معاون رییس اطلاعات نظامی روسیه در مسکو هدف تیراندازی قرار گرفت
رسانههای روسیه گزارش دادند ولادیمیر آلکسییف، معاون اول رییس اداره اطلاعات نظامی ارتش این کشور، در مسکو هدف تیراندازی قرار گرفته، بهشدت مجروح شده و به بیمارستان منتقل شده است. حملهای در ادامه موج ترور مقامهای ارشد نظامی روسیه.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، کمیته تحقیق روسیه صبح جمعه ۱۷ بهمن اعلام کرد مهاجم ناشناس چندین بار به سوی این مقام امنیتی روسیه شلیک کرده است.
سوتلانا پترنکو، سخنگوی کمیته تحقیق، بدون اشاره به هویت عامل یا عاملان حمله، اعلام کرد تحقیقات در اینباره آغاز شده است.
آلکسییف از سال ۲۰۱۱ معاون اول اداره اطلاعات نظامی روسیه بوده و در گذشته برای نقش خود در عملیات نظامی روسیه در سوریه، نشان «قهرمان روسیه» دریافت کرده است.
این تیراندازی یک روز پس از پایان گفتوگوهای دو روزه میان نمایندگان روسیه، اوکراین و آمریکا در ابوظبی رخ داد. مذاکراتی که با هدف بررسی راههای پایان دادن به جنگ اوکراین برگزار شد.
هیات روسی در این گفتوگوها از سوی رییس اداره اطلاعات نظامی ارتش روسیه هدایت میشد.
دیمیتری پسکوف، سخنگوی کاخ کرملین، اعلام کرد ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، در جریان این حمله قرار گرفته و تاکید کرده است تدابیر حفاظتی از مقامهای ارشد نظامی باید تقویت شود.
در ماههای گذشته، چند ژنرال روس از جمله رییس اداره آموزش عملیاتی ستاد کل ارتش و معاون اداره عملیات ستاد کل، در انفجار بمبهای کار گذاشتهشده در خودروهایشان کشته شدند.
کمیته تحقیقات روسیه اول دی اعلام کرد فانیل سارواروف، از فرماندهان ارتش این کشور، در پی انفجار یک بمب که زیر خودرویی در جنوب مسکو کار گذاشته شده بود، جان خود را از دست داد.
این کمیته گزارش داد یک خودرو در لحظه خروج رییس اداره آموزش عملیاتی نیروهای مسلح روسیه از پارکینگ منفجر شد و سارواروف ۵۶ ساله در اثر شدت جراحات جان باخت.
بازرسان کمیته اعلام کردند به احتمال دخالت سرویسهای ویژه اوکراین در این انفجار مشکوک هستند.
از زمان آغاز تهاجم روسیه به اوکراین در اسفند ۱۴۰۰، شماری از مقامهای نظامی روس در مسکو هدف حمله قرار گرفتهاند.
کییف بهندرت مسئولیت این عملیاتهای هدفمند را میپذیرد، اما شمار زیادی از این حملات به سازمان اطلاعات نظامی اوکراین نسبت داده شدهاند.
پنجم اردیبهشت، یاروسلاو موسکالیک، معاون رییس اداره اصلی عملیات در ستاد کل ارتش روسیه، در پی انفجار بمب در خودرویی در نزدیکی مسکو کشته شد.
آذر سال گذشته نیز ایگور کیریلوف، رییس نیروهای حفاظت هستهای، بیولوژیک و شیمیایی روسیه، همراه دستیارش در اثر انفجار بمب جاسازیشده در یک اسکوتر برقی در مسکو جان باخت.
در حالی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، برای گفتوگوهای دوجانبه با ایالات متحده در عمان به سر میبرد، در محاسبات تهران، مذاکره اکنون نوید فرسایش تدریجی میدهد. در مقابل، جنگ، فرصتی هرچند پرریسک برای بازتنظیم موازنه فراهم میکند.
رویکرد فعلی نشاندهنده تغییری در نگاه دیرینه جمهوری اسلامی است که جنگ را تهدیدی وجودی میدانست. امروز به نظر میرسد حاکمان در تهران به این باور رسیدهاند که تقابل کنترلشده میتواند به شیوهای که دیپلماسی دیگر قادر به آن نیست، به حفظ نظام کمک کند.
همین باور توضیح میدهد چرا جنگ دیگر در تهران امری غیرقابل تصور نیست، بلکه بهتدریج بهعنوان ابزاری قابل اتکا برای حکمرانی، چارچوببندی میشود.
