یک کافهدار در بجنورد با اشاره به فضای پس از اعتراضات و سرکوب حکومت، به ایران اینترنشنال گفت که بسیاری از شهروندان دیگر به کافه او مراجعه نمیکنند و میزان فروش او به شدت افت کرده است.
این شهروند میگوید حتی مشتریان ثابتش دیگر برای مراجعه به مغازه او نمیروند و همچنین مشکل پرداخت حقوق ایجاد شده است.
پس از اعتراضات، قیمتها در ایران همچنان افزایش یافته و فروشندگان از کاهش میزان خرید شهروندان خبر میدهند.

از شامگاه ۲۱ بهمن تاکنون دهها پیام و ویدیو به ایراناینترنشنال رسیده است که تقابل شعارها و مجادله خیابانی مردم را با جمهوری اسلامی و جشن حکومتی ۲۲ بهمن نشان میدهد.
در دهها شهر ایران، همزمان با جشنهای حکومتی ۲۲ بهمن، شهروندان در مواجهه با فریاد «الله اکبر» حامیان حکومت، از خانههای خود شعارهایی اعتراضی مانند «مرگ بر خامنهای»، «جاوید شاه»، «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر حکومت بچهکش»، «خامنهای جلاد» و «این آخرین نبرده/ پهلوی برمیگرده» سر دادند.
پیامهای مخاطبان، حاکی از خشم و عصبانیت شدید مردم از برگزاری «جشن پیروزی انقلاب ۵۷» به فاصله یک ماه از کشتار گسترده شهروندان است.
بسیاری از مخاطبان، این رفتار حکومت را «توهینآمیز» توصیف کردند.
بر اساس روایت شهروندان، جلوههای این جشن حکومتی در شامگاه ۲۱ بهمن بسیار «پرشورتر» و آتشبازی هماهنگ در شهرها نیز نسبت به سالهای گذشته بزرگتر بوده است.
در مقابل، گزارشهای دریافتی نشان میدهد شامگاه ۲۱ بهمن یکی از بزرگترین موارد سر دادن شعارهای اعتراضی از خانه به شکل سراسری در مناطق مختلف تهران و شهرهایی مانند کرج، شیراز، مشهد، اراک، اصفهان، کرمانشاه، و حتی روستاهای کوچک، اتفاق افتاده است.
شهروندی با توصیف این شعارهای ضد حکومتی در شهرک اندیشه گفت: «آنقدر صدای ما بلند بود که الله اکبر آنها گم شده بود.»
یک مخاطب گفت شرکت واحد اتوبوسرانی تهران صبح ۲۲ بهمن دستکم ۱۰ اتوبوس را در میدان کمالالملک تهرانسر برای انتقال حامیان حکومت به تجمع میدان آزادی مستقر کرده بود، اما بهدلیل کمبود نفرات، اتوبوسها حرکت نکردند.
شهروندی دیگر در روایتی مشابه از تهران گفت با وجود تدارک اتوبوس و متروی رایگان، پذیرایی و وعده هدایا، شمار اندکی از حامیان حکومت از میدان توحید به خیابان آزادی راهپیمایی کردند.
پیشتر پیامهای متعددی به ایراناینترنشنال رسیده بود که حاکی از تهدید خانوادههای بازداشتشدگان اعتراضات، کارمندان و شاغلان اصناف مختلف و دانشآموزان برای شرکت در این مراسم حکومتی بود.
تاکید شهروندان بر برگزاری مراسم چهلم کشتهشدگان
در آستانه چهلمین روز کشته شدن شهروندان معترض در سراسر ایران، پیامها و ویدیوهایی به ایراناینترنشنال رسیده که در آنها بر «خونخواهی»، «گرفتن انتقام خون جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان» و آمادگی برای «برگزاری مراسم چهلم» تاکید شده است.
بسیاری نیز خود را برای برگزاری مراسم چهلم در روزهای ۲۸ و ۲۹ بهمن آماده میکنند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال توانسته کشته شدن دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند را در جریان انقلاب ملی ایرانیان تایید کند.
بسیاری از مخاطبان همچنان نام، تصاویر و اطلاعاتی از کشتهشدگان را برای ایراناینترنشنال ارسال میکنند.
بر اساس این گزارشها، حامد جاهدیکیا، شهروند ۲۵ ساله، شامگاه ۱۸ دی کنار مسجد شمیراننو بازداشت و سه روز بعد خبر مرگش به خانواده اعلام شد.
