علیحسین قاضیزاده، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گفت: «علی خامنهای صریحا معتقد است آنچه این حکومت را حفظ کرده، برنامه موشکی است و اگر امروز او منطقه را تهدید به جنگ میکند، به خاطر همین برنامه موشکی است.»
قاضیزاده تاکید کرد: «امکان ندارد آمریکاییها از مسیری که طی کردهاند بازگردند، مگر آنکه برنامه موشکی جمهوری اسلامی را نابود کنند.»






در حالی که تنشها میان واشینگتن و تهران همچنان ادامه دارد، نقش چین در این مناقشه بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. اکنون این پرسش مطرح میشود که پکن تا چه حد آماده حمایت از جمهوری اسلامی است و در صورت بروز درگیری با ایالات متحده، چه خط قرمزهایی برای خود در نظر خواهد گرفت.
دویچهوله شامگاه شنبه ۱۲ بهمن در گزارشی به تحولات اخیر ایران در سایه انقلاب ملی پرداخت و نوشت بر اساس گزارشها، چین به جمهوری اسلامی برای قطع کامل راههای ارتباطی در جریان اعتراضات یاری رسانده است.
اکنون با آرایش نظامی آمریکا در منطقه و افزایش گمانهزنیها درباره احتمال حمله به جمهوری اسلامی، روند تحولات وارد مرحلهای تازه شده و ابعاد متفاوتی پیدا کرده است.
وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، ۲۵ دی تهدیدات آمریکا را نشانه بازگشت به «قانون جنگل» دانست و در مقابل، بر آمادگی پکن برای ایفای «نقشی سازنده» در کمک به حفظ «اتحاد» حکومت و مردم ایران تاکید کرد.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

در حالی که تنشها میان واشینگتن و تهران همچنان ادامه دارد، نقش چین در این مناقشه بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. اکنون این پرسش مطرح میشود که پکن تا چه حد آماده حمایت از جمهوری اسلامی است و در صورت بروز درگیری با ایالات متحده، چه خط قرمزهایی برای خود در نظر خواهد گرفت.
دویچهوله شامگاه شنبه ۱۲ بهمن در گزارشی به تحولات اخیر ایران در سایه انقلاب ملی پرداخت و نوشت بر اساس گزارشها، چین به جمهوری اسلامی برای قطع کامل راههای ارتباطی در جریان اعتراضات یاری رسانده است.
اکنون با آرایش نظامی آمریکا در منطقه و افزایش گمانهزنیها درباره احتمال حمله به جمهوری اسلامی، روند تحولات وارد مرحلهای تازه شده و ابعاد متفاوتی پیدا کرده است.
وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، ۲۵ دی تهدیدات آمریکا را نشانه بازگشت به «قانون جنگل» دانست و در مقابل، بر آمادگی پکن برای ایفای «نقشی سازنده» در کمک به حفظ «اتحاد» حکومت و مردم ایران تاکید کرد.
در تحولی دیگر، رسانههای حکومتی در ایران از برگزاری مانور دریایی مشترک جمهوری اسلامی، چین و روسیه در اواخر بهمنماه در اقیانوس هند خبر دادهاند.
در شبکههای اجتماعی نیز روایتهای تاییدنشدهای از کمک نظامی چین به جمهوری اسلامی و حتی احتمال مداخله پکن در صورت حمله آمریکا به ایران به چشم میخورند.
پیشتر در آذرماه، نشریه اینسایدر گزارش داد چین به ارائهدهنده و فروشنده اصلی تسلیحات به جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
با این حال، همچنان روشن نیست پکن تا چه اندازه آماده هزینه دادن در این معادله است و آیا در صورت عبور تنشها از سطح سیاسی، چین نیز از حمایتهای لفظی و نمادین فراتر خواهد رفت یا نه.