در کانون این تغییر، یک ارزیابی صریح قرار دارد: میز مذاکره به میدان باخت تبدیل شده است.
این نه به این دلیل است که توافق با واشینگتن ناممکن باشد، بلکه به این علت است که چارچوب تحمیلی ایالات متحده و متحدانش، دیپلماسی را به فرایندی از امتیازدهی انباشته تبدیل کرده است.
وقتی محدودیتهای هستهای، قیود موشکی، نفوذ منطقهای و حتی رفتار داخلی بهعنوان پروندههایی بههمپیوسته تلقی میشوند، رهبران ایران گفتوگو را نه راهی برای کاهش فشار، بلکه عقبنشینی راهبردی بدون تضمینهای معتبر برای بقا میبینند.
از منظر تهران، دیپلماسی دیگر زمان نمیخرد؛ بلکه آسیبپذیری را تقویت میکند
در چنین زمینهای، تقابل کمتر شبیه بیپروایی و بیشتر شبیه راهی برای خروج از راهرویی تنگشونده به نظر میرسد.
چرا جنگ؟ زیرا جنگ تنها سناریویی است که جمهوری اسلامی باور دارد در آن لزوما بازنده نیست.
در داخل، حکومت با شدیدترین بحران مشروعیت خود در دهههای اخیر روبهروست.
سرکوب گسترده، کشتار معترضان، فروپاشی اقتصادی و جامعهای که هرچه بیشتر در برابر حکمرانی مبتنی بر ترس مقاومت میکند، ابزارهای سنتی کنترل دولت را فرسوده کرده است.
در این شرایط، جنگ کارکرد سیاسی قدرتمندی دارد و قواعد حکمرانی را بازنویسی میکند.
این موضوع در آخرین دور گفتوگوهای برنامهریزیشده با واشینگتن آشکار شد.
پس از مقاومت اولیه، بنا به درخواست تهران، محل دیدار از استانبول به عمان منتقل شد.
مقامهای ایرانی بر قالب کاملا دوجانبه تاکید کرده و کوشیدهاند گفتوگوها را به پرونده هستهای محدود کنند و بهصراحت موشکها و فعالیتهای منطقهای، که برای ایالات متحده و شرکایش اولویت دارد، کنار بگذارند.
در مجموع، این اقدامات به راهبردی گستردهتر اشاره دارد: تهی کردن دیپلماسی از محتوا، در حالی که تقابل زنده نگه داشته میشود.
در خارج، محاسبات تهران بر فرض دیگری نیز استوار است: اینکه ایالات متحده میخواهد از یک جنگ طولانی پرهیز کند.
تجربههای افغانستان و عراق، در کنار رویکرد محتاطانه واشینگتن نسبت به جنگ اوکراین، این باور را تقویت کرده که آمریکا اشتهای سیاسی لازم برای یک درگیری فرسایشی و طولانی را ندارد.
از نگاه تهران، حتی یک حمله نظامی نیز احتمالا محدود خواهد بود.
حملات هوایی، عملیات سایبری یا ضربات تعریفشده محدود، اشکالی از فشار هستند که جمهوری اسلامی باور دارد میتواند آنها را تاب بیاورد.
این امر به یکی از عناصر اصلی دکترین بقای جمهوری اسلامی خوراک میدهد: بدون حضور نیروهای زمینی خارجی، نظام فروپاشیدنی نیست.
از این رو، اقدام نظامیای که به مشارکت پایدار زمینی نرسد، قابل مدیریت تلقی میشود.
فراتر از این، رهبران تهران باور دارند میتوانند با صادر کردن هزینهها به سراسر منطقه، مسیر تشدید تنش را شکل دهند.
با تهدید متحدان و شرکای منطقهای آمریکا، تهران محاسبه میکند که یک تقابل طولانی خیلی زود از نظر سیاسی و اقتصادی برای واشینگتن غیرجذاب خواهد شد.
در این برداشت، یک جنگ محدود میتواند نگرانیهای حقوق بشری را از دستورکار جهانی کنار بزند، شکافها میان متحدان غربی را آشکار کند، بازارهای انرژی را متلاطم سازد و در نهایت بازگشت به مذاکرات محدودتر را تحمیل کند.
با این حال، این راهبرد بر یک فرض خطرناک استوار است: کنترل.
جنگهایی که با انتظار مهار آغاز میشوند، به ندرت مهار میشوند.