حامد را در سبزوار به خاک سپردند و مراسم ختم او ۱۷ بهمن برگزار شد.
حسن شاخصی، ۴۶ ساله و پدر دو دختر ۱۴ و پنج ساله نیز شامگاه ۱۸ دی در منطقه تهرانپارس تهران کشته شد.
بر اساس روایت مخاطبان، آن شب ماموران از پشتبام کلانتری رشید جمعیت را به رگبار بستند. حسن که همراه خانوادهاش به اعتراضات رفته بود، همراه با چند نفر دیگر مشغول کمک به مجروحان شد و آنها را به خانههای اطراف و بیمارستان آرش منتقل کرد: «او در همین حین مجروحی را دید، خم شد و دست انداخت گردن او، که گاز اشکآور پرتاب شد و در آن شلوغی خانوادهاش او را گم کردند.»
بر اساس این روایت، ساعتی بعد و پس از گشتن خانههای اطراف، متوجه شدند حسن در همان لحظه که خم شده بود تا شهروند مجروح را از روی زمین بلند کند، گلوله جنگی به سینهاش برخورد کرده و با صورت روی سینه فرد زخمی افتاده است.
ماموران پیکر حسن را به کهریزک منتقل کردند. خانوادهاش پیکر او را در سوله سوم پیدا و در «بهشت زهرا» دفن کردند.
در پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، نام افسانه رضویان و مصطفی نوری شیرازی نیز دیده میشود.
افسانه، ۱۸ دی در اعتراضات چالوس کشته شد. مصطفی نیز ساکن نوشهر بود و ۱۹ دی در اعتراضات چمستان جان خود را از دست داد.
بر اساس این پیامها، فاطمه علیمحمدی، دانشجو، ۱۸ دی در نظرآباد کرج کشته شد.
فاطمه اعزازی ۲۸ ساله نیز همان شب در محله فلاح تهران با گلوله جنگی زخمی شد و در مسیر بیمارستان جان باخت.
مخاطبی به ایراناینترنشنال خبر داد محمدرضا سالاری سیچانی، کارمند تعاونی جهاد کشاورزی اصفهان، نیز ۱۸ دی با گلوله جنگی مجروح شد.
محمدرضا چند روز پس از انتقال به درمانگاه زندان، بهدلیل فقدان رسیدگی پزشکی، جان باخت.
حمیدرضا مجیدی ۳۰ ساله با شلیک اسلحه جنگی در نارمک تهران کشته شد.
احسان صادقی ۳۰ ساله و ساکن محمدشهر کرج نیز شامگاه ۱۸ دی بر اثر ضربهای که به سرش زدند یک هفته در بیمارستان در کما بود و سپس جان خود را از دست داد.
بر پایه پیامهای شهروندان، رضا شاسیپور کورکور ۲۵ ساله، ۱۸ دی پس از اصابت سه گلوله جنگی به سینه و پایش در ایذه کشته شد.
پیکر رضا را شبانه در روستای تخت کاشان ایذه به خاک سپردند.

پیامها و ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از اعتراض دانشآموزان چند مدرسه در تهران و مشهد به مراسم و سخنرانیهای حکومتی ۲۲ بهمن است. دانشآموزان این مدارس شعارهایی مانند «جاوید شاه» سر دادند. برخی پیامها نیز تشدید فضای امنیتی در مدارس شهرهای مختلف را نشان میدهد.
تصویر رسیده به ایراناینترنشنال، دیوار مدرسهای در بندرعباس را نشان میدهد که دانشآموزان روی آن رد پنجههای خود را به رنگ قرمز خون به جا گذاشته و نوشتهاند «جاوید شاه» و «به جای او، به قلب من بزن».
یک دانشآموز از مدرسهای در منطقه ۲۲ تهران در پیامی به ایراناینترنشنال گفت هنگام زنگ دوم در روز دوشنبه ۲۱ بهمن، یکی از معلمها در سخنرانی برای دانشآموزان، ۲۲ بهمن را «روز وحدت ملی» خواند و از «جنایات ساواک» گفت، اما در حین سخنرانیاش، حدود ۴۰۰ دانشآموز او را هو کردند و با دست علامت پیروزی نشان دادند.
