریخش بدل شد.
مسعود پزشکیان رسما از افرادی که در جشنواره شرکت کردهاند تقدیر کرد. برنده جایزه فیلمنامهنویسی هم سعی کرد با جملاتی توجیهکننده در قبال حضورش، بهشکلی به خونهای ریخته شده اشاره کند، اما او با حاضر شدن بر فرشهای قرمز جشنواره و حالا حضور در مراسم پایانی و دریافت جایزه برای همکاری با یک فیلمساز امنیتی، از پیش تکلیف خودش را با مخاطب رقم زده و در شبکههای اجتماعی «همدست جنایتکار» نام گرفته بود.
محمد تقوی، ایران اینترنشنال، در برنامه هتتریک درباره ادای احترام اعضای تیم خاتون بم به جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان با شادی نکردن در مراسم اهدای جام قهرمانی لیگ برتر فوتبال زنان ایران گفت: «سکوتی که این شیرزنان کردند، باعث افتخار همه ماست.»
او افزود: «حتی وقتی مجری سعی میکرد آنها را تهییج کند، ساکت ایستادند و مطمئنم همین زنان، جامعه ایران را میسازند.»
سناتور لیندزی گراهام در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت: «احتمال میدهم شاهزاده رضا پهلوی در آینده ایران نقش برجستهای داشته باشد.»
او افزود: «تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که به ایران فرصتی برای آزادی بدهیم. اگر آنها موفق نشوند، مسئولیت با خودشان است. اما ترجیح میدهم چنین فرصتی داده شود تا اینکه وضعیت موجود ادامه یابد، زیرا میدانیم ادامه آن چه معنایی دارد.»
سناتور گراهام گفت: «اروپا و آمریکا در حمایت از مردم ایران عملکرد مطلوبی نداشتهاند. با وجود اعتراضهای جهانی درباره موضوعات مختلف از جمله درباره غزه، حمایت گستردهای از مردم ایران دیده نشده است. با این حال، تحولات مهمی در جریان است و فشارهای اقتصادی، از جمله محدودیتها بر فروش نفت ایران، رژیم را تضعیف کرده است.»
او ادامه داد: «احتمالا جمهوری اسلامی به دلیل نارضایتی گسترده مردم دچار فروپاشی شود. حمایت از مردم ریسک کمتری نسبت به تداوم وضع موجود دارد. این مقطع لحظهای تاریخی است که میتواند در بازهای کوتاه تعیینکننده باشد.»
سناتور گراهام تاکید کرد: «دستیابی به صلح در زمان ما با رهبری جمهوری اسلامی، مانند تلاش برای سازش با رژیمهای ایدئولوژیک افراطی در تاریخ است. نمیتوان با جریانی که بر پایه ایدئولوژی افراطی عمل میکند بهراحتی کنار آمد.»
او گفت: «زمان حکومت جمهوری اسلامی به پایان رسیده است و عملکرد آن در قبال مردم ایران چنین نتیجهای را نشان میدهد. نمیتوان «روز بعد» از سرنگونی حکومت را بهطور دقیق پیشبینی کرد، اما تغییر میتواند فرصت تازهای ایجاد کند، در حالی که تداوم وضع موجود ممکن است بیثباتی بلندمدت در منطقه به همراه داشته باشد.»
لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکایی، در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت: «کاملا از تغییر رژیم در ایران حمایت میکنم.»
او افزود: «ترامپ به معترضان گفته بود «به اعتراض ادامه دهید» و درباره لزوم «رهبری جدید در ایران» صحبت کرده است. این مواضع به معنای ایستادن در کنار مردم ایران است.»
سناتور گراهام ادامه داد: «معترضان در ایران خواهان پایان سرکوب و آغاز فصلی تازهاند. اگر از این مسیر عقبنشینی شود، پیامدهای آن میتواند مشابه اشتباهات گذشته در سیاست خارجی آمریکا باشد.»
او گفت: «اگر وعدههای ترامپ به مردم ایران عملی نشود، پیامدهای طولانیمدت خواهد داشت. اما اگر تغییر رخ دهد، گروههایی مانند حماس، حزبالله و حوثیها حمایت اصلی خود را از دست خواهند داد و نظم منطقهای میتواند تغییر کند.»
سناتور گراهام تاکید کرد: «این مقطع یکی از حساسترین لحظههای تاریخی است که نتیجه آن میتواند آینده منطقه را برای نسلها شکل دهد، چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی.»