در منطقهای پرنوسان و پر از سلاح و تسلیحات نظامی، زنجیرههای تشدید تنش بهسختی قابل مدیریتاند و اقداماتی که تهران بازدارنده میداند، ممکن است در واشینگتن بهعنوان «عبور از خطوط قرمز» تلقی شوند.
با این همه، مسیر روشن است.
جمهوری اسلامی به این جمعبندی رسیده که بر سر میز مذاکره میبازد، اما در تنش پایدار شاید بتواند دوام بیاورد، یا حتی اهرم فشار خود را بازیابد.
همین باور توضیح میدهد که چرا جنگ دیگر آخرین گزینه تلقی نمیشود، بلکه بهتدریج به مولفهای محاسبهشده، هرچند پرمخاطره، از راهبرد بقای نظام تبدیل شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیشنهاد ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، برای تمدید داوطلبانه یکساله محدودیتهای استقرار تسلیحات هستهای راهبردی پس از پایان معاهده «نیو استارت» را رد کرد و گفت واشینگتن بهدنبال توافقی «بهتر و مدرنتر» است که شامل چین نیز بشود.
خبرگزاری رویترز جمعه ۱۷ بهمن در گزارشی نوشت با پایان اعتبار معاهده «نیو استارت» که محدودیت استقرار کلاهکهای هستهای راهبردی را تعیین میکرد، عملا آخرین چارچوب کنترل تسلیحات میان آمریکا و روسیه از میان رفت.
ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت بهجای تمدید نیو استارت، «باید کارشناسان هستهای ما روی یک توافق جدید، بهتر و بهروز کار کنند» که در بلندمدت دوام داشته باشد.
او نیو استارت را «بد مذاکرهشده» خواند و گفت بهطور جدی نقض شده است.
اظهار نظری که به توقف بازرسیهای میدانی از سوی روسیه در سال ۲۰۲۳ اشاره دارد.
بر اساس این گزارش، طرفداران کنترل تسلیحات هشدار دادند که انقضای این معاهده به یک مسابقه تسلیحات هستهای شتابیافته دامن خواهد زد، در حالی که مخالفان آمریکایی گفتهاند این پیمان توانایی ایالات متحده را برای استقرار سلاحهای کافی بهمنظور جلوگیری از تهدیدات هستهای روسیه و چین محدود کرده است.
پیمان نیو استارت، آخرین مورد از مجموعهای از معاهدات کنترل تسلیحات میان دو قدرت بزرگ تسلیحات هستهای جهان بود که قدمت آن به بیش از نیم قرن پیش از جنگ سرد برمیگردد.
این پیمان تنها یک بار تمدید شد: پوتین و جو بایدن، رییسجمهوری سابق آمریکا، در سال ۲۰۲۱ با تمدید آن به مدت پنج سال موافقت کردند.
کارشناسان هشدار دادند پایان نیو استارت میتواند مسابقه تسلیحاتی هستهای را تشدید کند و با از میان رفتن شفافیت و پیشبینیپذیری، خطر محاسبه غلط را بالا ببرد.
ترامپ گفته است خواهان توافقی تازه با مشارکت چین است؛ کشوری که با حدود ۶۰۰ کلاهک، بهمراتب کمتر از آمریکا و روسیه (هرکدام حدود چهار هزار کلاهک) سلاح هستهای دارد و تاکنون مذاکره سهجانبه را نپذیرفته است.
به گفته تحلیلگران، در صورت نبود جایگزین، آمریکا و روسیه میتوانند ظرف چند سال صدها کلاهک بیشتر مستقر کنند. سناریویی که محیط امنیت جهانی را ناامنتر میکند.
همزمان با بازگشت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به مسیر گفتوگو با جمهوری اسلامی، این پرسش مطرح است که چرا دولت آمریکا در مقطعی که تهران زیر فشار شدید داخلی، منطقهای و بینالمللی قرار دارد، بار دیگر دیپلماسی را جایگزین فشار حداکثری کرده است.
هرب کینون، تحلیلگر امور خاورمیانه اورشلیم پست، جمعه ۱۷ بهمن نوشت تصمیم ترامپ برای بازگشت به مذاکرات، ابهامها و تناقضهای جدی به همراه دارد.
او در ادامه به پیام شش سال پیش رییسجمهوری آمریکا در شبکه ایکس اشاره کرد: «ایرانیها هیچوقت در جنگ پیروز نشدهاند، اما هیچوقت هم مذاکرهای را نباختهاند.»