این دانشآموز توضیح داد پس از اتمام سخنرانی و هنگام بازگشت به کلاسها نیز دانشآموزان با سر دادن شعارهای «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده»، اعتراض خود را نشان دادند.
به گفته این دانشآموز، در هفتههای اخیر، فضای مدرسهشان عمدتا ملتهب بوده است.
ویدیویی نیز از مشهد به ایراناینترنشنال رسیده که نشان میدهد دانشآموزان مدرسهای دخترانه در مشهد، ۲۰ بهمن در اعتراض به مراسم حکومتی «دهه فجر» سرود «وطن ای هستی من» را همخوانی کردند و شعار «جاوید شاه» سر دادند.
تهدید دانشآموزان، مددجویان بهزیستی، کمیته امداد و اصناف برای راهپیمایی ۲۲ بهمن
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد فضای امنیتی در مدارس شهرهای مختلف تشدید شده است.
به گفته یک دانشآموز در مشهد، مسئولان مدرسه و نیروهای وابسته، تلفنهای همراه دانشآموزان را بررسی میکنند تا محتوایی مرتبط با اعتراضات یا تصاویر شاهزاده رضا پهلوی در آنها نباشد.
این دانشآموز میگوید در مواردی، کیفها نیز بازرسی شده و درباره فعالیتهای دانشآموزان پرسوجو میشود.
گزارشهای مشابهی از گرگان نیز دریافت شده است. چند مدرسه دخترانه در این شهر از بازرسی کیفها و بررسی محتوای گوشیها خبر دادهاند؛ اقدامی که به گفته دانشآموزان با ایجاد فضای ارعاب و تهدید همراه بوده و مانع از حضور عادی آنها در کلاسها شده است.
پیامهای متعددی نیز از اعتراض دانشآموزان شماری از مدارس ایران به تلاش مسئولان مدارس برای تشویق یا اجبار به حضور در مراسم حکومتی ۲۲ بهمن است.
در یک نمونه، معاون مدرسهای دخترانه در «امام شهر» استان فارس به دانشآموزان گفته است کسانی که در راهپیمایی شرکت کنند، چهار نمره درسی پاداش میگیرند.
در یک مدرسه «نمونه» زاهدان نوجوانان را برای شرکت در این مراسم «اجبار» کردهاند و درباره عواقب غیبت، به آنها هشدار دادهاند.
گزارشهای دیگری نیز درباره استفاده از زبان زور و تهدید برای پرجمعیت نشاندادن راهپیمایی ۲۲ بهمن در ساعات گذشته به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
بر اساس این گزارشها، از نهادهای اطلاعاتی با خانوادههای بازداشتشدگان تماس گرفتهاند و گفتهاند اگر «از کوچک تا بزرگ خانواده» در این راهپیمایی شرکت و آن را با عکس و مدرک اثبات نکنید، «حکم اعدام بچههایتان قطعی خواهد شد».
به این خانوادهها گفته شده در صورت غیبت اعضای خانوادهها در این مراسم، خبری از «مماشات با فرد بازداشتی» نیست.
مخاطبی که پسر عمهاش شامگاه ۱۸ دی بازداشت شد و اکنون در شرایطی بحرانی در بازداشتگاهی نزدیک جاده قم نگهداری میشود، گفت به خانواده اعلام شده یکی از شرطهای آزادی این جوان «شرکت در راهپیمایی و ارائه مستندات به دادگاه» است.
مخاطبی دیگر نیز توضیح داد خواهرش ۱۹ دی بازداشت و ساعاتی بعد آزاد شد اما ۱۸ بهمن با ابلاغیهای به دادسرا مراجعه کرد و از او تعهد گرفتند که در راهپیمایی شرکت کند و «به تعداد عدد مقدس ۱۲ امام» از خودش عکس بگیرد و در اینستاگرام به اشتراک بگذارد.
چند شهروند گفتند به صاحبان کافینتها و رستورانهای پلمب شده اعلام کردهاند «شرط فک پلمب، شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن است».
کسبه و فعالان اصناف مختلف نیز در شماری از شهرها تحت فشارند و اگر با شرکت در این مراسم مخالفتی کنند از سوی نهادهای امنیتی تهدید میشوند.
کارکنان پتروشیمی مسجدسلیمان، شهرداری منطقه چهار تهران و موسسه محافظین حریم سامان (زیرمجموعه بانک سامان) از جمله نهادهایی هستند که کارکنان خود را تحت فشار قرار دادهاند.