رویکرد چین در قبال ایران ماهیتی «عملگرایانه» دارد
حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر خاورمیانه در موسسه بینالمللی مطالعات راهبردی برلین، در مصاحبه با دویچهوله گفت نقش چین در ایران و منطقه عمدتا ماهیتی «عملگرایانه» دارد و نباید تعهد پکن به دفاع از جمهوری اسلامی را بزرگنمایی کرد.
او افزود: «چین پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل بهعنوان در جایگاه مدافع قاطع ایران ظاهر نشد و بعید است در صورت مداخله نظامی احتمالی آمریکا نیز چنین نقشی ایفا کند.»
این در حالی است که چین در برابر برخی شرکای منطقهای خود رویکرد متفاوتی دارد. در درگیریهای سال ۲۰۲۵ میان هند و پاکستان بر سر کشمیر، پکن بنا بر گزارش منابع مختلف از جمله مقامهای نظامی هند، حمایتهای نظامی ملموسی به پاکستان ارائه داد.
عزیزی تاکید کرد چنین سطحی از حمایت چین تاکنون در مورد حکومت ایران مشاهده نشده است.
۲۶ آذر، وبسایت سنگاپوری «تینک چاینا» در تحلیلی تاکید کرد حمایت چین از ایران مرزهایی دارد که پکن از آن عبور نمیکند.
چین ایران را مقصدی پرریسک برای سرمایهگذاری میداند
دویچهوله در ادامه نوشت روابط ایران و چین عمدتا در چارچوب تقابل تهران با واشینگتن تعریف میشود؛ هرچند تحریمهای آمریکا جمهوری اسلامی را به چین نزدیکتر کردهاند، اما همزمان مانع سرمایهگذاری گسترده چین شده و دامنه حضور اقتصادی پکن در ایران را محدود کردهاند.
عزیزی گفت: «در مقطع کنونی، به نظر میرسد پکن بیش از آنکه بر تضمین بقای حکومت ایران تمرکز داشته باشد، بر مخالفت با اقدامات یکجانبه آمریکا متمرکز است.»
به گفته این تحلیلگر، وقوع ناآرامیهای مکرر طی سالها و فساد فراگیر در ایران این تصور را در میان تصمیمگیران چینی تقویت کرده که ایران تحت رهبری کنونی مقصدی پرریسک برای سرمایهگذاری به شمار میآید.
این احتیاط بهویژه در شکاف چشمگیر میان حجم تجارت چین با ایران و مبادلات این کشور با سایر کشورهای خلیج فارس دیده میشود.
بر اساس گزارش اندیشکده «آسیاهوس» مستقر در لندن، مجموع تجارت چین با شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی، در سال ۲۰۲۴ به حدود ۲۵۷ میلیارد دلار رسید.
در مقابل، طبق آمار رسمی پکن، تجارت دوجانبه چین با ایران در همان سال تنها بخش کوچکی از این رقم بود و به کمتر از ۱۴ میلیارد دلار محدود شد.
عزیزی در همین رابطه گفت هرچند چین خواهان ثبات منطقه برای حفظ منافع گسترده اقتصادی و انرژی خود است، اما بعید است برای دفاع از حکومت ایران بهطور ویژه وارد عمل شود.
او اضافه کرد: «واقعیت این است که بیش از آنکه چین به ایران نیاز داشته باشد، ایران به چین نیازمند است.»
مهناز افشار، بازیگر سینما، در برنامه هتتریک درباره برگزاری جشنواره فجر همزمان با سوگواری مردم ایران در نبود جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان، گفت: «این جشنواره همیشه از ما برای حفظ جمهوری اسلامی استفاده کرده است. شرکت کردن در این جشنواره پا گذاشتن روی خون مردمی است که توقع داشتند صدایشان باشید.»
او افزود: «چرا صبر نکنیم که جایزهای شبیه جایزه سپاس که آقای بیضایی و آقای فنیزاده از شهبانو گرفتند را دریافت نکنیم؟ چه نیازی به جایزه این حکومت داریم؟ حضور در جشنواره فجر یعنی مهر تایید بر حکومت جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی تمام شده است.»
