حسین طاهری، مداح حامی حکومت و از اجراکنندگان مداحی در دفتر خامنهای، در برنامه اخیر خود ضمن تهدید به جنگ علیه اسرائیل میگوید که علی خامنهای «در میان مردم» است و «مخفیگاه ندارد.»
طی جنگ ۱۲روزه، منابع مطلع از داخل ایران به ایراناینترنشنال گفتند ساعاتی پس از آغاز حملات اسرائیل به تهران، رهبر جمهوری اسلامی به پناهگاهی زیرزمینی در لویزان، واقع در شمال شرق تهران، منتقل شده است.
دو سناریوی خوشبینانه و بدبینانه برای ایران آینده مطرح است. مبنای سناریوهای بدبینانه، عموما شبیهسازیهای ایران با کشورهایی نظیر سوریه است. در مقابل، سناریوهای واقعبینانه بر پایه پژوهشهای پروژه شکوفایی ایران و مبتنی بر یافتههای دانش اقتصاد و شرایط خاص ایران تدوین شده است.
برای پاسخ به این سوال که پس از جمهوری اسلامی چه خواهد شد، باید ابتدا شرایط فعلی را ترسیم کرد. در بهمن ماه ۱۴۰۴، در حالی که جمهوری اسلامی همچنان حکومت مستقر در ایران است، دهها هزار ایرانی کشته شدند.
نرخ تورم نقطهبهنقطه در دیماه ۱۴۰۴ به ۶۰ درصد و نرخ تورم سالانه نیز به نزدیک ۴۵ درصد رسید. برای مقایسه، تورم عراق در سال ۲۰۰۲، پیش از سقوط صدام حسین، حدود ۱۹ درصد بود، هرچند پیش از آن یک دوره بحرانی ۵ ساله را بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵ از سر گذرانده بود.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

دو سناریو خوشبینانه و بدبینانه برای ایران آینده مطرح است. مبنای سناریوهای بدبینانه، عموما شبیهسازیهای ایران با کشورهایی نظیر سوریه است. در مقابل، سناریوهای واقعبینانه بر پایه پژوهشهای پروژه شکوفایی ایران و مبتنی بر یافتههای دانش اقتصاد و شرایط خاص ایران تدوین شده است.
برای پاسخ به این سوال که پس از جمهوری اسلامی چه خواهد شد، باید ابتدا شرایط فعلی را ترسیم کرد. در بهمن ماه ۱۴۰۴، در حالی که جمهوری اسلامی همچنان حکومت مستقر در ایران است، دهها هزار ایرانی کشته شدند.
نرخ تورم نقطهبهنقطه در دیماه ۱۴۰۴ به ۶۰ درصد و نرخ تورم سالانه نیز به نزدیک ۴۵ درصد رسید. برای مقایسه، تورم عراق در سال ۲۰۰۲، پیش از سقوط صدام حسین، حدود ۱۹ درصد بود، هرچند پیش از آن یک دوره بحرانی ۵ ساله را بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵ از سر گذرانده بود.
در پی سالها الزام بانکها به پرداخت تسهیلات تکلیفی و ایجاد بانکهای غیر دولتی، اکنون ایران با بحران بیسابقه ورشکستگی شبکه بانکی روبهرو شده است. بانک آینده ورشکست شده و طبق تعریف بانک مرکزی جمهوری اسلامی، از بین تمام بانکهای کشور، تنها ۹ بانک ورشکسته محسوب نمیشوند. دومینوی ورشکستگی اکنون به بانک سپه، مسئول پرداخت حقوق نظامیان، رسیده است؛ بانکی که خود روزی برای جلوگیری از بحران با سایر بانکهای نظامی ادغام شد.
بالاترین ارقامی که از کشتهشدگان غیرنظامی در جریان حمله نظامی به عراق برای سرنگونی صدام ثبت شده، نزدیک به ۷ هزار نفر غیر نظامی است. در ایران طی تنها دو رو و در چند ساعت قتلعام، بدون حمله نظامی خارجی، دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند به قتل رسیدند. کشتاری که در چنین بازه زمانی کوتاهی، بیشتر از بزرگترین جنگها و سرکوبهای تاریخ جانباخته داشته است.
