شهروندان از وضعیت بحرانی معترضان در بازداشت گزارش میدهند
با گذشت بیش از یک ماه از کشتار شهروندان معترض، همچنان روایتهایی تازه از شهرهای مختلف به دست ایراناینترنشنال میرسد که ابعاد این جنایت را آشکار میکند. مخاطبان از شمار گسترده بازداشتها، وضعیت بحرانی این معترضان و در موارد بسیاری، بیاطلاعی از شرایط آنان گزارش دادهاند.
مخاطبی از اصفهان گفت پیکر کشتهشدگان اعتراضات در این شهر بدون «غسل و کفن» و با تدابیر امنیتی به خاک سپرده میشود و ماموران لباسشخصی حتی اجازه دیدن پیکرها را هم به برخی خانوادهها نمیدهند.
شهروندی دیگر از اصفهان گفت هفته گذشته حدود ۲۰ جوان بازداشتی را «با غل و زنجیر» و در شرایطی به مجتمع قضایی امیرکبیر منتقل کردند که سر و صورتشان زخمی بود.
به گفته این شهروند، صورت دستکم دو تن از این جوانان سوخته بود.
یک مخاطب از یورش ماموران به خانه مادریاش در اصفهان و بازداشت برادرش خبر داد و گفت این اتفاق حدود ۱۰ روز قبل رخ داد.
به گفته او، خانواده از آن زمان تاکنون از وضعیت برادرش بیاطلاع هستند.
دهها شهروند دیگر در روزهای گذشته با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال از وضعیت بحرانی بازداشتشدگان در شماری از شهرهای ایران خبر داده یا درباره محل نگهداری اعضای بازداشتی خانواده خود ابراز نگرانی کردهاند.
شهروندی از کرج گفت زندان رجاییشهر کرج که حدود دو سال پیش تعطیل شده بوده، دوباره بازگشایی شده و تعدادی از بازداشتشدگان و معترضان مجروح به این مکان منتقل شدهاند.
منبعی دیگر به ایراناینترنشنال گفت حدود یک ماه است شماری از جوانان ساکن بروجن استان چهارمحال و بختیاری که گروهی اینستاگرامی داشتند، بازداشت شدهاند و خانوادهها در این مدت از محل نگهداری و وضعیت سلامتی آنان بیاطلاع ماندهاند.
در روزهای اخیر نیز گزارشهایی به ایراناینترنشنال رسیده که حاکی از وضعیت بحرانی زندان مشهد است.
بر اساس این گزارشها، تعداد بازداشتشدگان به اندازهای زیاد است که حتی نمازخانه زندان نیز به محل نگهداری زندانیان تبدیل شده است. بازداشتیها مجبورند روی زمین بخوابند، تنها یک پتو و بالش دارند، وضعیت غذا بسیار نامطلوب است و بسیاری دچار بیماری شدهاند.
برخی خانوادهها در پیامهای خود، درباره فشار بیشتر بر بازداشتشدگان و اخذ اعترافات اجباری از آنها ابراز نگرانی کردند.
شماری از شهروندان از معترضان بازداشتشده نام بردند.
به گفته یک مخاطب، نیهاد شهریاری، نوجوان زیر ۱۸ سال، عصر ۱۸ بهمن در نزدیکی بیمارستان آرمان تهران و در حالیکه بیمار بود، به دست لباسشخصیها بازداشت شد.
خانواده نیهاد از آن زمان تاکنون از وضعیت او بیاطلاعاند.
بر اساس گزارشهای رسیده، شامگاه ۱۸ دی تعداد زیادی کشته و مجروح به بیمارستان خمینی تهران منتقل شدند؛ طوری که «همه جا پر از خون شده بود و حتی پزشکی که این منظره را دیده بود، رنگش مانند گچ، سفید شده بود».
نیروهای یگان ویژه در بیمارستان مستقر شدند و اجازه ندادند پزشکان و پرستاران به مجروحان و کشتهها نزدیک شوند و پس از چند ساعت، همه معترضان را با خود بردند و کادر درمان را توبیخ کردند که: «به چه حقی مجروحان را داخل راه دادهاید؟»
در هفتههای اخیر، گزارشهای متعددی از ربودن مجروحان از بیمارستانها و مراکز درمانی و حتی شلیک تیر خلاص به آنان منتشر شده است.
روایتهایی از خشونت ماموران در شهرها
مخاطبی از نجفآباد اصفهان گفت در جریان چند شب اعتراضات این شهر، نزدیک به ۱۵۰ نفر کشته شدند.
به گفته او، در شب هجدهم دی تعداد زیادی از مردم در باغ ملی جمع شده بودند. نیروهای بسیجی و سپاهی با صورتهای بسته میان مردم بودند و جمعیت را به سوی کلانتری ۱۲ هدایت کردند. بعد هر دو طرف خیابان را بستند و مردم را گیر انداختند: «از بالای ساختمان کلانتری مردم را به گلوله بستند و از آن سو، نیروهای بسیجی و سپاهی به مردم شلیک کردند.»
این شهروند توضیح داد در شب نوزدهم مردم در خیابان شریعتی و نزدیک بیمارستان منتظری جمع شدند. برقها را قطع و از بالای مسجد صفا به مردم شلیک کردند.
در شب بیستم دی، مردم در بلوار فجر جمع شدند و به سوی حوزه علمیه حرکت کردند که ماموران، جمعیت را با کلاشنیکف و تیربار به گلوله بستند.
بر اساس این روایت، در نجفآباد از شب ۲۱ دی به مدت یک هفته حکومت نظامی برقرار بود و از ساعت شش عصر به بعد مردم حق رفت و آمد در خیابانها را نداشتند.