در پی گزارشها درباره انفجارهایی در بندرعباس و دیگر نقاط ایران، همزمان با تشدید فشارهای نظامی آمریکا و تلاشهای میانجیگرانه ترکیه، روزنامه هاآرتص نوشت تهران و واشینگتن در فضایی از «ابهام راهبردی» گرفتار شدهاند و مسیر دیپلماسی همچنان نامشخص است.
هاآرتص در تحلیلی نوشت همزمانی این گزارشها فضایی را ایجاد کرده که هنوز مشخص نیست نشانه آغاز مرحلهای تازه از اعتراضات داخلی، عملیات خرابکارانه یا مقدمهای برای درگیری نظامی خارجی باشد.
بر اساس این گزارش، در روزهای اخیر خبر انفجار در بندرعباس و گزارشهایی از حوادث مشابه در نقاط مختلف ایران موجی از گمانهزنیها را برانگیخته است. دولت ایران اغلب این حوادث را به نقصهای فنی نسبت داده، اما تداوم، گستره جغرافیایی و همزمانی آنها با تحولات پس از جنگ ۱۲روزه با اسرائیل، باعث تردید افکار عمومی شده است.

هاآرتص یادآوری کرده که ایران پیشتر نیز شاهد حملات «تروریستی» از سوی گروههایی مانند مجاهدین خلق، جریانهای جداییطلب بلوچ و کرد و شاخه افغانستان داعش بوده است.
نویسنده گزارش تاکید کرده که نسبت دادن انفجارهای اخیر به «نخستین نشانه» آغاز حمله آمریکا باید با احتیاط همراه باشد؛ چرا که واشینگتن هنوز بهطور رسمی مسیر دیپلماسی را کنار نگذاشته است.
با این حال، تنها نشانه ملموس از نیت آمریکا، افزایش قابلتوجه حضور نظامی در منطقه است؛ اقدامی که به گفته هاآرتص، حلقه فشار بالقوه پیرامون ایران را تنگتر کرده است.
ادامه این گزارش را اینجا بخوانید
آنچه جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراضات سراسری سالهای اخیر به کار گرفته، تنها مجموعهای از ابزارهای سرکوب نیست. ما با تغییر در منطق اعمال قدرت مواجه شدهایم. تغییری که در آن تحقیر، نه پیامد ناخواسته خشونت، بلکه جزو آگاهانه و مرکزی سیاست حکمرانی شده است.
پروژه «تحقیر معترض» که از خیزشهای پیشین آغاز شد و در اعتراضات ۱۴۰۴ به اوج رسید، نشان میدهد هدف قدرت حاکم دیگر فقط کنترل خیابان یا خاموش کردن اعتراض نیست، بلکه بهدنبال زدودن انسانیت معترض و قطع پیوندهای عاطفی و اخلاقی جامعه با اوست.
ویدیوی پخششده از شبکه افق، وابسته به سپاه پاسداران، که در آن مجری با لحنی تمسخرآمیز و حرکاتی اغراقشده، نگهداری پیکر کشتهشدگان در «کانتینر» و «یخچال» را به یک سوال تبدیل کرده، در همین چارچوب فهمیده میشود.
این ویدیو نه لغزش زبانی است و نه شوخی فردی یک مجری. آنچه میبینیم، بیانیه تصویری یک نظم سیاسی است. لحظهای که سرکوبگران، تحقیر را از میدان سرکوب به قاب رسمی رسانه منتقل میکنند و مرگ معترضان به موضوع خنده بدل میشود.
اینجا با عادیسازی خشونت طرف نیستیم. با مبتذل کردن مرگ روبهرو هستیم.
متن کامل این تحلیل نوشته نعیمه دوستدار را اینجا بخوانید