شهروندی از بوشهر نیز گفت خانوادههای تحت پوشش کمیته امداد و افراد دارای معلولیت زیر نظر بهزیستی «مجبور به شرکت در راهپیمای» و تهدید شدهاند در صورت غیبت، مستمریشان قطع خواهد شد.
تهدید روزمره شهروندان، بازرسی گوشیها و برخورد خشن با نوجوانان
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، تهدید شهروندان به امری روزمره در شماری از شهرهای ایران تبدیل شده است.
مخاطبی در همین زمینه گفت یکی از کافههای پاساژ مجد مشهد بهدلیل نصب عکسهای جاویدنامان پلمب شده است.
شهروندی دیگر از سبزوار گفت در بلوار پاسداران و سایر بلوارها، ماموران لباس شخصی و نیروهای انتظامی و یگان ویژه اغلب در حالیکه صورتهای را پوشاندهاند، بدون اجازه و ابلاغیه اقدام به بازرسی گوشیهای شهروندان و چک کردن گالریها یا اینستاگرامشان میکنند.
به گفته او، اگر در این بازرسی هرگونه عکس، فیلم، پست یا استوری مرتبط با اعتراضات پیدا کنند گوشی را ضبط و در مواردی، شهروند را بازداشت میکنند.
شهروندی دیگر از گلشهر کرج روایتی مشابه مطرح کرد و گفت ۲۰ بهمن در چهل و پنج متری، ماموران گوشی یک پسر حدود ۱۳ یا ۱۴ ساله را بازرسی کردند، بعد از چند دقیقه قصد داشتند او را با خود ببرند اما با مقاومت این نوجوان مواجه شدند.
به گفته این شهروند، ماموران چند بار با شوکر به این نوجوان زدند به طوری که از هوش رفت و سپس او را داخل خودرو منتقل کردند.
روایتهای متعددی نیز از برخورد خشن با نوجوانان در جریان اعتراضات و به ویژه در شبهای هجدهم و نوزدهم دی به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
مخاطبی از گوهردشت کرج گفت شب اول فراخوان، شمار زیادی مامور سر کوچه آنها کمین کرده بودند؛ او در پارکینگ را باز کرد و دید چند نوجوان به در چسبیدهاند، تعداد زیادی از آنها که به سر و صورتشان ساچمه خورده بود را داخل راه داد.
اما یک نوجوان حدود ۱۲ ساله حاضر نشد به داخل بیاید و به او گفت: «خاله برو داخل تیر نخوری».
به گفته این شهروند، آن شب تنها در کوچه آنها دستکم ۱۶ نفر کشته شدند.
مخاطبی از مشهد نیز با روایت دیدههایش در شب هجدهم دی گفت: «به هر درمانگاهی میرفتیم میدیدیم کرکرههایشان تا پایین کشیده شده. از پایین در میزدیم میرفتیم داخل میدیدیم درمانگاه پر از معترض مجروح است. پزشکها قسم میخوردند که تجهیزاتشان تمام شده است. فقط شرح حال میگرفتند.»
او که خواهرش در اعتراضات مجروح شده بود، توضیح داد: «درمانگاه ما را به بیمارستان رضوی ارجاع داد. کادر درمان بیمارستان همه اشک میریختند، مراقب بیماران بودند، و فضا ملهتب بود. شبیه صحرای محشر شده بود. فوتیهایی زیادی را دیدیم که با وانت میآوردند و خالی میکردند. مادری را دیدیم که بچهاش کشته شده و بدن خودش پر از ساچمه بود.»
این شهروند گفت در آن یک ساعتی که بیمارستان بودند، دستکم سه کودک کشته شده را دیدند که یکی از آنها دختری ۹ ساله بود. شماری از «بچههای کوچک دبستانی» هم با والدینشان به بیمارستان آمده بودند در سرشان ساچمه بود اما کادر درمان آنها را از ترس دستگیری، تنها با تجویز آنتیبیوتیک به خانه میفرستادند.

بر پایه ویدیویی تازه که به ایراناینترنشنال رسیده و روایت شاهدان عینی، شهر قدس در جریان سرکوب اعتراضات شاهد یکی از خونینترین صحنهها بوده که از آن با عنوان «قتلعامی دیگر» یاد شده است. به گفته شاهدان، شلیک عوامل حکومت در جریان سرکوب از بالای مسجد و پایگاههای بسیج انجام شده است.