اورشلیم پست با اشاره به سرکوب خونین معترضان در ایران در ادامه این تحلیل پرسیده است اگر به گفته ترامپ، جمهوری اسلامی در مذاکره شکستناپذیر است، چرا واشینگتن بهجای ادامه فشار نظامی و سیاسی، دوباره به دیپلماسی بازگشته است؟
بر اساس این گزارش، ترامپ در ماههای گذشته بارها رهبران جمهوری اسلامی را درباره کشتار معترضان تهدید کرد و حتی گفت «کمک در راه است».
این مواضع، بهویژه در داخل ایران، این تصور را ایجاد کرد که آمریکا ممکن است این بار فراتر از هشدارهای لفظی عمل کند. اما در عمل، پس از سرکوب اعتراضات، تمرکز آمریکا بهتدریج از خیابانهای ایران به میز مذاکره بازگشت.
به گفته کینون، این چرخش بیش از آن که نشانه تغییر نگاه به ماهیت جمهوری اسلامی باشد، بازتاب محدودیتهای راهبردی واشینگتن است: «دولت ترامپ نه برنامه روشنی برای سناریوی روز بعد از فروپاشی احتمالی حکومت ایران دارد و نه تمایلی به ورود به یک جنگ پرهزینه و غیرقابل کنترل در خاورمیانه.»
بر اساس این تحلیل، در چنین وضعیتی، «گزینه تغییر حکومت عملا کنار گذاشته شد و دیپلماسی، بهعنوان کمهزینهترین مسیر، دوباره در دستور کار قرار گرفت».
به نوشته اورشلیم پست، این دیپلماسی بار دیگر به پرونده هستهای تقلیل یافته است؛ موضوعی فنی و قابل مذاکره که تهران نیز تنها حاضر است درباره آن گفتوگو کند.
بازگشت تمرکز به سانتریفیوژها و غنیسازی، در حالی که سرکوب داخلی و مطالبه پاسخگویی عاملان آن از دستور کار خارج شده، این نگرانی را ایجاد کرده که جمهوری اسلامی از دل یکی از خونینترین بحرانهای داخلی خود، با نوعی بازسازی سیاسی و اقتصادی بیرون بیاید.
در نهایت، بازگشت ترامپ به میز مذاکره بیش از آن که نشانه قدرتنمایی باشد، قمار سیاسی پرخطری است؛ قماری که اگر به توافقی محدود و بدون توجه به رفتار داخلی و منطقهای تهران منجر شود، میتواند به تقویت حکومتی بینجامد که همچنان بحرانساز باقی مانده است.
از سوی دیگر، هاآرتص گزارش داد که تمرکز دولت ترامپ بر یک توافق محدود هستهای، نگرانی اسرائیل را افزایش داده و این بیم را ایجاد کرده که چنین توافقی به تثبیت حکومت ایران پس از سرکوب اعتراضات داخلی بینجامد، نه تغییر رفتار یا ساختار قدرت در تهران.
بر اساس این تحلیل، بحران میان ایران و آمریکا طی روزهای اخیر به سطحی از «لبه پرتگاه» رسیده است. جمهوری اسلامی ابتدا اعلام کرد دیدار نماینده ترامپ، استیو ویتکاف، با مقامهای ایرانی در عمان لغو شده، اما تنها ساعاتی بعد این تصمیم را پس گرفت.
هرچند مذاکرات همچنان در دستور کار قرار دارد، اما بهنوشته هاآرتص، احتمال دستیابی به توافقی جامع بسیار اندک است؛ چرا که اختلافات اساسی میان دو طرف پابرجاست و حکومت ایران تمایلی به عقبنشینی نشان نمیدهد.
وزارت امور خارجه کانادا پس از انتشار ویدویی از سوی ایران اینترنشنال که نشان میدهد یک خودرو زرهیِ متعلق به نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در شهر اردبیل، در شمالغرب ایران، معترضان را زیر میگیرد، کشتار معترضان و استفاده از خشونت از سوی حکومت ایران را بهشدت محکوم کرد.
وزارت امور خارجه کانادا پنجشنبه ۱۶ بهمن در پاسخ کتبی به ایراناینترنشنال اعلام کرد: «کانادا بهشدت کشتار معترضان، استفاده از خشونت، بازداشتهای خودسرانه و تاکتیکهای ارعابآمیز رژیم ایران علیه مردم خود را محکوم میکند.»