در سال ۱۴۰۳، به دلیل ناتوانی حکومت در تامین گاز در زمستان و برق در تابستان، از ۲۹۱ روز کاری، ۷۲ روز دستکم یک استان کشور تعطیل بودند. آخرین پژوهش اتاق بازرگانی ایران بر اساس بررسی بیش از ۳ هزار بنگاه اقتصادی نشان میدهد این بنگاهها تنها با ۳۹ درصد ظرفیت تولید خود در پاییز ۱۴۰۴ فعال بودند. مجموعه اطلاعات نشان میدهد حتی پیش از آغاز انقلاب ملی ایران در دیماه ۱۴۰۴، شرایط ایران بیشباهت به کشوری جنگزده نبود.
سناریوهای بدبینانه
سناریوهایی از نیمه دهه ۹۰ تاکنون، بهویژه پس از جنگ داخلی در سوریه و لبنان، در فضای رسانهای درباره ایران پس از جمهوری اسلامی رایج بوده و این روزها دوباره مطرح میشوند. بر اساس این سناریوها، در صورت سقوط جمهوری اسلامی چند حالت محتمل است:
جنگ و دخالت خارجی: به معنی حمله کشورهای همسایه یا حمایت آنها از «گروههای تجزیهطلب» در خلاء قدرت مرکزی. با این حال، در پی فروپاشی حکومت بعث عراق و سقوط حکومت طالبان در افغانستان، حمله نظامی خارجی گسترده مشاهده نشد. ایجاد امنیت پس از سقوط، بیش از آنکه نظامی باشد، سیاسی است. کتابچه دوران اضطرار در پروژه شکوفایی به برقراری رابطه با همسایگان، بهخصوص پاکستان، عربستان و ترکیه (که بهصورت بالقوه امکان ایفای نقش در این زمینه را دارند) پرداخته است.
تجزیه و جنگ داخلی: با مقاومت مسلحانه نیروهای وفادار به جمهوری اسلامی یا درگیری گروههای ایدئولوژیک و قومی به سبک سوریه، لیبی و یمن، گروههای افراطی مانند داعش ظهور میکنند و ناامنی مرزها رخ میدهد. اما ورود دستکم ۵ هزار نیروی مزدور عراقی در کشتار دیماه میتواند از جمله نشاندهنده تردید در نیروهای مسلح داخلی باشد. همچنین در انقلاب ملی دیماه، شعارهای یکسان در کرمانشاه، تبریز، زاهدان، تهران و فارس سر داده شد و چنددستگی گسترده قومی یا مذهبی مشاهده نشد؛ هرچند این خطر همچنان بالقوه وجود دارد.
بازتولید دیکتاتوری سپاه: در این حالت و در خلاء قدرت، سپاه با رنگ و بوی کمتر مذهبی قدرت را میگیرد. اما همین حالا هم نفوذ سپاه دلیل اصلی فشار خارجی بر حکومت است و احتمال پذیرش حضور آن در قدرت پس از سقوط توسط قدرتهای خارجی چندان بالا نیست.
دوره گذار فرسایشی: محاصره اقتصادی، مهاجرت گسترده نخبگان، کاهش شدید تولید، اعتراضات پراکنده و فرسودگی جامعه.
نارضایتی از عدالت انتقالی و احیای دوباره جمهوری اسلامی: خشم از کشتار و فساد گسترده، اگر عاملان اصلی سریع به دست عدلت سپرده نشوند و اموال غارتشده خارجشده (که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا در ۲۵ دیماه به انتقال وسیع آن اشاره کرد) نتواند ردیابی و مصادره شود، میتواند به نارضایتی از دولت انتقالی دامن بزند و زمینه فعالیت گروهکهای وفادار به جمهوری اسلامی با پشتوانه پولهای خارج شده را فراهم کند.