بر اساس این ویدیو و روایت، اجساد شمار زیادی از کشتهشدگان به بیمارستان قاسم سلیمانی شهر قدس منتقل شده. بیمارستانی که شاهدان میگویند عملا «کهریزکی دیگر» بوده است.
به گفته منبع ارسالکننده ویدیو، پیکر جوانان و نوجوانان از حدود ۱۰-۱۲ سال به بالا، و همچنین زنان، بدون هیچگونه پوشش یا کیسه مخصوص، غرق در خون در حیاط بیمارستان، پیادهروها و محوطه اطراف روی زمین رها شده بوده است.
شاهد عینی گفت اغلب این پیکرها دستکم سه گلوله خورده بودند؛ بیشتر به سر و قلب؛ که نشان میدهد بسیاری از قربانیان در همان لحظات اول جان باختهاند.
در میان اجساد، شمار قابل توجهی پیکر سوخته نیز وجود داشته است.
همچنین برخی اجساد با دستهای بسته و دهان چسبخورده مشاهده شدهاند که به گفته شاهدان، نشاندهنده بازداشت و سپس اعدام آنها با شلیک به پیشانی یا گردن است.
بر اساس این روایت، حتی افرادی که زخمی بوده و با آمبولانس به بیمارستان منتقل میشدند، در مسیر یا داخل آمبولانس «تیر خلاص» خوردهاند و سپس اجسادشان به سردخانه منتقل شده است.
این منبع گفت تمام بخشهای بیمارستان، از اتاقها و آیسییو گرفته تا سردخانه و حیاط، مملو از جسد بوده و هیچگونه اجازه ملاقات یا اطلاعرسانی به خانوادهها داده نشده است.
به گفته او، خانوادههایی که برای پیگیری وضعیت بستگان زخمی خود به بیمارستان مراجعه کرده بودند، با پاسخهایی شوکآور مواجه شدند.
به آنها گفته شده بود اگر بهدنبال عزیزانشان هستند، «پیکرشان را در حیاط پیدا کنند».
برخی خانوادهها ساعتها در میان اجساد ناشناس جستوجو کردهاند. اجسادی که گفته میشود از نقاط مختلف به این بیمارستان منتقل شده بودند.
شاهد عینی تاکید کرد آنچه در این بیمارستان رخ داده، حتی از کهریزک نیز دردناکتر بوده است.
به گفته او، بیمارستانی که باید آخرین امید برای نجات جان انسانها میبود، عملا به سردخانهای بزرگ تبدیل شد و کوچکترین نشانهای از تلاش برای درمان یا نجات مجروحان دیده نمیشد.
این روایتها تصویری تکاندهنده از ابعاد سرکوب در شهر قدس ارائه میدهد. تصویری که به گفته شاهدان، هنوز بخش کوچکی از آنچه رخ داده را بازتاب داده است.

با گذشت بیش از یک ماه از کشتار شهروندان معترض، همچنان روایتهایی تازه از شهرهای مختلف به دست ایراناینترنشنال میرسد که ابعاد این جنایت را آشکار میکند. مخاطبان از شمار گسترده بازداشتها، وضعیت بحرانی این معترضان و در موارد بسیاری، بیاطلاعی از شرایط آنان گزارش دادهاند.
مخاطبی از اصفهان گفت پیکر کشتهشدگان اعتراضات در این شهر بدون «غسل و کفن» و با تدابیر امنیتی به خاک سپرده میشود و ماموران لباسشخصی حتی اجازه دیدن پیکرها را هم به برخی خانوادهها نمیدهند.
شهروندی دیگر از اصفهان گفت هفته گذشته حدود ۲۰ جوان بازداشتی را «با غل و زنجیر» و در شرایطی به مجتمع قضایی امیرکبیر منتقل کردند که سر و صورتشان زخمی بود.
به گفته این شهروند، صورت دستکم دو تن از این جوانان سوخته بود.
یک مخاطب از یورش ماموران به خانه مادریاش در اصفهان و بازداشت برادرش خبر داد و گفت این اتفاق حدود ۱۰ روز قبل رخ داد.
به گفته او، خانواده از آن زمان تاکنون از وضعیت برادرش بیاطلاع هستند.