این وزارتخانه افزود که کانادا «به پاسخگو نگهداشتن ایران در قبال نقض حقوق بشر ادامه خواهد داد» و به اقداماتی اشاره کرد که طی دو سال گذشته برای حفظ فشار بر تهران و متحدانش انجام شده است.
با گذشت حدود یک ماه از اعتراضات میلیونی ۱۸ و ۱۹ دی، ویدیوهای مربوط به تجمعات این دو شب همچنان به ایراناینترنشنال میرسد و ابعاد تازه و هولناکی از سطح خشونت حکومت را به نمایش میگذارد. در یکی از این ویدیوها، حمله مرگبار نیروهای سرکوب با خودرو به معترضان در اردبیل دیده میشود.
تصاویر نشان میدهد خودرو زرهی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی با هدف زیر گرفتن معترضان در میدان یحیوی اردبیل، با سرعت زیاد به سوی مردم حرکت میکند و آنها را هدف قرار میدهد.
بر پایه اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، در پی این حمله خشونتبار، یک زن در محل جان خود را از دست داد و سه تن دیگر بهشدت مجروح شدند.
کانادا اوضاع را زیرنظر دارد
دولت کانادا با تاکید بر اینکه این اقدامات مصداق بارز نقض تعهدات بینالمللی در حوزه حقوق بشر است، خاطرنشان کرد که تحولات میدانی ایران را به دقت زیر نظر دارد.
وزارت امور خارجه کانادا در پاسخ خود به ایراناینترنشنال با اشاره به استراتژی فشار حداکثری بر تهران، فهرستی از اقدامات قاطع دو سال اخیر خود را بازخوانی کرد و از جمله به تروریستی اعلام کردن سپاه از سوی کانادا در ژوئن ۲۰۲۴ اشاره کرد.
در زمینه حمایت از تروریسم نیز اتاوا بار دیگر بر اقدام خود در دسامبر ۲۰۲۵ تاکید کرد که بر اساس آن، جایگاه جمهوری اسلامی به عنوان «دولت حامی تروریسم» اعلام شده است؛ اقدامی که راه را برای پیگیریهای حقوقی قربانیان هموارتر میکند.
در زمینه فهرست سیاه گروههای نیابتی نیز کانادا علاوه بر سپاه، بازوهای منطقهای جمهوری اسلامی شامل حوثیها، حماس و حزبالله نیز را در فهرست تروریستی خود قرار داده است.
فشار بینالمللی و همبستگی با متحدان
دولت کانادا با ارجاع به بیانیههای مشترک با وزرای خارجه گروه هفت، تاکید کرد که در سیاستهای خود برای منزوی کردن حکومت ایران، با شرکای بینالمللی همسو باقی خواهد ماند.
وزارت امور خارجه کانادا در پاسخ به ایراناینترنشنال تصریح کرد که این کشور به استفاده از تمامی ابزارهای دیپلماتیک برای حمایت از حقوق اولیه ایرانیان، از جمله حق تجمع مسالمتآمیز و آزادی بیان، ادامه خواهد داد.
پیشتر کانادا اعلام کرد که یکی از شهروندان این کشور در ایران و به دست مقامات ایرانی جان خود را از دست داده است.
آنیتا آناند، وزیر خارجه کانادا، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مقامات کنسولی ما با خانواده قربانی در کانادا در تماس هستند و عمیقترین مراتب تسلیت خود را به آنان ابراز میکنم.»
او افزود: «اعتراضات مسالمتآمیز مردم ایران که خواستار شنیدهشدن صدای خود در برابر سرکوب رژیم ایران و نقضهای مداوم حقوق بشر هستند باعث شده است که رژیم بهطور آشکار حرمت جان انسانها را نادیده بگیرد.»
پیشتر نیز وزارت امور خارجه کانادا اول بهمن در پاسخ به ایراناینترنشنال اعلام کرد کانادا در همبستگی با مردم ایران ایستاده و صدای شهروندانی را که خواهان رعایت حقوق بنیادین خود هستند، به رسمیت میشناسد.
کانادا در سال ۲۰۲۵، برای بیستوسومین سال متوالی، قطعنامهای درباره وضعیت حقوق بشر در ایران را در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رساند.
به گفته اتاوا، این قطعنامه توجه جامعه جهانی را به نقضهای حقوق بشری جمهوری اسلامی جلب کرده و خواستار برداشتن گامهای مشخص برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران شده است.