برنامهریزی برای دوران گذار
از نظر اقتصادی و آمار، ایران تحت سلطه جمهوری اسلامی، تفاوت چندانی با کشوری جنگ زده ندارد. کشتار جمهوری اسلامی در دیماه نیز به لحاظ تاریخی در چنین بازه زمانی بیسابقه بود.
پروژه شکوفایی ایران، زیر نظر شاهزاده رضا پهلوی، در چندسال اخیر، برنامه ریزی گستردهای برای ایران پس از جمهوری اسلامی تهیه کرده است. در سپیدنامهای این پروژه که روی وبسایت پروژه شکوفایی منتشر شده است، طیف وسیعی از مسائل به صورت جزئی بررسی شده است.
از مجموع این سپیدنامهها کتابچه دوران اضرار استخراج شده که به صورت خلاصه، برنامهها برای عبور از جمهوری اسلامی تا زمان استقرار حکومت جدید را گردآوری کرده است.
آخرین نسخه برنامه دوران اضطرار این پروژه مربوط به تابستان ۱۴۰۴ است. در ۱۵ فصل این کتابچه، برنامههایی برای ۱۰۰ تا ۱۸۰ روز نخست پس از جمهوری اسلامی پیشبینی شده است. این تنها سند اپوزیسیون به صورت مدون و منسجم برای پس از براندازی جمهوری اسلامی است که تیمی ۲۶ نفره از کارشناسان در حوزههای مختلف و شمار زیادی از کارشناسان ناظر در داخل و خارج ایران (که به دلایل امنیتی نام آنها منتشر نشده است) تهیه کرده است.
برنامهریزیهای این دفترچه با فرض عدم بروز جنگ داخلی و همراهی اکثریت مردم با شاهزاده رضا پهلوی برای اجرای روند گذار انجام شده است.
جلوگیری از قحطی و تامین اقلام ضروری
محمدرضا جهانپرور، اقتصاددان و از دستاندرکاران پروژه شکوفایی ایران، در گفتوگو با ایراناینترنشنال درباره تامین اقلام ضروری مردم پس از فروپاشی جمهوری اسلامی، یکی از چالشها را ایجاد ارتباط با تامین کنندگان این اقلام دانست. او گفت: «تامین مالی برای تهیه اقلام ضروری مردم، چندان دشوار نیست، چالش مهم، ارتباط و رایزنی با تامین کنندگان کالاهاست. ایران هرگز برای تامین غذا تحریم نبوده است.»
او گفت کشورهای مبداء تامین اقلام غذایی شناسایی شدند و رایزنیهای لازم با برخی کشورها و بازرگانان انجام شده است، تا بلافاصله پس از سقوط جمهوری اسلامی، روند تامین این اقلام آغاز شود.
به گفته جهانپرور، چالش بعدی، چالش امنیتی است. کنترل پایانههای بندری و راهها، از جمله مهمترین چالشهاست، که در بخشهای دیگر پروژه، برای آن برنامه ریزی شده است.
در بخش پنجم کتابچه مرحله اضطرار، زیر بخش «حفظ عملکردهای اساسی» نویسندگان چالشهای این بخش را بررسی کردند. احیای فوری و محافظت از سامانههای حیاتی تولید، از جمله غذا و سلامت از اولین اولویتهایی است که در این کتابچه مورد تاکید قرار گرفته است. در فاز اول که از روز اول تا ۳ ماه نخست پس از براندازی را مورد توجه قرار داده است.
موضوع بعدی، حفظ جریان انرژی و آب است. در بخش «تصرف و تثبیت» کتابچه، تامین امنیت زیرساختهای حیاتی از جمله تاسیسات انرژی، آب، نفت، گاز و نیروگاهها برای جلوگیری از خرابکاری با استفاده از نیروهای گزینش شده ارتش، جزو برنامههای کلیدی است.