دهها شهروند دیگر در روزهای گذشته با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال از وضعیت بحرانی بازداشتشدگان در شماری از شهرهای ایران خبر داده یا درباره محل نگهداری اعضای بازداشتی خانواده خود ابراز نگرانی کردهاند.
شهروندی از کرج گفت زندان رجاییشهر کرج که حدود دو سال پیش تعطیل شده بوده، دوباره بازگشایی شده و تعدادی از بازداشتشدگان و معترضان مجروح به این مکان منتقل شدهاند.
منبعی دیگر به ایراناینترنشنال گفت حدود یک ماه است شماری از جوانان ساکن بروجن استان چهارمحال و بختیاری که گروهی اینستاگرامی داشتند، بازداشت شدهاند و خانوادهها در این مدت از محل نگهداری و وضعیت سلامتی آنان بیاطلاع ماندهاند.
در روزهای اخیر نیز گزارشهایی به ایراناینترنشنال رسیده که حاکی از وضعیت بحرانی زندان مشهد است.
بر اساس این گزارشها، تعداد بازداشتشدگان به اندازهای زیاد است که حتی نمازخانه زندان نیز به محل نگهداری زندانیان تبدیل شده است. بازداشتیها مجبورند روی زمین بخوابند، تنها یک پتو و بالش دارند، وضعیت غذا بسیار نامطلوب است و بسیاری دچار بیماری شدهاند.
برخی خانوادهها در پیامهای خود، درباره فشار بیشتر بر بازداشتشدگان و اخذ اعترافات اجباری از آنها ابراز نگرانی کردند.
شماری از شهروندان از معترضان بازداشتشده نام بردند.
به گفته یک مخاطب، نیهاد شهریاری، نوجوان زیر ۱۸ سال، عصر ۱۸ بهمن در نزدیکی بیمارستان آرمان تهران و در حالیکه بیمار بود، به دست لباسشخصیها بازداشت شد.
خانواده نیهاد از آن زمان تاکنون از وضعیت او بیاطلاعاند.
بر اساس گزارشهای رسیده، شامگاه ۱۸ دی تعداد زیادی کشته و مجروح به بیمارستان خمینی تهران منتقل شدند؛ طوری که «همه جا پر از خون شده بود و حتی پزشکی که این منظره را دیده بود، رنگش مانند گچ، سفید شده بود».
نیروهای یگان ویژه در بیمارستان مستقر شدند و اجازه ندادند پزشکان و پرستاران به مجروحان و کشتهها نزدیک شوند و پس از چند ساعت، همه معترضان را با خود بردند و کادر درمان را توبیخ کردند که: «به چه حقی مجروحان را داخل راه دادهاید؟»
در هفتههای اخیر، گزارشهای متعددی از ربودن مجروحان از بیمارستانها و مراکز درمانی و حتی شلیک تیر خلاص به آنان منتشر شده است.
روایتهایی از خشونت ماموران در شهرها
مخاطبی از نجفآباد اصفهان گفت در جریان چند شب اعتراضات این شهر، نزدیک به ۱۵۰ نفر کشته شدند.
به گفته او، در شب هجدهم دی تعداد زیادی از مردم در باغ ملی جمع شده بودند. نیروهای بسیجی و سپاهی با صورتهای بسته میان مردم بودند و جمعیت را به سوی کلانتری ۱۲ هدایت کردند. بعد هر دو طرف خیابان را بستند و مردم را گیر انداختند: «از بالای ساختمان کلانتری مردم را به گلوله بستند و از آن سو، نیروهای بسیجی و سپاهی به مردم شلیک کردند.»
این شهروند توضیح داد در شب نوزدهم مردم در خیابان شریعتی و نزدیک بیمارستان منتظری جمع شدند. برقها را قطع و از بالای مسجد صفا به مردم شلیک کردند.
در شب بیستم دی، مردم در بلوار فجر جمع شدند و به سوی حوزه علمیه حرکت کردند که ماموران، جمعیت را با کلاشنیکف و تیربار به گلوله بستند.
بر اساس این روایت، در نجفآباد از شب ۲۱ دی به مدت یک هفته حکومت نظامی برقرار بود و از ساعت شش عصر به بعد مردم حق رفت و آمد در خیابانها را نداشتند.
مخاطبی از شهر جدید هشتگرد گفت در میدان ناجای این شهر «تیربار» مستقر کردهاند و جو همچنان کاملا امنیتی است.