الاخبار، روزنامه نزدیک به حزبالله، گزارش داد «مقامهای امنیتی لبنان» بیم آن دارند که در صورت حمله آمریکا به ایران، سوریه در جبههای مشترک با اسرائیل علیه حزبالله وارد عمل شود.
بر اساس این گزارش که پنجشنبه ۱۶ بهمن منتشر شد، افزون بر برنامه سوریه برای برگزاری مانور نظامی، بهتازگی تحرکات نظامی غیرمعمولی در مرز لبنان رصد شده است.
الاخبار افزود در صورت آغاز کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی، لبنان «خارج از دایره آتش» باقی نخواهد ماند و ممکن است بار دیگر به عرصه «تسویهحسابهای منطقهای و بینالمللی» تبدیل شود.
این رسانه در حالی از احتمال درگیر شدن لبنان در منازعات منطقهای گفته است که نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان، ششم بهمن تهدید کرد: «اگر جنگی علیه ایران پیش بیاید، ما بیطرف نیستیم.»
علیاکبر ولایتی، مشاور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، ۱۶ بهمن در نامهای به قاسم تاکید کرد جمهوری اسلامی «ستون اصلی مقاومت» است و برای ایستادگی در برابر «هرگونه تهدید و دشمن خارجی» آمادگی دارد.
«محور مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر جهاد اسلامی، حزبالله، حشد شعبی، حماس و حوثیهای یمن، استفاده میکنند.
به گزارش الاخبار، احمد الشرع، رییسجمهوری سوریه، بهتازگی در دیداری محرمانه با مسئولان گروه تحریر الشام گفته است: «نوبت حزبالله فرارسیده و انتقام خود را فراموش نخواهیم کرد.»
این رسانه با اشاره به تحرکات میدانی در مرزها نوشت مجموعه نشانهها از وجود «برنامهای از پیش طراحیشده» حکایت دارد که هدف آن «بهرهبرداری» از تحولات منطقهای، بهویژه هرگونه رویارویی با حکومت ایران، برای گشودن جبههای جدید علیه حزبالله است.
الاخبار افزود پیوستن سوریه به کارزار مبارزه با تروریسم «عملا پوشش سیاسی آمریکا برای هرگونه اقدامات امنیتی یا نظامی بعدی» در مقابله با گروههایی مانند حزبالله است.
ایالات متحده آبانماه اعلام کرد دمشق از این پس در مقابله با داعش، سپاه پاسداران، حماس، حزبالله و دیگر «شبکههای تروریستی»، فعالانه با واشینگتن همکاری میکند و «شریک متعهدی» در تلاش جهانی برای تامین صلح خواهد بود.
حزبالله در کنار سپاه پاسداران نقشی کلیدی در بقای حکومت بشار اسد پس از آغاز جنگ داخلی سوریه ایفا کرد تا اینکه در نهایت مخالفان مسلح به رهبری گروه تحریر الشام توانستند در یک عملیات غافلگیرکننده، آذر ۱۴۰۳ به دمشق برسند و به بیش از پنج دهه حکومت خاندان اسد بر سوریه پایان دهند.
هماهنگی سوریه و اسرائیل برای مقابله با حزبالله؟
الاخبار در ادامه از «آرایش نظامی غیرعادی در امتداد مرز سوریه و لبنان» خبر داد و نوشت «یگانها و جنگجویان خارجی»، از جمله چچنی، ازبکستانی و اویغور، در این مناطق مستقر شدهاند.
این رسانه با استناد به «منابع امنیتی» نوشت: «آنچه در حال آمادهسازی است، با هماهنگی غیرمستقیم با اسرائیل انجام میشود.»
الاخبار همچنین برنامه ارتش سوریه برای برگزاری رزمایش در نزدیکی مرز لبنان در ۲۱ بهمن را «پوششی عملی» برای گسترش دامنه درگیریها در صورت حمله به جمهوری اسلامی دانست.
به نوشته این روزنامه، مقامهای سوری اخیرا حزبالله را به دخالت در امور داخلی خود و تامین تسلیحات برای برخی گروههای مخالف متهم کردهاند که این موضوع را میتوان بخشی از «زمینهسازی سیاسی و رسانهای برای ورود به مرحلهای جدید» ارزیابی کرد.
نواف سلام، نخستوزیر لبنان، ۱۴ بهمن با اشاره به سخنان اخیر دبیرکل حزبالله درباره حمایت از جمهوری اسلامی در صورت آغاز جنگ گفت: «ما هرگز اجازه نخواهیم داد کسی کشور را به ماجراجویی دیگری بکشاند.»