اگرچه در کتابچه، مشخصا روند گزینش افرادی که باید امنیت را در این اماکن تامین کنند - احتمالا به دلایل امنیتی- توضیح داده نشده است. اما به نظر میرسد دولت انتقالی میتواند روی ظرفیت افرادی که برای برنامه همکاری ملی اعلام آمادگی کردند، حساب کند.
یکی از ابتکارات پروژه شکوفایی ایران، برنامه همکاری ملی بود. در این برنامه که از تیر ۱۴۰۴ آغاز شد، کارکنان دولت، نیروهای امنیتی و نیروهای مسلح، با اسکن یک کیو آرکد در پخش زنده تلویزیون ایران اینترنشنال، با ارسال درخواستی، آمادگی خود را برای همکاری اعلام کردند.
مرداد ماه، شاهزاده رضا پهلوی اعلام کرد تا آن زمان ۵۰ هزار تن از این افراد اعلام آمادگی کردند. تعداد نیروهای مسلح در ایران تا حدود ۶۴۰ هزار نفر برآورد میشود.
تامین مالی دوران گذار
در جدول شماره یک لایحه بودجه سال ۱۴۰۵، مجموع هزینههای سال آینده ۴۰۱,۷۴۰ میلیارد تومان در نظر گرفته شده است. این بخش شامل پرداخت یکسال حقوق کارکنان دولت، هزینههای جاری کشور و… میشود. با دلار ۱۶۲ هزار تومان، این عدد برابر حدود ۲۵ میلیارد دلار است. در واقع برای حفظ وضع موجود ایران، ماهانه به حدود ۲ میلیارد دلار نیاز است.
تاثیرات تحریمهای اقتصادی جمهوری اسلامی، در ابعاد مختلف قابل ارزیابی است، اما در صورت سقوط جمهوری اسلامی، تحریمها بعد تازهای پیدا میکنند. حدود ۴ دهه تحریمهای مختلف اقتصادی سبب شده است از یک سو، منابع مالی بزرگی در کشورهای مختلف جهان بلوکه شوند و از سوی دیگر، به دلیل همین تحریمها، جمهوری اسلامی نتوانسته است بدهیهای خارجی چندانی به بار بیاورد.
جهانپرور منابع مالی ایران که قابلیت احیا دارند را بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلار برآورد میکند. مجموع درآمد جمهوری اسلامی از صادرات نفت در سال ۲۰۲۵ بین ۳۰ تا نهایتا ۶۰ میلیارد دلار برآورد شده است. با این حساب، منابع قابل احیای ایران پس از سقوط جمهوری اسلامی، بین ۲ تا ۷ برابر صادرات یکسال نفت جمهوری اسلامی است.
تحریمهای بینالمللی علیه جمهوری اسلامی، چالش دیگری است که پیش روی هر دولت انتقالی دارد. اگرچه ایران منابع قابل توجهی در کشورهای دیگر دارد، اما استفاده از آنها با وجود تحریمها تا مرحله ثبات آسان نیست. جهانپرور باور دارد رییسجمهور آمریکا میتواند معافیتهای سهماهه در خصوص تحریمها اعمال کند. به همین نسبت میتوان معافیتهایی برای تحریمهای اروپا در نظر داشت.
این اقتصاددان اضافه کرد: «بنا بر تجارب دیگر کشورهایی که مورد تحریم بودهاند، کسب معافیتهای کوتاه مدت تا هنگام بازبینی قانونی تحریمها ممکن و رایج است.»
او همچنین به راهکارهای غیر مستقیم دیگری برای تامین مالی دوران گذار اشاره کرد و گفت: یکی از راهها میتواند دریافت یک وام چند میلیون دلاری از آمریکا باشد. رقم این وام مهم نیست، اما پیامی که این دریافت وام دارد، دادن اطمینان به بازارهای مالی جهان است.
جهانپرور اضافه کرد حتی اگر استفاده از ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلار اموال بلوکه شده ایران به سرعت امکان پذیر نباشد، به پشتوانه این اموال و پیامی که دریافت وام از آمریکا به بازارهای مالی جهان میدهد، میتوان برای تامین مخارج کوتاه مدت دولت انتقالی، از منابع مالی بینالمللی استفاده کرد.