مخاطبی از شهر جدید هشتگرد گفت در میدان ناجای این شهر «تیربار» مستقر کردهاند و جو همچنان کاملا امنیتی است.
در خیابان ستار خان یاسوج نیز ماموران سرکوبگر و نیروهای بسیج همچنان مسیرها را بسته، خودروها را متوقف و سرنشینان را بازجویی میکنند.
گزارشها از پیادهکردن سرنشینان، ضربوشتم برخی افراد و ایجاد فضای امنیتی برای جلوگیری از گسترش اعتراضات حکایت دارد.
مخاطبی از گوهردشت کرج، روایتی آخرالزمانی از اعتراضات شامگاه ۱۸ دی در این منطقه ارائه کرد و با اشاره به شلیک ماموران به سوی جمعیت مقابل کلانتری، گفت: «آنتنهای موبایل و برق قطع شده بود، چشم چشم را نمیدید، هر کجا پا میگذاشتیم خون بود ....»
شهروندی دیگر از کرج گفت همان شب او و فرزند نوجوانش که برای اعتراضات به فلکه دوم فردیس رفته بودند، دیدند که یک تکتیرانداز به سر پسری نوجوان در نزدیکی آنان شلیک کرد.
او گفت هنوز، هر روز صبح با به یاد آوردن این تصاویر از خواب بیدار میشود.
روایتهایی از کشتهشدگان
دهها مخاطب با ارسال پیامها، تصاویر و ویدیوهایی به ایراناینترنشنال، از کشته شدن عزیزان و آشنایان خود گفتند.
بر اساس این گزارشها، محمد رحمتی ۲۷ ساله، ۱۸ دی در میدان هروی تهران، نزدیک ساختمان کلانتری گلوله خورد. او که مادرش چند سال پیش فوت کرده بود و با پدرش زندگی میکرد، به مردم گفت او را به خانه ببرند.
پدر محمد، او را به بیمارستان منتقل کرد اما محمد بهدلیل شدت جراحات جان خود را از دست داد.
خانواده صبح ۱۹ دی برای تحویل پیکر به بیمارستان مراجعه کرد اما به آنها اطلاع دادند ماموران پیکر را با خود بردهاند. خانواده او سرانجام روز ۲۳ دی پیکر محمد را در پزشکی قانونی کهریزک پیدا و او را در بهشت زهرا در مزار مادرش دفن کردند.
گزارشهایی نیز از مرگ مازیار مودت، شهروند ۵۶ ساله و مترجم رسمی زبان انگلیسی، در شامگاه ۱۸ دی مقابل خانهاش در شاهین ویلای کرج منتشر شده است.
بر اساس این گزارشها، مازیار آن شب میبیند که چند بسیجی با اسلحه ساچمهای به نوجوانان شلیک میکنند و با آنها درگیر میشود. اما از مسجد روبهروی خانهاش به قلب او شلیک میکنند.
خانواده مازیار، پیکرش را بعد از چند روز در کهریزک پیدا میکنند. ماموران به خانواده میگویند باید پیکر او را در یکی از روستاهای اطراف کرج دفن کنند که با مخالفت خانواده مواجه میشوند. با این حال خانواده را تحت فشار قرار میدهند و مجبورشان میکنند برای تحویل پیکر بگویند مازیار را «تروریستها» کشتهاند.
خانواده پارسا اصلانی نیز با فشار مشابهی مواجه شدند و بهناچار او را با عنوان «بسیجی» معرفی کردند.
پارسا شامگاه ۱۸ دی با شلیک ماموران کشته شد. از خانواده او برای تحویل پیکر درخواست پول کردند اما چون خانواده تمکن مالی نداشت، او را با عنوان «شهید» در قطعه «شهدای» بهشت زهرای تهران دفن کردند.
پویا وکیلی ۲۲ ساله نیز شامگاه ۱۸ دی با شلیک گلوله جنگی به سرش در قیصریه نهاوند کشته شد. پیکر او را چهار روز بعد و با اخذ تعهد و دریافت پول تحویل دادند.
بر اساس گزارشها، پویا را بدون رضایت خانواده بهعنوان «شهید» معرفی کردند و در مراسم خاکسپاری او هم لباس شخصیها حضور داشتند و خانواده را تهدید کردند.
یکی از نزدیکان جاویدنام جواد آقامحمدی نیز به ایراناینترنشنال گفت این شهروند ۳۰ ساله، شامگاه ۱۹ دی در محله خلیج فارس تهران با شلیک گلوله به سینهاش کشته شد.
پیکر جواد را در شهر آجین شهرستان اسدآباد در استان همدان به خاک سپردند.
بر اساس ویدیوها، در مراسم خاکسپاری او، حاضران دست زدند و سرود «ای ایران» را بازخوانی کردند.
جواد متاهل و شغلش خیاطی بود.
مخاطبی دیگر، از کشته شدن ناهید واعظ، شهروند ۳۳ ساله، در محمدیه قزوین خبر داد.
ناهید که ۱۹ دی کشته شد، مادر یک پسر چهار ساله بود.
ایرج کیانی ۵۸ ساله، یکی دیگر از شهروندانی است که شامگاه ۱۹ دی در خیابان رباط سوم اصفهان هدف حمله تک تیرانداز قرار گرفت، گلوله جنگی به پهلویش شلیک و کشته شد.
خانواده او، ایرج را به بیمارستان منتقل کرد اما بیمارستان گفت کاری از دستشان برنمیآید و او را دوباره به خانه بردند.
این شهروند تا ساعت پنج صبح خونریزی کرد و در نهایت جان خود را از دست داد.
بر اساس بیانیه شورای سردبیران ایراناینترنشنال، دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند معترض در جریان انقلاب ملی ایرانیان کشته شدهاند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.