در خیابان ستار خان یاسوج نیز ماموران سرکوبگر و نیروهای بسیج همچنان مسیرها را بسته، خودروها را متوقف و سرنشینان را بازجویی میکنند.
گزارشها از پیادهکردن سرنشینان، ضربوشتم برخی افراد و ایجاد فضای امنیتی برای جلوگیری از گسترش اعتراضات حکایت دارد.
مخاطبی از گوهردشت کرج، روایتی آخرالزمانی از اعتراضات شامگاه ۱۸ دی در این منطقه ارائه کرد و با اشاره به شلیک ماموران به سوی جمعیت مقابل کلانتری، گفت: «آنتنهای موبایل و برق قطع شده بود، چشم چشم را نمیدید، هر کجا پا میگذاشتیم خون بود ....»
شهروندی دیگر از کرج گفت همان شب او و فرزند نوجوانش که برای اعتراضات به فلکه دوم فردیس رفته بودند، دیدند که یک تکتیرانداز به سر پسری نوجوان در نزدیکی آنان شلیک کرد.
او گفت هنوز، هر روز صبح با به یاد آوردن این تصاویر از خواب بیدار میشود.
روایتهایی از کشتهشدگان
دهها مخاطب با ارسال پیامها، تصاویر و ویدیوهایی به ایراناینترنشنال، از کشته شدن عزیزان و آشنایان خود گفتند.
بر اساس این گزارشها، محمد رحمتی ۲۷ ساله، ۱۸ دی در میدان هروی تهران، نزدیک ساختمان کلانتری گلوله خورد. او که مادرش چند سال پیش فوت کرده بود و با پدرش زندگی میکرد، به مردم گفت او را به خانه ببرند.
پدر محمد، او را به بیمارستان منتقل کرد اما محمد بهدلیل شدت جراحات جان خود را از دست داد.
خانواده صبح ۱۹ دی برای تحویل پیکر به بیمارستان مراجعه کرد اما به آنها اطلاع دادند ماموران پیکر را با خود بردهاند. خانواده او سرانجام روز ۲۳ دی پیکر محمد را در پزشکی قانونی کهریزک پیدا و او را در بهشت زهرا در مزار مادرش دفن کردند.
گزارشهایی نیز از مرگ مازیار مودت، شهروند ۵۶ ساله و مترجم رسمی زبان انگلیسی، در شامگاه ۱۸ دی مقابل خانهاش در شاهین ویلای کرج منتشر شده است.
بر اساس این گزارشها، مازیار آن شب میبیند که چند بسیجی با اسلحه ساچمهای به نوجوانان شلیک میکنند و با آنها درگیر میشود. اما از مسجد روبهروی خانهاش به قلب او شلیک میکنند.
خانواده مازیار، پیکرش را بعد از چند روز در کهریزک پیدا میکنند. ماموران به خانواده میگویند باید پیکر او را در یکی از روستاهای اطراف کرج دفن کنند که با مخالفت خانواده مواجه میشوند. با این حال خانواده را تحت فشار قرار میدهند و مجبورشان میکنند برای تحویل پیکر بگویند مازیار را «تروریستها» کشتهاند.
خانواده پارسا اصلانی نیز با فشار مشابهی مواجه شدند و بهناچار او را با عنوان «بسیجی» معرفی کردند.
پارسا شامگاه ۱۸ دی با شلیک ماموران کشته شد. از خانواده او برای تحویل پیکر درخواست پول کردند اما چون خانواده تمکن مالی نداشت، او را با عنوان «شهید» در قطعه «شهدای» بهشت زهرای تهران دفن کردند.
پویا وکیلی ۲۲ ساله نیز شامگاه ۱۸ دی با شلیک گلوله جنگی به سرش در قیصریه نهاوند کشته شد. پیکر او را چهار روز بعد و با اخذ تعهد و دریافت پول تحویل دادند.
بر اساس گزارشها، پویا را بدون رضایت خانواده بهعنوان «شهید» معرفی کردند و در مراسم خاکسپاری او هم لباس شخصیها حضور داشتند و خانواده را تهدید کردند.
یکی از نزدیکان جاویدنام جواد آقامحمدی نیز به ایراناینترنشنال گفت این شهروند ۳۰ ساله، شامگاه ۱۹ دی در محله خلیج فارس تهران با شلیک گلوله به سینهاش کشته شد.