او گفت: «برای مثال، ایران از دهه ۱۳۴۰ خورشیدی به این سو، از منابع قانونی خود در صندوق بینالمللی پول استفاده نکرده است. با برطرف شدن بار و هزینه سیاسی جمهوری اسلامی، این ظرفیتها در دسترس خواهند بود.»
سناریوی بدبینانه یا خوشبینانه؟
تمام آنچه گفته شد، مربوط به دوران اضطراری پس از سقوط جمهوری اسلامی است. در صورتی که سناریوهای بدبینانه رخ ندهند، در دوره تثبیت، هزاران ایرانی کارآفرین در صورت فراهم بودن شرایط و احساس امنیت به میهن باز میگردند. وجود دستکم ۹ میلیون ایرانی مهاجر در خارج از کشور، خود ظرفیت بالقوهای برای بازسازی ایران بهشمار میرود. مهاجران که در انقلاب ملی ایرانیان، پیوندهای عمیق خود با میهن خود را نشان دادند.
پیشبینی آینده دشوار است و به عوامل داخلی و خارجی بستگی دارد. اما عنصری که مردم ایران کنترلش میکنند، اتحاد ملی است.
تا ۲۴ ساعت پیش از خیزش ۱۸ و ۱۹ دیماه، برخی نسبت به حمایت گسترده از شاهزاده رضا پهلوی و پذیرش رهبری او از سوی مردم تردید داشتند؛ اما بزرگترین اعتراضات خیابانی تاریخ جمهوری اسلامی رخ داد.
جمهوری اسلامی سالها با رواج سناریوهای بدبینانه (سوریهای شدن، نبود جایگزین، جنگ و ناامنی) سعی کرد از ریزش نیروها و اقبال مردم به جایگزین جلوگیری کند.
با این حال، شرایط اقتصادی ایران همین حالا هم جنگزده است و کشتار داخلی (در دو روز) حتی با آمار رسمی جمهوری اسلامی از کشتههای غیر نظامی حمله تمامعیار اسرائیل در ۱۲ روز (۲۷۶ نفر) بسیار بیشتر است.
جامعه ایرانی و نیروهای سیاسی طبیعتا باید خود را برای سناریوهای بدبینانه نیز آماده کنند، اما مردم ایران نشان دادند در بزنگاهها میتوانند تحلیلگران را غافلگیر کنند.

سازمان حقوق بشر برای ورزش از بازداشت ساسان آزادور، کاراتهکای ۲۱ ساله اصفهانی، خبر داده است. بر اساس این گزارش، از شرایط ساسان آزادور، که یک ماه پیش بازداشت شده، اطلاعات دقیقی در دست نیست.
او سابقه قهرمانی در مسابقات استانی اصفهان را در کارنامه دارد.
در پی کشتار، اعدام و بازداشت ورزشکاران ایرانی در جریان انقلاب ملی ایرانیان، ۵۱ تن از چهرههای برجسته کاراته با ارسال نامهای به فدراسیون جهانی این رشته، خواستار تعلیق فدراسیون کاراته جمهوری اسلامی شدند.

مارک والاس، مدیرعامل سازمان اتحاد علیه ایران هستهای، با انتشار تصویر رونمایی از پهپاد شاهد-۱۳۶ در ایکس، این پهپاد را «چهره واقعی حکومت ایران» خواند.
او نوشت: «این پهپاد تهدیدی جدی برای امنیت اروپا و جهان به شمار میرود.»
ویدیوی رسیده به ایران اینترنشنال مراسم یادبود جاویدنام حسن سماکوش در بابل مازندران را نشان میدهد که روز جمعه ۲۴ بهمن برگزار شد.
در این برنامه فرزند جاویدنام گفت: «به چشم خودم دیدم وقتی پدرم در خون غلتید ستارهای به سقف آسمان زد.»