پیکر جواد را در شهر آجین شهرستان اسدآباد در استان همدان به خاک سپردند.
بر اساس ویدیوها، در مراسم خاکسپاری او، حاضران دست زدند و سرود «ای ایران» را بازخوانی کردند.
جواد متاهل و شغلش خیاطی بود.
مخاطبی دیگر، از کشته شدن ناهید واعظ، شهروند ۳۳ ساله، در محمدیه قزوین خبر داد.
ناهید که ۱۹ دی کشته شد، مادر یک پسر چهار ساله بود.
ایرج کیانی ۵۸ ساله، یکی دیگر از شهروندانی است که شامگاه ۱۹ دی در خیابان رباط سوم اصفهان هدف حمله تک تیرانداز قرار گرفت، گلوله جنگی به پهلویش شلیک و کشته شد.
خانواده او، ایرج را به بیمارستان منتقل کرد اما بیمارستان گفت کاری از دستشان برنمیآید و او را دوباره به خانه بردند.
این شهروند تا ساعت پنج صبح خونریزی کرد و در نهایت جان خود را از دست داد.
بر اساس بیانیه شورای سردبیران ایراناینترنشنال، دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند معترض در جریان انقلاب ملی ایرانیان کشته شدهاند.

یک شاهد عینی با ارسال پیامی صوتی به ایراناینترنشنال، از ابعاد تکانکننده سرکوب و کشتار مردم معترض در شهر نجفآباد اصفهان به دست نیروهای جمهوری اسلامی پرده برداشت.
این شهروند یکشنبه ۱۹ بهمن در پیام خود گفت اکثر مردم نجفآباد در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی در خیابانهای شهر حضور داشتند و جمهوری اسلامی برای مقابله با آنان به «قتلعام» روی آورد.
به گفته او، پس از آغاز اعتراضات در شامگاه ۱۸ دی، گروهی از لباسشخصیها با نفوذ در میان مردم، جمعیت را به سوی فرمانداری و کلانتری نجفآباد منحرف کردند و سپس نیروهای سرکوب مستقر در کلانتری به سوی مردم آتش گشودند.
این شاهد عینی از کشته و زخمی شدن شمار فراوانی از معترضان در ۱۸ دی خبر داد و افزود تعداد مجروحان به حدی زیاد بود که برخی از آنان با وانت به مراکز درمانی شهر منتقل شدند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
پیشتر یک مقام سابق وزارت کشور در گفتوگو با ایراناینترنشنال خبر داد سرکوب گسترده اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی نتیجه یک «روند برنامهریزیشده و چندلایه» بوده که از سال ۱۴۰۱ در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی پیگیری شده است.
به گفته او، در مواردی، اراذل و اوباش برای ایفای نقش «لیدر» در تجمعات آموزش دیدهاند و با هدف «شناسایی افراد و هدایت یا منحرفسازی جریانهای خیابانی» از سوی حکومت به کار گرفته شدهاند.
تیراندازی از مسجد به معترضان
شاهد عینی اهل نجفآباد در ادامه پیام خود گفت با وجود کشتار معترضان در ۱۸ دی، مردم شامگاه ۱۹ دی بار دیگر به خیابان آمدند.
او وضعیت نجفآباد در ۱۹ دی را به «میدان جنگ» تشبیه کرد و افزود ماموران حکومت با دوشکا در شهر مستقر شده بودند.
به گفته این شهروند، نیروهای سرکوب ۱۹ دی از مسجد صفا واقع در خیابان شریعتی نجفآباد به سوی معترضان تیراندازی کردند.
این شاهد عینی با اشاره به تداوم سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی پس از کشتار معترضان گفت ماموران از تحویل پیکرهای جاویدنامان خودداری میکردند و خانوادهها ناچار شدند برای یافتن عزیزانشان در سردخانه را بشکنند.
او اضافه کرد پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی، عملا در نجفآباد فضایی مشابه «حکومت نظامی» برقرار شد.
با گذشت زمان، هر روز ابعاد تازهتری از جنایات گسترده جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات اخیر آشکار میشود.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ۱۹ بهمن در بیانیهای اعلام کرد در جریان انقلاب ملی ایرانیان، ۲۰۰ دانشآموز به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند.





